چاپ کردن این صفحه

علی پورسلیمان/ مدیر گروه صدای معلم

علی زرافشان و چند پرسش ...سخنی با اتاق فکر روحانی : زرافشان و افرادی مانند ایشان در صورت معرفی و البته رای اعتماد سرنوشت و عاقبتی بهتر از فانی نخواهند داشت ؛ آزموده را آزمودن خطاست !

انتقاد بنده  نیز به آقای زرافشان به عنوان سمبل و یا نمونه ای از ده ها مدیری خواهد بود که چند دهه در دایره بسته مدیران در حال چرخشند و تاکنون  فردی از مقامات و یا مسئولان عملکرد این مدیران را مورد نقد و یا پرسش جدی قرار نداده است/ انتقاد از زرافشان به معنای تایید عملکرد و یا تاریخچه مدیرانی  مانند ایشان و همکارانشان نخواهد بود/ تعداد قابل توجهی از بدنه آموزش و پرورش حتی نام این مدیران را هم نمی شناسند چه برسد به عملکرد آنان/ این که چه کسی وزیر می شود مهم است چون در کشور فرد گرای ما که سیستم تعریف نشده است تقریبا همه چیز توسط فرد و فعالیت های وی مشخص و تعیین می شود/ وقتی صحبت از " مردمی کردن آموزش و پرورش " می کنم  یکی از عواض و نتایج آن می تواند همین نکته باشد که چرا جامعه و یا مسئولان نسبت به برخی وزارتخانه ها حساسیت دارند اما آموزش و پرورش را مساله خود نمی دانند/ همیشه بر این باور بوده و هستم که روسای یک قوم حاصل و جمع جبری توانایی ها ، باورها و نگرش های آن جامعه هستند .اگر چه این موضوع در نگاه نخست امری بدیهی می نماید اما در آخر به " فرافکنی " ختم می شود/ اگر در طول 4 دهه وزرای آموزش و پرورش ما ضعیف و یا ناکارآمد بوده اند متهم شماره اول ما " معلمان " هستیم/ چرا باید وزیر شدن در وزارتخانه ای که پیچیدگی های فراوان دارد و افراد توان مند و نخبه حاضر به قبول مسئولیت در آن نیستند در عوض برخی دیگر که اکثرا در رده " مدیران میانی " هستند  برای مطرح شدن صف بکشند/ این موضوع می تواند نشانه این باشد که قد و دیوار آموزش و پرورش بسی کوتاه شده  است که هر کسی به خود اجازه می دهد از روی آن بپرد/ ذکر سوابق و پیشینه افراد در صورتی  می تواند برای یک فرد افتخار آمیز و یا موجب قوت و تحسین باشد که سیستم ناکارآمد و یا فشل نباشد/ در حالی که تقریبا همه کارشناسان و اهل فن برای ناکارآمدی سیستم آموزشی تاکید می کنند ریز کردن سوابق یک فرد در چنین نظامی آیا می تواند نشانه شایستگی فرد برای احراز مقامات بالاتر باشد / ضعف تیم آقای زرافشان در بحث هدایت تحصیلی و فقدان برنامه ریزی موجب شد تا افرادی مانند سحرخیز ، حاجی بایایی و.. که خود موجد این وضعیت بودند با حالتی " طلبکار " وارد میدان شوند/ حال پرسش  اصلی این است فردی که در مقام معاونت یک وزارتخانه با آن همه کارشناس قادر به طراحی و اجرای یک نظام جامع هدایت تحصیلی نیست چگونه می تواند از عهده اداره یک وزارتخانه برآید/ همواره بر این نکته بسیار مهم و استراتژیک تاکید داشته ام که یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی عملکرد یک مدیر می تواند معیارهایی مانند " پاسخ گویی " و " مسئولیت پذیری " باشد/ از شگفتی های این وزارتخانه آن است که مدیری مانند علی زرافشان در یک گروه کوچک تلگرامی با مخاطبانی محدود وقت می گذارد و به پرسش های آنان پاسخ می دهد اما من باب مثال در 4 سال گذشته  معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش حتی یک جوابیه برای صدای معلم ارسال نکرده است/ حکیم زاده : گفتند که متولی رسمی 2030 در آموزش و پرورش آموزش متوسطه است/ فردی که در کارنامه و عملکرد خویش در این بخش کاملا منفعلانه و پرسش برانگیز برخورد کرده است ؛ چگونه نامش از اتاق فکر آقای روحانی سردرآورده است/ زمانی که فردی در حد و قامت آقای فانی  حتی موفق به پایان دوره وزارتش  نمی شود و با  فشار آقای روحانی مجبور به " استعفا " می شود دیگر تکلیف افرادی چون زرافشان و... معلوم است/ آیا در صورت تصدی مدیران امتحان پس داده ای چون زرافشان ها این پرسش و دغدغه جدی مطرح است که آیا دولت آقای روحانی فرصت جبران و ترمیم سرمایه اجتماعی به غارت رفته را خواهد داشت/ به عنوان مدیر صدای معلم اعلام می کنم که  بسیاری از فرهنگیان و معلمان خواهان تحول بنیادین در چرخش دایره بسته مدیران فعلی هستند/ تحمیل یک مدیر امتحان پس داده بدون اقناع افکارعمومی اوضاع را به  بن بست خواهد کشاند و نتیجه منطقی آن سرخوردگی و ناامیدی افکار عمومی و واگذاری امور در آینده به رادیکال گراها خواهد شد ؛ چرخه ای که بارها اتفاق افتاده است/ روش " شعارهای حداکثری و کنش حداقلی " دیگر در آینده و کارزارهای انتخاباتی کارساز و موثر نخواهد بود....

 

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

در ابتدا لازم می دانم به چند نکته مهم و راهبردی اشاره کنم .

در روزهای اخیر بحث وزارت آقای زرافشان پر رنگ شده است .

از سوی دیگر هیچ منبع رسمی و یا دولتی این گزینه ها را تایید و یا رد نکرده است .

انتقاد بنده  نیز به آقای زرافشان به عنوان سمبل و یا نمونه ای از ده ها مدیری خواهد بود که چند دهه در دایره بسته مدیران در حال چرخشند و تاکنون  فردی از مقامات و یا مسئولان عملکرد این مدیران را مورد نقد و یا پرسش جدی قرار نداده است .

انتقاد از زرافشان به معنای تایید عملکرد و یا تاریخچه مدیرانی  مانند ایشان و همکارانشان نخواهد بود .

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

دوم آن که این گونه بحث ها به نظر می رسد که بیشتر در میان فعالان ، کنش گران و نخبگان جامعه آموزش و پرورش ساری و جاری است .

تعداد قابل توجهی از بدنه آموزش و پرورش حتی نام این مدیران را هم نمی شناسند چه برسد به عملکرد آنان .

برخی از معلمان  می گویند به ما چه مربوط که چه کسی وزیر می شود . هر کسی شود مهم نیست . فقط حق التدریس ما را بدهند و یا حقوق ها سر موقع پرداخت شود و یا افزایش یابد و...

اگرچه این بحث ها و نقطه نظرات درست است و معیشت یکی از ارکان مهم و راهبردی در رضایت شغلی معلمان است اما باید توجه داشت که آموزش و پرورش یک دستگاه بزرگ با خانواده ای پر جمعیت است .

مخاطب این وزارتخانه بیش از 40 میلیون نفر در سراسر کشور است و ارکانی مانند دانش آموزان و اولیاء آن ها نیز در آن ذی نفع اند .

این که چه کسی وزیر می شود مهم است چون در کشور فرد گرای ما که سیستم تعریف نشده است تقریبا همه چیز توسط فرد و فعالیت های وی مشخص و تعیین می شود .

پس انتخاب وزیر آموزش و پرورش باید دغدغه این حداقل 40 میلیون نفر باشد چیزی که البته ما مشاهده نمی کنیم و فقط منحصر به چند نفر و یا جریان های خاصی گردیده است .

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان  وقتی صحبت از " مردمی کردن آموزش و پرورش " می کنم  یکی از عواض و نتایج آن می تواند همین نکته باشد که چرا جامعه و یا مسئولان نسبت به برخی وزارتخانه ها حساسیت دارند اما آموزش و پرورش را مساله خود نمی دانند .

این مساله ای است که نخست باید تعریف و تببین شود و به صورت منطقی در فرآیند حل مساله قرار بگیرد .

و نکته آخر آن که بنده  همچنان بر مواضع و اصول قبلی خود ایستاده ام .

همیشه بر این باور بوده و هستم که روسای یک قوم حاصل و جمع جبری توانایی ها ، باورها و نگرش های آن جامعه هستند .

اگر چه این موضوع در نگاه نخست امری بدیهی می نماید اما در آخر به " فرافکنی " ختم می شود .

در جامعه ما غالبا کسی و یا جریانی حاضر به قبول مسئولیت ها و پیامد های آن نیست .

تقریبا همه تمایل دارند که در بروز یک پدیده و یا مشکل دیگران را مقصر بدانند .

اگر در طول 4 دهه وزرای آموزش و پرورش ما ضعیف و یا ناکارآمد بوده اند متهم شماره اول ما " معلمان " هستیم .

به قول شیخ بهایی :

آن كس كه بَدم گفت، بدى سيرت اوست‏
و آنكس كه نکو گفت مرا، خود نيكوست‏
حال متكلم از كلامش پيداست‏
از كوزه همان برون تراود كه در اوست‏

 

واما بحث اصلی را پس از آن مقدمه  شروع می کنیم :

برای من همواره جای پرسش و شگفتی است که چرا و با مشاهده سرنوشت افرادی چون فانی ، مظفر ، فرشیدی و... دیگران همان راه را طی کرده و سرانجام با وضعی رقت بار آموزش و پرورش را ترک کرده اند ؟

چرا باید وزیر شدن در وزارتخانه ای که پیچیدگی های فراوان دارد و افراد توان مند و نخبه حاضر به قبول مسئولیت در آن نیستند در عوض برخی دیگر که اکثرا در رده " مدیران میانی " هستند  برای مطرح شدن صف بکشند ؟

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

این موضوع می تواند نشانه این باشد که قد و دیوار آموزش و پرورش بسی کوتاه شده  است که هر کسی به خود اجازه می دهد از روی آن بپرد !

واضح ترین مصداق برای این کوتاه بودن دیوار همانا تعطیل کردن مدارس هنگام آلودگی هوا است در حالی که منابع تولید آلودگی همچنان به کار خود ادامه می دهند .

پس مشاهده این وضعیت و سبقت گرفتن ها برای تصاحب " وزارت آموزش و پرورش " نباید خیلی عجیب و یا دور از ذهن باشد .

آقای زرافشان  از سال 1358 به عنوان دبیر وارد آموزش و پرورش شده است .

در سال 1363 با سمت " هنرآموز هنرستان " به استخدام رسمی وزارت آموزش و پرورش درآمده است .

به عبارت دیگر ، آقای زرافشان بیش از 38 سال است که به فعالیت در این وزارتخانه مشغول است .

ایشان متولد 1334 است .

در این جا لازم می دانم نکته ای را متذکر شوم . برخی ها با شعار "جوان گرایی " می خواهند که این دایره بسته مدیران شکسته شود .

باید توجه داشت که سن شرط لازم و یا کافی برای قضاوت در مورد کارآمدی یک شخص نمی تواند باشد .

خیلی ها هستند که جوان هستند اما ممکن است واجد بهره هوشی لازم و یا نخبگی برای تصدی یک پست مهم نباشند و یا بر عکس .

به نظرم طرح این گونه بحث ها در عداد " شعارهای پوپولیستی " است .

آن چه که مهم است « داشتن تفکر و مهارت حل مساله » است .

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

آقای زرافشان تاکنون مسئولیت های مختلفی را داشته است از جمله :

" 1- معاون آموزش متوسطه وزیر آموزش و پرورش (1392).

2- مشاور معاون وزیر و رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی (1392-1384 ).

3- مدیر کل دفتر برنامه ریزی و تألیف کتاب های درسی سازمان پژوهش و برنامه ریزی (1384-1380 ).

4- مشاور آموزشی وزیر آموزش و پرورش (1380-1376).

5-  عضو شورای عالی آموزش و پرورش(1384-1380).

6- مسئول کمیسیون برنامه درسی شورای عالی آموزش و پرورش(1384-1380).

7- عضویت در9 کمیسیون شورای عالی آموزش و پرورش به عنوان کارشناس (1392-1376).

8 - نماینده وزارت آموزش و پرورش در کمیسیون مشترک ایران وترکمنستان به منظور تدوین تفاهم نامه همکاری فی مابین (1377).

9- نماینده وزارت آموزش و پرورش و رئیس هیئت نمایندگی تدوین تفاهم نامه فی مابین با وزارت آموزش و پرورش  اتریش(اتریش، 1378).

10- معاون آموزشی اداره کل آموزش و پرورش استان تهران(1368-1367).

11- هماهنگ کننده گروه های آموزشی استان تهران (1367-1365).

12- مسئول کمیسیون برنامه درسی شورای عالی آموزش و پرورش(1384-1380).

13-و... "

پس می توان نتیجه گیری کرد که آقای زرافشان تقریبا در مناصب مختلف این وزارتخانه بوده است .

ذکر سوابق و پیشینه افراد در صورتی  می تواند برای یک فرد افتخار آمیز و یا موجب قوت و تحسین باشد که سیستم ناکارآمد و یا فشل نباشد .

در حالی که تقریبا همه کارشناسان و اهل فن برای ناکارآمدی سیستم آموزشی تاکید می کنند ریز کردن سوابق یک فرد در چنین نظامی آیا می تواند نشانه شایستگی فرد برای احراز مقامات بالاتر باشد ؟

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

و اکنون چند پرسش از آقای علی زرافشان :

یکی از مهم ترین چالش ها و مشکلات نظام آموزشی در سال ها اخیر به ویژه پس از تغییر ساختار به 3 – 3 – 6 بحث " هدایت تحصیلی " بوده است .

چالش های این موضوع و تبعات آن و نارضایتی خانواده ها به حدی رسید که حتی سازمان بازرسی کل کشور در این مساله ورود پیدا کرده و رئیس جمهور مجبور شد در این مساله داخلی آموزش و پرورش دخالت کند و حرفی بزند که بر خلاف مصالح و منافع بلند مدت آموزش و پرورش باشد .

در یادداشت پیشین چنین نوشتم  ( این جا ):

" افق ١٤٠٤ وزارت آموزش و پرورش را موظف به برنامه ریزی براي رسيدن به هدايت تحصيلي ٦٠درصد فني و ٤٠ درصد نظري کرده است .

بر اساس برنامه پنجم توسعه باید ۴۸ درصد دانش آموزان ما در شاخه فنی حرفه ای و ۵۲ درصد در شاخه نظری ادامه تحصیل بدهند .

با تغییر ساختار نظام آموزشی به 3 – 3 - 6  ، هدایت تحصیلی که در نظام قدیم و در پایه دهم صورت می گرفت به سال نهم تحصیلی تغییر پیدا کرد .

شورای عالی آموزش و پرورش مصوبه ای در این زمینه  دارد و آیین‌نامه ای برای هدایت تحصیلی تصویب کرده که بر اساس آن 35 درصد هدایت تحصیلی مربوط به نمرات آزمون عملکرد تحصیلی دانش آموزان مربوط به پایه های هفتم، هشتم و نهم  تحصیلی است و آن هم نوبت های اول و دوم هرسه پایه. در واقع نمرات نوبت اول این سه پایه ضریب یک و نمرات نوبت دوم این سه پایه ضریب دو دارد. معدل اینها 35 درصد امتیاز هدایت تحصیلی را به خودش اختصاص داده است.15 امتیاز یا درصد مربوط به آزمون‌های استعداد است و 15 در صد مربوط به رغبت است. 10 امتیاز متعلق به خود دانش آموز، 10 امتیاز معلمان، 5 امتیاز نظر ولی دانش‌آموز و10 امتیاز هم نظر مشاور است که مجموعا 100 امتیاز است.

با این وجود چرا هدایت تحصیلی امسال به یک بحران تبدیل شد ؟

شاید بتوان در این زمینه  متهم ردیف اول را وزارت آموزش و پرورش معرفی کرد .

یک اصل مهم و بدیهی برای هدایت تحصیلی را نباید از نظر دور داشت  و آن این که ؛  هدایت تحصیلی به صورت فرآیندی از دوره ابتدایی با تشکیل پرونده مشاوره ای آغاز و با انجام مداخله های مشاوره ای و آموزشی تا پایان دوره دوم متوسطه، ادامه می یابد، اما انتخاب شاخه، گروه و رشته تحصیلی در پایان پایه نهم صورت می پذیرد.

آیا مسئولان وزارت آموزش و پرورش سازوکارها و برنامه ریزی های لازم را در این مورد انجام دادند ؟

با این که اجرای نظام  3 – 3 – 6  بدون ساختار کارشناسی و جامع نگری و به صورت شتاب زده  صورت گرفت اما مسئولان وزارت آموزش و پرورش فعلی نیز تا امسال کار خاصی را برای این انتقال  ( گذار ) انجام ندادند .

از تابستان سال  1394در یک حرکت شتاب زده و البته هیجانی ، همه مشاوران از متوسطه دوم به متوسطه اول فراخوانده شدند تا بار هدایت تحصیلی پایه نهم را به دوش بکشند .

جالب است بدانیم تا پایان سال تحصیلی 1395 یعنی پایان خرداد ماه سال جاری ، هیچ بخشنامه مشخصی با موضوع هدایت تحصیلی به مدارس ارسال نشده بود !

و این در حالی است که طبق وعده مسئولان شیوه هدایت تحصیلی باید تا پایان پاییز 94 تصویب می‌شد .

در واقع ، نه  مسئولان می دانستند چه می خواهند و نه مشاوران می دانستند قرار است چگونه هدایت تحصیلی انجام پذیرد !

نتیجه منطقی و طبیعی این حالت همان بود که در هفته های اخیر شاهد آن بودیم ....

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

ضعف تیم آقای زرافشان در بحث هدایت تحصیلی و فقدان برنامه ریزی موجب شد تا افرادی مانند سحرخیز ، حاجی بایایی و.. که خود موجد این وضعیت بودند با حالتی " طلبکار " وارد میدان شوند .

علاوه بر پرسش های قبلی که مطرح نمودم ؛ حال پرسش  اصلی این است فردی که در مقام معاونت یک وزارتخانه با آن همه کارشناس قادر به طراحی و اجرای یک نظام جامع هدایت تحصیلی نیست چگونه می تواند از عهده اداره یک وزارتخانه برآید ؟

نقد عملکرد 38 ساله یک مدیر در آموزش و پرورش  در حد یک یادداشت نه شدنی است و نه منطقی و مجال زیادی می طلبد .

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان  اما همواره بر این نکته بسیار مهم و استراتژیک تاکید داشته ام که یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی عملکرد یک مدیر می تواند معیارهایی مانند " پاسخ گویی " و " مسئولیت پذیری " باشد .

« صدای معلم » به عنوان یک رسانه پرمخاطب و مستقل معلمی تاکنون انتقادات و پرسش های فراوانی را  در مورد عملکرد مدیران مختلف در وزارت آموزش و پرورش مطرح کرده است .

خوشبختانه کم نیستند مدیرانی که پاسخ گوی عملکرد خود بوده اند و بنده همین جا از آن ها تشکر می کنم .

اما آیا واقعا مجموعه تیم کاری آقای زرافشان یک بار  به خود زحمت پاسخ گویی به این رسانه را داده است ؟

از شگفتی های این وزارتخانه آن است که مدیری مانند علی زرافشان در یک گروه کوچک تلگرامی با مخاطبانی محدود وقت می گذارد و به پرسش های آنان پاسخ می دهد اما من باب مثال در 4 سال گذشته  معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش حتی یک جوابیه برای صدای معلم ارسال نکرده است ؟!

یکی از مسائل مهم و چالش برانگیز که در ایام انتخابات به صورت ویژه خود را نمایان کرد بحث سند 2030 بود .

سند 2030 در زمان وزارت فانی مطرح شد .

کارگروه های متعددی برای آن تشکیل شد و یکی از این کارگروه ها هم آموزش متوسطه و آموزش فني و حرفه اي رسمي بود که مسئولیت آن بر عهده آقای زرافشان بود .

« رضوان حکیم زاده » معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در گفت و گویی تفصیلی که با صدای معلم داشت  ( این جا ) چنین می گوید :

" صدای معلم :

ما کاری به انتخابات نداریم . ما می دانیم بیشترین هجمه به روحانی در آموزش و پرورش از جانب سند 2030 بود  و این که به نادرست و غلط از آن بهره برداری انتخاباتی کردند .

با توجه به این که سند 2030 پاشنه آشیل روحانی در آموزش و پرورش شد پس چرا ما تحرکی در مسئولان آموزش و پرورش که شما هم جز آن مجموعه بودید نبودیم ؟

حکیم زاده :

گفتند که متولی رسمی 2030 در آموزش و پرورش آموزش متوسطه است .

  این طبق صورت جلسه بود و گفتند کسی دخالت نکند !

تمام !

صدای معلم :

در سند 2030 چقدر در مورد آموزش ابتدایی و اهمیت آن صحبت شده است.

این بخش را شما به عنوان مقام مسئول برای جامعه و معلمان توضیح می دادید ؟

حکیم زاده :

از من این جوری خواسته شده بود .

یک تقسیم کار شده بود .گفتند طرح ضربتی مناطق محروم مال آموزش ابتدایی باشد که به تفکیک مناطق دربیاید .

2030 هم مال آموزش متوسطه باشد .

هیچ کس هم در حوزه دیگری دخالت نکند .

این تقسیم کار ما بود .

من به عنوان کسی که یک مافوق دارم و یک سیستمی که دارد تصمیم گیری می کند خیلی غیر حرفه ای است که آن را رعایت کنم .

من امروز خدمت شما گفتم .

حال برای بنده واقعا این پرسش مطرح است که چرا آقای زرافشان در مورد این پرسش ها و حتی سخنان همکارش در وزارت آموزش و پرورش سکوت کرده است ؟

آقای روحانی بارها تاکید کرد که از همه موضوعات خواهد گذشت اما در مورد سند 2030 و اتهاماتی که بر قشر خدوم وشریف معلمان وارد شد نخواهد گذشت ...

فردی که در کارنامه و عملکرد خویش در این بخش کاملا منفعلانه و پرسش برانگیز برخورد کرده است ؛ چگونه نامش از اتاق فکر آقای روحانی سردرآورده است ؟!

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

و سخن آخر :

آقای فانی نیرویی از درون آموزش و پرورش بود که همه مراتب و درجات سازمانی را طی کرده بود .

« محمد قمی » نماینده مردم پاکدشت و نیز منتخب مجلس دهم که در نشست تشکل های معلمان با منتخبان مجلس دهم حضور یافته بود در پاسخ به این پرسش « صدای معلم » ( این جا )  که نظرتان شما در مورد وزارت آقای فانی چیست و آیا جناب عالی پس از مشخص شدن ترکیب نهایی مجلس دهم موافق ادامه وزارت ایشان هستید به ذکر تنها یک جمله بسنده کرده و تصریح کرد :

" آقای فانی ، یک کارشناس به تمام معنا در وزارت آموزش و پرورش است  "

زمانی که فردی در حد و قامت آقای فانی  حتی موفق به پایان دوره وزارتش  نمی شود و با  فشار آقای روحانی مجبور به " استعفا " می شود دیگر تکلیف افرادی چون زرافشان و... معلوم است !

این اتفاق در دوره اول آقای روحانی اتفاق افتاد و البته  به صورت ظاهری با آمدن آقای دانش آشتیانی مرتفع شد .

آیا در صورت تصدی مدیران امتحان پس داده ای چون زرافشان ها این پرسش و دغدغه جدی مطرح است که آیا دولت آقای روحانی فرصت جبران و ترمیم سرمایه اجتماعی به غارت رفته را خواهد داشت ...

گزینه های مطرح برای وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم و نقد عملکرد علی زرافشان

به عنوان مدیر صدای معلم اعلام می کنم که  بسیاری از فرهنگیان و معلمان خواهان تحول بنیادین در چرخش دایره بسته مدیران فعلی هستند .

تحمیل یک مدیر امتحان پس داده بدون اقناع افکارعمومی اوضاع را به  بن بست خواهد کشاند و نتیجه منطقی آن سرخوردگی و ناامیدی افکار عمومی و واگذاری امور در آینده به رادیکال گراها خواهد شد ؛ چرخه ای که بارها اتفاق افتاده است ...

از نظر بنده ، روش " شعارهای حداکثری و کنش حداقلی " دیگر در آینده و کارزارهای انتخاباتی کارساز و موثر نخواهد بود .

شاید دیگر فرصت و یا حوصله ای برای فریاد زدن  " گرگ آمد " ، " گرگ آمد "  و شنیدن آن نخواهد بود !

چهارشنبه, 11 مرداد 1396 13:11
2: 2017-08-02 09:41:00
3: چهارشنبه, 11 مرداد 1396 09:41
خوانده شده: 2158 دفعه

در همین زمینه بخوانید: