صدای معلم
جمعه, 10 شهریور 1396 05:24

معلمان و شغل دوم ؟!

معلمان و شغل دوم و تبعات آن  از مهمترین ویژگی های یک معلم ، مطالعه آزاد و دسترسی به دانش روز است. و در کنار این مهم ، مطالعه ی درس فردا و تسلط بر آن است که نبود این امر توسط آموزش های ضمن خدمت نیز تلافی نمی گردد،چون تنها هدف این آموزش ها کسب امتیاز ارزشیابی و رتبه بندی است و کُتب تعیین شده برای آزمون از استانداردهای لازم در جهت انطباق با تخصص و دانش روز را ندارد و دیگر آن که آموزش ضمن خدمت اکثرا به طور غیرحضوری و با معرفی یک کتاب یا بخشی از آن اعمال می گردد که هدف صرفه جویی در بودجه و زمان را تعقیب می کند. و حتی برای کلاس های علوم پایه نیز، دوره های عملی ندارد.

اما متأسفانه بنا به دلیل عدم تأمین زندگی معلمان در حد استانداردهای سایر مشاغل کشور، و اجبار آنان به دو شغله بودن یا تدریس اضافی یا تدریس خصوصی و یا تدریس آموزشگاهی ،( برای به حداقل رساندن تنگناهای زندگی )، فرصت ، انگیزه و انرژی و توان لازم برای این مهم باقی نمی ماند.
آری ؛ یک دبیر یا.... مجبور است گاه روزانه 12 تا 18 ساعت و شاید حتی بیشتر، تدریس نماید تا خلاهای زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند. مسئولین آموزش و پرورش، این دبیر به خاطر زیاده خواهی خود یا زن و فرزندانش به این امر دست نمی زند شما او را به این ورطه ی ناچاری برای تداوم زندگی اش گسیل داشته اید.
حال اضافه تدریس برای شأن یک معلم تناسب دارد فقط خستگی بیش از حد و ناتوانی او در ادامه روزهای بعدی سال تحصیلی را موجب می شود.( در علم مدیریت ، تیلور اعتقاد داشت که اگر ما بین ساعات کاری کارگران زنگ تنفسی باشد هم قوای آنان تجدید می شود و هم با یکدیگر بودن آنها حس همدلی برای کار بیشتر را افزایش می دهد و سطح تولید افزایش می یابد وکار کردن مداوم باعث کاهش کارآیی در روزهای بعد می گردد).

اما متأسفانه پرداختن به شغل دوم که گاه شغل کاذب و دور از جایگاه معلمی است ،ارزش های والای معلمی را خفیف تر می سازد.( برای حفظ حرمت مشاغل، شغل دوم فرهنگیان را ذکر نمی کنم که اهانتی به آنان نشود،کار کردن به بیکاری و بطالت شرف دارد اما نه هر شغلی آن هم برای معلمین)

آری  !

این هم از عمده مشکلات فرهنگیان است که نظام آموزش و پرورش جرأت طرح و مذمت آن را ندارد چون علامت فلش به سوی خود آنان رها خواهد شد. اگر غیر از این است چرا 24 ساعت تدریس تعیین گردیده است ؟ اگر غیر از این است چرا بعد 20 سال خدمت ،ساعت تدریس یک دبیر به 20 ساعت تقلیل می یابد؟ پس دلایل و بایدها بررسی و قانون اعمال شده است.
یک معلم برای اضافه تدریس یا شغل دوم خودش مجبور است اما یک نظام آموزشی از این امر، اثرات تخریبی جبران ناپذیری را متحمل می شود. در این بین فقط سلامتی خود فرد فرهنگی آسیب نمی بیند ، در این بین فقط حق دانش آموز برای داشتن یک دبیر خوش اخلاق و با روحیه از بین نمی رود ، بلکه خانواده و روابط خانوادگی ، او هم متزلزل می شود .

آری  ؛ در روابط اجتماعی همه چیز به یکدیگر تنیده شده است ، چون در روابط اجتماعی تکلیف یک نقش حقوق نقش دیگر است و بالعکس.
این همه فغان برای حق و حقوق فرهنگیان برای خوردن گوشت بیشتر یا لباس بیشتر یا... نیست برای هزار و یک بدبختی نهان و عیان است که مدیریت های انجمادی و تقلیدی و دگماتیسیم در طی سالیان ، بر ما تحمیل و در درونمان نهادی کرده اند .
شما قرار نیست فقط به فریاد ما فرهنگیان برسید، شما قرار است تداوم نظام سیاسی را ممکن سازید ، شما قرار است آینده سازان نظام سیاسی را دریابید، شما قرار است سلامتی و تداوم نظام آموزشی را تضمین نمایید ، شما قرار است سلامتی روحی وروانی وجسمی کسانی را تضمین نمایید که دوام همه در کشور به حضور آنان بستگی دارد. بعد والدین همه چیز شما در دستان ما معلمین و نظام آموزشی ماست.
پس دریابید همه آلام و دردهای نظام آموزش و پرورش را تا شاید در نقشه سیستم های آموزشی برتر جهان ، ما هم رؤیت شویم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

سخنان اسحاق جهانگیری در مورد باردهی پایین مدارس

در راستای افاضات آقای جهانگیری در باب اینکه بازدهی پایین است و ما چند هزار دانش آموز دادیم به مدارس غیرانتفاعی و با یک سوم هزینه اداره شد! برادر عزیز این خلط مبحث و مغالطه است، امروز سیل بیکاران پشت درهای" کار "جمع شده اند و مستاصل و افسرده مصداق بارز " الغریق یتشبث بکل حشیش " اند! و با کم ترین دستمزد حتا در مدارس خصوصی کار می کنند تا باری از دوش خانواده بردارند و سرگرم باشند!

آنها به دست صاحبان این مدارس استثمار می شوند!

دیگر اینکه شما دانش آموزان را الک می کنید و آنها را دانه بندی می کنید ؛ مثل میوه! مرغوب ها را به تیزهوشان، نمونه، فرهنگ، انرژی اتمی و سلام و .... می دهید الباقی را به دامان ما می سپاریدو توقع دارید با این تبعیض خلاف صریح قانون اساسی، ما کار خود را به نحو احسن انجام دهیم!

زهی خیال باطل!

شاید شما می پندارید معلمان و مردم و دانش آموزان نمی فهمند! یا متوجه مطلب نیستند!

شما می خواهید ناتوانی خود را به گردن مدارس دولتی و آموزش و پرورش بیندازید، ولی گذر زمان و تاریخ همه چیز را نشان خواهد داد ...

امروز آموزش و پرورش ما در بهترین حالت خود برای کشورهایی که به آنان روباه پیر، استعمار بزرگ و..... می گوییم، با کیفیت ترین نیروهای متخصص را به " رایگان " تربیت می کند! هیچ کس حرفی نمی زند! یا می دانند و چنین می کنند، پس شما بفرمایید نام این کار چیست؟ یا نمی دانند و چنین می کنند که این نیز عذر بدتر از گناه است و نشانه عدم صلاحیت و اهلیت کارگزاران امر است!

کنکور چیست؟

این که همه بزرگان در مضرات آن داد سخن داده اند! شما و مدیران قبل از شما چرا و چگونه تا کنون این معضل بزرگ را حل نکرده اند؟

تو گویی اگر کسی به دانشگاه نرود، به درد هیچ کاری نمی خورد! آیا دانشگاههای ما بازدهی دارند؟ کجا ببینیم بازده آنها را؟ در صنایع خودرو سازی؟ لوازم خانگی؟ در مدیریت ترافیک؟ در بوروکراسی بدخیم ادارات؟ در آلودگی هوا، در خشک شدن دریاچه ها و رودخانه ها؟ در سد گتوند؟ در بیابان زایی هر روزه؟

در اینکه ما بیشترین روزهای آفتابی را داریم با آفتابی پر زور و بی امان ولی هیچ نیروی برق خورشیدی که پاک و سالم است تولید نمی کنیم و به جای آن با نیروگاه های فسیلِ فسیلی هوارا آلوده کرده و برقی بسیار گران تولید می کنیم؟

در سدهای برق آبی که به قیمت خشک کردن رودخانه ها و تالابها برق تولید می کنیم؟ در سیستم کنترل زباله هایمان طلای کثیف؟ در وضعیت باز هم تبعیض آلود درمانی و بیمه؟ در بانک؟ که آقای وزیر و سایر متخصصان شما خود می گویند بانکداری ما عقب افتاده و مانع تولید است؟ در جنگل داری و مراتع؟ در قاچاق کالا و ارز؟ در ساختمان سازی؟ که بزرگترین عامل هدر رفت انرژی اند؟

در زمستان و تابستان به دلیل کیفیت بد و تکنولوژی پایین ساخت و عایق نبودن بیشترین پرت انرژی را دارند؟ در کشاورزی؟ که هنوز با آبیاری غلط و سیستم عقب افتاده بیشترین هدر رفت آب را دارد؟ در استفاده از سم و کود که بیشترین آلودگی را در غذای مردم ایجاد کرده است؟ در پراید و سمند و پژو؟ در کجا معجزات شما بهتر قابل رویت است؟ فرافکنی و گم شدن پشت کوه مشکلات تا کی؟ گفتار درمانی از نوع خام و نسنجیده تا کی؟ چرا از بهترین و متخصص ترین مردان و زنان این مملکت استفاده نمی شود؟

من از روزی که بچه بودم و در دوره ابتدایی همین افراد را در ساختار اداری مملکت می دیدم تا کنون! چرا مدارس و البته دانشگاههای ما مدیر نخبه و متخصص و کارآمد تولید نکرده است؟ مقصر کیست؟

البته حتما به نظر شما معلمان! من تا کنون در حوزه کاری خودم به مدیر توانمند، کاربلد و مبتکر و پیشرو یا دست کم اهل مطالعه ندیده ام! درد بسیار است و حالمان بد!

به امید خدا موفق باشید!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

حقوق قانونی فرهنگیان و ساعت کاری معلمان  هر مناظره را می توانیم یک گفت و گوی دو طرفه با یک سری استدلال های منطقی یا غیر منطقی، همراه با نتایجی منطقی یا غیرمنطقی بدانیم.
طرفین هر مناظره با ارائه دلایلی سعی در غلبه بر عقیده طرف مقابل و یا متقاعد کردن وی دارند.
برای شکست رقیب یا نشان دادن استدلال غلط وی به جای حمله ، باید به نقاط پنهان شده در استدلال او اشاره کرد.
شناخت استدلال های طرف مقابل، مهمترین نقطه آغاز مقابله با یک استدلال غلط است.
سان تزو (پدر تفکر استراتژیک) می گوید: به جای حمله به دشمن، استراتژی او را مورد حمله قرار بدهید.
روش مقابله با یک استدلال غلط چگونه است؟
نخست نوع خطا را عنوان کنیم.
سپس ، بگوییم که چرا استدلال غلط است.
در مرحله بعد ، مثالی برای اثبات اینکه استدلال غلط است بزنیم.
در پایان، آن استدلال را برای همیشه کنار بگذاریم تا در آینده هیچ کس نتواند به آن رجوع کند.
چرا استدلال اینکه معلمان چون حقوق می گیرد پس باید تمام شرایط شغلی خود را قبول کنند و اگر قبول و رعایت نکند حقوق آنها حرام است، غلط است؟
عزیزان بهتر است بدانیم هر عضو جامعه برای اینکه خود را فردی مسئول در برابر جامعه و نسبت به وظایف شهروندی خود بداند ، نیازمند به دریافت ابتدایی ترین حقوق شهروندی خود است. به نحوی که این فرد هم به جامعه احساس دین کند و هم بتواند با بهره مندی از امکانات موجود همزمان با رفع نیاز ها ی خود ، نتیجه یا خروجی سالمی را نیز ارائه کند.
در اینکه هر معلم در جایگاه ش موظف به انجام وظایف خود است هیچ بحث و شکی نیست.
اما اینکه یک طرفه به موضوع نگاه کنیم و یا فقط بر این استدلال حکم کنیم که ، چونکه معلم حقوقی دریافت می کند پس اگر شرایط حاکم بر شغل خود را نپذیرد حقوق ش حرام است. صد درصد گرفتار مغالطه ی بیش نیستم.
اما به راستی چرا این گفتار غلط است؟
برای اثبات این ادعای خود ابتدا امر باید به قانون اساسی کشورمان رجوع کنیم .
در اصل سوم قانون اساسی کشورمان به روشنی آمده است:
رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه شهروندان درتمام زمينه هاي مادي و معنوي وظیفه حکومت است.پي ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه نیز جزء وظایف حکومت است.
حال سوالی پیش می آید که آیا معلمان کشور از این دو بند ابتدایی قانون اساسی کشورمان به مانند سایر افراد شاغل در بدنه دولت برخوردارند یا خیر؟
آیا ما می توانیم افراد را با پرداخت دستمزدی کمتر از حق خود به کاری بگماریم و بعد اگر آن شخص در کار خود کوچک ترین کوتاهی را کرد دستمزد نا حقش را لقمه حرام بنامیم؟ چه راحت فتوا صادر می کنیم ! فتوای که نه تنها در تخصص یک شخص عادی جامعه نیست بلکه ظلمی است بر حقوق پایمال شده تمام کسانی که در ازای کار و تخصص خود حقوقی ناچیز دریافت می کنند.ظلمی که بدون تحلیل اینکه آیا این میزان حقوق طبق اصل سوم قانون اساسی کشور فاقد تبعیضات ناروا نیست؟


در مرحله دوم
گفته می شود زمان هر کلاس درس کم است.
آیا زمان کلاسهای درسی تا کنون توسط کارشناسان امر مورد بررسی قرار نگرفته است؟ آیا این زمان ها بدون کار کارشناسی تعیین شده است؟ آیا همیشه کم بودن دلیل بر سادگی یا بی ارزش بودن است؟
قطعا مدت زمان نود دقیقه ی کلاسهای درسی دلیلی بر سادگی یا کوتاه بودن آن نیست. که اگر مبنا بر این بود، مثلا مسابقات دوی صد متر می بایست بی ارزش ترین مدل دو میدانی و آسان ترین آنها بود. در حالی که با ارزش ترین مدل کل مسابقات جهانی ، کسب مقام نخست در مسابقه ی است که تنها زیر ده ثانیه ای طول می برد.
بارها در نوشته های پیشین خود گفته ام رابطه مستقیمی بین داده و ستانده است.
بله ؛ اگر معلمان کشور از هر لحاظ تامین بودند و سپس کوچک ترین کوتاهی می کردند لایق شدید ترین برخوردها بودند. اما نه اینکه ما حقوق اولیه ذکر شده در قانون اساسی کشور را در خصوص معلمان رعایت نکرده ایم و از آنها انتظار داریم با نگاه بخیل گونه که خدای نکرده یک دقیقه دیر سر کلاس بروند! هر چند به نظر نگارنده برعکس تفکر عده ی پشت میز نشین و دور از محیط کلاسی معلمان امروز ما ، چندین و چند برابر حقوق دریافتی زیر خط فقر خود در حال خدمت صادقانه هستند و نه تنها کسی برگردندشان حقی ندارد بلکه همه جامعه وام دار آنها هستند.

به راستی ما به معلمان چه داده ایم که این چنین بر آنها می تازیم!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی
چهارشنبه, 01 شهریور 1396 10:07

من نمی فهمم ولی قلم می زنم!

ماراتن انتخاب وزیر و حواشی آن به نحو چندش آوری تفرقه انگیز بود/ در دو ماه گذشته وضعیت اسفناکی را تجربه نمودیم/ احترام ؛  غایب اصلی این صحنه ها بود و شاید بتوان گفت سیاست ورزی  ما دست کمی از جنگ نداشت/ شاید ریشه این شکاف در یک اختلاف عمیق و ناپیداتر بین دو جهان شخصیتی و خود پنداری  توهمی- تخاصمی نهفته است/ بعضی از ما به نفهمیدنمان می نازیم/ من نمی فهمم ولی عوضش احساس مسئولیت هم نمی کنم/ در این اوضاع بلبشوی هرج و مرج گونه، گاهی دلم برای زمانی که زبان ها بسته و قلم ها شکسته بود، تنگ می شود/ با تمام این نکات  مایوس کننده، نا امیدی کفر است و ما راهی به جز تداوم گفت وگو نداریم

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/ معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش جزییات نظام معلمی را تشریح کرد و گفت: این نظام به صورت لایحه به دولت ارائه شده است.

گروه اخبار/

سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش روحانی شد

« سیدمحمد بطحایی » امروز (یکشنبه 29 مرداد) در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی از 288   رای ماخوذه، با کسب 238 رای موافق، 35 رای مخالف و 13رای ممتنع توانست حائز اکثریت آرای نمایندگان مجلس شود و لذا وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی شد.

انتهای پیام/

نظرسنجی

آیا از نظر شما دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی در امور آموزش و پرورش از نوع " تخصصی " است ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور