با افزایش مکرر حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی، میانگین حکم این گروه شغلی در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۲۰ میلیون تومان شده است. این درحالی است که میانگین حکم کارمندان وزارت علوم حدود ۳۰ میلیون تومان و میانگین حکم کارمندان برخی وزارتخانهها مانند وزارت فرهنگ ۲۶ میلیون تومان است.
پرسش این است که اگر در کشور منابع کافی برای افزایش حقوق معلمان و پرستاران و کارمندان وجود ندارد، پس چرا مدرسان دانشگاه های دولتی در یک سال دو بار افزایش حقوق دارند؟
چرا هیئت دولت و وزرا میتوانند حقوق اساتید دانشگاه را افزایش دهند، اما نمیتوانند حقوق دیگران را افزایش دهند؟!
چرا آقای عارف و وزیر بهداشت و وزیر علوم و اکثر نمایندگان مجلس حامی افزایش حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاه ها هستند، اما نوبت به سایرین که میرسد ساز مخالف میزنند؟
چرا وزیر فرهنگ و ارشاد یا وزیر آموزش و پرورش به بهانه کمبود منابع هیچ کاری برای افزایش حقوق کارمندان نمیکند، اما در برابر افزایش حقوق اعضای هیئت علمی سکوت میکنند؟

پاسخ ساده است :
چون همه این افراد خودشان عضو هیئت علمی دانشگاه هستند. به قول معروف، «دیگی که برای ما نمیجوشد سر سگ درونش بجوشد.»
برخی اساتید معظم دانشگاه که سالها سر کلاس از لزوم پرهیز و مدیریت تضاد منافع و حفظ انگیزه کاری کارکنان سازمان سخن میگویند؛ خودشان بزرگترین عامل گسترش تضاد منافع و نابود کردن انگیزه کاری درون وزارتخانهها و سازمانها هستند.
چنین اساتید بزرگواری بهتر است در دانشگاه باقی بمانند، حرفه مقدس آموزش را دنبال کنند و همان جا را آباد کنند و دست از سر مناصب دولتی بردارند.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
