چقدر عجیب است که به هر کجای این چرخه نگاه میکردیم، ردپایی از همه میدیدیم؛ ردپایی از دیگران، ردپایی از خودمان در هر نقشی، ردپایی از آدمهای مختلف جامعه که هر کدام در قالب یک شخصیت در کتاب نقش خود را نشان میدادند؛ یکی با هیچ وقت بلند نشدن برای حقش، یکی با نگفتن نظرات و کارهای درستی که انجامداده و یکی که فقط از اوضاع خشمگین است و تلاشی نمیکند برای اصلاح، فقط به همه چیز معترض است/ اینها دستبهدست هم زنجیری میسازند که افتاده بر دست و پای نظام آموزشی و بلکه همۀ نظامها و نهادهای جامعه و مجبورشان کرده سینهخیز جلو بروند، با سری خمیده و سرعتی کم/ گاهی بالاسری خودشان را به قدر کافی هوشمند نمیدانند تا برایش احترام قائل باشند و همکاری و مشارکت لازم را با او داشتهباشند و این آفت خطرناکی ست برای جامعه/ کسی هم برنمیخیزد برای برداشتن زنجیر، چراکه پاها به زنجیرِ ابهتِ پوشالی سیستم گیر است... تفکری که میراث هزاران سالۀ جامعهای پدرسالار است/ و به بهای حفظ این ابهت ساختگی، رنجهای بسیاری متحمل میشوند و در سایۀ این ابهت و جایگاه و احترام، صدایی به نقد و سنجش درنمیآید/ به جای اعتراض منطقی به کاری که از پایه نادرست است و تلاش برای تغییرش، با سنگاندازیهای کوچک یا دور زدن، از کنارشان رد میشویم و در دلمان هم خوشحالیم، درحالیکه آن کار نادرست میماند و ریشه میدواند بیشتر و بیشتر و تغییرش کاری میشود سختتر و سختتر/ در داستان کتاب نمیشد مقصر شخصی پیدا کرد و همۀ تقصیرها را انداخت گردن او/ هر رابطهای تبدیل شده به جنگی تمامعیار که دیگری را نه یک همراه، بل یک مبارز در جبهۀ روبه رو میبیند، چه گیری ست در میان همۀ این رابطهها/ گروهی عجیب شدهایم در حال ساخت یک ساختمان/ آیا مشکل این نیست که هر کس فقط از چشمی دوربین شخصیش و منافع خودش دنیا را میبیند/ وقتی کل ساختمان را از دور ببینی
به علت اتخاذ رویکرد انقباضی و نفی گرایانه در دولت های نهم و دهم ، پروانه فعالیت کانون های صنفی معلمان تمدید نشد/ با تغییر دولت و متعاقب آن تغییر رویکردها موجب گردید تا از سوی وزارت کشور مجوز برگزاری مجامع عمومی کانون های صنفی معلمان در 16 استان کشور صادر گردد/ برخی از فعالان این تشکل تا قبل از صدور مجوز توسط وزارت کشور ، دائما دولت روحانی را به اهمال در امور و خلف وعده متهم می کردند/ مشخص نیست که دقیقا این تشکل توسط چه اشخاص و یا جریان هایی اداره می شود و فرآیند تصمیم گیری چگونه است/ مطابق اعلام برخی از موسسان این تشکل قرار بر این بوده است تا امور کانون صنفی معلمان مانند اتاق شیشه ای بوده و صداقت و شفافیت حرف اول و آخر را در این تشکل بزند/ هنوز فعالان این تشکل از مسائل پیش آمده قبلی درس های لازم را نگرفته اند و هم چنان بر روش های اشتباه پیشین خود اصرار می ورزند/ نقش کانون صنفی در این اعتراضات " الصاقی " بود/ در برخی از موارد نمایندگان بازنشستگان با برخی از مسئولان مانند رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، معاونین و... نشست های تعاملی داشته اند و گزارش های آن نیز در صدای معلم منتشر شده است/ خوشبختانه با تدبیر مسئولان تاکنون موردی از برخورد با این تجمع بازنشستگان گزارش نشده است/ آیا سنگر گرفتن پشت بازنشستگان و جا زدن خود به عنوان " لیدر " کاری عقلانی و جوانمردانه است/ مسئولان این تشکل که هنوز ارکان آن به صورت قانونی تشکیل نشده است حیات خود را در " بحران سازی "می پندارند /از نظر آنان ، مطالبه گری یک راه بیشتر ندارد :" اعتراضات خیابانی "/ شایسته است که مسئولان فعلی این تشکل به جای این گونه اقدامات و در راستای مجوز و توصیه وزارت کشور ، ابتدا جایگاه قانونی خود را در یک فرآیند اطلاع رسانی شفاف و جامع تثبیت کنند/ بازنشستگان فرهنگی علی رغم برخی بی مهری ها ، کاستی ها و ناملایمات تاکنون مسیر منطقی و کم هزینه ای را پیموده اند
گروه اخبار/
محمد بطحائی، با بیان اینکه در حوزه نیروی انسانی در آموزش و پرورش چه در زمینه ارتقای مهارتها و چه در زمینه عوامل انگیزشی و رفاهی معلمان هنوز فاصله بسیاری تا نقطه ایدهآل داریم، اظهار کرد: دولت یازدهم تلاش میکند از این فاصله بکاهد و به همین علت بود که طرح رتبهبندی معلمان را به اجرا درآورد.
وی افزود: مطالعات مربوط به رتبه بندی معلمان از چند سال گذشته شروع شده بود؛ با بهره گیری از نتایج این مطالعات رتبه بندی معلمان در دولت یازدهم کلید خورد و فاز اول آن در مهرماه سال ۹۴ اجرایی شد.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه در فاز اول برای همه معلمان یک نوع تطبیق گروه صورت پذیرفت و متناسب با آن فوقالعاده شغلها افزایش پیدا کرد، گفت: در سال ۹۵ مرحله دوم طرح رتبه بندی را برای معلمان انجام و بخشی از نظام سنجش صلاحیتهای حرفهای را مستقر خواهیم کرد.
بطحائی درباره صلاحیتها و شایستگیهای معلمی نیز اظهار کرد: به هر میزان که شایستگیها و صلاحیتها ارتقا پیدا کند رتبه و درجه معلم در گروه بالا میرود. به عنوان مثال یک معلم باید با روشهای تدریس، اصول روان شناسی و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی آشنا باشد و هر آنچه را در تئوری فرا گرفته در کلاس درس به کار ببندد. مجموع این شایستگیها در دو بخش شایستگیهای عمومی و دانشی و شایستگیهای مهارتی طبقه بندی شده است.
وی ادامه داد: این شایستگیها در دو جدول با ۹ معیار برای کسانی که در خواست ارتقای گروه داشته باشند به عنوان ملاک عمل در سال جاری قرار میگیرد. کسانی که شرایط لازم را از حیث سنوات خدمت و مدرک تحصیلی احراز کنند در خواست خود را برای ارتقا به گروه بالاتر را ارائه میکنند و مورد ارزیابی قرار میگیرند. متناسب با امتیاز کسب شده رتبه درخواستی اعطا میشود.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش درباره نحوه این ارزیابیها اظهار کرد: در سال جاری نظام کامل رتبه بندی مستقر نمیشود و نظام کامل در سال ۹۶ محقق میشود. بر این اساس مراکز سنجش صلاحیتها راه اندازی میشوند. اما در سال جاری در مدرسه و در منطقه توسط مدیر و نماینده معلمان و نماینده گروههای آموزشی درس مربوطه سنجش بر اساس پارامترهای مشخص شده انجام میشود.
بطحائی با بیان اینکه پیش بینی میکنیم کمتر از ۲۰۰ هزار نفر امسال مشمول رتبه بندی و ارتقای رتبه شوند گفت: به ازای ارتقای رتبه متناسب با جدول موجود، مشمول افزایش درصدی از فوقالعاده شغل میشود.
وی درباره اعمال فوقالعاده شغل برای نیروهای خدماتی نیز گفت: طرح رتبه معلمان فقط معلمان را دربرمیگیرد، اما برای نیروهای خدماتی نیز در حال رایزنی با سازمان مدیریت هستیم تا به راهکار دیگری برای افزایش حقوق آنها برسیم.
ایسنا
کلاس داری مثل هر موضوع دیگر، فن است و حتما هر حرفه و فنی ، اقتضائاتی دارد/ یک معلم هم نمی تواند بدون توجه به تعطیلات و برنامه های غیر منتظرهِ دیگر ، تخته گازِˏ درس را بگیرد و بدون طرح و برنامه ،کار خود را پیش ببرد/ معلمِ مجرب حتما می داند که تنها حجم کتاب نیست که باید به اتمام برسد. برخی از مطالب نیاز به کار و تحقیق دارند/ معلم باید بتواند خود را و طرحِ درس را در ترازویِ ارزیابی قرار دهد. اگر معلم نتواند خود را مورد ارزیابی قرار دهد، دانش آموز و اولیای او، این مهم را انجام خواهند داد/ حل المسائل و نظایر اینها، حتما جنبه متون حاشیه ای ندارند و دانش آموز را اتکایی می کند که نتیجه آن بروز تنبلی است/ فرصت برای مطالعه آزادِ کلاس از نکاتی است که باید مورد توجه در طرحِ درس باشد . فرصت دادن به دانش آموز و مشارکت او در زمان کلاسِ درس، بر عهده معلمِ صاحبِ قدرت است ، نباید از آن غافل بود
درس انسان و محیط زیست اخیراً توسط وزارت آموزش و پرورش در فهرست دروس دانش آموزان پایه یازدهم گنجانده شده است، اما تدریس آن برعهده ی معلمانی نهاده شده که رشته تحصیلی آن ها جغرافیا و نه محیط زیست است/ تمام تلاش این پویش آن است که آمار بیکاری حدود 50 درصدی فارغ التحصیلان رشته محیط زیست کاهش پیدا کند/ امروز در دنیا رشته محیط زیست اهمیت فزاینده پیدا کرده است و محیط زیست و مسائل مرتبط با آن از اولویت های اول کشورهای پیشرفته یا توسعه یافته است/ هر روز بر دامنه ی تخریب محیط زیست کشورمان افزوده می شود و وضعیت نامطلوب آن شدت پیدا می کند/ دلیل عمده ی تخریب محیط زیست کشورمان استفاده نکردن از نیروی متخصص محیط زیستی و دانشجویان این رشته در الگوی توسعه ملی ایران بوده است/ در بیشتر حوزه های مربوط به محیط زیست، ادارات مختلف و حتی سازمان حفاظت محیط زیست از نیروهای غیر متخصص بهره می برند/ امروز ناظران و مشاوران محیط زیستی در کارخانه ها و حتی افرادی که مدارس طبیعت را تأسیس می کنند کمترین تخصصی از محیط زیست نداشته و حتی در بسیاری از NGOها یا سازمان های غیردولتی محیط زیستی نیروهای غیرمحیط زیستی حضور دارند/ نگاه عامیانه و سطحی اکنون در حوزه ی محیط زیست کشورمان به اوج خود رسیده است/ رشته ی محیط زیست در الگوی توسعه ملی ایران نادیده گرفته شده است

من از معلمان مقطع راهنمایی هستم که به اجبار به مقطع ابتدایی فرستاده شده ام. نه تخصصی دارم و نه علاقه ای به تدریس در این مقطع . زیرا این مقطع تخصص خاص خود را می طلبد و نمی توان با چند ساعت کلاس ضمن خدمت حتی اگر بازدهی کافی هم داشته باشد که معمولا ندارد تخصص را ایجاد نمود.
عزیزان!
مهندسین و پزشکان ما باید با استادان متخصص دوره ابتدایی از همان دوران ابتدایی تربیت شوند .
به خدا اگر بخواهیم دنبال تکنسین و پزشک و مهندس و ... در دانشگاه ها باشیم از دنیا عقب مانده ایم بلکه این افراد باید از همان ابتدایی با آموزگاران و مدرسان محترم مقطع ابتدایی رشد و پرورش یابند.
البته بنده تمام سعی و تلاش خودم را در امر تدریس به کار می گیرم اما خدا می داند که مانند فردی که شنا بلد نیست و در آب افتاده و بدون هیچ برنامه ای فقط دست و پا می زند.
من هم جان می کنم تا سال تمام شود. تا آنجا که هرگز حاضر نیستم فرزندم در کلاس درس من حاضر شود.
خدا مسببین این طرح را که هنوز مقدمات و شرایط اجرای آن آماده نبود را لعنت کند.
ای دانش آموزان من باور کنید که من تمام تلاشم را به کار گرفتم اما تخصص ندارم.
مرا حلال کنید چون که بی گناهم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تنها جايي که تعارف نقشي ندارد، خيابان و رانندگي است و همين امر براي مردمشناسان و جامعهشناسان و مستشرقان حيرتانگيز است/ ايرانيان مردماني هستند در حد کثرت تعارفاتی، ولي در خيابان و رانندگي اصلاً اهل تعارف نيستند و در رانندگي ايراني و خيابانهاي ايراني، تعارف نقش ندارد و همين مسأله، نوعي تناقض ديالکتيک در رفتارشناسي ايرانيان است/ تعارف در رانندگي مانند قوانين راهنمايي ديگر و رانندگي غيرمکتوب ميباشد که فقط در ذهن رانندگان ايراني نوشته شده است/ به راستي آيا کشته شدن سالانه سيهزار نفر نفر در خيابانها و جادهها و طرح آن در جهان براي ما به عنوان يکي از ملتهايي که در صدر کشتهشدگان تصادفات قرار داريم، عار نيست/ ملتي که به عنوان رانندگان بد و خطرناک در جهان معرفي شدهاند، شرمآور نيست/ هر دو در پي اثبات مالکيت خويش بر خيابانها هستند/ اکنون مرگ «عادي» ميشود و خيابان ابزارهاي واقعي فراوان در جهت عادي شدن، سکولار شدن و بيتفاوتي عرضه ميدارد و چرا اين همه مرگ ما را مبهوت نميکند و زندگي ما را دگرگون نميسازد/ چرا کسي براي اين تراژدي و فاجعه شعر نميخواند و مويههاي عزا سر نميدهد و چرا کسي قانون را جدي نميگيرد و چرا کسي از تعارف به عنوان يک ابزار ارتباطي براي احترام به خود و ديگران و قانون بهره نميگيريم/ رفتار جزئي از فرهنگ جامعه است. رفتار يعني آنگونه که فکر ميشود و آنگونه که بيان ميشود و آنگونه که عمل ميگردد/ اصلاً نسبت به يکديگر گذشتي نداريم و بهتر است بگوييم رحمي نميکنيم/ پژوهشي در مرداد ماه 1388 توسط مرکز مطالعات و تحقيقات روزنامه همشهري در اين باره انجام شده که ما را در تحليل رفتارشناسي ياري ميرساند در آن نظرسنجي نتايج جالب زير به دست آمده است