صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

انتقاد از تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و ادامه سازگاری ایرانی در صدای معلم  سازگاری بی حد و نصاب بیشتر ما با شرایط نامساعد شگفت انگیز است. نسبت به هر نوع وضعیت جدیدی که پیش می آید غیرمنفعل و خاموش هستیم. اما چرا؟

این مهم برخاسته از نجابت و از خودگذشتگی توصیف ناپذیر ما است و یا بی اعتنایی به محیط پیرامون و هر آنچه که در آن می گذرد؟

در بحبوحه جنگ ، به لحاظ درایت و دوراندیشی دولت و اطمینان از احتمال تکرار جنگ، از گرسنگی و تشنگی یا جیره بندی غذایی خبری نبود. گرانی بیداد می کرد اما کسی گرسنه نماند. مگر آن که همچون شرایط عادی گرسنگی ناشی از فقر را تجربه کرده بود. آب و برق و گاز قطع نشد.

جنگ در رفاه را تجربه کردیم. حتی سفر نوروز را هم لبیک گفتیم. اما دریغ و درد که اولیا، دانش آموزان، دانشجویان و معلمان و اساتید لب به شکوه نگشودند و هیچ اعتراضی نسبت به تعطیلی مدارس و دانشگاه ها از خود نشان ندادند.

از لحاظ علم روان شناسی، عادی شمردن شرایط غیرعادی تا چه حد معقول به نظر می رسد؟!

انتقاد از تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و ادامه سازگاری ایرانی در صدای معلم  مگر شرط توسعه یافتگی اولویت دادن به مسایل فرهنگی نیست؟ پس کو جریان آموزش و پرورش؟ کو جریان تعلیم و تربیت؟ کو فریاد اعتراض آمیز به فریز شدن این سیر خون رسانی به فرهنگ جامعه؟

چرا یاد نگرفته ایم که بی تفاوت نباشیم؟ چرا امکان تحقق همه چیز هست الا آموزش.

جای شکر دارد که گردهمایی های میادین تبدیل به برخی حرکات فرهنگی برای کودکان شده است چون نقاشی و اجرای سرود و نمایش، اما در برابر رسالت تحصیل، بسیار ضعیف می ماند.

بیایید نگران سرنوشت کودکان خود باشیم.

داشتن حس مسئولیت و آگاهی نسبت به حقوق اجتماعی، فرآیندی مطلوب برای توسعه یافتگی است که می باید با عامل بودن خود بدان، برای فرزندان نیز آموزش دهیم.

تعطیلی آموزش غیرطبیعی ترین تصمیم بشری است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 10 ارديبهشت 1405 12:04

سواد رسانه ، جنگ و چالش " دموکراسی "

نگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سواد رسانه در نظام آموزشی و جامعه و جنگ و چالش دموکراسی در ایران

« رفتار و کنش  معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است »

***

در جریان جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران و نیز جنگی که وارد سومین ماه خود می شود ؛ چیزی به نام « سواد رسانه » بر سر زبان ها افتاد و به ویژه در ادبیات مسئولان و مقامات زیاد دیده و شنیده شد .

حرف اصلی در آن زمان این بود که جامعه و به ویژه نسل جوان نباید خیلی به اخبار و یا تحلیل های رسانه های برون مرزی مخصوصا ایران اینترنشنال ، بی بی سی ، من و تو ، صدای آمریکا و... توجه کنند .

پس از پایان آن جنگ 12 روزه تقریبا همه چیز و من جمله « سواد رسانه » فراموش شد و مهم تر از همه تغییر و یا تحول خاصی در سیاست های صدا و سیما و یا نظام آموزشی هم مشاهده نشد .

اکنون و پس از گذشت بیش از دو ماه از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران دوباره آن حرف ها زده می شود و از لزوم آموزش سواد رسانه و مسائلی در این زمینه بسیار بیان می شود .

از باب نمونه می توان به گفت و گوی سید احمد علوی، عضو شورای اسلامی شهر تهران با موضوع نقش رسانه‌ها در شکل ‌دهی به افکار عمومی و ضرورت تقویت سواد رسانه‌ای در جامعه با خبرنگار صد آنلاین  پرداخت . ( این جا )

« علوی در این گفت‌وگو با اشاره به اینکه امروز جنگ روایت‌ها پیش از هر نبردی در ذهن و ادراک مردم جریان دارد، اظهار کرد: رسانه‌ها می‌توانند با انتخاب واژه‌ها، برجسته ‌سازی برخی بخش‌های واقعیت و نادیده گرفتن بخش‌های دیگر، تصویری متفاوت از اصل ماجرا ارائه دهند؛ از این رو، آگاهی رسانه‌ای برای تشخیص حقیقت از روایت‌های جهت‌دار یک ضرورت جدی است .

وی با بیان اینکه جامعه‌ ای که در برابر جریان‌های رسانه‌ای فاقد تحلیل و دقت باشد، ممکن است دچار سوء برداشت، بی‌اعتمادی و نگرانی‌های جمعی شود، افزود: امروز بیش از هر زمان دیگری باید نسبت به شگردهای خبری، تقطیع اطلاعات و منبع‌سازی‌های غیرشفاف حساس بود . سواد رسانه و آموزش آن در « مدرسه » زمانی قابل بسط و تعمیم به جامعه خواهد بود که « کلاس درس » به معنای واقعی تجلی و تبلور « گفت و شنود » و تضارب آراء و چالش نظرات مختلف باشد .

علوی همچنین تأکید کرد که حفظ آرامش اجتماعی، انسجام عمومی و اعتماد مردم، در گرو ارتقای فهم رسانه‌ای و توجه به اخبار از مسیرهای معتبر است. به گفته او، رسانه‌های مسئولیت ‌پذیر باید به جای التهاب‌آفرینی، در مسیر روشنگری، دقت و بازتاب منصفانه واقعیت حرکت کنند .

این عضو شورای اسلامی شهر تهران در پایان خاطرنشان کرد: مردم زمانی در برابر فریب‌های رسانه‌ای مصون می‌مانند که قدرت تحلیل، پرسش گری و بررسی چندجانبه اخبار را در خود تقویت کنند » .

روزی نبود که در اخبار از دستگیری عده ای به اتهام ارتباط و یا اصطلاحا « گرا دادن » به رسانه های معاند و متخاصم به ویژه « ایران اینترنشنال » سخن به میان نیاید .

این افراد بعضا شناسایی می شوند و در صحنه هایی که ضبط شده به عمل خود اعتراض کرده و اظهار ندامت و پشیمانی می کنند .

در برخی تجمعات طرفداران حکومت برخی از شعار دهندگان خواهان زدن و یا انهدام این رسانه ها توسط نیروهای نظامی ایران شدند .

در این جا پرسشی مهم و راهبردی مطرح می شود :

نظام آموزشی و به طور عموم حکومت در بحث « سواد رسانه ای » چه کار کرده است ؟

از زمان طرح و یا ورود « سواد رسانه ای » به نظام آموزشی ایران بیش از یک دهه نمی گذرد اما در همین مدت هم از نگاه نگارنده کار خاص و یا عملکرد قابل وجهی در زمینه ی آموزش سواد رسانه ای صورت نگرفته است .

نگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سواد رسانه در نظام آموزشی و جامعه و جنگ و چالش دموکراسی در ایران

این کارکرد از « مدرسه تعطیل » و یا « مدرسه بی خاصیت » بیرون نمی آید .  درس « سواد رسانه » در دوره دوم متوسطه مانند برخی دروس دیگر به اصطلاح « درس نخودی » و یا « غیر مهم » تلقی می شود و تا جایی که می دانم افراد غیر متخصص و فاقد دانش و بیش تر با هدف « پر کردن ساعت» در این حوزه به تدریس درس « سواد رسانه » مشغولند .

در واقع ؛ اگر مهم ترین خروجی سواد رسانه ای را تفکر و تحلیل در مورد فرایند رسانه و عاملیت آن در نظر بگیریم باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که اساسا نظام آموزشی ما نسبت و با تناسبی با « تفکر انتقادی » ندارد .

وقتی در بحث هدف گذاری برای نظام آموزشی ، « تفکر انتقادی » موضوعیتی نداشته باشد نباید انتظار داشته باشیم که سطح آموزش در مدارس از حافظه محوری و یا رقابت برای برنده شدن در ماراتن کنکور بالاتر رود .

نگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سواد رسانه در نظام آموزشی و جامعه و جنگ و چالش دموکراسی در ایران

این چیزی نیست که یک شبه ایجاد شود بلکه نیازمند برنامه ریزی و تصمیم گیری های بلند مدت و تفکر محور و  نه قالب های کلیشه ای دارد .

چیزی که معمولا در گفتارها و تحلیل های مرتبط با جریان حاکمیت نادیده گرفته شده و یا از کنار آن می گذرند آن است که چرا طیف قابل توجهی از جامعه ی ایران به رسانه های دولتی و یا حکومتی « اعتماد » ندارند و معمولا سعی می کنند کنجکاوی و عطش دانستن و کسب اطلاعات را از منابع دیگر کسب کنند ؟

برخی اوقات رسانه های برخط وابسته به حکومت و یا صدا و سیما را نگاه می کنم اما معمولا « یک صدا » از آن بیرون می آید و خبری از صداهای مخالف و یا منتقد درآن نیست .

این را باید بدانند که چند صدایی در رسانه آن هم رسانه ای مانند رادیو و تلویزیون به معنای چند دستگی و یا تفرقه و دمیدن بر تشتت و چند دستگی نیست .

حضور تفکرات و جریان های مختلف در رسانه موجب تولید و تقویت « اعتماد عمومی » می شود .

در کشورهای توسعه یافته مانند همین آمریکایی که در حال حاضر متخاصم اصلی ایران است ؛ رسانه ها در داخل آن کشور به شدت سیاست ها و تصمیم های شخص اول یعنی رییس جمهور ترامپ را به نقد و چالش می کشند و بارها این رسانه ها توسط ترامپ و به ویژه وزیر دفاع او مورد حمله ی لفظی واقع شده اند و این که رسانه ها آن گونه که باید و شاید موفقیت های دولت ترامپ را منعکس نمی کنند اما این خبرنگاران و رسانه ها بی توجه به آن تهدیدها و لفاظی ها در هر حال سعی می کنند که نقش اصلی خود یعنی « رکن چهارم دموکراسی » را حفظ کنند و تعارف و رو در بایستی را با دولت مستقر کنار بگذارند .

نگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سواد رسانه در نظام آموزشی و جامعه و جنگ و چالش دموکراسی در ایران

در گزارش پیشین « صدای معلم » با عنوان : « " سرمایه اجتماعی " و چند پرسش از استاندار لرستان ؟ » به برخی نکات اشاره شد . ( این جا )

در این گزارش آمده بود :

« آقای استاندار از مردم کف خیابان به عنوان « سرمایه اجتماعی امروز » نام می برد .

 حال ؛ پرسش مهم و قابل تامل که در این جا مطرح می شود آن است که آیا همه ی مردم و ایرانیان شامل این طبقه بندی می شوند ؟

آیا همه ی مردم در طیف ها و دیدگاه های مختلف ، سیاست ها و تصمیم های جاری را تمام و کمال قبول دارند ؟

آیا اگر فردی و یا گروهی مطابق اصول قانون اساسی مصرح بخواهند نظر و یا ایده ی دیگری را به صورت مسالمت آمیز و مدنی – همان گونه که اکنون و نزدیک به دو ماه در خیابان ها تجمع می کنند و بیان می کنند – مطرح کنند ؛ آیا مسئولان و مقامات اجازه این کار را به آنان خواهند داد ؟

در جریان این جنگ شاهد بودیم که در دو کشور آمریکا و اسرائیل طیف قابل توجهی از مردم در خیابان ها به تصمیمات و سیاست ها اتخاذ شده توسط حاکمان آنان اعتراض داشته و آن را در قالب تجمع و گردهمایی بیان کردند .

نگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سواد رسانه در نظام آموزشی و جامعه و جنگ و چالش دموکراسی در ایران

یا در ایران هم چنین فرصت و فضایی متصور است ؟ و یا آن که فقط موافقان نظام امکان استفاده از این فضا را دارند ؟

آیا در ایران و حتی در « شرایط غیر جنگی » ؛ تجمعات صنفی معلمان و مطالبه گری صنفی آنان تحمل می شد ؟

آیا در چنین هژمونی اجتماعی می توان از تجمیع سلایق و تشکیل « سرمایه اجتماعی » گفت ؟ »

رسانه زمانی می تواند به تولید و نگاهداشت « سرمایه اجتماعی » عمل کند که جایگاه و کارکرد آن از نظر رکن رکین دموکراسی به رسمیت شناخته شود .

سواد رسانه و آموزش آن در « مدرسه » زمانی قابل بسط و تعمیم به جامعه خواهد بود که « کلاس درس » به معنای واقعی تجلی و تبلور « گفت و شنود » و تضارب آراء و چالش نظرات مختلف باشد .

این کارکرد از « مدرسه تعطیل » و یا « مدرسه بی خاصیت » بیرون نمی آید .

نگاه و نقد علی پورسلیمان مدیر صدای معلم به سواد رسانه در نظام آموزشی و جامعه و جنگ و چالش دموکراسی در ایران

در حال حاضر ؛ اراده ای برای تحقق این مهم مشاهده نمی شود و تصمیم گیران ترجیح داده اند فقط صدای موافق در آن شنیده شود .

( 1 )

معلمان ، مدیران و سواد رسانه ای

منتشرشده در آموزش نوین

 دل نوشته ای برای صلح و مهربانی در صدای معلم در سکوتِ ترک‌ خورده‌ی شهر،

آنجا که باد

عطرِ خاطراتِ سرب را در کوچه‌های بی‌نام می‌پیچد،

و کودکان

با رؤیای پروازِ کبوتران سپید

از پنجره‌های شکسته

به آسمانِ خاکستری خیره مانده‌اند؛

صلح، ای مهربانِ دوردست،

تو را می‌خوانمت.

زیرِ خاکسترهای خاموش جنگ،

آنجا که ریشه‌های درختانِ کهن

با لبانِ تشنه

در انتظارِ قطره‌ای امید

به عمقِ خاموشی فرو رفته‌اند،

در سکوتی که واژه‌ها را بلعیده است؛

صلح، بارانِ دیررس، تو را می‌خوانمت.

در طلوعِ واپسین شفق،

دل نوشته ای برای صلح و مهربانی در صدای معلم

پیش از آن که شب

نقابِ سنگینِ تاریکی را

بر چهره‌ی خسته‌ی جهان بیاویزد،

و آخرین ستاره

پیامِ آشتی را آهسته زمزمه کند؛

صلح، تو را می‌خوانمت—

با دلی

که هنوز

به روشنایی ایمان دارد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

دل نوشته ای برای صلح و مهربانی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

 انتقاد از تعطیلی مدارس و ادامه  آموزش سرهم بندی شده آموزش غیرحضوری در سایه ی رضایت عمومی در صدای معلم  حقیقتا سفید؛ سفید است و سیاه؛ سیاه؟!

یعنی هیچ نمی توان در اصالت این دو رنگ تردید کرد؟

آموزش؛ آموزش است و هر نوع شک و تردید یا اهمال در جریان و استمرار آن، به نتیجه ای فراتر از توقفِ حرکت منجر می شود. یعنی پس گرد و سوزاندن تمامی پتانسیل های مستعد تعلیم و تربیت برای دهه ها و حتی سده ها، چون یک دهه یا یک سده سکوی پرش دهه ها و سده های دیگر است.

گویند اگر نگاه منطقی باشد، یقین عقل نیز بدان صحّه می گذارد. اما ظاهرا نگاه ما به امر آموزش منطقی نیست، چون عقل به تعطیلی غیراستاندارد مدارس، صحِه نمی گذارد. آموزش پدیده ای توقف پذیر نیست چون به انجماد و انسداد نگرش میل می کند.

آموزش مقوله ای مشخص و نسبتا ثابت از حیث عرف و قانون است و اهداف، دلایل، نیازمندی، زمان بندی و محتوای مشخصی برای خود دارد، اما هر کودک شش هفت ساله یا بیشتر، فقط یک خط سیر از عمر خود را در هر سنی داراست که حتما می باید نیازهای آموزشی، تربیتی و اخلاقی معینی را در همان برهه از زمان پاسخ دهد.

آنچه را که یک فرد در شش سالگی باید بیاموزد اگر در سال های بعدی یاد بگیرد فرصت از دست رفته برگشت ناپذیری را متحمل خواهد شد. اگر حساب و کتاب زندگی بنا به میل افراد تعیین می شد هر فرد در هر سنی که ترجیح می داد به یادگیری اهتمام می ورزید. شروع و پایان سن آموزش برای هر فرد در هر جامعه ای امری جبری است که اختلال ناپذیر است، مگر آن که مدرسه زدایی را باور داشته باشیم.

تعطیلی های وصف ناپذیر مدارس در کشور ما به دلایل یا بهانه های گوناگون جنگی و غیرجنگی، منطق آموزش ضروری و مستمر برای هر سن را از چنگال عقل بیرون آورده و حتی دیگر احساس نیز قادر به صحّه گذاشتن بر آن نیست. آموزش سرهم بندی نیست، جریانی منظم و سیستماتیک است که باید جدّی گرفته شود.

باید بخورم، باید بخوابم، باید بازی کنم، باید شیطنت کنم، باید بخندم، باید یاد بگیرم، باید مهارت های لازم برای زندگی کردن را فرا بگیرم.

این کودک فقط قرار نیست تابعی از طول زندگی باشد، او باید به عرض زندگی خود نیز دست یازد. و برای آن باید توانمند باشد. این توانمندی صرفا با عواطف والدین و یا بیان چند جمله دستوری آنان ممکن نمی گردد. اینجاست که مدرسه، معلم و آموزش به عنوان یکی از سه ضلع رشد کودکان وارد میدان می شود. بر فرض اگر چندین مثلث متداخل داشته باشیم سه ضلع مثلث دیگر نیز کتب درسی، زمانبندی مناسب و چارچوب ساختاری شرط لازم برای تحقق اضلاع دیگر مثلث هاست.

انتقاد از تعطیلی مدارس و ادامه  آموزش سرهم بندی شده آموزش غیرحضوری در سایه ی رضایت عمومی در صدای معلم

جامعه به آموزش نیاز حیاتی دارد همانند خون در بدن. و این اضلاع وظیفه خون رسانی به تمامی ارگان های یک نظام اجتماعی را برعهده دارند. نبود، حذف یا به تأخیر انداختن تحقق اهداف هر یک از اضلاع یعنی توقف حیات آن جامعه.

از سویی دیگر؛ وقتی ملتی جسارت و شجاعت میدان داری زیر حملات دشمن را برای بیش از پنجاه روز دارد، یقین توانایی تلاش برای تداوم آموزش در زمان جنگ را نیز می تواند داشته باشد.

یا کشوری که توانسته تحریم های چند دهه ای را دور بزند و به حیات اقتصادی خود یاری رساند و حتی برای کشور روسیه جهت دور زدن تحریم های بین المللی خود به دلیل جنگ با کشور اوکراین، آموزش صمیمانه ای داده است، چرا نباید برای استمرار آموزش، خلاقیت داشته باشد؟ تعطیلی های وصف ناپذیر مدارس در کشور ما به دلایل یا بهانه های گوناگون جنگی و غیرجنگی، منطق آموزش ضروری و مستمر برای هر سن را از چنگال عقل بیرون آورده و حتی دیگر احساس نیز قادر به صحّه گذاشتن بر آن نیست. 

یا کشوری که قادر بوده دست آمریکا را در حنای سیاست رنگ نماید، چرا باید آموزش حضوری را تعطیل نماید؟

یا کشوری که قادر به بازسازی پل و خط ریلی ویران شده در حین روزهای جنگ است، چرا باید سرمنشأ دانش آن را بخشکاند؟

و خیلی از موارد دیگر که موجودیت هر یک ستودنی است اما غفلت از آموزش چرا؟ چرا نباید حقیقت هر سن را با تمامی پیش نیازها و پس نیازهای آن بپذیریم؟

امروز اگر بازار باز است و گروهی از بازاریان برای جبران توقف سود خود در روزهای تعطیلی کسب و کار، اجناس خود را با جهش بیست سی برابری می فروشند، آموزش چرا هنوز در CCU به سر می برد؟

یعنی با توجه به شرایط حاضر، امسال تعطیلات تابستانی نداشته باشیم، اصول بر هم می خورد؟ قبلا تعطیلی های مکرّر و جنگ این قاعده را بر هم زده است پس دولت و وزیر آموزش و پرورش می باید قاطعیت داشته باشند.

آموزش سرهم بندی نیست، جریانی منظم و سیستماتیک است که باید جدّی گرفته شود.

انتقاد از تعطیلی مدارس و ادامه  آموزش سرهم بندی شده آموزش غیرحضوری در سایه ی رضایت عمومی در صدای معلم

آموزش در فضای مجازی فقط یک جریان تکمیلی است و هرگز جایگزین مناسبی برای آموزش حضوری نبوده و نخواهد بود. و گر نه کشورهای پیشرفته کلی برای آموزش در مدارس هزینه نمی کردند و با دانش برتر خود به همان مجازی اکتفا می کردند. آن هم آموزش مجازی بسیار غنی تر و موجه تر از شبکه شاد ما.

چون آنان به خوبی می دانند که هر کودک نیازمند تعامل اجتماعی است تا به جامعه پذیری، درونی شدن ارزش ها، بازی نقش جهت کسب توانایی در انتخاب شغل و مسیر زندگی قادر گردد. سازگاری، رقابت، ستیزه جویی، کنترل خشم و مدیریت آن، دوست یابی، همدلی، هم فکری، احترام گذاشتن به وجود، فکر و نگرش و بینش دیگری، اجرای عملی یادگرفته ها، برخی از نیازهایی است که کودک شش هفت ساله در جریان یک سال تحصیلی یاد می گیرد.

آموزش فقط رفتن و آمدن کودکان به مدرسه نیست. حتی در مسیر رفت و آمد نیز کودک یاد می گیرد تا به حقوق دیگری احترام بگذارد. وقتی سوار سرویس مدرسه می شود یا از وسایل نقلیه استفاده می کند، یا حتی پیاده به رفت و آمد می کند، باز یاد می گیرد. او هر لحظه یاد می گیرد. اما در فضای مجازی تعامل اجتماعی یا نیست یا خیلی خیلی ضعیف است، سست و ناپایدار است، ماندگاری یا اثرپذیری ندارد.

باور کنیم که دو میلیون یا بیست میلیون بوسه و نگاه محبت آمیز والدین، هرگز قادر به ایفای یک از هزار نقش مدرسه در تعلیم و تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان نیست و نخواهد بود. این دو مکمل نقش همدیگرند اما مدرسه نقش حیاتی دارد.

شادروان دکتر اسلامی ندوشن؛ هوشمندترین اختراع بشر را لباس عنوان کرده بودند و من جسارتا آن را مدرسه می دانم. برجسته ترین و منطقی ترین کانال تعلیم و تربیت که منطبق با روح و روان و عقل بشری است همان مدرسه است.

پس بهتر است قانونی وضع شود که هیچ قدرتی به هر دلیل یا بهانه ای قادر به تعطیل کردن مدارس نباشد. تحت هر شرایطی تمهیدات لازم برای حفظ سلامتی و امنیت کودکان اتخاذ گردیده و از پیمایش کوتاه ترین، بی مسئولیت ترین و ارزان ترین مسیر یعنی تعطیلی مدارس در شرایط بحرانی اجتناب گردد.

شاید اگر خط فکری مسئولان و همه ما با چنین حکمی تثبیت شود، بتوانیم از انسداد جریان خون رسانی جامعه پیش گیری نماییم. چون پیشگیری آسان تر از درمان است. و گر نه فردا برای درمان تمامی روان ها و مغزهای ناسالم یا رشد نیافته، دولت باید کلی هزینه نماید. اگر یک پای توانمندی هر جامعه ای اقتصاد است، پای دیگر چیزی جز آموزش نیست و اگر هر دو پای ما لنگ باشد یقین رسیدن به سرمنزل مقصود، هرگز ممکن نخواهد بود.

انتقاد از تعطیلی مدارس و ادامه  آموزش سرهم بندی شده آموزش غیرحضوری در سایه ی رضایت عمومی در صدای معلم

در چند سال اخیر ؛ کرونا، طوفانِ گردو غبار، آلودگی هوا، صرفه جویی در مصرف گاز و برق و طی یک سال دو بار جنگ تحمیلی از دلایل یا بهانه های تعطیلی مدارس به صورت نامتعارف بوده است.

در غفلت از آموزش همه بیش از حد آسوده و راحت شده ایم اما دریغ از کشت بذر دانایی و آگاهی و خرد و شعور و سلامت عقل و روان. یقین نسل حاضر هرگز بهتر از نسل های قبلی نخواهد بود، چون حق و حقوق اجتماعی آنان نادیده گرفته شده است. لذا نیاز به هوش سیاه برای آنان از نان شب نیز واجب تر خواهد بود. کاملا طبیعی است وقتی خرد و دانایی نباشد بالا رفتن از نردبان دیگران، فرضی واجب خواهد بود. اما این ضرب المثل نیز به ما گوشزد می کند که:

«  با نردبان به آسمون نمیشه رفت » .

امروز نجات آموزش حضوری از انجماد احتمالات خطرآفرین، اهمیتی کمتر از نجات دریاچه ارومیه یا برخی از تالاب های کشور یا برخی از گونه های گیاهی و حیوانی در حال انقراض نیست.

آری !

غفلت امروز و دیروز ما از امر آموزش، آن را هم سنگ دیگر غفلت های پیشین تر کرده است. بیایید همه را با هم نجات دهیم.


آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام آموزش مهجور زدند

(آموزش مهجور یا پریشان و دورافتاده، همان آموزش مجازی است.)


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از سخنان معاون اجرایی رییس ‌جمهور و وضعیت تعطیلی مدارس در دوران جنگ

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

« به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، جعفر قائم پناه؛ معاون اجرایی رئیس‌جمهور، در دیدار با حضور وزیر آموزش ‌و پرورش، ضمن تأکید بر جایگاه راهبردی نظام تعلیم و تربیت، آموزش‌ و پرورش را رکن اصلی توسعه کشور دانست و نقش معلمان در شکل‌ گیری سرمایه های انسانی را تعیین‌کننده و بی‌بدیل توصیف کرد .

وی با اشاره به اهمیت این وزارتخانه در ساخت آینده کشور اظهار کرد: اگر آموزش ‌و پرورش به ‌درستی عمل کند، مسیر پیشرفت جامعه در همه حوزه‌ها هموار خواهد شد؛ چرا که پایه‌های دانایی، توانایی و مسئولیت‌ پذیری در همین نظام شکل می‌گیرد .

معاون اجرایی رئیس‌جمهور با قدردانی از تلاش‌های معلمان و مدیران آموزشی در سراسر کشور، افزود: بخش بزرگی از موفقیت‌ها و توانمندی‌های امروز کشور، حاصل زحمات معلمانی است که در سکوت و بدون ادعا، نسل‌های مختلف را تربیت کرده‌اند .

گزارش و انتقاد صدای معلم از سخنان معاون اجرایی رییس ‌جمهور و وضعیت تعطیلی مدارس در دوران جنگ

نیروهایی که امروز در عرصه‌های مختلف از جمله حوزه‌های علمی، فنی، خدماتی و حتی شرایط بحرانی و حساس ایفای نقش می‌کنند، محصول همین نظام آموزشی هستند .

وی با بیان این‌که دانایی، زیربنای توانایی است، خاطرنشان کرد: هر جا که کشور توانسته در برابر چالش‌ها بایستد و دستاوردی خلق کند، ریشه آن را باید در آموزش و پرورش جست ‌و جو کرد؛ جایی که معلمان با تعهد و ایثار، مسیر رشد و آگاهی را برای دانش‌آموزان هموار می‌کنند .

وی در این نشست همچنین به نقش آموزش‌وپرورش در تقویت انسجام اجتماعی و امیدآفرینی اشاره و تأکید کرد: در شرایط مختلف، حتی در دوران بحران، این نهاد می‌تواند نقشی تربیتی و آرامش‌بخش ایفا کند .

معاون اجرایی رئیس‌جمهور، در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت تداوم فعالیت مدارس، گفت: حضور دانش‌آموزان در محیط مدرسه، علاوه بر آموزش، نقش مهمی در شکل‌گیری هویت اجتماعی، شور و نشاط و تعاملات انسانی دارد و باید به عنوان یک اولویت جدی مورد توجه قرار گیرد .

گزارش و انتقاد صدای معلم از سخنان معاون اجرایی رییس ‌جمهور و وضعیت تعطیلی مدارس در دوران جنگ

وی در پایان با آرزوی بازگشت کامل امید و نشاط به مدارس کشور، از تلاش‌های جامعه فرهنگیان به طور ویژه تقدیر کرد و بر ضرورت حمایت همه‌جانبه از معلمان به عنوان سرمایه‌های اصلی کشور تأکید کرد » .

چندی پیش هم استاندار لرستان ؛ مشابه این جملات و عبارات را در مورد جایگاه آموزش و پرورش استفاده کرده بود . ( این جا )

البته آقای استاندار در سخنرانی خود در جمع فرهنگیان از مردم کف خیابان ( اکنون ) به عنوان « سرمایه اجتماعی » نام برده بود .

گزارش و انتقاد صدای معلم از سخنان معاون اجرایی رییس ‌جمهور و وضعیت تعطیلی مدارس در دوران جنگ

اما آن چه در سخنان معاون اجرایی رییس جمهور جالب و قابل تامل است آن که عنوان می کند :

« حضور دانش‌آموزان در محیط مدرسه، علاوه بر آموزش، نقش مهمی در شکل‌گیری هویت اجتماعی، شور و نشاط و تعاملات انسانی دارد و باید به عنوان یک اولویت جدی مورد توجه قرار گیرد  » .

اما مسئولان وزارت آموزش و پرورش با وجود تعطیلی مدارس دائما اصرار دارند که آموزش غیرحضوری را به جای « آموزش واقعی » جا بزنند و البته همین آموزش نصفه و نیمه را به عنوان دستاورد مهم و فعالیت مهم وزارت آموزش و پرورش به عنوان تصمیم گیرنده ی اصلی معرفی کنند .

گزارش و انتقاد صدای معلم از سخنان معاون اجرایی رییس ‌جمهور و وضعیت تعطیلی مدارس در دوران جنگ

این رفتار و کنش مسئولان نشان از عدم صداقت با ذی نفعان آموزش دارد .  آیا وزارت آموزش و پرورش در این زمینه جز تکرار یک سری حرف های کلیشه ای و ملال آور ، مسئولیتی در مورد عقب ماندگی آموزش و تربیت و اثرات آن برای خود قائل است ؟

نزدیک به 3 هفته است که از اتمام تعطیلات نوروز می گذرد و البته در این مدت آتش بس برقرار بوده است .

پرسش « صدای معلم » آن است که اکنون و زمانی که جنگی که در کار نیست چرا و بر اساس کدام دلیل مدارس باید همچنان تعطیل باشند ؟

و مهم این که چرا نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش تقریبا تعطیل شده است ؟

علی فرهادی معاون برنامه ریزی و توسعه منابع که در عین حال سمت سخنگویی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده دارد در ابتدای سال 1404 عنوان کرده بود :

« یک روز تعطیلی مدارس حدود هزار میلیارد تومان هزینه دارد » . ( این جا )

گزارش و انتقاد صدای معلم از سخنان معاون اجرایی رییس ‌جمهور و وضعیت تعطیلی مدارس در دوران جنگ

و اما مهم تر از همه ی این ها که بارها مورد اشاره و تاکید رسانه ی « صدای معلم » قرار گرفته این است که تعطیلی به بهانه های مختلف و با هر توجیهی گذشته از وارد کردن آسیب های مختلف مانند افت تحصیلی ، ترک تحصیل ، بی سوادی دانش آموزان ، تنبلی مزمن و نهادینه کردن آن و مهم تر از همه شیوع اختلالات روانی ؛ « آموزش » را از اساس لوث و  بی معنا کرده و وجهه ی « آموزش و پرورش » در ایران را به شدت تنزل داده است .

حتی اگر فرض مسئولان مبنی بر تولید سرمایه ی اجتماعی در دستگاه تعلیم و تربیت و توسط معلمان صحیح باشد اما پرسش این است که آیا از « مدرسه تعطیل » می توان انتظار چنین کارکرد و یا برون دادی را داشت ؟

 آیا وزارت آموزش و پرورش در این زمینه جز تکرار یک سری حرف های کلیشه ای و ملال آور ، مسئولیتی در مورد عقب ماندگی آموزش و تربیت و اثرات آن برای خود قائل است ؟

واقعا ؛

آیا مقامی در مورد اثرات و تبعات تعطیلی مدارس در دوران کرونا بازخواست شد .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از سخنان معاون اجرایی رییس ‌جمهور و وضعیت تعطیلی مدارس در دوران جنگ

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور