
هرگز تماشاگر بی عدالتی و
حماقت نباش،
مرگ فرصت فراوانی برای سکوت
به تو خواهد داد .
کریستوفر هیچنز
در روزهای گذشته ماجرای « نوید زیادخان قره داغی با نام مستعار(سیا) » مورد توجه بخش زیادی از افکار عمومی قرار گرفته و حتی در رسانه های برون مرزی هم انعکاس داشت .
در این زمینه « تابناک » نوشت : ( این جا )
« انتشار فیلم قدرت نمایی و ضرب و شتم بانوان توسط یکی از اراذل و اوباش در فضای مجازی، واکنش سریع پلیس اطلاعات تهران بزرگ را در پی داشت و این پرونده بهصورت ویژه در دستور کار مأموران قرار گرفت .
به گزارش تابناک به نقل از تسنیم، با انجام اقدامات اطلاعاتی و پلیسی، متهم به هویت «نوید» متولد 1369 شناسایی شد. بررسی سوابق وی نشان داد این فرد دارای 10 فقره سابقه دستگیری به اتهاماتی از جمله ایجاد مزاحمت، نزاع و درگیری، سرقت، ضرب و جرح، مزاحمت از طریق فضای مجازی و تهدید به قتل است و پیش از این نیز چندین بار روانه زندان شده بود .

در ادامه عملیات شناسایی، مأموران محل تردد متهم را در محدوده خیابان خرمشهر رصد کردند و ساعت یک بامداد پنجشنبه نهم مرداد 1405، برای دستگیری وی وارد عمل شدند .
بر اساس اعلام پلیس، متهم هنگام مواجهه با مأموران با سلاح سرد به آنان حمله کرد. مأموران نیز با رعایت قانون به کارگیری سلاح، ابتدا تیر اخطار شلیک کردند، اما متهم بدون توجه به هشدارها به مقاومت و حمله ادامه داد. در نهایت، مأموران برای مهار وی ناچار شدند از سلاح سازمانی استفاده کنند و متهم از ناحیه هر دو پا و دست چپ هدف گلوله قرار گرفت و زمینگیر شد .

مرکز اطلاعرسانی پلیس تهران بزرگ با تأکید بر برخورد قاطع و قانونی با اراذل و اوباش اعلام کرد، پلیس با هرگونه قدرتنمایی، ایجاد رعب و وحشت و تعرض به امنیت و آرامش شهروندان، با اقتدار و در چارچوب قانون برخورد خواهد کرد » .
ویدئوهایی که از این فرد در فضای مجازی منتشر شده سراسر نشان از خشونت های کلامی و غیرکلامی است هر چند باید گفت که در جامعه ایران و به ویژه فضای مجازی ، این وضعیت با توجه به قرینه ی تاریخی که می توان برای آن در نظر گرفت به یک وضعیت کاملا عادی و روزمره تبدیل شده است .
کافی است در خیابان ها ، معابر عمومی و حتی در کلاس ها در دیالوگ های میان دانش آموزان سرک بکشید تا متوجه عمق این انحطاط اخلاقی شوید .
با توجه به آن که افراد در شبکه های اجتماعی در ایران بر خلاف کشورهای توسعه یافته بیشتر سعی می کند که با هویت غیرواقعی و یا مجعول حضور پیدا کنند ، محدودیت ها کم تر شده و به همان نسبت خشونت کلامی در فضایی که « مجازی » خوانده می شود رشد تصاعدی پبدا می کند .

اما نکته و یا به عبارت بهتر ، مساله که شاید خیلی به آن نپرداخته اند نوع برخورد آقای نوید با ساز و کاری به نام « پلیس » است .
نوید زیادخان قره داغی در یک ویدئو به صراحت پلیس را خطاب قرار می دهد و با استفاده از الفاظ رکیک عنوان می کند که کاری از پلیس بر نمی آید ....
شاید اگر آقای نوید این چنین موجودیت پلیس را زیر سوال نبرده بود ؛ ممکن بود که چنین سرعت و یا قاطعیتی را در برخورد با او شاهد نباشیم .
در واقع ؛ این مساله یعنی ناسزا گفتن مستقیم به پلیس می تواند علامت پرسش بزرگی را در ماهیت و فلسفه وجودی و اقتدار قانونی این نهاد ضابط قانون برقرار سازد .
من در این جا این وضعیت را در « بی تفاوتی » پلیس و یا جدی نبودن « آن » در سایر موقعیت ها و شرایط برای شهروندان دیگر جست و جو می کنم .

بر اساس تجارب زیسته در حرفه ی معلمی به مثالی در این مورد می پردازم .
بارها در کلاس درس و در مدرسه شاهد بوده ام که دانش آموزان یکدیگر را با الفاظ و عبارات ناشایست مورد خطاب قرار داده اند .
در مواجهه با این وضعیت ، برخی از معلمان به اصطلاح با سابقه توصیه می کردند که بهترین و عقلانی ترین نوع برخورد در این شرایط آن است که به آن اهمیت ندهید . و از کنار آن رد شوید .
توجیه آن ها هم این بود که حساس شدن و واکنش معلم به این نوع برخوردها موجب می شود که دانش آموزان دیگر تحریک شده و بخواهند از راه های دیگر کنترل کلاس را به دست بگیرند و اقتدار معلم را بشکنند .

شاید ظاهر این توصیه منطقی و مصلحت آمیز به نظر برسد اما نکته ی مهم و راهبردی در این وضعیت آن است که نتیجه ی سکوت معلم و بی تفاوتی او به عنوان « مدیر کلاس » در برابر خطاها و تخلفات عمدی و آگاهانه ی دانش آموزان موجب عادی شدن یک ناهنجاری و یا تجاوز آشکار به حقوق شهروندی دیگران خواهد بود . و چه بسا وقتی شرایط به حد « غیر قابل تحمل » برسد حتی در صورت واکنش معلم ، مدیر کلاس بر اساس همان نرم های غلط برآمده ی ناشی از « سکوت » دیگر نتواند نظم و آرامش را در کلاس برقرار کند و کلاس به حد « نافرمانی عقل ستیز » برسد .
این وضعیت می تواند در مورد « همه » افراد و نهادها ساری و جاری باشد .
پلیس راهنمایی و و رانندگی که در گرمای تابستان درون اتومبیل خود نشسته و با کولر روشن و بی توجه به آن چه در پیرامون او می گذرد در حال وررفتن با گوشی موبایل خود است ؛ خیلی واضح و آشکار و روشن به دیگران و محیط اعلام می کند که من در عمل نیستم و یا کارکردی فراتر از یک « مترسک مزرعه » ندارم .
