صدای معلم

 صدای معلمان و مدیریت های ناکارآمد در آموزش و پرورش  از ماه ها قبل مسئولین وزارت آموزش و پرورش برای اینکه در مظان بی کفایتی قرار نگیرند ، به این نتیجه رسیده اند که برای گسترش سفره معلمان ، تحقق وعده های بهبود معیشتی ، حفظ شأن و منزلت معلمان طرحی به نام معلم تمام وقت را که بر گرفته از سند تحول بنیادین است به مرحله اجراء در آورند و بارها در مصاحبه های خود بر اختیاری بودن شرکت معلمان در این طرح تاکید کردند و فرمودند در پذیرش طرح « معلم تمام وقت » اجباری نیست ولی اگر این طرح را بپذیرند مزایای بسیاری نصیبشان خواهد شد .

در شرایط فعلی ، حق التدریس غیر موظف ، یک پرداختی غیر مستمر است و فقط برای 9 ماه سال تحصیلی پرداخت می شود و تابستان پرداخت نمی شود و در کسورات بازنشستگی و پاداش پایان خدمت لحاظ نمی شود ولی اگر معلمان این طرح را بپذیرند مزایای خوبی را دریافت خواهند کرد . آنها می توانند به جای 24 ساعت تدریس ، 30 ساعت تدریس را داوطلبانه قبول کنند و 6 ساعت حقوق اضافه تدریس را که ممکن است ماهها و شاید سالها به طول انجامد علاوه بر اینکه به صورت ماهانه دریافت کنند ، در تابستان نیز دریافت کنند یعنی به صورت 12 ماهه حساب شود و در حقوق بازنشستگی و پاداش پایان خدمت نیز منظور شود .
مسئولین متدین با زیرکی هر چه تمام و با زور و اجبار معلمین را به سوی این طرح ظالمانه سوق می دهند تا کمبود معلم را از راههای غیر قانونی جبران کنند و با وقاحت تمام نام آن را اختیاری می گذارند . غافل از اینکه در بیشتر موارد هر معلمی که بیش از 22 ساعت در هقته تدریس داشته باشد در آمد حاصل از مابقی 22 ساعت را دو دستی تقدیم پزشکان خواهد کرد .
اکنون که ماهها از اجرای این طرح ناقض حقوق معلمان می گذرد ، می توان گفت این طرح نه به رفع کمبود معلم منجر شده و نه تاثیری در بهبود وضعیت معلمان داشته است و عدم استقبال معلمان از این طرح نیز نشان دهنده اینست که دیگر معلمان اعتمادی به طرح های آموزش و پرورش و دولت ندارند و می پرسند اگر برای آموزش و پرورش این امکان وجود دارد که ساعات اضافه کار یک معلم تمام وقت را به موقع بپردازند چرا همان مبالغ را تحت نام حق التدریس در زمان معین خود و به طور ماهانه پرداخت نمی کنند و ماه ها به تاخیر می اندازند ؟

آیا واقعا مسئولین فکر می کنند که دیگر مردم به آنها اعتمادی دارند ؟
اکنون بر کسی پوشیده نیست که این طرح اجحافی عظیم در حق معلمان ، دانش آموزان ، نظام تعلیم و تربیت و به طور کلی به کشور است و منجر به تعطیلی تحقیق و تفحص هر چه بیشتر معلمان ، افت شدید کیفیت تحصیلی و بهبود آمارهای آبکی خواهد شد .

ضمنا یک تبعیض شدید و دو دستگی را در آموزش و پرورش ایجاد کرده است چون این طرح در مورد بازنشسته ها ، آموزگاران و معلمین با سابقه بیش از 25 سال اجرا نمی شود که دلیل بسیار موجهی است که هدف بهبود وضعیت معیشت معلمان نبوده است و شاید هم نگاهی شیطانی در پشت این طرح بوده است . اگر هم با عدم استقبال معلمان قصد داشتند با توجیه ها و مزایای بسیار کودکانه به تدریج و به زور همه معلمان را وادار به پذیرش این طرح کنند در مورد آموزگاران و معلمین با سابقه بیش از 25 سال چه کار می کردند ؟ آیا مشکلات مالی این گروه از فرهنگیان را قبلا برطرف کرده اند ؟! چون معلمین با سابقه بیش از 25 سال نمی توانند این طرح را قبول کنند اکنون دریافتی آنها کمتر از معلمین کم سابقه ای است که طرح معلم تمام وقت را قبول کرده اند . پس حاصل تلاش و کوشش مدیران متخصص و متدین به وضوح در فیش حقوقی معلمان قابل مشاهده است که بی کفایتی بیشتری را به معرض نمایش می گذارد .
معلمان با سابقه بیش از 25 سال هم اگر بتوانند در سنوات آخر خدمت به سمت معاونت یکی از مدارس برسند ، می توانند نصف مزایای معلم تمام وقت را پس از بازنشستگی دریافت کنند ولی آیا تمامی معلمان می توانند به سمت معاونت یا مدیریت مدارس برسند ؟ آیا بعضی از مدیران مدارس و بعضی از ستادی ها که در بدنه اداره چنبره زده اند و فقط و فقط در هر کاری منافع شخصی را در نظرمی گیرند چنین اجازه ای را به غیر خودی ها خواهند داد؟ تقریبا 200 سال پیش چارلز دیکنز با نوشتن الیور تویست توانست قانون انگلستان را تغییر دهد .

تلاش بی وقفه برای دستیابی به مدیریت به هر قیمتی ، ایجاد آموزش و پرورشی را که در آن طرح تعالی دانش آموزان و فرهنگیان مطرح باشد را غیر ممکن می کند و تعمیم این تلاش به فراتر از آموزش و پرورش ، ایجاد جامعه ای بی طبقه را غیرممکن می کند .
اگر شخصی با رانت و پارت به مدیریت برسد حق کشی ها و تخلفات زیادی صورت خواهد گرفت . برای یک مدیر تخلفات متعددی می تواند وجود داشته باشد اما سوء استفاده از دستگاه پوز ( دستگاه کارت خوان ) آن هم به شکلی که ذکر خواهد شد در فکر شیطان هم نمی گنجد . مدتی است که کلاهبرداری ها از دستگاه پوز افزایش یافته است که پلیس فتا مواردی از کلاهبرداری های افراد سودجو را بر شمرده است اما فراموش کرده است بگوید که امکان دارد این دستگاه به محل دیگری مثل مدرسه انتقال داده شود و واریزی اولیای دانش آموزان مستقیما به حساب شخص مدیر برود که سوء استفاده از اعتماد اولیای دانش آموزان محسوب می شود .
معاون یکی از دبیرستانهای اداره آموزش و پرورش ناحیه 5 تبریز که قبلا به علت تخلفاتی از جمله سوء استفاده از دستگاه پوز از سمت معاونت برکنار شده بود ، با تغییر روسا و کادر اداره دوباره با رانتی و با پارتی به مدیریت مدرسه ای در نزدیکی اداره آموزش و پرورش ناحیه 5 تبریز می رسد . یعنی طبق رسوم بعد از تخلف ارتقاء مقام می یابد و برای اینکه خود را مدیری لایق جلوه دهد به دهها معلم وعده معاونت می دهد که از این معلمان برای اکثر دانش آموزان نمره قبولی بگیرد و با این حیلت درصد قبولی مدرسه را بالا ببرد که این درصد قبولی بالا مصداق این بیت شعر است :


گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود حاصل گلهای پرپر است


این تخلف یعنی دست بردن در نمرات دانش آموزان به صورت قانونی و شرعی وخیم تر از تخلفات دیگر است که در آینده ظلم به نسلی تلقی خواهد شد . سوء استفاده از اعتماد همکاران تخلفی دیگر است . چون امکان معاونت برای دهها معلم در یک مدرسه مقدور نبود به ناچار و با هماهنگی بعضی از مسئولین اداره که این مدیر قبلا دم آنها را دیده بود ، معلمان را ماهها سر می دواند و سپس به دست این مسئولین و به صورت شفاهی عدم احراز صلاحیت این افراد را اعلام می کردند .

صدای معلمان و مدیریت های ناکارآمد در آموزش و پرورش

تعدادی از این معلمان که 29 سال یا 30 سال سابقه خدمت دارند و به سمت معاونت نرسیده اند تا در این شرایط بحران اقتصادی اندکی کمک معاش خانواده باشد ، با دلی افسرده و چشمانی نگران در اوقات فراغت نگاه به افق دور دارند و اعلام می دارند مدیر متخلفی که همسرش نیز به مدیریت یکی از مدارس دخترانه رسیده است و خودش هم چند آپارتمان ، چندین باب مغازه ، چندین قطعه زمین و باغ دارد و با بریدن نان دیگران ارضاء می شود ، چطور می تواند به حال فقرایی مثل ما که حتی یک خودروی دست چندم نیز نداریم دل بسوزاند ، لااقل می توانست چندین سال ما را سر ندواند .

بعضی از همکاران چون امکان معلم تمام وقت ، معاونت و اعتراف را ندارند به فکر خودسوزی افتاده اند . تقریبا 200 سال پیش چارلز دیکنز با نوشتن الیور تویست توانست قانون انگلستان را تغییر دهد ولی این روزها آنچه که در کشورمان شنیده نمی شود ناله مظلومان است و به این علت سحر خدایاری مجبور شد خودش را به آتش بکشد تا صدایش شنیده شود و بگوید قدرتمندان حقم را پایمال می کنند .

هفتم مهر ماه سال جاری هم فردی که قادر به باز پرداخت وام بانکی و سود سرسام آور حاصله از آن نبود در مقابل کلانتری اقدام به خودسوزی کرد و خودسوزی یعنی نادیده گرفته شدن حقوق فردی و انسانی . ژاندارک ( دختری 19 ساله ) خودسوزی نکرد بلکه با توطئه روحانیون کلیسا به آتش کشیده شد و با آتش از دنیا رفت و واتیکان 500 سال بعد او را جزو قدیسان قلمداد کرد . سحر خدایاری نیز به علت درد پایمال شدن حقوقش با آتش از دنیا رفت اما این دفعه خیلی زود نیمی از جمعیت جهان ، یعنی میلیاردها نفر که در جریان خودسوزی و علت خودسوزی او قرار گرفتند از او با احترام یاد کردند .
پر واضح است که این دردهای بسیار وحشتناک برای کسانی که در فساد غوطه ور شده اند هم ، قابل فهم است ولی برای کسانی که در فساد غرق شده اند قابل فهم نیست و ناله هیچ مظلومی را به طور طبیعی نخواهند شنید .
به نظر می رسد مظلومین در اداره آموزش و پرورش نیز نادیده گرفته می شوند و ناله آنها به گوش کسی نمی رسد . چون مسئولین اداره که به خوبی متوجه شده اند دولت دانش کافی را برای برطرف کردن مشکلات مالی فرهنگیان ندارد به ناچار خود دست به کار شده اند که به حقوق و مزایای بالاتری برسند و فقط در فکر بالا بردن مدرک تحصیلی و احراز مدیریت مدارس خوب در سنوات پایانی خدمت هستند و به این علت یک مسابقه برای احراز مدیریت ها و معاونت ها در اداره شکل گرفته است .
یک هشدار جدی : پس آه و ناله مظلوم به چه روشی شنیده خواهد شد ؟!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

صدای معلمان و مدیریت های ناکارآمد در آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

تصرف املاک آموزش و پرورش و قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش

ماجرای تصرف املاک آموزش و پرورش و یا واگذاری آن به برخی نهادها به کلافی پیچیده و سردرگم تبدیل شده است .

گویا سایر نهادها و دستگاه ها دیواری کوتاه تر از آموزش و پرورش برای گسترش قلمرو خود نمی بینند . هر چند در این میان انگشت اتهام را باید به سوی مسئولانی نشانه رفت که جز حفظ میز و مقام خود به چیز دیگری نمی اندیشند .

منصور اردستانی در گفت‌وگو با خبرگزاری پانا در این باره می گوید : «بند "ع" تبصره 9 قانون بودجه سال 1398 کل کشور مقرر کرده است با توجه به نیاز مبرم وزارت آموزش و پرورش به فضاهای آموزشی، پرورشی و ورزشی برای دانش‌آموزان، در ابتدای سال 98، همه دستگاه‌های اجرایی که مستقر در فضاهای آموزش و پرورش هستند، مکلف‌اند نسبت به تخلیه ساختمان و تحویل آن‌ها به آموزش و پرورش اقدام کنند.»

مدیرکل دفتر حقوقی، املاک و حمایت قضایی وزارت آموزش و پرورش ادامه می دهد: با توجه به ضرورت اعمال این حکم قانون بودجه و هم پیگیری برای تامین نیازهای زیرساخت‌های فضاهای آموزشی و پرورشی، یازدهم فروردین امسال بخشنامه‌ای را به استان‌ها ابلاغ کردیم و دستور داده شد تا فضاهای حکم مورد نظر را احصا و شناسایی کنند.

نماینده تام‌الاختیار وزارت آموزش و پرورش در مراجع قضایی می گوید «بعد از جمع‌آوری اطلاعات، 331 ملک آموزش و پرورش مشمول بند "ع" تبصره 9 قانون بودجه، معرفی شدند. بعد از این مرحله به موجب نامه‌های جداگانه به همه ادارات کل آموزش و پرورش تاکید کردیم ضمن شناسایی دقیق ملک و دستگاه متصرف، موضوع را در شوراهای آموزش و پرورش استان و شهرستان مطرح کنند، جلساتی را برگزار کنند و از طریق تعامل موثر و گفت‌وگو با مدیران استانی و متصرفان دستگاه‌های مختلف، هماهنگ کنند که آن اقدام موردنظر قانون بودجه، عملی، ساختمان تخلیه و تحویل آموزش و پرورش شود. « صدای معلم » به کرات خواهان اجرای کامل مفاد قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش و پاسخ گویی استانداران به عنوان روسای این شوراها گردیده است .

از طریق استانداری و دادستان مرکز استان و ظرفیت‌های قانونی استان، از طریق اعمال نظارت از سوی نهادهای نظارتی مانند سازمان بازرسی، دیوان محاسبات استان و همه آن ظرفیت‌هایی که می‌شد آموزش و پرورش استفاده کند تا این املاک را تخلیه کنند و تحویل دهند اقدام کردیم. علی‌رغم همه این پیگیری‌ها و مکاتباتی که انجام شد متاسفانه گزارش‌هایی که استان‌ها از عملکرد 6 ماهه ارائه کرده‌اند، استنکاف سازمان‌ها و نهادهای متصرف از اجرای حکم قانون بوده است و املاک موردنظر را به جز یکی دو مورد محدود، تحویل آموزش و پرورش نداده‌اند و اجرای حکم قانون با موانع متعددی مواجه شد.

علی‌رغم این‌ها، موضوع را هم برای معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری و هم برای سازمان بازرسی کل کشور و اخیرا هم برای دیوان محاسبات و هم برای ستاد کل نیروهای مسلح ارسال کردیم. بخش عمده‌ای از این فضاها دست نهادهای نظامی و انتظامی کشور است و درخواست کرده‌ایم این املاک را در اختیار قرار دهند. در این بین نهادهای عمومی، بعضی دستگاه‌ها، برخی اشخاص و ... املاک آموزش و پرورش را در اختیار دارند.

عدم پیش‌بینی ضمانت اجرا در این حکم قانونی باعث شد عملا دستگاه‌های متصرف علی‌رغم درخواست و پیگیری مجدانه آموزش و پرورش اقدامی نکنند. ما مکاتبات و پیگیری‌های خود را با مراجع ذی‌ربط دولتی داشته‌ایم. متاسفانه با ممنوعیتی که در ضوابط اجرایی قانون بودجه سال 98 پیش‌بینی شده است، از طرح شکایت یا دعوای حقوقی هم در مراجع قضایی منع شده‌ایم و امکان پیگیری برای ما از طریق مراجع قضایی وجود ندارد.

ما پیگیری‌های خود را از طریق نهادهای نظارتی و معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری و ستاد کل نیروهای مسلح دنبال می‌کنیم. پیش‌نویس هم برای وزیر آموزش و پرورش ارسال شده است و منتظر امضای ایشان هستیم. آیا مطابق بند 6 از وظایف و اختیارات شورای آموزش و پرورش استان ها این گونه موارد در گزارش عملکرد سالیانه شورا به دولت از طریق وزارت آموزش و پرورش اعلام شده است ؟

متاسفانه موضوع به نتیجه مطلوب موردنظر قانون‌گذار و آموزش و پرورش نرسیده است. در صورت لزوم مشخصات دستگاه‌های متصرف فضاهای آموزشی و پرورشی متعلق به آموزش و پرورش را اعلام عمومی می‌کنیم. ما پیگیری‌های خود را انجام داده‌ایم، از مراجع ذی‌صلاح نظارتی، سازمان بازرسی، معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری، استان‌ها و ... ولی جز تعداد خیلی کمی انگشت‌شمار که آن هم با پیگیری و فشار آموزش و پرورش به سرانجام رسیده است، بقیه املاک کماکان در تصرف دستگاه‌ها، نهادها و اشخاص است.

سرپرست اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان یکشنبه 28 مهرماه 98 در شورای آموزش و پرورش استان خوزستان که در سالن جلسات استاندار برگزار شد اعلام کرد : " در این جلسه با کلیات طرح تغییر کاربری املاک آموزش و پرورش و تخلیه ساختمان ها و فضاهای مورد نیاز آموزش و پرورش که در اختیار دیگر دستگاه های اجرایی قرار دارد، موافقت شد. "

نخستین پرسش « صدای معلم »  از مسئولانی که موجب تولید این وضعیت شده اند آن است که مسئولیت شورای آموزش و پرورش استان و یا شهرستان در این موارد چیست ؟

تصرف املاک آموزش و پرورش و قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش

مدیرکل دفتر حقوقی، املاک و حمایت قضایی وزارت آموزش و پرورش ابتدا به  بند "ع" تبصره 9 قانون بودجه سال 1398 کل کشور اشاره کرده که به موجب آن همه دستگاه‌های اجرایی که مستقر در فضاهای آموزش و پرورش هستند، مکلف‌ شده اند نسبت به تخلیه ساختمان و تحویل آن‌ها به آموزش و پرورش اقدام کنند.

اما  سپس به ممنوعیت در ضوابط اجرایی قانون بودجه سال 98 اشاره کرده و اعلام می کند از طرح شکایت یا دعوای حقوقی هم در مراجع قضایی منع شده‌ایم و امکان پیگیری برای ما از طریق مراجع قضایی وجود ندارد .

آیا این تعارض و یا تضاد نیست ؟

آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش آن زمان که این بودجه تصویب می شد متوجه نشدند که ضامن اجرایی این مصوبه چه باید باشد ؟

آیا تصویب این گونه موارد در تعارض و تضاد با اصول مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیست ؟ آیا مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی مُرّ قانون عمل کرده اند ؟

چرا آن زمان این موضوع رسانه ای نشد ؟

آیا مطابق بند 6 از وظایف و اختیارات شورای آموزش و پرورش استان ها این گونه موارد در گزارش عملکرد سالیانه شورا به دولت از طریق وزارت آموزش و پرورش اعلام شده است ؟

مطابق تبصره 4 از " قانون الحاق چهار تبصره به « ماده 18 » قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش استان ها ، شهرستان ها و مناطق کشور ؛ کلیه محاکم قضایی موظفند شکایت موضوع « تبصره های 2 و 3 » این ماده را خارج از نوبت بررسی و احداث کنندگان مجتمع های مشمول را که از انجام تکالیف خویش امتناع ورزیده اند علاوه بر انجام تعهدات قانونی موضوع ماده فوق به پرداخت جریمه ای معادل بیست و پنج درصد ( 25 % )ارزش آن محکوم نمایند و درآمد حاصله طی ردیف درآمدی جداگانه که در قانون بودجه هر سال مشخص خواهد شد به حساب خزانه واریز و معادل صددرصد ( 100 % ) آن در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار خواهد گرفت تا با نظارت شورای آموزش و پرورش استان و توسط ادارات کل نوسازی مدارس نسبت به احداث توسعه و تجهیز فضاهای آموزش و پرورش همان محل اقدام شود . "

وقتی قانون گذار برای حفظ املاک  آموزش و پرورش و حتی توسعه آن چنین مواردی را تصویب می کند ؛ مگر می شود خلاف آن عمل کند ؟

« صدای معلم » به کرات خواهان اجرای کامل مفاد قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش و پاسخ گویی استانداران به عنوان روسای این شوراها گردیده است .

تصرف املاک آموزش و پرورش و قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش

مسئولیت به وجود آمدن چنین وضعیتی هم در درجه نخست آن ها و سپس مدیران کل آموزش و پرورش در سراسر کشور هستند .

پیشنهاد صدای معلم به نماینده تام‌الاختیار وزارت آموزش و پرورش در مراجع قضایی آن است که به جای تهدیدهای بی پشتوانه و توصیه و نصیحت و... به وظایف قانونی و ذاتی خویش عمل کند .

بهتر بود مدیران کل آموزش و پرورش استان ها که در هفته نیروی اننظامی گوی سبقت را در ارسال تبریک ، صدور پیام ، بازدید و... از یکدیگر ربوده بودند ؛ اشاره ای نیز به این موضوعات داشته و از " ضابطان قانون " درخواست می کردند که به " قانون " احترام بگذارند ! 

پایان گزارش/


تصرف املاک آموزش و پرورش و قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

 حوادث تلخ دانش آموزی و سکوت آموزش و پرورش هرمزگان

 امروز 28 مهر وقتی به کلاس درس رفتم سه دانش‌آموز متوسطه اول پسرانه غایب بودند. بچه‌ها  علت عدم حضور را تصادف و واژگونی موتورسیکلت عنوان کرند، تصادفی که هر چند جان آن‌ها را نگرفته بود اما مدت‌ها باید در بیمارستان بستری شوند.
در همین روز خبر دیگری مبنی بر تصادف زنجیره‌ای سرویس مدرسه و مصدوم شدن 11دانش‌آموز دختر نیز منتشر شد.
خبری که مجتبی خالدی سخنگوی اورژانس کشور آن را این‌گونه اعلام کرده است: یک مورد تصادف زنجیره‌ای بین سه دستگاه خودروی سواری (سرویس مدرسه) در ساعت ۰۶:۴۸ در استان هرمزگان در محور دژگان-بندرخمیر ۴ کیلومتری دژگان به سامانه اورژانس کشور اطلاع داده شده است.
براثر این حادثه ۱۴ تن مصدوم شده که شامل ۳ راننده خودرو و ۱۱ دانش‌آموز دختر بین ۱۳ تا ۱۶ سال بودند./ایلنا
درست در اول مهر وقتی مسئولین آموزش‌وپرورش هرمزگان مشغول نواختن زنگ بازگشایی بودند و خبرهای مبنی بر آمادگی صد درصدی مدارس برای شروع سال در سایت ادارات آموزش‌ و پرورش بارگذاری می‌شد یک دانش‌آموز مینابی در مسیر مدرسه زیر چرخه‌ای کامیون جا ماند و جان خود را از دست داد.
این خبر هم از سوی  عادل حساوری  رئیس راهنمایی و رانندگی میناب این‌ چنین اعلام شد: ساعت ۷ صبح روز چهارشنبه (سوم مهرماه)،  یک دانش‌آموز که از روستای حاجی خادمی به سمت مدرسه در شهر میناب با موتورسیکلت در حال حرکت بود، در بلوار آل محمد (ص) میناب براثر برخورد با تریلی جان خود را از دست داد./موج
نکته قابل‌تأمل در این حوادث و حتی حوادثی که در مدارس رخ داده و گاهی مرگ دانش‌آموز نیز در پی داشته است سکوت آموزش‌ و پرورش هرمزگان و عدم شفاف‌سازی است.

حوادث تلخ دانش آموزی و سکوت آموزش و پرورش هرمزگان

هرچند در خبرهایی دور مسئولین گفته‌اند سرویس مدارس کاری به آموزش‌ و پرورش ندارد اما آیا اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی از خطراتی که برای راه مدرسه در کمین دانش‌آموز است نیز کاری به آموزش‌ و پرورش ندارد؟
سهم مدارس از فرهنگ‌سازی و یادگیری هنجارهای اجتماعی و پیشگیری از آسیب‌های روز جامعه چیست؟
چه تعداد از دانش‌آموزان با موتور مسیر مدرسه را طی می‌کنند؟

آیا هیچ‌گونه آموزش و مشاوره قبل از مهر به این دانش‌آموزان داده‌شده است؟ یا اینکه هر اتفاقی برای جان آن‌ها افتاد کاری به آموزش‌وپرورش ندارد!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

حوادث تلخ دانش آموزی و سکوت آموزش و پرورش هرمزگان

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

طرح اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ارائه طرح یک فوریتی با عنوان «رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور»  موجب تحیر و تعجب کارشناسان و نیز فرهنگیان شده است .
بر اساس این طرح قرار است آموزش تمامی زبان‌های انگلیسی و غیر انگلیسی اختیاری و از محیط مدرسه خارج و به آموزشگاه‌های آزاد سپرده شود. هزینه آموزش نیز بر عهده دانش‌آموزان خواهد بود.
« صدای معلم » بر اساس وظیفه رسانه ای خویش از همه فرهنگیان ، کارشناسان ، دانش آموزان و دلسوزان نظام آموزشی دعوت می کند تا با نقد این طرح ، ضمن تاکید بر ارائه و اشاعه فرهنگ مطالبه گری و پرسش گری از اصول " عدالت آموزشی " و " آموزش نوین " در آموزش و پرورش ایران دفاع کنند .
منتشرشده در یادداشت

 حذف زبان انگلیسی و عدالت آموزشی در مناطق محروم

به اذعان خیلی ها، مجلس با مصوبه اخیر خود آزمون نامناسبی داد .این مصوبه یکی از تلخ ترین خروجی ها دراین مجلس پس از چند مصوبه فرمایشی اخیر است!

شگفتا که این نماینده ها که رأی خودرا وامدار مردم حاشیه های فقر و فلاکت شهر و کوره ده های حوزه انتخابیه خود هستند؛ چطور برضد این مردم و آینده و سرنوشت فرزندانشان مصوبه تولید می کنند؟ شاید آزاد سازی آموزش زبان ، یکی از شادترین ایام برای بچه مایه دارهای کشور و به خصوص مؤسسات آزاد آموزشی باشد؛ که به اسم خدمات آموزشی ،اما در قامت مؤسسه های مالی و اعتباری فعالیت می کنند! این اقدام ،از سوی هر طیف و جناح سیاسی باشد؛ موجب شکافی عمیق در عدالت آموزشی بوده و خط پایانی است برحضور دانش آموزان بی بضاعت و کم برخوردار ، در سطوح بالای تحصیلی و موقعیت های علمی و اجتماعی ! طرحی که اگر چهار دهه پیش، عملیاتی می شد ، بسیاری از نمایندگان مجلس که از صدقه سر فرصت برابر آموزشی و ملاحظات حمایتی اقشار آسیب پذیر ،به نام و نوایی رسیدند ؛ امروز درمجلس نبودند!

نمایندگان پارلمان ، راههای زیادی برای تعدیل هزینه های آموزش و پرورش داشتند ؛ هرچند معتقدم هزینه انگاری نظام تعلیم و تربیت عمومی ،نوعی کم فهمی و درک نادرست از سرمایه گذاری پایدار و ماندگار است!

بسیاری هزینه های بی خود ، چه در بخش یارانه های عمومی و چه در بخش خدمات بخشی و اختصاصی قابل تعدیل است ؛ و کاهش و قطع آن ، جز صدای از سر سیری عده ای معدود را در نخواهد آورد! این از ضعف های نظام آموزشی ما است، که معلم های تازه کاری که تمرین معلمی می کنند به روستاها و بخش های کم برخوردار اعزام می شوند ، و باحداقل های دریافتی، تمرین معلمی می کنند. این خلاف عدالت است که دسترسی دانش آموزان بخش های دور دست و کم برخوردار از معلمان خوب و توانا کوتاه است. این از معایب نظام تعلیم و تربیت ما است که بیش از 70% دانش آموزان موفق در انتخاب کد و رشته محل کنکور ،98 از مجموعه های غیر انتفاعی بودند! من اگر جای وزیر بودم ، در سامان دهی نیروی انسانی ،اولویت را به بخش های کم برخوردار می دادم. و بیشترین حقوق را به معلمینی می دادم که برای خدمت به دور دست ها اعزام می شوند.

حذف زبان انگلیسی و عدالت آموزشی در مناطق محروم

چه اشکالی دارد اگر حقوق یک معلم درمناطق محروم و دور از مرکز کشور و استان، معادل حقوق معاون وزیر و مدیر کل باشد؟

چرا نباید رقابت در خدمت به دانش آموزان، باتغییر شیوه های حمایتی معکوس شود؟

آیا حقوق 12 میلیونی برای معلمی که با مهاجرت خانوادگی ؛ خودش را وقف خدمت به دانش آموزان مناطق مرزی و شبانه روزی می کند زیاد است؟

من جای وزیر بودم ، با تجدید نظر درنظام سامان دهی ، تحولی اساسی در عدالت آموزشی ایجاد می کردم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 حذف زبان انگلیسی و عملکرد نمایندگان مجلس در مورد عدالت آموزشی و مناطق محروم

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

نشست خبری محمد اعتدادی و مطالبه ی مهم جامعه از آموزش و پرورش از نگاه مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان

نشست خبری محمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان و همکاران ایشان 17 مهرماه در مرکز آموزشی رفاهی فرهنگیان شماره سه شهر اصفهان برگزار شد .

مطابق معمول از خبرنگار صدای معلم برای این نشست دعوتی به عمل نیامده بود .

پرتال اداره کل آموزش و پرورش اصفهان نوشت :

" مدیرکل آموزش و پرورش استان ضمن گرامی داشت هفته نیروی انتظامی به بیان توضیحاتی پیرامون وضعیت آموزش و پرورش استان پرداخت و با اشاره به این موضوع که سند 2030 هیچ جایگاهی در آموزش و پرورش ندارد اظهار داشت :

نقشه راه آموزش و پرورش استان اصفهان اجرایی و عملیاتی نمودن سند تحول بنیادین است . " قطعاً می دانم که یکی از این ها رسانه است و اوّل و آخر هم شاید رسانه باشد. این برای من سنگین است و نمی پذیرم که من این ارتباط را ندارم و تعامل با رسانه را از اولویت های کار خود می دانم. "

جوهره و چکیده سند تحول بنیادین آن است که مدرسه را به یک پایگاه تربیتی تبدیل نماید

اعتدادی در ادامه با تاکید به این موضوع که تربیت تمام ساحتی در دستور کار تعلیم و تربیت استان قرار گرفته گفت: مطالبه مهم جامعه از آموزش و پرورش اجرای سند تحول بنیادین است و مهمترین مولفه ای که در این سند قرار گرفته چرخش های تحول آفرین است ؛ به آن معنا که دیدگاه سنتی مدرسه ، صرف مکان آموزشی ، حافظه محور و منجمد بودن به محل کسب تجربه های تربیتی و مدرسه کارآمد تبدیل گردد.

نشست خبری محمد اعتدادی و مطالبه ی مهم جامعه از آموزش و پرورش از نگاه مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان

مدیرکل آموزش و پرورش استان افزود : روح حاکم بر سند تحول بنیادین به دنبال آن است که دانش آموزان با مسئولیت های اجتماعی در مدارس آشنایی پیدا کنند ؛ و جوهره و چکیده سند آن است که مدرسه را به یک پایگاه تربیتی تبدیل نماید .

با وجود کسری نیروی انسانی در آموزش و پرورش استان اصفهان خوشبختانه هیچ کلاسی  بدون معلم نیست .

وی در پاسخ به سوال خبرنگاران در خصوص کمبود نیروی انسانی استان و رفع این مشکل، اظهار کرد: طی هشت ماهه گذشته قریب به ۸۰ درصد وقت‌ خود را صرف تامین نیروی انسانی آموزش و پرورش کردیم .اعتدادی افزود: با تلاش، همدلی و هماهنگی همکاران ما دراداره کل و ادارات آموزش و پرورش استان و با کمک و همراهی قریب به 56000 فرهنگی ارجمند  کار تعلیم و تربیت برای بیش از 920 هزار دانش آموز در همه  دوره های تحصیلی در 7040 واحد آموزشی و بیش از 37 هزار کلاس درس آغاز شد.

مدیرکل آموزش و پرورش استان در ادامه به کسری بیش از 12700 نفری نیروی انسانی قبل از شروع سال تحصیلی جاری اشاره نمود و اظهار داشت : طی ماه های گذشته با اقدامات خوبی که انجام شد توانستیم این مشکل را به نحوی مرتفع نماییم تا مهرماه امسال کلاسی بدون معلم نداشته باشیم.

وی افزود: استفاده از فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان، بازنشستگان محترم و سرباز معلم ها و نیروهای آموزشیار سواد آموزی در راستای رفع این کمبود بوده است.

استان اصفهان به لحاظ  فضای آموزشی با کمبود مواجه است

مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان خاطر نشان کرد: باوجود اینکه تصور می شود استان اصفهان در بخش آموزش و پرورش، استانی برخوردار است، اما با کمبودهای شدیدی به ویژه در حوزه فضاهای فیزیکی مواجه هستیم.  اعتدادی با اشاره به اینکه خیرین در همکاری موثر با اداره کل آموزش و پرورش سهم مهمی در ایجاد فضای فیزیکی مناسب داشته اند اظهارداشت: امسال ۹۳ پروژه آموزشی و پرورشی از ابتدا تا پایان مهرماه افتتاح خواهد شد که ۴۸۲ کلاس درس و ۵۷ واحد آموزشی ، سالن های ورزشی ، نمازخانه و کتابخانه را شامل می شود.  

وی تصریح کرد: اکنون در استان ۱۳ مدرسه کانکسی وجود دارد که ۱۲ مدرسه در فریدونشهر و یک مدرسه در چادگان است.

اعتدادی یادآور شد: همچنین ۳۹ مدرسه سنگی در استان وجود دارد که این مدارس در شهرستان های سمیرم، فریدن، چادگان و کاشان واقع است. ۱۱ مدرسه سنگی از رده خارج و فاقد استفاده است که انتظار می‌رود با کمک اداره کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس این مشکل رفع شود.

اعتدادی ادامه داد: امروز هیچ مدرسه خشت و گلی در سطح استان وجود ندارد ؛ و با اقدامات انجام شده سیستم گرمایشی مدارس استان استاندارد می باشد .

استان اصفهان در جایگاه سوم کشوری در کنکور سراسری قرار دارد

مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره تحقیقات پژوهشی برای معلم ها و دانش آموزان، گفت: در این زمینه دو طرح مشخص برای دانش آموزان وجود دارد. طرح  جابر برای دانش آموزان ابتدایی و جشنواره خوارزمی برای دانش آموزان متوسطه اجرا  می شود که فعالیت های پژوهشی، ابتکار و خلاقیت دانش آموزان را در سطح استانی و کشوری به نمایش می گذارد.وی در رابطه با قبولی‌های کنکور استان اظهار داشت: امسال استان اصفهان 2 دانش آموزبا رتبه  تک رقمی داشت اما همه کنکور این نیست و ملاک رتبه یک تا 10 نیست،

خوشبختانه استان اصفهان رتبه سوم کنکور سراسری را در کشور دارد که این موضوع با تلاش و وجدان کاری فرهنگیان استان محقق شده تا در شاخص‌های ارزیابی افت کیفی نداشته باشیم، و در رتبه‌های دو رقمی و 3 رقمی جایگاه خوبی داشتیم."

در تصاویری که این اداره کل منتشر  کرده است فقط چهره و تمثال مدیران به چشم می خورد و خبری از خبرنگاران و اصحاب رسانه ها نیست .

مطابق گزارش خبری اداره کل آموزش و پرورش اصفهان ظاهرا یک خبرنگار حضور داشته چون فقط به یک پرسش اشاره شده است .

پرسش « صدای معلم » از مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان آن است که چگونه و با چه مستنداتی به این فرض و نتیجه رسیده است که مطالبه مهم جامعه از آموزش و پرورش اجرای سند تحول بنیادین است ؟

اعتدادی گفته است : " با وجود کسری نیروی انسانی در آموزش و پرورش استان اصفهان خوشبختانه هیچ کلاسی  بدون معلم نیست " ؛ ایشان پاسخ دهند که این وضعیت چگونه متوازن شده است و جایگاه کیفیت بخشی در نظام آموزشی اصفهان در کجا قرار دارد ؟

سید محمد میرپور معاون توسعه مدیریت پشتیبانی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان در این نشست گفته است : " در رابطه با نیروهای خرید خدمات برنامه آموزشی پیش‌بینی شده و‌ موظف هستند در روزهای پنجشنبه و جمعه آموزش لازم را ببینند."

ایشان توضیح دهد که اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان در تابستان که فصل فراغت نیروهاست به چه کاری مشغول بوده است ؟

نسرین باباپور رییس اداره پیش دبستانی و دوره ی اول ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان در گفت و  گویی که به تازگی با صدای معلم انجام داده است بر " فقدان برنامه ریزی " در فعالیت ها و امور تاکید می کند . ( این جا )

در گفت و گویی که صدای معلم با محمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان در تاریخ پنچ شنبه یکم اردیبهشت ماه در دفتر کار ایشان انجام داد از ایشان پرسید :

" جایگاه رسانه در آموزش و پرورش استان اصفهان ، جایگاه مورد نظر ما را ندارد و از نظر من ارتباط ضعیفی وجود دارد. ما حتی برای سرچ همین مطالبی که فرمودید و یک سری مسائل آموزش و پرورش استان اصفهان ، از تشکیل جلسات و فعالیت های این مجموعه و ... در اینترنت هم به مشکل بر می خوریم و اطلاعاتی پیدا نمی کنیم . راجع به این قضیه در استان اصفهان چه تدبیر و راهکاری دارید ؟

آیا قصد همکاری بیشتر از این به بعد  با اصحاب رسانه ، بالاخص رسانه ای مانند صدای معلم که با قشر فرهنگیان بیشتر در ارتباط است تصمیمی دارید یا خیر؟می خواهیم سؤال کنیم آیا این فرمایشی که حضرتعالی دارید و نپرداختن به رسانه به تعبیر خودم این اتفاق از کی مدنظر شماست؟ این موضوع مربوط به این زمان نیست ، به طور کلی در دولت دوازدهم با وجود آنکه حقوق شهروندی ، بیان آزادانه اندیشه جز مسائلی است که همیشه مطرح بوده است ، ولی باز هم در آموزش و پرورش استان اصفهان هیچ خبری از فرهنگیان نمی شنویم. باز در برخی استان ها مثل تهران و آذربایجان و جنوب کشور خبری از انتقادات هست ولی در استان اصفهان ، فرهنگیان در مصاحبه ها شرکت نمی کنند و علاقه ای به شرکت و حتّی صحبت کردن راجع به مشکلاتشان ندارند . بحث رسانه بین فرهنگیان استان از نظر ما و اصحاب رسانه خیلی ضعیف است. ارتباط فرهنگیان با رسانه واقعاً ضعف دارد. اگر نظر شما غیر از این است و یا نظرتان با نظر ما تقریباً یکی ست ، در مورد آن راهکار بهتری بدهید.

پاسخ مدیر کل به این پرسش چنین بود :

" از این حیث پرسیدم که این سؤال شما با نگاه خود من متفاوت است. من اصلاً نگاهم به رسانه ، نگاه بسیار بسیار باز و بسیار مطلوبی ارزیابی می کنم.

من خودم اعتقاد دارم و به دوستان روابط عمومی هم تأکید کرده ام که در بحث مصاحبه و ارتباط با خبرنگاران هر اقدامی که منجر به این می شود که آموزش و پرورش را به جامعه خوب بشناسانیم ، کوتاه نیایید.

حالا اگر در این زمینه کمکی از دست ما برآید ، کوتاهی نمی کنیم. آموزش و پرورش و در رأس آن دو عنصر بسیار ارزنده معلم و دانش آموز هستند ، که باید خدمات این عزیزان را به جامعه بشناسانیم، قطعاً می دانم که یکی از این ها رسانه است و اوّل و آخر هم شاید رسانه باشد. این برای من سنگین است و نمی پذیرم که من این ارتباط را ندارم و تعامل با رسانه را از اولویت های کار خود می دانم. اگرچه شاید در این یک ماه گذشته دلخوری برای شما ایجاد شده باشد که مثلاً چرا این نشست دیر شده ولی این را نگذارید به حساب اینکه ما نمی خواهیم ارتباط با رسانه برقرار کنیم. اصلاً این طور نیست و من این را قبول ندارم. "

هنوز « صدای معلم » متوجه معنای نگاه بسیار بسیار باز و بسیار مطلوب آقای مدیر کل نشده است !

پایان گزارش/


نشست خبری محمد اعتدادی و مطالبه ی مهم جامعه از آموزش و پرورش از نگاه مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

شعر معلم برای خردمند و روشنفکر

آن زمان اَرزَد خردمند اَرزَنی
بیش خواهد بر همه ، بر خود کمی
حسرتِ یک خوابِ راحت را کشد
یک نفر گر بشنود دارد غمی
ای که روشنفکر نامی خویش را
بی عمل فکرت نیارزَد دِرهمی
با توهّم  کارِ  سودایی کنی
می شود بیمارِ سودا بَلغمی
حضرت عباسی بپرسیدی به سر
از به هم ریزی چه بودت؟ یک دَمی
نشنوی ، اکنون میانِ کوچه ها
ناله ها شیون بسازد هر خَمی
نیست چون شیون ، به سُرنا چون بر آن
ناشی ! از سمتِ گشادش می زنی
باز هم نگذشتی از خود خواهیت
من شوی با هر که باشد نیم منی
بر فرو بنشاندنِ شیون مگر
اهتزاز آید ز هر کو پرچمی
کوچه ها بالَند بر خود گردِ هم
از تجمّع زیرِ چترِ بَرزنی
صاحبانِ ناله سنجدَت هنوز
می نوازی ؟ یا از آنها می کنی ؟
فکرِ خود بینی چنان داری به سر
بر چرندیّاتِ در هم بر همی
دیر وقتی می شود با باوَرَت
هر کجا بذر از جدایی افکنی
بی خبر ! سیلی به هستی در رَه است
سیل و اشک آمیزد آخر می خَمی
گلّه را با کِبر دادی گُرگ خورد
زنده ماندی چون بادنجانِ بَمی
در بساط آهی نمانده ! کاه شد
کوه ها با آن سترگی نم نمی
نامِ نیکو بِه بِمانَد در جهان
از تو تردیدی بُوَد ،  از آدمی!
نیستی صیّادِ ماهر عاقبت
ماشه را بَد می کشی ، خود می زنی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شعر معلم برای خردمند و روشنفکر

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش - نرگس کارگری/

« صدای معلم » در مورد چالش های نظام آموزش ابتدایی و نسبت اولیاء دانش آموزان و مدرسه گفت و گویی را با نسرین باباپور رییس اداره پیش دبستانی و دوره ی اول ابتدایی اداره کل  آموزش و پرورش استان اصفهان انجام داده است .

در این بخش ابتدا پرسش های توسط صدای معلم مطرح و خانم باباپور به این پرسش ها پاسخ می دهد .

سعی خواهد شد در آینده در سایر موضوعات مهم و راهبردی در حوزه انجمن اولیا و مربیان نیز گفت و گوهایی صورت گیرد .

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو
صفحه1 از1041

نظرسنجی

نظر شما درباره حذف زبان انگلیسی از برنامه درسی مدارس و تفویض آن به موسسات خصوصی با مسئولیت خود والدین چیست ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور