چاپ کردن این صفحه

« امروز نیز با توجه به تأکیدهای مکرر بر ضرورت تحول در نظام آموزشی، بازگشت به تجربه‌های موفق گذشته و بررسی دوبارۀ چنین الگوهایی می‌تواند موضوعی قابل تأمل باشد »

وقتی " مدرسه " امروز از کارکرد اصلی خود فاصله می گیرد ؟

رویا ( محبوبه) پاکدل / دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی

بررسی فاصله گرفتن مدرسه ایرانی از کارکرد اصلی و واقعی خود در صدای معلم

برخی از مدارس کشور با چالش‌هایی روبه‌رو هستند که آثار آن فراتر از مسائل اداری و سازمانی است. این چالش‌ها از شیوه‌های مدیریت و تصمیم‌گیری آغاز می‌شود و به فضای آموزشی، انگیزۀ معلمان و تجربۀ روزمرۀ دانش‌آموزان راه می‌یابد. در چنین شرایطی، مدرسه که باید محیطی برای رشد، یادگیری، گفت‌وگو و آرامش باشد، گاه از کارکرد اصلی خود فاصله می‌گیرد و بخشی از ظرفیت‌های انسانی آن به جای شکوفا شدن، درگیر تنش‌ها و فرسایش‌های غیرضروری می‌شود.

مدرسه تنها یک ساختمان آموزشی نیست؛ نخستین نهاد اجتماعی است که کودک و نوجوان در آن مسئولیت‌پذیری، عدالت، احترام متقابل و مشارکت را تجربه می‌کند. به همین دلیل، کیفیت مدیریت مدرسه صرفاً یک موضوع اداری نیست، بلکه مسئله‌ای تربیتی و اجتماعی است. هر اندازه مدیریت مدرسه بر پایه دانش، اخلاق حرفه‌ای، گفت‌وگو و مشارکت استوار باشد، فضای یادگیری نیز سالم‌تر و اثربخش‌تر خواهد بود. در مقابل، هرگاه این اصول تضعیف شود، آثار آن دیر یا زود در روابط انسانی، کیفیت آموزش و انگیزه یادگیرندگان نمایان خواهد شد.

مطالعات میدانی و گفت‌وگو با برخی معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌ها نشان می‌دهد که در تعدادی از مدارس، فاصله‌ای محسوس میان وضعیت موجود و آنچه از یک محیط آموزشی مطلوب انتظار می‌رود، به چشم می‌خورد. در این مدارس، تصمیم‌های مدیریتی گاه بدون مشارکت و اقناع همکاران اتخاذ می‌شود و فضای همکاری و اعتماد جای خود را به نوعی فاصله و دل‌سردی می‌دهد. طبیعی است که چنین وضعیتی بر کیفیت فعالیت‌های آموزشی نیز اثرگذار باشد.

دانش‌آموزان بیش از آن که به سخنان بزرگسالان توجه کنند، رفتار آنان را مشاهده و تحلیل می‌کنند. مدرسه برای آنان فقط محل آموزش کتاب‌های درسی نیست؛ محلی است که در آن شیوه تعامل، احترام به قانون، مسئولیت‌پذیری و عدالت را می‌آموزند. از همین رو، فضای حاکم بر مدرسه نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری نگرش و شخصیت آنان دارد.

بررسی فاصله گرفتن مدرسه ایرانی از کارکرد اصلی و واقعی خود در صدای معلم

مدرسه نباید جایی باشد که دانش‌آموز در آن احساس بی‌عدالتی، بی‌اعتمادی یا ناامنی روانی کند. این نهاد باید پناهگاه یادگیری، رشد و آرامش باشد؛ محیطی که در آن پرسش گری تشویق شود، خلاقیت مجال بروز پیدا کند و احترام متقابل به یک ارزش مشترک تبدیل شود. با این حال، گزارش‌های دریافتی از برخی مدارس نشان می‌دهد که گاهی این اهداف تحت تأثیر ضعف‌های مدیریتی و نبود سازوکارهای مؤثر نظارتی قرار می‌گیرد. آیا مسئولان حاضرند این زنگ خطر را جدی بگیرند، یا همچنان ترجیح می‌دهند پشت سکوت خود پنهان شوند تا فردا، وقتی خیلی دیر شد، تنها شاهد ویرانی آینده باشند؟

پیامد چنین شرایطی تنها به افت کیفیت آموزشی محدود نمی‌شود. دانش‌آموزی که در محیط مدرسه احساس نکند صدایش شنیده می‌شود یا عدالت به‌طور یکسان اجرا می‌شود، ممکن است بخشی از اعتماد خود را نسبت به نهادهای اجتماعی از دست بدهد. این مسئله در بلندمدت می‌تواند بر مشارکت اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و حتی انگیزۀ تحصیلی او تأثیر بگذارد.

در این میان، نقش معلمان اهمیت ویژه‌ای دارد. معلم ستون اصلی فرایند آموزش است و کیفیت هر نظام آموزشی تا حد زیادی به میزان انگیزه، امنیت حرفه‌ای و رضایت شغلی او وابسته است. معلمی که با آرامش و حمایت سازمانی روبه‌رو باشد، می‌تواند تمام توان خود را صرف آموزش، نوآوری و پرورش استعدادهای دانش‌آموزان کند. اما هنگامی که بخش قابل توجهی از انرژی او صرف حل مسائل حاشیه‌ای و مواجهه با تنش‌های غیرضروری شود، طبیعی است که بخشی از ظرفیت حرفه‌ای او نیز هدر برود.

بررسی فاصله گرفتن مدرسه ایرانی از کارکرد اصلی و واقعی خود در صدای معلم

بسیاری از معلمان معتقدند مدیریت مدرسه باید بیش از هر چیز نقش تسهیل‌گر و پشتیبان داشته باشد. مدیر موفق کسی است که بتواند میان الزامات اداری و نیازهای آموزشی تعادل برقرار کند، از ظرفیت معلمان بهره بگیرد و فضایی مبتنی بر اعتماد و همکاری ایجاد کند. در چنین فضایی، معلم احساس می‌کند عضوی مؤثر از مجموعه مدرسه است و دیدگاه‌های او در تصمیم‌گیری‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد.

در مقابل، هرگاه روابط حرفه‌ای جای خود را به نگاه صرفاً دستوری بدهد، زمینه برای کاهش انگیزه و مشارکت فراهم می‌شود. معلمی که احساس کند در تصمیم‌های مدرسه نقشی ندارد یا تلاش‌هایش دیده نمی‌شود، به‌ تدریج از مشارکت فعال فاصله می‌گیرد. این مسئله شاید در کوتاه‌مدت چندان آشکار نباشد، اما در بلندمدت بر کیفیت آموزش و فضای مدرسه اثر خواهد گذاشت.

نکته قابل تأمل آن است که بسیاری از این مشکلات، در صورت وجود سازوکارهای مؤثر نظارتی و پاسخ‌گویی، قابل مدیریت و اصلاح هستند. خانواده‌ها، معلمان و حتی دانش‌آموزان در سال‌های گذشته بارها دغدغه‌های خود را از مسیرهای مختلف مطرح کرده‌اند. با این حال، بخشی از این مطالبات همچنان بی‌پاسخ مانده یا با تأخیر و کندی مورد رسیدگی قرار گرفته است.

واقعیت این است که نظارت مؤثر، نه برای مقابله با مدیران، بلکه برای حمایت از کیفیت آموزش ضروری است. همان‌گونه که عملکرد معلمان ارزیابی می‌شود، مدیریت مدارس نیز باید در معرض ارزیابی مستمر، دقیق و شفاف قرار گیرد. هیچ جایگاه مدیریتی نباید از نقد، بررسی و پاسخ‌گویی مصون باشد؛ به‌ویژه در نهادی که مسئول تربیت نسل آینده است.

در این میان، یکی از موضوعاتی که بارها از سوی کارشناسان تعلیم و تربیت مطرح شده، بازنگری در شیوه انتخاب مدیران مدارس است. تجربه‌های گذشته نشان داده است که مشارکت معلمان در فرایند انتخاب مدیر می‌تواند به افزایش اعتماد، همکاری و اثربخشی مدیریت مدرسه کمک کند.

بررسی فاصله گرفتن مدرسه ایرانی از کارکرد اصلی و واقعی خود در صدای معلم

سال‌ها پیش، طرحی در نظام آموزشی کشور اجرا شد که بر اساس آن معلمان در معرفی گزینه‌های مدیریت مدرسه نقش داشتند. هدف این بود که فردی برای مدیریت انتخاب شود که علاوه بر برخورداری از شرایط اداری و تخصصی، از مقبولیت حرفه‌ای در میان همکاران خود نیز برخوردار باشد. بسیاری از فرهنگیان آن دوره معتقد بودند این شیوه به بهبود روابط درون مدرسه و افزایش حس مسئولیت‌پذیری جمعی کمک کرده است.

منطق این رویکرد نیز روشن است. مدیری که بتواند اعتماد معلمان را جلب کند، آسان‌تر می‌تواند برنامه‌های آموزشی و تربیتی را پیش ببرد. همکاری و همدلی در مدرسه با بخشنامه ایجاد نمی‌شود؛ محصول اعتماد، احترام و مشارکت است. هر اندازه معلمان در تصمیم‌های کلان مدرسه نقش بیشتری داشته باشند، احساس تعلق آنان به محیط کار نیز افزایش خواهد یافت.

البته مشارکت معلمان در انتخاب مدیر به معنای نادیده گرفتن معیارهای تخصصی و اداری نیست. هدف، ایجاد توازنی میان شایستگی حرفه‌ای و مقبولیت سازمانی است؛ توازنی که می‌تواند به شکل‌گیری مدیریتی کارآمدتر و پاسخ‌گوتر منجر شود.

امروز نیز با توجه به تأکیدهای مکرر بر ضرورت تحول در نظام آموزشی، بازگشت به تجربه‌های موفق گذشته و بررسی دوبارۀ چنین الگوهایی می‌تواند موضوعی قابل تأمل باشد. آموزش و پرورش برای عبور از چالش‌های کنونی، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی، اعتماد درون‌سازمانی و مشارکت فعال فرهنگیان نیاز دارد.

اگر هدف، بازگرداندن مدرسه به جایگاه اصلی خود به‌عنوان کانون یادگیری، پرورش و اعتماد است، این مسیر از اصلاح شیوه‌های مدیریت مدرسه آغاز می‌شود. توجه به صلاحیت‌های حرفه‌ای و اخلاقی در انتخاب مدیران، نظارت مؤثر بر عملکرد آنان، بهره‌گیری از ظرفیت و تجربۀ معلمان و تقویت فرهنگ پاسخ‌گویی، از مهم‌ترین گام‌هایی است که می‌تواند زمینه‌ساز بهبود شرایط موجود باشد.

مدرسه زمانی می‌تواند مأمن رشد، یادگیری و پرورش سرمایه انسانی کشور باشد که همۀ ارکان آن در مسیری مشترک حرکت کنند؛ مسیری که در آن احترام، عدالت، شایسته‌سالاری و گفت‌وگو جایگزین نگاه‌های سلیقه‌ای و تصمیم‌های غیرشفاف شود. در چنین شرایطی، مدیر مدرسه نه صرفاً یک مقام اداری، بلکه رهبر آموزشی مجموعه‌ای خواهد بود که وظیفۀ هدایت و توانمندسازی معلمان و دانش‌آموزان را بر عهده دارد.

زنگ خطری که امروز از سوی بخشی از معلمان، خانواده‌ها و کارشناسان به صدا درآمده، دعوتی برای تقابل نیست؛ دعوتی برای اصلاح، بازنگری و گفت‌وگوست. فرصتی برای آن که پیش از عمیق‌تر شدن چالش‌ها، راهکارهای مؤثر مورد توجه قرار گیرد و مدرسه بیش از پیش به محیطی تبدیل شود که شایستۀ دانش‌آموزان، معلمان و جامعۀ ایران است.

بازگرداندن مدرسه به جایگاه واقعی‌اش ـ به‌عنوان خانۀ دوم دانش‌آموزان ـ مستلزم سه اقدام اساسی است:

نخست انتخاب مدیران شایسته بر پایۀ معیارهای حرفه‌ای و اخلاقی؛ دوم، نظارت جدی، مستمر و بی‌ مصلحت‌گرایانه بر عملکرد آنان و سوم، توجه واقعی به دیدگاه‌ها، تجربه‌ها و ظرفیت‌های معلمان و کارکنان مدارس در فرآیند تصمیم‌گیری.

بی‌تردید آیندۀ آموزش و پرورش در گرو تصمیم‌هایی است که امروز گرفته می‌شود. هر اندازه این تصمیم‌ها آگاهانه‌تر، عادلانه‌تر و مبتنی بر شایسته‌سالاری باشند، امید به شکل‌گیری مدرسه‌ای پویا، عادلانه و الهام‌بخش نیز بیشتر خواهد شد.

پرسش امروز روشن است:

آیا مسئولان حاضرند این زنگ خطر را جدی بگیرند، یا همچنان ترجیح می‌دهند پشت سکوت خود پنهان شوند تا فردا، وقتی خیلی دیر شد، تنها شاهد ویرانی آینده باشند؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی فاصله گرفتن مدرسه ایرانی از کارکرد اصلی و واقعی خود در صدای معلم

شنبه, 30 خرداد 1405 12:58 خوانده شده: 20 دفعه

در همین زمینه بخوانید: