صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش/

پرسش های صدای معلم از استاندار لرستان و سرمایه اجتماعی و تبعیض

سیدسعید شاهرخی استاندار لرستان به تازگی در گردهمایی فرهنگیان لرستان گفته است : ( این جا )

« برای توسعه لرستان، از دعواهای بی نتیجه اجتناب کرده ایم و امروز وحدت و یکپارچگی بین مسئولان استان به نفع مردم وجود دارد .

برنامه‌های متعددی برای شتاب توسعه استان داریم که نقش سرمایه اجتماعی و فرهنگیان در این مهم بسیار تاثیر گذار است .

امروز مردم کف خیابان سرمایه اجتماعی هستند و نقش فرهنگیان در ارتقای این سرمایه بی بدیل است چراکه کودکان نوجوانان ما در بهترین ساعات عمر در اختیار سیستم تعلیم و تربیت هستند .

پرسش های صدای معلم از استاندار لرستان و سرمایه اجتماعی و تبعیض

باید نگاه جدی به آموزش و پرورش معطوف و ظرفیت فراوان آن بیش از پیش به کار گرفته شود تا جایگاه معنوی این نهاد مورد توجه ویژه قرار گیرد .

آموزش و پرورش نباید به مثابه حزب سیاسی باشد چراکه کلاس درس و مدرسه جای جناح بندی نیست و نتیجه نگاه سیاسی ما بایست منجر به ارتقای معدل و سطح علمی جایگاه فرهنگیان باشد .

وی با تاکید بر حمایت از معلمان در راستای ارتقای کیفیت آموزش و شایسته سالاری اظهار داشت: حضور مردم در خیابان بیانگر سرمایه عظیم اجتماعی ایران اسلامی است و فرهنگیان در ارتقای هر چه بیشتر این ظرفیت تاثیرگذار هستند » . معلمان از خود می پرسند چرا باید در مورد کارمندانی که همه زیر مجموعه ی دولت هستند این همه تبعیض و اختلاف وجود داشته باشد ؟

آقای استاندار از مردم کف خیابان به عنوان « سرمایه اجتماعی امروز » نام می برد .

 حال ؛ پرسش مهم و قابل تامل که در این جا مطرح می شود آن است که آیا همه ی مردم و ایرانیان شامل این طبقه بندی می شوند ؟

آیا همه ی مردم در طیف ها و دیدگاه های مختلف ، سیاست ها و تصمیم های جاری را تمام و کمال قبول دارند ؟

آیا اگر فردی و یا گروهی مطابق اصول قانون اساسی مصرح بخواهند نظر و یا ایده ی دیگری را به صورت مسالمت آمیز و مدنی – همان گونه که اکنون و نزدیک به دو ماه در خیابان ها تجمع می کنند و بیان می کنند – مطرح کنند ؛ آیا مسئولان و مقامات اجازه این کار را به آنان خواهند داد ؟

در جریان این جنگ شاهد بودیم که در دو کشور آمریکا و اسرائیل طیف قابل توجهی از مردم در خیابان ها به تصمیمات و سیاست ها اتخاذ شده توسط حاکمان آنان اعتراض داشته و آن را در قالب تجمع و گردهمایی بیان کردند .

https://www.irna.ir/news/86130274/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%84%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%AD-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA

آیا در ایران هم چنین فرصت و فضایی متصور است ؟ و یا آن که فقط موافقان نظام امکان استفاده از این فضا را دارند ؟

آیا در ایران و حتی در « شرایط غیر جنگی » ؛ تجمعات صنفی معلمان و مطالبه گری صنفی آنان تحمل می شد ؟

پرسش های صدای معلم از استاندار لرستان و سرمایه اجتماعی و تبعیض

آیا در چنین هژمونی اجتماعی می توان از تجمیع سلایق و تشکیل « سرمایه اجتماعی » گفت ؟

چیزی که در این چند دهه به کرات شاهد آن بوده ایم ؛ لفاظی و پر گویی هایی فراوان و خسته کننده ی مسئولان و مقامات در مورد جایگاه معلمان است .

آقای استاندار به صراحت و مثل همیشه از جایگاه معنوی فرهنگیان و لزوم « توجه ویژه » به آنان می گوید .

در واپسین روزهای پایانی سال 1404 شاهد افزایش چراغ خاموش 75 درصدی حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه ها بودیم که متاسفانه به تبعیض های غیر قابل توجیه پیشین افزود .

پرسش های صدای معلم از استاندار لرستان و سرمایه اجتماعی و تبعیض

تبعیض های نهادینه شده و حتی قانونی که همواره مورد اعتراض و انتقاد معلمان بوده و گوش شنوایی نیافته است .

معلمان از خود می پرسند چرا باید در مورد کارمندانی که همه زیر مجموعه ی دولت هستند این همه تبعیض و اختلاف وجود داشته باشد ؟

در نشست خبری سخنگوی وزارت آموزش و پرورش این فقط رسانه ی « صدای معلم » بود که به این تصمیم نابخردانه اعتراض کرد . ( این جا )

پرسش های صدای معلم از استاندار لرستان و سرمایه اجتماعی و تبعیض

تاکنون هیچ مقامی در مورد این وضعیت پاسخ گو نبوده است .

حال پرسش صریح « صدای معلم » آن است که آقای استاندار دقیقا از کدام « سرمایه ی اجتماعی » سخن می گوید .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

پرسش های صدای معلم از استاندار لرستان و سرمایه اجتماعی و تبعیض

منتشرشده در گفت و شنود

آسیب شناسی شبکه شاد و کلاهبرداران شاد در آموزش و پرورش و صدای معلم   در سال‌های اخیر، رسانه‌ی شاد به عنوان یکی از اصلی‌ ترین کانال‌های ارتباطی میان نهاد آموزش‌ و پرورش و معلمان جای گرفته است. همین بستر، به فضایی برای سوءاستفاده‌ی افرادی بدل شده که با تکرار دقیق لحن، واژگان و ساختارهای اداری حاکم بر سیستم آموزشی، از معلمان اخاذی می‌کنند.

کلاهبرداران، زبان و سبک ارتباطیِ نهاد آموزش‌ و پرورش را درونی کرده و همان را علیه معلمان به کار می‌گیرند. آنچه این پیام‌ها را باورپذیر می‌کند، نه فقط شباهت ظاهری، بلکه بازتولیدِ وفادارانه‌ی یک «گفتمان» است که معلمان سال‌ها آن را در ابلاغیه‌ها، بخشنامه‌ها و الزامات اداری تجربه کرده‌اند.

واژگانی چون «الزام احراز هویت»، «موظف‌اند»، «ثبت نام اجباری است»، «ورود به این صفحه الزامی است» و «عدم تکمیل ... موجب ایجاد محدودیت خواهد شد» نشان می‌دهد که هسته‌ی مرکزی این پیام‌ها، مفهومی از  «تهدیدِ نرم» است.

کلاهبرداران به خوبی آموخته‌اند که در نظام آموزش‌ و پرورش، معلمان برخی کارها را برای گریز از «محرومیت» یا «تنبیه» انجام می ­دهند. این گفتمان، معلم را نه به عنوان یک کنش گر حرفه‌ای، بلکه به مثابه «مخاطبِ همیشه در معرض خطر» تعریف می‌کند.

نکته آنجاست که این الگو دقیقاً از دل بوروکراسیِ آموزشی برآمده: جایی که «رابطه‌ی اداری» غالباً با زبانِ شرطیِ «اگر نکنی!؟» نوشته می‌شود.

آسیب شناسی شبکه شاد و کلاهبرداران شاد در آموزش و پرورش و صدای معلم

کلاهبرداران در رسانه‌ی شاد، چیزی از صفر خلق نکرده‌اند؛ آن‌ها صرفاً «زبانِ قدرت» را در نظام آموزش‌ و پرورش بازخوانی و بازاجرا می‌کنند. واژگانی چون الزام، تهدید به محرومیت، درخواست برای نشر، نصب بخشنامه، تغییر مکرر آدرس‌ها و ترکیب ایدئولوژی با ابلاغیه، همگی پیش‌تر در گفتمان رسمی نهاد آموزش ­و پرورش وجود داشته‌اند.

نهاد آموزش و پرورش با عادی‌ سازیِ رابطه‌ی موجود با معلمان، خود ناخواسته الگویی در اختیار سوءاستفاده‌گران قرار داده است.

بنابراین، راه‌حلِ صرفاً امنیتی (مثل حذف پیام‌ها و هشدار دادن) کافی نیست؛ آنچه لازم است، بازنگری در سبک ارتباطیِ نظام آموزشی با معلمان است: کاهشِ زبانِ اجباری، شفافیتِ یکپارچه و حذفِ تهدیدهای اداریِ بی‌پایان.

تا وقتی معلم در جهان واقعی مدام بترسد، در جهان مجازی هم قربانیِ همان ترس خواهد شد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

آسیب شناسی شبکه شاد و کلاهبرداران شاد در آموزش و پرورش و صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
یکشنبه, 30 فروردين 1405 09:05

چراغی از دلِ تاریکیِ جنگ

 چراغی از دلِ تاریکیِ جنگ در صدای معلم   بعد از روزهایی که صدای انفجار حالا فقط در خاطره‌ها پژواک می‌شود و شهر، همچون بیماری که تازه تبش افتاده، آرام‌آرام نفس می‌گیرد، چیزی در هوا جریان دارد که پیش‌تر نبود: میلِ آرامِ صلح. نه صلحِ جشن‌ها و پرچم‌ها؛ صلحی از جنس پوست و استخوان آدم‌ها. صلحی که از دل خستگی می‌روید، نه از قدرت.

در خیابان‌هایی که هنوز بوی سوختگی درشان مانده، آدم‌ها با قدم‌هایی آهسته راه می‌روند؛ اما در هر قدم، چیزی از بازگشت زندگی شنیده می‌شود. مادرانی که به جای نگاه‌کردن به آسمان، دوباره چشمشان را به زمین دوخته‌اند - به کفش بچه‌ها، به مسیر مدرسه، به فردایی که باید دوباره ساخته شود. پدرانی که حالا به جای پناه‌گرفتن پشت دیوار، پشت صدای هم ایستاده‌اند؛ پشت گفت‌وگوهایی که باید دیرتر از این آغاز می‌شد.

در کوچه‌ها، سکوت هست؛ اما سکوتی از جنس خالی‌بودن نیست. سکوتی است که جا برای شنیدن می‌گذارد - شنیدن درد، شنیدن خستگی، شنیدن امید. همین سکوت است که چراغ کوچک صلح را روشن نگه می‌دارد؛ چراغی که با باد خاموش نمی‌شود، چون از بیرون نیامده - از درون آدم‌هاست.

صلح در این روزها خودش را در چیزهای کوچک نشان می‌دهد: در دستی که برای کمک جلو می‌رود؛ در لبخندی که بر ویرانی می‌نشیند؛ در دو نفری که کنار خرابه‌ای می‌ایستند و بی‌آن‌که حرفی بزنند، تصمیم می‌گیرند چیزی را با هم بسازند. گاهی حتی در آن‌که کسی با جارو به جانِ خاک می‌افتد، چون می‌خواهد بخشی از شهر، هرچند کوچک، تمیز شود.

صلح، در این روزها به شکل پلی کوتاه بر ویرانی ظاهر می‌شود؛ پلی که نه برای عبور از گذشته، که برای رسیدن به آینده ساخته شده. پلی که از سنگِ یادگیری است، نه سنگِ انتقام.

و چراغی که از دل تاریکی جنگ سر برآورده، حالا معنای تازه‌ای یافته:

راه را فقط نشان نمی‌دهد - راهی را می‌سازد که بتوان در آن کنار هم قدم زد؛ راهی که در آن، کسی جا نمی‌ماند.

صلح از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از لحظه‌ای که آدم‌ها می‌فهمند ادامه‌ دادن، تنها زمانی ممکن است که دست‌ها نه مشت، که سایه‌ی روشن یکدیگر باشند.

چراغی از دلِ تاریکیِ جنگ در صدای معلم

صلح
نه پرچم است
نه امضا
نه لحظه‌ای که دوربین‌ها
نفسشان را نگه می‌دارند.

صلح
وقتی‌ست
که دست
پیش از آن‌که بلرزد
به دستِ دیگر می‌رسد،
و صدا
به جای فریاد
نامِ آدمی را صدا می‌زند.

صلح
از میانِ آوار عبور می‌کند،
بی‌آن‌که چیزی را لگدمال کند؛
در مکثِ نگاه‌ها می‌نشیند،
در نانِ گرمِ تقسیم‌شده،
در شهری
که هنوز زخم دارد
اما تصمیم گرفته
دوباره
به فردا فکر کند.

و ما
ایستاده در روشنایِ محتاطِ صبح،
می‌فهمیم
صلح
ادامه‌ی انسان است
وقتی جنگ
دیگر
زبان ندارد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

چراغی از دلِ تاریکیِ جنگ در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

آن چه در زیر می آید ؛ بخش نخست پرسش و پاسخ « صدای معلم » با رجبعلی برزوئی رییس دانشگاه فرهنگیان می باشد که پیش در نشست خبری این دانشگاه برگزار گردید . ( این جا )

منتشرشده در گفت و شنود
پنج شنبه, 27 فروردين 1405 09:00

با من خیال کن

شعر معلمی با من خیال کن در صدای معلم

با من خیال کن
که صبح از شکافِ کوه و از میانِ دودِ زمانه بر شانه‌های خستهٔ ایران نوری تازه دمیده است

با من خیال کن
که در رگ‌های خاکِ تشنهٔ این دشت‌های پیر از صبوریِ نسل‌ها و خونِ آرزوهای ناتمام جانی دوباره دمیده است

با من خیال کن
که از دهانِ زخمیِ تاریخِ این سرزمین از لابه‌لای روایت‌های ناتمام در چشم‌های مردمِ این خانهٔ کهن روشناییِ امید آهسته دمیده است

با من خیال کن
که در سینه‌های بی‌نام در دست‌های خالی در نامِ پاکِ ایران نفسی تازه دمیده است

شعر معلمی با من خیال کن در صدای معلم

با من خیال کن
که خستگانِ راه و آنان که شب را با نگرانیِ فردا در پنجره‌های خاموش به صبح رسانده‌اند بر گردِ آتشِ دیرپایِ این خانهٔ کهن نفسِ آشتی دمیده‌اند

و با من خیال کن
که باد در پرچمِ بلندِ این خاک آوازِ ماندن و برخاستن را در سپیده‌ای دور دمیده است


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

شعر معلمی با من خیال کن در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 24 فروردين 1405 14:04

آنچه باید نگه داشت

آنچه باید نگه داشت و در ستایش خرد در صدای معلم   باد از دامنه‌های البرز می‌آمد. بوی سرو می‌داد. پیرمرد کنار سنگی نشسته بود و کتابی چرمی در دست داشت. دستش آرام روی جلد می‌لغزید.

گفتم: «شاهنامه است؟»

گفت: «آری.»

مدتی چیزی نگفتیم. باد برگ‌های خشک را جابه‌جا می‌کرد.

گفتم: «بیشتر مردم می‌گویند این کتاب پر از جنگ است.»

پیرمرد شانه بالا انداخت. گفت: «مردم خیلی چیزها می‌گویند.»

کتاب را باز کرد. نور غروب روی صفحه‌ها افتاد.

گفت: «اگر خوب گوش بدهی، میان صدای شمشیرها چیز دیگری هم هست.»

گفتم: «چه چیزی؟»

پیرمرد کمی مکث کرد. گفت: «چیزی که پیش از شمشیر باید باشد.»

انگشتش را روی سطری گذاشت.

گفت: «اینجا از مردانی سخن می‌رود که قدر جنگ را می‌دانستند.»

گفتم: «پس چرا می‌جنگند؟»

گفت: «چون گاهی باید چیزی را نگه داشت.»

باد تندتر شد. چند صفحه جلو رفت.

پیرمرد نگاه کرد و آه کشید.

گفت: «اینجا درباره زمانی است که مردم خواب ماندند.»

گفتم: «و چه شد؟»

گفت: «دشت‌ها سوخت.»

مدتی سکوت بود. خورشید پایین‌تر رفت.

پیرمرد گفت: «فردوسی همیشه یک چیز را می‌گفت.»

آنچه باید نگه داشت و در ستایش خرد در صدای معلم

گفتم: «چه؟»

گفت: «دوستی خوب است. اما ساده‌باوری بدتر از دشمنی است.»

به دره نگاه کردم. هوا رو به تاریکی می‌رفت.

گفتم: «پس این کتاب درباره جنگ نیست.»

پیرمرد گفت: «نه.»

کتاب را بست.

گفت: «درباره نگه داشتن است.»

گفتم: «نگه داشتن چه؟»

پیرمرد به کوه‌ها نگاه کرد.

گفت: «آن چیزی که اگر از دست برود، دیگر چیزی نمی‌ماند.»

بعد از جا بلند شد. گرد کتاب را تکاند.

گفت: «این سرزمین جنگ را دوست ندارد.»

کمی مکث کرد.

«اما از آن هم نمی‌گریزد.»

به راهی که به بالای تپه می‌رفت نگاه کردیم.

گفتم: «میان جنگ و سستی، راهی هست.»

آنچه باید نگه داشت و در ستایش خرد در صدای معلم

پیرمرد گفت: «نامش را فردوسی گفته.»

گفتم: «چه؟»

پیرمرد لبخند زد.

گفت: «خِرَد.»

و بعد در سکوت غروب راه افتادیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

آنچه باید نگه داشت و در ستایش خرد در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از استمرار تعطیلی مدارس در شرایط جنگ توسط وزارت آموزش و پرورش

از زمانی که ایران مورد حمله و تجاوز آمریکا و اسرائیل در 9 اسفند 1404 قرار گرفت ؛ همان گونه که پیش بینی می شد مدارس در سراسر کشور تعطیل شدند . این در حالی بود که شدت جنگ و تبعات آن در همه جای کشور یکسان نبود اما تعطیلی مدارس به علت شیوه ی کاملا متمرکز که طی سال های مدید به صورت فرهنگ و نُرم سازمانی در آموزش و پرورش درآمده است در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت .

این در حالی است که بر اساس « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » ؛ « تصویب تقویم آموزشی مناطق با توجه به شرایط اقلیمی و جمعیتی هر منطقه » از اختیارات مصرح در ماده 4 این قانون است و می توانست در شرایط حال حاضر به استان ها تفویض شود .

احمد محمودزاده، رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی وزارت آموزش ‌و پرورش در نشست خبری امروز اعلام کرده است :

گزارش و انتقاد صدای معلم از استمرار تعطیلی مدارس در شرایط جنگ توسط وزارت آموزش و پرورش

 آموزش‌ها تا پایان سال تحصیلی به ‌صورت مجازی ادامه خواهد داشت. او تأکید کرده  مدارس، به‌ ویژه مدارس غیردولتی، موظفند تعهدات آموزشی خود را اجرا کنند و برنامه‌های تکمیلی برای جبران عقب‌ ماندگی دانش‌آموزان پس از امتحانات خرداد در قالب فعالیت‌های تابستانی برگزار می‌شود . در این میان کم تر کسی به سونامی بی سوادی ، تنبلی ، خمودگی و افسردگی ، بی انگیزگی ، ترک تحصیل و افت تحصیل و .... اهمیت می دهد و مسئولان هم عادت کرده اند همه چیز را به آینده و آدرس نامشخص حواله دهند .

اما چندی پس از این اظهارات حسین صادقی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با ایسنا گفته است : آموزش مدارس سراسر کشور در تمامی دوره‌های تحصیلی، چه دولتی و چه غیر دولتی تا پایان فروردین ماه به شیوه غیرحضوری است

نحوه استمرار آموزش‌ها از اردیبهشت ماه تا پایان سال تحصیلی، متعاقباً به دانش‌آموزان و معلمان اطلاع رسانی خواهد شد .

این گونه اظهارنظرهای متضاد و دو گانه نشان از سردرگمی وزارتخانه ای دارد که هنوز نمی داند چه باید انجام دهد و گویا درس کافی از تبعات و عواقب تعطیلی 26 ماهه مدارس در دوران کرونا نگرفته و در بر همان پاشنه می چرخد .

گزارش و انتقاد صدای معلم از استمرار تعطیلی مدارس در شرایط جنگ توسط وزارت آموزش و پرورش

مشکل اصلی نه به جان دانش آموزان و معلمان و نه به امنیت آنان مربوط می شود چراکه جنگ در ایران پدیده ی جدیدی نیست و در دوران جنگ تحمیلی 8 ساله ی عراق بر علیه ایران و در شرایطی به مراتب سخت تر هیچ گاه مدارس تعطیل نشدند .

مشکل اصلی ما در موضوع و فرایند آموزش به آن جا بر می گردد که قبح تعطیلی مدارس در میان مسئولان و به تبع آن در جامعه از بین رفته و با علم کردن و برجسته نمودن « آموزش غیرحضوری » که یک جریان و موضوع تقریبا بی خاصیت و فاقد کارایی و اثربخشی است ؛ این مسیر غلط همچنان طی شده است .

گزارش و انتقاد صدای معلم از استمرار تعطیلی مدارس در شرایط جنگ توسط وزارت آموزش و پرورش

اما در این میان کم تر کسی به سونامی بی سوادی ، تنبلی ، خمودگی و افسردگی ، بی انگیزگی ، ترک تحصیل و افت تحصیل و .... اهمیت می دهد و مسئولان هم عادت کرده اند همه چیز را به آینده و آدرس نامشخص حواله دهند .

این که مقامی همچون رییس مدارس غیردولتی که حدود 15 درصد مدارس کشور را تحت مسئولیت خود دارد از برنامه‌های تکمیلی برای جبران عقب‌ ماندگی دانش‌آموزان در طی تابستان می گوید نشان می دهد که او و بسیاری از همقطاران او اطلاعی از واقعیت های کف مدارس و آن چه در آن نمی گذرد ؛ ندارند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از استمرار تعطیلی مدارس در شرایط جنگ توسط وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور