صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

شیرزاد عبداللهی / همکار گروه صدای معلم

توران میرهادی و تجربه مدرسه فرهاد

مدرسه فرهاد یک کارگاه تجربی-  آموزشی پویا بود/ در مدرسه فرهاد دانش آموزان قوانین مدرسه را می نوشتند و خودشان هم اجرا می کردند/ چرا فقط بعد از مرگ یاد بزرگانی مانند میرهادی و بهمن بیگی و...  می افتیم/ ای کاش آقای نجفی در دوره وزارتش به خانم میرهادی اجازه می داد مدرسه  فرهاد  را بازگشایی کند/ دانش آشتیانی به  افرادی مانند توران میرهادی که الان زنده اند  اجازه دهد با پول و امکانات خودشان مدرسه مستقل تاسیس کنند/ پیام های رسمی مقاماتی مانند مسجدجامعی و نجفی و دانش آشتیانی در تجلیل  از بزرگان درگذشته ای مانند میرهادی در تناقض با رفتار آنها در پشت میز است/ خانم میرهادی تحت تاثیر جبارباغچه بان و محمدباقر هوشیار به معلمی علاقه مند شد/ میرهادی در دانشگاه سوربن فرانسه در رشته روان شناسی و علوم تربیتی پیش دبستانی تحصیل کرد/ خانم میرهادی شاگرد استادانی مانند "هنری والون" و "ژان پیاژه" بود/ در سال 33 ،سرگرد جعفر وکیلی شوهر خانم میرهادی و عضو سازمان نظامی حزب توده تیرباران شد/ همسر دوم میرهادی، محسن خمارلو  دبی شیمی و از دوستان سرگرد وکیلی بود/ میرهادی قبل از انقلاب ، از مولفان کتاب های درسی بود و تجارب مدرسه فرهاد را وارد کتاب های درسی علوم و تعلیمات اجتماعی کرد/ خانم میرهادی به کار جمعی و مشارکتی اعتقاد داشت/ مدرسه راهنمایی فرهاد مختلط بود و 1200 دانش آموز داشت/ در مدرسه فرهاد هرم اداری وارونه بود. مدیر مدرسه در پایین قرار داشت و بچه‌ها درباره اداره مدرسه تصمیم‌گیری می‌کردند/ یکی از قوانینی که بچه‌ها وضع کرده بودند؛ این بود که هیچ معلمی حق نداشت دانش‌آموزی را از کلاس بیرون کند و حق تنبیه نیز نداشت/ در مدرسه فرهاد ، نمره، شرط قبولی نبود و اگر دانش‌آموزی در یکی از درس‌ها ضعیف بود وظیفه نماینده‌ها و دیگر دانش‌آموزان بود که ضعف او را برطرف کنند/ توران میرهادی  رقابت مداوم ، ارزشیابی دائم از طریق نمره و تعیین جایزه را عامل اسارت نسل جوان می دانست/ میرهادی مشکل آموزش و پرورش را روش های رسمی ، یکسان ساز ، آمرانه ، محدود و یکنواخت آموزشی در مدارس می دانست/ نوش آفرین انصاری : متولیان آموزش و پرورش به خودی احترام نمی گذارند و به پژوهش سرزمینی توجه نمی کنند و نگاه شان به غرب است/ آرزوی خانم میرهادی بیرون راندن رقابت از دل ها و خانواده ها و از نظام آموزش و پرورش بود

تاریخچه زندگی توران میرهادی و مدرسه فرهاد   وزیر آموزش و پرورش در پیامی به مناسبت درگذشت خانم توران میرهادی نوشت: "بدون تردید آثار و خدمات ارزشمند این بانوی فرهیخته و فرهنگ دوست، در میان نسل های آینده کشور ماندگار خواهد بود." واکنش وزیر را چگونه باید تعبیر کرد؟ آموزش و پرورش رسمی ،  مدرسه تجربی فرهاد به مدیریت خانم میرهادی  را در سال 59 تعطیل کرد و اجازه تاسیس چنین مدارسی در طول 36 سال گذشته را نداد. وزیر آموزش و پرورش فعلی هم ارجاع به نسل های آینده داده است! اما الان چه ؟ چرا فقط بعد از مرگ و آن هم به صورت کلیشه ای یاد بزرگانی مانند میرهادی و بهمن بیگی  می افتیم؟ چرا تجربه مدرسه فرهاد را به عنوان شیوه ای متفاوت در اداره مدارس در دانشگاه فرهنگیان آموزش نمی دهند ؟ چرا کتاب های بهمن بیگی به عنوان ماده درسی وارد برنامه تربیت معلم نمی شود؟

چه خوب بود آقای نجفی که در مرگ خانم میرهادی پیام تسلیت می فرستد در دوره وزارتش از خانم میرهادی دعوت و از نظرات او در بهبود روش های آموزشی و طرح هایی مانند طرح کاد و تغییر نظام متوسطه استفاده می کرد و یا حداقل  اجازه می داد مدرسه فرهاد  را بازگشایی کند .  

چه خوب است که امروز دانش آشتیانی به  صاحب نظران  مستقل آموزشی قبل از مرگ شان  اجازه دهد با پول و امکانات غیر دولتی مدرسه واقعا متفاوت با مدارس رسمی  تاسیس کنند تا بخش دولتی هم از تجربه آنها استفاده کند. تجلیل از درگذشتگان کارپسندیده ای است . اما ای کاش تا وقتی زنده هستند در باره آثار ارزشمند آنها حرف بزنیم و از تجارب شان استفاده کنیم.

"طی نیم قرن گذشته در سه زمینه کارکرده ام : آموزش و پرورش ، ادبیات کودکان و فرهنگ نامه . " این خلاصه ای از کارنامه  پر بار خانم توران میرهادی از زبان خودش  است . توران میرهادی سال 1306 شمسی به دنیا آمد . از پدری ایرانی و مادری آلمانی . سید فضل‌الله میرهادی پدر توران ، یکی از دانشجویان نخبه‌ای بود که در سال 1295 برای تحصیل از طرف دولت ایران به آلمان اعزام شد. او  در رشته مهندسی ساختمان گرایش راه آهن مشغول به تحصیل شد. درجلسات دانشجویی دانشگاه مونیخ با «گرتا دیتریش» مجسمه ساز و هنرمند آلمانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواجی منجر شد که حاصل آن 5 فرزند بود و توران فرزند چهارم خانواده بود.فرزندان این خانواده  مدرن ،اما دل بسته فرهنگ ایرانی بودند.  

توران میرهادی در سال 1325 به عنوان دانشجوی رشته علوم طبیعی وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد . دو نفر روی او تاثیر گذاشتند و  مسیر زندگی او را تغییر دادند. اولی جبار باغچه بان و دومی دکتر محمدباقر هوشیار. دانشجوی جوان در کلاس های سواد آموزی باغچه بان شرکت کرد و روش آموزش الفبا به بیسوادان را یاد گرفت و فهمید که معلمی کاری خلاق و پرانگیزه است. با شرکت در کلاس های دکتر هوشیار، مسیر حرکت یک انسان غریزی را به سمت یک انسان وارسته و متعالی را آموخت. این دو تجربه باعث شد که به معلمی علاقه مند شود. مادر توران میرهادی به بچه هایش زبان آلمانی یاد داد و برای آنها معلم زبان فرانسه گرفت.  توران زبان انگلیسی را هم در دبیرستان نوربخش آموخت .

توران میرهادی تحصیل در دانشگاه تهران را رها کرد و در سال 1325برای تحصیل  در رشته علوم تربیتی پیش دبستانی و روان شناسی به اروپا رفت و در دانشگاه معتبر سوربن پاریس مشغول تحصیل شد.  توران میرهادی شاهد جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین بود. او می گوید :"وقتی برای تحصیل به فرانسه رفتم این کشور به تازگی از اشغال آلمان خارج شده بود. دیدن ویرانه ‌های این کشور ذهن مرا به شدت آشفته کرد. همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا جنگ؟ این همه خرابی را چه کسی به بار آورده است؟ هیتلر چگونه آمد و چه کسانی او را به عنوان رهبری پذیرفتند؟ مادرم آلمانی بود اما او هم هیچ وقت تصور نمی‌کرد مردم آلمان به رهبری کسی به نام هیتلر، دنیا را به‌ آتش بکشند.  "

خانم میرهادی در دوران تحصیل در فرانسه از استادان بزرگ "هنری والون" و "ژان پیاژه"  دو استاد برجسته روان شناسی و شناخت‌شناسی کودک در سده بیستم ، درس‌های زیادی آموخت. او در فرانسه کار عملی با بچه های پیش دبستانی و ابتدایی را شروع کرد. در همین سال ها برادر کوچک او فرهاد درگذشت. توران میرهادی می نویسد : "من آن زمان در دانشگاه سوربن فرانسه تحصیل می‌کردم و مرگ برادر تأثیر عمیق بر روح من گذاشته بود، نمی‌دانستم چه کار کنم. مادرم به ما یاد داد که همیشه غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کنیم. حرف مادر من را دگرگون کرد و تصمیم گرفتم بعد از بازگشت به ایران کار مهمی انجام بدهم.."

توران میرهادی سال 1330 به ایران برگشت و در یک کودکستان مشغول به کار شد. طوفان سیاسی این سال ها زندگی توران میرهادی را به شدت تحت تاثیر قرار داد. او با سرگرد جعفر وکیلی از افسران حزب توده ایران ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام پیروز بود. کودتای 28 مرداد پایان کار حزب توده را رقم زد. مدتی بعد سرگرد وکیلی عضو سازمان مخفی حزب بازداشت و در سال 1333 به جوخه اعدام سپرده شد. خانم میرهادی بعد از انقلاب ، نامه های همسر اولش با نام  " نامه های زندان " را منتشر کرد. محتوای نامه ها رویدادهای داخل زندان و شرح مقاومت زندانیان است. در آخرین نامه ، سرگرد وکیلی از همسرش می خواهد که کار فرهنگی را ادامه دهد و پسرش و خانواده اش را به او می سپارد.

همسر دوم او محسن خمارلو  دبیرشیمی و از دوستان سرگرد وکیلی بود. خمارلو بعد از ادواج با توران میرهادی تدریس در دبیرستان را رها کرد و در اداره کودکستان فرهاد و بعدها در تاسیس شورای کتاب کودک و آغاز به کار فرهنگ نامه یار و همراه میرهادی بود . این انسان فرهیخته در سال 58 به دلیل تومور مغزی از دنیا رفت . خانم میرهادی و خمارلو صاحب سه فرزند به نام های کاوه ، پندار و دلاور شدند. کاوه در خردسالی و در حادثه سیل شمال از دنیا رفت. خمارلو وصیت کرده بود که یک سوم اموالش برای پیشرفت کودکان ایران مصرف شود.

خانم میرهادی به کار جمعی و مشارکتی اعتقاد داشت. او خصلت جست و جو گری و طرح سوال را مدیون همکارانی مانند نوش آفرین انصاری ، معصومه سهراب ، یحیی مافی ، لیلی آهی (ایمن) ، زهرا خانلری و ثمینه باغچه بان می داند. میرهادی در دوره قبل از انقلاب ، در تالیف کتاب های درسی علوم و تعلیمات اجتماعی نقش داشت و تجارب مدرسه فرهاد را وارد این کتاب ها کرد. یکی از ویژگی های اخلاقی او نگاه مثبت به زندگی بود . محمد هادی محمدی نقل می کند که توران میرهادی در سال 90 به او گفته است: "چه زندگی سرشاری، از همه هستی و خدا و زندگی سپاسگزارم، که چنین پدر و مادری، چنین سرنوشتی، چنین امکاناتی در اختیار من گذاشت تا بتوانم یک عمر ببینم، بشناسم و سرشار از همه چیزهای خوب هستی شوم!"

توران میرهادی در کار فرهنگ نامه از ایرج جهانشاهی ، ایران گرگین ، محمود محمودی و هوشنگ شریف زاده به عنوان استادان خود نام می برد. میرهادی می گوید که  نظرات کسانی مانند پستالوتسی سوییسی ، فروبل آلمانی ، دکرولی بلژیکی ، دیوئی در  ایالات متحده امریکا ، مونته سوری در ایتالیا ، فرنه در فرانسه ، ماکارنکو در شوروی و فرره برزیلی افق دید او را گسترش داده اند. او با مطالعه نطرات اساتید تعلیم و تربیت و روان شناسی پی برد که مشکل سیستم آموزشی فرانسه در سال های بعد از جنگ جهانی دوم ، روش های رسمی ، یکسان ساز ، آمرانه ، محدود و یکنواخت آموزشی در مدارس است.

مهم ترین تجربه آموزشی و تربیتی توران میرهادی تاسیس کودکستان و دبستان فرهاد  (سال 34 و 35 ) و مدرسه مختلط راهنمایی فرهاد (سال 50 ) بود. مدرسه راهنمایی فرهاد در سال56 ، 1200 دانش آموز داشت. هدف مدرسه فرهاد به گفته خانم میرهادی ، تربیت کودکانی بود که در بزرگی "اسیر نشوند و آزاده و متکی به خرد و دانش خود باشند و از نردبان انسانیت بالا بروند." تاسیس مدرسه فرهاد حکایت دل نشینی دارد که توران میرهادی خود آن را بازگو کرده است. پس از اینکه سیاست زندگی او را زیر و رو کرد. به عنوان معلم  در  مدرسه بامداد زبان تدریس می کرد. توران میرهادی چگونگی تاسیس کودکستان فرهاد را شرح می دهد.

روزی پدر او را صدا زد و گفت : "توران تو حیفی" توران می پرسد :  " منظورتان چیست؟" پدر گفت : " تو رفتی و تحصیل کردی و دنیا را دیدی و حالا برگشته ای و به عنوان یک معلم ساده کار می کنی . نمی توانی کار دیگری به عهده بگیری ؟ " توران می گوید : "می توانم ولی چگونه ؟" پدر می گوید : "تو هنوز به سنی که امتیاز کودکستان بگیری نرسیده ای . مادر امتیاز را برایت می گیرد . من هم به مدت یک سال خانه مسکونی قدیمی خیابان ژاله را بدون اجاره در اختیار تو می گذارم .ده میز و 60 صندلی هم در کارخانه می سازم. الاکلنگ و سرسره را هم می دهم بسازند. بقیه کارها با خودت ." کودکستان فرهاد در مهرماه 34 شکل گرفت . اول کودکستان بود و بعد در کنار آن دبستان تشکیل شد  و در آخر مدرسه راهنمایی فرهاد هم اضافه شد.

شیوه اداره دبستان فرهاد برپایه مشارکت و دانش آموز محوری بود. خانم میرهادی می گوید: " در همه جا شکل سازمانی مدارس به صورت هرمی است که مدیر مدرسه در رأس هرم قرار دارد و پس از آن ناظم، معلم‌ها، اولیا و مربیان و در آخر نیز دانش‌آموزان قرار دارند...در مدرسه فرهاد ما این هرم را وارونه کردیم. یعنی مدیر و رئیس مدرسه در پایین قرار داشتند  و این بچه‌ها بودند که درباره اداره مدرسه تصمیم‌گیری می‌کردند. دانش‌آموزان هر مقطع تحصیلی سه نماینده برای هر ماه و دو نماینده برای یک سال انتخاب می‌کردند. نماینده‌هایی که برای یک سال انتخاب می‌شدند وظیفه قانون گذاری داشتند و دیگر نماینده‌ها نیز وظیفه اداره مدرسه را برعهده داشتند. "

خانم میرهادی می گوید : "یکی از قوانینی که بچه‌ها وضع کرده بودند؛ این بود که هیچ معلمی حق نداشت دانش‌آموزی را از کلاس بیرون کند و حق تنبیه نیز نداشت. نمره، شرط و ملاک قبولی نبود و اگر دانش‌آموزی در یکی از درس‌ها ضعیف بود وظیفه نماینده‌ها و دیگر دانش‌آموزان بود که ضعف او را برطرف کنند تا همگام با دیگر دانش آموزان در درس پیشرفت کند.نماینده‌ها مشخص می‌کردند چه تکالیفی به بچه‌ها داده شود تا باعث پیشرفت آن‌ها شود. برنامه‌های گردش علمی با آن‌ها بود و پس از این گردش همه دانش‌آموزان با کمک هم یک کتاب درباره این سفر می‌نوشتند. وجود کتابخانه فعال به‌عنوان قلب مدرسه در روند آموزش نقش اساسی داشت. من تجربه تأسیس کتابخانه را در کتاب «دو گفتار در زمینه تأسیس کتابخانه در مدرسه» به چاپ رسانده‌ام. مشارکت در مدرسه فرهاد حرف اول را می‌زد. "

در مدرسه فرهاد رقابت نبود . خانم میرهادی می گوید : "در مدرسه فرهاد شاگردان با هم مقایسه نمی شدند. می دانستیم هیچ دو انسانی با هم یکسان نیستند. استعداد و توانایی افراد متفاوت است. آهنگ رشد افراد باهم اختلاف دارد. خصوصیات خلقی و ذهنی افراد یک جور نیست. آهنگ رشد دانش آموزان با هم اختلاف دارد. شاگردان با هم کار می کردند به هم کمک می کردند گروه های کاری تشکیل می دادند و کار را جمعی پیش می بردند. معلمان با ظرافت و در گروه از شاگرد قوی تر برای کمک به شاگرد ضعیف تر استفاده می کردند. گروه های کاری تشکیل می دادند و کار را پیش می بردند. معلمان هر ماه پیشرفت دانش آموزان در دروس از طریق پرسش ارزیابی می کردند اما نه برای نمره دادن بلکه برای سنجش میزان درک و تسلط به مطلب کارشده و برنامه ریزی کارها ، درس ها و تمرین ها برای ماه بعد."

خانم میرهادی در انتقاد از آموزش و پرورش رسمی می گوید: "مقایسه دانش آموزان با یکدیگر ، به وجود آوردن زمینه رقابت مداوم ، ارزشیابی دائم از طریق نمره و تعیین جایزه برای هر کار ، نسل جوان ما را به بند کشیده است." او می افزاید : "در آموزش و پرورش ما با یک مجموعه آزمون های سست و بی پایه ، گروهی از دانش آموزان را استعدادهای درخشان می نامند و در محیط های جداگانه امکانات تحصیلی خیلی بهتری برای آنها تهیه می کنند و گروهی را با عنوان المپیادهای علمی آموزش اختصاصی می دهند . این گروه در مسابقات بین المللی شرکت می کنند. از نخبگان صحبت به میان می آید " او نتیجه می گیرد که دانش آموزان استعدادهای درخشان و المپیادی نهایتا جذب کشورهای توسعه یافته می شوند و اضافه می کند : " بنابراین زحمت از ما و برداشت از آنها "   

خانم نوش آفرین انصاری در مراسم تدفین خانم میرهادی گفت : "خانم میرهادی سه گانه مدرسه فرهاد را نوشتند . سه گانه فرهاد در سه جلد با اینکه آخرین است و مهمترین کتاب او است کمتر از همه خوانده شده است. جلد مربوط به کودکستان بیشتر خوانده شد ، کتابخانه بیشتر خوانده شد ولی جست و جو خوانده نشد. چرا خوانده نشد ؟ به دلیل اینکه متولیان آموزش و پرورش ما به خودی احترام نمی گذارند. به پژوهش سرزمینی توجه نمی کنند. نگاهشان کم عمق ، شگفت زده و از سر دانش کم به غرب است. آنها مافی ها ، میرهادی ها و یمینی شریف ها را نمی بینند. الگوها را در جای دیگر جست وجو می کنند. اگر از این عزیز شاکر سوال کنیم که چه آرزو دارند، به نظرم خواهند گفت صلح و آرامش و امنیت برای همه فرزندان این سرزمین. بیرون راندن رقابت از دل ها و خانواده ها و از نظام آموزش و پرورش ."


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دوشنبه, 08 آذر 1395 ساعت 12:24 خوانده شده: 886 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 -1 --
بهم ریخته 1395/09/08 - 15:24
بهر حال شیوه اداره و مسیر تکامل فرد در مدرسه به هر نحو که باشد سر انجام دانش آموزان باید در یک رقابت جمعی و سالم شرکت کنند و استعدادیابی بدون ترحمی صورت بگیرد. این موضوع که ما از روی ترحم و اینکه ارزشیابی که در آن شکست و موفقیت هست به افراد از لحاظ روحی و روانی صدمه میزند بنظر من یک نوع فریب دادن و فرافکنی از سوی اشخاصی هست که خودشان یا در تکامل بخشیدن به شاگردان ناتوانند یا خود شاگرد ناتوان بوده اما به هر طریق از فیلترهای روند ارزشیابی با خاطرات تلخ عبور کرده اند در صورتی که میتوانستند در جای دیگری بسیار موفق تر عمل کنند و با این نظریه پردازیها موجب اختلال و فساد در امر آموزش نشوند. با احترام.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا با حذف معاون پرورشی در مدارس موافقید؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

final 1

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور