صدای معلم

ژما جواهری پور کارشناس اقتصاد در حانه تشکل ها مطرح کرد ؛

هیچ وقت وزارت آموزش و پرورش زمانی که داشت کار بنگاه داری اقتصادی را شروع می کرد نه تئوری های اقتصادی را تعریف کرد و نه تعبیر کرد. اصلا مجموعه ای نبود که این کار را انجام بدهد !

صدای معلم منتشر می کند ؛

گروه تشکل ها/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ همایش چالش ها و بررسی راهکارها و فرصت‌های برون رفت از وضعیت کنونی بنگاه‌های اقتصادی فرهنگیان روز دوشنبه 20 آبان  1398 در " خانه تشکل ها "
 برگزار گردید .

در ابتدای این نشست « ژما جواهری پور »کارشناس اقتصاد و عضو کارگروه اقتصادی در اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران دیدگاه های خود را در این زمینه بیان کرد .

« صدای معلم » بخش نخست سخنان ایشان را منتشر می کند .

 

بنگاه های اقتصادی در آموزش و پرورش و تئوری های اقتصادی

25  سال است که معلم هستم و چهار ماه است که به دستور آقای صیدلو و بهارلو در خدمت شان هستم در اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران . تحصیلات بنده لیسانس فیزیک است و ارشد اقتصاد انرژی و دکترای مدیریت استراتژیک پروژه های انرژی است . بیشتر در زمینه  انرژی های تجدید ناپذیر کار کرده ام و با دکل و چاه نفت هم بیگانه نیستم به جهت کارهایی که در قبل انجام می دادم . بیشتر مشاور بخش های نفت  و پرتولیوم بودم ولی فعالیت فوق برنامه ام بحث های محیط زیستی بوده و به این جهت بنده بیشتر در خدمت خانم دکتر ابتکار بودم و در سازمان محیط زیست فعالیت داشتم. علت این که این اتاق شکل گرفت و این اتفاق افتاد یک پیشینه ای دارد .

یک سال پیش یک پروپوزالی ابلاغ شد به وزارت آموزش و پرورش به نام فرصت های اقتصادی و کارآفرینی سند تحول بنیادین . به جهت وجود بندهای مختلفی که این سند دارد ، پتانسیل های اقتصادی و کارآفرینی که در سند تحول بنیادین قابل پیش بینی بود بنده جمع آوری کردم و در مهر سال گذشته خدمت وزیر وقت بردم. ایشان صحبت کردند و بنا شد که یک کمیته اقتصادی در وزارت آموزش و پرورش ایجاد بشود که متاسفانه ظرف یک سال گذشته محقق نشد.

 بنده به صرافت این قضیه پی برده بودم که این کار را در وزارت خانه دنبال کنیم اما خوشبختانه نمی دانم چرا ولی آقای صیدلو به من زنگ زدند در اوایل تیرماه و از من پرسیدند شما کجا هستید. البته قبلا من آقای صیدلو را قبلا زیارت کرده بودم در یک جلسه ای نه به عنوان معاشرت . ایشان پشت تلفن خودشان را معرفی کردند و از من خواستند که به اداره کل بروم. آقای صیدلو و آقای بهارلو فرمودند که ما می خواهیم روی این مسئله کار بکنیم و چهار پنج ماهی است که ما این کار را شروع کرده ایم و اگر می پذیرید بیایید و در این کار با ما همکاری داشته باشید. البته به جهت این که سال ها در مورد این قضیه فکر کرده بودم خیلی مشتاق بودم که این اتفاق بیفتد و اتاق فکری شکل گرفت به نام ظرفیت های اقتصادی و کارآفرینی سند تحول بنیادین که من و دوستانم و بسیاری از همکارانی که در این مسیر به ما پیوستند قائل به این قضیه هستند که چنین ظرفیت و پتانسیلی وجود دارد و اگر فرصتی باشد و عمری باشد بنده افتخار این را داشته باشم که مجدد خدمت شما برسم در مورد این موضوع خاص توضیحاتی را خدمت شما ارائه بدهم که چطور ممکن است سند تحول بنیادین ظرفیت هایی را برای این موضوع داشته باشد.

پایه کاری ما در اتاق اقتصادی دو موضوع مهم بحث آینده کاری دانش آموزان و همین طور موضوعات رفاهی همکاران است که همه اینها با مسئله بنگاه های اقتصادی که در حال حاضر خدماتی را به همکاران فرهنگی ارائه می دهند گره می خورد. شاید علت این که امروز بنده در خدمت شما هستم علت دعوت این باشد هم به جهت کاری که انجام می دهیم و به جهت ارتباطی که این فعالیت های فکری با موضوع بحث بنگاه های اقتصادی دارد و بعضا ممکن است چالش برانگیز هم باشد.

موضوع این قدر اساسی و همه جانبه است که شاید زبان من قادر نباشد که در این مدت کوتاه تمام این موضوعات و روند های فکری را خدمت تان تشریح بکنم.

بنگاه های اقتصادی در آموزش و پرورش و تئوری های اقتصادی

تصور من در پایان این ارائه آن است که من یک طرح موضوعی انجام داده ام که توجه و علاقه مندی که ممکن است در این جمع انجام بشود یا این اتاق فکری که در خانه  تشکل ها وجود دارد بخواهد این موضوع را دنبال بکند و پنل های تخصصی در این موضوع بگذارد و ادامه بدهد امیدوارم بتوانم این انگیزه را ایجاد بکنم.

عنوان سخنرانی و  بحث امروز چالش هایی است که بنگاه های اقتصادی است که در آموزش و پرورش وجود دارد. ابتدا از کلمه بنگاه شروع می کنیم چون کلمه ناآشنایی در وزارت آموزش و پرورش است . ما معمولا در مورد مسائل اقتصادی به صورت بنگاه اقتصادی صحبت نمی کنیم .

بنگاه یک مجموعه ای از منابع است که به صورت مشخص یک کالا یا خدماتی را ارائه می کند و هدفش هم سودآوری است. طولانی مدت نگاه می کند و به عنوان یک کسب و کار نگاه می کند. معمولا ما کلمات مشابهی که در آموزش و پرورش استفاده می کنیم چیزهایی مانند تعاونی است. کلمه سود یک کلمه مطرحی در این فعالیت ها معمولا نیست علی رغم اینکه تعاونی ها برای بقایشان به این نیاز دارند که چنین برنامه ریزی داشته باشند بنابراین همین ابتدا مشکل چالش این است که ما در مورد تعریف مفاهیمی که معمولا استفاده می کنیم در آموزش و پرورش کمی احتیاط می کنیم.

 تجربه امروز من در اداره کل که دارم و این موضوع دنبال می کنم این است که هر وقت بحث منابع درآمدی، بحث طراحی بنگاه ها،  بحث حمایت از فرهنگیان و بحث کارآفرینی مطرح می شود انگار سود آخرین موضوعی است که ما اجازه داریم به آن بپردازیم در صورتی که در دانش اقتصادی اندکی که بنده کسب کرده ام مارکت و بنگاه اقتصادی یک تعریف مشخصی دارد که باید بر همان اساس ستون ها  بنا بشود و اگر تز فکری ما و تئوری فکری ما به ما این اجازه را نمی دهد شاید اولین مسئله ما این باشد که باید یک دوره روی ایده ها و ایدئولوژی ها و تفکراتمان در آموزش و پرورش انجام بدهیم که در ظرف چهار ماه گذشته به صورت اجرایی عملیاتی وارد این قضیه شدم و حقیقتا به این موضوع رسیدم.

تجربیات عجیبی کسب کرده ام در مواجهه با همکاران فرهنگی که شاید از این وجهه بسیاری از دوستانم را ندیده بودم. وقتی بحث موضوع رفاهیات مطرح می شود ، وقتی بحث موضوع خدمات مطرح می شود در بین همکاران و شکل گیری بنگاه های اقتصادی، همکاران ما خیلی با احتیاط در مورد مشارکت اقتصادی و مالی ورود پیدا می کنند. نه به جهت تجربه بدی که بعضی از بنگاه هایی که در آموزش و پرورش شکل گرفته و ایجاد کرده اند که بحث عمده اش ممکن است بحث عدم اعتماد باشد. ذات و تفکری که بر آموزش و پرورش حاکم است انگار که اجازه ورد به این مسئله را نمی دهد. همکار من دکترا دارد ، نویسنده است و موضوعی مطرح کرد که می گفت اگر ما بخواهیم وارد این مسائل بشویم پس کسانی که در بیرون دارند کار می کنند چگونه باید درآمد داشته باشند ؟

 بعد ما موضوع را با آنها مطرح می کنیم و انتظار داریم که همکار فرهنگی من بیاید از افزایش حقوقش یا افزایش دستمزدش یا تبدیل کردن تخصصش به ریال بتواند توانمندی داشته باشد. از یکی از همکاران پرسیدم تخصصی که شما در اینجا دارید و ارائه می کنید اگر بخواهید در بیرون ارائه بکنید قیمتش چند است و به ایشان برخورد !

 به شدت آن تفکری که معلم شمعی است که می سوزد و اطرافش را روشن می کند هنوز حاکم است و به درست و غلط بودن ایدئولوژی آن کاری ندارم. ببخشید اینقدر زاویه دار صحبت می کنم ولی سال ها کار کردن در بنگاه های مختلف اقتصادی به من یک سری اصولی را یاد داده که ناچارم اینها را اینجا مطرح کنم علی رغم این که آن نوع تفکر در آن بازدهی زمانی و با آن تعابیر کاملا قابل دفاع بود و هنوز هم می تواند قابل دفاع باشد و هیچ سنخیتی، فکر کردن روی مسائل اقتصادی تعارضی با موضوعات معنوی که جایگاه یک معلم دارد تناقضی ندارد.

کمی در مورد بنگاه اقتصادی صحبت می کنم و می خواهم در مورد روندهای جهانی صحبت کنم به جهت این که باید این موضوعات مطرح بشود و بعد از بین ده ها مشکلی که در اتاق اقتصادی و کارگروه اقتصادی برای اجرایی کردن هر کدام از خدماتی که پیش بینی کردیم و به آن رسیدیم فقط یک موردش را مطرح می کنم چون وقت نیست که هر کدامشان را با دلایل مطرح کنم.

من فکر می کنم اگر تفکر تیم اقتصادی را مطرح و موضوع بحث بگذارم شاید کمک بیشتری بکند تا این که بخواهم تیتر وار خدمتتان یک یک مشکلات را بگویم و بروم.

بنگاه های اقتصادی در آموزش و پرورش و تئوری های اقتصادی

در مورد بنگاه های اقتصادی در دنیا در نهایت مسائلی مطرح می شود. وقتی بنگاه اقتصادی شکل می گیرد با همان بنگاهی که صحبت کردم و با همان ایده سودآورانه اش ؛سوالات متعددی مطرح است چرا لازم است بنگاه اقتصادی ایجا بشود؟ چرا ما تعاونی مسکن ایجاد کردیم؟ چرا تعاونی مصرف ایجاد کردیم؟ چرا بنگاه های اقتصادی ایجاد کردیم در وزارت آموزش و پرورش؟ وزارتخانه ان جی اوی اقتصادی نیست. حتی بنگاه داری هم نکرده است ولی چرا ورود پیدا می کند. دیدگاه های اقتصادی مختلف پاسخ های متعددی می دهند و این چیزی است که ما داریم در اتاق به آن فکر می کنیم. چرا این شاکله ها شکل گرفت و ایجاد شد آیا درست است؟ ابعادش باید چقدر باشد تا کجاها باید کار کند ؟ مرزهای این بنگاه ها کجاست. مشتری هایش چه کسانی هستند ؟ این سوالات دارد برای ما مطرح می شود به خاطر این که ما نیاز داریم تا یکبار دیگر تمام این اتفاقاتی که در وزارت آموزش و پرورش افتاده را بازبینی کنیم.  به این دلیل موضوع بنگاه اقتصادی و اقتصاد به نظر من اگر این اتاق فکر و خانه تشکل ها می خواهد مسائل اقتصادی آموزش و پرورش را دنبال کند سنگ بنای موضوع است. یعنی اولا ما به یک سری تئوری های اقتصادی اشراف پیدا کنیم و بعد سوالات اساسی از خودمان بپرسیم که چرا یک وزارتخانه ای می آید در سازمان ها و صندوق های زیرمجموعه خودش ایجاد می کند و چه نیازهایی دارد و می رسیم به آنجا که اینها چه مشکلاتی دارند. بنابراین از اینجا شروع کردیم از بحث اساس بنگاه های اقتصادی و  بحث های تئوریکال و به همین دلیل ما در تیم مان دو سه نفر خالص اقتصاد خوانده داریم. کسانی که دکترای اقتصاد از دانشگاه علامه و تهران هستند و همکار فرهنگی مان هستند و به تئوری های اقتصادی کاملا اشراف دارند و آنها دارند این کمک را به ما می کنند چون لازم است کسانی بیایند و این قرائت ها را از تفکرات ما داشته باشند ، قرائتی کاملا تئوریکال بر اساس نظریات و مدل هایی که در دنیا وجود دارد. شاید هیچ وقت وزارت آموزش و پرورش این کار را نکرد و وقتی داشت کار بنگاه داری را شروع می کرد نه اینها را تعریف کرد و نه تعبیر کرد. اصلا مجموعه ای نبود که این کار را انجام بدهد ! لمه سود یک کلمه مطرحی در این فعالیت ها معمولا نیست علی رغم اینکه تعاونی ها برای بقایشان به این نیاز دارند که چنین برنامه ریزی داشته باشند بنابراین همین ابتدا مشکل چالش این است که ما در مورد تعریف مفاهیمی که معمولا استفاده می کنیم در آموزش و پرورش کمی احتیاط می کنیم.

 کدام بخش وزارت آموزش و پرورش یا پژوهشکده ای آمده این کار را انجام بدهد که انتخاب کند بین بنگاه ها چه چیزی به درد آموزش و پرورش می خورد و مشتریانش در آموزش و پرورش هستند. در مقیاس کوچکش داریم این کار را انجام می دهیم و من فکر می کنم هر مجموعه ای که بخواهد این فکر را دنبال بکند و موضوعات اقتصادی آموزش و پرورش را دنبال بکند لازم است از این بیس شروع بکند. اگر موافق یا مخالفی در این جمع هست خوشحال می شوم در نهایت نظراتشان را بشنوم.

از موضوع بحث بنگاه های اقتصادی می گذرم چون تبیین کردنش بسیار طولانی است و باید حتما چند نفر اقتصاد دان بیایند و در اینجا بنشینند و ما در موردش صحبت بکنیم کسانی که مسلط به اقتصاد آموزش و پرورش هستند چند نفر را پیدا کرده ایم که کار اقتصاد آموزش و پرورش را انجام داده اند حتی در شهرستان های دیگر هستند ولی کار کرده اند . بحث اقتصاد آموزش و پرورش بحث امروز است. یعنی تمام دنیا به آن رسیده است. یک مفهوم ( concept ) را البته با اجازه همه شما بزرگواران که صاحب نظر در مورد مسائل آموزش و پرورش هستید داریم مطرح می کنیم. من خیلی روی این قضیه تاکید دارم. البته عذرخواهی می کنم که کلمه من را استفاده می کنم به جهت این که سه چهار سال روی آن کار شده و می خواهم کاسپت اینجا مطرح شود. در یک جلسه با احتیاط این مطلب را مطرح کردم و می خواهم اینجا خیلی شجاعانه تر مطرح کنم به جهت اینکه می دانم قطعا پذیرش مسائل نودر فضاهای این چنینی بیشتر وجود دارد. موضوع و کانسپت ،صنعت آموزش است.

ادامه دارد

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی


بنگاه های اقتصادی در آموزش و پرورش و تئوری های اقتصادی

چهارشنبه, 29 آبان 1398 17:02 خوانده شده: 193 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +2 0 --
منتقد منصف 1398/09/02 - 07:49
خانم جواهری پور با سلام...یکی از اصلی ترین دلایل عدم تحقق اتاقات امیدوارکننده در سیستم آموزش و پرورش عدم امکان و عدم فرصت جهت روی کارآمدن مدیران توانمند است...متاسفانه معیارهای توانمندی در نظر مدیران کلان آموزش و پرورش صرفاً انقیاد و فرمانبرداری و تبعیت محض است...و نیروهای توانمند و شایسته با تنگ نظری و تهدید دانستن ایشان به جای فرصت دیدن به حاشیه رانده می شوند و افراد فاقد تفکر راهبردی معمولاً بعنوان مدیر انتخاب می شوند و متاسفانه تجربیات و سوابق خارج از سیستم آموزش و پرورش معمولاً در انتصاب مدیران مناطق محلی برای اعراب ندارد!!و قاعدتاً از کوزه همان برون تراود که دروست....!!
پاسخ + +1 0 --
ماندانا 1398/09/03 - 11:18
خانم جواهری پور جای آن دارد که کمیته اجتماعی فرهنگی دفتر سند تحول بنیادین را زودتر ساماندهی کنید و با صدور ابلاغ و شناسنامه دار نمودن این کمیته با حضور و مشارکت همکاران برگزیده بخش صف بویژه بانوان و جچوانان زیرساخت تحول را فراهم کنید...فرصت ها همانند ابر می گذرند و بعدها تاسف این فرصت ها را خواهیم خورد....!!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از نظر شما دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی در امور آموزش و پرورش از نوع " تخصصی " است ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور