
قابل توجه سياستمداران ايراني و آمريکايي ،
وقتي باور کنيم شکست ناپذيريم ، نقاط ضعف واقعي خود را نمي بينيم !
درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بعد از ظهرِ چهار شنبه 26 فروردين ساعت 16 و 56 دقيقه به وقت محلي از رياست محترم سازمان ملل متحد، زيرا میانجیگری فعال، يکي از شرح وظايف دبير کل سازمان ملل متحد مي باشد.
در بسیاری از موارد، دبیر کل یا نماینده ویژه او، مستقیماً در تلاشهای میانجیگری برای حل و فصل اختلافات بین کشورها دخالت میکنند. این میانجیگری میتواند شامل مذاکره مستقیم با رهبران، پیشنهاد طرحهای صلح، یا ایجاد فضایی برای گفت و گو باشد.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم به ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ، عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.
بدترين قمار بازان، کساني هستند که نمي دانند چه زماني بايد از سرِ ميزِ بازنده بلند شوند!
بريتانيا ، فرانسه و ...متحدان تاريخي ايالات متحده آمريکا به هر دليلي با ارتش ايالات متحده آمريکا در بازگشايي تنگه هرمز همکاري نکردند.
بعد از محاصره دريايي اخيرِ ارتشِ ايالات متحده آمريکا ؛ در بين مذاکراتِ سياستمداران در اسلام آباد، کنش هاي گوناگوني در سطح منطقه و ديگر بازيگران خارج از منطقه رخ داد.
به قرار شنيده ها، بازيگران اروپايي و جمهوري خلق چين هريک اقدامات جداگانه به شرح ذيل انجام دادند:
1. بريتانيا ، فرانسه و ... با برخي کشورهاي همسايه ي جمهوري اسلامي ايران در خليج فارس توافق نمودند که راهِ ديگري ( به جز پيوستن به جنگ آمريکا و اسرائيل با ايران ) را دنبال کنند .
2. چين، ضمن محکوم کردن اقدام غير مسئولانه ايالات متحده آمريکا در محاصره دريايي، طرحي چهاربندي براي خروج از اين بحران را ارائه نموده است.
جنگ نهم اسفند با رويا فروشی گسترش دموکراسی و تبديل راه باريک آزادی به اتوبان آغاز شد ولي امروز پس از نمايان شدن چهره واقعی جنگ و جنگ افروزی، شاهد نگرانی مردم جهان از ادامه جنگ هستيم .

به نظر مي رسدکه عدم هم سويي چين و حتي ناتو با ايالات متحده آمريکا، نشانه هايي کم رنگي از جا به جايي هژموني جهاني ( بدون هيچ گونه جانبداري يا مخالفت ) را به اذهان برخي از تحليل گران متبادر مي سازد.
اميد است در سايه خردورزي نقش آفريني شما دبير کل محترم سازمان ملل متحد و سياستمداران کشور هاي منطقه و خارج از منطقه و ادامه ميانجي گري ، بين سياستمدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا، صلح طلبان جامعه جهاني اجازه ندهند جنگ ويرانگر با ايجاد چالش بين مذاکرات دور دوم اسلام آباد، حتي يک لحظه بيشتر ادامه يابد.
آقاي ریيس
با بلند شدن صداي نه به جنگ، نه به مداخله در امور داخلي ديگر کشورها، نه به اعدام ، نه به رويافروشي، نه به ... و فعال شدن بازيگران جديد در محله ي کشور هاي حوزه خليج فارس ايران و محله ي سرافرازِ دماوند در دهکده کوچکمان، مروري مختصر به آنچه اميد جهانيان به صلح و دوستي دارند و توجهي که همه مردم اين دهکده کوچک به دور دوم مذاکرات اسلام آباد دوخته اند به ائتلافات غير نظامي دو جانبه و چند جانبه اجرايي جهت حفظ امنيت جهاني در چار چوب ديپلماتيک و گسترش همکاري هاي عملياتي مي پردازم تا شما با مراجعه به مستندات بين المللي و ... آنچه صلاح مردم اين دهکده کوچک است را انجام بدهيد .
آقاي ریيس
قطعأ تائيد مي نمایيد که سازمان هاي بين المللي نقش چارچوب دهنده ، قانون گذار و تسهيل گر را دارند که فرايندي طولاني مدت و زمانبر را طي مي کنند ولي اقدامات مستقيم کشورها در قالب ائتلاف ها يا همکاري هاي دو جانبه و چند جانبه مثل مبارزه با داعش ، القاعده و ... جنبه اجرايي و عملياتيِ سريع تر را ايفا مي کنند.
الگوهاي همکاري در سازمان هاي بين المللي در حوزه امنيت دريايي و انرژي تلاش مي کنند تا با ايجاد اجماع و چارچوب هاي حقوقي، واکنش هماهنگ و فراگير داشته باشند.
امروز که از يک سو پيمان هاي نظامي مثل ناتو و ... هم سو با ايالات متحده آمريکا نمي باشند و از سوي ديگر ايالات متحده امريکا موضع مشخصي نسبت به جنگ اکران ندارد و در ظاهر هم گرايي ترامپ با پوتين رخ مي نمايد و چين ضمن نقد آمريکا در محاصره دريايي تنگه هرمز، طرحي چهاربندي ارائه مي دهد و ... به نظر مي رسد که شايد جهان با نظمي نوين مواجه باشد.( بدون قضاوت مثبت يا منفي نسبت به نظم نوين )
آقاي ریيس
با توجه به دو قدرت بزرگِ ايران و عربستان در خليج فارس که در سايه ابتکار چين با هم متحد شدند و نيز افزايش روز افزون نقش چين در هژموني بين المللي ( بدون موضع گيري مثبت يا منفي نسبت به تغيير هژموني بين المللي ) از بين تمامي ائتلاف ها يا همکاري هاي دو جانبه و چند جانبه بر ابتکار امنیت جهانی (Global Security Initiative – GSI) که توسط شی جینپینگ مطرح شده است متمرکز مي شوم.
آقاي ریيس
همان طور که استحضار داريد براي روشن شده زواياي تاريک وقايع اخير :
ابتکار امنیت جهانی (Global Security Initiative – GSI) ، بر روابط امنیتی چین در خلیج فارس و به ویژه ایران اثر میگذارد. براي آشنايي خوانندگان فهيم با « ابتکار امنيت جهاني » و نقش کاربردي آن در خليج فارسِ ايران مي پردازم:
۱) ابتکار امنیت جهانی "GSI" یک «ائتلاف نظامی» نیست، بلکه یک چارچوب مفهومی و دیپلماتیک است که چین برای شکل دادن به همکاریهای امنیتی جدید در راستاي حفظ منافع خود ارائه کرده.
ابتکار امنيت جهاني چند محور اصلی دارد:
امنیت از راه توسعه و گفتوگو، امنیت «تفکیک ناپذیر»، مخالفت با دخالت خارجی، حمایت از ثبات انرژی و مسیرهای حیاتیِ تجارت، تأکید بر همکاریهای غیرنظامی - امنیتی (مثل امنیت دریایی، زیرساختها، انرژی)، در خلیج فارس، این مفاهیم عمدتاً به سه حوزه تبدیل میشوند:
-امنیت انرژی
- امنیت دریایی
- میانجیگری یا تسهیل گفتوگو
۲) چرا خلیج فارس برای GSI مهم است؟
سه دلیل اصلی:
بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز چین از اين منطقه تأمین میشود.
مسیرهای دریایی از خلیج فارس تا اقیانوس هند برای چین «حیاتی» هستند.
چین یک راهبرد بزرگتر به نام Belt and Road دارد که بنادر، خطوط انرژی و تجارت را به هم وصل میکند.
به همین دلیل، GSI عملاً برای چین یک ابزار ایجاد ثبات در منطقهای است که مسیر حیاتی تجارت و انرژی جين از آن میگذرد.
۳) نقش عملیاتی چین در خلیج فارس تحت GSI
در چارچوب GSI، چین در خلیج فارس ايران چهار نوع «کنش یا نقش» را دنبال میکند :
الف) امنیت دریایی و انرژی
بیشترین توجه عملی GSI در خلیج فارس ايران، همین حوزه امنيت انرژي است.
چین بهتدریج در موارد زیر فعال شده:
اسکورت نفتکشهای چینی در دریای عرب و بخشهایی از اقیانوس هند، مشارکت اطلاعاتی با برخی کشورهای ساحلی درباره امنیت مسیرهای انرژی، برگزاری رزمایشهای کوچک یا نمادین برای همکاری دریایی (بسته به توافقات موجود)، حضور محدود اما مستمر در مأموریتهای بینالمللی ضد دزدی دریایی.
نکته: اینها ائتلاف نظامی نیست، بلکه اقدامات حفاظتی و همکاریهای موضوع محور هستند.
ب) تسهیلگری یا میانجیگری در برخی تنشهای منطقهای
GSI تأکید زیادی بر «گفتوگو» دارد.
برای نمونه:
نقش چین در نزدیکسازی عربستان و ایران از مصادیق شاخص همین بخش از GSI است، چین تمایل دارد بهعنوان «تسهیلگر اقتصادی-امنیتی» میان برخی بازیگران خلیج فارس ايران عمل کند. این نقش، بیشتر دیپلماتیک است تا نظامی.
پ) امنیت زیرساختهای حساس و پروژههای اقتصادی
در چارچوب Belt and Road و GSI:
تأمین امنیت پروژههای انرژی، حملونقل و بنادر، همکاریهای فنی مانند امنیت سایبری، حفاظت از زیرساختها، استفاده از فن آوری چینی در نظارت بر خطوط انرژی یا مدیریت بنادر، این بخش دارای ابعاد امنیتی عملیاتی غیرنظامی است.
ت) رزمایشها یا همکاریهای نظامی محدود با برخی کشورهای منطقه
در چارچوب GSI، همکاریهای نظامی چین در منطقه دو نوع است:
رزمایشهای دریایی محدود، معمولاً با تمرکز بر امداد و نجات، مقابله با دزدی دریایی،امنیت دریایی غیرتهاجمی و تبادل کارشناسان یا آموزشهای تخصصی

نکته مهم:
چین به طور کلي وارد «ائتلافهای نظامی» به سبک غرب نمیشود و این همکاریها عملیاتی اما محدود هستند.
۴) نقش چین نسبت به ایران در چارچوب GSI
همکاریهای چین با ایران در چارچوب GSI را میتوان در چهار محور دید:
۱) امنیت انرژی و تجارت
ایران در مسیرهای انرژی و طرحهای حملونقل برای چین اهمیت دارد ، به همین دلیل، همکاریهای زیر در چارچوب GSI تعریفپذیر هستند:
- حفاظت از خطوط انرژی و مسیرهای تجاری
- همکاریهای بندری، دریایی یا فناوریهای امنیتی غیرنظامی
- مشارکت در طرحهای حملونقل جدید
۲) امنیت دریایی و حضور در رزمایشهای مشترک
گاهی رزمایشهای چندجانبه دریایی بین ایران، چین و برخی دیگر کشورها برگزار شده است (اغلب با محورهای غیرتهاجمی مثل عملیات امداد و امنیت دریایی).
این نوع همکاریها نمونه عملیاتی از برداشت چین از GSI است.
۳) همکاریهای فنی در امنیت زیرساختها
در حوزههای: انرژی، حملونقل، فن آوری و ارتباطات، GSI برای چین «یک چارچوب نرم» ایجاد میکند تا چنین همکاریهایی را منسجم کند.
۴) گفتوگو و دیپلماسی
در چارچوب GSI، همکاری چین با ایران بخش مهمی از برنامه بزرگتر چین برای «تقویت ثبات منطقهای از طریق گفتوگو» است.
حمایت از گفتوگوهای منطقهای،تسهیل برخی ارتباطات، تأکید بر حلوفصل چالشها با رویکرد دیپلماتیک
خلاصه آن که:
در حوزه خلیج فارس و بهویژه ایران، GSI یک چارچوب منعطفِ همکاری امنیتی - اقتصادی برای چین ایجاد میکند که شامل : امنیت دریایی، امنیت انرژی، امنیت زیرساختها و همکاریهای غیرنظامی مي شود.( بدون قصد قبول يا رد اين روش ها )
آقاي ریيس
چین از طریق GSI تلاش میکند ثبات مسیرهای انرژی و تجارت خود را تضمین کند و این کار را بیشتر با ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک، و همکاریهای عملیاتیِ محدود انجام میدهد.
آقاي ریيس
جهت آشنايي بيشتر خوانندگان فهيم، جهتِ مقایسه تفاوتهای روش هاي ميانجي گري چين و آمريکا ( بدون اعلام نظر منفي يا مثبت، فقط به عنوان بيان اين روش يا آن روش ) ، اين تفاوت ها را به صورت تيتر وار ( در برخي موارد مهم تر با ذکر کمي از جزئيات ) عارضم:
۱) تفاوت ها سطحی نیست بلکه دو «معماری دیپلماسی» کاملاً متفاوت مي باشند.
۲) مقایسه ساختاری مدل میانجیگری
مدل چین: « تسهیلگر و نرم »
مدل آمریکا: «میانجیگری فعال و فشارمحور »
۳) تفاوت در «سبک ورود به پرونده»
چین
هدف: کاهش تنش برای ایجاد ثبات اقتصادی و انرژی.
یعنی: میانجیگری کمریسک، کوتاهمدت و اقتصادی-محور.
آمریکا
هدف: مدیریت نظم امنیتی منطقهای.
یعنی: میانجیگری پرریسک، طولانیمدت و امنیتی-محور.
۴) تفاوت در ابزارهای مورد استفاده
ابزارهای چین :
- تجارت
- سرمایهگذاری
- پروژههای زیرساختی
- دیپلماسی آرام (Quiet Diplomacy)
- چارچوبهای مفهومی مثل GSI
- گفتوگوهای اقتصادی سهجانبه
- اعتمادسازی با کمترین بار سیاسی
تمرکز چین روی ساختن فضای همکاری است، نه فشار بر یکی از طرفها.

ابزارهای آمریکا :
* تضمینهای امنیتی
* حضور نظامی
* فشار سیاسی
* تحریمها یا لغو تحریمها
* حمایتهای امنیتی، دفاعی یا اطلاعاتی
* ائتلافسازی
* میانجیگری حقوقی و قرارداد نویسی دقیق
تمرکز آمریکا روی مدیریت فعال مناقشه است.
۵) تفاوت در «زمانبندی دیپلماتیک»
چین :
دیر وارد میشود و زود خارج میشود
آمریکا :
زود وارد میشود و دیر خارج میشود

۶) تفاوت در «تصویر سازی رسانهای» :
چین :
مذاکرات را رسانهای نمیکند و خروجی نهایی را اعلام میکند.
آمریکا :
مراحل گفتوگو قويأ رسانهای میشود، چارچوبها و بیانیههای رسمی متعدد منتشر میشود.
۷) نمونههای عملی
نمونه بارز چین :
تسهیل توافق ایران–عربستان (۲۰۲۳)
ویژگی:
ورود دیرهنگام، دیپلماسی کمسروصدا، بدون ابزار فشار، با تکیه بر اعتماد اقتصادی.
نمونههای بارز آمریکا :
توافقهای صلح و آتشبس متعدد بینالمللی (در بسیاری مناطق مختلف)
ویژگی:
چارچوبنویسی رسمی، تضمین امنیتی، حضور طولانیمدت در مذاکرات.
خلاصه بخش مقایسه ها:
مدل چین: آرام، اقتصادی، غیرنظامی، کمریسک، کمهزینه، با ورود دیرهنگام
مدل آمریکا: فعال، امنیتی، چندابزاره، پرریسک، پرهزینه، با ورود زودهنگام
هر دو مدل بر اساس منطق راهبردی متفاوت طراحی شدهاند و در زمینههای مختلف نتایج متفاوتی رقم میزنند.
لازم است مجددأ و مواکدأ اشاره شود که هيچ موضع مثبت يا منفي در طرح بحث و مقايسه روش هاي دوگانه وجود ندارد و فقط براي تحليل و درک عملکرد نقش آفرينان صحنه کنوني مجبور به طرح موضوع شدم .
قابل توجه سياستمداران ايراني و آمريکايي ،
وقتي باور کنيم شکست ناپذيريم ، نقاط ضعف واقعي خود را نمي بينيم !
درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بعد از ظهرِ چهار شنبه 26 فروردين ساعت 16 و 56 دقيقه به وقت محلي از رياست محترم سازمان ملل متحد، زيرا میانجیگری فعال، يکي از شرح وظايف دبير کل سازمان ملل متحد مي باشد.
در بسیاری از موارد، دبیر کل یا نماینده ویژه او، مستقیماً در تلاشهای میانجیگری برای حل و فصل اختلافات بین کشورها دخالت میکنند. این میانجیگری میتواند شامل مذاکره مستقیم با رهبران، پیشنهاد طرحهای صلح، یا ایجاد فضایی برای گفت و گو باشد.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم به ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ، عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.
بدترين قمار بازان، کساني هستند که نمي دانند چه زماني بايد از سرِ ميزِ بازنده بلند شوند!
بريتانيا ، فرانسه و ...متحدان تاريخي ايالات متحده آمريکا به هر دليلي با ارتش ايالات متحده آمريکا، در بازگشايي تنگه هرمز همکاري نکردند.
بعد از محاصره دريايي اخيرِ ارتشِ ايالات متحده آمريکا در بين مذاکراتِ سياستمداران در اسلام آباد، کنش هاي گوناگوني در سطح منطقه و ديگر بازيگران خارج از منطقه رخ داد.
به قرار شنيده ها، بازيگران اروپايي و جمهوري خلق چين هريک اقدامات جداگانه بشرح ذيل انجام دادند:
1. بريتانيا ، فرانسه و ... با برخي کشور هاي همسايه ي جمهوري اسلامي ايران، در خليج فارس، توافق نمودند که راهِ ديگري ( بجز پيوستن به جنگ آمريکا و اسرائيل با ايران ) را دنبال کنند .
2. چين، ضمن محکوم کردن اقدام غير مسئولانه ايالات متحده آمريکا در محاصره دريايي، طرحي چهار بندي براي خروج از اين بحران را ارائه نموده است.
جنگ نهم اسفند با رويا فروشي گسترش دموکراسي و تبديل راه باريک آزادي به اتوبان آغاز شد ولي امروز پس از نمايان شدن چهره واقعي جنگ و جنگ افروزي، شاهد نگراني مردم جهان از ادامه جنگ هستيم .
به نظر مي رسدکه عدم هم سويي چين و حتي ناتو با ايالات متحده آمريکا، نشانه هايي کم رنگي از جا ب هجايي هژموني جهاني ( بدون هيچ گونه جانبداري يا مخالفت ) را به اذهان برخي از تحليل گران متبادر مي سازد.
اميد است در سايه خرد ورزي نقش آفريني شما دبير کل محترم سازمان ملل متحد و سياستمداران کشور هاي منطقه و خارج از منطقه و ادامه ميانجي گري ، بين سياستمدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا، صلح طلبان جامعه جهاني اجازه ندهند جنگ ويرانگر با ايجاد چالش بين مذاکرات دور دوم اسلام آباد، حتي يک لحظه بيشتر ادامه يابد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
