صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نقدی بر کنکور 1405 و شرط معدل و ورشکستگی مدیریتی در آموزش و پرورش در صدای معلم   امید و امیدواری از جمله کلمات مثبت اما دست نیافتنی برای بیشتر افراد در جامعه ماست. مسیر زندگی وقتی ناپایدار و پر از فراز و نشیب یا طوفان های پیش بینی نشده فراوانی است داشتن امید یا امیدوار بودن سخت است. همانند اوضاع کسی که عزیزی را از دست داده است و جمع حاضر در مراسم ترحیم آن شخص به آن کس، دلداری می دهند و آرزوی صبر می کنند. آزوی صبر برای او همانند امید واهی دادن به کسی است که حقایق زندگی را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس و درک کرده است.

امید و امیدواری با پند و اندرز یا توصیه و تحمیل، محقق نمی شود. باید شرایط مساعدی برای داشتن آن فراهم باشد. مثل ثبات اقتصادی برای فردی که سرمایه کلانی را در بورس یا تولید سرمایه گذاری می کند. اگر سنگلاخ های موجود در جامعه خود را بشماریم این فرد ریسک بزرگی کرده و احتمال نومیدی و ورشکستگی و محو سرمایه برای او بعید نیست.

دانش آموزانی را در نظر بگیرید که اول مهر سال 1405 با ذوق و شوق رقیق شده نسبت به سنوات قبل، برای فردای خود تصویر ذهنی شفافی ترسیم کرده بودند. خصوصا دانش آموزان سال آخری که منتظر تصمیمات متغیر سالانه دولت و مجلس بودند تا لاجرم خود را با مصوبات جدید خصوصا به تناسب شرایط جنگ، وفق دهند. شرایطی که متأسفانه وزیر آموزش و پرورش هرگز در مورد آن تصمیم قاطعی نداشته و همیشه تابع تصمیمات اتخاذ شده بوده و هستند. هیچ وزیری؛ اعتراض یا پیشنهاد مفیدی برای برگزاری کنکور نداشته اند.

نقدی بر کنکور 1405 و شرط معدل و ورشکستگی مدیریتی در آموزش و پرورش در صدای معلم

در جامعه ما تاکنون شرایط ایده آلی برای برگزاری کنکور به نفع همه دانش آموزان فراهم نشده است. همه دانش آموزان قبول شده از دانشگاه ها، معدل 18 به بالا نداشته و ندارند و دانش آموزان متوسط یا ضعیف بسیاری که برخی آنان را کودن ذاتی می دانستند نیز از دانشگاه قبول می شدند. اما شرط معدل، امید آنان را به یأس تبدیل ساخته است.

اشاره به ناهمواری آموزش در شرایط فعلی جامعه و تأثیر 60 درصدی سوابق تحصیلی در آزمون سراسری سال 1405 دارم که بر اساس معدل نمرات دروس عمومی و تخصصی پایه دوازدهم برای دانش‌ آموزان نظام آموزشی 3-3-6 در نظر گرفته شده است. (محاسبه 17 درصد معدل پایه یازدهم و 43 درصد معدل پایه دوازدهم)

این تأثیر نخستین بار در سال 1402 به میزان 40 درصد اعمال شد و هر سال میزان درصد آن افزایش می‌یابد. گویی گرانی کالاهای اساسی و غیراساسی است که لاجرم و بر اساس نرخ تورم، هر سال باید افزایش یابد.

لابد قصد دارید در آینده به جای افزایش سالانه دخالت معدل در کنکور، از اساس کنکور را لغو و فقط با شرط معدل، دانشجو بپذیرید. حداقل در ورای چنین تصمیمی هیچ چیز پنهان نمی ماند و قاطعانه عمل می نمایید. در ضمن خانواده ها و فرزندان آنان نیز تعیین تکلیف نهایی می شوند و با امید واهی به احتمال بهبود شرایط تصمیم دولت و مجلس، خود را در گرداب ثبت نام در مدارس و سپس ترک تحصیل نمی اندازند و نومیدی حاصل تجربه تلخ اعتماد آنان به نظام آموزشی نمی شود. از زمانی که شرط معدل آن هم با درصد ناعادلانه ای، به عنوان قانون شرکت در کنکور اعلام شد، دولت و مجلس افراد بسیاری را نومید ساخته و آنان با ترک تحصیل تبدیل به نیروی کار ارزان شده اند.

خطاب به تمامی مسئولانی که شرط معدل را تأیید کرده اند و مجموع نمایندگانی که در مجلس به آن رأی موافق داده اند :

لطفا چند دهه از عمر خود را عقب برگردید و در لا به لای خاطرات مکتوب گذشته، به کارنامه دیپلم خود نظری بیفکنید. همه شما که دانش آموزانی ممتاز نبوده اید و بدون تعارف برای بسیاری از شما مسیر تحرک عمودی به خاطر باورهای قلبی یا ظاهری هموار گردیده است.

دقیقا استاد آمار و کامپیوتر دوران تحصیل خود را به یاد دارم که از دغدغه نوشتن پایان نامه، تز یا رساله دکتری استاندار وقت سخن می گفت. لذا این امید برای دانش آموزان ضعیف و متوسط، به یأس تبدیل شده است. شاید اگر اعتراف کنیم کنکور در نظام آموزشی ایران به بن بست رسیده است و برای رهایی از فشارِ ناتوانیِ مدیریتِ برگزاری آن، دست به دامن شرط معدل شده است، سخنی بی راه نباشد که خبر از پشت پرده نوعی ورشکستگی مدیریتی می دهد.

نقدی بر کنکور 1405 و شرط معدل و ورشکستگی مدیریتی در آموزش و پرورش در صدای معلم

و اما مصادیق نابغه هایی که کودن شمرده می شدند:

1- آلبرت انیشتن در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رؤیاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!

2- توماس ادیسون که معلمان از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند. در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت. ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار و صد و پنجاه اختراع به جامعه بشری عرضه کند که بیشتر آن ها در زمینه علم فیزیک بوده است!

3- بتهون؛ معلم او می گفت در طول زندگی « او چیزی یاد نخواهد گرفت. »

4-  پیکاسو یکی از معروف ترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس های خود نمره قبولی کسب کند!

5-  هیلتون که مالک بیش از 300 هتل در سرتاسر دنیاست. در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالن‌ها و هتل ها را طی بکشد!

6-  جیمز وات که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیف می شد!

7- امیل زولا نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی ضعیفی بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!

8-  ناپلئون بناپارت مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!

9- لویی پاستور در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد! (1)

نقدی بر کنکور 1405 و شرط معدل و ورشکستگی مدیریتی در آموزش و پرورش در صدای معلم

از زمانی که شرط معدل آن هم با درصد ناعادلانه ای، به عنوان قانون شرکت در کنکور اعلام شد، دولت و مجلس افراد بسیاری را نومید ساخته و آنان با ترک تحصیل تبدیل به نیروی کار ارزان شده اند. دختران و پسرانی که در مشاغل کاذب جذب می شوند و هیچ امیدی به تحرک عمودی ندارند. چون هرگز مهارتی به آنان آموزش داده نمی شود. گذشت، دورانِ استادکارانِ دلسوزی که برای زنده ماندن هنر و حرفه خود آن را به فرزندان یا شاگردان خود آموزش می دادند. امروز شکل جدیدی از افزایش بهره کشی و استثمار کودکان کار زیر 15 سال، پدید آمده است که حاصل چنین تصمیمات غیرموجهی است. این کودکان عمر و جوانی خود را تباه شده می یابند، چون امید در وجود آنان نابود شده است. کودکانی که خیلی زود مجبور هستند تا مرد شوند و مسئولیت بار سنگین زندگی خانواده خود را بر دوش نحیف و لاغر خود تحمل کنند.

یاد تعطیلی آخر هفته هر سال به خیر. حتی سال پیش هنوز به هفته آخر اسفند ماه نرسیده دستور همیشگی تعطیل نبودن روز آخر سال صادر شده بود. دستوری که با شروع جنگ در 9 اسفند 1405 بی خاصیت شد.

وزرای دوره های مختلف برای حضور در مدرسه، برای معلمان بیشتر از دانش آموزان خط و نشان می کشیدند. تا سرحد درج تذکر در پرونده یا حضور نیروهای ستادی مربوطه در مدارس برای کنترل دفتر حضور و غیاب معلمان!

جالب آن که این دانش آموزان بودند که به طور رسمی روز که سهل است هفته آخر سال را رسما تعطیل می کردند. دانش آموزان یا سفر زودهنگام می رفتند و یا در منزل می ماندند. اما چوب آن را مدیران و معلمان می خوردند. حتی متهم می شدند که شما دانش آموزان را هماهنگ کرده اید که مدرسه نیایند. و آنانی که می آمدند با معلم، کلاس پنج شش نفره تشکیل می دادند و چقدر عصبانی و نادم بودند که چرا فریب بخشنامه را خوردند یا تسلیم ترس والدین خود از احتمال بی انضباطی با غیبت خود شدند. باور چنین رسمیتی در تمامی سال های قبل و بعد از انقلاب، سطحی نگری بود و هست .

باور داشته باشیم در آشفته بازار مدارس ما جذابیت حضور تا آخرین دقیقه و روز سال در کلاس و مدرسه برای معلم و دانش آموز و سایر اولیای مدرسه وجود ندارد. یعنی نه چوبِ معلم، زمزمه محبتی است و نه طفلِ گریزپایی، جمعه به مکتب می آید. اصرار، تهدید و تنبیه غیرمنطقی است. بهتر است راهکار عقلانی برای ایجاد جذابیت بیشتر در آموزش و پرورش را دریابید. حال در برابر چنین قاطعیتِ بی خاصیتی، تعطیلی بی سرانجام آموزش و پرورش خنده دار نیست؟!

نقدی بر کنکور 1405 و شرط معدل و ورشکستگی مدیریتی در آموزش و پرورش در صدای معلم

هر یک از ما که روزگاری هوس و اشتیاق گرفتن دیپلم و شرکت در کنکور را داشتیم خود را به جای تک تک این عزیزان امید برباد رفته بگذاریم. به عنوان فردی که دو سال به دلیل وقوع انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها فرصت بلافاصله قبول شدن در دانشگاه را نداشتم و دو سال دیگر به دلیل تغییر کلی کتب درسی، نتوانستم وارد دانشگاه شوم، دقیقا می توانم درد و رنج این عزیزان را حس کنم.

با سرنوشت بیش از 570 هزار نفر امیدوار شرکت کننده در کنکور 1405 که تاکنون ثبت نام کرده اند، بیشتر از این بازی نکنیم و قاطع ترین، ارزنده ترین و بهترین تصمیم نهایی را جهت تعیین تکلیف این عزیزان پس از تحمل استرس و اضطراب جنگ، اتخاذ نمایید تا به علاوه استرس خود کنکور نشود که خارج از حد ظرفیت یک جوان 17 تا 19 ساله است. پشت کنکوری های سنوات قبل نیز شرایط خاص خود را دارند و لایه های نومیدی برای آنان بیشتر است.

نقدی بر کنکور 1405 و شرط معدل و ورشکستگی مدیریتی در آموزش و پرورش در صدای معلم

نکته مهم و نگران کننده کاهش تعداد شرکت کنندگان کنکور طی سال های اخیر با دخالت متغیرهایی بسیار از جمله افزایش تعداد دانش آموزان ترک تحصیل کرده، بازمانده از تحصیل، کاهش نرخ ازدواج، کاهش نرخ زاد و ولد، افزایش فقر و اشتغال زودهنگام و جنگ به عنوان آخرین فاکتور مداخله گر است.

تعداد شرکت کنندگان کنکور 1405 که از 27 اردیبهشت تاکنون ثبت نام کرده اند 570 هزار نفر است. یقین تا زمان پایان ثبت نام، این رقم قدری اضافه خواهد شد اما قابل توجه نخواهد بود. تعطیلی مدارس و جنگ، مسیر دیگری برای بسیاری از این دانش آموزان ترسیم کرده است. بیشترین تعداد داوطلبان کنکور مربوط به سال 1381 و نزدیک به یک میلیون و 600 هزار نفر بود.در سال 1394 این رقم به 880 هزار و 756 نفر رسیده بود.(2)

دولت، مجلس و صدالبته وزیر آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی تعیین تکلیف دانش آموزان دیپلمه، تصمیمی استثنایی متناسب با شرایط جنگ و تعطیلی مدارس اتخاذ نمایند تا امید هیچ جوان ایرانی بیش از این به یأس تبدیل نشود.

منابع :
1) سایت خبری - تحلیلی عصر ایران؛ نابغه هایی که کودن شمرده می شدند!، 1389.02.15.
2) باشگاه خبرنگاران جوان؛ افزایش متقاضیان آزمون سراسری/ سال 81 بیشترین متقاضی کنکور را داشت، 1396.04.13.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

انتقاد از افزایش‌ مکرر حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و استادان تحم دو زرده در صدای معلم   با افزایش‌ مکرر حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی، میانگین حکم این گروه شغلی در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۲۰ میلیون تومان شده است. این درحالی است که میانگین حکم کارمندان وزارت علوم حدود ۳۰ میلیون تومان و میانگین حکم کارمندان برخی وزارتخانه‌ها مانند وزارت فرهنگ ۲۶ میلیون تومان است.

پرسش این است که اگر در کشور منابع کافی برای افزایش حقوق معلمان و پرستاران و کارمندان وجود ندارد، پس چرا مدرسان دانشگاه های دولتی در یک سال دو بار افزایش حقوق دارند؟

چرا هیئت دولت و وزرا می‌توانند حقوق اساتید دانشگاه را افزایش دهند، اما نمی‌توانند حقوق دیگران را افزایش دهند؟!

چرا آقای عارف و وزیر بهداشت و وزیر علوم و اکثر نمایندگان مجلس حامی افزایش حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاه ها هستند، اما نوبت به سایرین که می‌رسد ساز مخالف می‌زنند؟

چرا وزیر فرهنگ و ارشاد یا وزیر آموزش و پرورش به بهانه کمبود منابع هیچ کاری برای افزایش حقوق کارمندان نمی‌کند، اما در برابر افزایش حقوق اعضای هیئت علمی سکوت می‌کنند؟

انتقاد از افزایش‌ مکرر حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و استادان تحم دو زرده در صدای معلم

پاسخ ساده است :

چون همه این افراد خودشان عضو هیئت علمی دانشگاه هستند. به قول معروف، «دیگی که برای ما نمی‌جوشد سر سگ درونش بجوشد.»

برخی اساتید معظم دانشگاه که سال‌ها سر کلاس از لزوم پرهیز و مدیریت تضاد منافع و حفظ انگیزه‌ کاری کارکنان سازمان سخن می‌گویند؛ خودشان بزرگترین عامل گسترش تضاد منافع و نابود کردن انگیزه کاری درون وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها هستند.

چنین اساتید بزرگواری بهتر است در دانشگاه باقی بمانند، حرفه مقدس آموزش را دنبال کنند و همان جا را آباد کنند و دست از سر مناصب دولتی بردارند.

انتقاد از افزایش‌ مکرر حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و استادان تحم دو زرده در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد از افزایش‌ مکرر حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و استادان تحم دو زرده در صدای معلم

منتشرشده در اقتصاد

گروه رسانه/

آن چه در زیر می آید ؛ گفت و گوی محمد امین چهاردولی، دکترای جامعه شناسی و دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند با همکار ایشان سعید قپانوری، کارشناس زبان و ادبیات فارسی، دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند می باشد که برای « صدای معلم » ارسال کرده اند .

منتشرشده در گفت و شنود

گروه رسانه/

این یادداشت نیمه نخست خرداد در ماهنامه تحلیلی ، اجتماعی و اقتصادی استان البرز ( فراز البرز ) در صفحه اول آن منتشر شده است .

منتشرشده در یادداشت

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم   اعداد فقط عدد نیستند. پشت هر درصد، یک انسان ایستاده، با چشمانی خسته، سفره‌ای کوچک‌تر از دیروز ، و رویایی که دیگر رنگ امید ندارد.

۶۱.۳ درصد شاخص فلاکت کشور. یعنی از هر دو نفر، بیش از یک نفر هم تورم افسارگسیخته را حس می‌کند، هم نبود شغلی که نفس‌ها را گرم کند. اما این میانگین تلخ، حکایت یکسان همه جا نیست. کردستان با ۷۷ درصد، کرمانشاه با ۷۵، لرستان با ۷۴.۴ و ایلام با رتبه چهارم، این نقشه، نقشه فقر نیست، نقشه فراموشی سیستماتیک است.

این استان‌ها سال‌هاست که نه تنها از توسعه محروم مانده‌اند، بلکه قربانی تصمیم‌هایی شده‌اند که ریشه در نگاه «حاشیه‌ای» به سرزمین‌های مرزی دارد. کارخانه‌ها تعطیل، خاک خشک، باران کم، و جوانانی که یا بیکارند یا غریب. کردستان و کرمانشاه، ایلام و لرستان روزگاری گذرگاه تمدن و تجارت بودند.

امروز، گذرگاه تراژدی‌اند: جاده‌هایی که به مهاجرت ختم می‌شوند، نه به رفاه.

تورم جمع‌ شده، شرم پراکنده

تورم ۱۲ ماهه در این استان‌ها دو رقمی جهنمی است. اما تفاوت در همین جاست: در تهران، با شاخص ۵۱.۳ درصد، هنوز امکاناتی هست که فشار را تاب بیاورد. اما در یک روستای محروم در لرستان یا ایلام، هر درصد تورم یعنی حذف یک قلم از سبد غذایی. حذف شیر بچه، حذف درمان، حذف گرما در زمستان.

فلاکت وقتی تمام معناست که در جایی مثل سردشت یا ثلاث باباجانی و دلفان لرستان، هم نان گران شده باشد، هم هیچ شغلی نباشد که بهای آن نان را بپردازی. بیکاری در این استان‌ها فقط آمار نیست، سایه سرد بی‌عملی بر پیشانی نسل جوانی است که مهارت دارد، تحصیل دارد، اما هیچ دری به رویش باز نیست.

من با جوانانی حرف زده‌ام در لرستان و کرمانشاه که سه‌ سال است مدرک مهندسی دارند و برای خرید نان شب، بار کامیون می‌زنند. با دخترانی در ایلام که در آرزوی کار معلمی در روستایی دور است، اما حتی همان جا هم نوبت استخدامی نیست. فلاکت، یعنی ناامیدی سازمان‌یافته. وقتی می‌بینی نه تقصیر توست، نه راهی داری، آن وقت یا خاموش می‌شوی یا خشمگین.

و ما هر دو را انتخاب کرده‌ایم: خاموشی در سکوت خانه‌های بی‌گرما، یا خشم در جاده‌های اعتراض.

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم

چرا نام این استان‌ها تکرار می‌شود؟

پاسخ در یک کلمه نیست. در هم‌ تنیدگی جنگ تحمیلی (که بیشترین ضربه را این مناطق خوردند)، خشکسالی‌های مکرر، کمبود سرمایه‌گذاری، نبود زیرساخت‌های صنعتی، و گاه بی‌توجهی آشکار به ظرفیت‌های بومی است. وقتی ترجیح می‌دهیم ده‌ها کارخانه در استان مرکزی بزنیم، اما در کردستان نه، یعنی فلاکت را طراحی کرده‌ایم، نه اینکه فقط اتفاق افتاده باشد.

طعم تلخ رکورد

رکورد ۶۱.۳ درصد شاخص فلاکت، یک آمار نیست. یک فریاد است. فریادی که از کردستان تا کرمانشاه، از لرستان تا ایلام، در سکوت خبرگزاری‌ها گم می‌شود. تهران بهترین وضعیت را دارد؟ جای تعجب نیست. مرکز قدرت و پول و امکانات، همیشه از فلاکت پیرامون بهره می‌برد. اما تا کی؟ تا وقتی که شکاف چنان عمیق شود که دیگر هیچ آمار رسمی نتواند آن را پنهان کند؟

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم

این یادداشت را با دلی پر از خشم غم‌آلود نوشتم. نه برای تخریب، که برای یادآوری: فلاکت یعنی مادری در پاوه که میان خرید داروی بچه و نان شب مانده است. یعنی پسری در خرم‌آباد که دیپلم دارد و سربازی بی‌انتظار. یعنی زندگی‌هایی که از نفس افتاده‌اند.

اگر شاخص فلاکت را می‌خوانید، بدانید که این اعداد، مردم واقعی اند با نبض‌هایی که آهسته‌تر می‌زند. و تا وقتی صدایشان به گوش مسئولان نرسد، هیچ نمودار صعودی در بورس و هیچ سخنرانی پرشوری نمی‌تواند جای امید مرده را در کردستان و کرمانشاه و لرستان و ایلام زنده کند.

فلاکت امروز، خشم فرداست. و خشم وقتی از راه می‌رسد که حرف‌ها شنیده نشده باشد.

دل ملک دلگیر است... نه از جنگ، که از نگاه بی‌تفاوت ساکنان قلب خوش‌نشین به زخم‌های کهنه‌ی حواشی.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم

منتشرشده در اقتصاد

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

« یکی از اقوام، مدیر مدرسه‌ست .

امتحان زبان آنلاین گرفته بودن و سؤال این بوده: "What is your mother’s job?" بعد بچه‌ها رفتن از Chat GPT کمک گرفتن و Chat GPT هم جواب داده:

"I am ChatGPT. I do not have a mother."

الان عین ۳۰ نفر دقیقاً همین جوابو تحویل دادن » .

از منظر علوم شناختی، این اتفاق نمونه‌ای جالب از «برون‌ سپاری شناخت» است.

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

دانش‌آموزان فقط تولید پاسخ را به هوش مصنوعی واگذار نکرده‌اند، بلکه مرحلهٔ تفسیر سؤال و ارزیابی پاسخ را نیز حذف کرده‌اند.

در واقع، Chat GPT سؤال را به‌ عنوان یک پرسش مستقیم از خودش فهمیده و پاسخی کاملاً منطقی داده است: «من مادر ندارم.»

آنچه رخ داده، نه شکست مدل در فهم زبان، بلکه شکست کاربران در نظارت بر خروجی مدل بوده است. به بیان دیگر، خطا در سطح «فهم پاسخ» رخ داده، نه در سطح «تولید پاسخ».

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

از منظر جامعه‌شناسی فن آوری نیز این رویداد جالب است، زیرا نشان می‌دهد هوش مصنوعی می‌تواند نوع جدیدی از همگنی رفتاری ایجاد کند.

در گذشته، حتی هنگام تقلب، پاسخ‌های دانش‌آموزان معمولاً تفاوت‌های جزئی داشت؛ اما اینجا ۳۰ نفر دقیقاً یک متن یکسان را تحویل داده‌اند. این پدیده نشان می‌دهد که با ورود ابزارهای مولد، مسئلهٔ آموزشی دیگر صرفاً دسترسی به پاسخ نیست، بلکه توانایی نقد، تفسیر و شخصی‌ سازی پاسخ است.

به‌نوعی، این امتحان ناخواسته بیش از آنکه مهارت زبان انگلیسی را بسنجد، سطح «سواد استفاده از هوش مصنوعی» دانش‌آموزان را اندازه‌گیری کرده است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم    وقتی از نویسنده روسی آنتون‌ چخوف درباره ماهیت جوامع شکست خورده پرسش شد، او پاسخ داد: در جوامع شکست خورده، به ازای هر فرد عاقل، هزار احمق وجود دارد و به ازای هر کلمه آگاهانه، هزار کلمه احمقانه. بیشتر همیشه احمق باقی می‌مانند و دائماً خردمندان را شکست می‌دهند.

اگر می‌بینید: موضوعات بی‌اهمیت بر بحث‌ها غالب هستند و افراد سبک‌ سر در مرکز صحنه قرار دارند؛ پس شما درباره یک جامعه بسیار شکست خورده سخن می‌‌گویید.

به آهنگ‌های بی‌ معنی نگاه کنید!

میلیون‌ها تن آن‌ها را می‌خوانند، با آن‌ها می‌رقصند، و خوانندگان آن‌ها به ستاره‌های درخشانی تبدیل می‌شوند که نظرات‌شان در امور زندگی در نظر گرفته می‌شود! در مورد دانشمندان، نویسندگان و متفکران؟ هیچ کس آن‌ها را نمی‌شناسد، و هیچ کس به آن‌ها ارزش یا وزنی نمی‌دهد.

مردم کسانی را دوست دارند که آن‌ها را بی‌ هوش می‌کنند، نه کسانی را که آن‌ها را بیدار می‌کنند. آن‌ها کسانی را دوست دارند که با چیزهای بی‌ اهمیت آن‌ها را می‌خندانند، بیشتر از کسانی که با حقیقت به آن‌ها آسیب می‌رسانند.

خطر جهل در اینجاست:

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

ما به محیط‌ مان عادت می‌کنیم.  دموکراسی برای جوامع جاهل مناسب نیست! زیرا اکثریت جاهل سرنوشت شما را تعیین خواهند کرد. یک دانشجوی افغان مي‌گفت: زمان تحصيلم در سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاه‌ مان رفتيم كافه نزديك دانشگاه تا قهوه بخوريم. حرف از حكومت و اوضاع بد افغانستان شد كه استاد سخن جالبی گفت كه همواره در ذهنم نقش بست.

استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعه‌كشی كرده‌اند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشان آمده و مردم افغانستان بد شانس بودند و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاورش هست را مي‌سازد و اتفاقا مردم سوئيس حق‌شان داشتن حكومتی اين چنين هست و افغان‌ها هم لياقت‌شان بيشتر از اينی كه دارند، نيست!

دوستم مي گفت: كمی احساس حقارت كردم، به همين خاطر پرسيدم: افغان‌ها چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟

استاد فنجان قهوه رو از كنار دهانش پایين آورد و لبخندی زد و گفت: هر سوئيسی در سال 10 كتاب مي‌خواند . تو اگر يك افغانی را ديدی از طرف من به او بگو چنان‌ چه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد. این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است.

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

قانونی داریم که همیشه درست است:

ما به محیط‌ مان عادت می‌کنیم. اگر با آدم‌های بدبخت نشست و برخاست کنید، کم کم به بدبختی عادت می‌کنید و فکر می‌کنید که این طبیعی است. اگر با آدم های غرغرو هم نشین باشید عیب‌جو و غرغرو می‌شوید و آن را طبیعی می‌دانید. اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت می‌شوید؛ ولی در نهایت شما هم عادت می‌کنید به دیگران دروغ بگویید و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت.

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

اگر با آدم‌های شاد و پر انگیزه دمخور شوید؛ شما هم شاد و پرانگیزه می‌شوید و این امر برای‌تان کاملا طبیعی است.

تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین می‌کشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوید...

@sokhanranihaa


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی ماهیت جوامع شکست خورده و وضعیت و روان شناسی اجتماعی ایرانی ها در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور