صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

انتقاد از عملکرد بنیاد ملی نخبگان در قبال المپیادی‌ ها و عدم مسئولیت‌ پذیری‌ در صدای معلم   پاییز سال گذشته، در جریان برگزاری جلسات و نامه‌نگاری‌های مسئولین باشگاه دانش‌پژوهان جوان با مسئولین بنیاد ملی نخبگان، مجموعه‌ای از موافقت‌ها حول چند موضوع مرتبط با المپیادی‌ها شکل گرفت. این موضوعات، به‌ویژه آنجا که به صورت مکتوب و رسمی اعلام شده بود، این انتظار را در میان جامعه المپیادی ایجاد کرد که بخشی از مسائل و دغدغه‌های این قشر از نخبگان در اولویت قرار گرفته است.

جامعه المپیادی، به عنوان یکی از اقشار مهم جامعه هدف بنیاد ملی نخبگان، طی سال‌های گذشته همواره انتظار داشته است که سیاست‌های حمایتی این بنیاد متناسب با جایگاه و ظرفیت این گروه طراحی و اجرا شود. از همین رو، اعلام موافقت با برخی پیشنهادها، صرفاً یک گفت‌وگوی معمولی تلقی نشد و انتظارات ما المپیادی‌ها را در پی داشت.

یکی از نخستین مواردی که این انتظار را تحت تأثیر قرار داد، موضوع برگزاری اردو و مراسم تجلیل از مدال‌آوران المپیادهای علمی سال تحصیلی گذشته بود. با وجود موافقت اولیه بنیاد با این طرح، مسئولین این بنیاد موافقت خود را نادیده گرفته و چیزی جز سکوتی سرد در مقابل مطالبات ما نشان ندادند.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم بخش قابل توجهی از این موافقت‌ها در شرایطی شکل گرفته بود که جامعه المپیادی امیدوار بود در ماه‌های بعد شاهد تغییراتی در طرح‌های دانشجویی باشد که به نفع آن‌هاست. با پیگیری ما المپیادی‌ها، این موارد به صورت مکتوب به باشگاه فرستاده شده بود.

در جریان گفت‌وگوهای صورت‌گرفته، موضوعاتی از جمله افزایش امتیاز المپیادهای علمی در جدول امتیازات طرح‌ها و همچنین به رسمیت شناختن همکاری دانشجویان المپیادی در باشگاه دانش‌پژوهان جوان، به عنوان مصداقی از فعالیت‌های دستیاری، مطرح شده بود. انتظار می‌رفت این موارد در نسخه نهایی شیوه‌نامه طرح شهید وزوایی به عنوان پله اول، منعکس شود و بتواند بخشی از ظرفیت علمی و اجرایی مدال‌آوران المپیاد را در نظام حمایت از استعدادهای برتر به رسمیت بشناسد.

انتقاد از عملکرد بنیاد ملی نخبگان در قبال المپیادی‌ ها و عدم مسئولیت‌ پذیری‌ در صدای معلم

با این حال، بررسی شیوه‌نامه نهایی که تقریبا هفته گذشته منتشر شد، این پرسش را در میان جامعه المپیادی ایجاد کرد که سرنوشت موضوعاتی که به صورت مکتوب با آن‌ها موافقت صورت‌گرفته شد، چه شد؟ برای نمونه، در موضوع امتیاز المپیادهای علمی، بنیاد مکتوبا گفته بود که امتیاز المپیادها را در جدول امتیازات به میزان ده درصد افزایش می‌دهد. اما در عمل، در مقطع کارشناسی نه تنها این افزایش مشاهده نشد، بلکه در این مقطع امتیازات المپیادی‌ها نصف شد!

انتقاد از عملکرد بنیاد ملی نخبگان در قبال المپیادی‌ ها و عدم مسئولیت‌ پذیری‌ در صدای معلم

مسئله اصلی جامعه المپیادی صرفاً یک عدد در جدول امتیازات یا یک بند در یک شیوه‌نامه نیست. مسئله مهم‌تر، اعتماد این قشر به نهادهای بالادستی است. هنگامی که یک دستگاه متولی حمایت از نخبگان درباره موضوعی اعلام موافقت می‌کند، طبیعی است که جامعه هدف آن را مبنایی برای برنامه‌ریزی خود قرار دهد و حداقل اندکی نسبت به آینده خود امیدوار باشد. این‌گونه رفتارها نخبگان و سرمایه‌های ملی را بی‌اعتماد می‌کند و سرمایه‌های واقعی ملی را با بی‌تدبیری ناامید می‌گرداند.

امیدواریم که مسئولین بنیاد ملی نخبگان ضمن پیگیری مطالبات به حقی که خود مکتوبا با آن‌ها موافقت کردند و اکنون خبری از آن‌ها نیست، نسبت به اساسی‌ترین وظیفه خود که تکریم نخبگان این مرز و بوم است، عمل کنند. جامعه المپیادی هم‌چنان در انتظار است و سکوت بی‌معنای مسئولین محترم بنیاد که نشان از عدم مسئولیت‌پذیری است را نمی‌بخشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد از عملکرد بنیاد ملی نخبگان در قبال المپیادی‌ ها و عدم مسئولیت‌ پذیری‌ در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

« امیر اسماعیلی » در کانال تلگرامی « صدای فرهنگیان ایران » نوشت :

تاثیر رسانه مستقل در نشست خبری مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و صدای معلم

در میان خبرها و نشست‌های رسمی آموزش‌ و پرورش، گاهی یک اتفاق ساده می‌تواند معنایی فراتر از یک جلسه خبری داشته باشد؛ مسئولی که به جای سخنرانی، شنیدن را انتخاب می‌کند.

نشست اخیر مدیرکل آموزش‌ و پرورش شهر تهران با رسانه‌ها، از این منظر قابل توجه است. تأکید آقای پارسا بر حفظ حرمت و شأن معلم و تصریح این نکته که «هیچ مدیری حق برخورد چکشی با معلمان را ندارد»، اگر از سطح یک موضع رسانه‌ای فراتر رفته و به رویه‌ای مستمر در مناطق و مدارس تهران تبدیل شود، می‌تواند گامی مهم در اصلاح رابطه مدیریت و بدنه فرهنگیان باشد.

تاثیر رسانه مستقل در نشست خبری مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و صدای معلم

واقعیت این است که بخش قابل توجهی از نارضایتی معلمان، صرفاً ناشی از مسائل معیشتی نیست؛ نوع مواجهه مدیران با معلم، احساس بی‌احترامی، برخوردهای سلیقه‌ای و گاه تحقیرآمیز و بی‌توجهی به حقوق قانونی آنان نیز از عوامل جدی فرسایش سرمایه اجتماعی آموزش‌ و پرورش است.

از این رو، سخن مدیرکل تهران درباره ضرورت حفظ شأن معلم، زمانی ارزش واقعی خود را نشان خواهد داد که در میدان عمل نیز دیده شود؛ یعنی قانون بر سلیقه مدیران مقدم باشد، صدای معلم شنیده شود و هیچ معلمی به دلیل مطالبه حق قانونی خود، هزینه مدیریتی و اداری نپردازد.

در این میان باید از علی پورسلیمان نیز قدردانی کرد؛ روزنامه‌نگاری که طی سال‌ها، مستقل از مناسبات رسمی، پیگیر مطالبات معلمان و بازنشستگان بوده و بارها موضوعاتی را به رسانه آورده که شاید در تریبون‌های رسمی کمتر مجال طرح پیدا می‌کردند.

تاثیر رسانه مستقل در نشست خبری مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و صدای معلم

ارزش رسانه مستقل دقیقاً همین‌جاست؛ نه در تعریف از مدیر، نه در تخریب مدیر ؛ بلکه در پرسیدن سؤال‌هایی که ممکن است دیگران نپرسند و پی گیری مطالباتی که نباید فراموش شوند.

امیدواریم رویکرد متفاوت مدیرکل آموزش‌ و پرورش شهر تهران، آغاز مسیری باشد که در آن احترام به معلم، مشارکت واقعی فرهنگیان و پاسخ گویی مدیران، نه شعار بلکه به یک قاعده سازمانی تبدیل شود، و برخی مدیران مناطق تهران  قبل از همه این پیام را دریافت ودرک  نمایند.

و شاید پیشنهاد «تریبون سکوت» نیز بتواند در همین مسیر معنا پیدا کند؛ تریبونی برای شنیدن کسانی که سال‌ها حرف داشته‌اند، اما کمتر شنیده شده‌اند.

آموزش‌ و پرورش بیش از هر چیز به شنیدن نیاز دارد؛ و نخستین گام شنیدن، پذیرفتن حق سخن گفتن معلم است.

تاثیر رسانه مستقل در نشست خبری مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و صدای معلم

***

ارزش رسانه مستقل در ایجاد و تعمیق دموکراسی به عنوان رکن چهارم دموکراسی :


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

تاثیر رسانه مستقل در نشست خبری مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

تسلیت صدای معلم به محمداسماعیل شجری مدیر دبیرستان علامه حلی آموزش و پرورش منطقه 9 تهران به مناسبت درگذشت مادر

« صدای معلم » درگذشت مادر گرامی آقای « محمداسماعیل شجری » مدیر دبیرستان علامه حلی منطقه 9 تهران را صمیمانه تسلیت عرض می کند .

پایان پیام/

به مناسبت برگزاری نشست 24 شهریور صندوق ذخیره فرهنگیان و مساله تخصیص حقوق مالکانه در صدای معلم

شهسوار زاده در جلسه ۲۴ شهریور صندوق حامی شروع تخصیص حقوق مالکانه و ادامه آن تا آخرین ریال خواهد شد .

تا اجرای کامل تخصیص حقوق مالکانه، دست از تلاش بر نمی داریم . استمرار مطالبه گری و انسجام مطالبه گران طی قریب یک دهه مطالبه گری هنوز به بار ننشسته است .

۱. نقطه آغازین مطالبه حقوق مالکانه ( ارزش افزوده ) تجمع ابراهیم پژوهش و فاطمه مویدی و یکصد نفر از یاران صدیق آنان در کف خیابان عطار بود که نیکدل مجبور شد از یکصد نفر در خانه خودشان پذیرایی کند.

۲. در زمان مدیر عاملی احمدی و ریاست هیات امنای عبدالمجید فرجی حدود نیم یکصد نفر به خانه خودشان رفتند. به دلیل بی کفایتی مدیران صندوق در پاسخ به موقع به درخواست جلسه مطالبه گران و نادیده گرفت قدرت آنان، لکه نگین چهارشنبه سیاه را در تاریخ مدیریت صندوق ثبت شد .

به مناسبت برگزاری نشست 24 شهریور صندوق ذخیره فرهنگیان و مساله تخصیص حقوق مالکانه در صدای معلم

هرچند بعدها، عبدالمجید فرجی آن مطالبه گران را برای دلجویی و عذر خواهی دعوت کرد ولی هنوز که هنوز است بین برخی از مطالبه گران این ابهام وجود دارد که آیا در آن جلسه از صاحبان خانه (صاحبان سرمایه) عذر خواهی به عمل آمد؟ یا خیر؟

۳. در سایه استمرار مطالبه گری و انسجام مطالبه گران اساسنامه ۱۴۰۳ با ماهیت خصوصی تصویب شد و در روزنامه رسمی کشور اعلام شد.

امروز در آستانه تخصیص بخش بسیار اندکی از حقوق مالکانه، چشمان ناپاک با دستان آلوده، قصد دست فرو کردن در جیب بیش از یک میلیون و هشتصد هزار عضو صندوق دارند و قصد تکرار فاجعه بهمن ۱۴۰۰ یوسف نوری و ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ رضا مراد صحرایی را دارند که با نیش خود ، تمام پله های بالا رفته را مجددا سقوط کنیم .

به مناسبت برگزاری نشست 24 شهریور صندوق ذخیره فرهنگیان و مساله تخصیص حقوق مالکانه در صدای معلم

۴.  اینجانب در حد بضاعت اندکم در تلاش بوده و هستم با نشر فایل صوتی و ویدئویی، نوشتاری ، گفت و گو با مدیریت روابط عمومی صندوق ، بهره مندی از ظرفیت رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی ، هم سویی با تشکل ها و احزاب فرهنگی به عنوان حلقه واسط بین مردم و مسئولین ، حضور در جلسات کارزارها، حضور در جلسات یکصد نفری اول اسفند ۱۴۰۳ و ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ تا تخصیص همین یک ذره حقوق مالکانه که آغازگر دومینو می باشد از هر روزنه ای هرچند کوچک بهره ببرم .

به مناسبت برگزاری نشست 24 شهریور صندوق ذخیره فرهنگیان و مساله تخصیص حقوق مالکانه در صدای معلم

تلاش همه مطالبه گر این است که از هر ابزاری ( هر سازی که بلدند بنوازند ) استفاده کنند تا ندای دلنشین سمفونی مطالبه گران را در گوش های بسته مافیای درون و بیرون صندوق فرو کنند.

مطالبه گران در تلاش هستند تا با آگاه سازی اعضا، با تجمیع آرا و دعوت مجمع عمومی ، حکمرانی خوب را برای اولین بار در صندوق خودشان تجربه کنند .

سخن پایانی با مافیای درون و بیرون صندوق که با چشمان ناپاک و دست های آلوده در جیب معلمان در تخصیص همین یک ذره حقوق مالکانه مانع تراشی می کنند :

همه مطالبه گران برای تخصیص حقوق مالکانه هم قسم هستند و بین آنان نمی تواند ذره ای شکاف ایجاد کنید .

دیالوگ یکی از بزرگترین معجزات بشری است و مطالبه گران در سایه استمرار مطالبه گری و انسجام درونی گروهی با خلق سمفونی دلنشین و استفاده از هر روزنه ای هر چند کوچک تا تخصیص آخرین ریال سرمایه خود دست از مطالبه ی بیش از یک میلیون و هشتصد هزار عضو بر نمی دارند .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

به مناسبت برگزاری نشست 24 شهریور صندوق ذخیره فرهنگیان و مساله تخصیص حقوق مالکانه در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم در نشست خبری : تا جایی که من در این مدت متوجه شده ام توجه و تعریف و تکریم مسئولان وزارت آموزش و پرورش و سایر مقامات نسبت به معلمان بازنشسته تا جایی است که کلاس های بر زمین مانده و خالی از معلم را پر کنند .

منتشرشده در گفت و شنود

 آسیب شناسی و نقد کارکرد دانشگاه و آموزش عالی در زمینه تفکر انتقادی در صدای معلم من معلمم.

سال‌هاست از درِ دانشگاه عبور می‌کنم؛ از همان دری که روزگاری با شوق واردش شدم و خیال می‌کردم پشتِ آن، جهانِ دیگری آغاز می‌شود. جهانی که در آن می‌شد آهسته‌تر فکر کرد. می‌شد پرسید، بی‌آن که نگران پاسخ بود. می‌شد شک کرد، بی‌آن که شک کردن جرم باشد. می‌شد چیزی را ندانست و از ندانستن خجالت نکشید.

آن روزها دانشگاه برای من فقط جایی برای درس خواندن نبود. تصور می‌کردم دانشگاه یکی از آخرین جاهایی است که انسان می‌تواند در برابر شتاب جهان بایستد و بگوید:

«صبر کنید؛ من هنوز می‌خواهم فکر کنم.»

سال‌ها گذشته است.

امروز هم از همان در وارد می‌شوم، از همان راهروها می‌گذرم و به همان کلاس‌ها می‌رسم؛ اما گاهی حس می‌کنم چیزی تغییر کرده است. نه در ساختمان‌ها، بلکه در ما. همه‌چیز سر جای خودش هست. کلاس‌ها برگزار می‌شوند، جلسه‌ها تشکیل می‌شوند، مقاله‌ها منتشر می‌شوند، فرم‌ها تکمیل می‌شوند، مدرک‌ها صادر می‌شوند و سامانه‌ها کار می‌کنند. دانشگاه ظاهراً زنده است. اما گاهی در سکوت یکی از راهروها با خودم فکر می‌کنم:

اگر این همه نشانه ی زندگی وجود دارد، چرا گاهی دانشگاه شبیه چیزی است که مدت‌هاست در درونش مرده است؟ شاید پرسش بی‌رحمانه‌ای باشد؛ اما سال‌ها معلم بودن، آدم را با پرسش‌های بی‌رحم آشتی می‌دهد. دانشگاه اگر می‌خواهد دوباره «خانه» شود، باید اجازه دهد که در راهروهایش، نه صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ اداری، که صدایِ فکر کردنِ انسان‌ها شنیده شود.

ما چه چیزی را گم کرده‌ایم؟

شاید مشکل از روزی آغاز شد که تصمیم گرفتیم همه‌چیز را اندازه بگیریم. برای مقاله عدد ساختیم، برای استناد شاخص گذاشتیم، برای تدریس ساعت تعیین کردیم و برای فعالیت علمی امتیاز ساختیم. کم‌کم دانشگاه به زبانی سخن گفت که همه‌چیز را به عدد ترجمه می‌کرد. استاد باید نشان می‌داد چه کرده است، نه لزوماً چه فهمیده؛ نه چه تغییری ایجاد کرده و نه چه پرسشی را زنده نگه داشته؛ بلکه فقط چه چیزی «تولید» کرده است. در این نظام، مقاله سند است و عدد، شاهد.

آسیب شناسی و نقد کارکرد دانشگاه و آموزش عالی در زمینه تفکر انتقادی در صدای معلم

منِ معلم اگر بگویم سال گذشته دانشجویی داشتم که نخستین بار جرئت کرد با نظر استادش مخالفت کند، احتمالاً جایی برای ثبت این اتفاق وجود ندارد. اگر بگویم جمله‌ای در یک کلاس، سال‌ها بعد مسیر زندگی یکی از دانشجویانم را تغییر داد، سامانه‌ای برای ثبتش نیست. اگر بگویم در یک کلاس، سکوتی طولانی افتاد و بعد دانشجویی آرام گفت: «تا امروز هیچ‌وقت این‌طور به این موضوع فکر نکرده بودم»، نمی‌دا‌نم این اتفاق را باید در کدام ستون وارد کنم. این لحظه‌ها عدد ندارند و آنچه عدد ندارد، در جهان اداری ما، کم‌کم نامریی می‌شود.

شاید فاجعه از همین‌جا آغاز می‌شود: ما آن‌قدر به شمارش عادت کرده‌ایم که چیزهای ناشمردنی را فراموش کرده‌ایم.

گاهی به دانشگاه که نگاه می‌کنم، تصویر کارخانه‌ای بزرگ در ذهنم شکل می‌گیرد. ورودی دارد، فرایند دارد، شاخص دارد و خط تولید. دانشجو وارد می‌شود و باید از چند مرحله عبور کند؛ استاد نیز باید مدام گزارش دهد که چه مقدار تولید کرده است. مقاله محصول است، مدرک محصول است و استناد، بخشی از ارزشِ محصول. در میان این‌همه محصول، چیزی که گم می‌شود خودِ انسان است.

دانشگاه قرار بود انسان را از جهانِ «آماده‌ها» بیرون بکشد؛ اما حالا خود به کارخانه‌ای تبدیل شده که به‌جای برانگیختنِ پرسش، تنها پاسخ‌های آماده تولید می‌کند. قرار بود کنجکاوی بیافریند، اما گاه پیش از آن که پرسشی در ذهن دانشجو شکل بگیرد، پاسخ را به او تحمیل می‌کند.

پژوهش از کجا آغاز می‌شود؟ از فرم؟ از بخشنامه؟ یا از شبی که یک پرسش نمی‌گذارد آدم بخوابد؟ پژوهش واقعی، پیش از آنکه مقاله باشد، نوعی بی‌قراری است. اما وقتی پژوهش تنها برای تکمیل پرونده انجام شود، پرسش به حاشیه می‌رود و محصول به مرکز. دیگر مهم نیست مسئله‌ای واقعی را حل کرده یا نه؛ مهم این است که در جایی ثبت شده باشد. ممکن است همه‌چیز از نظر اداری درست باشد و با این حال، از نظر علمی و انسانی، چیزی تهی شده باشد.

آسیب شناسی و نقد کارکرد دانشگاه و آموزش عالی در زمینه تفکر انتقادی در صدای معلم

این همان مرزی است که باید مراقبش باشیم: مرز میانِ «تولید کردن» و «بودن». شاید هنوز هم تنها راهِ حفظ روحِ دانشگاه، پناه بردن به همان گوشه‌های دنج و کلاس‌های کوچکی باشد که اعداد در آن‌ها نفوذ ندارند؛ جایی که استاد نه یک «تولیدکننده»، بلکه یک «جست‌وجوگر» است و دانشجو نه یک «واحدِ در حالِ فارغ‌التحصیلی»، بلکه یک «انسان در حالِ شکوفایی».

ما باید بیاموزیم که گاهی برای احیای حقیقت، لازم است علیه این نظامِ شمارش‌گر طغیان کنیم؛ نه با تخریبِ ساختار، بلکه با محافظت از لحظه‌هایی که در آن، پرسشی بی‌پروا مطرح می‌شود و حیرتی خالص، جانِ دانشجو و استاد را به لرزه درمی‌آورد.

دانشگاه اگر می‌خواهد دوباره «خانه» شود، باید اجازه دهد که در راهروهایش، نه صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ اداری، که صدایِ فکر کردنِ انسان‌ها شنیده شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

آسیب شناسی و نقد کارکرد دانشگاه و آموزش عالی در زمینه تفکر انتقادی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نقدی بر نحوه ارزیابی شایستگی معلمان در دستورالعمل سازماندهی نیروی انسانی در صدای معلم  دستورالعمل سازماندهی نیروی انسانی، اگرچه شاخص‌هایی مانند مدرک تحصیلی، دوره‌های ضمن خدمت و عملکرد حرفه‌ای را در نظر گرفته است، در عمل الزاماً یک نظام شایسته‌ محور نیست. وزن قابل توجه متغیرهایی مانند سنوات خدمت، تأهل، تعداد فرزند و برخی امتیازات اجتماعی، موجب می‌شود ویژگی‌هایی که ارتباط مستقیمی با کیفیت تدریس، نوآوری آموزشی و تأثیرگذاری بر یادگیری دانش‌آموزان ندارند، در تعیین فرصت‌های شغلی نقش پررنگی پیدا کنند.

سنوات خدمت به خودی خود فاقد ارزش نیست و تجربه معلمان باسابقه سرمایه‌ای مهم برای نظام آموزشی است؛ اما «سابقه» با «شایستگی» یکسان نیست. سال‌های بیشتر حضور در سازمان الزاماً به معنای دانش تخصصی بیشتر، تدریس مؤثرتر یا توانایی بالاتر در استفاده از فناوری‌های نوین نیست. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که گذشت زمان به یک امتیاز مستقل تبدیل شود و فرد صرفاً به دلیل سابقه بیشتر، نسبت به معلم جوان‌تر و توانمندتر در موقعیت برتری قرار گیرد.

این وضعیت را می‌توان از منظر پیرسالاری سازمانی نیز بررسی کرد؛ نه به معنای بی‌ارزش دانستن نسل‌های قدیمی، بلکه به معنای تبدیل «قدمت حضور» به منبع پایدار دسترسی به فرصت‌ها. در چنین ساختاری، امتیازاتی که نسل‌های پیشین در دوره خود به دست آورده‌اند، ممکن است به معیار رقابت نسل جدید نیز تبدیل شود. در نتیجه، فرد تازه‌وارد برای دست یابی به برخی فرصت‌ها ناچار است بیش از آن که بر رشد حرفه‌ای خود تکیه کند، منتظر گذشت زمان بماند.

نقدی بر نحوه ارزیابی شایستگی معلمان در دستورالعمل سازماندهی نیروی انسانی در صدای معلم

این مسئله می‌تواند شکاف نسلی را تشدید کند. معلم جوان امروز با مهارت‌های متفاوتی وارد آموزش و پرورش می‌شود؛ از تولید محتوای دیجیتال و آموزش مجازی گرفته تا استفاده از فن آوری و روش‌های نوین یاددهی. اگر این مهارت‌ها در توزیع فرصت‌های سازمانی وزن کافی نداشته باشند، پیام روشنی به نسل جدید منتقل می‌شود: 

« ماندن در سیستم ممکن است مهم‌تر از بهتر کار کردن باشد ».

از سوی دیگر، تأهل، تعداد فرزند و سایر شرایط اجتماعی می‌توانند موضوع سیاست‌های حمایتی باشند، اما حمایت اجتماعی نباید با شایسته‌سالاری حرفه‌ای مخلوط شود. حمایت از افراد دارای شرایط خاص ضروری است، اما بهتر است از طریق سازوکارهای حمایتی مستقل انجام گیرد، نه اینکه مستقیماً کیفیت حرفه‌ای افراد را در یک رقابت سازمانی تحت‌تأثیر قرار دهد.

نقدی بر نحوه ارزیابی شایستگی معلمان در دستورالعمل سازماندهی نیروی انسانی در صدای معلم

راه‌حل، حذف تجربه یا نادیده گرفتن نسل‌های پیشین نیست؛ بلکه باید تجربه را به عملکرد پیوند زد و آن را به سرمایه‌ای برای انتقال دانش تبدیل کرد. معلم باسابقه‌ای که توانایی مربی‌گری و انتقال تجربه دارد باید امتیاز بگیرد، همان‌طور که معلم جوانی که نوآوری و مهارت‌های جدید دارد باید بتواند این توانایی را به فرصت حرفه‌ای تبدیل کند.

در نهایت، سازماندهی شایسته‌محور باید به یک اصل ساده وفادار باشد:

فردی که بهتر کار می‌کند، بیشتر می‌آموزد، نوآوری می‌کند و تأثیر بیشتری بر یادگیری دانش‌آموزان دارد، باید شانس بیشتری برای برخورداری از فرصت‌های حرفه‌ای داشته باشد. در غیر این صورت، سازمان به جای پاداش دادن به شایستگی، امتیازات گذشته را بازتولید کرده و شکاف نسلی را از یک تفاوت طبیعی به یک نابرابری ساختاری تبدیل خواهد کرد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر نحوه ارزیابی شایستگی معلمان در دستورالعمل سازماندهی نیروی انسانی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور