۱۷مرداد ۱۴۰۵ ؛
هر دوره تاریخی، کالای کمیاب خود را داشته است.
زمانی نمک، کمیابترین دارایی بود.
روزی دیگر، طلا.
پس از آن، نفت.
سپس « داده » .
اما شاید در دهههای پیش رو، کمیابترین دارایی جهان نه انرژی باشد، نه اطلاعات و نه حتی هوش مصنوعی. کمیابترین دارایی، «اعتماد» خواهد بود.
این جمله، در نگاه نخست اغراقآمیز به نظر میرسد؛ زیرا هیچگاه بشر تا این اندازه به اطلاعات دسترسی نداشته است. میلیونها خبر، تصویر، فیلم، تحلیل و اظهار نظر، هر شبانهروز در برابر چشم انسان قرار میگیرد.
فاصله میان وقوع یک رویداد و انتشار آن، گاه به چند ثانیه رسیده است. تلفن همراه هر شهروند، هم یک رسانه است و هم یک اتاق خبر.
پس چگونه میتوان از « کمبود » سخن گفت؟ پاسخ در یک تفاوت ظریف نهفته است. شاید موفقترین رسانه، رسانهای نباشد که بیشترین مخاطب را دارد؛ بلکه رسانهای باشد که در روزهای ابهام، مردم حاضر باشند قضاوت خود را چند ساعت به تأخیر بیندازند تا روایت آن را نیز بشنوند.
جهان امروز با کمبود «خبر» مواجه نیست؛ با کمبود «اعتماد به خبر» روبهروست.
این دو، یکسان نیستند.
در گذشته، رقابت رسانهها بر سر آن بود که چه کسی زودتر خبر را منتشر میکند.
امروز، رقابت اصلی بر سر این است که چه کسی میتواند پس از فروکش کردن هیجان، همچنان معتبر باقی بماند.

این تغییر، کوچک نیست. در حقیقت، مفهوم خبرنگاری را از بنیان دگرگون میکند.
برای قرنها، خبرنگار کسی بود که فاصله میان «رخداد» و «اطلاع» را کوتاه میکرد. اکنون، نقش دیگری بر دوش او قرار گرفته است.
او باید فاصله میان «اطلاع» و «اعتماد» را کوتاه کند. این همان میدان تازهای است که کمتر درباره آن سخن گفته میشود.
امروز، هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه خبر بنویسد. میتواند تصویر بسازد. صدا تولید کند. ویدئو خلق کند. حتی گفتوگوهایی بیافریند که هرگز رخ ندادهاند. در چنین جهانی، مزیت خبرنگار دیگر سرعت نیست.
ماشین، همیشه سریعتر خواهد بود.
مزیت خبرنگار ؛ توانایی تشخیص، زمینهسازی و پاسخگویی است؛ توانایی اینکه اگر سالها بعد کسی درباره یک روایت پرسید، بتواند مسیر شکلگیری آن را توضیح دهد و مسئولیت آن را بپذیرد.
اینجاست که ارزش خبرنگاری، نه در تولید محتوا، بلکه در تولید «قابلیت اتکا» آشکار میشود.
تمدنها فقط با جاده، کارخانه، دانشگاه و فن آوری ساخته نمیشوند. آنها به سازوکاری نیاز دارند که امکان توافق بر سر واقعیت را فراهم کند.
* اگر هر گروه، واقعیت اختصاصی خود را داشته باشد، گفتوگو دشوار میشود.
* اگر هر تصویر، مشکوک تلقی شود، حافظه جمعی آسیب میبیند.

اگر هر روایت، تنها به دلیل هم سو بودن با سلیقه مخاطب پذیرفته شود، جامعه آرامآرام توان داوری خود را از دست میدهد.
از این منظر، بزرگترین تهدید رسانه در عصر حاضر، سانسور یا حتی انفجار اطلاعات نیست. تهدید اصلی، فرسایش معیارهای اعتماد است.
جامعهای که نتواند میان «محتوا» و «مستند»، میان «ادعا» و «شاهد»، و میان «سرعت» و «دقت» تفاوت بگذارد، دیر یا زود با بحرانی روبهرو میشود که آثار آن فقط رسانهای نخواهد بود؛ اقتصاد، سیاست، آموزش، سلامت و روابط اجتماعی نیز از آن تأثیر میپذیرند.
شاید به همین دلیل است که « روز خبرنگار » ، دیگر فقط متعلق به خبرنگاران نیست.

این روز، متعلق به همه کسانی است که میخواهند در جامعهای زندگی کنند که اختلاف نظر در آن طبیعی باشد، اما اختلاف بر سر اصل واقعیت، به قاعده تبدیل نشود.
در سالهای آینده، احتمالاً بسیاری از خبرها را الگوریتمها خواهند نوشت. بسیاری از تصاویر را سامانههای هوشمند تولید خواهند کرد. بخش بزرگی از جریان اطلاعرسانی، خودکار خواهد شد.
اما یک پرسش همچنان باقی میماند:
وقتی همه بتوانند محتوا تولید کنند، چه کسی مسئول اعتبار آن خواهد بود؟ پاسخ این پرسش، آینده خبرنگاری را تعیین میکند.
شاید خبرنگار آینده، بیش از آنکه نویسنده خبر باشد، معمار اعتماد باشد.
شاید ارزش او، نه در تعداد خبرهای منتشرشده، بلکه در تعداد خبرهایی باشد که پس از گذشت زمان، همچنان پابرجا ماندهاند.
شاید موفقترین رسانه، رسانهای نباشد که بیشترین مخاطب را دارد؛ بلکه رسانهای باشد که در روزهای ابهام، مردم حاضر باشند قضاوت خود را چند ساعت به تأخیر بیندازند تا روایت آن را نیز بشنوند.
این، سرمایهای است که با فن آوری خریدنی نیست، با تبلیغات ساخته نمیشود و با دستور به دست نمیآید. به آهستگی شکل میگیرد و گاه با یک خطا آسیب میبیند.
از همین رو، هفدهم مرداد را میتوان نه صرفاً روز یک حرفه، بلکه روز یک پرسش دانست؛ پرسشی که هر سال اهمیت بیشتری پیدا میکند:
در جهانی که تولید خبر هر روز آسانتر میشود، چه کسی از «اعتماد» پاسداری خواهد کرد؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
