چاپ کردن این صفحه

«امروزه فضای مجازی، محتواهای مولتی مدیا، بخشهای غیر دولتی مجهز به ابزارهای روز و دیگر امکانات عصر پسا مدرنیته ، امکان یکه تازی نظامهای تعلیم و تربیت رسمی را سلب کرده است»

پیش به سوی آموزش و پرورش داوطلبانه

حبیب اله افتخاری/ دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت

مدرنیسم و آموزش و پرورش داوطلبانه

تا پیش از مدرنیته تعلیم و تربیت جنبه طبقاتی داشت و متعلق به گروه های اندکی از جوامع بود. طبقه اشراف، الیگارشی های سلطنتی ، درباریان ، روحانیون و کسانی که از ثروت یا قدرت بهره ای برده بودند تحت تعلیم و تربیت قرار می گرفتند.آموزش و پرورش تا پیش از عصر روشنگری به عنوان یک حق عمومی به رسمیت شناخته نمی شد.با شکل گیری و بسط مدرنیته ، آموزش و پرورش به عنوان یک حق عمومی، در کنار دیگر حقوق مردم در قوانین موضوعه کشورها گنجانده شد . عصر پسامدرنیته عصر تنوع انتخابها و گزینش هاست.

دومینوی شکل گیری مدارس مدرن و آموزش و پرورش مترقی مرزهای کشورهای غربی را در نوردید و به دیگر کشورها سرایت کرد. چهره نظام تعلیم و تربیت در اکثریت کشورها، مبتنی بر خاستگاه مدرنیته تغییرات محتوایی و ساختاری یافت.

اکنون که ما با قاطعیت صحبت از آموزش و پرورش رسمی و عمومی می کنیم و دولتها و حاکمیت ها به دنبال بسط ارزشهای حاکم از طریق مکانیسم های جامعه پذیری مندرج در آموزش و پرورش هستند ، نبایستی فراموش شود که آنچه امروز به عنوان حق مسلم مردم فرض می شود ، روزگاری فقط شامل اقلیت زور دار و زر دار بود.اکنون اما روشنگری ها در استیفای حقوق عمومی ، چهره همه جوامع را از بی سواد و کم سواد به سمت کشورهایی با اکثریت باسواد تغییر داده است تا جایی که حتی کشورهایی توفیق محو بی سوادی یافتند.

البته این پایان ماجرا نبود.

مدرنیسم و آموزش و پرورش داوطلبانه

تکانه های ناشی از پسامدرنیته و شکل گیری جوامع الکترونیکی و آموزشهای نو ظهور و تحت وب ، آموزش و پرورش عمومی را با چالش های بزرگی روبه رو ساخته است.دانش آموزان امروز به واسطه کاربرد گسترده وسایل ارتباط جمعی، امکان دسترسی به منابع اطلاعاتی و کسب آگاهی از طریق بسترهای ریزوماتیک را به دست آورده اند و گاه به این سبب ، گوی سبقت را از معلمان خود در مسیر دریافت آگاهی و اطلاعات ربوده اند. دیگر این معلم نیست که نقش برتر و دست بالاتر را در امر تعلیم و تربیت دارد. دانش آموز امروزی با یک کلیک و یا لمس یک گزینه به میلیونها دیتا و محتواهای آموزشی دسترسی خواهند داشت ، جایی که شاید معلمان آنها به واسطه تعلق به نسل گذشته کمتر به این منابع دسترسی داشته اند. اینجاست که آموزش و پرورش عمومی ظرفیت های یکه تازانه خود را از دست داده است.

امروزه فضای مجازی، محتواهای مولتی مدیا، بخشهای غیر دولتی مجهز به ابزارهای روز و دیگر امکانات عصر پسا مدرنیته ، امکان یکه تازی نظامهای تعلیم و تربیت رسمی را سلب کرده است.

عصر کرونا این واقعیت که در زیر جلد جوامع بود را به سطح آورد. اکنون همگان با واقعیتی به نام فرصتهای متنوع و متعدد یادگیری روبه رو هستند که دیگر در آموزش و پرورش عمومی خلاصه نمی شود. قدرت انتخاب دانش آموزان متنوع و متعدد شده است.در این فضا هر گونه انحصار در جریان آموزش باعث سرخوردگی نسل جدید خواهد شد. دانش آموزان امروز دیگر خواهان محدودیت در چارچوب مدارس گذشته و اساسا نظام تربیتی گذشته نیستند.

عصر پسامدرنیته عصر تنوع انتخابها و گزینش هاست. داوطلبانه شدن آموزش و پرورش عمومی و رسمی در این شرایط سرنوشت حتمی ماست. آموزش و پرورش رسمی انتخاب قطعی و حتمی دانش آموز امروزی نیست. او اکنون فرصتهای جدیدتر و میانبر های نزدیکتری برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود در دسترس دارد.

 بدون ترس و نگرانی از کتمان کردن این واقعیت، بسترهای لازم برای به رسمیت شناختن دیگر انتخابهای دانش آموزان را باید فراهم کنیم.

پس پیش به سوی آموزش و پرورش داوطلبانه !


ارسال مطلب برای صدای معلم

smiedu1@gmail.com

مدرنیسم و آموزش و پرورش داوطلبانه

سه شنبه, 09 آذر 1400 22:15
2: 2021-11-30 18:45:57
3: سه شنبه, 09 آذر 1400 18:45
خوانده شده: 588 دفعه

در همین زمینه بخوانید: