صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از برخورد تحقیر آمیز و در اختیار گذاشتن  محمد داوری توسط اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران

کانال تلگرامی « سازمان معلمان ایران » نوشت :

« پاداش ۳۵ سال خدمت، اطلاع اتفاقی از جایگزینی؛ روایت محمد داوری از بی ‌تدبیری در آموزش ‌و پرورش

به گزارش «سخن معلم»، محمد داوری، سخنگوی پیشین سازمان معلمان ایران و از فعالان باسابقه صنفی و رسانه‌ای، در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرد، از نحوه جایگزینی‌اش در مدرسه شاهد فتح منطقه ۳ تهران انتقاد کرد و آن را مصداقی دیگر از «ناسپاسی» و «بی‌تدبیری» دانست .

داوری با اشاره به اینکه در سی‌امین سال خدمت رسمی و سی‌وپنجمین سال فعالیت حرفه‌ای خود قرار دارد، نوشت: « پس از شش سال خدمت به‌عنوان مشاور در مدرسه شاهد فتح، روز گذشته برای انجام کار به مدرسه مراجعه کرده بودم که یکی از همکاران از من پرسید: آیا می‌دانید فرد دیگری به‌جای شما به‌عنوان مشاور معرفی شده است؟ با خونسردی پاسخ دادم: خیر؛ شما نخستین کسی هستید که اکنون این موضوع را به من اطلاع می‌دهید » .

گزارش صدای معلم از برخورد تحقیر آمیز و در اختیار گذاشتن  محمد داوری توسط اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران

سخنگوی پیشین سازمان معلمان ایران در ادامه نوشت: «این ناسپاسی و بی‌تدبیری تازگی ندارد و مختص من هم نیست.»

 او با وجود اطلاع ناگهانی از این تصمیم، در مدرسه ماند و به انجام وظایف خود ادامه داد ». آن « نگاه پیش گیرانه ای » که رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری و در پاسخ به پرسش های « صدای معلم » عنوان کرده  اکنون کجاست و چگونه باید عینیت پیدا کرده و محقق شود ؟

همان گونه که آقای داوری در این خبر به آن اشاره کرده و کاملا مستند و قابل تایید است آن که برخی از معلمان مدارس به دلایل نامشخص توسط مدیر مدرسه و یا تایید مسئولان بالاتر در اختیار « اداره » متبوع گذاشته می شوند و فرد دیگری بدون اطلاع فرد قبلی در آن پست سازمانی قرار می گیرد .

اگر معلمی در مدرسه مطلوب و ایده آل مدیر آن واحد آموزشی نیست و یا مدیر مدرسه از عملکرد آن شخص رضایت ندارد ؛ حتما باید با فرد ذی نفع گفت و شنود شود . مساله با او در میان گذاشته شود . و دلایل اتخاذ هر تصمیم به صورت « مستند » و « قانونی » به اطلاع فرد ذی نفع رسانده شود .

آیا در مساله محمد داوری چنین فرآیندی طی شده است ؟

گزارش صدای معلم از برخورد تحقیر آمیز و در اختیار گذاشتن  محمد داوری توسط اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران

این که ایشان از تغییر واحد آموزشی خودش مطلع نیست و حتی نمی داند که چرا و به کدام علت چنین رفتاری با وی صورت گرفته است ؛ پرسش صریح « صدای معلم » آن است که این گونه اعمال با کدام پروتکل آموزشی و یا اصول اخلاقی و حتی تربیتی مطابقت دارد ؟

مگر « مدرسه » پادگان است که فرمانده آن جا خودش راسا تصمیم بگیرد و آن را اجرا کند ؟

اتخاذ چنین تصمیم هایی توسط مدیر مدرسه و البته تایید مسئولان بالاتر به وضوح نشان از آن دارد که این مقامات به هیچ وجه با اصول اولیه و ساده تعلیم و تربیت آشنایی و موانست نداشته و صلاحیت تصدی مسئولیت در دستگاه حساس و راهبردی « آموزش و پرورش » را به هیچ وجه ندارند .

اگر واقعا در این سیستم حساب و کتابی بود و ارزیابی عملکرد واقعا بر اساس معیارهای شایستگی حرفه ای صورت می گرفت ؛ این مسئولان و مدیران مشابه اساسا نباید ارتقا پیدا می کردند تا این گونه شان و جایگاه « آموزش » و « معلم » را در افکار عمومی و « حوزه عمومی » خدشه دار کنند .

اکنون پرسش این است :

گزارش صدای معلم از برخورد تحقیر آمیز و در اختیار گذاشتن  محمد داوری توسط اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران

آن « نگاه پیش گیرانه ای » که رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری و در پاسخ به پرسش های « صدای معلم » عنوان کرده  اکنون کجاست و چگونه باید عینیت پیدا کرده و محقق شود ؟ ( این جا )

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از برخورد تحقیر آمیز و در اختیار گذاشتن  محمد داوری توسط اداره آموزش و پرورش منطقه 3 تهران

منتشرشده در گفت و شنود

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم   هفته‌ی پیش پیامکی از وزارت ارشاد آمد که بنده را به عنوان نویسنده برای شرکت در برنامه‌ی کنسرت موسیقی ملّی (سمفونی وحدت)، در شب میلاد رحمة للعالمین حضرت رسول‌ (ص ) در تالار وحدت تهران دعوت نمود.

دو روز پیش نیز پیامک را دوباره ارسال کردند و به‌خاطرِ علاقه به موسیقی و عشق و ارادت قلبی به پیامبر کریم‌ (ص ) ، به همراه همسرم تصمیم گرفتیم در برنامه شرکت کنیم.

در پیامک قید شده بود : برنامه‌ی سمفونی ساعت ١۶.

دیروز شنبه با تغییر برنامه‌ی کاری روتین روزانه‌ام با زحمت رأس ساعت ۴ بعدازظهر در تالار وحدت بودیم. غلغله‌ای بود و نگذاشتند در ۵ ردیف نخست سالن که برای طبقه‌ی اشراف حکومتی و مهمانان خارجی اختصاص یافته بود، بنشینیم و این تبعیض، همواره در سالن‌های مراسم مختلف روح را می‌آزارد.

کلیپ‌های بسیار و پیام‌های متنوع پخش کردند و شعر خواندند و سخن‌ سرایی کردند. پیام آقای سبحانی را پخش کردند و مورد استقبال قرار نگرفت.

سپس میکروفون را در اختیار دکتر زرگر قرار دادند که گفت ١۴ جلد کتاب در خصوص زندگانی پیامبر (ص) نوشته و بعد از آن مجید مجیدی را صدا زدند و او منِ خودش را به گوش‌ها عرضه کرد و از فیلم خودش تعریف نمود و حوصله‌ها را سر برد و با ایما و اشاره سخنان او را کات کردند.

سپس مدرس دانشگاهیِ دیگری پشت تریبون رفت و سخن به درازا گفت و شعر خواند.

دقایق می‌گذشتند و ساعت نزدیک ۵ شده بود و عطش فروکردن صحبت‌های تحمیلی به گوش‌های مظلوم ادامه داشت و انتظار برای شنیدن سمفونی وحدت ملی به نتیجه نرسید.

بعد از آن، دکتر عراقچی وزیر خارجه پشت تریبون رفت و از سیاست خارجه‌ی موفق دولت سخن گفت و از شهدای جنگ و از بچه‌های پشت لانچرها تجلیل کرد و در آخر سر گفت که می‌خواهد دست استادش دکتر زرگر را ببوسد!

بعد نماینده‌ی آقای سبحانی را صدا زدند و لوح تقدیر به او دادند و آقای صالحی وزیر ارشاد را فراخواندند تا بالا برود و لوح تقدیر به دیگران بدهند.

حضار غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و کسانی مثل من با صدای بلند گفتند که برای شنیدن سخنرانی نیامده‌اند و منتظر سمفونی هستند. اما آن‌ها کار خودشان را می‌کردند و خر خودشان را می‌راندند و قیمه را با ماست در هم می‌آمیختند!

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم

ساعت ۵:٢٣ دقیقه بود که به نشانه‌ی اعتراض به دروغی که در پیامک برای بنده فرستاده بودند که از هیچ کدام از آن برنامه‌های غیر موسیقیایی حرفی در آن زده نشده بود و به‌ خاطرِ اینکه من و همسرم را فریب داده و به نیرنگ سمفونی، ما را مجبور به شنیدن صحبت‌ها و پیام‌ها و سخنرانی و دیدن کلیپ‌های تحمیلی و.... نموده بودند، از جای خود برخاستیم و سالن را ترک کردیم.

دربان در گفت که ١٠ دقیقه دیگر موسیقی شروع می‌شود، اما ما گفتیم آخر به چه قیمت؟

این استثمار است؛ چراکه از وقت ما بهره‌کشی می‌کنند تا موسیقی به ما بدهند،

و دروغ و نیرنگ و فریب است که محتوای برنامه را فاش نمی‌سازند تا تو برای شنیدن موسیقی مجبور به شنیدن سخن‌های دیگران شوی،

و نیز ظلم است چون حق تو برای انتخاب آگاهانه‌ی اینکه چه چیزی بشنوی و ببینی را پایمال می‌کنند،

و خفت‌گیری و تحمیل و کلاهبرداری و خیانت در اعتماد و خیلی بدی‌های دیگر است.

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم

از تالار که بیرون زدیم، در شگفت بودیم از مردمی که به‌ جای ترک سالن و اعتراض مدنی و دفاع از عزّت و کرامت و شخصیت خود، فقط غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و تیکه‌پرانی می‌کردند و نُچ‌نُچ می‌کردند، اما اعتراض مؤثری نمی‌کردند و به‌جز ما و چند نفر دیگر، سرجای‌شان نشستند و همراهی کردند با کسانی که تحقیرشان کردند و حق و وقت و عزّت و کرامت‌شان را پایمال نمودند.

خیلی وقت‌ها مردم هم‌دست‌اند با ظلم و ظالم و فریب‌دهندگان‌ و دروغ‌گویان و تحمیل‌گران و دزدان وقت و سارقان عمر.

@drBehrouzMoradi


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشه ی دیگری از جهان، انسان های زیادی گرسنه اند. اگر «ژان پل سارتر» بود می گفت من در برابر این گرسنگی مسئولم.

البته من اعتراض می کردم: من نمی دانم آن جا چه خبر است و برای تغییر وضع اسفبار موجود، کار چندانی از دستم برنمی آید.

ولی سارتر می گفت این منم که انتخاب کرده ام بی خبر بمانم و به جای آن که خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظه ی خاص فقط بنویسم. می توانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کرده ام آن را نادیده بگیرم.

"من در برابر آنچه می کنم و آنچه انتخاب می کنم که نادیده بگیرم، مسئولم.."

اروین یالوم- کتاب: روان درمانی اگزیستانسیال

***

تصاویری که در زیر مشاهده می کنید ؛ در زمان وزارت « سیدمحمد بطحایی » وزیر پیشین آموزش و پرورش و به مناسبت « روز خبرنگار » به همراه گزارش تفصیلی آن در « صدای معلم » منتشر گردیده است . ( این جا )

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

بخش هایی از گزارش « صدای معلم » مرور می کنیم :

« سه شنبه به ابتکار مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ؛ خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش در رسانه های کشور یک دورهمی داشتند .

برای نخستین بار بود که وزارت آموزش و پرورش از خبرنگاران و خانواده های آنان برای حضور در این نشست صمیمی دعوت به عمل آورده بود .

خبرنگاران در ابتدای ورود با خوش آمد گویی دوستان روابط عمومی به محلی که در آن بنری تعبیه شده بود هدایت می شدند و در آن جا اسامی مدعوین و رسانه های آنان درج شده بود و در آن نظر خود را می نوشتند .

آقای محمدی که نزدیک به دو دهه در روزنامه همشهری و در حوزه آموزش و پرورش کار کرده است به صدای معلم می گوید :

« این نخستین بار است که آموزش و پرورش برای خبرنگاران مراسم جشن می گذارد » .

محمدی به تجریبات و خاطرات قبلی خود اشاره کرده و می گوید :

« فکر می کنم یک بار در زمان وزارت آقای فرشیدی و یا علی احمدی بود که خبرنگاران را به " باشگاه فرهنگیان " دعوت کرده بودند .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

حدود  200 تا 250 نفر آمده بودند اما من خیلی از آن ها را نمی شناختم ! » .

خانم طباطبایی که اکنون مسئولیت حوزه آموزش و پرورش در این روزنامه را برعهده دارد به بطحایی می گوید که در مدت 10 سالی که در این حوزه کار می کند چنین مراسمی و بزرگداشتی را مشاهده نکرده است .

او از وزیر و روابط عمومی به خاطر ارج گذاری به جایگاه خبرنگاری تشکر می کند ... ».

در پایان این گزارش آمده بود :

« در این نشست گروه موسیقی که جمعیت آن را جوانان تشکیل می دادند برای خبرنگاران ترانه های محلی اقوام را اجرا کردند .

در بخش اهدای لوح تقدیر ابتدا از سازندگان مستند « غوغای بی هیاهو » تقدیر به عمل می آمد و سپس نام هر یک از خبرنگاران و رسانه هایشان را قرائت و لوح تقدیر خود را از وزیر آموزش و پرورش دریافت کردند .

در این « ضیافت خبرنگاری » فرزندان آنان نیز در این شادی سهیم شدند و با قرار گرفتن در جایگاه هدایای خود را از  « کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان » دریافت کردند .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

برخی مسئولان وزارت آموزش و پرورش مانند فاطمه مهاجرانی ، مجتبی زینی وند ، مجید قدمی ، عبدالرسول عمادی ، مهدی نوید ادهم ، علیرضا کمرئی ، مسعود شکوهی و مسعود ثقفی حضور داشتند و تعدادی از آن ها مانند خانم مهاجرانی و آقای زینی وند به تک تک میزها سر زده و به میان خبرنگاران و خانواده های آنان آمده و در شادی آنان سهیم شدند  » .

از آن مراسم 8 سال گذشته است .

اما تصویری که در زیر مشاهده می کنید ؛ مربوط به نشست خبری « علی فرهادی ، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » است که به مناسبت « روز خبرنگار » در یک مدرسه برگزار شد . ( این جا )

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

« صدای معلم » در گزارش بعدی خود با عنوان : « شیوه متفاوت «احمد محمودزاده ؛ رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی » در تجلیل از خبرنگاران : مدیر صدای معلم تشکر کرد ؛ اعتراض شدید پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری نسبت به ساعت کاری معلمان مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) : مگر معلم " کارگر " است ؟ چرا این گونه بر سر او منت می گذارید !

که به مناسبت بزرگداشت « روز خبرنگار » توسط « «احمد محمودزاده ؛ رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی » تدارک دیده شده بود ؛ چنین نوشت : ( این جا )

« ما آن چه در پایان نشست و در بخش « تجلیل از خبرنگاران »  اتفاق افتاد در نوع خود قابل تامل بود .

بر خلاف نشست روز گذشته « علی فرهادی ، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » که در پایان اعلام شد خبرنگاران به بیرون کلاس رفته و هدایای خود را دریافت کنند و ایستادن خبرنگاران در صف برای گرفتن لوح تقدیر و نیز غذا ، صحنه های «  تحقیر آمیزی » را به وجود آورد – هر چند مدیر صدای معلم شفاف و علنا این موضوع را به سخنگوی وزارت آموزش و پرورش گفته و شدیدا از آن انتقاد کرد - اما در نشست امروز ، ؛ محمودزاده رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی شخصا هدایا و لوح تقدیر را به محل نشستن خبرنگار برده و تقدیم کرد . خبرنگاری که قادر نیست حتی از شان و جایگاه خویش دفاع کند چگونه و بر اساس کدام منطق می خواهد نگاهبان حقوق عمومی و یا منافع آموزش و پرورش باشد ؟

پورسلیمان گفت :

دیروز نشست خبری آقای سخنگو بود .

از این که این گونه به خبرنگاران احترام گذاشتید تشکر می کنم .

دیروز هدایا به نحو تحقیرآمیزی به خبرنگاران داده شد و آقای فرهادی هم سراغ کار خودش رفت .

اما شما خودتان این جا ایستادید و کرامت خبرنگار را به جای آوردید و این جای تقدیر دارد .

این سخنان مدیر صدای معلم با تشویق اکثریت حاضران در سالن همراه شد » .

در مراسم سخنگوی وزارت آموزش و پرورش برای خبرنگاران نهار تدارک دیده شده بود اما جایی برای صرف غذا پیش بینی نشده بود . تعدادی از این خبرنگاران غذای خود را در برخی کلاس های کثیف و یا در انباری خوردند ....

در مراسم بطحایی ؛ « فاطمه مهاجرانی » به عنوان رییس مدارس تیزهوشان حضور داشت و همان گونه که در گزارش آمده است به تک تک خبرنگاران سر می زند اما از زمانی که سخنگوی دولت مسعود پزشکیان شده مصلحت ندیده است تا در نشست های خبری خود از خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش دعوتی حتی در حد یک خوش و بش معمولی به عمل آورد .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

این تناقض ها را نمی توان درک و یا هضم کرد و مشخص نیست این افراد پس از تغییر دولت متبوع – با توجه به شرایط اگر به آن زمان برسد – چگونه این مواضع را پاسخ خواهند داد ؟

نکته ای غیر قابل فهم که البته به لحاظ تاریخی بسیار پر تکرار و مسبوق به سابقه است این که چرا خبرنگاران که بر حسب تعریف و قاعده باید « رکن چهارم دموکراسی » باشند ؛ در برابر این همه تحقیرها و بی اعتنایی مسئولان و... سکوت می کنند و رد می شوند و تازه وقتی کسی از صنف خودشان نسبت به این وضعیت انتقاد می کند ؛ نه تنها حمایتی می کنند و در برخی موارد بلکه فرد و رسانه ی منتقد را هم مورد حمله و شماتت قرار می دهند که چرا به فرض وقت جلسه را گرفته ای  و یا فضای نشست را به هم می ریزی و قس علیهذا .

به عنوان فردی که بیش از یک دهه است در نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش شرکت می کنم ؛ این صحنه ها و وقایع را بارها مشاهده کرده ام بی آن که تحولی در جهت بهبود اوضاع حس شود .

زمانی که در نشست خبری رییس مدارس غیردولتی در حال توضیح و نقد نشست خبری سخنگوی وزارت آموزش و پرورش بودم ؛ « زهرا علی اکبری به عنوان معاون رسانه ی مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش » در برابر حاضران به من تذکر می دهد که برخی خبرنگاران می گویند که از طرف ما صحبت نکنید و...

 پیش خود  فکر می کردم که این ها آیا واقعا خبرنگارند ؟ تفاوت آن ها با سایر افراد معمولی و یا توده و عوام چیست ؟ اساسا چه تعریف و یا برداشتی از ارزش های عام « دموکراسی » دارند و قرار است کدام فضای پرسش گری و مطالبه گری را در این حوزه ایجاد و پی گیری کنند ؟

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد انحطاط جایگاه خبرنگار و رسانه در حوزه آموزش و پرورش

خبرنگاری که قادر نیست حتی از شان و جایگاه خویش دفاع کند چگونه و بر اساس کدام منطق می خواهد نگاهبان حقوق عمومی و یا منافع آموزش و پرورش باشد ؟

تا زمانی که نقش های تعریف شده و واگذار شده ؛ « تشریفاتی » باشند و همه چیز در « نمایش و روزمرگی » خلاصه شود و خبرنگاران ماموریت های خود را جدی نگیرند و خود را دائما هم رنگ جماعت و پیرامون کنند ، انتظار تحول و بهبود اوضاع فقط یک « مطالبه ی خام و احمقانه » خواهد بود .

منتشرشده در یادداشت

 انتقاد از عملکرد و گفتمان حمیدرضا خانمحمدی رییس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و شتر پیر آواز دهل بسیار شنیده در صدای معلم  ضرب‌المثل شیرین پارسیِ «شتر پیر ، آواز دهل بسیار شنیده» درباره کسی است که آن‌ قدر تجربه و آگاهی دارد که با شنیدن ادعاها و وعده‌ها، به‌سادگی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. نوسازی مدارس نیز سازمانی جوان و بی‌تجربه نیست؛ مجموعه‌ای با دهه‌ها سابقه، هزاران نیروی متخصص و مدیرانی که فراز و فرودهای مدرسه‌سازی کشور را به چشم دیده‌اند.

جناب آقای خانمحمدی، در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت، از «پربارترین و پرافتخارترین» آغاز سال تحصیلی برای خانواده مدرسه‌سازی سخن گفته‌اید و از اعداد و عناوین متعددی به‌عنوان دستاورد یاد کرده‌اید؛ از بیش از ۱۱ هزار و ۵۰۰ کلاس درس جدید گرفته تا ۷۶ هزار کلاس بهسازی و شاداب‌سازی‌شده.

اما برای سازمانی با این سابقه، پرسش اصلی نه درباره اصل اقدامات، بلکه درباره معیار سنجش این دستاوردها  است.

بنابراین پرسش ساده است:

این حجم از تعابیر «پربارترین»، «پرافتخارترین» و «دستاوردهای بی‌سابقه» دقیقاً بر مبنای کدام شاخص و کدام مقایسه تاریخی بیان می‌شود؟ پرسش اینجاست که سازمانی با آن پیشینه فنی و اعتبار بین‌المللی، امروز چگونه باید رنگ‌آمیزی و شاداب‌ سازی مدارس را در ردیف افتخارات بزرگ خود قرار دهد؟

نگاهی به آمار رسمی سال‌های گذشته که زمانی در سایت خود سازمان منتشر می‌شد، تصویر متفاوتی نشان می‌دهد. مجموع کلاس‌های تحویلی در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ به‌ترتیب ۱۳۵۲۱، ۱۲۶۶۵، ۱۳۳۳۰ و ۱۰۹۱۶ کلاس بوده است.

امسال با اعلام ۱۱ هزار و ۵۰۰ کلاس درس، تعداد کلاس های تحویلی با رکوردهای ثبت‌شده در سال‌های گذشته فاصله داریم؛ این عدد نسبت به سال ۱۴۰۰ حدود ۱۵ درصد ، نسبت به سال ۱۴۰۱ حدود ۹ درصد و نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود ۱۴ درصد کمتر است.

انتقاد از عملکرد و گفتمان حمیدرضا خانمحمدی رییس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و شتر پیر آواز دهل بسیار شنیده در صدای معلم

این آمار نشان می‌دهد که سال ۱۴۰۵، دست‌کم بر مبنای تعداد کلاس‌های تحویلی، سالی پربار در مدرسه‌سازی نبوده است. بنابراین، عدد زمانی دستاورد محسوب می‌شود که در کنار روند تاریخی و با شاخصی روشن سنجیده شود، نه صرفاً با انتخاب یک نقطه مطلوب.

از «افتخار» نیز سخن گفته‌اید. شاید بد نباشد به گذشته پرافتخار همین سازمان بازگردیم؛ سازمانی که روزگاری به دلیل اقدامات تخصصی و اثرگذار در مقاوم‌ سازی مدارس، موفق به دریافت جایزه بین‌المللی ساساکاوا شد.

انتقاد از عملکرد و گفتمان حمیدرضا خانمحمدی رییس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و شتر پیر آواز دهل بسیار شنیده در صدای معلم

پرسش اینجاست که سازمانی با آن پیشینه فنی و اعتبار بین‌المللی، امروز چگونه باید رنگ‌آمیزی و شاداب‌ سازی مدارس را در ردیف افتخارات بزرگ خود قرار دهد؟ شاداب‌سازی مدارس اقدامی لازم است، اما آیا می‌توان آن را با دستاوردهایی مقایسه کرد که روزگاری نام نوسازی مدارس ایران را در عرصه بین‌المللی مطرح کرد؟

نوسازی مدارس البته فقط ساخت دیوار و سقف نیست؛ مأموریت آن، ساخت مدرسه ایمن، استاندارد و متناسب با نیازهای آموزشی کشور است.

وقتی هنوز مسئله مدارس ناایمن، تراکم بالای دانش‌آموزی و کمبود فضای آموزشی در بسیاری از نقاط کشور پابرجاست، شاید بهتر باشد میان «کارهای انجام‌شده» و «دستاوردهای بزرگ» فاصله‌ای منطقی قائل شویم.
و شاید این همان جایی باشد که شتر پیر نوسازی مدارس، با تجربه چندین دهه، صدای دهل را می‌شنود اما پیش از حرکت، نگاهی هم به مسیر طی‌شده می‌اندازد.

جناب خانمحمدی!

نه برای انکار تلاش همکاران، که اتفاقاً برای احترام به تلاش آنان، نه برای کوچک شمردن اقدامات انجام‌شده، بلکه برای آنکه شأن سازمانی با سابقه نوسازی مدارس، با معیارهای واقعی و قابل سنجش حفظ شود؛ استدعا دارم دست از این نوع گفتمان بردارید.

گاهی بهترین خدمت به یک سازمان، تعریف کردن از آن نیست؛ بلکه صادقانه گفتن است که کجا ایستاده‌ایم و تا نقطه مطلوب چقدر فاصله داریم.

بادا که خداوند همه ما را راهنما باشد.

انتقاد از عملکرد و گفتمان حمیدرضا خانمحمدی رییس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و شتر پیر آواز دهل بسیار شنیده در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد از عملکرد و گفتمان حمیدرضا خانمحمدی رییس سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و شتر پیر آواز دهل بسیار شنیده در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم   چهار دهه از به وجود آمدن انواع گوناگون مدرسه در ایران بعد از انقلاب اسلامی می گذرد. از جمله دلایل این زایش نامیمون رشد جمعیت و افزایش کاستی ها، ضعف ها و ناتوانی های مجموع سازمان دهنده نظام آموزشی در ایجاد نگاه جدید به آموزش بود که موفق و مؤثر عمل نکرد.

اهل فن و منتقدین هر چه در مورد ناکارآمدی و ورشکستگی روزافزون نظام آموزشی سخن می راندند میخ آهنینی بود که در سنگ یا منطق کور فرو نمی رفت. حتی عده ای از آنان تذکر کتبی دریافت کردند یا زندانی و تبعید شدند. این بزرگواران دلسوز همان روشنفکران طرد شده جامعه بودند که نتیجه دردهای پنهان و آشکار جاری و ساری را برای سال ها و دهه های بعد پیش بینی می کردند. آنان بصیرت و آگاهی فراتر از زمان حال را داشتند اما چون در صف اقلیت بودند پس قانون شکن و سنت شکن شمرده می شدند.

بیشتر اولیای دانش آموزان با قالب و بینش فکری متفاوت از هم و در موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گوناگون، تا لحظه وقوع دو پدیده ناخوشایند یعنی ایپدمی کرونا و دو جنگ اخیر، به شرایط جدید مدارس یعنی 18 گانه بودن آن و کاهش کیفیت و حتی کمیت آموزشی، اعتراضی نداشتند. اما وقتی که در برخورد با هر دو، تعطیلی مدارس به عنوان سهل ترین تصمیم گرفته شده دانش آموزان را مجبور به استفاده از آموزش مجازی و غیرحضوری نمود، تازه به ناکارآمدی نظام آموزشی ایمان راسخ یافتند و بود و نبود آن را یکی دانستند.

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم

سوال بیشتر اولیا این بود وقتی بدون مدرسه رفتن نیز می توان فرزندان خود را آموزش داد؛ پس چرا مدرسه و کلی دردسر آن را باید تحمل کنیم؟

اولیایی که تا دیروز تنها هنر و دغدغه آنان برتر گزینی مدرسه، معلم و حتی مدیر، ناحیه و منطقه آموزشی بود، بعد از دوران کرونا به قرار گرفتن نظام آموزشی در حالت احتضار، یقین حاصل کردند. دیگر مدارس خاص نیز تأمین کننده آمال و آرزوهای طبقاتی و کسب امتیاز ویژه برای آنان نبود.

عده ای از خانواده ها که توانمندتر بودند و هیچ آینده ای در ایران برای خانواده و فرزندان خود نمی دیدند، همه با هم بار مهاجرت ببستند و رفتند.

عده ای از اولیا که توانایی مالی مناسبی داشتند و فرزند آنان در سنین مقرّر یادگیری زبان دوم یعنی 2 تا 4 سالگی، آموزش زبان انگلیسی را آغاز کرده بودند، این بار خود را به آب و آتش زدند تا در آزمون یا مصاحبه کشورهایی خاص اعم از اروپایی یا آسیایی که بورس تحصیل دانش آموزی می دهند، فرزند خود را شرکت دهند تا قبول و پذیرش شود.

عده ای که باز نسبتا شرایط اقتصادی خوبی داشتند معلم سر خانه گرفتند و تنها تأثیر گذاری یک فرد را موجه دانستند. البته برای دوره ابتدایی امکان این امر وجود دارد اما برای پایه های بالاتر تحصیلی نیاز به تخصص های گوناگون هست و یک نفر چنین توانایی ندارد.

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم

و عده ای هر نوع تأثیر پذیری از محیط ناایمن روحی- روانی - ذهنی - تربیتی و شخصیتی از غیر را از ریشه خشکاندند و والدین شخصا آموزش شکسته و بسته فرزند خود را برعهده گرفتند. آنان مدام تکرار کردند که آموزش در مدارس به اندازه کافی با تعطیلی ها و معلمان همه رقمی جذب شده، محرومیت ها، تضادها و بی عدالتی های آموزشی، بال و پر شکسته است، حداقل با میل و سلیقه خود این نقصان را به فرزندم منتقل سازم که تحمیل و شست و شوی مغزی در کار نباشد.

همه رسالت خود را در یک اصل واحد خلاصه می دیدند که باید داخل مغز این کودک چیزهایی انباشته کرد اما همه قادر به تشخیص ماهیت، ضرورت و تنوع نیازهای او نبودند. فقط او برخی دانسته ها را یاد بگیرد:

آیا مابین یاددهی ما ربط منطقی وجود دارد؟ مهم نیست! مدت زمان بسیاری است که تقدیر و تشکر از فرهنگ نامه روزمره ایرانی جماعت حذف گردیده است و گستاخی و پررویی رویه عادی تحصیل کرده و نکرده به یک میزان گردیده است.

آیا نیاز واقعی کودک است؟ مهم نیست!

آیا خواسته فرزند من نیز همین است؟ اصلا مهم نیست!

آیا علایق، استعداد و ظرفیت یادگیری فرزند من همین قدر است؟ چه اهمیتی دارد!

همانند سال هایی که در جامعه ما تب ثبت نام کودکان در کلاس های جورواجور وجود داشت و هر چه نام کلاس طمطراق بیشتری با خود یدک می کشید، فاصله اجتماعی شما نسبت به دیگران بیش از حد انتظار گوشزد داده می شد! نوع نگاه و خواست و گرایشات کودک هیچ اهمیتی نداشت. میل، میل اولیا بود و بس، خصوصا مادران گرامی که بسیار دلسوزترند!

به باور من، روزگاری که پدر سواد سیکل داشت و مادر بیسواد و خانه دار بود، درس خواندن کودکان و تربیت درست آنان برای والدین بیشتر حائز اهمیت بود تا امروز.

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم

بلاتکلیفی در برزخ آموزشی بزرگسالان دقیقا به کودکان در حال انتقال است.

باید اعتراف کرد که نظام آموزشی مدت هاست که نمی داند چه چیزی برای کودکان لازم و ضروری است و چگونه باید بدان رسید. قائل به اولویتی نیست و تأخر و پس بودگی را رویه معقول و مقبول ساخته است. و اولیای همین کودکان که روزی معلم را سرچشمه محترم و معتبر تعلیم و تربیت فرزند خویش می دانست امروز به او اعتماد ندارد.

این بدگمانی همانند بوی نامطبوع از آموزش و پرورش به والدین نیز سرایت یافته است. همان زمان که از انجام تنها رسالت خود یعنی «تعلیم و تربیت» یا «آموزش» و «پرورش» کودکان طفره رفت یا عاجز ماند و به جدایی نافرجام دوقلوهای به هم پیوسته از هم تن داد یعنی پرورش را با بی رحمی و ناشی گری از آموزش جدا ساخت. محل این جدایی بیش از چهل سال است که التیام و بهبود نیافته است حتی عفونت شدید آن کمر به مرگ این دو بسته است.

امروز در شرایطی هستیم که همین اولیا در پایگاه اجتماعی متفاوت، منکر نقش زیربنایی آموزش در ایجاد شخصیت اجتماعی مؤثر در جامعه است. آنان فرزند خود را در مدارس، مثله شده از هر نوع ارزشی یافته اند.

پس اگر تمایل یا توانایی خارج فرستادن فرزند خود را ندارند جهت رهایی از این وابستگی کور و بی منطق به آموزش در مدارس ایرانی، نگاه ها به سوی هوم اسکول ها روانه می گردد.

بر خود واجب دانستم بخشی از معایب نگرش جدید را گوشزد کنم امید که این بار خطاها و لغزش های جدیدتری زاییده نشود و اگر درمانی در همین حال وجود دارد چند سال دیگر به دنبال نوشداروی بعد از مرگ سهراب یا انتظار معجزه و ظهور قهرمان و پهلوان نباشیم.

در این بخش برخی از معایب آموزش در خانه (Homeschooling) بررسی می شود:

اولین بار با آموزش در خانه در دوران کودکی با تماشای سریال استرالیایی اسکیپی آشنا شدم. جنگل بانی با دو فرزند پسر که در محل مأموریت خود مجبور به آموزش رادیویی آنان بود. تصور می کنم تمام تلاش ذهنی من به عنوان یک دانش آموز علاوه بر تحسین هوش و ذکاوت کانگوروی مهربان و وفادار، هضم نحوه آموزش آن دو کودک بود.

باید گفت که هوم اسکول ها قابلیت تأیید و تضمین حتمی ندارند. آموزش و پرورش رسمی و عمومی هر کشوری علاوه بر تعلیم و تربیت کودکان، رسالت ارائه آموزش برابر و هم سویی را برعهده دارند تا الگوهای عملی مشخصی را بر دوش آنان بگذارند. تفاوت های فردی و اجتماعی موجب مسیریابی های مختلف جهت پاسخ گویی به نیازهای جامعه می شود.

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم

و برخی معایب دیگر هوم اسکول ها:

1-  از این هسته های انفرادی آموزشی، نمی توان به نتایج واحد و شفافی رسید. چون هدف گذاری و نحوه طی مسیر یکسان و  .هماهنگ نیست.

2- محتوا یا کمیت و کیفیت آموزشی کاملا سلیقه ای و دل به خواهی است.

3-  در برخی موارد مادر به تنهایی و گاها با همراهی پدر، مطالبی ناپیوسته و نامربوط را آموزش می دهند. این از هم گسیختگی مفاهیم موجب سردرگمی کودک می شود. که نتیجه گیری و هدف گذاری را غیرممکن می سازد.

4-  یک معلم به عنوان کسی که با این شغل درآمد کسب می کند تا نیازهای خود را برطرف سازد، مجبور به ایفای نقش و انجام شرح وظایف مقرّر است، اما مادر یا پدر یا هر دو، در زندگی روزمره خود وقت و حوصله کافی را همیشه نخواهند داشت و اختیاری بودن زمان آموزش یا نامشخص بودن آن خود گویای عدم موفقیت است.

5- مهارت و توانایی تدریس به چیزی بیشتر از سواد نیاز دارد.

6- همه خانواده هایی که بی نیازی خود به مدرسه را با آموزش فرزند خود در خانه اعلام و آغاز کرده اند قادر به خدمت گرفتن معلم سرخانه نیستند.

7-  شاید به عنوان یک احتمال ممکن، برای آموزش دوره ابتدایی یک معلم پاسخ گوی نیاز کودک باشد اما برای آموزش دروس متعدد پایه متوسطه، نیاز به معلمین و تخصص های بیشتری هست که تحقق آن سخت و غیرممکن است.

8- اگر قرار است این کودک سال های متمادی در همین کشور زندگی کند با کدام سند و مدرک قرار است جذب بازار کار شود؟ همه این کودکان دور از مدرسه، قرار نیست شغل آزاد یا مهارت هنری مستقلی داشته باشند، پس چگونه قرار است فعالیت اقتصادی داشته باشند؟

9-  برخی از این اولیا به صورت کاملا غیررسمی فرزند خود را در مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی ثبت نام می کنند تا خرداد ماه در امتحانات شرکت و کارنامه دریافت کند. روندی که برای خود ما به عنوان والدین سخت است چرا به کودکان تحمیل می کنیم؟ یک کودک شرایط متفاوت قرار گرفته شدن در دوزخ و برزخ یادگیری را چگونه تجزیه و تحلیل و درک خواهد کرد؟

این دوگانگی یا چندگانگی رفتار والدین با کودک یا کودکان، بر روح و روان و مهم تر از آن برداشت آنان از جامعه و نظام آموزشی چگونه تأثیری خواهد گذاشت؟ یا رفتار او نسبت به آموزش فرزندان خود چگونه خواهد بود؟

تنها مزیت هوم اسکول ها، رهایی کودکان از چنبره دور باطل ناکارآمدی آموزش و پرورش است. اما علیرغم مهم بودن همین یک مزیت، نمی توان معایب آن را برای جامعه خود نادیده گرفت.

کدام رسالت با توفیق خارق العاده به سر منزل مقصود رسیده است که این تغییر مهم در مسیر نحوه آموزش کودکان، دومی باشد؟

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم

شاید ادعاهایی غیر این مبنی بر کارآمدی آموزش و پرورش از سوی افرادی خاص، مطرح شود و همه آنچه را که در حال گذر از یک بحران به بحرانی جدید است را انکار کنند، از این اشخاص می پرسم:

کشورهایی که در نزدیکی قطبین قرار دارند چند روز از مدت سال تحصیلی را با بهانه برودت هوا و ریزش برف سنگین بالای زانو، تعطیل اعلام می شود؟ یا کدام کشور درگیر جنگ، 4 ماه رسما تعطیل اعلام کرده است؟

یا کشورهایی که مجبور به خرید انرژی هستند و شعور و همدلی عجیبی در صرفه جویی همه انواع آن را دارند، چند روز به دلیل نبودن برق یا گاز مدارس و دانشگاه ها را تعطیل می کنند؟

مگر در جنگ 8 ساله با عراق؛ مدارس و دانشگاه ها تعطیل بودند ؟

من دیپلم خود را خرداد سال 60 گرفتم و یک روز به خاطر جنگ تعطیلی نداشتیم. دانشگاه تبریز را به خاطر دارم که هنگام بمباران دانشکده فنی با گزارش ستون پنجم مبنی بر ساخت مهمات جنگی در 28 دی ماه 1365 فقط چند روز تا یک هفته تعطیل بود. وقتی وضعیت قرمز اعلام می شد در دانشکده خود و در تاریکی به زیر زمین می رفتیم چون در هر حمله هوایی برق ها قطع می شد.

در جنگ اخیر ، ما بین ستاره ها دنبال دشمن بودیم آن هم جلوی پنجره. یا مردم خیلی عزیزتر شده اند یا به دانش فنی نظامی خود بیشتر می بالیم که از جان پناه و آژیر قرمز خبری نیست!

نتیجه همه تعطیلی ها با هر نوع بهانه موجه و بیشتر غیرموجه، پایین آمدن میانگین نمرات نهایی و غیر نهایی در آزمون های داخلی و بین المللی برای دروس و پایه مشخص بود. و باز معلمان بودند که در مظان اتهام عام و خاص قرار گرفتند.

اگر آموزش و پرورش را به صفحه شطرنج شبیه سازیم، یقین سربازان ردیف اول هر دو رنگ مهره های شطرنج، معلمان هستند. سپر بلا و پیش مرگ آموزش و پرورش.

مدت زمان بسیاری است که تقدیر و تشکر از فرهنگ نامه روزمره ایرانی جماعت حذف گردیده است و گستاخی و پررویی رویه عادی تحصیل کرده و نکرده به یک میزان گردیده است. شعور اجتماعی کم رنگ تر و خردجمعی  بی مایه تر شده است. تضعیف اخلاق و ادب و فرهنگ هم تقصیر معلمان شمرده می شود. البته به نوعی حق دارند چون ارتباطی مابین معلم و دانش آموز باقی نمانده است که همه این موارد بی نقص موجودیت داشته باشد.

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم

پس چرا معدل دانش آموزان نمونه دولتی، تیزهوشان، شاهد و غیرانتفاعی که به دست چین کردن دانش آموزان با معدل بالای 19 و نقض عدالت آموزشی شهره آفاق هستند قادر به ارتقای سطح میانگین نمرات دانش آموزان نیستند؟ در حالی که بیش از بیست و پنج سال پیش از هر کدام فقط یک مدرسه نمونه دولتی، شاهد و تیزهوشان یا سمپاد در مراکز استان ها وجود داشت و امروز برای هر منطقه و ناحیه چندین مدرسه از همین نوع مدارس وجود دارد. اما باز قادر به ارتقای میانگین معدل دروس یا پایه های مختلف از 9 تا 11 به بالا نیستند. و آن مقام مسئول برای افزایش چند صدم، ادعای پیشرفت تحصیلی می کند که مثلا معدل 10.25 شده 10.78 !

هر چقدر وزیر محترم شاد و خندان فریاد زنند همه چیز عالی است و سال جدید تحصیلی صد در صد حضوری خواهد بود، خانواده ها در پی احتمالات و در حال ترسیم مسیری جدید و دیگری هستند تا فرزند دلبند خود را از این بلاتکلیفی کُشنده نجات دهند. آنان بی تعهدی و عدم تغییر وضعیت مدارس را نمی توانند نادیده بگیرند و اعتمادی به فردا ندارند.

از مهم ترین دلایل عدم ازدواج جوانان منهای مسایل مهم دیگر، نادرست بودن زاد و ولد در شرایط فعلی جامعه است. آنان نمی خواهند نوزاد بی گناه دیگری را در این ناکجاآباد بی هدف قربانی سازند. جوانی جمعیت به تضمینی محکم جهت تأمین آینده ای پر از امید و باور نیاز دارد. جامعه بدون مدرسه و مدرسه بدون کودکان، خانه ارواحی بیش نیست.

بررسی معایب هوم اسکول در برزخ و دوزخ یادگیری و تفکر در آموزش و پرورش و صدای معلم

پیشنهاد:

جلوی درب وزارتخانه و در داخل آن به طور سمبلیک مجسمه متفکر یا مجسمه اندیشه‌گر شبیه اثر مهم «آگوست رودن» فرانسوی ساخته و نصب کنید تا شاید به خود آییم و فلسفه یک ساعت تفکر بهتر از عبادت هفتاد ساله اسلام را چون همیشه به غربی ها هدیه نبخشیم. شاید بدین طریق ما نیز همانند آنان قادر به تحقق رنسانس شویم و معنای واقعی انقلاب فرهنگی را دریابیم!

همه جهان این مجسمه را به عنوان سمبلی از فلسفه می شناسند ما چرا اندر احوال خود غافلیم؟!

کجاست فلسفه تعلیم و تربیت؟ همه با هم بیندیشیم، ساعت تفکر فرا رسیده است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

همزمان با گرامی داشت « روز خبرنگار » ، نشست تعاملی مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز با رییس خانه مطبوعات و جمعی از خبرنگاران حوزه ی آموزش و پرورش، روز پنج‌شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۵ در دفتر مدیرکل آموزش و پرورش البرز برگزار شد؛ نشستی که در آن، پرسش‌ها و دغدغه‌های خبرنگاران درباره مهم‌ترین مسائل و چالش‌های آموزش و پرورش استان به‌ صورت مستقیم با مدیرکل و معاونان وی در میان گذاشته شد.

در آغاز این نشست، پس از سخنان اولیه، خبرنگاران حاضر به طرح پرسش‌ها و بیان دغدغه‌های خود در حوزه‌های مختلف پرداختند و شعبانی، مدیرکل آموزش و پرورش البرز، به همراه معاونان خود، به پرسش‌ها و مطالبات مطرح‌ شده پاسخ دادند.

۶۰ درصد مدارس البرز دوشیفته‌اند

یکی از مهم‌ترین محورهای مطرح‌شده در این نشست، وضعیت فضاهای آموزشی استان بود. شعبانی با اشاره به فشار فزاینده بر زیرساخت‌های آموزشی البرز گفت: حدود ۶۰ درصد مدارس استان به‌صورت دوشیفته فعالیت می‌کنند و البرز در شرایط کنونی با کمبود حدود ۲۰۰ مدرسه مواجه است.

وی فردیس را متراکم‌ترین شهرستان استان از نظر وضعیت آموزشی عنوان کرد و با اشاره به شرایط خاص این شهرستان، بر ضرورت توسعه زیرساخت‌های آموزشی و ایجاد ظرفیت‌های جدید تأکید کرد.

مدیرکل آموزش و پرورش البرز همچنین درباره وضعیت نیروی انسانی گفت: در حال حاضر به ازای هر ۳۱ دانش‌آموز یک معلم وجود دارد که این نسبت، بالاتر از نرم مطلوب است و فشار مضاعفی را بر بدنه آموزشی استان وارد می‌کند.

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

افزایش استقبال از هنرستان‌ها

شعبانی در ادامه با اشاره به روند رو به رشد استقبال دانش‌آموزان از هنرستان‌ها، افزایش گرایش به آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی را از اتفاقات مثبت حوزه تعلیم و تربیت استان دانست.

وی همچنین با تأکید بر استمرار آموزش حضوری اظهار داشت که آموزش در مدارس استان حضوری است و برای اجرای منظم برنامه‌های آموزشی، برنامه‌ریزی‌های لازم صورت گرفته است.

دریافت وجه هنگام ثبت‌نام و ارائه کارنامه ممنوع است

در بخش دیگری از این نشست، موضوع دریافت وجه از خانواده‌ها و برخی مسائل مرتبط با ثبت‌نام دانش‌آموزان مورد پرسش خبرنگاران قرار گرفت.

مدیرکل آموزش و پرورش البرز با تأکید بر رعایت حقوق خانواده‌ها تصریح کرد: دریافت وجه هنگام ثبت‌نام و همچنین مشروط کردن ارائه کارنامه یا برنامه درسی به پرداخت وجه ممنوع است؛ هرچند کمک‌های داوطلبانه خانواده‌ها در سایر ایام سال، در چارچوب ضوابط و به‌صورت اختیاری، امکان‌پذیر است.

رأی دیوان عدالت اداری لازم‌الاجراست

موضوع آرای دیوان عدالت اداری نیز از دیگر پرسش‌های مطرح‌شده از سوی خبرنگاران بود.

شعبانی با تأکید بر جایگاه قانونی آرای دیوان اظهار داشت: رأی دیوان قابل استنکاف نیست و دستگاه‌های اجرایی مکلف به اجرای آرای صادرشده هستند.

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

«شهید عجمیان»؛ مشارکت جهادی برای شاداب‌سازی مدارس

مدیرکل آموزش و پرورش البرز در ادامه به طرح شهید عجمیان اشاره کرد و گفت: این طرح در حوزه شاداب‌سازی و بهسازی مدارس فعال است و در اجرای آن، مجموعه نوسازی مدارس، گروه‌های جهادی و شهرداری‌ها در کنار آموزش و پرورش حضور دارند.

وی بهره‌گیری از ظرفیت گروه‌های جهادی و دستگاه‌های همراه را گامی مؤثر در ارتقای کیفیت محیط‌های آموزشی و ایجاد فضای بانشاط‌تر برای دانش‌آموزان دانست.

ماده ۱۸؛ مسئولیت انبوه‌سازان در ساخت مدرسه

یکی دیگر از موضوعات مهم مطرح‌شده در این نشست، ضرورت توجه به تأمین سرانه‌های آموزشی همزمان با توسعه ساخت‌وسازها بود.

شعبانی با اشاره به ماده ۱۸ شوراها گفت: به ازای هر ۲۰۰ واحد مسکونی احداث‌شده توسط انبوه‌ سازان، باید یک مدرسه ساخته شود؛ ظرفیتی قانونی که اجرای دقیق آن می‌تواند بخشی از کمبود فضاهای آموزشی استان را جبران کند.

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

فردیس در انتظار ایجاد ناحیه جدید آموزش و پرورش

مدیرکل آموزش و پرورش البرز با اشاره به وضعیت خاص شهرستان فردیس اظهار داشت: فردیس در سال ۱۳۹۲ از کرج تفکیک شده و این تفکیک، مسائل و مشکلات خاص خود را به همراه داشته است.

وی از پی گیری برای ایجاد یک ناحیه جدید آموزش و پرورش در فردیس خبر داد و گفت: برای راه‌اندازی این ناحیه حدود ۹۰ پست سازمانی مورد نیاز است که تأمین آن در شرایط فعلی مقدور نیست؛ با این حال، پی گیری‌ها برای تحقق این موضوع ادامه دارد.

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

بازگشت ۱۶ هزار مترمربع از املاک آموزش و پرورش

شعبانی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سوال خبرنگار « صدای معلم »؛ به وضعیت باشگاه پیش کسوتان کرج پرداخت و گفت: این مجموعه در ۱۳ آبان سال ۱۴۰۲، با اجرای یک رأی از مجموعه آموزش و پرورش منفک شده بود.

وی افزود: مساحت این ملک حدود ۱۶ هزار مترمربع است که با پیگیری آموزش و پرورش، مجدداً به این مجموعه بازگردانده شده و اکنون در حال ارائه خدمات است.

رسانه؛ رکن مطالبه‌گری و شفافیت

نشست روز خبرنگار آموزش و پرورش البرز، در نهایت به فرصتی برای گفت‌وگوی مستقیم، صریح و بی‌واسطه میان مدیران آموزش و پرورش و اصحاب رسانه تبدیل شد؛ گفت‌وگویی که در صورت استمرار می‌تواند به تقویت شفافیت، افزایش پاسخ گویی و انعکاس دقیق‌تر واقعیت‌های نظام تعلیم و تربیت استان کمک کند.

در پایان این نشست نیز با گرامی داشت جایگاه خبرنگاران و قدردانی از تلاش‌های اصحاب رسانه در انعکاس مسائل، مطالبات و واقعیت‌های حوزه تعلیم و تربیت، از خبرنگاران حاضر تجلیل به عمل آمد.

این نشست با تأکید بر ضرورت استمرار ارتباط حرفه‌ای میان آموزش و پرورش و رسانه‌ها و تقویت تعامل دوسویه میان این دو نهاد به پایان رسید؛ چراکه آموزش و پرورش برای روایت درست دست آوردها، بیان صادقانه کاستی‌ها و شنیدن صدای جامعه بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌ای مستقل، حرفه‌ای و مطالبه‌گر نیازمند است.

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

 


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از مراسم روز خبرنگار در اداره کل آموزش و پرورش استان البرز و جایگاه رسانه مستقل و حرفه‌ ای و مطالبه‌ گر

بررسی چگونه معلم زنگ اول خوبی باشیم در صدای معلم   معلمِ زنگِ اولِ خوبی باشید، عزیزانم…

اجازه بدهید این یادداشت را نه از دلِ کتاب‌ها،

بلکه از دلِ یک احساس مشترک شروع کنم…

از همان زنگ‌های اولِ مدرسه،

از همان صبح‌هایی که هنوز خواب از سرمان نپریده بود

و ناگهان، با صدای جدی یک معلم،

با اخم، با «ساکت باشید»،

و با شروع یک درسِ سنگین،

وارد دنیای مدرسه می‌شدیم.

شاید آن روزها نمی‌دانستیم،

اما امروز علم برایش نام دارد:

شرطی‌ شدن.

ذهنِ دانش آموز،

در همان دقایقِ اول،

در همان «اولین مواجهه‌ها»،

در حال ساختنِ یک پیوند است…

میان «درس» و «احساس»،

میان «یادگیری» و «اضطراب»،

میان «کلاس» و «امنیت»… یا «ترس».

بررسی چگونه معلم زنگ اول خوبی باشیم در صدای معلم

و علم به ما می‌گوید:

وقتی یادگیری با یک احساس همراه شود،

آن احساس در ذهن ماندگار می‌شود.

اگر با اضطراب آغاز شود،

اضطراب باقی می‌ماند…

و اگر با امنیت و لذت همراه باشد،

همان حس نیز در جانِ دانش‌آموز ریشه می‌دواند.

و این پیوند،

در کجا عمیق‌تر شکل می‌گیرد؟

در اولین برخوردها…

در همان زنگ اول.

چند روز پیش،

استاد عزیزم، سرکار خانم دکتر نارنجی،

در وصف استادشان شهید خرازی نوشتند:

«الفبای زیستن را پیش از الفبای علم، به من آموختی…»

بررسی چگونه معلم زنگ اول خوبی باشیم در صدای معلم

این جمله شاید ساده باشد،

اما برای من،

تلنگری عمیق‌تر از بسیاری از نظریه‌ها بود.

بیایید صادق باشیم…

چند نفر از ما هنوز با شنیدن نام بعضی درس‌ها،

حسی سنگین و قدیمی را تجربه نمی‌کنیم؟

و حالا…

ما ایستاده‌ایم همان‌جایی که روزی معلم‌هایمان ایستاده بودند.

سال‌هاست یک خطای تکراری را ادامه می‌دهیم…

فکر می‌کنیم چون یک درس مهم است،

باید آن را «سخت» شروع کنیم؛

با جدیتِ خشک،
با تهدید،
با فشار.

اما شاید لازم است برعکس فکر کنیم…

شاید هرچه درس مهم‌تر باشد،

شروعش باید انسانی‌تر باشد.

جانِ دل،

اگر قرار است سخت‌ترین مفهوم را هم تدریس کنی،

یادت باشد:

تو فقط «درس» نمی‌دهی…

تو داری «احساسِ نسبت به یادگیری» را شکل می‌دهی.

بررسی چگونه معلم زنگ اول خوبی باشیم در صدای معلم

دانش‌آموز ممکن است فرمول را فراموش کند،

اما احساسی که از کلاس تو گرفته،

سال‌ها در او باقی می‌ماند.

اگر در اولین برخورد،

از کلاس تو «امنیت» بگیرد،

باور کن

سخت‌ترین مفاهیم را هم با جان و دل خواهد پذیرفت.

و اگر نگیرد…

حتی ساده‌ترین درس‌ها هم برایش سنگین می‌شوند.

بیایید برای چند لحظه،

به چهره‌های خواب‌آلود و مضطرب روز اول نگاه کنیم.

پشت آن نگاه‌های منتظر، دنیایی از سوالات پنهان است:

«آیا این معلم مرا درک خواهد کرد؟»

«آیا در این کلاس اجازه اشتباه کردن دارم؟»

بررسی چگونه معلم زنگ اول خوبی باشیم در صدای معلم

پاسخ به این سوالات، در جزوه و تخته‌سیاه نیست.

پاسخ در نگاهِ مهربانِ شماست،

در لحنِ آرامی که وقتی نام شان را صدا می‌زنید، جاری می‌شود.

کافی‌ست در آن زنگ اول،

به جای خط‌ونشان کشیدن برای امتحان و نمره،

از آن‌ها بپرسید که چگونه تابستان خود را گذرانده‌اند،

یا به سادگی به آن‌ها بگویید: «خوشحالم که امسال با هم هستیم.»

همین جملات به ظاهر ساده،

همان خشت‌های اولِ دیوارِ اعتمادند.

وقتی دانش‌آموز حس کند که پیش از تبدیل شدن به یک «نمره»،

به عنوان یک «انسان» دیده شده است،

دیگر کلاس برایش میدان جنگ نخواهد بود،

بلکه خانه دومش می‌شود.

بگذار دوباره به آن جمله برگردیم…

شاید رسالت ما این است که

نخست «زیستن» را بیاموزیم،

و سپس «دانستن» را.

بیایید زنگ اول را پس بگیریم…

نه با ترس،

نه با فشار،

بلکه با لبخند، امنیت و امید.


آن‌وقت خواهیم دید
که یادگیری،
نه از سر اجبار،
بلکه از دلِ اشتیاق شکل می‌گیرد.
معلمِ زنگِ اولِ خوبی باشید عزیزانم…
جهانِ یک کودک،
از همان‌ زنگ اول آغاز می‌شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی چگونه معلم زنگ اول خوبی باشیم در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

بررسی اعتراض دانش آموزان به نمرات امتحانات نهایی به عنوان یک حق و مساله عدالت آموزشی در صدای معلم   طبق روال سال قبل، پس از اعلام نتایج امتحانات نهایی پایه‌های یازدهم و دوازدهم، به دانش‌آموزان اعلام می‌شود که در مهلت تعیین‌ شده، در صورت اعتراض به نمره، درخواست بررسی مجدد خود را ثبت کنند. با وجود اهمیت این سازوکار، شیوه فعلی اعتراض با ابهام‌ها و کاستی‌هایی همراه است که می‌تواند بر اعتماد دانش‌آموزان و خانواده‌ها نسبت به فرآیند تصحیح و رسیدگی اثر بگذارد.

نبود امکان مشاهده برگه پیش از ثبت اعتراض

در شرایط فعلی، دانش‌آموز غالباً صرفاً نمره نهایی خود را مشاهده می‌کند و به تصویر یا نسخه اسکن‌ شده برگه تصحیح‌ شده دسترسی ندارد. در نتیجه، نمی‌تواند به‌طور دقیق تشخیص دهد که:

- کدام پاسخ او نادیده گرفته شده است ؟

- در کدام سؤال نمره کمتر از میزان واقعی منظور شده است ؟

- آیا بخشی از پاسخ در هنگام تصحیح از نظر مصحح دور مانده است ؟

- آیا جمع نمرات سؤالات به‌درستی انجام شده است ؟

یا نمره اعلام‌شده مطابق ضوابط و راهنمای تصحیح بوده است یا خیر.

بنابراین اعتراض دانش‌آموز بدون مشاهده برگه، بیشتر جنبه احتمالی و حدسی پیدا می‌کند و امکان طرح اعتراض مستند از او سلب می‌شود. از سوی دیگر، ممکن است دانش‌آموزی به دلیل ناآگاهی از محتوای برگه خود، از ثبت اعتراض خودداری کند؛ در حالی که احتمال وجود خطای تصحیح وجود داشته باشد.

به دانش‌آموزان اعلام می‌شود که پس از اعتراض، ممکن است نمره آنان افزایش یابد، بدون تغییر بماند یا کاهش پیدا کند. هرچند بررسی مجدد باید با هدف کشف خطا و تعیین نمره واقعی انجام شود، اما اعلام احتمال کاهش نمره، در شرایطی که دانش‌آموز ابتدا برگه خود را مشاهده نمی‌کند، می‌تواند موجب شود بسیاری از دانش‌آموزان از حق اعتراض خود صرف‌نظر کنند.

این مسئله به‌ویژه درباره دانش‌آموزانی اهمیت دارد که اختلاف نمره اندکی می‌تواند بر قبولی، معدل، سابقه تحصیلی، رتبه و آینده تحصیلی آنان اثر بگذارد. دانش‌آموز نباید برای استفاده از حق قانونی و منطقی خود، بدون اطلاع از مبنای نمره‌گذاری، با خطر نامشخص کاهش نمره مواجه باشد.

بررسی اعتراض دانش آموزان به نمرات امتحانات نهایی به عنوان یک حق و مساله عدالت آموزشی در صدای معلم

برگه امتحان نهایی معمولاً در فرآیند اولیه توسط دو مصحح و در برخی موارد توسط مصحح یا مرحله بررسی دیگری ارزیابی می‌شود. پس از ثبت اعتراض، برگه برای بررسی مجدد به مصحح دیگری ارجاع می‌گردد. در این مرحله، اگر تصمیم نهایی صرفاً بر اساس نظر یک بازبین اتخاذ شود، احتمال بروز اختلاف برداشت یا تفاوت سلیقه میان مصححان وجود دارد.

این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که:

مصحح اعتراض از ارزیابی‌های قبلی اطلاع نداشته باشد؛

* دانش‌آموز برگه و جزئیات نمره‌گذاری را مشاهده نکرده باشد؛

* علت افزایش یا کاهش نمره به‌صورت روشن اعلام نشود؛

و امکان اعتراض مؤثر به نتیجه بررسی مجدد وجود نداشته باشد.

محرمانه ماندن نمرات قبلی برای جلوگیری از تأثیرگذاری ذهنی بر مصحح قابل درک است؛ اما این امر نباید به معنای تصمیم‌گیری بدون کنترل کیفی یا بدون نظارت چندنفره باشد. راه‌حل مناسب می‌تواند آن باشد که بازبین، نمرات قبلی را نبیند، اما نتیجه بررسی او در صورت اختلاف معنادار با نمره قبلی، توسط یک هیئت یا حداقل دو ارزیاب مستقل کنترل شود.

بررسی اعتراض دانش آموزان به نمرات امتحانات نهایی به عنوان یک حق و مساله عدالت آموزشی در صدای معلم

پیشنهاد می‌شود:

فراهم کردن امکان مشاهده تصویر اسکن‌شده برگه امتحانی برای دانش‌آموز، پیش از ثبت اعتراض یا دست‌کم هم‌زمان با آن ؛

- ایجاد امکان مشاهده جزئیات نمره هر سؤال، شامل نمره تخصیص‌یافته، نمره کسرشده و جمع نمرات؛

- فراهم کردن راهی برای ثبت اعتراض نسبت به سؤال یا بخش مشخصی از پاسخ، نه صرفاً اعتراض کلی به نمره نهایی؛

- اعلام روشن ضوابط بررسی اعتراض و توضیح دقیق اینکه در چه شرایطی امکان افزایش، تثبیت یا کاهش نمره وجود دارد؛

- بررسی اعتراض توسط حداقل دو ارزیاب مستقل یا هیئت تخصصی، به‌ویژه در مواردی که نتیجه بررسی با نمره قبلی اختلاف قابل توجه دارد؛

- اعلام مستند نتیجه بررسی به دانش‌آموز، به‌گونه‌ای که مشخص شود تغییر نمره در کدام سؤال و بر اساس کدام معیار انجام شده است؛

اعتراض به نمره، صرفاً یک درخواست اداری نیست، بلکه یکی از راه‌های تضمین حق دانش‌آموز و اصلاح خطاهای احتمالی در فرآیند ارزشیابی است.

تحقق عدالت آموزشی مستلزم آن است که دانش‌آموز بداند نمره او چگونه تعیین شده و در صورت وجود خطا، بتواند با دسترسی به اطلاعات لازم و بدون نگرانی نامتعارف، درخواست بررسی کند.

بدیهی است اجرای چنین سازوکاری علاوه بر صیانت از حقوق دانش‌آموزان، موجب افزایش اعتماد عمومی به نظام ارزشیابی و کاهش اعتراض‌های غیرمستند خواهد شد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی اعتراض دانش آموزان به نمرات امتحانات نهایی به عنوان یک حق و مساله عدالت آموزشی در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز
پنج شنبه, 05 شهریور 1405 14:22

خطر انقیاد آموزش در فضای جنگ

بررسی خطر انقیاد آموزش و وضعیت مدرسه در فضای جنگ در صدای معلم   فرانسیس فوکویاما در «نظم و زوال سیاسی» به نسبت میان جنگ، نظم سیاسی و منطق بقا اشاره می‌کند؛ وضعیتی که در آن عقلانیت ابزاری و محاسبه‌گر به شدیدترین حالت ممکن بر تصمیم‌گیری‌ها غلبه می‌کند؛ عقلی که امور را در نسبت با منابع، تهدیدها و نتایج قابل سنجش ارزیابی می‌کند.

در چنین شرایطی، آموزش‌ و پرورش شاید نخستین نهادی نباشد که مستقیماً درگیر می‌شود، اما بی‌تردید یکی از نهادهایی است که بیش از همه در معرض بازتعریف قرار می‌گیرد. مدرسه همواره عرصه‌ای برای گفت‌وگو بر سر معنا، هویت و جهان اجتماعی بوده است؛ اما فضای جنگی می‌تواند این عرصه نسبتاً باز را به فضایی برای تقویت هم گرایی اجتماعی بدل کند و در صورت غلبه روایت رسمی، مرز میان همبستگی و هم نوایی را نیز کم رنگ سازد.

تداوم جنگ تنها به منابع مادی وابسته نیست؛ به روایت‌هایی نیز نیاز دارد که بتوانند بسیج اجتماعی (در شکل های متفاوت) را ممکن کنند. این روایت‌ها می‌توانند به انسجام اجتماعی کمک کنند، اما مدرسه، به دلیل جایگاهش در فرایند اجتماعی‌شدن، یکی از مجراهای اصلی انتقال آن‌هاست. از کتاب‌های درسی تا مراسم صبحگاهی و سخنرانی‌ها، از کلاس درس تا راهروهای مدرسه، همه ممکن است، آگاهانه یا ناخواسته، در فضای روایت‌های غالب قرار گیرند. پیامد چنین وضعیتی می‌تواند پرورش ذهنی باشد که بیش از آنکه به پرسش گری، همدلی و درک پیچیدگی‌ها بپردازد، به محاسبه، انضباط و پذیرش عادت کند.

مدرسه نیز در چنین شرایطی زیر فشار هم‌زمان دولت، نگرانی‌های امنیتی، خانواده‌های مضطرب و رسانه‌های بحران‌ زده قرار می‌گیرد و ممکن است بخشی از استقلال نسبی خود را از دست بدهد.

بررسی خطر انقیاد آموزش و وضعیت مدرسه در فضای جنگ در صدای معلم

هشدار اصلی این است که اگر مدرسه در وضعیت جنگی به بازتولید گسترده روایت‌های رسمی و عقلانیت ابزاری نزدیک شود، پایان جنگ لزوماً به معنای پایان این تأثیرات نخواهد بود؛ زیرا این روایت‌ها می‌توانند در کتاب‌های درسی، حافظه جمعی و آیین‌های مدرسه رسوب کنند.

با این حال، مدرسه نه پناهگاهی کاملاً مستقل از مناسبات قدرت است و نه محکوم به تبعیت کامل؛ بلکه می‌تواند حتی در دشوارترین شرایط، فضایی برای پرسش، تردید و فهم پیچیده انسان باقی بماند.

جنگ ممکن است بقا را به مسئله‌ای فوری و عقلانی تبدیل کند، اما اگر آموزش نیز صرفاً به این سطح تقلیل یابد، بخشی از مهم‌ترین ظرفیت انسانی خود را از دست خواهد داد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی خطر انقیاد آموزش و وضعیت مدرسه در فضای جنگ در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور