صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

وزارت آموزش و پرورش سعی کرده است تا در این مساله از خود  کاملا سلب مسئولیت کرده و گناه را به گردن خیر و پیمانکار پروژه بیندازد/ آیا قرار است دیگرانی که سر رشته ای در امر حساس آموزش و تعلیم و تربیت ندارند برای مدرسه راهبرد و خط مشی تعیین کنند/ اگر قصد خیر و پیمانکار از این کار عمل به یک " سنت " بوده است چرا باید این کار در برابر دیدگان صدها دانش آموز صورت بگیرد اگر واقعال قصد و نیت برای رضای خدا بوده است/ مردم برای تماشای مراسم اعدام قاتل " آتنا " صف می بندند و صدها دوربین از آن عکس و فیلم می گیرند/ چندی پیش سخنگوی قوه قضاییه از ترکیب " قتل های فجیع " نام برد/ پرسش این است که سهم آموزش و پرورش و مدرسه از این " خشونت عریان " چیست/ آیا این گونه معلمان به عوارض و پیامدهای عمل خود و به تنفر و یا کینه ای که در فکر و ذهن دانش آموزان از این عمل شکل می گیرد و در آینده قضاوت و نگرش آنان را می سازد اندکی تامل و تفکر کرده اند/ در جریان دستورالعمل "جذب دانشجو معلمان و شرایط و ضوابط استخدامی از نظر پزشکی و سلامت جسمی، روحی و روانی " که با غوغا و سر و صدا از سوی برخی رسانه ها مطرح شد انگار مشکل ما در آموزش و پرورش و جذب آن  موضوعاتی مانند  " لهجه غلیظ " و یا   بند مربوط به بیماری‌های زنان و برخی نقایص مانند نابینایی  بود/ معلمی که در برابر خشونت عریان سکوت می کند و با پوپولیسم غالب در جامعه همراهی می کند اصولا معلم نیست  و صلاحیت کار معلمی را ندارد/ مدیر کل آموزش و پرورش استان قزوین که در برابر این موضوعات سکوت می کند شایسته ادامه مدیریت نیست و باید عذرش خواسته شود/ شهیندخت مولاوردی در مرایم بازگشایی مدارس از وجود  ١٥میلیون پرونده قضایی در کشور نام می برد و تصریح می کند که ما رسالتمان را درست انجام ندادیم/ دادستان شیراز در خرداد ماه سال 94 اعلام کرد که  فحاشی، توهین و ضرب و جرح نیز در شیراز در صدر پرونده های دستگاه قضایی است که باید در این خصوص چاره ای اندیشیده شود/ خشونت در جامعه نهادینه شده است و اگر چرخه خشونت متوقف نشود ارکان اساسی جامعه و امنیت آن را دچار چالش های اساسی و جدی خواهد کرد...

منتشرشده در دانش آموز
دوشنبه, 03 مهر 1396 ساعت 21:34

دیگر مدرسه ام دیر نمی شود

دیر شدن مدرسه و خاطرات یک معلم از زمان دانش آموزی  شنبه اول هفته بود و باز هم دغدغه های صبح اول مهر؛ مادر، سفره نان، پنیر و چایی شیرین به همراه قربان صدقه های مادر برای زودتر بیدار شدن صبح، آینه و قرآن، رسم دیرین اول مهر به همراه نکات اخلاقی مادرانه و پدرانه که با اول مهر هر سال فرق می کرد.
مادر: پای راستت را بیرون بگذار و بسم الله بگو؛


بسم الله الرحمن الرحیم
و ان لیس الانسان الا ما سعی
خاطرات خوش گذشته دلیلی شد تا مسیر ده دقیقه ای مدرسه رو پیاده طی کنم. در طول مسیر، مادران و پدرانی را می دیدم که دست فرزندانشان را گرفته بودند تا به مدرسه ببرند، یاد آن دوران و موتور ۱۰۰ یاماها پدر افتادم.

یادش به خیر….
چه بوی خوبی است بوی ماه مهر ، بویی که لوازم التحریر های نو، لباسهای نو و کیف و کفش نو را در ذهنم تداعی می کند یا نه بوی محبت مادر و معلم را.
یک لحظه از اولین مهر ابتدایی تا آخرین مهر دوران طغیان متوسطه، هنرستان شهید باهنر، شیطنت های نوجوانی برایم زنده شد، از آقا اجازه برم آب بخورم…

تا فرار از زندان زندگی…
به مدرسه رسیدم. باز مدرسه ام دیر شد‌؟

نهههه…. مدرسه ام دیر نشده بود و بچه ها تازه داشتند وارد کلاس می شدند، وارد که شدم ناخودآگاه اشک چشمانم، خاطرات خوب دوران مدرسه را به یادم آورد.
چقدر دوست داشتم روی همان نیمکت ها که شش، هفت نفری می نشستیم و از سر و کول هم بالا می رفتیم بنشینم و بازی گوشی بچه ها را تماشا کنم ولی دیگر نمی شد، چون من معلم همان مدرسه ای شده بودم که همین دیروز دانش آموزش بودم و وارد دفتری شدم که همیشه از ترس آن دستانم می لرزید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

مهمترین نکته در برقراری ارتباط آن است که پیام به روش مناسبی ارسال شود به طوری که برداشت طرف مقابل ، منطبق با هدف پیام باشد/ وقتی در پاسخ به سوالات فرهنگیان و خبرنگاران و ... در خصوص برخی از خواسته ها و مطالبات فرهنگیان و یا اولیاء دانش آموزان به کلماتی مانند " آموزش و پرورش رایگان " ، " به زودی " ، " در آینده نزدیک" ، " همزمان با پرداخت حقوق ماه جاری" ، " آخر سال " ، "پایان مرداد ماه " ، " آخر ماه جاری " و ... می رسیم خیلی از فرهنگیان عزیز و خانواده های دانش آموزان از این سخنان همان برداشت معمول را دارند که در طول سالیان دراز آموخته اند و یا به تجربه کرده اند/ تربیت دانش آموزانی صادق و راستگو از اصلی ترین اهداف آموزش و پرورش است

منتشرشده در یادداشت

به عنوان معلمی که  بیست و چهارسال از عمر خود را در کنار فرزندان سرزمینم گذرانده ام  احساس می کنم بچه های ایرانم در مدارس فقیر بار می آیند/ بر این باورم  که امروزه بایستی پرورش نسبت به آموزش اولویت داشته باشد بدان معنا که ما ابتدا بایستی از طریق پرورش صحیح ؛ شهروندان کارآمد و مفیدی را روانه جامعه نماییم تا اگر فرصت خدمت در سمت های مدیریتی کشور نصیب آنها نشد، بتوانند مسئولیت های مدنی و شهروندی  خود را به صورت درست ایفا نمایند/ در این مسیرعده ای از مدیران مدارس و معلمین زحمتکش با همراهی با خانواده ها باعث تقویت این نگاه غلط می شوند/ مادامی که اولویت ما به عنوان خانواده و نهاد مدرسه فقط کسب نمره و سنجش های علمی باشد در برهمان پاشنه ی ناکارایی نظام آموزش و پرورش خواهد چرخید/ می توان با تاکید براهمیت و ارزش سلام و احوالپرسی در محاورات و ملاقات های روزمره به آنها بفهمانیم که نسبت به هم نوع خود ،دوست خود،بزرگتر خود بی تفاوت نباشند و به همگان مهر بورزند/ می توان با باز نمودن فضای گفت و گو و اظهار نظر آنها را انسانهای نقاد ،پرسشگر و مطالبه گر بار آورد/ می توان با تاکید بر حضور به موقع در مدرسه و کلاس درس یادآور شویم که رعایت قانون  و نظم و انضباط در جهت بهتر زیستن و آسان زندگی نمودن و در واقع تاکید بر ارزش خویشتن می باشد ...

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 20 آبان 1393 ساعت 01:00

مارا دریابید ؛ ما هم عیالواریم

اصفهان

منتشرشده در نامه های دریافتی

انتقاداز دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش و مشکلات و مطالبات معلمان   خبر 24 به نقل از فارس:

"مهدی نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در برنامه پرسشگر اظهار داشت: این جمله که «حال آموزش و پرورش خوب نیست» را قبول ندارم زیرا آموزش و پرورش علی رغم ضعف‌ها، دستاوردهای خوبی دارد.

وی ادامه داد: توفیق داشتم در زمان تدوین سند آموزش و پرورش در کنار محققان باشم و آسیب های آموزش و پرورش را احصا کردیم و نگاه پژوهشگرانه وجود داشت؛ قبول داریم آسیب‌هایی وجود دارد اما به آن صورت که حال آموزش و پرورش خوب نباشد، نیست و شاید تعبیر مناسبی به خصوص در آغاز سال تحصیلی نباشد چرا که معلمان و مدیران ما زحمات فراوانی می‌کشند و شاید بیش از آنچه باشد که آموزش و پرورش هزینه می‌کند.
نوید ادهم اضافه کرد: وزرای مختلف آموزش و پرورش تلاش کردند اما چرا نتوانستند موفقیتی که می خواستند در این زمینه داشته باشند چون مشکلات بیرونی بر مشکلات درونی، سایه انداخته و آموزش و پرورش را زمین‌گیر کرده است."

احسنتم بر شما جناب دبیر کل ،حداقل شما زحمات ما معلمین و مدیران را لمس کردید و بدان معترف هستید.

اما چرا علیرغم تلاش وزرای مختلف مشکلات آموزش و پرورش حل و فصل نشد که حالش بدتر هم شد؟

*چون که شما ما را در منگنه ی اقتصاد سرکش، بی سرپرست و بی ولی نعمت رها کردید.

*چون شما آنقدر ما را از لحاظ پایه حقوق و مزایا در اندک نگه داشتید از درونمان دودهای خانمان براندازی بیرون آمد و جگر سوزمان کردید. و 96 درصد بودجه اختصاص یافته هم دردی را درمان نکرد و ما را در زیر خط فقر ، فرسوده ساختید. اگر با 96 درصد، اوضاع این است وای به کمتر از آنش.

*چون زمانی که همه مشاغل 30 -40 درصد افزایش حقوق داشتند ، مبنای حقوق ما را نرخ تورم اعلام داشتید و جالب این که مسئولین اقتصادی کشور، همه ماههای سال را برای بی کفایتی مدیریت خودشان تورم 27- 30 درصدی را مجرم اعلام می کردند و تا به ماه فروردین یعنی خجسته ماه افزایش حقوق فرهنگیان می رسیدیم ، علیرغم همزمانی با سال جدید و افزایش ضربتی قیمتها ، نرخ تورم را 10 درصد اعلام داشتید.

*چون سیاست جدیدی را با اعلام زیادی بودن فرهنگیان ،تعقیب نمودید و ما حس نافرزندی شما پدرخوانده ها را پیدا کردیم.

این همه پدر معلمین را برای طرح درسی شروع کلاس درآوردید اما خودتان بدون طرح مسأله وزارتتان را آغاز کردید   *چون هر وزیری به جای تدوین برنامه تغییر و تحول آموزش و پرورش و اجرای آن بعد آغاز وزارت ، برای آن روز روزشماری کردند. این همه پدر معلمین را برای طرح درسی شروع کلاس درآوردید اما خودتان بدون طرح مسأله وزارتتان را آغاز کردید !

*چون هر وزیری به جای کشف و شهود دلایل مشکلات افت تحصیلی و بی انگیزگی معلمین و.....به دادن طرح و برنامه مربوط و نامربوط نمودند. یک روز طرح آموزش ضمن خدمت یک روز طرح کارآمد و.....یک روز از فرانسه یک روز از ژاپن چیزهایی را کپی کردید اما جواب نداد چون بنیادی و متصل به سایر بخش ها نبود. منفصل منفصل. تافته ای جدابافته.

*چون هیچ وزیری درست تشخیص نداد که باید از کجا آغاز نماید . مثلا وزیر فعلی شدیدا روی لهجه ی غلیظ دست گذاشته اند، به نظر شما مشکلی حل خواهد شد یا بدتر خواهد گردید؟

*چون که برنامه های آن وزرات به جای دوره ابتدایی برای دوره متوسطه تهیه و تنظیم شد.و فراموش کردند که جامعه پذیری در دوره ابتدایی تحقق می یابد و در دوره های بعدی شکل جدی تری به خود می گیرد چون آشنایی برای برعهده گرفتن نقش های گوناگون. برای همین نتیجه مطلوب نداد.
خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج.

*چون که با هر افزایش قیمت آب و برق و گاز و مخابرات، شما بجای طلب رایگان این عناصر از وزارتخانه های مربوطه اش، بر مدیران و اولیای دانش آموزان فشار آوردید. و چه کودکانه از یک سو فرمودید: تحصیل رایگان است و هیچ شهریه ای در مدارس دولتی نپردازید و از سوی دیگر مدیران را واداشتید تا با ابزارهای خلاقانه از اولیا پول بطلبند.کمک مردمی.
مگر مدرسه یک شرکت سود افزاست که این شرکت ها طلب حق می کنند؟ مدرسه خانه دوم همه است و با وضع اسف بار بودجه آموزش و پرورش ،تنها راه ، رایگان بودن مصرف انرژی توسط مدارس است.

انتقاداز دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش و مشکلات و مطالبات معلمان

*چون که با افزایش خزنده تورم ، به جای افزایش بودجه و طلب قاطع آن از مجلس ، با همان بودجه سالها به اداره وزارت پرداخته اید و حتی از 37 هزار میلیارد تومان به 31 رسانده اید عجب سخاوتمندانه.
شاید می دانید که یکی از مسابقات خوش خدمتی مدیران رده بالایی استانها ، عدم هزینه کرد بودجه اختصاصی و بازگرداندن آن به مرکز یعنی پایتخت است!

*چون که وزارت آموزش و پرورش 96  درصد کل بودجه را برای حقوق کارکنان اختصاص می دهد و فقط با 6 درصد مابقی مدارس را سرپرستی و اداره می نماید! و تا حال وزیری به مخالفت با این امر در برابر مجلس و ریاست جمهوری برنخاسته است.

* چون که شما به جای مشورت با عناصر درگیر امر آموزش و پرورش و استفاده از تجارب عملی فرهنگیان ، اجازه دادید که همه حتی رفتگر محله نیز راجع به مسایل فنی ،نظر بدهند !

*چون که آموزش و پرورش شد دیوار کوتاه همه وزارتخانه ها که هرکس از راه رسید سنگی بر او بینداخت و همین مظلومیت این وزارتخانه را افزایش داد. تا حدی که این هفته کارشناسی از ایتالیا برای تعیین تکلیف صندوق بازنشستگان ایران نظر داد و حقیقتا پای مستشاران خارجی دارد باز می شود !!مراقب باشید اتفاقات زمان قاجاریه دوباره تکرار نشود.


عینا در زیر آورده شده:
"به نقل از اداره کل روابط عمومي و امور بين الملل صندوق بازنشستگي کشوري، ادوارد وايت هاس، در نشست "پايداري بلند مدت صندوق هاي بازنشستگي در شرايط در حال تحول"، که با حضور جمعي از مديران صندوق‌هاي بازنشستگي ايران، کارشناسان و مديران صندوق‌هاي بازنشستگي کارکنان مختلف از کشورهاي مختلف برگزار شد، بيان کرد: در کشورهاي مختلف افرادي زير نظر دولت و افرادي زير نظر بخش خصوصي شاغل هستند و..."یکی از مسابقات خوش خدمتی مدیران رده بالایی استانها ، عدم هزینه کرد بودجه اختصاصی و بازگرداندن آن به مرکز یعنی پایتخت است

*چون که انتخاب مدیران مدارس بر اساس اصول علم مدیریت صورت نمی گیرد و تا شاهد زبان بازی یا فصاحت زبان خانم یا آقایی می گردید جسارت ایشان را برای مدیریت صلاح تشخیص می دهید و فورا پیشنهاد مدیریت درهمی را می دهید. شما هیچ می دانید که ما معلمین از شرّ آسیب های باندبازی یا دیکتاتوری مدیران در مدارس چه می کشیم؟

*چون که وزرای آموزش و پرورش بودند که اجازه دادند تا مسایل بیرونی بر مسایل داخلی این وزارتخانه اثر سوء بگذارند.

*چون که ....

و چون که ما وزیری شجاع و بی باک تا حال نداشته ایم که جلوی همه عوامل فشار برای عقب ماندگی و کوچک انگاری عناصر تشکیل دهنده این وزارتخانه ،بایستد و فریاد برآورد که همه وزارتخانه ها باید در خدمت آموزش و پرورش باشند. مقام معظم رهبری نیز نظر لطف نموده و از وزیر محترم آموزش و پرورش در قبال همه حمایت نمایند.

تا زمانی که بودجه آموزش و پرورش به حدی نرسیده است که 60 درصد آن برای همه چیز مدارس و فقط 40 درصد مابقی برای حقوق و مزایای فرهنگیان مصروف شود ، و حداقل حقوق فرهنگیان 3 میلیون تومان و حداکثر آن 7 میلیون تومان نباشد، جناب دبیر کل ، حال آموزش و پرورش هیچ خوب نخواهد بود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

مادر اسماعیل می‌گوید که «پس‌ از این حادثه، مردم درِ خانۀ ما را شکستند. مردم ما را خیلی اذیت کردند»/ او می‌گوید «دلم می‌خواهد به منزل آتنا بروم و برایش گریه کنم، اما نمی‌دانم آن‌ها با من چه برخوردی می‌کنند»/بیایید از خودمان سؤال کنیم :وقتی فردی عملی شنیع انجام می‌دهد چرا ما باید پدر، مادر، برادر و خواهر او را مجازات کنیم؟ مگر آن‌ها شریک جرم او بودند؟ آیا ما این حق را داریم که خشم و ناراحتی‌مان را بر سر آن‌ها خالی کنیم/ هیچ‌کس به این موضوع توجه نکرد که اولین کسانی که شواهد قتل آتنا را فاش کردند و در اختیار پلیس قراردادند برادر و همسر اسماعیل بودند/ متأسفانه از کنار این موضوع به‌سادگی رد شدیم/ اگر این فشارها نبود روانکاوان، روان شناسان، جامعه شناسان، قضات و پلیس می‌توانستند زندگی اسماعیل را به شکلی جزئی بررسی کنند و درس‌هایی برای تکرار نشدن این‌چنین حوادثی در اختیار جامعه قرار دهند/ واقعیت آن است که واکنش به این نوع حوادث هم باید به ما آموزش داده شود/ متأسفانه برخی خانواده‌ها تخمه خریدند و در کنار کودکانشان به ثانیه‌شمار موبایل خیره شدند و در خصوص مدت جان دادنُِ قاتل پس از آویختن طنابِ دار بر دور گردنش با هیجان مسابقه گذاشتند/ آثار منفی اعدام در ملاء عام بیشتر از آثار مثبت آن بر جامعه است....

منتشرشده در یادداشت

لهجه غلیظ و آموزش و پرورش   ( پارگراف زیر د رمجلس مطرح گردیده که فیلم ویدئویی آن موجود می باشد )

"فعلا وزارت آموزش و پرورش به دنبال اصلاحاتی برای شیوه نامه جدید خود است اصلاحاتی که حداقل باید تعداد افرادی که در ایران لهجه دارند در نظر گرفته شود یعنی با تعریف لهجه می توان گفت همه.مسئله غلظت لهجه اما چطور این غلظت اندازه گیری می شود."

این موضوعی بود که  هفته آخر شهریور ماه در مجلس مطرح گردید.

در پژوهش مسایل اجتماعی ما مشکل مقیاس ها و وسایل اندازه گیری را داریم ، شما می توانید با یک ترازو یا یک سانتیمتر یا دستگاه لهجه سنج این امر را محقق سازید!

اگر قرار بر حذف لهجه آن هم از نوع غلیظ هست که در گزارش به زبان ترک و کرد، اشاره کرده اند:
باید دیگر هیچ شاغل در هیچ اداره ای از مناطق به اصطلاج لهجه دار استخدام نشود.
باید دیگر هیچ نماینده مجلسی از این مناطق نباشد.
باید هیچ وزیری از این مناطق نباشد.
باید هیچ مدیر رده بالایی از این مناطق نباشد.
باید......

جناب وزیر،
دست مریزاد ! همه مشکلات آموزش و پرورش را حل و فصل نمودید و فقط ماند امر لهجه زدایی!
واقعا کل معضلات نظام آموزش و پرورش امروز ما فقط همین امر است که با حل آن شما خشنود و ما راضی!
شاید این قدم شما برای عده ای فارس زبانان خوش آید اما سرآغاز فعالیت اصلاحی شما بسیار خطرناک است. شما فیتله ی دعوا که نه جنگ ترک و فارس را دوباره دارید روشن می سازید و باید تاریخ ایران را حداقل از زمان پهلوی به خاطر داشته باشید که اوج رگبار فحش و ناسزای این دو زبان در شعر مرحوم شهریار نیز با بیتی نمود پیدا کرد که به حرمت این فضا ذکر نمی کنم.

ساختار فرسوده و مستهلک آموزش و پرورش امروز با این شاخ و آن شاخ پریدن وزرا، فقط با تیرک های چوبی نگه داری می شود که 4 ریشتر زلزله برای ویرانی آن کافی است و شما به جای احیای این ساختمان و بازسازی آن نگران پاسداشت زبان فارسی هستید.

جناب وزیر،
زبان فارسی را ما لهجه غلیظ ها بی خانمان نساختیم که کتب بی محتوی و کم ارزش ادبیات زبان فارسی از بعد انقلاب سست نمود. ما هم با کتب فارسی قبل انقلاب از این زبان ملی شیرینی و بلاغت و فصاحت آموختیم.

جناب وزیر،
ره رفته شما جز ره آورد تفرقه و شدّت و حدّت، نتیجه ی دیگری نخواهد داشت. ما اقوام و آداب و فرهنگ گوناگون بعد یک دهه از انقلاب ، به زندگی مسالمت آمیز با آستانه تحمل بسیار بالا و حرمت و احترام عادت کرده بودیم و شما به بد نحوی این آتش زیر خاکستر را دارید شعله ور می سازید.

جناب وزیر،
از تاریخ آذربایجان یا کردستان یا بلوچستان یا لرستان و تاوان درگیری های آنان با فارس زبانان اطلاع دارید؟ بنده یک بار تبریز را به خاطر دارم که با ورود نیروهای امنیتی و فرمانداری به دانشگاه و دستگیری عده ای به پایان رسید. دانشجوی فارس زبانی فقط با طرح پرسش هایی مبنی بر این که با یک ترک ازدواج می کنید یا همسایه می شوید؟ آتش این جریان را روشن کرده بود. آری فقط با چند سئوال منظور دار جهت دار!

جناب وزیر،
آیا بهتر نبود شما که مطمئن بودید وزیر خواهید شد در طی این 5 - 6 ماه ، برنامه تحول آموزش و پرورش را از پایه زیربنا یعنی ابتدایی پی ریزی می کردید و سرآغاز معقول تر و عملی تری می داشتید؟ و شتاب زده از هر دری برای فعالیت خود پیکر فرسوده ی آموزش و پرورش را سست تر نمی کردید؟

جناب وزیر،
اکنون شما همه معلمین لهجه غلیظ! را منع تدریس نمایید یا بعد از این استخدام ننمایید تا فردوسی زمان خویشتن باشید. فردوسی بینوا سی سال زحمت کشید تا کلمات مخلوط زبان فارسی را بزداید که شما ها کل زحمت فردوسی را پنبه کردید.
انصاف داشته باشید شما مسئولین نظام امروز عربی سخن می گویید یا فارسی؟
بنده که با زبان شکسته و بسته مجریان و گویندگان صدا و سیمای کشورم از بی مقداری زبان ملی ام رنجورم ،یا از پاسداشت زبان عربی مقامات.
ما لهجه غلیظ ها نیستیم که زبان فارسی را به خطر می اندازیم ، شما مسئولین خیلی وقت است که ساختار این زبان را متزلزل نموده اید.گویش محاوره ای فارس زبانان کم از لهجه غلیظ ها به پیکر زبان فارسی آسیب نمی زند.

جناب وزیر،
به جای برهم زدن عادت مسالمت آمیز فرهنگ های گوناگون ایرانی ، کتب ادبیات فارسی دوره های مختلف آموزشی را نجات دهید و به هر رهگذری اجازه تدوین کتب زبان و ادبیات فارسی ندهید .

پاراگراف زیر جملات معترضه خواهند بود اما ذهنم را مشغول کرده است، یعنی:
اخیرا شاهد پدیده جدیدی در آموزش و پرورش هستیم و آن نظر دادن همه وزرای قبلی است از آقایان فانی تا احمدی و حاجی و زر افشان و....
خوب برای نظر دادن چه کسانی بهتر از این افراد. اما چون تا به امروز سابقه ای برای این روند به خاطر ندارم قدری غریب به نظر آمد . این از قوت شماست که وزرای قبلی به صف نظر دهندگان پیوسته اند یا از ضعف؟
این سروران در زمان وزارت خویش چرا چنین سربست نظر نمی دادند؟ شاید توسط گروههای فشار اجازه ی چنین کاری را نداشتند؟
به هر حال این پدیده ی نو حس می شود امید که خیر است و برکاتی در آن نهفته است!

در هر سرزمینی زبان مادری حاکمیت دارد و ما ترک و.... هم با زبان مادری خود تلاش برای انتقال کرسی های حروف و کلمات زبان فارسی داریم . در این مسیر زنان از مردان موفق ترند و حتی گاه به صورت مرضی از اواخر رژیم پهلوی تا به امروز خصوصا تا سال 70(فقط تجربه عملی است) گرایش شدید مادران به گویش فارسی با کودک یک ساله خودشان است. زمانی که ما ابتدایی می خواندیم قلکی در کلاس بود که هر کس در کلاس ترکی صحبت می کرد 2 ریال درون آن می انداخت و شما وزرای دیروز و امروز هستید که به معلمین اجازه دادید در کلاس درس تدریس با زبان محلی بلا مانع باشد، هیچ از این امر خبر دارید ؟ مسئولین کجا بودند زمانی که برخی دروس در همسایگی کلاس ما به ترکی تدریس می شد؟

جناب وزیر،
در ضمن مشکلات امروز دانش آموزان نیز فقط لهجه ی غلیظ معلمان و دبیران آنان نیست که ای کاش تنها این بود. امروز بحران های شدید تضاد فرهنگی و بی هویتی و باخت فرهنگی و سیر و سفر بی امان آنان در دنیای مجازی پدیده های شومی چون خون بازی و تیغ زنی دختران این کشور برای تجددنمایی نو و جلب توجه من و شما وجود دارد که با لاپوشی آن فقط به رواج پدیده شوم کمک می شود نه حل آن.(که در باور من ، ما مجازی هستیم نه آن دنیا ، چون حداقل این دنیا پاسخگوی نیازهای کودکان و نوجوانان و جوانان ما هست اما ما چی؟) یا پدیده مواد مخدر در مدارس پسران و شاید هم دخترانه! یا پدیده گرایشات غیر عرف و شرع به جنس مخالف و....البته پدیده خون بازی و تیغ زنی دختران خاص ایران است و از هیچ کشور خارجی کپی نشده است.
مشکلات و معضلات ساختار پوسیده و سنتی آموزش و پرورش امروز داد فرزندان این کشور را با به انحراف رفتن درآورده است.

جناب وزیر،
به مسایل آموزش و پرورش اگر هم از بیرون و هم از درون ننگرید ره به بیراهه خواهد رفت.یعنی بررسی و مطالعه ی مجموعه عوامل درونی و بیرونی مؤثر بر ساختار آموزش و پرورش. امروز بزرگ نمایی لهجه های غلیظ با دشمنان چپ و راست کشورمان به نفع هیچ کس نیست. فراموش نکنید که در کشور همسایه غرب مان عراق رفراندم استقلال کردستان در حال برنامه نویسی و اجراست که سیاستمداران دو کشور ایران و ترکیه به دلایلی که معلوم است از این امر خشنود نیستند.

جناب وزیر،
شما اگر قصد نجات زبان فارسی از دستان نا اهلان روز و روزگار را دارید با کارشناسان و تحصیل کردگان مجرب این رشته جلسات بی شماری بگذارید تا نتیجه گیری منطقی و عقلانی داشته باشید و گر نه یقین بدانید که بحرانهای جدیدی با این دیدگاه شما در ساختار سنتی در حال ریزش آموزش و پرورش به وجود خواهد آمد.

جناب وزیر،
حال ما بِه نیست بدتر از این نفرمایید !


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از627

نظرسنجی

آیا با حذف معاون پرورشی در مدارس موافقید؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

final 1

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور