صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

چهارشنبه, 28 شهریور 1397 ساعت 11:52

آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی

گروه رسانه/

ماده 6- منابع انسانی برای تشکیل گروه های آموزشی بر اساس ضرایب جدول زیر ( ساعات تدریس موظف و غیر موظف- دولتی و غیر دولتی ) اختصاص می یابد و اعتبارات لازم برای فعالیت اعضای  گروه ها، از محل اعتبارات وزارت آموزش و پرورش تامین و ابلاغ می شود.

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

در این بحث و در ادامۀ بخش اول که در آن با تعریف کودک و خلاقیت به نظر واحد نزدیک شدیم و از سادگی تحقق خلاقیت لذت بردیم به بررسی تعدادی از عوامل مؤثر از بین برندۀ قدرت خلاقیت کودکان می پردازم :

ا ) امر و نهی کردن : تعیین تکلیف برای انجام کاری یا مذمت و منع از انجام کاری ، باعث از بین رفتن اعتماد به نفس کودکان می گردد. برخی از بزرگسالان خود معترفند که اصلا اعتماد به نفس ندارند و از انجام کارهای محوله یا پذیرش مسئولیت واهمه دارند، چون در کودکی والدین چنین اشخاصی بزرگ ترین و مهم ترین وظیفه خود را امر و نهی کردن برای کودک دانسته اند. یا شاید برخی با بالا رفتن سن ، اعتماد به نفس دوران کودک و جوانی خود را از دست بدهند اما اعتماد به نفس هرگز در وجود چنین کودکانی جوانه نمی زند که روزی قصد از بین رفتن هم داشته باشد. امر و نهی کردن به کودک از سوی والدین یا معلم ، باعث سردرگمی کودک در تشخیص موقعیت می گردد لذا تمرکز و دقت کودک در انجام کارها کاهش می یابد و قدرمسلم دیگر امکانی برای اندیشیدن و یا خلاقیت توسط کودک باقی نمی ماند.

2 ) الگو دادن به کودک : تعیین جهت یا مبنای عمل برای کودک یعنی از بین رفتن خلاقیت او. یعنی مسدود ساختن قدرت تفکر. یعنی اندیشیدن به جای او و برای او . یعنی از بین بردن توانایی مشورت و همفکری و ارادۀ کودک. فراموش نکنیم که الگوهای رفتاری ما مربوط به جامعه پذیری دوران کودکی ماست و یقین تناسب یا همگنی با الگوهای رفتاری متناسب زمان کودکان ما که فاصله یک نسل است را ندارد. بسیاری از الگوهای کارکردی و یا رفتاری ما تاریخ مصرف خود را نسبت به شرایط زمانی و حتی مکانی از دست داده اند و کارآئی لازم برای امروز یاکودکان روز را ندارند. الگو دادن ما برای کودکان یعنی مسدود ساختن دریچۀ نگرش و بینش او. یعنی فلج سازی قدرت تخیل و خلاقیت.

3 ) بی اهمیت جلوه دادن کار کودک : هر کودکی در حد توان خود دوست دارد تا نقاشی ترسیم نماید و یا به نظر خود نحوه نوشتن کلماتی را شبیه سازی و یا با تکه های اسباب بازی خود خانه و در و پنجره ای بسازد و.... بی توجهی ما به این کارهای کوچک یا اهمیت ندادن ما به آنها و حتی نگاه نکردن ما به کارهای کودک که گاه چانه ما را گرفته و سعی می کند تا نیم نگاهی داشته باشیم ، عامل دلسردی و بی انگیزه شدن کودک خواهد شد. تسلسل رشد توانیی او گاه تند و گاه کُند است لذا وظیفه والدین و معلمان دقت در کارهای کوچک کودکان است تا با تشویق و حمایت های مستمر ما از کارهای آنان امکان ایجاد خودباوری و رشد و تقویت رفتارهای مثبت و مفید در او تقویت شود که این جریان به ایجاد خلاقیت و جهت دهی بیشتر و عمیق تر در انجام کارها منجر خواهد شد.

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

4 ) قوانین خشک و بدون تغییر : احتمالا قوانین رسمی هر کشوری خشک و قاطع هست و لزوما نیز باید همین طورهم باشد اما هیچ قانونی برای ابدالدهر وضع نمی گردد و می بایست نسبت به شرایط مکانی و زمانی تغییر کند. برای همین قوانین موجود در خانواده و مدرسه برای کودکان می بایست منعطف و قابل تغییر باشد. اگر قرار باشد نوع برخورد قوانین ما در هر تکرار خطا و یا حتی کار خوشایند از سوی کودکان یکسان و همانند باشد ، آنان خود را در یک پادگان نظامی تصورخواهند کرد که ابتدا و انتهای عملکرد در آن واحد و بر اساس تبعیت بی چون و چرا از قانون مشخص است، تا حال در کدام سربازخانه ای ، خلاقیتی از سوی سربازان صورت گرفته است ؟ چرا ؟ چون حاکمیت زور با قوانین غیر قابل انعطاف خود امکان تبلور و ظهورهر نوع تفکر نو را از آنان می گیرد. سرباز قرار است نیروی دفاعی کشور در مقابل تجاوزات دشمن خارجی باشد پس سختی و خشکی از ویژگی های اجتناب ناپذیر یک پادگان آموزشی است. دخالت احساس در قوانین نظامی ، تردید جنگیدن را در فرد به وجود می آورد . اما قوانین ما در خانواده و مدرسه باید بر اساس رشد سالیانه آنان در سنین مختلف ، متفاوت باشد تا کودک روزنه ای برای ابراز وجود و رشد خلاقیت خود بیابد . ما کودکان را فقط با قوانین دو دو تا آشنا نمی سازیم بلکه احساس در نوع برخورد ما نسبت به او از درجۀ شدت بیشتری برخوردار است چون کم سن و سال است و به حمایت همه جانبه ما نیازمند است. پس حضور قوانین خشک و انعطاف ناپذیر در دو نهاد بنیادی جامعه پذیری کودک یعنی خانواده و مدرسه ، ماهیت خلق موقعیت جدید برای تجربه کردن را از بین می برد .

5) ترساندن کودک از شکست : برخی به جای نشان دادن آثار یا نتایج مثبت و مفید یک مسیر یا یک بازی ، ابتدا به ساکن کودک را از انجام آن باز می دارند. اگر بالای درخت بروی می افتی و دست و پایت می شکند و یا اگر هنگام دعوا کردن نزنی و بترسی ، حسابی کتک می خوری و..... ما به تحلیل موضوع یا آماده سازی او برای برخورد با مسأله نمی پردازیم بلکه یا او را از انجام کار منع می کنیم و یا او را تشویق به نشان دادن واکنشی خاص می نمائیم و اجازه نمی دهیم به اصل تجربه کردن دست یابد.

عادت دیرین والدین : به بخاری یا آتش دست نزن می سوزی !! به چاقو دست نزن دستت را می بری !! پس آزمایش و خطا برای چه امری است ؟ او کی باید مجالی برای کردن و نتیجه گیری داشته باشد ؟ لابد پس از بزرگ شدن و بتدریج . ترساندن کودک با احتمال شکست در انجام هر کاری اعتماد به نفس او را از بین برده و او از انجام تجربه های جدید باز می ماند لذا هرگز مجالی برای خلاقیت در قِبال موقعیت های تازه نخواهد داشت.

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

6 ) ایجاد رقابت ناسالم : شرکت کودک درهر نوع فعالیت اجتماعی ، باعث خودیابی و افزایش اعتماد به نفس او می گردد. والدین و معلمان با ترغیب و تشویق کودک برای درس خواندن یا نقاشی کردن یا نواختن سازی و.... به رشد فردی و اجتماعی او کمک می نمایند. با تشویق کودک به همکاری و همراهی دیگران در جهت نیل به هدف ، امکان شرکت در رقابت سالم را برای او فراهم ساخته ایم اما اگر او را به برتری فردی ، حقه و حیله زدن برای پیشی جستن به حرکت واداریم رقابت ناسالم ایجاد کرده ایم. کودک باید درک کند که در سایه همکاری با همسن و سالان خود می تواند شانس موفقیت خود را در یک رقابت سالم افزایش دهد. مثلا مشکل درسی دوستش را برطرف سازد یا مداد رنگی به او دهد و... علیرغم این کمک ها به او یاد دهیم که می تواند بهترین هم باشد. بدین طریق کودک هر دائم در جست و جوی شیوه ای جدید برای دو چیز خواهد بود: تلاش بیشتر و کمک به دیگر کودکان ، لذا امکان خلاقیت نیز برای او فراهم خواهد شد.

7 ) مقیّد کردن کودک صرفا به نتیجۀ عمل : کودک در انجام هر نوع فعالیتی ، با مهارت هایی چون تفکر ، انتخاب و ایجاد بهترین شیوه برای انجام آن فعالیت آشنا می شود. او می بایست از هر مرحله انجام کار لذت ببرد و با دقت آنها را یاد بگیرد. اگر والدین و معلمان فقط به نتیجه کار کودک امتیاز ، نمره یا پاداش دهند ، کودک برای انجام مراحل فعالیت اهمیت نخواهد داد چون بزرگترها چنین می خواهند و یا می کنند لذا مهارت و یادگیری هم به دست نخواهد آمد. او بدون دخالت خلاقیت یا آزمایش و خطای چندین شیوه ، شتاب زده به نتیجۀ عمل خود خواهد اندیشید ، نتیجه ای که برای حصول آن تلاشی ننموده است و از قبل معین بوده است. تعیین هدف پیشاپیش توسط والدین یا معلم برای کودک ، قدرت خلاقیت او را برای نیل به هدف یا نتیجه از بین می برد. کودک باید یاد بگیرد که در انجام هر کاری مراحل متعددی وجود دارد که هر کدام ارزش و لذت خاصی برای فاعل کار دارد و با تجربۀ هر کدام از این مراحل می توان مهارت کسب کرد و یا استعداد و علایق خود را شکوفا ساخت.

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

8 ) مقایسه کردن کودکان : ما باید بدانیم که هیچ دو چیز شبیه هم نیست ، شکل ، ماهیت و کارکرد هر چیز متفاوت از هم است. مثلا خیار خاصیت و شکل خود را دارد و پرتقال مال خود را. یا مداد کارکرد خاصی دارد که متفاوت از پاک کن یا مداد تراش است و... انسانها نیز با قرار گرفتن در بین افراد متفاوت و محیط های اجتماعی گوناگون که دارای فرهنگ و زبان و دین و ..... خاص خود هستند از یکدیگر تفاوت های فاحشی دارند. یکی از بدترین روش های تربیتی ، مقایسه کودکان با سایر همسن و سالان اوست که باعث تحریک حس حسادت و خودخوری و از بین رفتن اعتماد به نفس و توانایی انجام کارها توأم با خلاقیت در کودک می گردد. کودک به هنگام مقایسه شدن دیگر به چگونگی انجام کارهای محوله نمی اندیشد یا به تلاش برای به کارگیری تمامی توانایی های فکری و جسمی خود جهت انجام هر امری نمی اندیشد، او تنها به شبیه سازی خود با کودکی که با آن مقایسه می شود می اندیشد اما تفاوتها دیواری بلند و استواری هستند که تلاش او را ناکام می گذارد. انسانها به هنگام شبیه سازی از خلاقیت باز می مانند همانند صنعت مونتاژ.

9) ایراد گرفتن از نتیجۀ کار: انتظارات ما از انجام هر نوع کاری توسط کودک می بایست با سن و توانایی او سنجیده شود نه آنچه که خودمان توقع داریم. کودک در حد توان خود فعالیتی را انجام و به پایان می رساند و با هیجان هر چه تمام منتظر واکنش والدین یا معلم خود می ماند، اگر به جای تعریف و تمجید و تشویق به جا ، شروع به بیان ضعف ها و نواقص کار او بنمائیم ، آنگاه دنیای توقعات او را ویران ساخته ایم و دلسردی و نومیدی بر کودک مستولی خواهد گردید. کودک اگر هر باراز سوی ما شاهد چنین کُنشی باشد واکنش رفتار خاموش از خود نشان خواهد داد و دیگر میلی برای انجام آن کار یا هر نوع تلاش دیگر نخواهد داشت ، در واقع ما فرصت انجام چندین باره کار و خلاقیت حین انجام کار را از او دریغ داشته ایم . به جای ایراد گرفتن از نتیجۀ کار او ، می توانیم با گفت و گویی صمیمانه راهنما و هدایت گراو باشیم ، ما با هدایت موضوع برای تفکر بیشتر در انجام بهتر کار او را به سوی استفاده از توانایی خلاقیت می کشانیم ، دقت کنید همراهی ما با او برای دقت بیشتر در تفکر همه جانبه است نه منعی برای رشد خلاقیت او.

10) تعجیل در ارائه کار: تشویق کودکان به عجله کردن حین انجام هر نوع فعالیتی ولو مشق نوشتن ، باعث کاهش دقت ، انگیزه ، لذت انجام کار و هدفمندی آنان می گردد. عجله کن عجله کن وقت ناهاره یا خوابه ، یعنی من از تو انتظار دقت و خلاقیت و یا حتی یادگیری ندارم ، تو فقط کار واگذار شده را با سرعت هر چه تمام انجام بده چون باید تمام بشه !

عوامل مؤثر در کُشتن خلاقیت کودکان

11) تحقیر کودک : شاید همه ما تجربه تشخیص حس نوازش و یا خشم را از سوی نوزادان خود داشته باشیم ، هر چند چنین حسی در زمان جنینی نیز در شکم مادران برای او وجود دارد. گاه مشاهده می کنید که یک کودک سه ماهه فلان خاله یا عمو را بیشتر دوست دارد و با اشتیاق به آغوش او می رود و می خواهد با او بازی کند اما برعکس از مشاهده برخی به آغوش مادر پناه می برد. پس کودکان قدرت تشخیص برخی از رفتارهای بزرگسالان خود را دارند. بدترین نوع برخورد با کودک تحقیر کردن اوست، البته همه افراد درهر سنی از آن بیزارند. ما گاه ناخواسته می توانیم دلبند یا دانش آموز کودک خود را تحقیر کنیم. بیان برخی از واژه ها چون تنبل ، احمق ، بی عُرضه ، کثیف و..... چه در تنهایی خود کودک و یا در جمع کودکان وافراد دیگر ، او را در لاک خود فرو می برد و برچسب هایی از همان دوران کودکی بر او زده می شود که در زیر بار سنگین حقارت ها ، خویشتن خویش را می بازد و به تدریج باورمی کند که چنین ویژگی های ناخوشایندی دارد. تحقیر کودکان می تواند به صورت کلامی یا برخورد فیزیکی باشد. نامهربانی و تلخی تحقیرها می تواند کودک را به سوی عقده ای و کینه ای شدن بکشاند خصوصا اگر واکنش دفاعی از خود نشان ندهد و از ترس سکوت کند. قدر مسلم چنین کودکی توانایی خلاقیت در انجام کارها را تجربه نخواهد کرد چون سایه هولناک حقارت ها همیشه با اوست حتی در تنهایی اش.

12) خواستن کاری وَرای توان کودک یا توقع زیاد داشتن از او: داشتن انتظار یا توقع انجام هر نوع کاری توسط کودک بدون در نظر گرفتن تناسب آن با توانایی های فکری یا جسمی او، باعث از بین رفتن خودباوری و فرصت تحقق خلاقیت در انجام کارها می گردد. برو از زیرزمین فلان چیز را بیار ، تاریکی و پله های زیاد زیرزمین فرآیند ترس را دراو بوجود می آورد ، به زور و بدون آمادگی تربیتی یا گفتاری سگ یا گربه ای را بغل او دهیم و بگوئیم نترس ، او قبلا چنین تجربه ای نداشته و اگر بترسد واکنشی کاملا طبیعی است. یا معلم انتظار داشته باشد که کودک 8 یا 9 ساله ضرب و تقسیم شش رقمی در شش رقمی را بدون خطا انجام دهد . بزرگتر ها باید پیش زمینه ها و بسترهای لازم برای انجام هر نوع تقاضایی را با قدرت تجربه و توانایی سنی کودک بسنجند و بعد نوع کار مورد انتظار را به تناسب آن تعیین نمایند. در صورت اول امکان تحقق خلاقیت در انجام هر نوع فعالیتی ناممکن و اما در شرایط دوم ممکن می گردد. کودک با واقعیت های دنیای بیرون از خانواده نیز باید آشنا شود لذا انتظارات و توقعات ما می بایست در جهت سازگاری با این واقعیت ها نیز هماهنگ گردد. توانایی های کودکان را برای هر گروه سنی بشناسیم و توقعات خود را با سن آنان تنظیم نمائیم نه سن خود.

13) خشونت رفتاری : خشونت فلج کنندۀ ذوق و استعداد کودکان است. خشنونت بِستری نامناسب برای رشد کودکان است که حتی می تواند از آنان موجودی بزهکار و خلافکار در نوجوانی بسازد. خشونت والدین با یکدیگر یا نسبت به کودک یا رفتار تند و خشن معلم با او یا دیگر همکلاسان او، موجب مستولی شدن ترس در تمامی وجود کودک می گردد و در واقع امکان رشد کودک تنها فراهم نمی شود بلکه کودک از درون تمامی پتانسیل های ذاتی و وراثتی خود را نیز از دست می دهد چه رسد .خلاقیت در درون او خلق نشده و رشد نکرده خشک می شود چون بِستر مناسب و مساعد پرورش نمی یابد.

14) توجه بیش از حد به کودک و تهیه هر چه که او می خواهد و یا پول زیاد خرج کردن برای او: پدران و مادران ، گاه کودک خود را لوس تربیت بار می آورند.رفتاری که در گذشته هم بود و امروز نیز هست. فقط کافی است که کودک اراده کند و چیزی بخواهد فوری پاسخ دریافت می کند. اگر دقت کنید برخی اوقات کودک با زیرکی خاص از این طریق به محک زدن میزان دوست داشته شدن خود توسط نزدیکان می پردازد. چیزی می خواهد و منتظر دریافت آن می ماند اگر دریافت کند می فهمد که شما او را دوست دارید و گر نه تردید خواهد داشت. عادت ناخوشایندی که برای تعدادی از کودکان رقم می خورد توجه بیش از حد به او یا پاسخ آنی به خواسته هایش می باشد. او باور می کند که در همه جا این رفتار پدیده ای طبیعی است اما وقتی از سوی همکلاسان یا معلمان و..... خود چنین پاسخی دریافت نمی کند رنجیده خاطر می گردد. لوس بار آوردن کودک یا پاسخ قطعی به خواسته های او مانع تلاش و تفکر کودک برای انجام هر نوع فعالیت فردی یا اجتماعی می گردد لذا او برای به دست آوردن چیزی نیازی به عمل و خلاقیت درعمل ندارد به طور مثال به جای این که او برای خود عروسک یا اتومبیلی از خرده اسباب بازی هایش بسازد کافی است اراده کند و بخواهد فوری آماده خواهد شد، چون تجربه کرده است. حتی بیش از حد پول خرج کردن برای کودک که بدین طریق به تنوع نیازها یا خواسته هایش پاسخ داده می شود باعث می گردد تا با داشته هایش به ساخت چیزی جدید یا خلق شکلی دیگر نیندیشد . کودکانی که به دنیا نیامده اتاقی پر از اسباب بازی دارند متأسفانه حتی آرزو یا هوس و حتی حسرت داشتن چیزی را تجربه نمی کنند. زیاد بودن تعداد اسباب بازی در دسترس کودک مانع انتخاب قاطع او برای بازی کردن می شود. ابتدا اجازه دهیم با یک اسباب بازی ساعت ها تا اوج خستگی بازی کند سپس دیگری را در اختیار او قرار دهیم . او باید فرصت کشف سر وته اسباب بازی را داشته باشد. مثلا دوچرخه دارد از آن سیر نشده می رویم برایش اتومبیلی که خودش می تواند رانندگی کند می خریم لذت دوچرخه سواری هضم نشده با تجربه جدیدی مواجه می گردد . این همه سرعت در تهیه تعداد و نوع زیاد اسباب بازی ، مجال هر نوع خلاقیت بازی را از کودک می گیرد. به یاد داشته باشیم که کودک هنگام بازی فقط وقت تلف نمی کند : بازی نقش اجتماعی می کند ( راننده می شود ، پلیس می شود.....) ، رشد فیزیکی و عقلی می یابد ، مهارت های یدی و فکری را فرا می گیرد. کودک در بازی خود با اسباب بازیها یا همبازی های خود زندگی کردن را فرا می گیرد.

15) ثبت نام در کلاس های زیاد : متأسفانه خیلی از رفتارهای غلط در جامعه ما به تبعیت از چشم و هم چشمی کورکورانه ای ترویج می یابد که کودکان طی آن بیشترین آسیب را می بینند. دهه ای که والدین با وسواس خاص حتی گاه بدون داشتن توانایی مالی خود ، کودک را در چندین کلاس آموزشی یا ورزشی و هنری ثبت نام می کردند که هنوز هم در جریان است . والدین بدون بررسی کارشناسانه از میزان علاقه ، استعداد یا میل کودک خود فقط او را در کلاسهای گوناگون ثبت نام می کنند و به خستگی یا دلزدگی و بی میلی او توجه نمی کنند. اگر کودکان مدرسه روی 50 - 40 سال پیش در کوچه و خیابان با همسن و سالان خود بازی می کردند تا والدین به انجام کارهای خود یا استراحت می پرداختند امروز هم با درگیر کردن در این کلاس های مربوط یا نامربوط با ذوق و استعداد و کشش او ، چنین عمل می کنند خصوصا در تعطیلات تابستان . حتی متأسفانه برخی از والدین با همین نیت کودک خود را مهد کودک می گذارند، یعنی بیشتر از آن که هدف یادگیری مهارت های بیشتر باشد گوئی هدف رهایی از شلوغی های کودکانه اوست. وقتی کودک در طی یک روز یا هفته در کلاس های متنوع با اهداف و نتایج متفاوت شرکت می کند دچار سردرگمی گردیده و نمی تواند علایق خود را تشخیص دهد. ما به جای رشد و شکوفایی استعدادهای او باعث هدر رفت انرژی و زمان مناسب یادگیری هایش می گردیم. او در این شرایط سردرگمی ، توان و امکان هر نوع خلاقیت و کسب مهارت را از دست می دهد.

ادامه دارد

1) کودکان طلایی - 130 روش برای کشتن خلاقیت در کودکان ، 6 شهریور 1397 .

بخش اول


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در آموزش نوین
سه شنبه, 20 آبان 1393 ساعت 01:00

ثبت ساعت ضمن خدمت بهداشت و روان

خوزستان

منتشرشده در نامه های دریافتی
شنبه, 10 شهریور 1397 ساعت 22:10

نوشتن با حس شادی

نوشتن واندیشیدن

هنگامی که کاری انجام می دهید و دیگران برایت وقت می گذارند و می خوانند و در ازای آن تشویقت می کنند و خودت از درون شعف و شور پیدا می کنید و حسی با طعم طربناکی به تو دست می دهد؟
آیا تا چنین روزی این حس را تجربه کرده اید؟
البته نوشتن تنها راهی هستش که ذهن انسان را در چارچوب منظم سوق می دهد.من نوشتن را دوست دارم ؛  از نوشتن است که تفکر صورت می گیرد و این تفکر در همه ی جهات پرورش می باید.
به راستی اگر ننویسیم چه اتفاقی برایمان می افتد؟
آیا دچار روزمرگی نمی شویم؟ آیا بی حوصله نمی شویم؟ مگر می شود ننوشت اما خوشحال بود؟
آیا می شود ننوشت اما خوب حرف زد؟
آیا می شود ننوشت اما خوب گفت و گو کرد؟
می شود ننوشت اما به ارزش های جامعه پای بند بود؟
چرا برای همه کار وقت داریم اما برای نوشتن وقت نداریم؟
چرا اولویت بندی ما در زندگی روزانه طوری تنظیم کرده این که خود را دست حوادث سپرده ایم؟
به راستی مگر می شود ننوشت اما تواضع و فروتنی را رعایت کرد؟
چرا هنگامی که با هم گفت و گو می کنیم نوشتن و کتابخوانی در پستوی اندیشه قرار می گیرد؟
 
از تجملات حرف می زنیم؛ لوکس گرا می شویم؛ لاکشی وار رفتار می کنیم؛ دم از مدرنیته و تجددگرا می زنیم اما رفتاری سنتی نشان می دهیم؛ آیا این تعارض نیست؟ برای رفع تعارض چه کار باید کرد؟
به راستی چرا همیشه دیگران را مقصر می کنیم؟و خود را مبرا از همه چیز؟
 
آیا تا به حال از حقوق شهروندی نوشته ایم؟ آیا به آن احترام گذاشته ایم؟ آیا برای افزایش علم و دانش تلاش کرده ایم؟
چقد در زندگی خود تظاهر کرده ایم؟ چقدر دنبال رفاه ذهنی رفته ایم؟ چقدر دنبال رفاه عینی رفته ایم؟ چقدر از همدیگر حمایت کرده ایم؟ چقدر امیدوارانه رفتار کرده ایم؟ نقش خود را چگونه تعریف کرده ایم؟ نقش دیگران را چطور ارزیابی کرده ایم؟
آیا تا الان بازخورد کارهای خود را نوشته ایم؟ که بتوانیم مزایا و معایب را تشخیص داده و آنها را اصلاح کنیم و طرحی جدید و نو را مهیا کنیم؟ قطعا خیلی سوالات دیگر در ذهن می جوشد که خودش دریای از علم و نوشتن را می طلبد .
 
 
آری !
نوشتن نه آغازی مشخص دارد و نه انتهایی تعیین شده.پس چه کاری باید انجام داد؟
به راستی انشا و نویسندگی را تمرین کرده ایم؟
یکی از حلقه های مفقوده در زندگی مان همین نوشتن می باشد.
سعی کنیم در برنامه روزانه جایی برای نوشتن بگذاریم چون قرن بیست و یکم رو به پایان است و وارد عصری فراتر از انفجار اطلاعات می شویم.
بدترین نوع انسان ها ان است که اطلاعااتش را به روز نکند و نتواند اندیشیدن را تمرین کند.
 
نوشتن واندیشیدن

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 01 شهریور 1397 ساعت 12:24

سر رشته ی زندگی خود را در دست گیرید

گروه رسانه- نرگس کارگری/

معرفی کتاب وین دایر سر رشته ی زندگی خود را در دست گیرید

نوشته : وین دایر
ترجمه: محمدرضا آل یاسین


فصل 1: جلوگیری از اعمال نفوذ و سوء استفاده
فصل 2: از موقع قدرت عمل کنید
فصل 3: رهایی از قید و بند گذشته
فصل 4: گریز از دام مقایسه
فصل 5: اثر بخشی پنهانی و عدم نیاز به جلب تایید و درک دیگران
فصل 6: به مردم بیاموزید آن طور که مایلید با شما رفتار کنند
فصل 7: اهمیت تعادل در کار و زندگی
فصل 8: قضاوت را از واقعیت تمیز دهید
فصل 9: خلاقه زیستن در هر زمان و در هر کجا
فصل 10: قدرت یا ضعف


یک عده از افراد مایلند خودکفا و مستقل باشند و مسئولیت زندگی خویش را به طور کامل به عهده بگیرند.کسانی که می خواهند خودشان تصمیم بگیرند ، به نتایج خود برسند و انگیزش و نظام خود را تجربه کنند.
البته باید گفت که اگر قصد دارید برای تفکر و عمل به شیوه های معین در برابر فشارهای اجتماعی تاب آورید، باید جسور بوده و به نیروهای باطنی خود اعتماد کنید. این را هم باید یادآوری کنم که اگر کنترل می شوید، باید بدانید که این طرز رفتار شما برای منابع کنترل کننده شما خوشایند نیست.
برای اینکه رفتار و احساسات تان برانگیخته از خودتان باشد و برای کسب رضایت به دیگران متکی نباشید ، باید به جهان و آنچه در آن وجود دارد بگویید:" من برای عقاید و ارزش ها و رفتارهایم به دیگران متکی نیستم. می خواهم به سویی بروم که خودم می خواهم ، آنچه را که دوست دارم انجام دهم و همان چیزی بشوم که می خواهم بشوم و در مقابل هر کسی که بخواهد مرا متوقف کند، ایستادگی خواهم کرد."


کتاب حاضر برای کسانی که تحت کنترل یک منبع خارج از خودشان هستند مناسب نیست.
کسانی که نمی خواهند آزادی عمل داشته باشند و برای این عمل با هیچ چیز معامله نمی کنند و هرگز مایل نیستند از لحاظ عاطفی به دیگران وابسته نباشند احتمالا قابل هضم نیست.
افرادی که در صددند با اتکاء به استعدادهای بالقوه و منابع درونی شان رشد کنند و رفتارشان حاصل انتخاب آگاهانه خودشان و مبتنی بر ارزش هایشان باشد همواره در فکر یافتن راهکار و رهایی از محرومیت ها و بحران های زندگی خویشند.


این نکته را از یاد نبرید که جهان مملو از افرادی است که مایلند شما را بر حسب میل و سلیقه خود هدایت کنند.بنابراین اگر زندگی تان معطوف به ارزش هایی است که به دقت به آن اندیشیده اید باید در مقابل کسانی که قصد دارند شما را تحت سیطره و کنترل خود درآورده رو در رو بایستید و در این زمینه محکم و نفوذ ناپذیر باشید.
به طور کلی انسان در هر وضعیتی در انتخاب عمل آزاد است.زمام امور زندگی خویش را به عقل و درایت خود بسپارند تا فرمان هدایت زندگی تان را به دست بگیرید و از کوره راه ها به سر منزل مقصود برسید.
در این کتاب کوشیده شده است تا به دام های متعددی که ممکن است برای سوء استفاده از شما فرا راهتان قرار گیرد تا با پیروی از تدابیر برشمرده در این کتاب جهت گیری تازه ای در زندگی حرفه ای و شخصی خود وضع کرده است. بدین ترتیب خودتان مالک شخصیت خویش بوده و مستقل از هنجارهای تجویز شده از سوی دیگران رفتار می کنید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در معرفی کتاب

هدایت تحصیلی و شیوه نامه اجرایی و بلاتکلیفی مشاوران مدارس   تحقیقات و تجربیات نشان داده صرفا اگر بر اساس نمرات دانش آموزان و عملکرد تحصیلی شان هدایت تحصیلی صورت گیرد عملا توهین آشکار به دانش آموز و خانواده اوست. ثانیا بخش اعظمی از فارغ التحصیلان بیکار ناشی از همین خطای نابخشودنی سالهای قبل در هدایت تحصیلی است که امروز به همت دوستان دوباره به بیست سال پیش رجعت کرده اند (هدایت تحصیلی صرفا بر اساس عملکرد تحصیلی).


ثالثا این نمرات کارنامه دوره اول که مبنای هدایت تحصیلی قرار گرفته چقدر استاندارد است و قابل اتکا ؟

بنده اعتقاد دارم به هیچ عنوان قابل اتکا نیست چرا که حدود بیش از ۸۰ درصد دانش آموزان نهمی با معدل بالای ۱۷ قبول می شوند و درصد بالایی از این افراد در پایه دهم با چند تجدید در خردادماه مواجه می شوند.


رابعا زیبنده نظام تعلیم و تربیت نیست که آئین نامه هدایت تحصیلی و شیوه نامه اجرایی آن تناقض آشکار داشته باشد . آئین نامه صرفا تاثیر عملکرد تحصیلی را ۳۵ درصد و شیوه نامه اجرایی ۱۰۰ درصد در هدایت تحصیلی موثر می داند.

هدایت تحصیلی و شیوه نامه اجرایی و بلاتکلیفی مشاوران مدارس
خامسا اگر قرار بود بررسی های مشاوره ای و نظر خواهی های دانش آموز خانواده مشاور و دبیران و همچنین آزمون ها هیچ تاثیری در هدایت تحصیلی نداشته باشد این همه اصرار بر اجرای آزمون به صورت آنلاین با اعمال شاقه تاهنگامی سامانه همگام برای چه بود؟

کدام عقل سلیمی میتواند بپذیرد که کاری که هیچ تاثیر مستقیمی در هدایت تحصیلی ندارد برایش این همه وقت و انرژی صرف کنند؟  چه کسی جوابگوی ابن همه هزینه تحمیلی به خانواده ها و سیستم آموزشی و پرورشی کشور خواهد بود؟


آیا شایسته است در حالی که آسیب های اجتماعی گوناگون جامعه دانش آموزی کشور را محاصره کرده و از سر و کول آن بالا می رود مشاورین این تنها ملجا و حامی دانش آموزان را به فعالیت ها و اقداماتی سرگرم نمود که هیچ تاثیر مستقیمی در هدایت تحصیلی ندارد؟
کجای این اقدام با سند تحول بنیادین سازگار است؟ کجای برنامه درس ملی چنین رویکردی را پیشنهاد می دهد؟ کدام اسناد بالادستی اجازه داده که به این شکل عمل شود؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آموزش ضمن خدمت فرهنگیان و مشکل آموزش و پرورش با شرکت رایا درس   اندر حکایت دوره های ضمن خدمت هر چه بگوییم کم است.در گذشته های نه چندان دور این دوره ها به صورت حضوری و تخصصی برگزار می شد. حضور در این دوره ها مزایای مالی قابل توجهی نیز داشت .به مرور مزایای این دوره ها برداشته شد و دوره های حضوری کمتر شد و دوره های مجازی به وجود آمد .این دوره ها از نظر کیفی در سطح نازلی برگزار می شود.

علاوه بر کیفیت پایین و تقلب های گونه گون که در اجرای این دوره ها وجود داشته و دارد بسیاری از اوقات مشکلات فنی نیز (قطعی اینترنت قطعی برق کاهش سرعت نت و...) همکاران را آزار می دهد و گاهی زحمات آنان را هدر می دهد.

امسال علاوه بر این مشکلات مشکل جدیدی نیز بروز کرده است .در پاییز و‌ زمستان گذشته دوره های ضمن خدمت پایه یازدهم به صورت مجازی توسط شرکت رایادرس در سامانه ltms برگزار گردید. صدها هزار همکار در این دوره ها شرکت کرده اند و اکثرا نمره قبولی نیز گرفته اند . حال بعد از گذشت چند ماه از این قضیه نمرات این دوره ها هنوز در سامانه ltms  ثبت نگردیده است. با پیگیری های انجام شده جواب ضمن خدمت استان این است که وزارتخانه هزینه برگزاری این دوره ها را به شرکت رایا درس پرداخت نکرده و شرکت نیز متقابلا نمرات را اختیار آموزش و پرورش قرار نمی دهد.
آموزش ضمن خدمت فرهنگیان و مشکل آموزش و پرورش با شرکت رایا درس حال سوال اینجاست که تقصیر ما فرهنگیان چیست ؟

آیا وضع مالی آموزش و پرورش تا این حد خراب است که در پرداخت حق الزحمه شرکت رایا درس ناتوان است؟ نمی دانم شاید این مورد هم به خروج ترامپ از برجام و دلار ده هزارتومانی مربوط باشد. به هر حال هرچه هست تا حالا حق همکاران تضییع شده است .

بسیاری از همکاران به گواهی نامه ساعت این دوره ها برای ارزشیابی سالانه و ارتقاء شغلی نیاز دارند .برای گذراندن این دوره ها ساعات زیادی پای رایانه نشسته و درس ها را فراگرفته اند .وقت و زحمت همکاران را هدر ندهید .تا آغاز سال تحصیلی یک ماه بیشتر نمانده است .با این بی تدبیری ها بر خیل ناراضیان نیفزایید . به اندازه کافی گرانی و حقوق به نسبتا پایین و امکانات ضعیف مدارس ناراحتمان کرده است .بیش از این براین زخم ها نمک نباشید .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

چالش های شاخه فنی و حرفه ای و کار دانش و هدایت تحصیلی

پیش درآمد
قبل از اینکه کتب سال دوازدهم رشته های فنی و نظری چاپ و توزیع گردد، به حمدالله مؤسسات آموزشی چون گاج، معلم خصوصی پرش، قلم چی و.‌.. کتابهای مکمل، تقویتی و تستی را از علم غیب منتشر و به مدد صدا و سیما و سایر شبکه های اجتماعی روانه بازار و منازل نموده اند!

 

چالش های فنی و حرفه ای و کاردانش البته یادآوری نقش شتر گاو پلنگ بودن هدایت های تحصیلی مبتنی بر آزمایش و خطا در گمراهی و سرگردانی هنرجویان خالی از لطف نیست

 فرصتها :

فلسفه تأسیس کاردانش، هدایت دانش آموزانی بود که هوش حفظیاتی کمتر و در عوض آمادگی بیشتری برای پیوست سریع به بازار کار داشتند.
واضعان این طرح پیش بینی می کردند که برای سبک کردن بار سنگین و متراکم پشت سد کنکور، با اجرای طرح حداقل پنجاه درصد دانش آموزان به شاخه فنی حرفه ای و کاردانش رجوع نمایند.
در صحنه عمل با تجمع بیش از نصف دانش آموزان پشت کنکوری آن هم فقط در رشته تجربی عملا این طرح زمین گیر گردید.

به هر حال جوهره طرح دور اندیشانه و واقع بینانه بود، ولی بنا بر هزار و یک دلیل عطش کنکور نه تنها فروکش نکرد بلکه در رشته های پزشکی زبانه کشید.

همچنین به دلیل توأمان بودن آموزش های تئوری با مهارت آموزی در کارگاهها، هنرجویان با صمیمیت و نشاط بیشتری تحصیل کرده و عمدتا خروجی هنرستانها جذب بازار کسب و کار می شوند و در کنار اشتغال از روش های ضمن خدمت و دانشگاههای فنی و علمی کاربردی، تحصیلات خود را ادامه می دهند و اغلب انسانهای موفقی بوده و با یکی دو سال تأخیر مدارک دانشگاهی لازم را به موازات همسالان رشته های نظری تحصیل می نمایند.

یکی دیگر از امتیازات رشته کاردانش گستردگی فراوان زیر شاخه های آنست. بیش از ۴۵۴ نوع دیپلم در کاردانش پیش بینی شده است.شاخه فنی حرفه ای نیز طبق روال سابق خود جاری و ساریست. هنرجویان سه سال در هنرستان تحصیل کرده و سال سوم (دوازدهم سیستم ۶_۳_۳ جدید) با گذراندن امتحانات نهایی موفق به اخذ دیپلم فنی می گردند.
در حالی که دیپلمه های کاردانش به جای گذران دروس نهایی سال سوم، کارت فنی مهارت از نهادهای ذیصلاحی چون ادارات فنی و حرفه ای، ارشاد و... تهیه کرده و دیپلم شان کامل می شود.

چالش های شاخه فنی و حرفه ای و کار دانش و هدایت تحصیلی


 تهدیدات:

1-  تجمع دانش آموزان ضعیف و مشکل دار:
متأسفانه به دلیل دید منفی جامعه به هنرستانها (به ویژه کاردانش) اکثر دانش آموزان با معدلهای بالا و انضباط عالی با خانواده های سطح متوسط و متوسط به بالا  با دخالت خانواده و هدایت مشاورین دوره اول متوسطه جذب رشته های نظری با ترجیح تجربی می شوند و سهم هنرستانها عمدتا دانش آموزانی است که از چهار پایه اصلی علاقه، انضباط، معدل و سلامت خانواده معمولا یک پایه می لنگد. لذا انرژی مفید اکثر همکاران هنرستانهای کاردانش به جای تعلیم و تربیت عمدتا صرف مواظبت و کنترل هنرجویان خاطی و بی انضباط می شود.

 

2- نبود آموزش های ضمن خدمت برای هنرآموزان فنی:
امسال که برای اولین بار سال دوازدهم تجربه می گردد، تا امروز حتی یک ساعت کلاس توجیهی و ضمن خدمت برای آماده سازی هنرآموزان و استادکاران سال دوازدهم برگزار نشده است. همچنین نسل استادکاران مجرب هنرستانی (پای ثابت کارکاه با مدرک کاردانی) در حال انقراض بوده و بار کارگاه ها عمدتا به دوش هنرآموزان می افتد.

 

3- عدم تناسب و توازن بین خروجی هنرستانها با نیازهای بازار کار:
تجهیز، به روزرسانی، تعمیر و نگهداری کارگاههای هنرستانی به شدت هزینه بر و طاقت فرساست و در واقع با هزینه یک هنرستان فنی و حرفه ای می توان چندین مدرسه نظری را ساماندهی نمود.
از طرفی به دلیل فقدان نیازسنجی های منطقه ای کسب و کار، تناسب و توازن چندانی در معادله عرضه و تقاضا دیده نمی شود. همچنین گاها به دلیل دِمده بودن تجهیزات کارگاهی و به روز نبودن آموزشها، فارغ التحصیلان هنرستانی فاقد توانمندیهای مورد انتطار بازار کارند.

قبل از اینکه کتب سال دوازدهم رشته های فنی و نظری چاپ و توزیع گردد، به حمدالله مؤسسات آموزشی چون گاج، معلم خصوصی پرش، قلم چی و.‌.. کتابهای مکمل، تقویتی و تستی را از علم غیب منتشر و به مدد صدا و سیما و سایر شبکه های اجتماعی روانه بازار و منازل نموده اند!

4- نگاه تفننی جامعه نسبت به رشته های هنری:
در هنرستانهای هنرهای زیبا چالش های ویژه ای (در قالب فرصت و تهدید) دیده می شوند.
این هنرستانها فصل مشترک وزارتین ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش بوده و به نوعی دوزیست و دوگانه سوز می باشند!
شکیل، لطیف، باکلاس و روح نواز بودن رشته های هنری در کنار عدم اشباع بازار کار آنها از امتیازات خاص هنرجویان این هنرستانهاست.
در عوض بلاتکلیفی نسبی در مقوله تجهیز، تعمیر و نگهداری و تامین هزینه های جاری این هنرستانها بین ارشاد و آموزش و پرورش بخشی از مشکلات اختصاصی آنهاست.از طرفی نگاه کاسبکارانه و بعضا تفننی به مقوله هنر باعث می شود که علیرغم علاقه مندی هنرجویان به رشته های هنری، با دخالت خانواده ها هنرجوی مشتاق قربانی سه راهی علاقه، مصلحت و ترک تحصیل شده و مجبور به تن دادن به ادامه تحصیل در رشته های موردعلاقه خانواده میشود.
البته یادآوری نقش شتر گاو پلنگ بودن هدایت های تحصیلی مبتنی بر آزمایش و خطا در گمراهی و سرگردانی هنرجویان خالی از لطف نیست.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از79

نظرسنجی

آیا سرگروه در گروه های آموزشی منطقه و یا ناحیه آموزشی شما توسط رای معلمان انتخاب می شوند ؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور