گاه برخی از والدین برای ایجاد انگیزه و انگیزش در کودکان خود، وعده وعیدهایی شتاب زده یا خارج از حد توان خود می دهند. هر چند قصد نهایی آنان تحقق هدف مورد نظر است اما کمتر کسی پای بند قول و قرار خود می ماند. این امر یا خارج از حد و توان والدین است و یا به نظر آنان برای خوب درس خواندن فرزندان نیازی به دادن جایزه یا رشوه نیست.
امروز این آموزش و پرورش است که همانند سایر موارد قبلی، نقض عهد کرده است. تأخیر اول در وفای به عهد، از پایان مهر ماه تا پایان اسفند ماه 1404 است و تأخیر دوم مربوط به آخر اسفند ماه 1404 است تاکنون.
با توجه به این که دولت در اولین ماه جنگ، با سربلندی توانست عیدی و حقوق آخر سال را زودتر از موعد مقرّر بپردازد، پس بهانه جنگ، قابل پذیرش نیست.
یقین به عنوان یک معلم، متوجه بار مالی پاداش برابر یک ماه حقوق بازنشستگانی که به استمرار خدمت تن داده اند، هستم. اما شما برای افزایش تعداد معلم واجد شرایط چنین وعده ای دادید پس وفای به عهد کنید. چنین وعده ای نشانگر شرایط غامضی است که راهکار مناسبی جهت حل و فصل آن حداقل برای کوتاه مدت وجود ندارد.
قبلا طی یادداشتی در « صدای معلم » اشاره کرده بودم افرادی که بحران کمبود معلم را با بازنشستگی پیش از موعد و با ارفاق پنج سال به وجود آوردند هرگز محاکمه یا مجازات نشدند و برعکس، تحت عناوینی دیگر پست های مهمی نیز به دست آوردند. بحران کمبود معلم، بیش از 15 سال است که دامن گیر نظام آموزشی است و طبق شواهد موجود، لاینحل به نظر می رسد و طرح و برنامه ای چاره ساز برای رفع آن یافته نشده است. مدیریت بحران، مهارت و دانشی ویژه می طلبد که هنوز یا تدریس نمی شود و یا از پتانسیل مدیران ما خارج است.
در 13 مرداد 1404 فرهادی معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش به ایلنا چنین گفته است:
«برآورد ما از بازنشستگی فرهنگیان تا 31 شهریور 1404 حدود 40 هزار نفر است که با احتساب استمرار خدمت حدود 23 هزار نفر در مجموع حدود 63 هزار نفر مشمول بازنشستگی خواهیم داشت. با جذب نیروهای جدید حدود 35 هزار نفر و استفاده از استمرار خدمت معلمان بازنشسته، تراز نیروی انسانی مهر 1404 نسبت به مهر 1403؛ حدود 20 هزار نفر مثبت است و کمبودی وجود ندارد.»
ظاهرا آموزش و پرورش بدون طی مسیر طولانی برای پرورش معلم در دانشگاه فرهنگیان، به سادگی و با استفاده از نیت خالص، عشق به تدریس و یا بر اساس نیاز همکاران، تلاش کرده است تا معضل کمبود معلم را حل و فصل و تراز نیرو را مثبت سازد. یعنی نیروهای ورودی (جذب یا استخدام آموزش و پرورش) بیشتر از نیروهای بازنشسته و خروجی باشد. فرسایندگی بی امان شغل معلمی در کجای این خوش خیالی پنهان می ماند؟ یا امیدواری بی حاصل آنان با اعتماد به وعده آموزش و پرورش، چگونه ادامه کار را ممکن خواهد ساخت؟ با توجه به تعطیلی بیش از نیم ترم مدارس، برخی از همکاران اجازه لغو قرارداد را خواهند داشت؟ اگر بیشتر یا همه آنان دیگر راضی به استمرار خدمت نباشند، تکلیف کمبود معلم چه خواهد شد؟ شاید تعطیلی مدارس، پوششی برای پنهان ساختن همه این واقعیت هاست.
صد افسوس که همکاران بزرگوار بازنشسته؛ ارزش سی سال خدمت خود را فقط با دریافت یک ماه پاداش برابر حقوق ماهانه سنجیدند و به همین مقدار راضی گشتند. در حالی که ریش و قیچی در دستان آنان بود و می توانستند به عنوان تعیین کننده نهایی از فرصتِ طلاییِ امتیازگیری، نهایت بهره را ببرند.
هر زمان آموزش و پرورش، ما معلمان را در برابر شرایط ناعادلانه تسلیم دیده است به همان اندازه بی عدالتی را گسترده تر کرده است. آن مبلغی که حداقل با حقوق ماه اول استمرار خدمت شما سروران، می بایست پرداخت می شد در سایه امروز و فردا، تاکنون به بایگانی مطالبات اضافه گردیده و ارزش ذاتی خود را از دست داده است. تا حدی که برخی از شما همکاران گلایه های خود را تحت عنوان انتقاد، به سایت صدای معلم؛ جهت دادرسی ارسال داشته اید.( از 26 اسفند 1404 تا 7 خرداد 1405، 11 مورد نامه به سایت صدای معلم در خصوص عدم پرداخت پاداش استمرار خدمت بازنشستگان ارسال شده است.)

به گزارش خانه ملت، در بند (ج) ماده 88 قانون برنامه پنج ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1407 - 1403) آمده است:
«دولت مجاز است در صورت تأمین اعتبار در قوانین بودجه سنواتی، پاداش بازنشستگی معلمان در رتبههای استادیار، معلم و بالاتر را در سال سیام خدمت بدون اعمال فرایند بازنشستگی پرداخت و با استمرار خدمت آنان تا پنج سال افزایش خدمت با رعایت سقف شصت و پنج سالگی موافقت نماید.»
دو نکته در خصوص این قانون قابل توجه است:
1- تصمیم آموزش و پرورش این بوده که اگر معلمانی زیر شصت سالگی به سی سال خدمت رسیده اند باید تا این سن به خدمت خود ادامه دهند. خوشبختانه دیوان عدالت اداری پس از بررسی بخشنامه استمرار خدمت فرهنگیان، اعلام کرده که بخشنامه مذکور با مواد قانونی به ویژه قانون برنامه هفتم توسعه در تعارض است. بر همین اساس مقرّر گردید تا وزارت آموزش و پرورش اقدامات اصلاحی در فرآیند صدور و اجرای بخشنامه انجام دهد. ورود دیوان به این موضوع در راستای جلوگیری از تضییع حقوق کارمندان و اجرای دقیق قانون صورت گرفته و بخشنامه نیز در دستور اصلاح قرار گرفته است.
2. هر انسانی در هر شغلی بعد از گذشت مدت زمانی از خدمت دولتی یا غیردولتی خود می تواند دچار برخی از بیماری ها شود که مُخلّ ادامه خدمت اوست. با توجه به این که شغل معلمی فی ذاته فرساینده است، به شرط سلامتی جسمی و روانی همکاران در بند (ج) ماده 88 اشاره نشده است.

منظور از استمرار خدمت فرهنگیان چیست؟
«استمرار خدمت فرهنگیان به معنای ادامه فعالیت شغلی معلمان و کارکنان آموزش و پرورش پس از رسیدن به سن بازنشستگی قانونی است. این امکان معمولا به درخواست شخصی فرهنگیان و با تأیید مراجع اداری و سازمانی آموزش و پرورش انجام می گیرد. استمرار خدمت در چارچوب مقرّرات اداری، مالی و با توجه به نیاز سازمانی بررسی و تصویب می شود.»

دو نکته قابل توجه در تعریف استمرار خدمت فرهنگیان
1- گفته شده این مهم به درخواست شخصی فرهنگیان و با تأیید مراجع اداری و سازمانی آموزش و پرورش انجام می گیرد. به نظر من برعکس این درست است یعنی درخواست کننده می باید آموزش و پرورش بود و تأیید کننده شخص همکار. حال سوال این است آیا استمرار خدمت دهندگان با توافق و امضای خود، موافق همکاری شده اند یا آموزش و پروش به جای آنان تصمیم گرفته است؟
2. در تعریف بالا، علاوه بر معلمان به استمرار خدمت کارکنان آموزش و پرورش برای امر تدریس نیز اشاره شده است. این افراد همگی دارای سابقه تدریس نیستند. یا از مدت زمان تدریس آنان به دلیل انتقال به بخش اداری، زمان طولانی سپری شده است. آنان قرار است با کدام توانایی به تدریس کتب پایه های مختلف تحصیلی بپردازند؟ آب بابا درس دادن نیز نیاز به آشنایی با اصول فن معلمی و روان شناسی دارد، چه رسد به دروس تخصصی یا عمومی رشته ها و پایه های مختلف تحصیلی.
حدودا دهه نود بود که آموزش و پرورش حق اضافه تدریس را برای معلمان توانمند یا نیازمند، لغو کرد. لذا برخی از آنان جهت پاسخ گویی به نیازهای خود به تدریس خصوصی روی آوردند. وقتی اضافه تدریس همکاران قانونی بود حساب و کتاب آن با نظارت و کنترل آموزش و پرورش به صورت هماهنگ انجام می شد آن هم با حداقل پرداختی ممکن. اما در تدریس خصوصی تعیین کننده فرد مدرّس بود. در بیشتر کشورها تدریس خصوصی معلم برای دانش آموزان کلاس خود، غیرقانونی است.
(بخشنامه زیر ضوابط پرداخت پاداش اضافه تدریس معلمان را نیز بیان می کند، اما چون موضوع بحث ما نیست بدان اشاره نکرده ام.)
ضوابط پرداخت ... و استمرار خدمت معلمان واجد شرایط بازنشستگی
بخشنامه شماره 25/700 مورخ 1403.06.05 وزارت آموزش و پرورش:
ابلاغ کننده: علی فرهادی- معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش
ابلاغ شونده: مدیران کل محترم آموزش و پرورش استان ها
« به آن دسته از معلمانی که در شرایط بازنشستگی اجباری تبصره 2 ماده 103 قانون مدیریت خدمات کشوری (30 سال سابقه خدمت و 60 سال سن برای مدرک کارشناسی و پایینتر و 35 سال سابقه خدمت و 65 سال سن برای مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر) قرار نگرفتهاند، در صورت نیاز آموزش و پرورش و استمرار خدمت آنان، یک ماه پاداش بر اساس آخرین حکم کارگزینی به عنوان مشوّق پرداخت شود و حداکثر تا قبل از پایان اسفند دریافت دارند.»
از پایان اسفند دو ماه و 21 روز گذشته است و هنوز خبری از وفای به عهد آموزش و پرورش نیست. معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش، برای امیدواری این همکاران بازنشسته، هراز چند گاهی تنور این وعده را داغ می کند تا همه استمرار دهندگان خدمت یقین حاصل کنند که وعده های آموزش و پرورش برخلاف قول و قرارهای بیشتر والدین ناتوان مالی، دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.
به خاطر بسپاریم هیچ قراردادی بدون توافق دو طرف عقد نمی شود. هر قراردادی می باید دو سر سود باشد و برآوردساختن نفع یکی به زیان دیگری، عین بی عدالتی است. در ضمن عقد این قرارداد برای یک سال تحصیلی است یا 5 سال مورد انتظار؟ اگر امضا و تعهد استمرار تدریس بعد از بازنشستگی برای 5 سال متوالی است پس بهتر است دولت موظف به پرداخت پاداش معادل یک ماه حقوق برای همه 5 سال باشد، تا انگیزه همکاران افت نکند.
مسئولان آموزش و پرورش چرا متوجه نیستند که فقط حساب دو دو تا نیست. معلم بی انگیزه خود بهتر از هر کس می داند چگونه معلمی است.با شناختی که از آموزش و پرورش دارم احتمال می دهم عقد قرارداد 5 ساله است تا سنوات بعدی با انصراف همکاران رو به رو نشوند.
وظیفه حتمی آموزش و پرورش، ارزش و احترام قائل شدن برای سی سال خدمت همکاران پیش کسوت است. اگر قولی داده پس بهتر است بدان عامل باشد. بی اعتمادی معلمان نسبت به وعده های آموزش و پرورش، بیشتراز خود آنان به ضرر آموزش و پرورش و در اصل تمامی دانش آموزان کشور است. هر چند بیشتر ما معلمان شاغل یا بازنشسته باز و باز اعتماد می ورزیم و دچار خطاهای برگشت ناپذیر بیشتری می شویم.

امروز داستان اعتمادورزی بازنشستگان در طول سی سال خدمت بس نبود، تسلسل اعتماد و نقض آن هنوز ادامه دارد. علت ادامه اعتماد یک سویه، شاید بازوی دولت شمرده شدن آموزش و پرورش است. اما متأسفانه این بی اعتمادی و نارضایتی به بدنه دولت نیز سرایت می کند، چون در زندگی اجتماعی همه چیز همانند رشته های زنجیر به هم پیوند خورده و محکم شده اند.
به خاطر بسپارید قربانیان اصلی هر طرح و برنامه ای در آموزش و پرورش، دانش آموزان هستند که شامل فرزندان خود شما نیز می شود.
* حقوق من وقتی نسبت به شاغلین سایر وزارتخانه ها کم است، دانش آموز ضرر می بیند.
* رفاه و منزلت شغلی من وقتی صفر است، دانش آموز ضرر می بیند.
* حق مسکن وقتی برای من رؤیایی دست نیافتنی است، دانش آموز ضرر می بیند.
* حق سفر وقتی بر من حرام است، دانش آموز ضرر می بیند.
* اعتبار و ارزش اجتماعی معلم، وقتی با ریالی سنجیده می شود که هر دائم در حال کاهش قدرت خرید است اما تحت عنوان گرانی پوشش داده می شود، دانش آموز ضرر می بیند.
* میزان پاداش دریافتی پایان خدمت من وقتی با واقعیت های اقتصادی جامعه همخوانی ندارد، دانش آموز ضرر می بیند.
* وقتی پاداش پایان خدمت بلافاصله بعد از بازنشستگی پرداخت نمی شود و تحت تأثیر کاهش ارزش ریال، قدرت خریدی برای آن باقی نمی ماند یا چند سال بعد آن هم به صورت قسطی پرداخت می شود، چون موجب نومیدی شاغلان می شود، دانش آموز ضرر می بیند.
* وقتی طرح استمرار خدمت بازنشستگان را برای رفع کمبود معلم به عنوان راهکاری کوتاه مدت برای مدت 5 سال، تصویب می کنید اما به قول خود در پرداخت فقط یک ماه پاداش برابر حقوق، عمل نمی کنید، دانش آموز ضرر می بیند.
هیچ معلم با وجدانی، عامدا قصد ضرررسانی به دانش آموزان را ندارد اما ناخواسته چنین می شود. اگر تلاش این بزرگواران برای آموزش و پرورش ارزشمند است به تعهدات خود جامه عمل بپوشانید. هر چند ما معلمان تاکنون یک طرفه به آموزش و پرورش اعتماد ورزیدیم و متأسفانه باز خواهیم ورزید. اعتمادورزی و خوش خیالی بیشتر ما همان عنصر جادویی است که آموزش و پرورش سالیان متمادی بر روی آن سرمایه گذاری کرده است.
چون مهم است باز تکرار می کنم در برابر تمامی کاستی ها و سختی های طول سی سال خدمت همکاران بازنشسته، پرداخت فقط یک ماهه پاداش برابر حقوق، بی عدالتی است و شرط انصاف آن است که برای هر 5 سال قرارداد متناسب با میزان دریافتی همان سال، این پاداش پرداخت گردد.
ارزش ایثار این همکاران علیرغم سال ها ثانیه شماری برای فرار رسیدن روز بازنشستگی، بسیار بیشتر از پاداشی است که تصویب شده است. حال علت این ایثار عشق ناتمام به تدریس، فرار از تنهایی دوران بازنشستگی، داشتن درآمدی بیشتر، ترجیح ادامه فعالیت در مسیر تجربه به جای جست و جوی شغلی دیگر، داشتن فرزند در سن ازدواج یا فراهم ساختن شرایط مطلوب برای تحصیل او در دانشگاه و هر دلیل دیگری که قابل احترام است و قضاوت حق هیچ کس نیست.
شادروان دهخدا چه خوب مترادف واژه وعده وعید را نوشته است: قول و قرارهای نااستوار و غیر قطعی و عمل نشدنی دادن.
همکار بازنشسته محترم؛
تنتان به ناز طبیبان نیازمند مباد/ وجود نازکتان آزرده گزند مباد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید