چاپ کردن این صفحه

« ظاهرا هیچ مقام مسئولی اعم از وزیر آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، رییس جمهور و یا رییس مجلس، مسئولیت بازگشایی مدارس را نمی پذیرد ! »

جای تدریس و یادگیری در " مدرسه " است ... نه مسجد و منزل و حسینیه !

مینو امامی

انتقاد از تشکیل کلاس درس در مسجد و منزل و حسینیه به جای مدرسه در صدای معلم   ابتدا با گذاشتن یک کامنت در زیر یادداشتی، خواستم طرح موضوع کنم اما عمق مسأله برای کودکان ابتدایی آن قدر تأثیر ماندگاری دارد که لازم دیدم به چند نکته مهم اشاره کنم.

شاید کل ماجرا را یک اتفاق ساده فرض کنید و اهمیتی بدان قائل نشوید اما وقتی جامعه هدف، کودکان هستند باید به همه جوانب بیندیشیم.

عنوان خبر 19.30 از شبکه سهند تبریز روز دوشنبه 21 اردیبهشت 1405:

« برگزاری کلاس های تقویتی و رفع اشکال رایگان در مساجد تبریز برای دانش آموزان دوره ابتدایی توسط دانشجویان دانشگاه فرهنگیان.»

چند روز پیش نیز در همین بخش و ساعت خبری، یک معلم در شهرستان مرند، دانش آموزان کلاس خود را در منزل آموزش می داد. حداقل قابل قبول تر است چون معلم اصلی دانش آموزان است، اما در کل باید مسایل اخلاقی و امنیتی را نیز در نظر گرفت. در برخورد با کودکان در هر محیطی به جز مدرسه و کلاس درس، هیچ تضمینی وجود ندارد. باید محتاط و هوشیار بود.

هر چند گاهی در همین کلاس های درس چه ماجراهای ناخوشایندی که پشت سر گذاشته نشده است یا گذاشته نمی شود. لابد آسیب های ناشی از تنبیه بدنی یا نیت شوم یک بیمار مبتلا به اختلال پدوفیلی را به خاطر می آوریم؟

کودکان اماناتی بسیار گرانبهاتر از جواهرات، طلاجات، اسناد ملک و ویلا و ارزهای گوناگون صندوق های امانتی بانک ها هستند. آنان تصویر فردای جامعه ما هستند. فردا را چگونه می پسندیم؟ پس خون بهای آن را بپردازیم.

انتقاد از تشکیل کلاس درس در مسجد و منزل و حسینیه به جای مدرسه در صدای معلم

خودجوش بودن این حرکت، قابل تحسین است. احساسِ ضرورتِ تشکیل چند جلسه رفع اشکال یا تقویتی برای ماه هایی که آموزش لازم و حیاتی به آنان قطع و در فضای مجازی، مهربانی و نگاه مستقیم از آنان دریغ شده است، قابل تقدیر است.

اما با کنار گذاشتن این خوش بینی، شاید هدف از این عمل، درج یک سابقه درخشان در کارنامه این دانشجو معلمان برای هموار شدن مسیر معلمی باشد. هر عمل خیری همیشه فقط با نیت مثبت انجام نمی گیرد و موضوع وقتی کودکان است حتما و باید به نیّات منفی آن نیز دقت داشت. کودکان تحت هیچ شرایطی نباید آلت دست اهداف شخصی و حتی جمعی ما باشند. لذا بهتر است قبل از اجرای هر تصمیمی در شرایط بحرانی، با روان شناسان تربیتی هم فکری شود.

کم تجربه بودن و عدم تسلط به دروس هر پایه ای توسط دانشجو معلم، موردی دیگر است که عمل آنان را زیر سوال می برد. فقط دو سه سال تحصیل در دانشگاه فرهنگیان، نمی تواند مجوز تدریس این افراد باشد.

هر یک از ما برای داشتن مجوز تدریس و معلم شدن، چند خان ممکن و ناممکن را پشت سر گذاشته ایم؟ صِرف ورود به دانشگاه فرهنگیان، نباید خاستگاه چنین مجوزی باشد. در ضمن آیا از معلمان اصلی این دانش آموزان چنین طلبی انجام شده است؟ آنان رضایت دارند تا دانش آموزان کلاس درس خود را در اختیار آموزش فرد ناشناسی قرار دهند؟ یا این معلمان کاره ای نیستند و این یک حرکت متناسب با شرایط است. من بودم شاکی می شدم.

انتقاد از تشکیل کلاس درس در مسجد و منزل و حسینیه به جای مدرسه در صدای معلم

هر معلم دلسوزی، مدافع بازگشایی مدارس هست.  کودکان هاج و واج و با سردرگمی توصیف ناپذیری در فکر چرایی نشستن روی فرش، چرایی پوشیدن فرم مدرسه، چرایی نبودن معلم اصلی خود هستند.

به نظر شما به عنوان یک معلم ابتدایی، این کودک چگونه قادر به رفع اشکال است؟ اصلا با این مقوله آشناست؟ چون معلمان بدون انتظار پرسش از کودکان فقط تدریس می کنند. توصیفی بودن ارزشیابی هم چنین ضرورتی را ایجاب نمی کند. مگر همه ما از همان دوره ابتدایی بر تدریس متکلم الوحده معلمان خود مُهر تأیید نگذاشته ایم؟ ایشان گوینده و ما شنونده. حال این کودک از کجا بداند رفع اشکال یعنی چه؟ در نهایت بخواهد تا بخشی را بیشتر توضیح دهند یا معنای چند کلمه را بپرسد. چند نفر از سی دانش آموز؟

بدین طریق، آموزش توسط چندین فرد متفاوت انجام می گیرد که می تواند موجب تداخل یادگیری و ایجاد استرس بیشتر شود. لهجه ها و گویش ها در استانی که دارای 21 شهرستان، 48 بخش، 70 شهر و 146 دهستان است، بسیار متفاوت از یکدیگرند. موردی که برای ایجاد هماهنگی در کشوری چون فنلاند رعایت می شود و ما هرگز بدان دقت نکرده ایم. آنان برای شش کلاس پایه ابتدایی از معلمی واحد استفاده می کنند تا یادگیری زبان رسمی با آهنگ، تلفظ و سازوکار واحدی به کودکان منتقل شود.

کودکان ما در شرایط عادی مدارس نیز شوک شش معلم و گاها به دلیل تعویض معلم در وسط سال تحصیلی، بیش از این تعداد را در دوره ابتدایی تجربه می کنند. اکنون با فاصله چند ماه چنین حرکتی نه تنها در مساجد آذربایجان که در منازل برخی از معلمان همین استان و سایر استان ها نیز تجربه می شود.

انتقاد از تشکیل کلاس درس در مسجد و منزل و حسینیه به جای مدرسه در صدای معلم

نوجوانان شاید بتوانند با شرایط جدید سازگار شوند و نسبت بدان با توانایی های خود برخورد کنند اما چنین انتظاری از کودکان صحیح نیست. دانشجوی معلم تصویر تلویزیون، کودک کوچک خود را در صندلی کنار تخته وابت برد نشانده و کانون توجه و حواس پرتی دانش آموزان است. در این سن و سال، جلب توجه و نگاه معلم برای تک تک دانش آموزان هر دو جنس بسیار مهم است. اما کودک خانم معلم آینده، خسته می شود یا نیازهایی چون آب و خوردنی دارد. یا باید دستشویی برود. نیازهای ساده، عمومی که دانش آموزان حاضر در مسجد نیز دارند. چند ساعت آموزش؟ آنان زود خسته می شوند. رفت و آمد دانش آموزان هم دردسری دیگر برای اولیاست. در کل کنترل و نظارت مقوله ای حساس است.

شاید به دلیل ضرورت شرکت همه اعضای خانواده در گردهمایی های شبانه میادین، چنین تصوری به ما القا شده است که کودکان ایرانی با درس مقاومت در شرایط جنگی آشنا هستند و علت ضرورت همراهی پدر و مادر، تنها نماندن آنان در منزل برای بیش از چهار ساعت میدان داری است. کودک دو روزه تا 10 ساله که طبق نظر روان شناسان مناسب قرار گرفتن در شرایط و مفاهیم جنگی نیست، مجبور به حضور هست. اما دقت کنیم در پوشه پرونده سلامتی روحی - روانی هر یک از این کودکان کدام برگه ها را قرار می دهیم. چون تأثیر محتوای هر برگه برگشت ناپذیر است و در اعماق وجود و شخصیت آنان به عنوان ارزشی جدید تثبیت می شود.

انتقاد از تشکیل کلاس درس در مسجد و منزل و حسینیه به جای مدرسه در صدای معلم

آموزش غیرحضوری موجب محروم ماندن دانش آموزان از فضای شاد مدرسه می گردد. آنان جریان تلاش برای یادگیری را تجربه نمی کنند، از فعالیت دسته جمعی بی نصیب می مانند و مهارت‌های اجتماعی را یاد نمی گیرند. تعامل اجتماعی اگر برای ما بزرگسالان به منزله تأمین سلامتی روحی و روانی یا گذران وقت است، برای کودکان علاوه بر این، به منزله درس و آموزش است. پس هر معلم دلسوزی، مدافع بازگشایی مدارس هست.

اکنون هر بخش از جامعه به امنیت لازم برای ادامه فعالیت رسیده اند به جز آموزش در مدارس و دانشگاه ها. اگر ترس از تکرار خاطره تلخ 168 دانش آموز مدرسه شجره طیبه میناب، مانع تحقق این آرزوست، آن وقت چه تضمینی وجود دارد که در سال تحصیلی پیش رو، دوباره این دو دیوانه هوس موشک بازی و قتل و غارت نداشته باشند؟

امسال با اتکا به تدریس پنج ماهه در مدارس، جلسات رفع اشکال یا تقویتی در منازل معلمان یا مساجد و حسینیه ها برقرار شد، اگر جنگ بعدی در کار باشد و آغاز یا نزدیکی آن مهر ماه پیش رو باشد، با اتکا به کدام یادگیری، چنین جلساتی تشکیل خواهد شد؟!

ظاهرا هیچ مقام مسئولی اعم از وزیر آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، رییس جمهور و یا رییس مجلس، مسئولیت بازگشایی مدارس را نمی پذیرد ! مسئولیت سنگینی است و همین راز ِتفاوتِ جایگاهِ چون منی با هر یک از این افراد یا اعضاست.

در نهایت باید چه کرد؟

فراموش نکنیم هر سخن و حرکتی بر اذهان این کودکان حک می گردد. امروز هر یک از این کودکان، فرزند من یا شما هست و فردا هر یک از آنان، والدینِ فرزندانِ خود و شاغلان جامعه خواهند بود. پس قدری مسئولیت شناس باشیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پنج شنبه, 24 ارديبهشت 1405 16:03 خوانده شده: 455 دفعه

در همین زمینه بخوانید: