از کنارشان که رد میشوی، گوشهایت در امنیت نیستند، چراکه ممکن است همان چند لحظه تا ردشدنت چندین نوع فحش و ناسزا و حرف رکیک و چرند و نازیبا و نامحترمانه بشنوی.
سیگارکشیدن و مشروبخواری و دود و بوی گُل در ریه فروکردن و سگگردانی و برهنگی و بیمبالاتی در رفتار جسمی و جنسی و بیهوده زیستن را با مدرنیسم اشتباه گرفتهاند و چون نه کتاب میخوانند که با تاریخ رنسانس آشنا باشند و نه تشنهی شناخت حقیقتاند که واقعیت جامعه و ارزشهای حقوقی و فرهنگی و ارتباطاتی و مدارای اجتماعی و نظام دموکراسی و شاخصها و مؤلفههای مدرن را از طریق پژوهش دریابند و رعایت کنند ؛ هرجومرج ذهنی و حبوبغض احساسی را با دیکتاتورخواهی سیاسی در هم آمیختهاند و ملغمهای بس نگرانکننده برای آیندهی ایران تدارک دیدهاند.
جامعهی ایران نیز که در پی اضمحلال دین سلامتمحور رحمانی، سرچشمههای اخلاق و مهر و درستکاری و معنویت و راستگویی و معنا و راستی را گم کرده، توان گشودن چشمان آنها بر حقیقت زندگی را از دست داده است.

شهوت شهرت در مُصلحان سابق اجتماعی نیز چنان دامن گسترده که آنان بهجای اندیشیدن در امر اصلاح نسل پوک و پوچ، دنبالهرو آنها شدهاند و افزایش دنبالکنندههای خود را در تأیید این راه ایرانبربادده یافتهاند.
افقها چنان تیره مینمایند که امید در اندیشهی خلق پهلوانان رویینتنیست تا ایران را از این همه دیو سیاه برهانند.
@drBehrouzMoradi
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
آن چه در زیر می آید ؛ پرسش و پاسخ مشروح « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » با « علی فرهادی ، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » می باشد که در اخیرا در نشست خبری در محل « خبرگزاری پانا » برگزار گردید .
گروه استان ها و شهرستان ها/
آن چه در زیر می آید ؛ نامه ی یکی از معلمان روستای قمصر منطقه کهریزک در مورد وضعیت تحصیل دو دانش آموز با تابعیت غیر ایرانی است که برای « صدای معلم » ارسال گردیده است .
گروه تشکل ها/
در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید ؛ فراکسیون بازسازی اعتماد انجمن اسلامی معلمان ایران بیانیه ای صادر کرد .
متن کامل این بیانیه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته به شرح زیر است .
گروه اخبار/

چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، مجموعه فرهنگی باغ عرفان جاده چالوس ؛ میزبان رییس، معاونان، رؤسای دانشکدهها و مدیران گروههای دانشگاه خوارزمی بود؛ نشستی راهبردی و تبیینی با حضور دکتر سیدمهدی ابطحی، معاون پژوهشی وزیر علوم که در آستانه آغاز سال تحصیلی، به بررسی مأموریتهای جدید دانشگاه، شرایط کشور در دوره جنگ و پساجنگ، مسائل اجتماعی و فرهنگی دانشجویان و ضرورت پیوند دانشگاه با جامعه و صنعت اختصاص داشت.
در این نشست نیمروزه، پس از سخنان دکتر عبدالهی رییس دانشگاه خوارزمی، دکتر ابطحی به تبیین مأموریتهای پژوهشی دانشگاهها پرداخت و معاونان و مسئولان فرهنگی و آموزشی دانشگاه نیز دیدگاههای خود را درباره شرایط جاری و الزامات سال تحصیلی جدید مطرح کردند.
در پایان نیز سه پنل تخصصی با حضور استادان و مدیران دانشگاه برگزار شد.
بازتعریف نسبت دانشگاه با جامعه
در ابتدا دکتر بیژن عبدالهی با تشریح برنامههای دانشگاه برای تقویت ارتباط با جامعه و صنعت، از حرکت خوارزمی به سمت ایجاد پارک فن آوری دانشگاهی خبر داد و گفت: طی دو سال گذشته پنج سوله برای ایجاد زیرساخت این مجموعه احداث شده و تکمیل تجهیزات و جزییات آن با مشارکت بخش خصوصی دنبال خواهد شد تا در گام بعد، زمینه استقرار و فعالیت شرکتهای نوآور و دانشبنیان فراهم شود.
رییس دانشگاه خوارزمی با اشاره به پیشینه تاریخی و جایگاه علمی این دانشگاه اظهار کرد: خوارزمی از نخستین مؤسسات آموزش عالی کشور است و امروز با حدود ۱۲ هزار دانشجو، ۳۶۰ کدرشته و مجموعهای گسترده از اعضای هیئت علمی، از ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش در عرصههای علمی، پژوهشی و اجتماعی برخوردار است.
وی با تأکید بر ضرورت تقویت مرجعیت اجتماعی دانشگاه، نقش استادان را فراتر از آموزش و پژوهش دانست و گفت: استادان علاوه بر نفوذ علمی، از سرمایه ارتباطی و نفوذ کلام در میان دانشجویان برخوردارند و میتوان از این ظرفیت برای تقویت تابآوری اجتماعی و دانشجویی بهره گرفت.
عبدالهی همچنین توسعه تحصیلات تکمیلی و گسترش خدمات علمی و پژوهشی دانشگاه به استان البرز و مناطق پیرامونی را از جهتگیریهای خوارزمی عنوان کرد و افزود: دانشگاه باید بیش از گذشته در متن مسائل جامعه حضور داشته باشد و ظرفیت علمی خود را به مسائل واقعی کشور پیوند بزند.
وی با اشاره به ظرفیتهای میانرشتهای دانشگاه در حوزههایی همچون مدیریت، روانشناسی، علوم تربیتی، ادبیات و علوم انسانی، جامعهشناسی، جغرافیا و هواشناسی، گفت: مسائلی نظیر آلودگی هوا، انرژی، پدیدههای جوی و فرونشست زمین نیازمند مطالعات علمی و مستمر است و دانشگاه خوارزمی آمادگی دارد در کنار مدیران شهری و استانی برای شناخت و حل این مسائل ایفای نقش کند.
رییس دانشگاه خوارزمی با اشاره به ظرفیت نخبگانی دانشجویان نیز بر ضرورت بهرهگیری از استعدادهای علمی و پژوهشی تأکید کرد و گفت دانشجویان مستعد و پژوهشگران دانشگاه میتوانند بخش مهمی از سرمایه علمی مورد نیاز برای توسعه استان و کشور باشند.
نقش دانشگاه در مسائل استراتژیک
دکتر سیدمهدی ابطحی، معاون پژوهشی وزیر علوم، بخش مهمی از سخنان خود را به شرایط کشور در دوره جنگ و پساجنگ و ضرورت بازتعریف مأموریت دانشگاهها اختصاص داد.
وی با تأکید بر ضرورت تقویت زیرساختهای پژوهشی، گفت دانشگاهها باید به سمت ساختارهای منعطف، مسئله محور و مأموریت گرا حرکت کنند؛ ساختارهایی که بتوانند خود را با مسائل متغیر کشور هماهنگ کرده و ظرفیت علمی دانشگاه را در مسیر نیازهای واقعی جامعه قرار دهند.
ابطحی با اشاره به برنامه وزارت علوم برای واگذاری برخی مسائل راهبردی کشور در قالب پروژههای پنجساله به دانشگاههای منتخب، حوزههایی همچون آب، انرژی و اقتصاد انرژی را از جمله این مأموریتها عنوان کرد و افزود: در تفاهمنامههای بلندمدت میان وزارت علوم و وزارت نیرو نیز دانشگاه خوارزمی میتواند نقش مؤثری برعهده گیرد.
معاون پژوهشی وزیر علوم، دانشگاه را یکی از مهمترین کانونهای تولید دانش و تحلیل شرایط کشور دانست و بر ضرورت بهرهگیری از تجربه استادان پیشکسوت و صاحبنظر در تعریف مأموریتهای جدید تأکید کرد.
ابطحی همچنین در تحلیل شرایط اجتماعی کشور، انسجام ملی، فهم دقیق منافع ملی و افزایش تابآوری اجتماعی را از مؤلفههای اساسی عبور از شرایط دشوار دانست و بر اهمیت هم گرایی اجتماعی و شنیدن صداهای مختلف در فرآیند تصمیم سازی تأکید کرد.
وی تصریح کرد که حفظ سرمایه اجتماعی، شرط مهم پایداری ظرفیتهای علمی و فن آورانه کشور است و دانشگاهها در کنار وظیفه علمی خود، میتوانند در تقویت گفتوگو، فهم مشترک و افزایش ظرفیت اجتماعی جامعه نقشآفرین باشند .
از نگاه معاون پژوهشی وزیر علوم، دانشگاه در شرایط جدید کشور نیازمند آن است که همزمان با حفظ جایگاه علمی خود، نسبت روشنتری با مسائل ملی پیدا کند؛ به گونهای که پژوهش و دانش، مستقیماً در خدمت حل مسائل راهبردی کشور قرار گیرد.
مسئولیتهای اجتماعی دانشگاه
در بخش دیگری از نشست، حجتالاسلام قنادزاده، نماینده ولیفقیه در دانشگاه، با اشاره به شرایط کشور بر ضرورت توجه به پشتوانه تمدنی، هویت ملی و انسجام اجتماعی تأکید کرد و نقش دانشگاه را در تقویت مبانی هویتی و فرهنگی جامعه مهم دانست.
حجتالاسلام ایمانی نیز در آستانه بازگشایی دانشگاهها، بر ضرورت شناخت دقیق فضای اجتماعی جدید و پیشبینی مسائل سال تحصیلی تأکید کرد.
دانشجویان در زیست بوم جدید
در ادامه نشست، دکتر کرم حبیبپور، مشاور معاون فرهنگی دانشگاه خوارزمی، با تمرکز بر تحولات اجتماعی و فرهنگی نسل جدید، بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه دانشگاه با دانشجو تأکید کرد.
وی با نقد نگاه سنتی به دانشگاه اظهار کرد: «فهم سنتی از دانشگاه» موجب ایجاد فاصله با دانشجو شده است و برای شناخت نسل جدید، باید جهان زیست، دغدغهها، علایق و شرایط زندگی او را درک کرد.
حبیبپور تأکید کرد: دانشجو پیش از آنکه صرفاً یک دانشجو باشد، یک شهروند است و دانشگاه باید این واقعیت را در سیاستگذاریهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی خود لحاظ کند.
وی با اشاره به برخی پیمایشها و دادههای اجتماعی مطرحشده در جلسه، از چالشهایی نظیر میل به مهاجرت در میان بخشی از جوانان، نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی، تغییر الگوهای مرجعیت و کاهش اعتماد به برخی نهادهای رسمی سخن گفت و در مقابل، بر جایگاه همچنان مهم استادان و معلمان در اعتماد اجتماعی تأکید کرد.
مشاور معاون فرهنگی دانشگاه، پذیرش تفاوتها و تنوع در محیط دانشگاه را ضرورتی انکارناپذیر دانست و با اشاره به موضوع حجاب، بر ناکارآمدی رویکردهای صرفاً سلبی تأکید کرد. به گفته وی، دانشگاه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتوگو، فهم واقعیتهای اجتماعی، پذیرش تکثر و ایجاد امکان شنیده شدن صداهای مختلف است.
حبیبپور همچنین با اشاره به تغییر «زیست دانشجو» و دگرگونی فضای اجتماعی و فرهنگی نسل جدید، بر ضرورت نزدیکتر شدن استاد و دانشگاه به زندگی واقعی دانشجویان تأکید کرد و گفت: تصویر دانشجو از آینده باید واقعیتر و عینیتر باشد و دانشگاه باید زمینه دیده شدن، شنیده شدن و توانمند شدن دانشجویان را فراهم کند.
وی نقش استاد را نیز فراتر از تدریس دانست و تصریح کرد: استاد دانشگاه علاوه بر انتقال دانش، در شهروندسازی ، تقویت امید، گفتوگو و شکلگیری هویت اجتماعی دانشجو نقش دارد.
سه ضلع یک گفتوگوی راهبردی
نشست باغ عرفان را میتوان از سه زاویه مکمل مورد توجه قرار داد: پیوند دانشگاه با جامعه و صنعت، تعریف مأموریتهای ملی برای دانشگاه و بازشناسی نسل جدید دانشجویان.
در این میان، سخنان عبدالهی بر ظرفیتهای علمی و اجتماعی خوارزمی و ضرورت حضور مؤثرتر آن در مسائل استان و کشور متمرکز بود؛ ابطحی بر مأموریتهای راهبردی دانشگاه در شرایط جدید و پیوند پژوهش با نیازهای ملی تأکید کرد و حبیبپور نیز از ضرورت بازتعریف رابطه دانشگاه با نسل جدید و عبور از الگوهای سنتی سخن گفت.
این سه نگاه، در کنار مباحث فرهنگی و اجتماعی مطرحشده از سوی دیگر مسئولان دانشگاه، تصویری از دانشگاهی ارائه میکند که در آستانه سال تحصیلی جدید، با مجموعهای از پرسشهای تازه درباره علم، جامعه، فناوری، هویت، سرمایه اجتماعی و آینده نسل جوان مواجه است.
پایانبخش برنامه نیز برگزاری سه پنل تخصصی و گفتوگوی مستقیم میان استادان و مسئولان دانشگاه درباره مسائل آموزشی، فرهنگی و الزامات بازگشایی دانشگاهها بود؛ گفتوگوهایی که میتواند نقطه آغاز بازخوانی نقش دانشگاه خوارزمی در سپهر علمی، اجتماعی و فرهنگی البرز و کشور باشد.







پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
خبر را که خواندم، یک خاطره قدیمی برایم زنده شد؛ خاطرهای از مدرسههای دهه شصت.
آن روزها هم دانشآموزان «سمت» داشتند؛ مسئول کتابخانه، مسئول صبحگاه، مسئول کلاس، مسئول بهداشت، مسئول نمازخانه و... پس اصل ایده، نه تازه است و نه اتفاقاً خیلی نوآورانه.
من خودم از همان دوران خاطره دارم؛ البته نه خاطرهای که بتوانم تماماً از آن با خوبی یاد کنم. مسئله این بود که این نقشها معمولاً دقیق تعریف نشده بودند، بر اساس استعداد و علایق دانشآموزان توزیع نمیشدند و گاهی بیشتر به یک عنوان تشریفاتی شبیه بودند.
در عمل هم چه کسانی بیشتر در این موقعیتها قرار میگرفتند؟
معمولاً دانشآموزان فعالتر، شناختهشدهتر یا گاهی همانهایی که اصطلاحاً «شیطانتر» بودند و مدرسه آنها را بیشتر میشناخت. و همینجا یک مشکل دیگر شکل میگرفت:
چرا او مسئول باشد و من نباشم؟
چرا او اجازه داشته باشد و من نداشته باشم؟
چرا مدیر به او اعتماد کند؟
اگر این انتخابها شفاف و مبتنی بر استعداد و علاقه نبود، چیزی که قرار بود تمرین مسئولیتپذیری باشد، گاهی به تمرین دیگری تبدیل میشد؛ تمرین تبعیض، مقایسه و حتی بدبینی.
چند دهه گذشته است.

نسل دانشآموز امروز، همان دانشآموز دهه شصت نیست. مخصوصاً وقتی درباره دوره متوسطه صحبت میکنیم، نمیتوانیم بدون توجه به تغییرات نسلی، اجتماعی و فن آورانه، همان الگوهای قدیمی را با ادبیات جدید بازتولید کنیم.
اگر امروز به دانشآموزی بگوییم «مسئول فلان» و برایش ابلاغ صادر کنیم، الزاماً احساس «دیدهشدن» ایجاد نمیشود. حتی ممکن است برعکس باشد.
ممکن است بخشی از دانشآموزان، این عنوان را نوعی امتیاز بدانند؛ بخشی دیگر آن را رابطه نزدیک با مدیر تلقی کنند و خود دانشآموزی که این عنوان را گرفته نیز به جای آن که مورد احترام قرار گیرد، با نگاه «مدیر هوایش را دارد» مواجه شود.
آیا مسئله امروز مدرسه، کمبود «سمت» برای دانشآموز است یا کمبود «تجربه واقعی زندگی»؟ این دو با هم فرق دارند.

وقتی برای مهارت، «سمت» میسازیم
ما سالهاست درباره مهارتآموزی، مدرسه مهارتمحور، مشارکتجویی، حل مسئله، تابآوری، کار گروهی و مسئولیتپذیری صحبت میکنیم. حتی رییسجمهور نیز بر مهارتهایی مانند مشارکتجویی، مشارکتپذیری، حل مسئله و تابآوری تأکید کرده است. اما اگر قرار است دانشآموز مشارکتپذیر شود، آیا راهش این است که برایش «ابلاغ» صادر کنیم؟
اگر قرار است مسئولیتپذیر شود، آیا باید حتماً «مسئول کتابخانه» باشد تا مسئولیتپذیری را تجربه کند؟
اگر قرار است کار گروهی یاد بگیرد، آیا باید یکی «مسئول» باشد و بقیه «زیرمجموعه»؟
من تردید دارم.
اتفاقاً تجربه نظامهای آموزشی پیشرفته، دستکم در اسناد رسمی آنها، بیشتر به سمت ساختن فرهنگ مدرسه و تجربه زیسته دانشآموز رفته است تا تکثیر عنوانهای اداری.

در فنلاند ؛ «مشارکت و اثرگذاری»، «تعامل و ابراز وجود»، «مهارتهای زندگی روزمره»، «کار و کارآفرینی» و «حل مسئله و یادگیری» در قالب شایستگیهای عرضی در سراسر برنامه درسی دنبال میشوند. قرار نیست یک درس یا یک «سمت» مسئول آموزش مشارکت باشد؛ این شایستگیها باید در فرایند یادگیری و زندگی مدرسه تجربه شوند.
حتی در دوره پیشدبستانی فنلاند، مشارکت و اثرگذاری از جایی آغاز میشود که کودک بتواند درباره آنچه انجام میشود و چگونگی انجام آن، نظر بدهد و نقش داشته باشد.
مدرسه باید جامعه را شبیهسازی نکند؛ باید جامعه را زندگی کند. این تفاوت مهمی است:
ما میگوییم «به دانشآموز سمت بدهیم تا مسئولیتپذیر شود».
آنها میگویند:
«محیطی بسازیم که دانشآموز مسئولیتپذیری را زندگی کند.»
این دو، یکی نیستند. کتابخانهای که باید «زندگی» باشد، یک سمت نیست . مثلاً گفته شده است که دانشآموزی را «مسئول کتابخانه» کنیم.
اما اجازه بدهید چند سؤال ساده بپرسیم.
در مدرسهای که معماری جدید آن، کتابخانه را دیگر الزاماً به یک اتاق بسته و جدا از زندگی روزمره مدرسه محدود نمیکند، چرا باید برای دسترسی به کتاب حتماً یک «مسئول» تعیین کنیم؟
مگر هدف از کتابخانه، آموزش مفهوم امانت، اعتماد، حفظ اموال عمومی و احترام به دارایی مشترک نیست؟
اگر کودک از سالهای ابتدایی، در محیط مدرسه یاد گرفته باشد که کتاب، میز، رایانه، وسایل آزمایشگاه و سایر امکانات، «مال من و تو» نیست؛ بلکه دارایی مشترک جامعه مدرسه است، آنوقت مسئولیتپذیری او کجا اتفاق افتاده است؟
در «ابلاغ»؟
یا در رفتار روزمره؟
مسئله همین جاست:
آیا داریم مهارت را آموزش میدهیم یا برای مهارت، عنوان میسازیم؟

در ژاپن، «مسئول جارو» ندارند!
یکی از تجربههای شناختهشده آموزش مدرسهای در ژاپن، مشارکت دانشآموزان در نظافت مدرسه است. اما نکته مهم فقط «تمیز کردن مدرسه» نیست.
اصل ماجرا این است که دانشآموز یاد میگیرد مدرسه فقط ساختمانی نیست که عدهای دیگر باید آن را اداره و تمیز کنند. او بخشی از یک جامعه کوچک است و نسبت به محیط مشترک خود مسئولیت دارد. برای این کار لازم نیست یک دانشآموز «رییس نظافت» باشد و دیگری «مسئول جارو». قرار نیست برای هر رفتار اجتماعی، یک ابلاغ صادر شود.
خودِ مشارکت، موضوع یادگیری است.
کودک در عمل تجربه میکند:
این محیط متعلق به همه ماست؛ پس مسئولیت نگهداری از آن هم متعلق به همه ماست.
اگر قرار است مشارکت درونی شود، باید از جنس عادت، فرهنگ و تجربه مشترک باشد، نه صرفاً یک وظیفه اداری کوچک.

فنلاند؛ مسئولیتپذیری بدون عنوان
فنلاند نیز مشارکت را از «عنوان» جدا کرده است. در برنامه درسی ملی این کشور، مدرسه بهعنوان یک «جامعه یادگیری» دیده میشود؛ جامعهای که باید یادگیری، تعامل، مشارکت، رفاه و زندگی پایدار را تقویت کند.
دانشآموز فرصت تجربه کردن، کاوش، یادگیری فعال و مشارکت دارد و باید یاد بگیرد هدف تعیین کند، مسئله حل کند و یادگیری خود را ارزیابی کند.
در این نگاه، مسئولیتپذیری یک «سمت» نیست؛ یک فرایند تربیتی است.

سنگاپور؛ از «مسئول» تا «شهروند»
سنگاپور نیز مسئله را بیشتر در قالب تربیت شخصیت و شهروندی دیده است؛ خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی، مدیریت روابط، تصمیمگیری مسئولانه، همکاری و مشارکت فعال.
در اینجا نیز مسئله اصلی این نیست که برای چند دانشآموز دیگر عنوانی طراحی کنیم؛ مسئله این است که دانشآموز در مدرسه تجربه تصمیمگیری، همکاری، حل مسئله و مشارکت داشته باشد. پس اگر قرار است از این کشورها چیزی یاد بگیریم، شاید بهتر باشد بپرسیم:
دانشآموز چگونه تصمیمگیری مسئولانه را تمرین میکند؟
نه اینکه:
برای چند نفر دیگر چه عنوانی طراحی کنیم؟
وقتی پای نماز و باور به میان میآید، ماجرا حساستر میشود
در موضوعاتی مثل نماز جماعت، مؤذن، نمازخانه و فعالیتهای مذهبی، مسئله حساستر است. زیرا مشارکت دینی، اگر قرار است درونی و باورمند باشد، با تقسیم یک عنوان سازمانی و صدور ابلاغ لزوماً حاصل نمیشود.
اتفاقاً در این حوزه، فاصله میان «نقش واقعی» و «سمت رسمی» میتواند بیشتر خودش را نشان دهد. اگر دانشآموز احساس کند انتخاب او بر اساس علاقه، توانایی و باور نیست و صرفاً مدیر برای او عنوانی تعیین کرده است، ممکن است نتیجهای کاملاً متفاوت از هدف تربیتی موردنظر حاصل شود.

اگر مدرسه جای جامعه پذیری است، چرا آن را اداری تر کنیم ؟
اینجا بحث نقد به «هوم اسکول» یا آموزش خانگی هم معنای جدیتری پیدا میکند. یکی از نقدهای مهمی که به آموزش خانگی وارد میشود این است که مدرسه فقط محل انتقال دانش نیست؛ محل جامعه پذیری هم هست.
اگر این استدلال را میپذیریم، پس باید مدرسه را به جایی تبدیل کنیم که دانشآموز واقعاً جامعه را تجربه کند.
باید یاد بگیرد گاهی نظرش پذیرفته نمیشود؛ با دیگری مذاکره کند؛ در یک گروه کار کند؛ اختلافش را حل کند؛ مسئولیت اشتباه خود را بپذیرد؛ برای یک مسئله مشترک راهحل پیدا کند و حتی یاد بگیرد بدون اینکه «رییس» باشد، مسئولیت بپذیرد. اینها مهارتهای واقعی جامعهپذیریاند.
بنابراین، اگر برای نقد هوماسکول میگوییم «مدرسه بستر جامعهپذیری است»، نباید این بستر را با چند عنوان و ابلاغ دانشآموزی اشتباه بگیریم.
مدرسه باید جامعه را شبیهسازی نکند؛ باید جامعه را زندگی کند.

سفرهایی که باید «برنامه» میآوردند، نه خاطره
و اینجا یک گلایه قدیمیتر هم دارم؛ گلایهای درباره آن چیزی که در آموزشوپرورش ما نامش را «مطالعات تطبیقی» و «سفر مطالعاتی» گذاشتهایم.
سالهاست درباره ژاپن، فنلاند، سنگاپور و دیگر نظامهای آموزشی موفق میشنویم. مسئولان میروند، بازدید میکنند، گزارش مینویسند و برمیگردند.
اما حاصل این همه سفر چه بوده است؟
گاهی مدیرانی را میبینیم که هنوز از سفرهایشان در اوایل دهه هشتاد روایت میکنند؛ اینکه آن زمان در فلان کشور مدرسهها چگونه بودند و چه برنامههایی اجرا میکردند.
اما آقای مدیر!
بیش از دو دهه از آن سفر گذشته است. اگر آن سفر «مطالعه» بوده، خروجی آن کجاست؟
اگر «تجربه» بوده، کدام سیاست آموزشی بر اساس آن اصلاح شده است؟
اگر «الگوگیری» بوده، کدام الگو با توجه به زیستبوم ایران بومیسازی و اجرا شده است؟
نمیشود بیست سال بعد هنوز راوی خاطرات سفر مطالعاتی بود و همان مشکلات را در مدارس کشور دید.
تلختر اینکه ممکن است بعضی از همان مدیران و تصمیمگیران، امروز نیز در جایگاههای سیاستگذاری و حتی در نهادهایی مانند شورای عالی آموزش و پرورش حضور داشته باشند؛ اما خروجی آن تجربهها را در مدرسه نمیبینیم
.
سفر مطالعاتی اگر به برنامه عملیاتی، آزمایش، ارزیابی و اصلاح منجر نشود، بیشتر از آن که «مطالعه تطبیقی» باشد، خاطرهاندوزی مدیریتی است.
ما به سفرهای بیشتر نیاز نداریم؛ به ترجمه سفر به سیاست، سیاست به برنامه، برنامه به مدرسه و مدرسه به نتیجه نیاز داریم.
ژاپن را نباید فقط دید؛ باید فهمید.
فنلاند را نباید فقط روایت کرد؛ باید منطق آن را شناخت.
سنگاپور را نباید فقط در گزارشها آورد؛ باید دید چه سازوکارهایی پشت موفقیت آن قرار دارد.
و مهمتر از همه، نباید هیچکدام را عیناً کپی کرد.باید فهمید کدام بخش از تجربه آنها با زیست بوم آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران سازگار است و چگونه میتوان آن را آزمایش، بومی و اجرا کرد.

مدرسه آینده ؛ چند «مسئول» بیشتر یا چند «انسان مسئول»؟
من با اصل مشارکت دادن دانشآموز مخالف نیستم؛ اتفاقاً برعکس. من معتقدم دانشآموز باید بسیار بیشتر از امروز در زندگی مدرسه نقش داشته باشد.
اما نقش با سمت فرق دارد.
مشارکت با ابلاغ ساخته نمیشود.
مسئولیتپذیری با عنوان ایجاد نمیشود.
حل مسئله با بخشنامه به وجود نمیآید.
تابآوری با حکم مدیر تولید نمیشود.
و جامعهپذیری را نمیتوان با تقسیم چند وظیفه اداری به دانشآموز آموزش داد.
اگر واقعاً میخواهیم مدرسه، محل تمرین زندگی باشد، باید دانشآموز را وارد تجربه واقعی زندگی جمعی کنیم؛ تجربهای که در آن انتخاب کند، تصمیم بگیرد، همکاری کند، اشتباه کند، پاسخگو باشد، مسئله حل کند و نتیجه کارش را ببیند.
مسئله امروز ما کمبود سمت دانشآموزی نیست. کمبود تجربههای واقعی یادگیری و زندگی است.
مدرسه آینده به دانشآموزان بیشتری با عنوان «مسئول» نیاز ندارد. به دانشآموزانی نیاز دارد که حتی وقتی هیچ ابلاغی در دست شان نیست، مسئولانه رفتار کنند.
این تفاوت کوچکی نیست.
این تفاوت میان «سمت داشتن» و «شخصیت مسئول داشتن» است.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بدن و روان شما سیستمهای هوشمندی هستند که وقتی از وظیفه الهی خود دور میشوید، آلارم میدهند. این نشانهها را جدی بگیرید:
1- اصطکاک دائمی: همه چیز سخت پیش میرود. برای هر قدم کوچک باید بجنگید. انگار کائنات درها را به روی شما میبندد. (این بدشانسی نیست، تابلوی ایست است).
2- حسادت سمی: وقتی موفقیت کسی را در حوزهای خاص میبینید و دلتان میلرزد، نه از سر بدخواهی، بلکه از سرِ « حسرت ». این یعنی او دارد زندگیای را میکند که متعلق به شما بوده.
3- خستگی مزمن (بیدلیل) : خواب کافی دارید، ویتامین میخورید، اما صبحها انرژی ندارید و دیر از خواب بیدار می شوید. چون انرژی حیاتی (پرانا) صرفِ سرکوبِ خودِ واقعیتان میشود.
4- بیتفاوتی: نسبت به نتیجه کارهایتان بیحس هستید. فرقی نمیکند پروژه موفق شود یا شکست بخورد! قلب تان درگیر نیست.
ویژگیهای رسالت:
وقتی ما در مسیر کشف رسالت شخصی خود قرار میگیریم، همواره غرق در عشق و انگیزه هستیم و از انجام هیچ کاری در طول روز خسته نمیشویم.
احساس خوشبختی و رضایت بسیار عمیق درونی تمام وجود ما را در برمیگیرد و از اینکه میتوانیم در زندگی خودمان و دیگران نقش مؤثری داشته باشیم و به آنها خدمت کنیم بسیار لذت میبریم و از آن خشنود هستیم. در کارمان خلاقیتهای بسیاری انجام میدهیم و شجاعت و ایمان بیشتری برای تجربیات جدید در وجودمان پیدا میکنیم.
زمانی که پا به دنیای رسالت شخصی میگذاریم کنجکاویِ دیوانهواری تمام وجود ما را در برمیگیرد و دوست داریم تا بینهایت در کارمان جلو برویم و در تمامی این مسیر دست خداوند و حمایت ضمیر ناخودآگاه ما را همراهی میکند. نتایج با سرعت بیشتری خود را برای ما نمایان میکنند و فرایندها و اتفاقات جهان معنای دیگری برای ما پیدا میکنند.
زندگی در مسیر رسالت یعنی استفاده از منابع و نعمتهای بینهایتی که خداوند در وجود ما و جهان هستی قرار داده است از این رو کشف رسالت شخصی مهمترین موضوع زندگی هر انسانی است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

« صدای معلم » :
« 2- این روزها انتقاد از عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان شدت گرفته است .
فرهنگیان عضو به نحوه کار این موسسه و ساز و کارهای حاکم بر آن انتقادات صریح و پرسش های جدی دارند اما خبری از پاسخ گویی و شفافیت نیست .
چرا یکی از بزرگترین هلدینگهای اقتصادی کشور در طول فعالیت 31 ساله ی خود فقط یک نشست خبری داشته است و شما هم نفر دوم این صندوق اقتصادی در سمت نایب رییس هیات امناء هستید ؟
گویی حتما باید تجمعی برگزار شود و تنشی حاصل آید تا مسئولان به خود آیند ! »
علی فرهادی ؛ سخنگوی وزارت آموزش و پرورش :

« دستور آقای وزیر بوده که اعضای هیئت مدیره ، رییس هیات مدیره و مدیر عامل نشست بگذارند . من هم باز فرمایش شما را تذکر می دهم » .
این پرسشی است که « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » در نشست خبری به تاریخ 29 مرداد مطرح کرد و اکنون با گذشت نزدیک به یک ماه خبری از تحقق وعده آقای سخنگو نیست . ( این جا )

« سعید شهسوارزاده ؛ عضو شورای نویسندگان صدای معلم » در یادداشتی با عنوان : « نشست 24 شهریور صندوق ذخیره فرهنگیان لغو شد .... معلمان از " بازی مار و پله " خسته شده اند ... می فهمید ؟! » به تاریخ 24 شهریور نوشت : ( این جا )
« امروز در آستانه تخصیص بخش بسیار اندکی از حقوق مالکانه، چشمان ناپاک با دستان آلوده، قصد دست فرو کردن در جیب بیش از یک میلیون و هشتصد هزار عضو صندوق دارند و قصد تکرار فاجعه بهمن ۱۴۰۰ یوسف نوری و ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ رضا مراد صحرایی را دارند که با نیش خود ، تمام پله های بالا رفته را مجددا سقوط کنیم و دچار یاس شویم .
مسئولین صندوق ذخیره فرهنگیان بعد از خلف وعده بیش از ۱۸ ماه از اول اسفند ۱۴۰۳ ، برنامه ریزی کردند فریاد یکصد مطالبه گر را در خانه خودشان بشنوند .
فارغ از آن که اجراي اين برنامه ريزي و تعهد با چه چالش هایی رو به رو شد که موضوع این گفت و گو نیست ؛ یکصد مطالبه گر ، جهت پی گیری مطالبات به حق اعضا، از سراسر کشور آماده شدند که با هزینه شخصی و پذیرش رنج و خطر سفر در جلسه فصلی ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ شرکت کنند.
نهاد ریاست جمهوری به خواب رفته، بعد از اعلام جلسه فصلی در صندوق، از مسئولینی که باید پاسخ گوی یکصد مطالبه گران می بودند در همان ۲۴ شهریور دعوت به عمل آورد.
ابتدا جلسه صبح یکصد مطالبه گر به بعد از ظهر موکول شد.

انتظار می رفت در موسم بهار آموزش و پرورش، آغاز مهر و دانایی ؛ نهاد ریاست جمهوری که بر طبق قانون ، مبلّغ دفاع از حقوق فرهنگیان در یک موسسه خصوصی است به تقویم و ۳۶۴ روز دیگر سال، نیم نگاهي می انداخت و در عمل حداقل برای حفظ ظاهر، اعلام می کرد که به احترام یکصد مطالبه گر، جلسه صبح ۲۴ شهریور به ... موکول شد .
خوشبختانه یا متاسفانه ؛ دم خروس نمایان شد و « عیدی» یکصد مطالبه گر در موسم بهار آموزش و پرورش آغاز مهر و دانایی به شرح ذیل با پيامکي مشابه به دست شان رسید .
پرسشی که امروز مطرح است این است : آیا مسئولان این صندوق از « رسانه های مستقل » می ترسند ؟ و این که شفاف در برابر عملکرد و رویکردهای خود پاسخ گو و مسئول باشند ؟
آیا مسئول آموزش نهاد ریاست جمهوری توان این را دارد که مانع حضور یکصد معلم در خانه خودشان شود؟ یا مافیای درون و بیرون صندوق مانع حضور اعضا در خانه خود شدند ؟! »
واقعا مشخص نیست که چرا مسئولان صندوق ذخیره فرهنگیان از برگزاری نشست خبری با « رسانه ها » امتناع می ورزند و این در حالی است که مسئولان وزارت آموزش و پرورش دائما و در نشست ها و تریبون ها از پاسخ گویی و شفاف سازی سخن می گویند ؟

اگر « رسانه » به عنوان یکی از ارکان اصلی سند تحول آموزش و پرورش می باشد و در راهکارهای این سند مورد تاکید و تصریح قرار گرفته و اجرای بی کم و کاست این سند ترجیع بند همیشگی سخنرانی های مسئولان بوده است پس چه دلیلی وجود دارد که برخی دوایر و بخش های این وزارتخانه و از جمله « صندوق ذخیره فرهنگیان » با حدود 2 میلیون فرهنگی عضو از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنند و فرد و یا نهادی مواخذه نشود ؟
چه دلیلی و یا منطقی وجود دارد که مسئولان صندوق ذخیره فرهنگیان را ملزم می کند : با تعدادی تحت عنوان « مطالبه گر » و... دائما و پشت درهای بسته آن هم به صورت گزینشی نشست و جلسه بگذارند بی آن که جامعه معلمان عضو این موسسه اقتصادی و صاحبان اصلی آن در جریان جزییات و محتوای این گونه « نشست و برخاست ها » قرار بگیرند اما صندوق ذخیره فرهنگیان از انجام وظایف قانونی و ذاتی خود در مورد « نهادهای قانونی » طفره رود ؟

آیا مسئولان این صندوق از « رسانه های مستقل » می ترسند ؟ و این که شفاف در برابر عملکرد و رویکردهای خود پاسخ گو و مسئول باشند ؟
مسئولان صندوق ذخیره فرهنگیان که قادر به اعتماد سازی برای معلمان عضو نبوده و متهم به بی کفایتی و ناکارآمدی در اداره این صندوق و توجه به نیازهای « ذی نفعان » هستند این موضوع را باید بدانند که سوء مدیریت و فقدان ارتباط موثر و اقناع گرانه با معلمان عضو موجب شده است تا اولا معلمان این صندوق را متعلق به خود ندانند و از سوی دیگر ، نهادهای مختلف به انحای گوناگون در اداره این موسسه خصوصی و متعلق به معلمان عضو دخالت کرده و برای آن تعیین تکلیف کنند و الا به نهاد ریاست جمهوری و یا بقیه چه ارتباطی دارد که یک جلسه را لغو و جسله دیگر را برقرار کنند .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید