صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

« یکی از اقوام، مدیر مدرسه‌ست .

امتحان زبان آنلاین گرفته بودن و سؤال این بوده: "What is your mother’s job?" بعد بچه‌ها رفتن از Chat GPT کمک گرفتن و Chat GPT هم جواب داده:

"I am ChatGPT. I do not have a mother."

الان عین ۳۰ نفر دقیقاً همین جوابو تحویل دادن » .

از منظر علوم شناختی، این اتفاق نمونه‌ای جالب از «برون‌ سپاری شناخت» است.

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

دانش‌آموزان فقط تولید پاسخ را به هوش مصنوعی واگذار نکرده‌اند، بلکه مرحلهٔ تفسیر سؤال و ارزیابی پاسخ را نیز حذف کرده‌اند.

در واقع، Chat GPT سؤال را به‌ عنوان یک پرسش مستقیم از خودش فهمیده و پاسخی کاملاً منطقی داده است: «من مادر ندارم.»

آنچه رخ داده، نه شکست مدل در فهم زبان، بلکه شکست کاربران در نظارت بر خروجی مدل بوده است. به بیان دیگر، خطا در سطح «فهم پاسخ» رخ داده، نه در سطح «تولید پاسخ».

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

از منظر جامعه‌شناسی فن آوری نیز این رویداد جالب است، زیرا نشان می‌دهد هوش مصنوعی می‌تواند نوع جدیدی از همگنی رفتاری ایجاد کند.

در گذشته، حتی هنگام تقلب، پاسخ‌های دانش‌آموزان معمولاً تفاوت‌های جزئی داشت؛ اما اینجا ۳۰ نفر دقیقاً یک متن یکسان را تحویل داده‌اند. این پدیده نشان می‌دهد که با ورود ابزارهای مولد، مسئلهٔ آموزشی دیگر صرفاً دسترسی به پاسخ نیست، بلکه توانایی نقد، تفسیر و شخصی‌ سازی پاسخ است.

به‌نوعی، این امتحان ناخواسته بیش از آنکه مهارت زبان انگلیسی را بسنجد، سطح «سواد استفاده از هوش مصنوعی» دانش‌آموزان را اندازه‌گیری کرده است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم    وقتی از نویسنده روسی آنتون‌ چخوف درباره ماهیت جوامع شکست خورده پرسش شد، او پاسخ داد: در جوامع شکست خورده، به ازای هر فرد عاقل، هزار احمق وجود دارد و به ازای هر کلمه آگاهانه، هزار کلمه احمقانه. بیشتر همیشه احمق باقی می‌مانند و دائماً خردمندان را شکست می‌دهند.

اگر می‌بینید: موضوعات بی‌اهمیت بر بحث‌ها غالب هستند و افراد سبک‌ سر در مرکز صحنه قرار دارند؛ پس شما درباره یک جامعه بسیار شکست خورده سخن می‌‌گویید.

به آهنگ‌های بی‌ معنی نگاه کنید!

میلیون‌ها تن آن‌ها را می‌خوانند، با آن‌ها می‌رقصند، و خوانندگان آن‌ها به ستاره‌های درخشانی تبدیل می‌شوند که نظرات‌شان در امور زندگی در نظر گرفته می‌شود! در مورد دانشمندان، نویسندگان و متفکران؟ هیچ کس آن‌ها را نمی‌شناسد، و هیچ کس به آن‌ها ارزش یا وزنی نمی‌دهد.

مردم کسانی را دوست دارند که آن‌ها را بی‌ هوش می‌کنند، نه کسانی را که آن‌ها را بیدار می‌کنند. آن‌ها کسانی را دوست دارند که با چیزهای بی‌ اهمیت آن‌ها را می‌خندانند، بیشتر از کسانی که با حقیقت به آن‌ها آسیب می‌رسانند.

خطر جهل در اینجاست:

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

ما به محیط‌ مان عادت می‌کنیم.  دموکراسی برای جوامع جاهل مناسب نیست! زیرا اکثریت جاهل سرنوشت شما را تعیین خواهند کرد. یک دانشجوی افغان مي‌گفت: زمان تحصيلم در سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاه‌ مان رفتيم كافه نزديك دانشگاه تا قهوه بخوريم. حرف از حكومت و اوضاع بد افغانستان شد كه استاد سخن جالبی گفت كه همواره در ذهنم نقش بست.

استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعه‌كشی كرده‌اند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشان آمده و مردم افغانستان بد شانس بودند و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاورش هست را مي‌سازد و اتفاقا مردم سوئيس حق‌شان داشتن حكومتی اين چنين هست و افغان‌ها هم لياقت‌شان بيشتر از اينی كه دارند، نيست!

دوستم مي گفت: كمی احساس حقارت كردم، به همين خاطر پرسيدم: افغان‌ها چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟

استاد فنجان قهوه رو از كنار دهانش پایين آورد و لبخندی زد و گفت: هر سوئيسی در سال 10 كتاب مي‌خواند . تو اگر يك افغانی را ديدی از طرف من به او بگو چنان‌ چه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد. این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است.

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

قانونی داریم که همیشه درست است:

ما به محیط‌ مان عادت می‌کنیم. اگر با آدم‌های بدبخت نشست و برخاست کنید، کم کم به بدبختی عادت می‌کنید و فکر می‌کنید که این طبیعی است. اگر با آدم های غرغرو هم نشین باشید عیب‌جو و غرغرو می‌شوید و آن را طبیعی می‌دانید. اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت می‌شوید؛ ولی در نهایت شما هم عادت می‌کنید به دیگران دروغ بگویید و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت.

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

اگر با آدم‌های شاد و پر انگیزه دمخور شوید؛ شما هم شاد و پرانگیزه می‌شوید و این امر برای‌تان کاملا طبیعی است.

تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین می‌کشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوید...

@sokhanranihaa


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

معرفی کتاب راهنمای جامع رفتار و مراقبت از حیوانات بی‌ سرپرست در صدای معلم

جستارگشایی:

گرچه آشنایی با دکتر بهزاد میر‌بها هاشمی از پنجره زمخت سیاست بود ولی وی را باید یک فعال اکتیو فرهنگی‌ اجتماعی‌، آموزشی و البته دوست تما‌م‌ عیار حیوانات بی‌سرپرست تلقی نمود. هنوز هم آوازه کلاس‌های کنکور هاشمی در کوچه‌ پس‌کوچه‌های کرج پیچیده است. میربها نیز چون راقم از پنجره لطیف فرهنگ و اجتماع بر افق‌های ناپیدای سیاست خیره مانده است. اجداد میربها سازندگان اثر مشهور  پل‌ میربهای‌ زنجان بر روی زنگان‌چایی هستند.

میربها علاوه بر تدریس در مدارس و دانشگاه‌ها در کلینیک حیوانات مشغول ارائه مشاوره و درمان حیوانات بی‌سرپرست هستند. در این مجال کوتاه نگاهی گذرا به یکی از تالیفات وی با نام « راهنمای جامع رفتار و مراقبت از حیوانات بی‌سرپرست » می‌افکنیم.

معرفی کتاب راهنمای جامع رفتار و مراقبت از حیوانات بی‌ سرپرست در صدای معلم

 حیوانات، قربانیان زندگی مدرن

حیوانات بی‌سرپرست، بی‌زبان‌ترین قربانیان زندگی مدرن هستند؛ موجوداتی که در سایه‌ بی‌توجهی انسان، بارِ رنج و تنهایی را به دوش می‌کشند و در کوچه‌ها و خیابان‌های ما دیده می‌شوند، بدون آن که کسی را برای دفاع از حقوق از دست رفته شان بیابند.

هاشمی‌ میربها با پشتوانه سال ها تجربه در دامپزشکی و تدریس زیست‌شناسی و نگارش چندین اثر، علمی در این اثر کوشیده است راهی روشن برای برخوردی مسئولانه، انسانی و اخلاقی با حیوانات بی‌سرپرست پیش روی ما بگذارد. این اثر تنها یک کتاب نیست؛ دعوتی است به مهربانی دانایی و ساختن جهانی که در آن هیچ موجودی بی پناه نماند.

کتاب حاضر تنها یک نوشته علمی نیست؛ بلکه دعوتی است به بازاندیشی در مسئولیت های انسانی ما.

امید است این اثر گامی باشد در مسیر بیداری وجدان جمعی و ساختن جامعه ای که در آن حتی ضعیف ترین مخلوقات نیز سهمی از عدالت و رحمت الهی داشته باشند.

 حیوان بی‌ صاحب تهدید نیست

کتاب حاضر روایت هم زیستی انسان و حیوان در خیابان های پرهیاهوست جایی که مهربانی و مسئولیت پذیری ما می تواند مرهمی بر زخم های بی پناهی باشد. حیوان بی‌سرپرست به حیوانی گفته می‌شود که بدون مالک یا سرپرست مشخص در محیط‌های شهری روستایی یا طبیعت زندگی می‌کند. این حيوانات ممکن است به طور مستقیم یا غیر مستقیم از انسان ها منشأ گرفته باشند، اما در شرایطی قرار دارند که هیچ فرد یا نهادی مسئول مراقبت و نگهداری آنها نیست.

حیوانات بی صاحب، تهدیدی برای جامعه نیستند بلکه قربانیان شرایط انسانی‌اند. مدیران سیاست گذاران و متدینین باید دریابند که تنها با رویکردی علمی و انسانی می‌توان هم زیست‌پذیری جامعه را بهبود بخشید و هم از رنج های این موجودات کاست.

 کتابِ صدای بی‌صدایان

هدف این کتاب، ارائه یک راهنمای جامع و کاربردی است که ضمن بررسی علمی و عملی به ابعاد اخلاقی و دینی نیز توجه داشته باشد. با تکیه بر پژوهش های روز و تجربیات عملی سعی شده است تا راهکارهایی موثر برای بهبود شرایط حیوانات بی‌سرپرست و ایجاد هم زیستی مسالمت آمیز با آنها ارائه شود.

این کتاب می‌کوشد تا علاوه بر آگاهی، بخشی انگیزه عمل و مشارکت فعال در حمایت از حیوانات بی سرپرست را در جامعه تقویت نماید.

کتاب حاضر تلاشی نو و بی‌سابقه است که با تلفیق دانش دامپزشکی، زیست شناسی، اخلاق و مدیریت اجتماعی، اصول برخورد با حیوانات بی‌‌سرپرست را بررسی می‌کند.

نگارنده، که سال‌ها در عرصه‌ی آموزش و پژوهش زیست شناسی کوشیده و آثار علمی متعددی به جامعه عرضه کرده است ؛ این بار قلم را برای آنان به کار گرفته که صدایی برای دفاع از خویش ندارند.

معرفی کتاب راهنمای جامع رفتار و مراقبت از حیوانات بی‌ سرپرست در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

معرفی کتاب راهنمای جامع رفتار و مراقبت از حیوانات بی‌ سرپرست در صدای معلم

منتشرشده در محیط زیست

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم   چرا انجام ارزشیابی‌ های پایانی به‌عنوان آخرین حلقه فرآیند یاددهی و یادگیری در آموزش های رسمی ضرورت دارد و مورد تاکید است؟

در تمام سیستم‌های آموزشی مدرن و پویای دنیا، ارزشیابی پایانی به‌عنوان ابزار کلیدی سنجش واقعی یادگیری، بهبود فرآیندهای آموزشی (یاددهی و یادگیری) و هدایت دانش‌آموزان به‌سمت مقاصد، چشم‌اندازها، و آرمان های آموزش و پرورش محسوب می‌شود و معیار تام اثر بخشی فعالیت‌های علمی و آموزشی سالانه سیستم‌های آموزشی است.

این نوع ارزشیابی داده‌ بنیان، پایشی و فرآورده‌ محور که در پایان دوره منجر و منتج به صدور تصدیق‌نامه‌ی (کارنامه) معتبر علمی می‌شود، چنانچه اصولی و منطبق با اهداف آن اجرایی شود آینه‌ی انعکاس تمام‌ نمای تصویر واقع‌ بینانه‌‌ی روند یادگیری، پیشرفت تحصیلی، و مهارت های دانشی، مهارتی و نگرشی فراگیران، و سنگ بنای قضاوت و ارزش گذاری معلم، سیاست گذاران، تصمیم‌گیران، کارشناسان، و ذی نفعان درونی و بیرونی‌ نظام تعلیم و تربیت جهت اعلام رضایت یا نقد منصفانه و علمی در خصوص تحقق اهداف نظام آموزشی و معیار تحلیل داده - ستانده سیستم آموزش و پرورش کشورهاست.

ابزارها و مبانی اعتباربخش به این قضاوت و ارزش گذاری ارزیابی پایانی تجمیعی کدامند؟ پرسش‌های شفاهی، کارپوشه فراگیران، فعالیت علمی پژوهی فردی فراگیران، میزان مشارکت فراگیر در فرایند یادگیری سیال و پیش‌رونده‌ی او، و اجرای انواع آزمون های عملکردی در موقعیت‌های واقعی در پایان دوره‌ی منتهی به ارزیابی، برای صدور مدرک و به قصد ارتقای فراگیر را می‌توان به‌عنوان ابزارهای مرسوم و کاربردی محقق‌کننده اهداف ارزشیابی پایانی لحاظ نمود. 

آیا به‌صرف انجام ارزشیابی‌های مستمر یا مرحله‌ای و تکوینی می‌توان در پایان دوره و سال تحصیلی به فراگیر گواهی تصدیق داد؟ قطعاً این رویه ناقص ولی پیوسته که عمدتاً با هدف ارزیابی عملکرد فراگیر در فعالیت‌های مشارکتی و گروهی او در طول دوره آموزشی انجام می‌شود بخشی از اهداف ارریابی پایانی را تحقق می‌بخشد، اما نمی‌تواند به صدور مدرک تحصیلی ختم شود. چرا که، این فرآیند حلقه‌ی میانی و تاییدکننده‌ گام‌های ماقبل آخر ارزیابی تجمیعی و پایانی است که فلسفه و کارکرد تعریف‌شده برای آن، تعیین عیار و ایزو آموزش در انتهای دوره است.

بنابراین، آزمون‌های مستمر با هر عیار و وزنی، موجب ارزش گذاری بخشی از محتوا در فرآیند فزونی‌ بخش و متغیر یادگیری است و ماهیت سنجش‌های مقطعی و بخشی با ارزیابی‌های تجمیعی و پایانی فرآورده‌ محور سنخیت ندارد، اما معادل آن هم نیست. به‌عبارت دیگر، ارزیابی مستمر فرایندمحور و تاکید بر سنجش در طول دوره دارد، ولی ارزیابی پایانی فردی و نتیجه‌محور است و معمولاً در پایان سال یا دوره برگزار می‌شود.

با این توصیف، آیا می‌توانیم ارزیابی‌های مستمر را فاقد ارزش تلقی کنیم؟ خیر؛

ارزشیابی مستمر و همه‌ی فعالیت‌های ارزیابی‌کننده یادگیری های فراگیران در زمان و جای خود حتی از ارزیابی پایانی هم مهمترند، اما در چه صورتی؟ وقتی که پایه و بنیان مستحکمی برای ارزیابی پایانی باشند و پایایی نتایج آنها در نهایت با هدف جمع‌افزایی، در ارزیابی پایانی متجلی و نمایان شود.

گاهی درک ناقص و نگاه تک‌بعدی به جایگاه و کارکردهای هدف‌محور انواع سنجش‌های فرآیندی و فرآورده‌ای یاددهی و یادگیری سبب می‌شود که عده‌ای آن ها را معادل هم بدانند. در حالی که ارزشیابی مستمر با ارزشیابی‌ پایانی تفاوت دارد و اهداف متفاوتی را هم دنبال می‌کند.

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم

ویژگی‌های ارزشیابی‌های مستمر و پایانی:

ارزشیابی مستمر بخش‌ها یا قسمت‌هایی از فعالیت‌های یاددهی و یادگیری را دربر می‌گیرد، ولی ارزشیابی پایانی شامل کلیه‌ی فعالیت‌ها تا پایان سال تحصیلی می‌شود و یا در پایان هر دوره انجام می‌شود.

ارزشیابی مستمر اهداف رفتاری جزیی‌ترین را پوشش می‌دهد در حالی که ارزشیابی پایانی اهداف کلی‌تر را دربر می‌گیرد.

ارزشیابی مستمر از لحاظ کیفی بسیار مطلوب‌تر از ارزشیابی پایانی است و شامل ارزشیابی از انواع فعالیت‌هایی می‌شود که اطلاعات مربوط به آن با روش‌های مختلف قابل دست یابی است، در صورتی‌ که ارزشیابی پایانی را بیشتر با اجرای آزمون‌های متنوع ملاک‌ محور انجام می‌دهتد.

در ارزشیابی پایانی معمولاً بیشتر محفوظات و دانستنی‌های حوزه‌ و حیطه‌ی شناختی مورد ارزشیابی قرار می‌گیرند، اما در ارزشیابی مستمر همه‌ی موارد عینی و ذهنی و کلیه فعالیت‌های فرآیندی ارزشیابی می‌شوند.

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم  ارزشیابی پایانی بیشتر جنبه فردی دارد ولی ارزشیابی مستمر هم به‌ صورت فردی و هم به‌صورت گروهی انجام می‌گیرد. البته باید توجه داشت که نمره‌ و امتیاز ارزشیابی مستمر در ارزشیابی پایانی تاثیر مثبت دارد و به بهبود اعتبار‌ ارزشیابی پایانی کمک می‌کند.

ارزشیابی مستمر در حین استمرار جریان یادگیری انجام می‌شود و هدف از اجرای آن حصول اطمینان نسبت به درستی مسیر و گام‌های یاددهی و یادگیری، و در صورت نیاز اصلاح به‌ موقع کاستی‌ها در جریان آموزش است. اما پس از ارزشیابی پایانی فرصتی برای دریافت بازخوردهای اصلاحی آنی وجود ندارد و در صورت اشتباه فراگیر امتیاز و نمره از دست می‌دهد.

در ارزشیابی تکوینی یا بیشتر نحوه به‌کارگیری آموخته‌ها در زندگی و موقعیت‌های واقعی و عملی مورد سنجش قرار می‌گیرد، در صورتی‌ که در ارزشیابی پایانی فقط به سنجش آموخته‌های دانش‌آموزان در حد کتاب اکتفا می‌شود. با توجه به در جریان بودن، دائمی بودن، و به‌روز بودن ارزشیابی مستمر می‌توان گفت که تقریبا نتیجه‌ی این ارزشیابی در قیاس با سنجش و ارزشیابی‌های پایانی به سنجش واقعی‌ از آموخته‌های دانش‌آموز نزدیک‌تر می‌باشد.

باید توجه داشت که تاثیر حوادث و اتفافات موردی هم بر نتایج ارزشیابی پایانی ملموس و  چشم گیرتر از ارزشیابی‌های مستمر است. ارزشیابی مستمر معمولاً به‌صورت روزانه صورت می‌گیرد و می‌توان عملکرد فراگیر را بارها به‌شیوه‌های کیفی و کمی سنجید یا به او نمره و امتیاز داد، اما در ارزشیابی پایانی دانش‌آموز ملزم به حفظ سطح یادگیری قابل قبول و مداوم کل محتوا تا پایان دوره در یک مقطع زمانی محدود و از پیش تعیین شده است.

ارزشیابی مستمر شامل قضاوت ارزشی در مورد انجام کلیه فعالیت‌های دانش‌آموز متناسب با وضعیت تحصیلی او در حین استمرار و تکوین آموزش و یادگیری است. اما ارزشیابی پایانی پس از خاتمه‌ی فرآیند یاددهی و یادگیری و با هدف قضاوت در خصوص اثربخشی فعالیت‌های سالانه فرد صورت می‌گیرد تا مشخص شود که آیا عملکرد فراگیر رضایت بخش بوده یا نه، تا متناسب با ملاک و معیار تا براساس آن برای او گواهی پایان دوره صادر شود.

در مجموع باید توجه داشت که هر یک از انواع ارزشیابی‌های کاربردی برای سنجش اهداف مورد انتظار و مقاصد خاصی منظور می‌شوند و اگر این امکان وجود داشت که آنها را معادل یا جایگزین هم لحاظ نمود دیگر نیازی به تعریف و تقسیم‌ بندی‌های علمی برای معرفی و شناخت از مقصود و کارکرد آنها نبود.

اگر با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر هم به این موضوع و مقوله بپردازیم، می‌توانیم بگوییم که « کل » در این سیستم، مفهوم کلی ارزشیابی هست و اجزای سارنده آن انواع ارزشیابی‌های متعددند که هر کدام به‌عنوان بخشی از آن مفهوم کلی برای سنجش هدف مشخصی تعریف شده‌اند، ولی هیچ یک از این اجزا و تعاریف و کارکردهای مجزا به تنهایی نمی‌توانند مقصود و هدف کلی ارزشیابی را برآورده نمایند. پس جزو بخش (ارزشیابی مستمر) همتراز معادل کل و مجموع ( ارزشیابی تجمیعی و پایانی) نیست.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/ 

آن چه در زیر می آید ؛ بخش پایانی گفت و شنود با « مرتضی نظری ؛ رییس پیشین مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش » است که با موضوع روابط عمومی و چالش های آن انجام شده است .

منتشرشده در گفت و شنود

 انتقاد از آموزش و آزمون مجازی جلوه هایی از مسئولیت گریزی ایرانی ها در صدای معلم و رویای تربیت نسل سازنده  سالیان متمادی گفتیم و شنیدیم که دروسی چون اجتماعی، تاریخ و جغرافیا باید حفظ و ازبر شوند و به هیچ شکل دیگری نمی توان آن ها را یاد گرفت و گر نه دریافت نمره قبولی برای دانش آموزان ضعیف و نمره عالی برای دانش آموزان ممتاز در چنین دروسی غیرممکن است. حتی به تبعیت از روش تدریس معلمان و قالب سفت و سخت نظام آموزشی، هر سه گروه از دانش آموزان ضعیف، متوسط و زرنگ؛ دروس تخصصی رشته های تجربی و ریاضی را نیز حفظ کرده و می کنند. وقتی پای آزمایشگاه لنگ است یا دیگر پای آموزش نوین یعنی دادن فرصت حل مسأله و هدایت دانش آموزان به تفکر گروهی جهت یافتن پاسخ سوال یا مسأله، چلاغ است، انتظاری غیر این از دانش آموزان نباید داشت.

کمتر دانش آموزی استعداد، علاقه یا رغبت درونی خارق العاده ای برای جست و جوی پاسخ مناسب برای یک سوال یا مسأله دارد. مابقی حتی بسیاری از آنانی که معدل 19 به بالا با محاسبه هر صدم بیشتر تا 20 دارند، فقط می خوانند و حفظ می کنند. حال به دلیل نداشتن انتظار دیگری از سوی نظام آموزشی یا به دلیل توانایی ذاتی، بسیاری از آنان که قدرت حفظیات بسیار بالایی دارند.

شاید براساس همین واقعیت است که هیچ دانش آموزی و هیچ اولیایی صدای اعتراض خود را به دلیل تعطیلی مدارس بلند نمی کند. زیرزبانی و در روابط خانوادگی یا دوستانه شاید عده ای شاکی باشند، اما از آن نوع صداهایی است که در لا به لای محافظه کاری یا بی تفاوتی محو می شود.

در عجبم که دانش آموزان پایه های مختلف ابتدایی و متوسطه ؛ فرمول ها و مسایل ریاضی، جبر و هندسه، فیزیک و شیمی را چگونه یاد می گیرند یا حل می کنند؟ یا درس زیست شناسی گیاهی و جانوری را بدون هر نوع مشاهده عینی، چگون یاد می گیرند؟ یعنی برای ما ایرانیان حقیقت «نبوغ» آن قدر موضوعی پیش و پا افتاده گردیده است که تمامی دانش آموزان ایرانی در هر گروه سنی و در هر پایه درسی، از آن برخوردار شده اند؟

هیچ تفاوت معنی داری مابین توانایی یک دانش آموز بدون تجربه آموزشی با دانشجو از حیث سابقه یادگیری وجود ندارد؟ چرا متعجب نباشم وقتی قادر نیستم در ذهن خود امکان پرش نظام آموزشی جامعه خود را از سنتی به سیستم آموزشی در فضای مجازی را قبول کنم؟!

اگر دانش آموزان و دانشجویان ما در ورای آموزش و امتحان فضای مجازی پنهان مانده اند به معنای وفق مراد بودن شرایط نیست. آموزش مجازی؛ کانالی ترکیبی برای غنابخشی آموزش رایج در مدارس است و هرگز قابلیت تکمیل دانش یا سواد را به تنهایی برعهده نداشته و ندارد. و گرنه کشورهایی که نظام آموزشی پیشرفته دارند آموزش در مدارس را با تمامی هزینه های آن تعطیل می کردند و به آموزش در فضای مجازی اکتفا می کردند.

استفاده از فضای مجازی برای آموزش؛ زمانی معرفت و امتیاز برجسته شمرده می شود که در جهت تکمیل یا توسعه یادگیری دانش آموزان و دانشجویان به کار گرفته شود. یعنی آموزش و پرورش یا آموزش عالی برای تعمیق بخشیدن به میزان یادگیری فراگیران، چنان شبکه و برنامه ای تدوین نمایند که احتمال هر نوع کاهلی یا تقلب در فضای مجازی را بگیرند و از آن برای فرار از بار مسئولیت یا رهایی از فشار روانی تحصیل استفاده نکنند. یا هر دو وزارتخانه از آن به عنوان پوششی برای تقلب در امتحان جهت افزایش سطح میانگین نمرات سود نبرند. همان دانش آموزان و دانشجویانی که با یاری چند دوست به سوالات پاسخ می دهند و نمره قبولی، خوب و یا عالی می گیرند. اگر قرار است چنین سیری؛ هر از گاهی به عنوان یک جریان طبیعی برای امر آموزش در جامعه ما شود، پس با استفاده از دانش اهالی این حوزه، چنان سیستمی پی ریزی کنید و روایی اعتبار آن را تا آن حدی افزایش دهید که احتمال انجام هر نوع تقلب به صفر برسد. تا حدی که فردا با بیسوادانی بدتر از بیسوادانِ باسواد امروز مواجه نشویم.

انتقاد از آموزش و آزمون مجازی جلوه هایی از مسئولیت گریزی ایرانی ها در صدای معلم و رویای تربیت نسل سازنده

و باز متعجبم که معلمین و اساتید علوم پایه، دروسی را که در حضور دانش آموزان و در کلاس درس قادر به انتقال مفهوم آن ها نبوده اند، امروز چگونه در فضای مجازی این رسالت مهم را با بی بهرگی از هر نوع امکانات سمعی و بصری، انجام می دهند؟ یک معلم و استاد دانشگاه قبل از هر کس و جبر هر قانونی، ابتدا باید خود مطمئن شود که توانایی انتقال دانش به دانش آموزان و دانشجویان را در حد قابل توجهی دارد.

او باید از انجام این مهم، وجدانی آسوده داشته باشد و مبادا با خود وجدان شویی کند که من کلی زحمت کشیدم و تدریس کردم، مابقی دیگر از عهده مسئولیت من خارج است.

چرا متعجب نباشم وقتی قادر نیستم در ذهن خود امکان پرش نظام آموزشی جامعه خود را از سنتی به سیستم آموزشی در فضای مجازی را قبول کنم؟! یعنی جامعه ما مرحله مدرنیسم را طی نکرده به مرحله پست مدرنیسم خیز برداشته است؟

انتقاد از آموزش و آزمون مجازی جلوه هایی از مسئولیت گریزی ایرانی ها در صدای معلم و رویای تربیت نسل سازنده

آن چنان از فضای مجازی و شبکه شاد سخن گفته می شود که گویی اکمل ترین امکان موجود است. راستی، در ورای این نوع آموزش، ما معایبی چون کمبود معلم حرفه ای و فضای آموزشی را پنهان نمی سازیم؟ یا میانگین بسیار پایین پایه های مختلف تحصیلی را علیرغم وجود مدارس خاصی چون تیزهوشان، نمونه دولتی و همچنین مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی که برای دست چین کردن معدل بالای دانش آموزان هنگام ثبت نام شهره آفاق هستند؟

به طور مثال و بدون تفکیک رشته، در سال تحصیلی 1404 - 1403 میانگین معدل در پایه یازدهم 10.36 و در پایه دوازدهم 10.6 بوده است. (منبع: میانگین معدل امتحان نهایی؛ مشاوره تحصیلی هیوا) یا کمبود بودجه و مشکلات مالی درون شبکه ای را مستتر نمی کنیم؟ به بیانی دیگر، آموزش در فضای مجازی پوششی برای ضعف ها و نقیصه های حاد موجود نیست؟

وقتی در کلاس های حضوری ؛ تک تک دانش آموزان و حتی دانشجویان پشت یکدیگر پنهان و ناپیدا هستند و معلم به تنهایی همه مسئولیت انتقال دانش را برعهده دارد، در آموزش مجازی انتظار چگونه معجزه ای را داریم؟

انتقاد از آموزش و آزمون مجازی جلوه هایی از مسئولیت گریزی ایرانی ها در صدای معلم و رویای تربیت نسل سازنده

و اما سرانجام لنگان لنگان آموزش در سال تحصیلی 1405- 1404 به شکل زیر است:

* چون ارزشیابی در دوره ابتدایی به شکل توصیفی است و معلم در طول سال تحصیلی بر اساس معیارهای مختلف سطحی از یادگیری را به دانش آموزان اختصاص می‌دهد؛ پس تکمیل فرم‌های ارزشیابی توسط معلمان از 9 خرداد آغاز می‌شود.

* امتحانات پایه های هفتم تا دهم بر اساس رأی نهایی شورای تأمین استان ها، حضوری یا غیرحضوری خواهد بود و آزمون هماهنگ کشوری نخواهند داشت.

* برگزاری آزمون‌های « نهایی » پایه‌های یازدهم و دوازدهم نیز منوط به تثبیت شرایط تا اواخر تیر ماه است.

یعنی معلمان ابتدایی فقط رأس روز معینی حق دارند تا دانش آموزان خود را ارزشیابی توصیفی کنند؟ زودتر و دیرتر از این تاریخ نمی توانند؟ ظاهرا با تعیین تاریخی مشخص، قصد دارید تا قاطعیت خود و جدیّت موضوع را نشان دهید !

اما متأسفانه با آموزش مجازی، هر دو خاصیت خود را از دست داده اند. چون معلم در خلوت تنهایی خود این مهم را انجام خواهد داد، پس به جای تعیین تاریخ آغاز، بهتر بود تاریخ تحویل ارزشیابی توصیفی را از معلمان ابتدایی می خواستید. در این شرایط حق الناس زمانی به خطر خواهد افتاد که معلمِ فوق تا سیمای دانش آموز را نبیند و فقط با مشاهده نام و نام خانوادگی، قادر به قضاوت نخواهد بود. اگر بخواهیم به سابقه آموزش طی 5 ماه قبل از آغاز جنگ اشاره کنیم، باید به میزان دقت معلم در ترازوی عدالت، امیدوار باشیم.

غیرممکن است معلمان سرگیجه نگیرند و هاج و واجِ اگر و اماهای امتحانات خرداد ماه امسال نباشند. دانش آموزان به نسبت شرایط معدل خود تاکنون، واکنش متفاوتی از خود نشان می دهند. شرایط دانش آموزان کلاس اول ابتدایی در آغاز سن مدرسه رَوی و دانش آموزان سال آخر که در شرایط طبیعی آماده گرفتن دیپلم و شرکت در کنکور بوده اند، از همه بدتر است. آرزویی که دیروز داشتند و امروز در بدترین شرایط آن را تباه شده می بینند.

انتقاد از آموزش و آزمون مجازی جلوه هایی از مسئولیت گریزی ایرانی ها در صدای معلم و رویای تربیت نسل سازنده

شاید در جامعه امروز ما مدرک دیپلم حائز هیچ اهمیتی نباشد اما عده ای برای تعیین تکلیف سربازی خود یا ادامه تحصیل در خارج، به این برگه دیپلم، نیاز فوری دارند. یقین تعبیر «نسل سوخته» به جای «نسل سازنده» برای 16 میلیون دانش آموز و 3 میلیون دانشجوی بلاتکلیف با درجاتی متفاوت از احساس نیاز به پایان رساندن سال تحصیلی جدید، دور از واقعیت نیست.

فقط کافی است در هر سن و موقعیت اجتماعی، خود را به جای تک تک این دانش آموزان و دانشجویان بگذاریم. شاید در این صورت متوجه عمق فاجعه آموزش بی در و پیکر در این سال تحصیلی باشیم.

شدت کراهت چنین سال تحصیلی در تاریخ آموزش و پرورش ثبت و ضبط گردید.

حداقل امیدوارم در شرایط عادی زندگی اجتماعی، دیگر تحت هیچ بهانه ای به تعطیلی مدارس و دانشگاه ها همت نگماریم. خواب آموزش یعنی خواب جامعه.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

انتقاد صدای معلم از ارجاع ششمين اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان به کميسيون مديريت و سرمايه انساني دولت پزشکیان

 بعد از طرحِ بند کاف در تبصره 12 قانون برنامه بودجه 1400 که  مو به مو ( واو به واو ) اين بند کاف در پنجمين  اساسنامه 1400 صندوق ذخيره فرهنگيان درج گرديد ؛ طبق قانون تجارت و بر اساس تجربه زيستي اين موسسه خصوصي (طي سنوات متمادي از بدو تاسيس اين موسسه تاکنون ) فرايند اجراي اين مصوبه ي قانونِ بودجه 1400 طي شد .

قابل ذکر است تمامي اموال اين موسسه خصوصي، فقط و فقط متعلق به اعضاي آن است و  فرهنگيان فرهيخته ي غيرِ عضو اين موسسه، هيچ حقي حتي از يک ريال آن سرمايه هنگفت ندارند.

متاسفانه کج فهمي برخي از نمايندگان محترم مجلس از جمله کريمي نماينده وقت ( سال 1400) مردم اراک و... که به غلط تصور مي کرد ماهيت اين صندوق عمومي غير دولتي است و در  سخنراني آخر هفته وي در صحن علني مجلس به آن اشاره نمود که خوشبختانه کنش گران مدني مدافع منافع اعضا در اولين شنبه بعد از ان سخنراني  کذايي، در کميسيون آموزش، تحقيقات و فن آوري  مجلس جهت اعتراض به اين تفکر و مسیر غلط حاضر شدند و رئيس اين کميسيون (منادي) در آن جلسه از ماهيت خصوصي صندوق دفاع کرد .

انتقاد صدای معلم از ارجاع ششمين اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان به کميسيون مديريت و سرمايه انساني دولت پزشکیان

کنش گراني چون عباس کاظمي و محمد تقي سبزواري در ديداري خصوصي با کريمي نماينده محترم مردم اراک و ... به اين توافق رسيدند که کريمي به دفاع از ماهيت عمومي غير دولتي نپردازد.

در فروردين سال 1401،  طرحِ  افزودنِ نام موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان به ليست موسسات عمومي غير دولتي با قيد دو فوريت به صحن علني مجلس آمد که در سايه روشنگري کنش گران مدني، احزاب سياسي فرهنگيان، رسانه ها و ... اکثريت نمايندگان مجلس به اين طرح پاسخ مثبت ندادند.

به دليلِ کنش گري مطالبه گران صندوق ذخيره فرهنگيان در دفاع از منافع يک ميليون هشتصد هزار عضو اين موسسه، گزارش کميسيون تلفيق برنامه هفتم به صحن علني مجلس اصلاح شد و در سايه کج فهمي برخي نمايندگان مجلس، شوراي نگهبان مجبور به ارجاع مصوبه برنامه هفتم به مجلس شد و در نهايت،  تبصره بند « ث » ماده 88 اين قانون،  وزارت آموزش و پرورش را مکلف به تصويب اساسنامه اين موسسه نمود.

کنش گران مدني فعال در حوزه صندوق ذخيره فرهنگيان طي گفت و گوهاي فراوان با مسئولين مختلف، يادآور اين واقعيت شدند که در کميسيون حقوقي دولت سيزدهم،  اساسنامه  صندوق ذخيره فرهنگيان تصويب شد و سپس به کميسيون اجتماعي دولت ارائه شد.

به دليل  مخالفت جامعه فرهنگيان و کنش گران مدني در آن دوره ( وزارت يوسف نوري ) ؛ شاهدِ  دفاع محکم سه منتخبِ انتخاباتِ بطحايي در کميسيون اجتماعي دولت و حضور امين الله سالاري در هيات دولت بوديم.  آيا يک ميليون هشتصد هزارفرهنگي عضو يک موسسه خصوصي، نياز به قيم دارند؟!

دولت جمهوري اسلامي در سايه روشنگري کنش گران مدني  به اين نتيجه رسيد که دست از سر اموال يک ميليون هشت هزار عضو صندوق  بردارد تا به دست فرو کردن در جيبِ معلم متهم نشود.

کنش گران مدني ، نمايندگان احزاب سياسي، نمايندگان تشکل ها صنفي، اصحاب رسانه و ... در ديدار با مسئولين، همواره تجربه دولت رئيسي را مطرح نموده و پرسش گري داشتند :

چرا آزموده را دوباره آزمايش مي کنند ؟!

همواره پاسخ مسئولين چنين بود:

طبقِ قانون برنامه هفتم ، موظف به پي گيري هستيم !

انتقاد صدای معلم از ارجاع ششمين اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان به کميسيون مديريت و سرمايه انساني دولت پزشکیان

کنش گران به روشنگري و مطالبه گري خود ادامه دادند تا کميسيون تخصصي وزارت آموزش و پرورش در آخرين جلسه تصميم گيري خود، با دفاع قدرتمند يکي از کنش گران مدني مواجه شد و در نهايت خروجي قانون برنامه هفتم پيشرفت، تصويب  ششمين اساسنامه قانوني صندوق ذخيره فرهنگيان شد.

شوربختانه جوهرِ امضاي عارف به سازمان برنامه و بودجه براي پرداخت بدهيِ دولت ها به اعضاي صندوق ذخيره فرهنگيان خشک نشده بود که سازمان بازرسي کل کشور در کميسيون آموزش مجلس اقدام به نگارش اساسنامه براي يک موسسه خصوصي نمودند که مورد نقدِ نگارنده در « صدای معلم » قرار گرفت.

انتقاد صدای معلم از ارجاع ششمين اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان به کميسيون مديريت و سرمايه انساني دولت پزشکیان

امروز جامعه فرهنگيان فرهيخته و حتي ديگر شهروان اين سرزمين از خود مي پرسند که بر اساس کدام ماده ، کدام تبصره  و کدام قانون ششمين اساسنامه يک موسسه خصوصي ( اموال يک ميليون و هشتصد هزار عضو ) به کميسيون مديريت و سرمايه انساني دولت پزشکیان رفته است ؟

پرسش افکار عمومي چنين است:

چرا محمد رضا عارف و مجيد انصاري به درخواست مطالبه گران در 31 فروردين 1405 براي توضيح آزموده را آزمودن خطا است ؛ پاسخ مثبت نداده اند که اين نامه ها بعد از يک ماه در فضاي عمومي منتشر شده است .

آيا به راستي آزموده را آزمودن خطا نيست؟!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد صدای معلم از ارجاع ششمين اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان به کميسيون مديريت و سرمايه انساني دولت پزشکیان

منتشرشده در اقتصاد

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور