صدای معلم

" برای اینکه جامعه ما به گفت و گو برسد،‌قبل از هر چیز باید دیگری ها و گروه های دیگر،‌ مشروعیت حضور داشته باشند،‌ و بپذیریم ما تافته جدا بافته از جهان و دیگران نیستیم،‌ حقیقت هم صرفا در نزد ما نیست "

مساله گفت و گو

جبار رحمانی

مساله گفت و گو

این روزها در جامعه ما بسیار سخن از گفت و گو لزوم آن می رود. گویی گفت و گو راه حل همه دردهای ما محسوب می شود. البته در دو سطح می توان موضوع گفت و گو را در جامعه ایرانی دنبال کرد:

در سطح اول،‌ گفت و گو به مثابه یک هنجار اخلاقی است،‌هنجاری که از بایدها و ایجابها صحبت می کند و در نهایت در قالب یک توصیه اخلاقی،‌گفت و گو را به عنوان یک راه حل یا یک استراتژی پیشنهاد می دهد. اما در سطح دیگری هم می توان گفت و گو را در جامعه بررسی کرد:

گفت و گو به مثابه بخشی از شیوه زندگی و الگوهای ارتباطی. از این منظر،‌گفت و گو یک امر اخلاقی نیست که با توصیه و الزام رخ بدهد،‌بلکه بخشی از شیوه و سبک زندگی ما و وجهی از منش شخصیتی همه ما محسوب می شود. جامعه ای که اهل گفت و گو نباشد،‌ زمینه های تنش،‌ خشونت و بی عدالتی را به طور گسترده ای فراهم خواهند کرد

گفت و گو بیانگر رابطه ای بین دو یا جند نفر است،‌که در آن کسی افراد در تعامل با دیگران ،‌دیگری ها بریاشان فی نفسه مشروعیت حضور دارند و حق دارند نظرشان را بگویند. مهمتر از همه آن که در گفت و گو،‌کسی از پیش حال و صاحب منحصر به فرد حقیقت در باب امور  نیست.

در گفت و گو آدمها با هم حرف می زنند، تا حرفهای هم را بشنوند،‌ از خلال این تعامل متقابل به درک مشترک از موضوعات برسند و در نهایت واقعیت جاری زندگی را از خلال همین تعاملات دوطرفه تجربه کرده و بسازند.

به همین دلیل در واقع باید گفت گفت و شنود. هر یک از طرفین همان قدر که حق حرف زدن دارد،‌ وظیفه شنیدن هم دارد. اصولا بدون شنیدن حرف طرف مقابل،‌ گفت و گو یا همان گفت و شنود رخ نمی دهد و ما به تک گویی های تحمیلی مواجه خواهیم بود.

اصولا در جامعه گفت و گو به دلایل زمینه ای امر دشواری است:

از یک سو نظام سلسله مراتبی سختی داریم که به شدت و سرعت آدمها را در طبقه بندی های سخت خودی/غیرخودی،‌ خوب/بد، بالا/پایین،‌ و.. قرار می دهد. در کنار این طبقه بندی،‌ یک مفروضه کلیدی هم دارند:

حقیقت و دانش واقعی نزد من/ما هست. لذا دیگری تنها کاری که می تواند بکند،  تبعیت از من/ما هست.

مساله گفت و گو

در این حالت تعامل ما با دیگران صرفا به معنا انتقال دانش ما از حقیقت به دیگران برای هدایت آنها خواهند بود. وقتی جامعه با دو منطق طبقه بندی های بسته افراد در یک سلسله مراتب اجتماعی و اخلاقی و همچنین قایل شدن به انحصار حقیقت نزد یک شخص یا گروه خاص باشد،‌اصولا گفت و گو در هر دو معنای آن ، هم به مثابه یک امر ایجابی و اخلاقی و هم به مثابه شیوه زندگی و تعامل ما،‌ امکان رخ دادن ندارد.

برای اینکه جامعه ما به گفت و گو برسد،‌قبل از هر چیز باید دیگری ها و گروه های دیگر،‌ مشروعیت حضور داشته باشند،‌ و بپذیریم ما تافته جدا بافته از جهان و دیگران نیستیم،‌ حقیقت هم صرفا در نزد ما نیست.

جامعه ای که اهل گفت و گو نباشد،‌ زمینه های تنش،‌ خشونت و بی عدالتی را به طور گسترده ای فراهم خواهند کرد.

گفت و گو مقدمه ای لازم و حیاتی برای ایجاد فهم درست از واقعیت زندگی،‌ واقعیت جامعه و حتی خویشتن خود ما هست.

بدون گفت و گو جامعه راه به سوی قهقرا خواهند بود.

این روزها هم به گفت و گو در مقام امر اخلاقی نیازمندیم و هم به اصلاح فرهنگی زمینه های مانع گفت و گو تا جامعه اهل گفت و گو داشته باشیم.

انسان شناسی و فرهنگ


مساله گفت و گو

یکشنبه, 16 دی 1397 14:09 خوانده شده: 4292 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +2 0 --
شاکی 1397/10/16 - 14:55
ما ز یاران چشم یاری داشتیم/خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

تا درخت دوستی بر کی دهد/حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبود/ور نه با تو ماجراها داشتیم

شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشت/ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد/جانب حرمت فرونگذاشتیم...
پاسخ + +2 0 --
شاکی 1397/10/16 - 14:59
در5سال گذشته همواره منتظر فراهم شدن فرصت گفت و گو بودیم که متأسفانه تاکنون فراهم نشده است...دقیقاً تنش و خشونت و بی عدالتی محصول وضعیت موجود است...حتی دوستان دیروز هم که منتقد وضعیت بودند هنوز قدم استواری جهت بهبود وضعیت کنونی برنداشته اند و هنوز انتظارات برآورده نشده است!!هنوز نخبگان و صاحب نظران و اصحاب گفت و گو مجال و فرصتی برای گفت و گو و تصمیم سازی و تصمیم گیری در حوزه ی آموزش و پرورش بخصوص در حوزه های فرهنگی و پرورشی و آسیب ها و ظرفیت های مدنی و مشورتی آموزش و پرورش ندارند!!
پاسخ + +2 0 --
شاکی 1397/10/16 - 15:01
هنوز گفت و گو هزینه دارد...هنوز نوشتن هزینه دارد...هنوز اصحاب گفت و گو مطرود هستند و حتی همسنگران دیروز که نوید اوقات خوب در آینده را می دادند تاکنون گامی در عمل برای بهبود وضعیت برنداشته اند...و فرصت زیادی جهت تحقق آرمان های مشترک باقی نمانده است...چراغ های رابطه تاریکند!!و این نشانه ی خوبی نیست...
پاسخ + +2 -1 --
نیلوفرنارنگ 1397/10/16 - 15:06
این قاعده که حقیقت و دانش واقعی نزد من/ما هست. لذا دیگری تنها کاری که می تواند بکند، تبعیت از من/ما هست....قاعده ای است که بخصوص در حوزه ی ستادی و اداری آموزش و پرورش مشهود است و دلیل اصلی آن هم این است که اصحاب گفت و گو و. صاحب نظران و نخبگان جایی در هرم مدیریتی آموزش و پرورش ندارند و فقط در آرز نمودن و کمک کردن به بهبود اوضاع سهیم هستند و اوضاع فقط برای یک عده ی معدود و محدودی همواره خوب می شود و سایرین به دست فراموشی سپرده می شوند...چون در جایی قرار دارند که از سرشان هم زیاد است!!و اگر در جایگاه بالاتری قرار بگیرند از ما تبعیت نمی کنند و دردسر هستند!!و حراست هم چماق خوبی است که می شود بهانه کرد که مشکل فلانی حراسته اما در عمل همون حراست با مفسدان مالی و زندان رفته ها مشکلی نداره فقط با کسانی کار داره که ما نمی خواهیم!!
پاسخ + 0 0 --
غیر معلم 1397/10/16 - 16:07
معلم گرامی خانم نیلوفر نارنگ
آرز نمودن؟ منظورتون عارض نمودن هست؟
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/01/12 - 12:15
با سلام گفت و گو را دوست نداریم .........چون اعتراف به بی مهارتی و نا آگاهی عمومی و جهل و بی دانشی را تعبیر به دشمن شاد شدن میدانیم .....چون خود شیفتگی فرهنگی داریم ....چون از تردید به عقایدمان هراس داریم .......چون به تعارضات و تناقضات درون خود آگاه نیستیم و راهی برای بهبود آن نمی شناسیم.......چون از تعامل با فرهنگ های دیگر منع شده ایم .......چون نمایش و جنجال را بیشتر میپسندیم .......چون به سرزمین یقین رسیده ایم واز شک کردن میهراسیم......چون روبه رو شدن با ندانسته ها و نشنیده ها و نیازموده ها ما را میکشد ......چون اگر صدای طرف مقابل بلند شود و خشم را در این بین مشاهده کنیم ماهم هیجانی شده و از او بدتر میکنیم چون گفت و گو در نظر ما یعنی حاضر جوابی ...نه آموختن و آموزش دادن ..نه تبادل تجربه ...نه تقسیم احترام ...نه ارزش گذاری به تفاوت های فردی ....نه دیدن دیگری و تفاهم و درک او ..........نه در خواست محترمانه برای قطع گفت وگو (در شرایط خاص).......نه آرزوی دریافت تجربه به کار گرفته دیگری بدون آزمایش و خطا .....نه بهره برداری رایگان از گنج تجربیات دیگران ......
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/09/02 - 15:45
با درود برهمه ی دوستان وتشکر از نویسنده ی مقاله
عموما در حوزه ی سیاست و دین ما باید تسلیم باشیم و به نظر این جانب این دوحوزه از موانع جدی گفت وگو هستند

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از نظر شما دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی در امور آموزش و پرورش از نوع " تخصصی " است ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور