صدای معلم
دوشنبه, 13 آبان 1398 17:29

رویکرد نوین به روز دانش آموز

نگاه و رویکرد نو به روز دانش آموز

در کشور ما رنگ سیاسی پر رنگ ترین رنگ هاست. روز دانش آموز خاستگاهی البته سیاسی داشته است و برای پاسداشت مبارزه عدالت خواهانه علیه استبداد و استعمارشکل گرفت. که به جای خود قابل تحسین و در خور بزرگداشت است. اما خوب بود در تداوم کار نگاه به دانش آموز بعد فرهنگی نیز اضافه می شد، یا به مرور ایام، رنگ غالب فرهنگی به خود می گرفت. من بر این باورم که اهالی علم و ادب و آموزش باید به این خلاء مهم توجه کنند.

روز دانش آموز باید روز کاستن فاصله ها باشد. اکثریت دانش آموزان تراز امروز جامعه ایرانی، از مدرسه و برنامه های آن دل خوشی ندارند. با اکراه و ناخشنودی و شاید از سر ناچاری به مدرسه می آیند و می روند. به همین سبب و بدون کاستن از وزن دیگر عوامل مربوط، در کشور ما نقش آموزش و پرورش در تربیت روندی کاهشی داشته و دارد.

روز دانش آموز، روز سواد و دانش است. روزی که همه کودکان و نوجوانان باید دسترسی خود را به تحصیل و مدرسه جشن بگیرند و از این فرصت شادمان باشند. نه این که خیل بیسوادان و بازماندگان از تحصیل و کودکان خارج از پردیس مدرسه، در فراموشی کامل رها شوند.

نگاه و رویکرد نو به روز دانش آموز

در روز دانش آموز، شایسته است دانش آموز درک شود. درک درست از دانش آموز وقتی اتفاق می افتد که نیاز او فهم شود و برای این کار برنامه های مشخصی تدارک بشود.دانش آموز با دروسی که احساس می کند نمی تواند همدل باشد، غریبه است. او با دروسی که به درد اشتغال او نمی خورد ارتباط منطقی پیدا نمی کند. او با برخی از معلمینی که او و نیازهای سنی و رشد او را نمی فهمند و با دنیای او کاملا بیگانه اند؛ احساس مهر ندارد.

 وجدان او با کم فروشی های نظام آموزشی به خوبی آشناست و با بی سوادی مدرسه ای همانند بی سوادی دانشگاهی کنار نمی آید. نیاز او به زبان دوم، نیاز او به مهارت خود آموزی، و نیاز او به یادگیری مهارت برای کسب و کار در آینده و نیاز او به شغل؛ از مسائلی است که دانش آموز و جامعه نمی تواند و نباید نسبت به آن بی تفات باشد.

بعد از گذر از بدیهیات زیستی و امور پیشا توسعه ای، حتما اقداماتی در خور اهمیت سرمایه انسانی برای تحقق توسعه همه جانبه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ضرورت می یابد. دانش آموز بر این اساس اهل تعقل و تفکر و با ساحت های تربیتی گوناگون آشنا می شود و برای آینده ای بهتر تربیت می شود.

مرحله بعد عرصه رقابت جهانی است. عرصه ای که در آن حدود یک و نیم میلبارد نفر دانش آموز با سرمایه گذاری های قابل توجه به رقابت برای ساختن آینده دنیاهای خود و نیز دنیای واحد انسانی می پردازند. مسوولیت و حق دانش آموز ایرانی مانند بسیاری از دیگر کشورهای آماده شده برای این منظور، مهیا شدن برای چنین رقابتی است؛ که در عمل در جریان است.

امید است بدون تصلب بر ابداعات خود، آن ها از کارآیی و اثر بخشی در طول زمان محروم نکنیم و همواره اصلاح تدریجی و مدبرانه امور را مورد توجه قرار بدهیم .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاه و رویکرد نو به روز دانش آموز

منتشرشده در یادداشت

آخرین وضعیت طرح حذف زبان انگلیسی در مدارس و یا رفع انحصار از زبان انگلیسی

عده ای از نمایندگان امضاء کننده  بیان می‌کردند که  با افزودن سایر زبانها و آموزش آن در آموزشگاه های خصوصی می‌خواهند به رفع انحصار از زبان انگلیسی کمک کنند اما واقعیت ها می گویند که حتی در صورت وجود سایر زبانها ، باز هم انگلیسی انتخاب اول اکثر دانش آموزان است...اصلأ در زبان انگلیسی هم اکنون هم انحصار وجود نداشته و بلکه یکی از زبانهای خارجی انتخابی در مدرسه محسوب می شود. اگر سایر زبانها در  مدرسه تدریس نشده نه به خاطر مشکل قانونی؛ بلکه به دلیل مسایل اجرایی بوده است. بعد از این روشنگری ها و همچنین با تماس های  انتقادی معلمین  سراسر کشور با بعضی از نمایندگان ، از مجلس نیز خبر رسید که امضاء کنندگان آن اظهار پشیمانی کرده اند، بدون خواندن محتوا آن را امضاء کرده اند و  به این طرح حتی خود امضا کنندگان هم رأی نخواهند داد!

بعضی از نمایندگان از این طرح حتی  انتظار آموزش زبان محلی را داشتند! یعنی زبان محلی یا مادری به عنوان یک زبان خارجی! شاید نیم نگاهی به انتخابات اسفند ماه و مطرح شدن در شهر خود ،انگیزه اصلی چنین دیدگاهی است. متاسفانه اینها نگاه پوپولیستی به مقوله آموزش دارند!

البته کسانی که خواستار حضور کشورهای خارجی و آموزش معلمان و دانش آموزان در طی یک دوره ۱۵ ساله و سپردن معلم و دانش آموزان به کشورهای بیگانه بودند ، هرگز در این مورد توضیحی ندادند...

آخرین وضعیت طرح حذف زبان انگلیسی در مدارس و یا رفع انحصار از زبان انگلیسی

آنچه در منظر این نمایندگان و  تحلیل های کارشناسان آموزش و پرورش و رسانه ها مغفول مانده این است که علت موفقیت آموزشگاه ها نه صرفا به دلیل تخصص بالا یا برنامه ریزی خاص علمی ،بلکه فی الواقع  به خاطر عواملی چون اختصاص زمان بیشتر، تراکم دانش آموزی کمتر در یک کلاس و مهمتر از همه وجود انگیزه بالا در میان زبان آموزان است.حال چگونه با روانه کردن اجباری دانش آموزان به آموزشگاه ها در مقیاس میلیونی می توان همین کیفیت فعلی آموزشگاه ها را  حفظ کرد؟!

خبر طرح «رفع انحصار از زبان انگلیسی در مدارس ...» ابتدا در خبرگزاری  پانا و خبرگزاری فارس درج شد که مبتنی بر گزارشی برگرفته از سایت مرکز پژوهش های مجلس بود..اما نگاه انتقادی به این طرح در سایت های خبری_تحلیلی  مثل: ایران آنلاین ،صدای معلم، اقتصاد آنلاین، اصلاحات نیوز، تسنیم، ایرنا ،پانا، ایسنا، عصر ایران، شعار سال ، عصر شهروند و... منعکس شد . همچنین  روزنامه هایی مثل:
جوان ، اعتماد، ابتکار ، ایران ، کیهان  ، مردم سالاری... یادداشت ها و مقالات انتقادی در این زمینه منتشر کردند.

جالب و قابل تامل اینکه رسانه های هر دو جناح سیاسی کشور به این طرح ایرادها و اشکالاتی اساسی وارد کرده اند...
مغایرت طرح با قانون اساسی آن چنان آشکار است که دویچه وله هم بر آن تأکید کرده بود!!

آموزش و پرورش نیز طی جلسه ای در سازمان پژوهش، با استدلال های دقیق  تمامی بندها و تبصره های این طرح را به کلی زیر سؤال برد که خبر آن  نیز در سایت تحلیلی تابناک منعکس شد.
در  گزارش جلسه آموزش و پرورش و همچنین در اکثر یادداشت ها و مقالات، به تفاوت اساسی این طرح با دیدگاه رهبری اشاره شده است.همچنین در نشستی که در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد ،شرکت کنندگان به بررسی اشکالات این طرح پرداختند‌...

بعد از این روشنگری ها و همچنین با تماس های  انتقادی معلمین  سراسر کشور با بعضی از نمایندگان ، از مجلس نیز خبر رسید که امضاء کنندگان آن اظهار پشیمانی کرده اند، بدون خواندن محتوا آن را امضاء کرده اند و  به این طرح حتی خود امضا کنندگان هم رأی نخواهند داد!
حتی گفته شدکه این طرح اسباب طنز و تمسخر رسانه ها را در پی داشته است!

باشد که دیگر  با سرنوشت میلیون ها دانش آموز این چنین بازی نکنند!

و نهایتا با پیش بینی قطعی خود نمایندگان مبنی بر رد این طرح در مجلس  ؛ این طرح خام ،جنجالی و مشکوک در کمیسیون تخصصی آموزش و تحقیقات رأی نیاورده و رد شد!

به راستی در این موارد اگر روشنگری ها و  انتقادات دلسوزانه  کارشناسان عرصه تعلیم و تربیت نباشد ،هیچ بعید هم نیست که در سایه سکوت خبری و کم توجهی نمایندگان به بحث های تخصصی، این گونه طرح  ها حتی  تصویب هم شوند!
این اتفاقات شاید تلنگری باشد برای  عموم مردم که بیشتر در انتخاب نمایندگانشان دقت کنند!
و البته انگیزه ای باشد برای اصلاح ضعف های کتاب درسی و ارتقاء روش‌های تدریس در مدرسه...


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آخرین وضعیت طرح حذف زبان انگلیسی در مدارس و یا رفع انحصار از زبان انگلیسی

منتشرشده در یادداشت

صدای معلم و مطالبات فرهنگیان  آموزش وپرورش باز هم در گرداب خیالات و کج راهه ها در حرکت هست و کشتیبانی برای نجات آن دیده نمی شود و طرح ها و مصوباتی خام صادر و آینده مبهم آن باز هم هزاران سوال بی جواب دارد.
بحث اخیر آموزش وپرورش ، مصوبه حذف تنوع مدارس و حذف آموزش زبان انگلیسی باز هم دلسوزان را به چالش کشیده و دیدگاه های متفاوتی عرضه می شود که هر کدام جای تامل و نقد و کنکاش دارد تا بهترین گزینه انتخاب شود، اما کشتی طوفان زده تعلیم و تربیت بدون ناخدایی درد آشنا بازهم محکوم به غرق شدن و آزمونی مجددا" پر از خطا خواهد بود.
طرح هایی که سالهای قبل اجرا شد و چون گوش شنوایی نبود درهمان قدمهای اول شکست خورد و چون مسئولان محترم همواره به پیروزی می اندیشند و شکست را در شان خود نمی دانند همواره آن را کتمان نمودند .
اما در خصوص حذف تنوع مدارس باید گفت اولا" این مصوبه باز هم بوی رانت و انحصار و نوعی مافیا در خود دارد و عملا" منافع عده ای را تامین می کند که ثروت و دولتشان از مدارس است.اگر به خاطر داشته باشید سالهای نه چندان دور مدارس تنها به صورت دولتی اداره می شد و همه پزشکان و متخصصان و مهندسان از دل این مدارس در نقاط فقیر نشین و متوسط جامعه سر بر می آورد تا اینکه هر سال نوعی مدرسه ایجاد کردیم بدون اینکه دلایل آن برای کسی آشکار شود. مدارس نمونه ، تیزهوشان ، هیئت امنایی، غیر دولتی، سمپاد، نمونه این مدارسند که با ایجاد خط کشی های نامتعارف دانش آموزان را به چند تفکیک کردیم بدون آنکه نسبت به بار روانی آن در فرزندانمان توجه کنیم و تاریخ نشان داد که صرف تحصیل در مدارس تیزهوشان تضمین کننده موفقیت نیست و چه بسا دانش آموزانی در مدارس عادی موفق ترین افراد در کنکور و تحصیل بودند . ثانیا"این حذف تنوع به نفع متولیان مدارس غیر دولتی است که اکثریت آنان از وزرا، نمایندگان مجلس ، مدیران کل فعلی و سابق آموزش و پرورش و مسئولان عالی رتبه کشورمان و خانواده های آنها هستند ؛ ( علی الخصوص در شهرهای بزرگ و مراکز استانها ) که به نوعی دانش آموزان را به سوی این مدارس جهت پرکردن جیب خود رهنمون خواهند ساخت که باز هم در آینده لطمات جبران ناپذیری بر پیکره نظام آموزشی خواهد آمد و از طرفی شکاف طبقاتی فقیر و غنی در جامعه نمود بیشتری خواهد داشت و فرزندان فقرا هر روز با نفرت و کینه از نداری و سرمایه دار به بار خواهند آمد.
حذف تنوع مدارس زمانی خوب هست که تنها مدارس به صورت دولتی و عادی اداره شوند و همه در مدارس هم سطح تحصیل کنند که بازهم در مدارس ایجاد رقابت تحصیلی و آموزشی به وجود آید و معلمان تمام توان خود را در مدارس عادی به کاربرند.
در خصوص حذف زبان انگلیسی نیز اولا"همان رویه مهندسی شده و به نفع آموزشگاههای زبان درحال اجراست ، سالهاست مدارس ما در آموزش زبان انگلیسی دچار مشکلند و بهترین بهره برداری را همان زبانکده ها می برند و درآمدهای چند صد میلیونی دارند، درحالی که با کمی تغییر در نحوه آموزش در مدارس زبان انگلیس راحت ترین درس مدارس خواهد شد و دست آموزشگاهها از این درآمدها کوتاه خواهدشد. ثانیا" زبان بین المللی، زبان انگلیسی است که ارتباطات جهانی ، علوم و تازه های علم به آن زبان نشر پیدا می کند و معلوم نیست پیشنهاد کنندگان حذف زبان خارجی از مدارس چند آموزشگاه زبان دارند که می خواهند آموزش نیز مافیایی اداره شود.
بسیاری از دروس در مدارس هستند که نیازی به وجود آنها نیست که با حذف آنها و افزودن ساعات تدریس زبان انگلیس بهترین بهر ه را از این درس برد.و اگر آقازاده ها در خارج کشور به خوشی روزگار  می گذرانند مدیون آموزش این زبان در مدارس خودمان هستند.


اما وزیر محترم آموزش و پرورش !
شما هم مانند اسلاف گذشته خود به خوبی نشان داید که آموزش و پرورش در اولویت چندم شماست و سیاست وسیاسی کاری تنها دغدغه فکری شماست، جایی که نه از معلمان و نه از پیشکسوتان آموزش و پرورش در خصوص این طرح ها نظر نمی خواهید و پلی برای اتصال شما با معلمان نیست و آنچه خود می دانید می نگارید و عرضه می دارید.
وزیر عزیز با احتساب سالهای عمرم در آموزش و پرورش «از دانش آموزی تا معلمی » حدود 40 سال سابقه در این نهاد دارم و تاکنون ندیده ام کسی باشد که نظر معلم را بخواهد و یا با نظر معلم سر ستیز نداشته باشد.
در زمان جناب آقای فانی هم نوشتیم که ایران مهارت، طرح ویژه مدارس و... به بیراهه می رود و نرده بان سازمان فنی و حرفه ای و سایر نهادها نباشید ولی اصرار برا اجر عنان کار از کفتان ربوده است.
از نظام آموزشی بی رمق ، معلمان انگیزه و سرخورده از وزرای محترم ، طرح های بی اثر، دردهای تعلیم و تربیت ، نگاههای نو به آموزش و پرورش سخن گفتیم ولی هیچ کس نشنید و باز هم هیچ کس صدای معلمان را نخواهد شنید چون هیچ وقت یک معلم وزیر آموزش و پرورش نشده است.
آیا به جای سیاست بهتر نیست طرح های تحقیقاتی خود را روی بی انگیزگی کارکنان ستادی و معلمان و بهداشت روانی آنها متمرکز کنید و نتایج کار را ببینید؟
آیا بهتر نیست ارج و قرب معلم را برگردانید تا نیازی به شغل دوم و گاها" شغلهای دور از شان را طلب نکنند.

صدای معلم و مطالبات فرهنگیان

وزیر محترم !

آیا کارکنان دولت از یک خزانه حقوق دریافت نمی کنند؟ اگر جوابتان مثبت است چرا برای یکی حقوق چندبرابری با مزایای سالانه می دهند و برای معلم چندرغازی که هزینه نان و پنیرش هم نیست می دهند؟ چه کسی متولی احقاق حق معلم است؟ آیا یک معلم به اندازه سرایدار و خدمتگزار درب نگهبانی شرکت نفت مهم و تاثیر گذار نیست؟ شما لطف کنید فقط حقوق حدمتگزار شرکت نفت را به معلم بدهید، تلاش کنید حقوق کارمند بانک با مزایای مسکن و خودرو و سفر را پرداخت کنید.
آبدارچی بانکی که با من معلم در یک سال استخدام شده ایم اما او با مدرک سوم راهنمایی و من با فوق دیپلم و ایشان به لطف اشل بانکی به تحویلداری رسیده اند با چندین باب مغازه و چندین واحد مسکونی و ماشین مدل بالا و ما رویمان سرخ از نیمه ماه تا آخرماه .
آیا می دانید بسیاری از معلمان هنوز مستاجرند ، چون توان یافتن شغل دوم و درآمدهای نامتعارف نداشته اند؟


وزیر محترم !

آموزش و پرورش امروز هزینه سنگینی بر مردم مستضعف ما وارد می کند از کمک های مردمی ، کلاسهای تقویتی آموزشگاه های آزاد که دیگر به ریال هم راضی نیستند و به هر بهانه ای فرزندان میهنمان را وادار به حضور در این کلاسها می کنند، یکی با نام تقویتی ، دیگری با طعم پزشکی و دیگری ....که قداست معلم را هم زیر سوال می برد.
البته من به همکارانم حق می دهم که برای رقابت با سایر کارکنان دولت و سامان دادن به امور معیشت خود کلاسهای مدارس را جای استراحت خود قرار دهند و نیروی خود را در آموزشگاه ها و کلاسهای خصوصی متمرکز کنند تا ماهانه بالای 20 میلیون تومان درآمد داشته باشند.
مگر کتابهای درسی ما چه ضعفی دارند که معلمان کتب کمک آموزش تجویز می کنند تا صاحبان این انتشاراتی ها میلیاردها تومان سود ببرند؟ آیا نمی شود از توان خانواده بزرگ معلم استفاده کرد و کتابهای درسی را همانند این کتابهای کمک آموزشی تدوین نمود؟ مجموعه های انتشاراتی تحت پوشش آموزش و پرورش و شرکت ساخت مواد کمک آموزشی آن وزارتخانه چه نفعی برای معلم دارند ؟
صرف چاپ نشریات رشدی که فقط کاغذ مصرف می کنند و همکاران شاغل درآن درصدهای بالا از فروش می گیرند کار دیگری را بلد هستند؟
آیا اندیشیده اید که عواقب این کارها چیست ؟
چرا حفره های نظام آموزش و کنکور را نمی بندید تا استادان دانشگاه هم هوس ترک دانشگاه و حضور در این آموزشگاهها بنمایند ؟
شما درد شناس جامعه باید باشید نه دردافزای آن ، نگذارید آقازاده ها و مسئولان آموزش را چون قرون تاریک علم و آموزش این مملکت اداره کنند ، اگر به امثال برخی آقایانی که فرزندان و زن و... هرکدام مدرسه غیردولتی دارند باشد، کارگرزاده کارگر می شود و فرزند پینه بند پینه بند می شود و گدایی شغل موروثی !
عدالت آموزشی یعنی اینکه همه بتوانند در شرایط مساوی از آموزش بهر ه ببرند نه اینکه داراها با پولهای به یغما رفته از استثمار قشر ضعیف فرزندانشان را در مدارس آن چنانی و کلاسهای کنکور نجومی و دانشگاههای خارج کشور ثبت نام کنند و فقیر تنها آه بکشد و نفرین کارنابلدان بکند.
معلم امروز به آرامش و آسایش نیاز دارد نه شعار و القاب پرطمطراق. معلم باید زندگی کند تا درس زندگی بدهد.
نگذارید صدا و سیما در تخریب معلم بکوشد ولی از فداکاری او سخن نراند.از پخش اخبار ی که خانواده هارا در مقابل معلم قرار می دهد بپرهیزید و با وعده نظام هماهنگ پرداخت و رتبه بندی راننده تاکسی ها را به جان ما نیندازید.
از مدفون شدن معلم در زیر دیوار مدرسه ، از غرق شدن او برای نجات دانش آموز، از سوختنش در کنار بخاری نفتی ، از چاقو خوردنش توسط اولیاء و تحقیرش چرا خبر نمی دهد؟
ما مانده ایم و سوالهای بی جوابی که هر وقت هم بخواهیم درد را بگوییم حتما" به سوالهایی زیادی جواب بدهیم و شاید تعهدی را هم امضا کنیم.
ما مانده ایم و آرزوی آموزشی و پرورشی عادلانه ،و مدارسی یکرنگ و یک نوع، مامانده ایم و تبعیض بین کارکنان دولت.
اما به خداوندی خدا از حقمان نمی گذریم، و ایمان داریم در پیشگاه عدل الهی شرمندگی ما نزد فرزندانمان را شما جوابگو خواهید بود و آن روز چون به حق و عدالت رفتار خواهد شد خوشحال خواهیم بود ، چون نه شیر نفتی وجود دارد که آن را بهانه کنید و نه پولی که بتوانید جبران مافات کنید.
ما نیز با دولت تدبیر و امید، که امیدمان را ناامید و با بی تدبیری در مورد معلم و آموزش و پرورش پایه های مدارس را سست نمود در1400  به پایان می رسیم ، باشد که نسل بعدی معلمان را دریابید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

صدای معلم و مطالبات فرهنگیان

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 13 آبان 1398 05:58

بیایید قدر یکدیگر بدانیم

جامعه شناسی رفتار ایرانی ها و شناخت ارزش یکدیگر

عمر چیست ؟ آفتاب تموز !
به سرعت این عمر می گذرد و نهایت به پایان می رسد و این سیر ، راه همه بشر است . فقیر و غنی . زشت و زیبا . گناهکار و بی گناه . اهریمن و اهورامزدا . معتقد به خدا و یا خودستا و پول ستا و قدرت ستا و مقام ستا .
روزمرگی لعنت زندگی بشر است. غفلت نیز همچنین . ناسپاسی و قدرنشناسی از همه بدتر . لحظه ای ایستادن و تفکر کردن ، شاید بتواند ریشه این سه لعنت را بخشکاند.
بیایید قدردان همسر و فرزند و همسایه و والدین و خواهر و برادر و همکار و کسبه محل زندگی خود باشیم تا از شرّ این سه لعنت ، رهایی یابیم.
بیایید به همراه تقدیر ، تدبیر نیز داشته باشیم. سرعت حرکت ما در زندگی ، حضور را از ما ربوده است. بیایید بایستیم و با شمارش داشته ها، کم با حسرت نداشته ها ، زندگی کردن را فراموش کنیم.
من امروز ایستادم ، اندیشیدم ، داشته هایم را نیم نگاهی فکندم ، برای سلامتی خود و آرامش حاکم بر خانواده ام شکر کردم . بعد خود را جلوی کامپیوتر و سایت صدای معلم دیدم ، با خود گفتم روزی چند ساعت من از این نعمت رایگان ، بی منّت ، پرمحتوا ، بهره می برم ؟ بعد خود را مکلّف به قدردانی از مدیر این سایت دیدم. با خود اندیشیدم نعمتی که به من آگاهی و حضور می دهد ، چرا نباید شکرش به جا آورده شود ؟ چرا نباید چنین بیندیشیم که مدیر محترم سایت صدای معلم ، نعمتی از سوی پروردگار برای من معلم برای جستن و یافتن آگاهی و بصیرت و توان شغلی است. واسطه ای بی ادّعا مابین نیروهای صف و ستادی است. آنان که می نویسند با دو سه سطر ارسالی در بخشِ نامه ها ، از فشارهای عصبی ، از ناسپاسی و قدرنشناسی جامعه و مسئولین ، خالی می شوند و فریادشان را به تبسّمی مهربان تبدیل می سازند. چون کسی هست که این قیل و قال های تنهایی او را منعکس سازد.

بیایید کمتر یکدیگر را به عنوان همکار و هموطن بیازاریم و شکر هر نعمتی را تا زمانی که از آن برخورداریم ، به جا آوریم .فقط با شکستن غرور و یا کنار گذاشتن بخل و حسادت و کینه خود نسبت به دیگری و یا دیگران ، با قدر نهادن به داشته ها و درک و ارزش گذاری برای انسانهای ارزشمند پیرامون خود. برای حمایت از دو تنی که مدافع حق و حقوق هیچ یک از ما نیست ، همکار خود را با نیش هایی غیرفرهنگی نیازاریم.

در این سایت ، هر کس در حد توان و سواد خود ، اثری از خود بر جای می گذارد. اثری که با کمی دقت و همکاری بیشتر می تواند به خلق و یا جاودانگی ارزش های فرهنگی منجر شود. ما خلق اثر ، بسیار کم داریم. ما زیاد به برجسته نوشتن و دیدن و اندیشیدن و کردن ، معتقد نیستیم . ما بیشتر نیاز به دیده شدن هستیم آن هم با محتوایی بسیار ناچیز . ما زندگی را بسیار سهل و ساده و تکراری و عادی می شماریم . برخی از افراد در این جامعه ، طول زندگی حتی بیش از یک قرن دارند ، اما عرض زندگی تعدادی از آنها ، بسیار یکنواخت و بی بهره است. ما از خلق اثر و تفکر بسیار فاصله داریم ، چون معتقدیم آن وظیفه عده ای خاص و محدود و غیر از ماست . کار بسیاری از ما روز را شب کردن و شب را صبح کردن . اما زندگی ، فقط این نیست.

بیایید بایستیم ، بیندیشیم و خلق اثر کنیم و در هر نقش و پایگاهی که قرار داریم ، مفید و مؤثر باشیم ، همیشه که نباید اثر پذیرفت ، بیایید تا اثر بگذاریم و خلق اثر سازیم. نقش اجتماعیِ مؤثر و خاص و متمایز من در این جامعه چیست ؟
من معلم بعد 20 - 30 سال خدمت در این شغل ، چگونه و بر چه تعداد از افراد جامعه اثر گذاشته ام و مسیر زندگی و حرکت چند نفر را به سوی سازندگی و بالندگی تغییر داده ام ؟ مسیر زندگی چند دانش آموز را به طور معجزه آسایی با کشف استعداد و توانایی هایش ، تغییر داده ام ، او را تشویق و حمایت کرده ام ؟ صِرف درس دادن رُوتین کافی بوده و هست ؟

جامعه شناسی رفتار ایرانی ها و شناخت ارزش یکدیگر

من معلم ، می خواهم برای موجودیت سایت صدای معلم قدردان باشم ، از خوانندگان فهیم این سایت که دغدغه نوشتن را بر تعهد نویسندگان ، فرضِ واجب می سازند و با بزرگ نمایی اطلاعات و اخبار آموزش و پرورش و یا نقد و بررسی مسایل موجود ، جهت تعمیم آگاهی و هوشیاری ، همراه این سایت هستند قدردانی می کنم. از تلاش بی امان تمامی نویسندگان سایت که در مسیر عشق به ساحتِ شغل معلمی و خردمندی معلمان ، قلمفرسایی می کنند و دغدغه نوشتن و سهیم شدن را با همکاران خود دارند، قدردانی می کنم .

برای اعتلا و توانمندی بیشتر ، می خواهم بیندیشم و بنویسم و بسازم . تحمل سختی و ناهمواری واجب است اما باید اعتراف کرد که ما از همه پتانسیل های ذاتی و توانایی های خود در مسیر زندگی استفاده نمی کنیم . بیایید به این مسیر ارزشمند زندگی بیشتر بیندیشیم و نگران این اصل باشیم که چرا امروز دیگر حافظ و سعدی و ابوریحان بیرونی و بوعلی سینا و امام محمد غزالی و مولوی و نظامی و.... در بین ما وجود ندارند ؟ من از معلمی قدردانی می کنم که کاشف اسرار علایق و ذوق و استعداد نظری و عملی دانش آموزان خود است و با پیگیری صمیمانه و نستوه تا هدایت همه جانبه آن ، دست از تلاش برنمی دارد و طریق پرورش آنها را به خوبی به آن دانش آموز ، آموزش می دهد.

من بهانه بسیار زیادی برای قدردانی دارم اما برای تقدیر باید اراده داشت و حرکت کرد و در برابر شداید و نامهربانی ها و فراز و نشیب ها ایستادگی کرد ، همچون مدیر محترم سایت صدای معلم همکار گرامی جناب آقای علی پورسلیمان. راستی من و شما هم قادریم چنین مسیری را در جهت تنویر افکار عمومی و حرفه ای ،آغاز و طی کنیم ؟

من شخصا ، بر علاقه و ضرورت وجودی آن واقفم اما چنین اراده ای ندارم ، شما چطور ؟ بد نیست گه گاهی حین مطالعات خود در این سایت ، خدمت مدیر سایت ، خسته نباشیدی عرض کنیم و مراتب قدردانی خویش را برای بیشتر قوّت گرفتن ابراز داریم. شاید این ارزش معنوی جایگزینی بر تمامی نیازهای مادی باشد. جناب پورسلیمان متشکریم. پایدار باشید.

منتشرشده در یادداشت

نقد مدیر صدای معلم بر نخستین انتصابات محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش

پس از گذشت حدود 2 ماه از رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزیر آموزش و پرورش ، حاجی میرزایی نخستین انتصابات خود را چهارشنبه 8 آبان با حضور عوامل و نیروهای ستادی و البته بدون دعوت از خبرنگاران و رسانه ها انجام داد .

حاجی میرزایی در این مراسم ؛ « جواد حسینی » را به جای « مجید قدمی » در سمت رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی ، « علی باقرزاده » را به جای « شاپور محمد زاده » رئیس مرکز امور هماهنگی  ، ارتباطات و حوزه وزارتی و جلال دلقندی را به عنوان رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش معرفی کرد .

نقد مدیر صدای معلم بر نخستین انتصابات محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش

دعوت به کار از سرپرست پیشین وزارت آموزش و پرورش در جایگاهی پایین تر و البته قبول این دعوت از سوی حسینی نشان می دهد که وزیر آموزش و پرورش حداقل به الفبای مدیریت و اصول آن آشناست اما این کافی نیست .

شاید اگر حسینی به جای علی اللهیار ترکمن در جایگاه معاون برنامه ریزی و توسعه منابع می نشست نشان می داد که حاجی میرزایی به جغرافیای افکار عمومی آشناست اما احتمالا با فرض آن که با مخالفت نیروهای موسوم به " اصول گرا " رو به رو نشود ترجیح داد که چنین ریسکی نکند .

نقد مدیر صدای معلم بر نخستین انتصابات محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش

این نشان می دهد که حاجی میرزایی مرد بحران نبوده و اهل ریسک برای ارتقای وضعیت و تحول در فرآیندها نیست .

البته همان گونه که پیش تر نیز گفتم ؛ از کسی که آمدن خود به وزارتخانه ای مانند آموزش و پرورش را محصول تقدیر الهی می داند خیلی نباید انتظارات بالایی داشت .

همچنین پذیرش این سمت از سوی آقای حسینی  این فرضیه را به واقعیت نزدیک می سازد که ایشان نقش "شومن " را در زمان سرپرستی ایفا نکرده است و حضور او به عنوان " وزیر " در راس وزارتخانه می توانست حداقل اعتمادی بین معلمان و اداری ها بگشاید .

فرصتی که البته به آسانی از دست رفت هر چند تجارب تاریخی نشان داده است که ما ایرانیان استاد فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها هستیم و هیچ گاه متنبه هم نشده  و عبرت نگرفته ایم!

« علی باقرزاده » که پیش تر رئیس سازمان نهضت سوادآموزی و نیز معاون حجت الاسلام علی ذوعلم در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بوده است در این نشست تقویت، انسجام و هماهنگی مدیران و معاونان حوزه ستادی را از اهم برنامه هایش ذکر کرد .

باقر زاده تصریح کرده: ترویج فضای همدلی و اعتماد در سطح ستاد از دیگر برنامه‌ها خواهد بود.

ادغام مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی در دفتر وزراتی به بهانه ی چابک سازی در ساختار سازمانی بزرگ ترین اجحاف و ظلم بطحایی وزیر پیشین در حق این وزارتخانه بود .

هیچ گونه دلیل و یا پشتوانه کارشناسی برای این اقدام نمی توان متصور شد .

انتظار این بود که باقرزاده ارتقای جایگاه روابط عمومی و موثر کردن آن و ارتباط با بدنه یعنی " معلمان " را در صدر برنامه ها ذکر می کرد اما این سخنان نشان می دهد که ایشان با نگاهی " از بالا به پایین " درصدد پر کردن شکاف بین ستادی است و نه شکاف عظیم میان " صف " و " ستاد " .

ممکن است آقای باقرزاده استدلال کند که ایجاد این هماهنگی و همدلی در ستاد گام نخست برای ورود به مرحله بعدی یعنی شکاف میان ستاد و صف باشد اما مهم این است که اکثریت افراد مستقر در حوزه ستاد بر اساس قابلیت ها و شایستگی های مدیریتی و عملکردی در آن جایگاه قرار نگرفته اند و کوتاه بودن سقف " اندیشگی " در این حوزه امکان گفت و گو و تجمیع حول اهداف سازمان آموزش و پرورش را به حداقل و یا " صفر " متمایل خواهد کرد .

در چند نشست رسانه ای که با حضور علی باقرزاده در سازمان نهضت سوادآموزی برگزار شد به عنوان یک روزنامه نگار و معلم از پاسخ های ایشان هیچ گاه قانع نشدم .

فردی که قادر به اقناع دیگران نباشد چگونه می تواند در حوزه حساسی مانند روابط عمومی آموزش و پرورش قرار گیرد که با حدود 40 میلیون ایرانی در ارتباط خواهد بود ضمن آن که بارها تصریح و تاکید کرده ام که روابط عمومی ها در آموزش و پرورش عملا " تعطیل " هستند و بود و نبود آن ها تاثیری در اوضاع ندارد چه نبود آن ها موجب صرفه جویی و بهره وری در منابع مالی و انسانی هم بشود .

شاید جدی ترین و مهم ترین سخن در این نشست از زبان " رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش " بیان شده باشد .

 رئیس مرکز حراست نیز در ادامه این برنامه اظهارکرد: لازمه توسعه هرکشوری اشراف اطلاعاتی سازمان‌ها و دستگاه‌ها است.

نگاه ما در حراست نگاه معلمی و تمام ساحتی خواهد بود و معتقدم بهترین و خوش اخلاق‌ترین افراد باید در حراست باشند لذا رویکرد ما اخلاق، شرع و قانون است.

دلقندی بر فراجناحی فکر و عمل کردن در حراست تأکید و عنوان کرد؛ پاسخگو بودن در مرکز حراست یک اصل است و حراست مدرسه امن و حافظه پنهان آموزش‌ و پرورش است. رئیس دیوان عدالت اداری اضافه کرد: در راستای مشکلاتی که برای کادر آموزشی و اداری این وزارتخانه پیش آمده است، اخیراً جلسه‌ای با مسئولان وزارت آموزش و پرورش داشتیم اما نمی‌دانم چرا آقایان مسئول در آموزش و پرورش اهتمام لازم را ندارند.

حراست باید به‌گونه‌ای عمل کند که همه وجود چنین مرکزی را ضروری بدانند."

ناکارآمدی آموزش و پرورش به عنوان یک " ابر سیستم " برآیند فعالیت و عملکرد زیر سیستم های آن بوده است .

بارها به استناد گزارش ها و مشاهدات میدانی تصریح کرده ام که نهادهای نظارتی و بازرسی در آموزش و پرورش ضعیف و ناکارآمد هستند .

پیش از قضایای مربوط به صندوق ذخیره فرهنگیان ؛ « صدای معلم » در گزارشی نوشت :

"  قبل از آن که نهادهای نظارتی مسایل و تخلفات صندوق ذخیره فرهنگیان را کشف و اعلام کنند ،فانی رودربایستی و تردید را کنار بگذارد و دنبال داستان را بگیرد . " ( این جا )

در این مدت مشخص نبود که نهادهایی مانند حراست و دایره ارزیابی عملکرد و بازرسی آموزش و پرورش به چه کاری مشغول بودند !

آیا فرضا دیده اید که واحد نظارت و ارزیابی در دانشگاه فرهنگیان گزارش تخلف بدهد ؟ این در حالی است که واحدهای بازرسی خارج از آموزش و پرورش بارها در مسائل دانشگاه فرهنگیان ورود پیدا کرده اند و برخی از آن گزارش ها در صدای معلم منتشر شده است .

در مورد عملکرد اداره کل ارزیابی عملکرد وزارت آموزش و پرورش خود شاهد حداقل دو مورد تجربه شخصی بوده ام .

با گذشت حدود 10 ماه از نامه ی صدای معلم به اداره کل ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در مورد آموزش و پرورش بناب هنوز پاسخ رسمی و مکتوب به این نامه داده نشده است . ( این جا )

در 28 مرداد سال جاری گزارشی در مورد عملکرد اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران در صدای معلم منتشر شد . ( این جا )

شنبه 9 شهریور 98 نامه ی دیگری در مورد عملکرد این اداره در صدای معلم منتشر شد . ( این جا )

هیچ گونه پاسخی به این گزارش ها داده نشد .

در این زمینه شکایتی را از اداره آموزش و پرورش منطقه 5 در سامانه ی رسیدگی به شکایات وزارت آموزش و پرورش ثبت کردم . تجارب تاریخی نشان داده است که ما ایرانیان استاد فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها هستیم و هیچ گاه متنبه هم نشده  و عبرت نگرفته ایم!

جالب است پس از حدود 3 هفته پاسخ این نامه به این صورت داده شد :

" مستندات کافی نمی باشد . "

نقد مدیر صدای معلم بر نخستین انتصابات محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش

« صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

" وزارت آموزش و پرورش یکی از دستگاه‌هایی است که پرونده‌های زیادی در دیوان عدالت اداری دارد .

از مهم ترین دلایل این امر به عدم تمکین این وزارتخانه به قانون و یا اجرای ناقص مقررات و آیین نامه ها برمی گردد . ادغام مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی در دفتر وزراتی به بهانه ی چابک سازی در ساختار سازمانی بزرگ ترین اجحاف و ظلم بطحایی وزیر پیشین در حق این وزارتخانه بود .

حجت‌الاسلام والمسلمین موسی‌ قربانی معاون قضایی دیوان عدالت اداری در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی خبرگزاری تسنیم می گوید :

" متأسفانه وزارت آموزش و پرورش در مقام اجرای این مصوبه، برای تعداد زیادی از کارکنان خود که حتی کارشناس و بالاتر بودند، 700 امتیاز را لحاظ کرده و همین مسأله موجب شده تعداد زیادی به دیوان عدالت دادخواست بدهند.

قربانی گفت: از دستگاه‌ها خواهش می‌کنیم مصوباتی که دولت تصویب می‌کند را اجرا کنند و برای مساله‌ای که روشن است، خلق‌الله را به دیوان نفرستند زیرا از یک طرف موجب شلوغی و افزایش حجم پرونده‌های دیوان می‌شود و از طرف دیگر اینکه دیوان عدالت در مسایلی که اختلاف برداشت وجود دارد ورود و رسیدگی می‌کند نه جاهایی که قانون روشن است و دستگاه‌ها از اجرای قانون تمرد می‌کنند.

وی متذکر شد: این مورد خاص فعلا از وزارت آموزش و پرورش شروع شده و ما به مسئولان این وزارتخانه توصیه می‌کنیم که هر چه سریع‌تر قانون و مصوبه دولت را اجرا کنند تا کارکنان و معلمان به دیوان عدالت سرازیر نشوند. درخواست ما اجرای قانون و مصوبه دولت است، نه زیادتر و نه کمتر.

رئیس سابق  دیوان عدالت اداری حجةالاسلام والمسلمین محمدجعفر منتظری در نشست خبری به مناسبت هفته قوه قضائیه درباره شکایت‌های وارده به این دیوان در ارتباط با وزارت آموزش و پرورش می گوید :

" وزارت آموزش و پرورش بسیار گسترده است و خواه یا ناخواه تصمیماتی که در درون این مجموعه گرفته می‌شود، با شکایت‌هایی در دیوان همراه می‌شود. منشأ عمده این شکایات نیز به بخشی از قانون و مصوبات دولت و بخشی دیگر به اقدامات و آیین‌نامه‌های تنظیم شده در این وزارتخانه باز می‌گردد.

رئیس دیوان عدالت اداری اضافه کرد: در راستای مشکلاتی که برای کادر آموزشی و اداری این وزارتخانه پیش آمده است، اخیراً جلسه‌ای با مسئولان وزارت آموزش و پرورش داشتیم اما نمی‌دانم چرا آقایان مسئول در آموزش و پرورش اهتمام لازم را ندارند.

وی به مسئولان آموزش و پرورش توصیه کرد قبل از اینکه شکایتی از تصمیمات‌شان در دیوان عدالت اداری مطرح شود، آیین‌نامه‌ها و تصمیمات خود را در چارچوب قانون وضع کنند و مورد بازنگری قرار دهند.

منتظری ادامه داد: با توجه به گستردگی این وزارتخانه و تعداد فراوان کارکنان از مسئولان وزارت آموزش و پرورش تقاضا داریم به مشکلات کارمندان و معلمان بیشتر توجه کنند و البته بخشی از شکایت فرهنگیان و کارکنان این وزارتخانه وارد است. "

در واقع در این گزارش مستند ؛ رئیس دیوان عدالت اداری مسئولان وزارت آموزش و پرورش را متهم به فقدان اهتمام لازم در انجام امور و به عبارتی ، وظایف مصرح سازمانی اش می کند .

نقد مدیر صدای معلم بر نخستین انتصابات محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش

مطابق روایت رئیس مرکز حراست برای من معلم با مشاهده این اوضاع آشفته در این وزارتخانه این پرسش جدی به طور طبیعی شکل خواهد گرفت که آیا واقعا وجود این گونه نهادها چقدر ضرورت دارد ؟

از آقای دلقندی رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در ماجرای اداره آموزش و پرورش منطقه 5 تهران انتظار بیشتری می رفت ....

مشغول کردن این همه نیروی انسانی در واحدهایی مانند روابط عمومی ، حراست ها و بازرسی ها و... و تخصیص بودجه و اعتبارات در این وضعیت بحرانی " کمبود نیرو " چه گره ای از مشکلات این وزارتخانه گشوده و آیا تاثیری در بهبود امور و فرآیندها خواهد داشت ؟

اگر فرضا معلمی از من که مدیر یک رسانه هستم پرسش کند که برای احقاق حقوق قانونی و مطالبه اش چه باید بکند ؛ بدون تردید مراجعه به چنین نهادهایی را به او توصیه نخواهم کرد !

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

نظر شما در مورد مدارس سمپاد ( تیزهوشان) به کدام گزینه نزدیک تر است؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور