صدای معلم

«بیش از ۷۰ درصد رتبه‌های برتر کنکور امسال در رشته‌های ریاضی، تجربی و انسانی دانش‌آموزان سمپاد (مدارس استعدادهای درخشان) هستند. سهم مدارس غیرانتفاعی‌ ۱۴ درصد و نمونه دولتی‌ها ۱۳ درصد است. ️۹۱ درصد نفرات برتر شهرستانی در مدارس سمپاد درس خوانده‌اند و تنها ۹ درصد آنان در مدارس غیرانتفاعی و دولتی تحصیل کرده‌اند.️ ۶۶ درصد دانش‌آموزان تهرانی که جزو نفرات برتر کنکور ۹۸ هستند در مدارس غیرانتفاعی و نمونه دولتی درس خوانده‌اند و ۳۳ درصد آنان دانش‌آموزان مدارس سمپاد هستند.»

مدرسه و بازتولید نابرابری در جامعه ایرانی !

مهدی مکارمی/ جامعه‌شناس

کالایی سازی آموزش و نقش  در بازتولید نابرابری در جامعه ایرانی

۱-  در خبرگزاری تسنیم گزارشی از مصاحبه با رتبه‌های برتر کنکور ۹۸ را می‌خواندم. نکته‌ای که تقریبا در میان مصاحبه‌ها عمومیت داشت و برایم جالب بود، پایگاه اجتماعی و فرهنگی خانواده‌های آنها و همین‌طور مدرسه محل تحصیل آنها بود.
یکی، پدرش عضو هیئت علمی و مادرش خانه‌دار، دیگری پدرش مهندس و مادرش پزشک و محل تحصیلش مدرسه استعدادهای درخشان فرزانگان امین، و دانش‌آموز اصفهانی هم در میان آنهاست که مادرش پزشک و پدرش دارای دکترای قارچ شناسی است. دانش‌آموز بیرجندی فارغ التحصیل مدرسه استعدادهای درخشان است و تسنیم از خانواده‌اش چیزی ننوشته بود.
دانش‌آموز رشتی هم که در دبیرستان فرزانگان درس خوانده اذعان می‌کند که: "مدرسه ما از هر نظر فوق‌العاده بود و هر زمان که نیاز به کمک داشتم، عوامل مدرسه کمک می‌کردند و البته برای هیچ دانش‌آموزی کم نگذاشتند و تبعیض قائل نشدند." 

۲- آماری که از نتایج کنکور امسال در روزنامه فرهیختگان منتشر شد نشان می‌دهد: «بیش از ۷۰ درصد رتبه‌های برتر کنکور امسال در رشته‌های ریاضی، تجربی و انسانی دانش‌آموزان سمپاد (مدارس استعدادهای درخشان) هستند. سهم مدارس غیرانتفاعی‌ ۱۴ درصد و نمونه دولتی‌ها ۱۳ درصد است. ️۹۱ درصد نفرات برتر شهرستانی در مدارس سمپاد درس خوانده‌اند و تنها ۹ درصد آنان در مدارس غیرانتفاعی و دولتی تحصیل کرده‌اند.️ ۶۶ درصد دانش‌آموزان تهرانی که جزو نفرات برتر کنکور ۹۸ هستند در مدارس غیرانتفاعی و نمونه دولتی درس خوانده‌اند و ۳۳ درصد آنان دانش‌آموزان مدارس سمپاد هستند.»

این آمار، آماری بسیار تلخ و روایتگر افزایش روزافزون کالایی شدن ساحت‌های مختلف زندگی از یکسو و افزایش روزافزون نابرابری در جامعه ما از سوی دیگر است.
مایکل سندل استاد فلسفه سیاسی دانشگاه هاروارد در کتاب "آنچه با پول نمی‌توان خرید" از بازاری شدن همه ساحت‌های زندگی انسان معاصر سخن می‌گوید؛ بازاری شدن عشق و احساسات، هدیه دادن، کسب افتخار، تفریحات و آموزش و...

کالایی سازی آموزش و نقش  در بازتولید نابرابری در جامعه ایرانی

و پس از طرح این پرسش که آیا چیزی را می‌توان یافت که نتوان آنرا با پول خرید، پاسخ منفی می‌دهد؛ راه بهروزی مردم از پول می‌گذرد.
این چنین است که زیست جهان انسان معاصر که آموزش و پرورش هم جزوی از آن است به تعبیر یورگن هابرماس به استعمار نظام اجتماعیِ عقلانی معطوف به سود در می‌آید و به تدریج زندگی انسانی از معنا تهی شده و پول و قدرت به هدف تبدیل می‌شوند و قفسی آهنین، جهان حیاتی انسان‌ها را دربر می‌گیرد.اما اگر همه ساحت‌ها بازاری می‌شوند آیا حساسیت ما به همه آن ساحت‌ها باید یکسان باشد؟ آیا بازاری شدن آموزش و پرورش همان‌قدر نگران کننده است که بازاری شدن تفریح و فراغت؟
سندل می‌گوید، به نابرابری فکر کنید، در جامعه‌ای که همه چیزش قابل فروش باشد، زندگی برای افراد بی‌بضاعت سخت می‌شود، البته اگر با پول فقط بتوان قایق شخصی و تعطیلات آنچنانی خرید، نابرابری خیلی اهمیت ندارد، اما اگر بتوان با پول مراقبت پزشکی، خانه در محله‌ای امن، تغذیه مناسب، امکان تحصیل در مدارس نخبه پرور به جای مدارس ورشکسته را خرید، زمین تا آسمان فرق می‌کند که پول داشته باشی یا نداشته باشید.

۳- چرا باید نگران آمار صدر این نوشتار و بازاری شدن آموزش و پرورش باشیم؟
پیر بوردیو جامعه‌شناس شهیر فرانسوی که پژوهش جامعی را پیرامون نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی در فرانسه انجام داده است، از این سخن می‌گوید که چگونه مدرسه، به بازتولید نابرابری در جامعه کمک می‌کند؟
دانش‌آموزان، متعلق به خانواده‌هایی با پایگاه اجتماعی و سرمایه فرهنگی متفاوتی هستند و این‌که یک دانش‌آموز از موهبت خانواده‌ای با سرمایه فرهنگی غنی برخوردار باشد یا وابسته به یک طبقه فرودست و فاقد سرمایه فرهنگی همپای او باشد، بسیار در موفقیت تحصیلی او موثر است. در واقع در این نگاه، تفاوت در موفقت تحصیلی دانش‌آموزان، حاصل تفاوت در سرمایه فرهنگی خانواده‌های آنهاست. اما به تعبیر بوردیو، طبقه فرادست، در فرایند خشونت نمادین، با تمسک به ایدئولوژی استعداد، این تفاوت در موفقیت را به تفاوت در استعداد و توانمندی ذاتی دانش‌آموزان ربط می‌دهد و نه تفاوت در پایگاه اجتماعی و سرمایه فرهنگی خانواده‌های آنان. بدین ترتیب، دانش‌آموزان بورژوا، خود را بااستعدادتر از دانش‌آموزان دیگر می‌دانند و از طرفی به‌دلیل پایگاه اجتماعی و فرهنگی خانواده‌هایشان، با فرهنگ حاکم بر مدرسه و دانشگاه نیز آشنایند و تحصیل برای آنان آسان است. تفاوت عادت واره‌ها و خصلت طبقاتی آنها (نحوه حضور و شرکت در مباحث کلاس و بیان و استدلال و درس خواندن‌شان) از دانش‌آموزان طبقات دیگر، به معلم و مدرسه هم این تمایز میان دانش‌آموز بااستعداد و بی‌استعداد را القا می‌کند و مدرسه هم به چرخه مشروعیت بخشی و بازتولید نابرابری در جامعه می‌پیوندد.

کالایی سازی آموزش و نقش  در بازتولید نابرابری در جامعه ایرانی

جالب‌تر آن‌که ما در کشور خودمان، مدارسی تحت عنوان "استعدادهای درخشان" راه انداخته‌ایم. دانش‌آموزانِ عمدتا متعلق به خانواده‌های با پایگاه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بالاتر، به این مدارس راه می‌یابند. کیفیت این مدارس با مدارس دیگر نیز که اساسا قابل بحث کردن نیست. بعد، این دانش‌آموزان غالبا در کنکور پذیرفته می‌شوند و بهترین دانشگاه‌ها را برمی‌گزینند و این چرخه، باز ادامه می‌یابد.

مدارس انتفاعی (اسماً غیرانتفاعی) هم که به‌خوبی نمادی از کالایی‌شدن آموزش و پرورش‌اند. پول بیشتر، شانس موفقیت بیشتری را ایجاد می‌کند و به تعبیر مایکل سندل، راه بهروزی از پول می‌گذرد!

۴- برگردیم به نتایج اعلام شده.
این نتایج، یک هشدار جدی به جامعه ایرانی است. بازاری شدن همه ساحت‌های زندگی و بازتولید روزافزون نابرابری، زیست جهان جامعه ایران را تهدید می‌کند. سیطره عقلانیت معطوف به سود بر زیست جهان، پیوندهای اجتماعی و انسان‌بودگیِ ما را به خطر می‌اندازد. در چنین جامعه‌ای که حتی طرح ترافیکش به فروش می‌رسد، همدلی انسانی به تدریج رخت برمی‌کند، برادر به برادر رحم نمی‌کند، تقلب و کلاهبرداری فزونی می‌یابد و وضعیت آنومیک در جامعه، مولد آسیب‌های اجتماعی روزافزون خواهد شد و در این میان افزوده شدن نظام آموزش و پرورش به چرخه بازتولید نابرابری و زندگی کالایی بسیار نگران کننده است. اینجا دیگر فقط بازتولید نابرابری نیست، بازتولید انسان‌های تک ساحتیِ پول دوست و ناهمدل با هم‌وطنان و هم‌نوعان است که بعد از تحصیل در مدرسه، قرار است آینده‌ساز شوند، مدیر و رئیس و پزشک و فعال اقتصادی و سیاسی شوند.
باید فکری کرد!
کانال فرهنگ و توسعه
کالایی سازی آموزش و نقش  در بازتولید نابرابری در جامعه ایرانی

جمعه, 18 مرداد 1398 13:42 خوانده شده: 4405 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +1 -1 --
ناشناس 1398/05/18 - 15:01
به قول صادق هدایت:تا پریشان نشود کار بسامان نرسد.یک زیر وزبر شدن اساسی در فرهنگ منحط مزدم که خاکمان نماینده آن هستند لازم است.چون راه هرگونه اصلاحی را به خاطر منافع خودشان بسته اند وبا توزیع نابرابر فرصت های اجتماعی وفا داری وسر سپردگی اقلیتی را خریده اند واکثریتی را در حد زندگی نباتی زنده نگه داشته اند.الناس علی دین ملوکهم مردم بیشتر ازپدرانشان به حاگمان شان شبیه اند.
پاسخ + +2 -1 --
بهنام بهراد 1398/05/18 - 16:27
نتایج کنکور نه تنها افتخاری برای آموزش و پرورش نیست بلکه مایه شرمساری است. در جاییکه چندین دهه است که اغلب کشورها چیزی بنام آموزش وپرورش جداسازی شده دانش آموزان سرآمد یا همان استعدادهای درخشان ندارند و این را موجب گسترش نابرابری و پایین آمدن استانداردهای آموزشی در مدارس عادی و عمومی می دانند، نظام آموزشی ما با این رویکرد موجب انحطاط مدارس عمومی و سقوط آموزش و پرورش شده است. جالب است که در کشوری مانند ژاپن حتی امروزه کسی حق ندارد از آموزش دانش آموزان سرآمد صحبت کند، کشورهای اسکاندیناوی هم همینطور هستند. آموزش و پرورش کشور باعث تأسف است
پاسخ + +3 -2 --
همکار دکتر حسینی 1398/05/18 - 17:23
البته نمی توان به این بهانه مدارس سمپاد را برچید چون در انصورت عدالت اموزشی - بمعنای فراهم کردن فرصت برای تمام افراد با توجه به هوش و پتانسیل انها - از بین میرود. چاره در این است که همانطور که در حوزه اموزش سعی می کنیم عدالت داشته باشیم در سایر حوزه ها هم در تمام ابعاد عدالت داشته باشیم و بتوانیم همزمان برای تمام افراد جامعه فرصت های برابر برای رشد فراهم کنیم. وقتی من معلم با حقوق ۲ ملیون تومان باید ماهی ۲۰۰ هزار تومان مالیات بدهم و یارانه هم به من نمیدهند درحالیکه پزشک متخصص همسایه من با درامد ۲۰۰ ملیون تومان در ماه مالیات نمیدهد و یارانه هم از بیت المال که سهم من هم هست می گیرد؛ ....
پاسخ + +3 0 --
همکار دکتر حسینی 1398/05/18 - 17:24
باید منابع سوی مدیریت و فساد و تبعیض و باند بازی و ستم را در تمام سطوح مدیریتی و جامعه از بین ببریم و شایسته سالاری و نقد پذیری و احترام به حقوق و کرامت تک تک شهروندان را ارج نهیم. اگر اینگونه شود هر کس به تناسب ظرفیتش رشد می کند.
پاسخ + 0 0 --
معلم گمنام 1398/05/18 - 18:17
با نهادینه کردن نابرابری ها در جامعه با انواع مدارس و سهمیه ها باعث گسست و شکست در ارکان جامعه خواهیم شد و در آینده نه چندان دور عاملان این وضع باید جوابگو باشند.
پاسخ + +2 0 --
دکتر معلم 1398/05/19 - 11:22
وقتی که همه با زبان بی زبانی می گویند : وزیر باید از قویترین و متخصص در زمینه تعلیم و تربیت و مدیریت آموزشی باشد یعنی حداقل از آموزش و پرورشهای تطبیقی دنیا، اطلاع دارد ...و از تجربه کشورهای موفق در نظام تعلیم و تربیتی بهره می گیرد، کدام کشور مثل ایران این نخبگان را یکجا جمع می کند ودیگر دانش آموزان را محروم و ابزارو تکنیکهای آموزشی محروم، این همه تعدد و انواع مدرسه ( تیز هوشان، نمونه دولتی، غیر انتفاعی، هوشمند، سما، هیات امنایی، بین الملل،شاهد، وابسته به دانشگاه، وابسته به علوم پزشکی، وابسته به سپاه، وابسته به سازمان تبلیغات، وابسته به ارشاد، وابسته به صدا و سیما و......الی ماشا اله )نوعی نخبه کشی و بی عدالتی در فرایند آموزش و تعلیم و تربیت وجود دارد که بایستی هر چه سریع تر اصلاح شود و وزیر با تمام توان برای اصلاح آن تلاش کند
پاسخ + 0 0 --
دکتر س.م.ح.حسینی 1398/05/21 - 11:19
هر چند همانطور که در یکی از مقالاتم تشریح کرده ام معتقدم با حذف مدارس سمپاد عدالت آموزشی زیر سوال می رود اما اگر قرار به اینکار باشد با توصیه روش تدریس من به همکاران، مسیولان می توانند از کانال روش تدریس من عدالت آموزشی را تقویت کنند. بعنوان نمونه با نوع چیدمانی که من در کلاس هایم برای تیم های دانش آموزانم دارم پتانسیل، کارایی، دانش، مهارت ها و استراتژی های دانش آموزان قوی تر و موفق تر و با هوش تر را در خدمت ارتقای دانش آموزان ضعیف تر و کم هوش تر قرار می دهم. ضمن اینکه دانش آموزان باهوشتر هم از کلاس های من بهره های فراوان می برند. مثلا در فرصتی که به آنها داده می شود مطلبی را به دانش آموزان ضعیف تر تفهیم کنند خودشان "خیلی" راحتتر و ماندگارتر مطلب را بخاطرشان می سپارند. ویدیوی روش تدریس من

http://www.aparat.com/v/i32tK
پاسخ + 0 0 --
سعید 1398/06/24 - 11:35
چی بگم
پاسخ + +2 0 --
مقصود مطلبی هریس 1398/08/17 - 23:49
همین الان به نحوه تقسیم بندی کلاس های پایه های اول تا ششم مدارس دولتی را که نگاه می کنم کلاس ها براساس خود دانش آموزان تقسیم بندی نمی شوند بلکه براساس والدینشان و میزان سرمایه مادی و سرمایه اجتماعی و.. تقسیم می شوند مثلاً پچه های فامیل و بچه هایی که اولیایشان کارمند و پولدار و مهندس و ... هستند در یک کلاس و در مقابل بچه هایی که پدرانشان کارگر و نانوا و از روستا آمده و بیکار و بی سواد و در مشاغل یقه سیاه هستند در یک کلاس دیگر هستند به قول جان دیویی مدرسه محل باز آفرینی ناعدالتی است

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از نظر شما دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی در امور آموزش و پرورش از نوع " تخصصی " است ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور