صدای معلم

گروه گزارش/

بخشنامه الزام دعوت از رسانه و خبرنگاران در تمامی جلسات مجمع خیرین مدرسه ساز و گزارش صدای معلم

در نشست خبری سه شنبه 15 بهمن 1398 مهراله رخشانی مهر  معاون وزیر و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور که با خبرنگاران و رسانه ها برگزار گردید ؛ « صدای معلم » پرسش های متعددی را مطرح کرد . ( این جا )

پرسیدیم :

 " آقای رخشانی مهر شما بیش از 2 سال است که معاون وزیر و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور هستید .

به جز نشست هم اندیشی و خبری مرحوم محمدرضاحافظی رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز و  جنابعالی در 8 خرداد 1397 نشست دیگری برگزار نشده است .

آیا شما نمی خواهید در برابر عملکرد خویش پاسخ گو باشید ؟"

در نشست خبری امروز مجری جلسه در ابتدا بیان کرد که آقای رخشانی مهر و معاونین ایشان به مدت 1 ساعت به بیان عملکرد و کارنامه خویش خواهند پرداخت .

مدیر صدای معلم ضمن انتقاد از این تصمیم بیان کرد که آیا قرار است یک ساعت سخنرانی باشد و فقط نیم ساعت پرسش و پاسخ ؟

این اعتراض مورد قبول رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور قرار گرفته و عنوان کرد که او  دیگر حرف نمی زند و فقط پاسخ گوی پرسش های خبرنگاران خواهد بود .

« صدای معلم » هنگام طرح پرسش های خویش از انعطاف و نقدپذیری آقای رخشانی مهر تشکر و قدردانی کرد و تصریح کرد که ای کاش همه مسئولین نظام چمهوری اسلامی مثل ایشان و در این مورد حرف شنوی داشتند و سخن رسانه ها و پرسش های آنان را می شنیدند و به آنان و افکار عمومی پاسخ گو بودند .

بخشنامه الزام دعوت از رسانه و خبرنگاران در تمامی جلسات مجمع خیرین مدرسه ساز و گزارش صدای معلم

در ادامه صدای معلم به نشست رسانه ای اخیر مجتبی زینی وند رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد و  ضمن یادآوری سخن ایشان در مورد صدور ضرورت صدور دستورالعمل و یا بخشنامه ای از سوی وزارت آموزش و پرورش برای الزام دعوت همه خبرنگاران به نشست های شوراهای آموزش و پرورش و نیز قول 100 درصد آقای زینی وند برای انجام این کار تا پایان دی ماه 1398 گفت :

هر دو ماه یک بار نشستی میان روسای سازمان های نوسازی در استان ها با جامعه خیرین آن ها برگزار می شود .

چرا نباید رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی و نهاد " ناظر "  در این نشست ها حضور نداشته و یا از آنان دعوتی به عمل نیاید ؟

رخشانی مهر در پاسخ به این پرسش صدای معلم معاونین خودش در  جلسه را مورد خطاب قرار داده و گفت :

این موضوع را ابلاغ کنید که در جلسات هیات مدیره جامعه خیرین مدرسه ساز و مجامع استانی – البته نمی توانیم دستور بدهیم  چون آن ها یک مجموعه مستقل هستند – حتما از رسانه ها دعوت کنند که در این مجامع حضور پیدا کنند ."

در نشست خبری وزیر آموزش و پرورش به تاریخ سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 ، مدیر صدای معلم مجددا قول پیشین رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور را متذکر گردید .

ایشان گفتند که موضوع را پی گیری می کنند .

سرانجام این بخشنامه توسط خود ایشان و شخصا برای صدای معلم ارسال گردید .

پیش تر با پی گیری های این رسانه ؛ بخشنامه ی " الزام دعوت از خبرنگاران و رسانه ها به جلسات شوراهای آموزش و پرورش استان ، شهرستان و مناطق " صادر شد . ( این جا )

بخشنامه الزام دعوت از رسانه و خبرنگاران در تمامی جلسات مجمع خیرین مدرسه ساز و گزارش صدای معلم

پایان گزارش/


بخشنامه الزام دعوت از رسانه و خبرنگاران در تمامی جلسات مجمع خیرین مدرسه ساز و گزارش صدای معلم

گروه گزارش/

تغییر آیین نامه اجرایی مدارس و اصلاحات آموزشی عمودی

« آیین نامه اجرایی مدارس » در سال 1379 مصوب شورای عالی آموزش و پرورش  است که با امضای حسین مظفر وزیر وقت و رئیس شورای عالی آموزش و پرورش ابلاغ گردید .

در ماده 1 این آیین نامه چنین آمده است :

" ماده‌ 1- مدرسه‌ از مهمترين‌ نهادهاي‌ اجتماعي‌، تربيتي‌ و آموزشي‌ و اصلي‌ترين‌ ركن‌ تعليم‌ و تربيت‌ است‌ كه‌ به‌ منظور تربيت‌ صحيح‌ دانش‌آموزان‌ در ابعاد دینی، اخلاقی، علمی،آموزشي‌، اجتماعي‌ و كشف‌ استعدادها و هدايت‌ و رشد متوازن‌ روحي ومعنوي‌ وجسماني‌ آنان‌ بر اساس‌ اهداف‌ مصوب‌ دوره‌هاي‌ تحصيلي‌ ، برابر ضوابط و دستورالعملهاي‌ وزارت‌آموزش‌ و پرورش‌ تأسيس‌ و اداره‌ مي‌‌شود."

مطابق ماده 3 اركان‌ و شوراهاي‌ مدرسه‌ عبارتند از:
1 - مدير مدرسه‌.
2 - شوراي‌ مدرسه‌.
3 - انجمن‌ اوليا و مربيان‌.
4 - شوراي‌ معلمان‌.
5 - شوراي‌ دانش‌آموزان‌.

به عنوان مثال ؛ در شرح وظایف شورای مدرسه 29 مورد از اختیارات و وظایف برای آن تعریف شده است .

در این دو دهه آیین نامه اجرایی مدارس تغییری نکرده است هر چند تاکنون مرجع رسمی پژوهشی مستند در مورد وضعیت کلی اجرای مفاد و موارد آن به جامعه و حوزه عمومی ارائه نکرده است .

پژوهشی که در سال 1394 توسط " پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش " صورت گرفته است نشان می دهد : ( این جا )

"  بخشي از آسيب هاي فعاليت شوراها در مدارس کشور مربوط به وظايف مقرر آنها از لحاظ محتوايي و اجرايي است که بايد مورد اصلاح و بازنگري قرار گيرد. برخي از بندهاي وظايف هر سه شورا را مي توان حذف کرد و برخي از موارد جديد را به آن افزود. در هر سه شورا، برحسب رتبه عوامل محدوديت هاي مالي و زماني با اهميت همسان (تواما با حدود 62 درصد) و عدم صراحت و شفافيت آيين نامه اجرايي مهمترين علل آسيب شوراهاي مدارس است.

به نظر می رسد برخی از مواد آیین نامه اجرایی مدارس علی رغم دارا بودن ظرفیت ها و پتانسیل خوب و بالقوه در مدارس اجرایی نشده اند .

عملکرد وزارت آموزش و پرورش در موضوع شبکه شاد و تهدیدها و اجبارهایی که بعضا در این زمینه توسط مدیران این وزارتخانه صورت گرفت ؛ کارایی و اثربخشی آیین نامه اجرایی مدارس و موضوع " مدرسه محوری " را با پرسش ها و چالش های جدی مواجه ساخت .

« صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت های متعدد و نیز در نشست تخصصی که در اداره کل آموزش و پرورش البرز با محوریت آسیب شناسی شبکه شاد برگزار شد انتقاد و اعتراض شفاف و کارشناسی خود را نسبت به عملکرد این وزارتخانه ابراز نمود . ( این جا )

تغییر آیین نامه اجرایی مدارس و اصلاحات آموزشی عمودی

مهدی نویدادهم دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش درباره برنامه‌ها و اولویت‌های شورای عالی آموزش و پرورش در سال ۹۹ گفت: ( این جا )

آیین‌نامه اجرایی مدارس تجلی سند تحول بنیادین در مدرسه است و خوشبختانه با مشارکت همه معاونان ذیربط تنظیم شده است و امیدوارم با تصویب و ابلاغ آن مهر ماه سال 99 را مبتنی بر این آیین‌نامه آغاز خواهیم کرد.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد: اگر ما به دنبال مدرسه‌ای در تراز سند تحول بنیادین هستیم، عملیاتی شدن این آیین‌ نامه اجرایی کمک بسیار زیادی خواهد کرد تا به اهدافمان برسیم.

در این اظهار نظر دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش اصلاح و به روز آوری آیین نامه اجرایی مدارس را با مشارکت همه معاونان ذیربط دانسته و خبری از ساز و کار مشارکت " معلمان " نیست .

ممکن است مسئولان بگویند که منتخبین معلمان در شورای عالی آموزش و پرورش حضور داشته اند اما نکته این جاست که اولا تعداد 3 نفر در مقایسه با 22 نفر اعضای این شورا وزن چندانی محسوب نمی شود. ضمن آن که اطلاع رسانی و گزارش شفافی از صورت جلسه مذاکرات و مصوبات در این مورد صورت نگرفته است .

پرسش « صدای معلم » از این مقام مسئول و سایرین آن است که کی قرار است معلمان و ارکان مدرسه خودشان در اداره مدرسه و مکانیسم های آن نقش " مستقیم " داشته باشند ؟

آیا این مقامات آگاه تر از معلمان و ارکان مدرسه نسبت به چالش ها و مشکلات این " سازمان بنیادین " هستند ؟

آیا تاکنون آسیب شناسی جامعی نسبت به چرایی تغییر آیین نامه اجرایی سابق صورت گرفته و آیا با وضعیت موجود و اصلاحات آموزشی از بالا تغییر خاص و محسوسی را در جهت بهبود وضعیت جاری فراهم خواهد ساخت ؟

پایان گزارش/


تغییر آیین نامه اجرایی مدارس و اصلاحات آموزشی عمودی

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه گزارش/

پاداش بازنشستگی فرهنگیان و فروش اموال و سرمایه های آموزش و پرورش

در نشست خبری دوشنبه 30 دی 1398 ؛ « صدای معلم » پرسش هایی را خطاب به علی اللهیار ترکمن معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش مطرح کرد . ( این جا )

از ایشان پرسیدیم :

" 1- سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی در سال 1399 چند درصد است ؟

( در کشورهای توسعه یافته 15.5   به بالا است )

چرا این شاخص در زیر نظام سند تحول بنیادین نیامده است ؟

2- کل رقم لايحه بودجه سال آينده  نسبت به قانون بودجه 98 حدود 14%  رشد داشته است .

کل بودجه وزارت آموزش و پرورش در لايحه 99 نسبت به قانون مصوب بودجه 98 ، حدودأ 21.72%  رشد داشته است .

آیا این " رشد بودجه ای " که مسئولان به ویژه مقامات وزارت آموزش و پرورش در مورد آن تبلیغ می کنند ؛ اگر کسری بودجه به اعتبارات مصوب سال 98 اضافه شود آیا باز هم این رشد در معنای " واقعی " وجود خواهد داشت ؟

3- سرپرست پیشین وزارت آموزش و پرورش آقای حسینی گفته بود : 98 و شش دهم درصد از بودجه آموزش و پرورش حقوق و مزايا مي باشد !

تعامل شما با  کميته اقتصادي در آموزش و پرورش به سرپرستي علي طيب نيا چگونه است ؟ چشم انداز فعاليت اين کميته چيست ؟

4- جناب عالی به عنوان يکي از دست اندرکاران تدوين کننده برنامه پنجم توسعه ، چرا سهم صندوق ذخيره فرهنگيان را در برنامه پنجم حذف نموديد ؟ چرا به فرهنگيان اجحاف کردید ؟

5- همواره سازمان برنامه و بودجه به آموزش و پرورش می گفت شما مدیریت منابع ندارید وگر نه ما پول کافی در اختیار آموزش و پرورش قرار داده ایم .

چرا شما هم می گویید کسری بودجه داریم ؟

شما براي اصلاح ِ ساختار آموزش و پرورش  و  افزايش سهم آموزش و پرورش در توليد ناخالص داخلي چه برنامه اي داريد ؟

به طور واضح تر سئوال را مطرح مي کنم ، برنامه شما براي افزايش سهم آموزش و پرورش از توليد ناخالص داخلي چيست ؟

معاون برنامه ریزی و توسعه منابع در بخشی چنین گفت :

پاداش بازنشستگی فرهنگیان و فروش اموال و سرمایه های آموزش و پرورش

" کمیته اقتصادی را فرمودند . روی تمام ابزارهای نوین تامین مالی در آموزش و پرورش کار می کند. بر اساس قوانین و و ظرفیت هایی که ما داریم مجاز به انجام آن کار هستیم باید ورود پیدا کنیم . خیلی از شیوه های نوینی که در بخش های دیگر جواب داده می تواند در آموزش و پرورش هم جواب بدهد.

این کمیته ارتباط خوبی را با معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری گرفته است.

 الآن در حال حاضر در حال تحلیل وضعیت هستند و در حال تحلیل ظرفیت های موجود است.

 پیشنهادهای مشخصی را در حوزه های مختلف ما داریم .

 در حوزه املاک و دارایی های آموزش و پرورش چه در حوزه جایگاه افزایشی مان در جی دی پی کل کشور و چه در حوزه بازارهای ثانویه ای که در کلیت آموزش و پرورش ما می تواند شکل بگیرد داریم تحلیل هایی را انجام می دهیم. ما یکی از اعضا هستیم به نوعی دبیری آن کار گروه به عهده ماست . در هر چهارشنبه کار را تحلیل می کند و انشاء الله نتیجه اش به زودی مشخص می شود در کدام حوزه ها با چه شیوه هایی می توانیم از ظرفیت های موجود استفاده بیشتری را ببریم و این را حتما به جامعه عزیز فرهنگیان اطلاع رسانی خواهیم کرد .

شعار اصلی آن کار گروه امانت داری فرهنگیان است ؛ چیزی از اموال و دارایی های فرهنگیان فروخته نخواهد شد و بر اساس ظرفیت های قانونی ارتقا پیدا خواهد کرد ، بهره برداری از آن ها موثرتر خواهد شد . با همین شعار این موارد دارد تحلیل می شود .

و این که ما صرف و صلاح آموزش و پرورش را به عنوان محور اصلی آن کار گروه مد نظر خودمان خواهیم داشت و ان شاء الله در آن زمینه ورود خواهیم کرد .

علی الهیار ترکمن در نشست معاون اول رئیس جمهور با شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش که چهارشنبه 31 اردیبهشت برگزار گردید چنین گفته است : ( این جا )

" سال ۹۸، ۴۸ هزار بازنشسته داریم و ۵۴۰۰ میلیارد تومان پاداش پایان خدمت آنهاست، سازمان برنامه و بودجه می‌گوید اموال خود را بفروشید و تنها اموال آموزش و پرورش مدارس و اردوگاه‌ها است و اگر بخواهیم به این سمت برویم باید ۳۲ درصد مدارس را بفروشیم تا بتوانیم پول پاداش بدهیم؟!

ترکمن متذکر شد: تقاضا داریم، دولت زحمت بکشد و این پول را تأمین کند. "

پرسش « صدای معلم » از آقای اللهیار ترکمن آن است که نتایج آن " کمیته اقتصادی " که ایشان هم جزء آن کار گروه بوده است به کجا رسیده است ؟

پاداش بازنشستگی فرهنگیان و فروش اموال و سرمایه های آموزش و پرورش

مگر معاون برنامه ریزی و توسعه منابع  شعار اصلی آن کار گروه  را  " امانت داری فرهنگیان " تعریف نکرده بود ؟

مگر ایشان تاکید نکرده بود که :

" چیزی از اموال و دارایی های فرهنگیان فروخته نخواهد شد "

آیا ایشان مسئولیت خود را قرار است به گردن دیگران بیندازد ؟

 صرف و صلاح آموزش و پرورش و معلمان در چیست ؟

در کجای دنیا برای تامین مطالبات معلمان ، اموال و سرمایه آموزش و پرورش را می فروشند ؟ این فرمول ها را چه کسی و از کجا آورده اند ؟

این همه تناقض گویی و تعارض در مواضع ناشی از چیست و چه کسی باید در مورد این رفتارها به جامعه و ذی نفعان آموزش پاسخ گو باشد ؟

هنوز مسئولان وزارت آموزش و پرورش به گزارش های صدای معلم در مورد وضعیت اردوگاه شهید باهنر تهران پاسخ شفافی ارائه نکرده اند .

پایان گزارش/


پاداش بازنشستگی فرهنگیان و فروش اموال و سرمایه های آموزش و پرورش

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو
پنج شنبه, 01 خرداد 1399 08:01

«رتبه‌بندی معلمان» بیراهه نیست !

رتبه بندی معلمان و ارتقای شغلی معلمان

موضوع " رتبه بندی معلمان " در حال حاضر به بحث روز در جامعه فرهنگیان و البته به کلافی سردرگم تبدیل شده است .

نخستین ایراد و یا نقص تئوریک که بر این موضوع وارد است آن است که حساب  " رتبه بندی معلمان " به عنوان یک برنامه موکد در سند تحول بنیادین باید از اصول و بندهای قانون مدیریت خدمات کشوری تفکیک شود .

در واقع مشکل نخستین و غالب از آن جا ناشی می شود که معلمان به عنوان یکی از ذی نفعان " قانون عام " از برخی و شاید بسیاری از امتیازات آن محروم اند و تفسیر و اجرای این قانون از عهده و توان تشکیلاتی آنان نیز خارج است .

روح قانون مدیریت خدمات کشوری که قرار بود ورژن تکامل یافته " قانون نظام هماهنگ پرداخت " باشد اجرای عدالت در پرداخت ها و رفع تبعیض ها است اما در طول زمان و با مستثنی شدن برخی گروه ها و خارج شدن آنان از شمول قانون و نیز " دور زدن هایی " که توسط برخی دستگاه ها در تفسیر و اجرای این قانون صورت گرفت و البته یک پدیده مرسوم در فرهنگ اداری و سازمانی ماست ؛ در نهایت موجب شد تا " معلمان " که زمانی برای استرداد و اجرای این قانون به عنوان تنها " گروه شغلی " متحمل هزینه ها و صدمات فراوان و مختلف شدند در حال حاضر به سدی برای بهبود وضعیت شغلی و معیشتی آنان  مبدل گردد .

رتبه بندی معلمان و ارتقای شغلی معلمان

شاهد این مدعا تاکیداتی است که مسئولان این وزارتخانه و در راس آن وزرای آموزش و پرورش همواره  بر تدوین " قانون خاص " برای معلمان می کنند هر چند به نظر نمی رسد تا زمانی که زیر ساخت ها  و ساختار ناکارآمد این وزارتخانه و فراتر از آن " نگرش " جاری به مقوله " آموزش " دچار تطور و تحول نگردد ؛ وارد شدن در این مباحث و مبادی نتیجه و ثمری برای خروج از این " انسداد تئوریک " داشته باشد .

به عبارت دیگر ؛ قبل از تعریف عنصری به عنوان " معلم " در چرخه آموزش باید به الزامات و مقدمات " کارمند بودن " مانند سایر کارمندان دولت توجه کافی و وافی شود .در این راستا ؛ اشتباهی استراتژیک در ماه های پایانی سال 1398 صورت گرفت و اعتباری که قبلا و صرفا برای اجرای نظام رتبه بندی معلمان تخصیص یافته بود بر اساس همان تفسیرهای خاص که شرح آن رفت به اجرای فصلی ناگشوده و مغفول که بسیار پیش تر برای سایر کارمندان اجرا شده بود یعنی اجرای فصل دهم از قانون مدیریت خدمات کشوری اختصاص یافت هر چند حرکتی که در زمان وزارت علی اصغر فانی  تحت عنوان اجرای فاز اول رتبه بندی  در سال های 94 و 95 صورت گرفت  و فاز دوم آن هرگز اجرا نشد به گونه ای پر کردن ظرفیت های اجرا نشده قانون مدیریت خدمات کشوری بود .

این پرسش را باید به جد مطرح کرد در حالی که معلمان به لحاظ ساختاری و محتوایی نمی توانند از همه مزایای " قانون عام " مانند سایرین منتفع شوند ؛ مسئولان و سیاست گذاران بر اساس کدام زیر ساخت ها و منابع مالی پشتیبان نشات گرفته از یک اقتصاد آموزش و پرورش مدون و مدرن و بودجه ریزی علمی و کم اشتباه دم از تدوین " قانون خاص " می زنند ؟ و اما موضوع مهم تر پرداختن به فلسفه و اصل " نظام رتبه بندی معلمان " است .

واقعیت آن است که علی رغم شعارهای معمول و رایج ؛ " معلمی " به عنوان یک " حرفه " در جامعه مطرح  نیست .

در واقع  صلاحیت های حرفه ای و توسعه حرفه ای در نظام آموزشی ما به درستی تعریف و تببین نشده است .

رتبه بندی معلمان و ارتقای شغلی معلمان

" طرح مسیر ارتقای شغلی معلمان " که از سال 1383 مطرح گردید می توانست با برنامه ریزی های لازم و نگرش علمی و غیرایدئولوژیک پایه گذار مفهوم " معلم حرفه ای " در نظام آموزشی ایران باشد اما روزمرگی ، سیاست زدگی و نگاه ابزاری به کارکرد آموزش و عاملان آن موجب شد تا همان طرح ناقص هم در سایه بی خردی و ناکارآمدی مسئولان و مدیران غیرپاسخ گو حذف گردد .

اگر قرار است گشایشی در این ساز و کارها صورت گیرد ضمن پای بندی به مراحلی که شرح آن رفت ؛ در مرحله نخست  باید نگاهی نو و جهانی  بر مفهوم " مشارکت " و الزامات آن در نظام آموزشی ایران انداخت .
در واقع ؛ مرز و تفکیک میان " آموزش و پرورش مردمی " و " کارکرد حاکمیتی آموزش بر اساس تفسیر مسئولان " باید به درستی شفاف شود .در حال حاضر این دو مقوله بسیار در هم تنیده شده و تفسیر واحد ،  موسع و اقناع گری از آن مشاهده نمی گردد .

این مقدمه از آن جهت بیان گردید که تعریف معلم حرفه ای و ارزیابی صلاحیت های حرفه ای در قالب ساز و کاری به نام " رتبه بندی معلمان " از مسیر تاسیس " سازمان نظام معلمی " با رویکردی مستقل و مدنی قابل حصول است و جز آن بقیه مسیرها ، بیراهه ای بیش نخواهد بود .

روزنامه همشهری

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 31 ارديبهشت 1399 18:37

معلم صدای جامعه است ؛ قدرش بدارید !

معلم و صدای جامعه  دیر زمانی نیست که جامعه معلم­های این سرزمین درگیر مشکلاتی است که  بیان این مشکلات گاهی سبب شده به زبانی تند بیان شود. زبانی که اگر به وقتش شنیده می­ شد، شاید به تندی باز نمی­ گشت و شاید محبوس نمی­ شد.

 در جامعه معلم را به عنوان فرهنگ­­ ساز می­ شناسند. فردی که نسل را از نقطه­ ای به نقطه­ ای رفیع به پرواز در می­ آورد. در این سیر تدریجی انسان سازی، معلم صدای جامعه می­ شود. و آنگاه که طاقتش تمام شد، به فریادی بلند و رسا می ­رسد. به راستی جه می­ شود که معلم باید به فریاد در بیاید؟

همواره انتقاد و نقدشوندگی روشی برای یاگیری و یادآوری آنچه از نظرها،مورد اشکال است، وجود داشته است و اگر این نقدها نبود که آدمی قادر به اصلاح ساختارهای غلط نمی ­شد. از این روی معلم صدای خفته جامعه است آنچنان که در زمان لازم از درون جامعه برخیزد و به دلیلی روشن صدایش را به گوش افراد جامعه و مسئولین برساند. اگر این افراد آگاه باشند که نباید ناراحت شوند و اگر ترس و وحشتی در درون داشته باشند، ضمن ناراحتی از صدای معلم سعی در نابود کردن آن صدا نیز می­ نمایند.

معلم صدای جامعه است و آن زمان که بلند می­ شود یقین بدانید که مشکلی وجود دارد. متاسفانه شیوه ­های بوروکراسی اداری که در نظام ایران حاکم است، شنیده شدن صدای معلم را و حتی در گستره عام، صدای جامعه را در انزوا و سکوت وا نهاده و نادیده می­­ گیرد. مگر چه اتفاقی رخ داده است که شما حکم بر تبعید و اخراج می ­دهید؟ اگر معلمی اشتباه کرده تاوانش را داده است. اما اگر شما اشتباه کرده­ اید که معلم نباید تاوانش را بپردازد. آیا معلم باید تاوان عدم اجرای قوانین را بپردازد؟

معلمی کار آسانی نیست چرا که اگر آسان بود الان تمام جامعه خود یک معلم بودند و شاید نیازی حتی به شغل معلمی و وزارت خانه ­ای به نام وزارت آموزش و پرورش نیز نبوده است. اما آنچه تمایز می سازد کار معلم را به دیگر شغل­ها نه اسمش است و نه جنسیتش بلکه فهم افراد از این شغل است. هنری که یک معلم دارد شاید هیچ مهندس یا دکتری نداشته باشد. معلم یعنی بیان حق و حقیقت گویی. حق گفتنی است و گرفتنی است. نمی ­توان معلم بود و سخن حق را بیان نکرد. نمی­ توان معلم بود و صدای تظلم خواهی جامعه را به گوش شنوای دیگر اعضای جامعه نرساند.

نمی­ توان معلم بود در برابر ظلم و بی ­عدالتی سکوت کرد. آیا معلم فقط وظیفه ­اش آموزش کتاب درسی است؟ آیا معلم فقط باید حساب و کتاب را بیاموزد و فرزندان جامعه را نسبت به تجاوز، دروغ، ظلم و فساد، شهادت و کشور بی تفاوت سازد؟ اگر معلم خود سکوت کند و صدای جامعه نباشد که وظیفه ­اش را ناقص عمل کرده است..

می ­­گویند معلمی شغل انبیاء است. مگر شغل انبیاء این نیست که هر گاه لازم شد صدای عدالت خواهی ­اش نیز بلد شود تا هر کس که از روی غفلت یا اشتباه دچار ضعفی و خطایی شده بیدار شود و جبران عمل نماید؟

نمی­ خواهم مقایسه کنم جایگاه معلم را با پیامبر خدا و نمی­ خواهم تقدسی آبکین به معلم بدهم چرا که شغل معلمی خود مقدس است. اما می­ خواهم بگویم چرا تا صدایی بلند می­ شود آن را بسته و حاظر به شنیدنش نیستید؟ چرا خفقان؟ چرا باید کار به جایی برسد که معلمی صدایش را بلند کند؟ مگر چه اتفاقی رخ داده است که شما حکم بر تبعید و اخراج می ­دهید؟ اگر معلمی اشتباه کرده تاوانش را داده است. اما اگر شما اشتباه کرده­ اید که معلم نباید تاوانش را بپردازد. آیا معلم باید تاوان عدم اجرای قوانین را بپردازد؟

 امیر مومنان یادمان دادند که حتی در برابر ظالم باید ایستاد، در برابر زیاده خواهی باید ایستاد. یادمان دادند که مردم داری کنیم حتی اگر مسئول در یک کشور بوده باشیم. معلمی والاتر از امام علی آیا سراغ دارید؟ معلمی صبورتر، تنهاتر و ساده زیست­تر از امیر مومنان علی،  من ندیده­ ام. کسی که حتی قاتلش را خود برای نماز صبح بیدار می ­سازد. در زمان آن امام بزرگ، آن معلم دلسوز، مگر نه اینکه عده ­ای خارج شدند از دین؟ مگر نه با وجود اینکه مردم می ­دانستند معلمی بهتر، عالمی بهتر، فقیهی برتر از علی نداشتند او را دست بسته به درگاه خلیفه نبردند؟ در جامعه­ ای که با معلمانش چنین می ­شود، با بزرگانش چنین می­ شود باید شاهد سقوط نیز بود. سقوط همیشه سرنگونی حکومت­ها نیست، بلکه سقوط در اینجا بی ارزش شدن ارزش­هاست.

معلم و صدای جامعه

در زمانی که معلم را به جای تکریم و به جای آنکه صدایش را بشنوند و حرفش را بفهمند و درصدد جبران کاستی برآیند با او برخورد قهری کنند، مسلم است که در آن جامعه جایگاه معلم نیز رو به زوال و نابودی می­رسد. در جامعه ­ای که معلم را به خاطر درخواست حقش زندان می ­سازند باید گفت که آن جامعه به حالتی از غرب زدگی به روشی نو سوق پیدا کرده است چرا که چنین رفتارهایی فقط در غرب دیده شده است.

   بیاییم در این روزهای رمضان مقام معلم را ارج دهیم و حق معلم را به درستی ادا کنیم. شاید از پس ایام روزگاری براید که قضاوت کنند اعمال ما را آن زمان که می­توانستیم کاری کنیم اما سکوت کردیم و در گوشه ­ای نظاره گر بودیم.

معلم ناظر نیست بلکه خود محور حرکت جامعه به سمت پیشرفت است. معلم را قدر نداریم جامعه دچار سقوط می شود. افراد را به خاطر حق خواهی شان محکوم نکنید بلکه مشکلات را رفع سازید. آنچه باعث شده صدایی بلند شود را اصلاح کنید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

معلم و صدای جامعه

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 31 ارديبهشت 1399 17:21

صدای معلمان حق التدریس را بشنوید !

صدای معلمان حق التدریس

باسلام

بنده یک معلم حق التدریس هستم. با سابقه ۱۲ساله. اگر از شما فرهنگیان عزیز سوال کنم که به نظر شما حقوق مامعلمان حق التدریس چقدر است چه پاسخ می دهید؟ شاید تعجب کنید که میانگین حقوق ما در یک سال تحصیلی شاید به ماهی ۷۵۰ هزارتومان هم نمی رسد. به هرنماینده مجلس و یا وزرای آموزش و پرورش هر دوره درطول این سنوات، مشکلات معیشتی را گزارش کرده ایم ولی هیچ فایده ای نداشته و ندارد.

در این ۱۲ سال جز حس بیهودگی و پوچی وافسردگی چیزی نصیبم نشده است.مستقیما برای برخی نمایندگان مجلس و وزیر آموزش و پرورش نوشتم که دارم افسرده می شوم ولی هیچ فایده ای نداشت و اکنون هم احساس می کنم افسردگی گرفته ام ولی خودم را به بی خیالی می زنم و افسردگی من زمانی بیشتر می شود که اگر همین الان برای مسئولین بنویسم که دارم از افسردگی می میرم باز هم فایده ای ندارد.

حال اکثر معلمان حق التدریس به همین منوال است مگر آنهایی که پشتیبان مالی و یا شغل دوم و سوم دارند.

دیروز خدمت آقای وزیر آموزش و پرورش پیامک کردم که این هفته برای رفتن به مدرسه کرایه ندارم چراکه شغل من فقط معلمیست و با حقوق ۷۵۰ هزار تومانی چه کارمی شود کرد؟

خدمت ایشان در پیامک ارسالی ام نوشتم که اگر به خاطر بی پولی و نداشتن کرایه نتوانستم در مدرسه حاضر شوم عوامل مدرسه و اداره بنده را مواخذه نکنند.ولی تاکنون هیچ جوابی دریافت نکرده ام.

شما عوامل صدای معلم آیا واقعا انتقال دهنده صدای معلم هستید و یا اینکه معلمان در اینجا فقط عقده دل باز می کنند و تمام.

از سال ۸۸ با صدای معلم آشنا هستم وگمان میکنم این سایت شما فقط برای بازکردن عقده دل و درددل کردن و سبک شدن است تا انتقال دهنده صدای معلمان.

احساس می کنم هیچ کس به فکر کسی نیست.

صدای معلمان حق التدریس

چه روزهای خوب و امیدوارانه ای داشتم در اوائل معلمی کردن.

گمان می کردم که واقعا در جامعه جایگاه دارم و به زودی مشکلات حل می شود و از بلاتکلیفی شغلی خارج می شوم. از آن روزها ۱۲ سال گذشت.

بله همکاران عزیز۱۲ سال. ولی جز احساس حقارت و پوچی و افسردگی در این روزها و شبها، احساس دیگری ندارم. برایم دعا کنید تا بتوانم این روزهای سخت ناامیدی راسپری نمایم و باز هم انگیزه روزهای اول را به دست آورم. هرچند که عامل ایجاد کننده این روزها مسئولینی هستند که فقط به ما وعده سرخرمن دادند و ما را امیدوار به استخدام کردند ولی درعمل هیچ اتفاقی نیفتاد.هیچ اتفاقی.

واقعا خیلی سخت است که بعد از این همه مدت به حس انزجار و انزوا و گوشه گیری برسی.خیلی سخت است ...

خیلی سخت است که جلوی دوست و آشنا نتوانی سر بلند کنی چرا که هر روز جویای شغلت می شوندکه بالاخره عاقبت شما چه می شود؟

در این روزهای کرونایی ؛ آیا بهتر نیست از معلمان حق التدریس که باماهی ۷۵۰ هزار تومان و یا کمتر سر می کنند، یادی کرد (همکاران عزیز چون که در تابستان و ایام تعطیل حقوق و بیمه نداریم، میانگین حقوق دریافتی ما در ماه، حدود ۷۵۰هزارتومان می شود) .

از صدای معلم می خواهم که این صدا که صدای هزاران معلم حق التدریس است را به طور ویژه منتشر کند. صدای دلهای تکیده ای که هیچ ارزشی برای وزارت آموزش وپرورش ندارد.

حتما باید فیلمی از وضعیت معیشت و زندگی مان تهیه کنیم تا شاید صدای ما هم شنیده شود.تا شاید حق و حقوق این معلمان هم دیده شود.

تا شاید مسئولین آموزش و پرورش احساس کنند که معلمان حق التدریس هم از همکاران ایشان هستند.

امیدوارم این صدا به گوش وزیر آموزش و پرورش برسد.

معلم خسته و افسرده - ابراهیم عباسی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

صدای معلمان حق التدریس

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 31 ارديبهشت 1399 14:37

سخنی با آقای پورسلیمان

گلستان

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « سالار قاسمی » به عنوان تنها مدیر کل از 31 استان آموزش و پرورش نشست کارشناسی با موضوع نقد شبکه شاد را با حضور موافقان و مخالفان برگزار کرد .

در این نشست ؛ علی  پورسلیمان مدیر مسئول پایگاه خبری - تحلیلی صدای معلم ، رضا قاسم پور فرهنگی و روزنامه نگار، یونس جاویدنسب کارشناس تعلیم و تربیت، ابوذر کشن روستا مدیر مدرسه و مرجان خمیس آبادی آموزگار البرزی حضور داشتند و به ارائه دیدگاه های خویش پرداختند .

بخش پنجم و پایانی این نشست تخصصی منتشر می گردد .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نظرسنجی

میزان توجه به " منشور حقوق شهروندی " در وزارت محسن حاجی میرزایی را چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور