گروه گزارش/

به مناسبت روزخبرنگار ؛ نشست خبری «احمد محمودزاده ؛ رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی » با موضوع نظام مسائل مدارس و مراکز غیر دولتی و به منظور تجلیل و تقدیر از اصحاب رسانه و خبر امروز دوشنبه 19 مرداد در محل سازمان دانش آموزی برگزار گردید .
این نشست قرار بود در سالن اجتماعات سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی واقع در ساختمان علاقه مندان برگزار شود اما بعدا اعلام شد که به علت قطعی برق به سالن اجتماعات سازمان دانش آموزی منتقل شده است .
با این وجود در ساعت 11 برق این محل هم رفت و برق اضطراری ساختمان ، نشست خبری را تعطیل نکرد .
رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی با 30 دقیقه تاخیر در نشست حضور یافت اما هنگام شروع سخنرانی اشاره ای به این موضوع نکرد اما مجری نشست بابت تاخیر پیش آمده عذرخواهی کرد .
پس از شروع رسمی نشست و هنگامی که محمودزاده در حال صحبت کردن بود موبایل برخی خبرنگاران سایلنت نبود و صدای بلند آن ها موجب مزاحمت و آلودگی صوتی برای سایرین شده بود و این مساله چندین بار تکرار شد .
خانم بینام از روزنامه « بازار کار » پرسید :

« با وجود تاکید آموزش و پرورش بر بیمه معلمان مدارس غیردولتی اما بخش زیادی از معلمان نسبت به میزان سابقه بیمه و وضعیت منظم حق بیمه و امنیت شغلی خودشان گلایه دارند .
چه تضمینی وجود دارد که مدیران مدارس بیمه کامل معلمان را انجام دهند و با متخلفان چه برخوردی می شود ؟
سوال دوم من باز هم در مورد همین معلمان مدارس غیردولتی است که با حقوق و مزایای کم تر و با قراردادهای ناپایدار کار کردند ؛ چه برنامه ای برای ایجاد امنیت شغلی و سامان دهی وضعیت اشتغال آنان و نیز تعیین سابقه این معلمان در وضعیت استخدام آنان و برخورداری از برخی مزایای شغلی در آموزش و پرورش دارید و آیا تاثیرگذار خواهد بود » .
محمود زاده پاسخ داد :

« این موضوع 30 ساعته شدن معلمان تقریبا دو سالی هست که در حال انجام است و ما اصرار داریم که اتفاق بیفتد . باز هم تاکیدم بر این است که معلم رکن اصلی آموزش و پرورش است و به همین خاطر منزلت و معیشت اش و مرجعیت اش باید مورد نظر قرار بگیرد .
از 44 ساعت به 30 ساعت تبدیل کردن اش کار بسیار بزرگی بود که اتفاق افتاد .
هیچ گروهی را در کشور نداریم که بر اساس « قانون کار » کار کند و 44 ساعت نباشد جز « معلمین » .
فقط معلمین هستند .
البته پیشنهاد ما 25 ساعت بود . اما در بحث مالی آن ، 30 ساعت تصویب شد . الان هم در حال ابلاغ است . خیلی از مدارس ما هم در حال انجام دادن هستند .
خوشبختانه یک سامانه ای را با همکاری سازمان تامین اجتماعی – البته قانون تکلیف کرده است – را انجام دادیم و راه اندازی شده است که معلمین در آن سامانه وارد می شوند و سازمان تامین اجتماعی باید نظارت جدی داشته باشد .

همه معلمین 30 ساعت کار با 30 روز بیمه اتفاق بیفتد .
اگر معلمینی کم تر از این دارند به همین تعداد ساعت شان ، حقوق و بیمه شان باید پرداخت شود .
تضمین آن همین سامانه است که سازمان تامین اجتماعی انجام می دهد و ما هم در قراردادهایی که در « سامانه شهریه » داریم ، یکی از آیتم ها ، نیروی انسانی است .
مدارک مربوط به سال گذشته معلمین باید بارگذاری شود تا آن امتیاز را کسب کنند و یک کدی به موبایل معلم ارسال می شود بر اساس قراردادی که با معلمین بسته می شود .
در صورتی که معلم این کد را در اختیار موسس قرار ندهد نوعا نمی تواند شهریه بگیرد .
پس دو تضمین برای این موضوع گذاشتیم که ان شاء الله و تعالی در ادامه مسیر و در پی گیری ها بتوانیم این روایت مندی شغلی و این که معلمین بتوانند با انگیزه در مدرسه حضور داشته باشند تاثیر خودش را بگذارد .
مصوبه ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتیم و در برنامه هفتم توسعه هم تاکید شده است . هم در سن این ها 5 سال ارفاق قائل شدیم . دیگران با 35 سال استخدام می شوند اما معلمان مدارس غیردولتی در بحث استخدام در زمان استخدامی اگر بخواهند شرکت کنند در 40 سالگی هم می توانند .
دوم هم این که امتیازات سنوات تدریس شده در مدارس غیردولتی به امتیازهای مصاحبه ای و امتیازاتی که در جداول هست افزوده می شود . این در استخدام کمک می کند که از دیگران پیشی بگیرند .
در این هنگام ؛ « علی پورسلیمان ، مدیر صدای معلم » خطاب به رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی گفت :

مگر معلم کارگر است که این گونه سر او منت می گذارید ؟
این نگاه مثل نگاه به کارگر است .
محمود زاده گفت : چند سال است که خبرنگار هستید ؟
پورسلیمان : 30 سال .
محمودزاده : چرا در این مدت پی گیری نکردید ؟
پورسلیمان : من الان دارم در برابر صحبت های شما ، سوال طرح می کنم .

محمود زاده : من دارم از شما سوال می کنم .
با افتخار این را انجام دادم .
با افتخار به مجلس شورای اسلامی رفتم .
معلمان این را می دانند .
از معلمان بپرسید .
ای کاش در 30 سال گذشته یک بار این را از مسئولان مطالبه می کردید که چرا معلم باید 44 ساعت باشد ؟
اگر جایی از کسی سوال پرسیدید این را به من بگویید .
پورسلیمان : شما از کجا می دانید من سوال نکردم ؟
محمودزاده : من مدرک ارائه می دهم که یک و نیم سال در مجلس شورای اسلامی پی گیری کردم تا 44 ساعت به 30 ساعت تبدیل شد .
این مدرک من است .

از 60 نماینده ، دو بار امضا گرفتم که زود به صحن بیاید .
این کار را من انجام دادم و انجام شد و دارم اجرا می کنم .
سازمان تامین اجتماعی و وزارت آموزش و پرورش را موظف به این موضوع کردم که در سامانه این را نظارت جدی داشته باشد .
حضرتعالی اگر در طول 30 سال خبرنگاری یک بار از مسئولی سوال کردید که چرا معلم را « کارگر » حساب کردید ، به من بگویید تا یک جایزه وِیژه از طرف سازمان مدارس غیردولتی در اختیار حضرتعالی در جمع این خبرنگاران قرار خواهم داد .
یک ویسی ، یک خبری ؛ اگر جایی ثبت شده است حتما از شما تشکر خواهم کرد .
پورسلیمان : از معلمین تان سوال کنید .
فعلا در میان این همه خبرنگار این فقط من بودم که این را سوال کردم و به آن انتقاد کردم !
شما هم وظیفه ی خود را انجام داده اید و نمی توانید بابت آن منتی بر سر کسی بگذارید و یا از دیگرام « طلبکار » باشید .
با وجود آن که « صدای معلم » به عنوان نخستین رسانه در نشست حضور یافته و ثبت نام کرده بود اما به عنوان دومین رسانه پرسش های خود را مطرح کرد هر چند رسانه نخست اشاره ای به آن نکرده و سوال خود را پرسید .
مدیر صدای معلم در ابتدا گفت :
45 دقیقه را رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی صحبت کرد . 30 دقیقه هم که تاخیر داشت . جمعا می شود : 75 دقیقه . آن موقع وقتی نوبت به خبرنگاران می رسد ،؛ مجری نشست این همه شرط و شروط برای ما می گذارد !
مدیر صدای معلم از برگزاری این نشست تشکر کرد و « روز خبرنگار » را به « حافظان رکن چهارم دموکراسی » تبریک گفت .
پورسلیمان ادامه داد :

آقای محمودزاده
از آن جا که جناب عالی عضو شورای محترم معاونین وزارت آموزش و پرورش هستید ؛ این موضوع بیان می شود .
آقای کاظمی به مناسبت « روز خبرنگار » پیامی نوشته است .
در بخشی چنین آمده است :
« هفدهم مرداد، روز خبرنگار و روز بزرگداشت رسالتی است که با حقیقت، اخلاق، آگاهی و مسئولیت اجتماعی معنا مییابد. این روز، روز تجلیل از انسانهای فرهیختهای است که قلم را امانت، خبر را حق مردم و آگاهی را زیربنای پیشرفت جامعه میدانند و با صداقت، انصاف، شجاعت و تعهد حرفهای، از سرمایه گران سنگ اعتماد عمومی پاسداری میکنند » .
از عمر وزارت آقای کاظمی دو سال می گذرد اما در این مدت هیچ گونه نشست خبری با رسانه ها نداشته است .
که البته در نوع خود اگر نگوییم بی سابقه است اما قرینه ی کمی برای آن یافت می شود .
پرسش این است چرا وزیری که برای این مناسبت پیام می دهد ، از برگزاری نشست رو در رو و چهره به چهره با رسانه ها استنکاف می ورزد ؟
اگر ایشان مشکلات و ترافیک کاری دارند ؛ چرا زمانی که معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش بود ؛ این گونه نبود ؟
مسئولیت پذیری دقیقا باید از کجا و چگونه آغاز شود ؟
آیا با حرف و شعار می توان اعتماد عمومی را پاسداری کرد ؟
اما آن چه در پایان نشست و در بخش « تجلیل از خبرنگاران » اتفاق افتاد در نوع خود قابل تامل بود .
بر خلاف نشست روز گذشته « علی فرهادی ، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » که در پایان اعلام شد خبرنگاران به بیرون کلاس رفته و هدایای خود را دریافت کنند و ایستادن خبرنگاران در صف برای گرفتن لوح تقدیر و نیز غذا ، صحنه های « تحقیر آمیزی » را به وجود آورد – هر چند مدیر صدای معلم شفاف و علنا این موضوع را به سخنگوی وزارت آموزش و پرورش گفته و شدیدا از آن انتقاد کرد - اما در نشست امروز ، ؛ محمودزاده رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی شخصا هدایا و لوح تقدیر را به محل نشستن خبرنگار برده و تقدیم کرد .

پورسلیمان گفت :
دیروز نشست خبری آقای سخنگو بود .
از این که این گونه به خبرنگاران احترام گذاشتید تشکر می کنم .
دیروز هدایا به نحو تحقیرآمیزی به خبرنگاران داده شد و آقای فرهادی هم سراغ کار خودش رفت .
اما شما خودتان این جا ایستادید و کرامت خبرنگار را به جای آوردید و این جای تقدیر دارد .
این سخنان مدیر صدای معلم با تشویق اکثریت حاضران در سالن همراه شد .



مشروح این پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چند روز قبل برای خرید به فروشگاهی در نزدیکی محل سکونت مان مراجعه نمودم . پس از احوال پرسی با صاحب فروشگاه ، چندین مشتری که همزمان در محل حضور داشتند از گفت و گوی ما متوجه شدند که من دبیر هستم .
یکی از آنها ، نگارنده را مورد خطاب قرار داد که از زمستان تا کنون در خانه هستید و حقوق کامل را دریافت میکنید . چه شغل خوب و بی دردسری دارید و سایر مشتریان هم او را همراهی کرده و فرد دیگری که از ظاهر و ادبیاتش ؛ ناموجه بودنش عریان بود من را مورد خطاب قرار داد که معلمان پول مفت می گیرند و استراحت می کنند ( عین کلام ) .
با این وجود من فرزندم را اصلا به معلم شدن توصیه نمی کنم چون حقوق شان کم هست و همیشه هشت شان گرو نه شان است و همواره هم در حال اعتراض هستند در حالی که نیمی از سال در خانه هستند.

مخلص کلام این که پس از بحث نسبتا طولانی بین حاضرین با ادبیاتی که طرح آن در این مقال امکانپذیر نمی باشد ، حسابی از خجالت جامعه فرهنگیان درآمدند.
من که فضا را برای پاسخ گویی مهیا نمی دیدم با لبخندی از روی نارضایتی خداحافظی نمودم .
در مسیر بازگشت به فکر فرو رفتم که :
چرا در جامعه ما هویت معلم این چنین فراموش شده و جایگاه اجتماعی این قشر مورد آسیب قرار گرفته است. چه عواملی سبب شده است که این گونه بخشی از جامعه به خود اجازه دهند جامعه بزرگ فرهنگیان را مورد عتاب قرار دهند ؟
بی تردید در یک جامعه آماری با حدود یک میلیون شاغل تعداد انگشت شماری ممکن است وظایف خود را آن گونه که شایسته است انجام ندهند لیکن بخش عمده معلمان افراد شریف ، وظیفه شناس و متعهدی هستند.

آموزش و پرورش به عنوان فراگیرترین و تاثیرگذارترین نهاد دولتی با مخاطبانی بیش از ۴۰ میلیون با همه ی آحاد مردم به اشکال مختلف در ارتباط هست.
تعلیم وتربیت انسان ها درکشورهای توسعه یافته از جایگاه والایی برخوردار است وهر حکومتی تلاش می کند تا برای تربیت و پرورش نسل های آینده کشور برنامه ریزی دقیق و اساسی انجام دهد.
در کشور ما متاسفانه دولت ها طی دوره های گذشته علی رغم شعارهای فراوان و پرطمطراق در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی در عمل بی توجهی نسبت به آموزش وپرورش روا داشته اند و به این نهاد به عنوان دستگاهی مصرف کننده نگریسته و این دستگاه عریض و طویل را دچار خمودگی و ایستایی کرده و از تحرک و پویایی باز داشته اند.
اگر اقدامات صورت گرفته در یک کشور به شکلی باشد که خانواده ها در زمان تحصیل فرزندان شان اولویت آنها شغل معلمی باشد در آن صورت می توان گفت کشور در مسیر توسعه ی فرهنگی و پیامد آن توسعه ی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است.

در نظام آموزشی ما همواره اجرای برنامه های تعلیم و تربیت به صورت آزمون و خطا صورت گرفته است و همین مسئله بزرگ ترین ضربه را به این دستگاه وارد کرده است.
توسعه ی فرهنگی با صدور بخشنامه ، ایجاد محدودیت و اقدامات سلبی میسر نمی شود.
توسعه ی فرهنگی با ابزار فرهنگی صورت می پذیرد. یکی از مهم ترین ابزارهای فرهنگی ، « معلم » است. اصلی ترین چالش نظام تعلیم و تربیت در شرایط کنونی بازگرداندن هویت معلم به جامعه فرهنگیان است که موجب ایجاد اعتماد عمومی به نهاد آموزش و پرورش شده و سرمایه اجتماعی عظیمی برای کشور محسوب میشود.
وقتی از مطالبات فرهنگیان سخن گفته می شود تنها مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست بلکه بازگرداندن هویت معلم و تمام الزامات شغل معلمی است.در صورتی که بتوان با یک برنامه مدون کوتاه و میان مدت در نظام آموزشی ، جایگاه معلم را بازتعریف کرد و هویت معلم را به جامعه فرهنگیان بازگرداند می توان اصلی ترین چالش این دستگاه را مرتفع نمود.

از دیگر چالش های وزارتخانه ، اقتصاد آموزش وپرورش است که پاشنه ی آشیل همه ی وزرای قبلی از بدو انقلاب بوده است و همواره از آن به عنوان اهرمی برای فشار بر وزیر و گرفتن امتیاز از سوی نمایندگان مجلس مورد استفاده قرار گرفته است.
اگر نگاهی کلی به برنامه های توسعه در دولت های مختلف بیاندازیم متوجه خواهیم شد آنچه در گفتار ، مکتوبات و تبیین نظری می آید در عمل فراموش می شود و به آموزش و پرورش به مثابه ی فرزند ناتنی دولت ها نگریسته شده است .
در حال حاضر نظام تعلیم و تربیت با چالش های فراوانی رو به رو ست که از آن جمله می توان به کمبود نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده در مقطع ابتدایی ، ازدحام کلاس های درس ، اجرای ناقص و نیم بند رتبه بندی و عدم پرداخت معوقات سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ بازنشستگان و شاغلین پس از نزدیک به ۵ سال ، عدم توازن هدایت تحصیلی دانش آموزان با توجه به نیازهای جامعه ، لزوم بازگشایی حضوری مدارس با توجه به شرایط خاص کشور ، سراریز شدن دانش آموزان مدارس غیردولتی به دولتی به دلیل شرایط نا به سامان اقتصادی و پیامد آن ازدحام دانش آموزان در یک کلاس ، درخواست شهریه های بی حساب و کتاب در مدارس دولتی و غیردولتی و ناتوانی والدین در پرداخت آن ، عدم توجه به زیرساخت های لازم سخت افزاری و نرم افزاری برای نظام نوین آموزشی مطابق با استانداردهای بین المللی و... اشاره کرد.
هر چند حل ریشه ای مشکلات و معضلات آموزش و پرورش در شرایط کنونی کشور با توجه به وضعیت امنیتی و اقتصادی در کوتاه مدت دور از انتظار است ولی با انتخاب یک وزیر باتجربه و توانمند و یک عزم ملی در همه ی ارکان نظام از جمله قوای سه گانه و سایرنهادهای حاکمیتی در میان مدت امکان پدیر است .
بدیهی است در دستگاهی با این حجم مشکلات سخت افزاری و نرم افزاری جابه جایی یک وزیر بدون کمک و همراهی سایر نهادهای حاکمیتی پاک کردن صورت مسئله است .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

نشست خبری علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش و میرحمایت میرزاده رییس ستاد برگزاری سی و نهمین اجلاس روسا آموزش و پرورش به مناسبت روز خبرنگار و تجلیل از اصحاب محترم رسانه و با موضوع مسائل روز آموزش و پرورش و تبیین اهداف اجلاس سی و نهم امروز یکشنبه 18 مرداد در مدرسه امام علی ( ع ) در خیابان کاشان شهرک شهید نامجو برگزار گردید .
در این نشست ابتدا حسین صادقی رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش توضیح داد که قرار بود در نشست امروز وزیر آموزش و پرورش حضور داشته باشد اما به علت حجم کار و مشکلات نتوانست حضور پیدا کند اما سعی می کنیم در هفته دولت وزیر آموزش و پرورش نشستی با خبرنگاران داشته باشد .
این سخنان در حالی بیان می شوند که علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان در 2 سال گذشته هیچ گونه نشست خبری با رسانه ها نداشته است و دلیل مشخصی برای این تصمیم خود اعلام نکرده است .
« صدای معلم » بارها در گزارش ها و نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش به این انفعال وزیر انتقاد کرده و خواهان پاسخ گویی وزیر به خبرنگاران همچون گذشته شده است .
رئیس این مرکز در ادامه گفت : خبرنگاری در روزگار کنونی تنها انتقال یک رویداد نیست، بلکه مسئولیتی اجتماعی برای تشخیص خبر درست از شایعه؛ حقیقت از تحریف و «روایت» از «عملیات روانی» است.
وی با اشاره به سرعت بالای گردش اطلاعات در فضای رسانهای عصر حاضر، افزود: در شرایطی که یک رویداد میتواند در کوتاهترین زمان به میلیونها نفر برسد، خبرنگار حرفهای کسی است که پیش از انتشار خبر، منبع خبر را به سرعت بررسی، صحتسنجی و ابعاد مختلف موضوع را ارزیابی کند.
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزشوپرورش تصریح کرد: ارزش خبرنگار را نمیتوان صرفاً با تعداد خبرهای تولیدشده، سرعت انتشار یا میزان بازدید آن سنجید؛ چرا که سرمایه اصلی خبرنگار، اعتماد مخاطب است.
صادقی با بیان اینکه جامعه امروز بیش از اخبار متعدد، به خبر درست و بیش از سرعت، به دقت نیاز دارد، گفت: خبرنگار میتواند سختترین سؤال را مطرح کند، اما باید دقیقترین روایت را ارائه دهد و «اعتماد عمومی» دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد.
وی تأکید کرد: رسانه حرفهای نباید حقیقت را فدای امید کند و امید را نیز نباید قربانی روایت مشکلات کند؛ جامعه امیدوار، جامعهای نیست که مشکل نداشته باشد، بلکه جامعهای است که در کنار دیدن مشکلات، امکان عبور از آنها و افق آینده را نیز ببیند.

رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزشوپرورش با تأکید بر اهمیت نقد رسانهای اظهار کرد: ما از نقد نمیترسیم و از پرسش سخت و مطالبهگری کارشناسی استقبال میکنیم؛ زیرا دستگاهی که خود را از نقد بیرونی بینیاز بداند، دیر یا زود از واقعیت جامعه فاصله خواهد گرفت.
صادقی در عین حال بر ضرورت تفکیک نقد از تخریب تأکید کرد و گفت: مرز میان نقد و تخریب، پرسش و پیشداوری و مطالبهگری و تحریف باید رعایت شود.
وی با اشاره به جایگاه آموزشوپرورش در آینده کشور گفت: وقتی درباره مدرسه سخن میگوییم، درواقع درباره آینده کشور صحبت میکنیم؛ وقتی درباره معلم می نویسیم، درباره سازندگان سرمایه انسانی کشور سخن میگوییم و وقتی درباره دانشآموز صحبت میکنیم، درباره ایران چند دهه آینده حرف میزنیم.
صادقی افزود: خبرنگاران حوزه تعلیم و تربیت، صرفاً اخبار یک دستگاه اجرایی را پوشش نمیدهد؛ آن ها درباره معلم، دانشآموز، مدرسه، خانواده و آینده یک نسل روایت میکنند.
یک گزارش شما میتواند مسئلهای فراموششده را به اولویت سیاستگذاری تبدیل کندهمان طور که یک روایت نادرست، تصویری مخدوش و غیرواقعی در ذهن جامعه ایجاد می کند و این قدرت رسانه است.
وی با اشاره به تجربه خود در حرفه معلمی، گفت: میان می توان میان معلم و خبرنگار پیوندی عمیق برقرار کرد، معلم با کلمه، اندیشه میسازد و خبرنگار با کلمه، آگاهی میآفریند؛ معلم تلاش میکند ذهن یک نسل را روشن کند و خبرنگار میکوشد ذهن جامعه را روشن نگه دارد.
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزشوپرورش با تأکید بر ضرورت تعامل دوسویه میان رسانه و روابط عمومی اظهار کرد: رسانه برای آموزشوپرورش فقط مسیر انتشار خبر نیست، بلکه شریک راهبردی برای ایجاد گفتوگوی ملی درباره تعلیم و تربیت است.

صادقی گفت: ما به پرسشها، نقدها، گزارشهای میدانی و نگاه کارشناسی خبرنگاران نیاز داریم و در مقابل، روابط عمومی نیز وظیفه دارد مسیر دسترسی رسانهها به اطلاعات و مسئولان را تسهیل کند.
وی افزود: خبرنگار نباید برای دریافت یک پاسخ روشن در راهروهای اداری سرگردان شود یا برای دسترسی به اطلاعاتی که حق مردم است، با دیوار سکوت مواجه شود.
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزشوپرورش تصریح کرد: روابط عمومی اگر نتواند جریان اطلاعات را تسهیل کند، بخشی از فلسفه وجودی خود را از دست داده است؛ ما باید پاسخگو باشیم و خبرنگار باید پرسشگر بماند.
صادقی با اشاره به ضرورت روایت دستاوردهای آموزشوپرورش گفت: همانگونه که جامعه حق دارد مشکلات را بداند، حق دارد تلاشهایی را که برای حل این مشکلات انجام میشود نیز بشناسد.
وی با اشاره به خدمات دولت وفاق ملی به نظام تعلیم و تربیت و نهضت توسعه عدالت آموزشی به عنوان مهم ترین کلان پروژه رئیس جمهور محترم در آموزش و پرورش افزود: دکتر پزشکیان بیش از 70 جلسه برای آموزش و پرورش اختصاص داده اند تا عدالت را در این دستگاه جاری و ساری کنند و این رسالت شما خبرنگاران است که دستاوردهای این نگاه عدالت محور را روایت کنید.
در سراسر کشور هزاران معلم، مدیر مدرسه و دانشآموز، بیهیاهو در حال ساختن آیندهاند و این تلاشها نیز بخشی از واقعیت آموزشوپرورش و در نتیجه، بخشی از سوژههای خبری است که باید به آن پرداخته شود.
وی تأکید کرد: رسانه حرفهای باید هم مسئله را ببیند و هم تلاش برای حل مسئله را؛ هم ضعف را روایت کند و هم ظرفیت اصلاح را.
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزشوپرورش در ادامه، با اشاره به ضرورت تقویت سواد رسانهای در مدارس گفت: نسلی که در مدرسه تربیت می شود، علاوه بر اینکه مصرفکننده خبر است، در آینده تولیدکننده خبر نیز خواهد بود و باید بتواند منبع خبر را تشخیص دهد، خبر را تحلیل کند و شایعه را از واقعیت جدا کند و مسئولانه سخن بگوید.
صادقی افزود: این مسئولیت فقط بر عهده مدرسه نیست و مدرسه و رسانه باید در تربیت شهروند رسانهای مسئول، در کنار یکدیگر قرار گیرند.
وی خاطرنشان کرد: اگر مدرسه قدرت تشخیص را آموزش دهد و رسانه نیز الگوی اخلاق حرفهای باشد، نسل آینده با قدرت تحلیل بیشتری در برابر شایعه، تحریف و اطلاعات نادرست خواهد ایستاد.
رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزشوپرورش در پایان، با تأکید بر نقش خبرنگاران در شکلدهی فهم جامعه از آینده، گفت: در روزگاری که خبر فراوان است، خبر درست ارزشمندتر است و در روزگاری که روایتهای متعددی از یک واقعه ساخته میشود، راوی دقیق و صادق بیش از همیشه مورد نیاز جامعه است.
وی با قدردانی از تلاش خبرنگاران اظهار کرد: ما دست شما را به گرمی میفشاریم و در مقابل شما سر تعظیم فرود می آوریم ؛ نه برای اینکه با ما موافق باشید، بلکه برای اینکه مسئولانه، منصفانه سؤال کنید و شجاعانه و مسئولانه روایت کنید.
صادقی در پایان، با گرامیداشت یاد و نام شهدای رسانه، بهویژه شهید محمود صارمی، گفت: اگر معلم، آینده انسان میسازد، خبرنگار، فهم جامعه از آینده را شکل میدهد و چه مسئولیت بزرگی است که هر دو، امانتدار آینده ایران باشند. ( پرتال مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش )
سپس میرزاده معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش و رییس ستاد برگزاری سی و نهمین اجلاس روسا آموزش و پرورش سخنرانی کرد .

میرزاده در بخشی از سخنان خود گفت که در سال قبل یک نظرسنجی از میان 1000 مخاطبی که در اجلاس شرکت کرده اند برگزار شده و اکثریت از آن رضایت داشته اند .
« علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » در پرسش خود چنین مطرح کرد که شما خودتان این نشست را برگزار کرده و خودتان هم به خودتان نمره مثبت داده اید ؟
این که نظرسنجی نمی شود و اعتبار آن زیر سوال است .
میرزاده در پاسخ گفت : من رشته ام پژوهشگری است و یک ذره روایی و اعتبار را می فهمم .
جسارتا این یک موضوع تخصصی است اگر بخواهیم در مورد اعتبار صحبت کنیم .
اما ؛
این گزارش سال قبل است . تک تک سخنرانان ، تک تک برنامه ها ، به اسم ؛ حالا کی ها پاسخ دادند ؟
حالا چه کسانی پاسخ دادند ؟
کسانی که در همایش بوده اند . یک کسی که در همایش حضور نداشته است ، اطلاع ندارد .
این افراد که روسای آموزش و پرورش هستند و اعضای شورای معاونین استان هستند ، تک تک و مکتوب فرم نظرسنجی را پر کردند .
یکی از همکاران ما صاحب نظر است .
تجزیه و تحلیل این ها در دست من است .
این را من می گویم . برویم از مردم بپرسیم که نظر شما چیست ؟ این که نمی شود .
پورسلیمان در مقابل گفت که آیا از خبرنگاران حاضر در نشست نظرسنجی کردید ؟

میرزاده پاسخ داد : نه . نه . لازم باشد انجام می دهیم .
پورسلیمان پرسید که مگر خبرنگاران ذی نفع نیستند ؟
میرزاده پاسخ داد : هیچ مشکلی نیست .
عرض کردم . نه به عنوان مسئول بلکه به عنوان یک پژوهشگر عرض می کنم . یک کار علمی انجام گرفته است . نظرسنجی شده است .
آن نظرسنجی هم مکتوب بوده . اسنادش هم موجود است . حداقل 70 درصد و حداکثر 90 درصد از برنامه ها اظهار رضایت کردند .
میانگین نزیک به 80 درصد اظهار رضایت کردند .
چه کسانی ؟ مخاطبین برنامه .
اما این که می گویید از خبرنگاران پرسیده شود ؛ پیشنهاد خوبی است . امسال به خبرنگاران زحمت می دهیم و می پرسیم .
در بخشی از نشست ؛ خانم حصارکی از سایت تابناک این پرسش را مطرح کرد :
« از سال گذشته تا الان سه مقطع سخت تاریخی را گذرانده ایم .
جنگ چهل روزه بوده است . جنگ 12 روزه بوده است . و حوادث دی ماه .
سوال من این است که با توجه به باز شدن مدارس ، آیا محتوایی برای مدارس آماده کرده اید در مورد 8 سال دفاع مقدس برای ما که دهه هفتاد هستیم یا این که همین جوری می خواهید دست روی دست بگذارند و بگذارند آن جور که خودشان دوست دارند گاها « معلمانی » هستند ... من نمی خواهم بگویم که حتما هستند . شاید معلمانی باشند توی همین چیزها و مکان هایی که مورد هدف قرار گرفتند ؛ شاید قصد داشته باشند جاسوسی کنند و یا آن طور که خودشان می خواهند برای بچه ها شفاف سازی داشته باشند .
می خواستم بدانم شما محتوایی برای بچه ها در نظر گرفته اید که چنین موضوعی تبیین شود ؟ »
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به شهادت دانشآموزان در حادثه مدرسه میلاد میناب اظهار کرد: در سراسر کشور و حتی خارج از کشور، به نام تکتک شهدای میناب مدارسی ساخته خواهد شد.
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش افزود: مدرسه میناب را بازسازی نخواهیم کرد و در محل آن مدرسه جدیدی خواهیم ساخت، اما بقایای مدرسه فعلی به عنوان سند جنایت جنگی حفظ خواهد شد تا این حادثه به دنیا معرفی شود.
فرهادی درباره محتوای آموزشی مرتبط با وقایع اخیر گفت: حتماً باید موضوعاتی مانند ایثار، شهادت و افتخاراتی که در یک سال گذشته در کشور، در میدان و در جامعه خلق شده، در محتوای آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد. بخش زیادی از این موضوعات به دانشآموزان و معلمان مربوط میشود و حتماً در کتابهای درسی، بهویژه درباره دانشآموزان شهید و خاطرات آنها، منعکس خواهد شد.
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به آثار بهجامانده از برخی دانشآموزان شهید گفت: برخی از این دانشآموزان خاطرات عجیبی از خود به جا گذاشتهاند؛ از جمله دستنوشتهها، نقاشیها و متنهایی که نوشتهاند. کتاب «از ایرانمان دفاع میکنیم» در حوزه پرورشی با سرعت تدوین شد و در اختیار مدارس قرار گرفت و این محتوا نیز روزبهروز افزایش پیدا خواهد کرد.
فرهادی تأکید کرد: وزیر آموزش و پرورش دستور ویژهای به سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی داده تا دستاوردهای این جنگ مستندسازی و در کتابهای درسی منعکس شود و انشاءالله این اتفاق خواهد افتاد » .
نکته ی مهمی که فرهادی به آن اشاره داشت در مورد « کاهش جمعیت دانش آموزی » بود .
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد که در حال حاضر جمعیت دانش آموزی کشور 16 میلیون و دویست هزار نفر است . اما در سال 1412 این جمعیت دانش آموزی مانند سال 1392 شده و به حدود 12 میلیون و 500 نفر خواهد رسید که کاهشی تقریبا سه میلیون و ششصد تا هفتصد هزار نفر خواهد داشت .

پرسش های چند خبرنگار و از جمله « صدای معلم » در مورد نحوه آغاز سال تحصیلی و حضوری و یا غیرحضوری بودن آن بود .
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش چندین بار تاکید کرد که سال تحصیلی 1405 به صورت « حضوری » آغاز خواهد شد .
علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم به عنوان « سومین رسانه » حاضر پرسش های خود را در سه محور مطرح کرد .
پورسلیمان در ابتدا « روز خبرنگار » به همه خبرنگاران آگاه و نگاهبان « رکن چهارم دموکراسی » تبریک و شادباش گفت و از برنامه ریزی مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در این مورد تشکر کرد .
مدیر صدای معلم در انتقاد از نحوه ی بیان تاریخچه خبرنگاری توسط سخنگوی وزارت آموزش و پرورش و نیز معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش که آن را منحصرا به بعد از « ظهور اسلام » محدود کرده و به مثال هایی از حضرت زینب در مورد بیان وقایع عاشورا پرداختند و او را بزرگ ترین و مسئول ترین خبرنگار معرفی کردند تصریح کرد که این موضوع به لحاظ تاریخی صحیح و معتبر نیست و ایران قبل از اسلام بزرگ ترین و به روز شبکه خبری و انتقال خبر را در دوره امپراطوری خود داشته که بحث در مورد آن خارج از حوصله این نشست است .
پرسش نخست مدیر « صدای معلم » چنین بود :
« شما در زمان وزارت آقای علیرضا علی احمدی و دولت احمدی نژاد ، رییس اردوگاه کلکچال بودید .
برج کلکچال که سال هاست متروکه شده در زمان مدیریت شادروان دکتر حسین بنایی و با همت پیش آهنگان در زمان نظام شاه طراحی و اجرا گردید .
گروه های پیش آهنگی از سراسر کشور به نشانه یادبود هر کدام از شهرستان های مختلف سنگی را با نام خود در روی دیوار این برج کار گذاشته اند .
در بخش ورودی این برج سه سنگ نسبتا بزرگ نصب شده و نام شما و آقای علی احمدی و معاون پرورشی وقت در آن آمده است اما خبری از سازنده این برج نیست !
می خواستم بدانم شما و آن دو نفر چه کار خاصی برای این مجموعه چه در آن زمان و چه بعد از آن انجام داده اید در حالی که برخی از بخش های آن عملا مخروبه و متروکه شده است ؟ »
و پرسش دوم مدیر صدای معلم در مورد وضعیت « صندوق ذخیره فرهنگیان » بود .
پورسلیمان پرسید : « از عمر این صندوق 31 سال می گذرد اما در این مدت فقط یک نشست خبری داشته است . چرا ؟ و البته شما هم مقام دوم این صندوق و نایب رییس هیات امنا هستید .
مدیر صدای معلم در ادامه گفت :
جالب است فقط و فقط تبصره بند ث ماده ۸۸ قانون برنامه هفتم یعنی اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان، بر خلاف نص صریح قانون به دست جناب درویش وند « معاون امور حقوقی دولت» می رسد و ایشان هم بازی ماهیت عمومی غیر دولتی را راه انداخته و احقاق حقوق معلمان عضو را به بیراهه می برد .
چه کسانی می خواهند اموال یک میلیون و هشتصد هزار عضو صندوق را عمومی غیر دولتی اعلام کنند ؟ »
فرهادی در پاسخ عنوان کرد زمانی که رییس اردگاه شهید باهنر بود برای این اردوگاه بزرگ برای نخستین بار « سند » گرفت .
همچنین در پاسخ به پرسش دوم با صراحت پاسخ داد که صندوق ذخیره فرهنگیان یک موسسه کاملا خصوصی و متعلق به فرهنگیان عضو است و من به مسئولان صندوق خواهم گفت که حتما نشست خبری داشته باشند .
مشروح این پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چند دقیقه در شبکههای اجتماعی بچرخید.
چند نفر را میبینید که واقعاً به حرف طرف مقابل گوش میدهند؟
کافی است زیر یک خبر سیاسی، اجتماعی یا حتی فرهنگی نظری مخالف بنویسید؛ خیلی زود بحث از خود موضوع عبور میکند و به شخصیت گوینده میرسد: تو بیسوادی، تو متعصبی، تو وطنفروشی، تو فلان گروهی.....
ما در عصر ارتباطات، به طرز غریبی در برقراری ارتباط ناتوان شدهایم. صداها بلندتر از همیشه است، اما گوشها کر شدهاند. هرکس در جزیره شخصی خودش پارو میزند و دیگری را فقط تا جایی تحمل میکند که حرف خودش را تأیید کند.
اما نکته فقط این نیست که ما «آدمهای بدی» شدهایم. مسئله عمیقتر از اخلاق فردی است:
ما در ساختارهایی زندگی میکنیم که به خوب گوش ندادن پاداش میدهند. منطق غالب بسیاری از پلتفرمها بر دیدهشدن سریع، واکنش فوری، خشم و تأیید همفکران استوار است؛ نه بر تأمل، پرسش و فهم دیگری. با این حال، داستان این بحران از هزاران سال پیش شروع شد و شاید مرور آن بتواند راهی پیش پایمان بگذارد.
حدود دو هزار و چهارصد سال پیش، در کوچههای آتن، پیرمردی پرسه میزد که زندگی را به کام قدرتمندان شهر تلخ کرده بود.
سقراط، فیلسوف پرسشگر آتن، بر یک ایده بنیادین پافشاری میکرد:

آگاهی از نادانی خویش.
او سراغ سیاستمداران، شاعران و تاجران میرفت و با پرسشهای پیدرپی نشان شان میداد که آنچه «دانایی» میپندارند، بر پایههایی سست بنا شده است.
روش او را به کار قابلهها تشبیه کردهاند: کمک به زایاندن اندیشهای که در ذهن طرف مقابل خفته بود.
اما گفتوگوهای سقراطی، دستکم آنگونه که در روایت افلاطون از آنها باقی مانده، یک ویژگی قابل تأمل دارند: پرسشگر بودن لزوماً به معنای برابر بودن در گفتوگو نیست. در بسیاری از این مکالمهها، مسیر گفتوگو را سقراط تعیین میکند.

این دیالوگها، اگرچه درخشان و راهگشایند، اما از منظر رابطه قدرت میان گویندگان نیز قابل نقدند:
گاهی پاسخ از پیش در دل پرسش نهفته است. پرسشگر بودن لزوماً به معنای شنونده بودن نیست.
تا اینکه قرنها بعد، میخائیل باختین، فیلسوف و نظریهپرداز ادبی روس، از راه رسید و نگاه تازهای به گفتوگو عرضه کرد. او در بستر پرتلاطم شوروی مینوشت و نظریهاش درباره «چندصدایی» بعدها به یکی از مهمترین نقدهای نظریههای تکصدا و اقتدارگرا تبدیل شد. باختین معتقد بود که هیچ «خود»ی بدون «دیگری» معنا ندارد. معنا در نسبت میان صداهای مختلف و در مواجهه آنها با یکدیگر شکل میگیرد. در منطق چندصدایی، هیچ صدایی نباید از پیش حق انحصاری تعریف واقعیت را برای خود محفوظ بداند. البته این به معنای برابری بالفعل همه صداها از نظر قدرت اجتماعی نیست، بلکه یک اصل هنجاری است: تفاوتها تهدید نیستند، سوخت موتور معنا هستند. در این نگاه، هدف گفتوگو نه حذف تضاد در یک سنتز نهایی، که همزیستی صداهای متفاوت در تنشی دائمی است.
دیوید بوهم، فیزیکدان نامدار، مسئله گفتوگو را به سطحی دیگر برد و آن را ضرورتی برای بقای جمعی دانست. او از مفهومی به نام «تکهتکهسازی» سخن میگفت: عادت ذهنی ما به تقسیم واقعیت پیوسته به اجزای مستقل، و سپس فراموش کردن این نکته که این تقسیمبندی ساخت خود ماست. بوهم هشدار میداد که ذهن انسان واقعیتی یکپارچه را به بخشهای جداگانه تقسیم میکند و سپس همین برشهای ذهنی را با خود واقعیت اشتباه میگیرد. راهحل او «معلق کردن» باورها بود: اینکه عقاید و پیشفرضهای خود را موقتاً در معرض مشاهده جمعی قرار دهیم، بدون اینکه فوراً از آنها دفاع کنیم یا آنها را رد کنیم. در این فرایند، کسی برنده نیست، همه برندهاند. گفتوگو، از نگاه بوهم، بازی با هم است، نه بازی علیه هم.

یورگن هابرماس، یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان اجتماعی معاصر، گفتوگو را از اتاقهای دربسته فیلسوفان بیرون کشید و به میدان جامعه آورد. او از «استعمار جهان زندگی» سخن گفت: از نفوذ فزاینده منطق پول و قدرت در حوزههایی که اساساً باید بر تفاهم و ارتباط انسانی استوار باشند. در بسیاری از موقعیتهای ارتباطی امروز، حرف زدن دیگر وسیلهای برای رسیدن به تفاهم نیست؛ به ابزاری برای موفقیت، اقناع، فروش یا غلبه بر دیگری تبدیل میشود.
هابرماس در برابر این وضعیت، «کنش ارتباطی» را مطرح کرد: گفتوگویی که در آن هدف، تفاهم باشد، نه موفقیت شخصی. او برای سنجش سلامت ارتباط، مفهوم «وضعیت آرمانی گفتار» را صورتبندی کرد: فضایی فرضی که در آن، اعتبار سخن نه از مقام و قدرت گوینده، که از استدلال و امکان نقد آزاد آن ناشی میشود. میدانیم که چنین فضایی در جهان واقعی هرگز کامل محقق نمیشود، اما همچون شاقولی عمل میکند که کجی ارتباطهای روزمره را با آن میتوان سنجید.

هر چهار متفکر، از زاویهای متفاوت، به یک پرسش بازمیگردند:
چگونه میتوان با دیگری سخن گفت، بیآنکه از پیش حق را به خود داده باشیم؟
اگر آنها را نه به عنوان چهرههای تاریخی صرف، که به عنوان گامهای یک مسیر فکری بخوانیم، چهار اصل از دلشان بیرون میآید که اتفاقاً برای روزگار ما نوشته شدهاند: از سقراط بیاموزیم که پیش از هر گفتوگو، از قطعیت فاصله بگیریم. از باختین بیاموزیم که صدای دیگری را حذف نکنیم. از بوهم بیاموزیم که باور خود را موقتاً معلق کنیم. و از هابرماس بیاموزیم که هدف گفتوگو را از پیروزی به تفاهم تغییر دهیم.
شاید مسئله امروز ما کمبود رسانه و امکان سخن گفتن نباشد.
تقریباً همه میتوانند حرف بزنند، اما کمتر کسی حاضر است دیگری را واقعاً بشنود. شاید بحران ارتباطات امروز، بحران حرف زدن نیست؛ بحران شنیدن است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سنگی بر مزار مرحوم اکبر عبدی گذاشته شده و پایین آن نوشته شده:
« از طرف عدهای از دوستداران و هوادارانش ( ملت ایران ) » .
گفته میشود این سنگ بدون اطلاع و بدون اجازهی همسر و دختر مرحوم عبدی بر روی مزار وی نصب گردیده است!
شاید آن دوستانِ سنگگذارنده تصور کردهاند که کارشان جالب و پسندیده و علامت ارادت آنها به چند دهه هنرنمایی آن مرحوم بوده، اما آنان بدون تردید جنبهی حقوقی عمل خود را از نظر دور داشتهاند و غافل از آن بودهاند که برای این کار میبایست اجازهی خانوادهی آن مرحوم را میداشتند، چراکه این حق مسلم یک خانواده است که تعیین کنند که چه سنگی با چه نوشتهای مزار عزیزشان را بپوشاند.

آنها فاقد آن بینشی هستند که چنین آگاهی از آن زاده شود و بدانند چنین اجازهای یک ضرورت حقوقی میباشد.
آنها همچنین به این امر واقف نیاند که سنگگذاری بر مزار کسی، به جز وجه حقوقی، از ابعاد عاطفی و عرفی و احترامی نیز برخوردار است.
در عمل آنان؛ تلقی و بینش حقوقی، بلوغ فرهنگی و احترام عمیق به دیگران غایب است.
این نقصانها به راستی معرف سطح درک منسوخ و تلقی نازل جامعه از رعایت حقوق دیگران (فردی، جمعی، خانوادگی، بشر و....) است که هم حکومت از آن رنج میبرد و هم مردم و هم فرهنگ جامعه.
برای رفع این ضعف تاریخی نهادینهشده، وقوع یک انقلاب حقوقی در این جامعه ضروری است.
@drBehrouzMoradi
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید