
به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
از این پرده برتر سخنگاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست
***
« پس شاید بزرگترین مسئولیت ما در برابر تاریخ این است: سکوت کنیم، بیندیشیم، و جرأت کنیم در میان غوغا صدای خود را نگه داریم. زیرا جامعهای که فرد در آن نمیاندیشد، محکوم است دوباره به همان چرخهی سلطه بازگردد » .
قربان عباسی
***
دیشب مشاهده کردم چند نفر در همسایگی ما از پشت بام به سمت خیابان و کوچه ، ترقه ( نارنجک ) پرتاب می کردند و متعاقب آن هم می خندیدند ...
خطاب به آنان گفت که این 3 هفته و این همه انواع صداهای مختلف انفجارها بس تان نبوده که اکنون بساط ترقه بازی راه انداخته اید ؟
ابتدا جدی نگرفتند اما همین که آنان را تهدید به زنگ زدن به پلیس کردم ؛ منکر قضیه شده و از خود رفع مسئولیت کردند و به نوعی فرار .
جالب است که چند روز پیش و در اثر چند انفجار مهیب حوالی فرودگاه مهرآباد و خیابان دستغیب و میدان آزادی و... موج انفجار شیشه های برخی ساختمان ها و من جمله ملک ما را شکسته است .
این خبر را به نقل از ایسنا بخوانید : ( این جا )
« رییس سازمان اورژانس کشور از مصدومیت ۶۳۰ نفر در حوادث چهارشنبه سوری خبر داد . پیش از هر گونه طرح و فکر برای تغییر حکومت و ساختار و... اول از همه باید فکری اساسی برای خودمان و ساختار مستبدانه وجودی خویش کنیم که از هر چیزی واجب تر و اولی تر است .
دکتر جعفر میعادفر در گفت و گو با ایسنا گفت: تا ساعت ۲۴ امشب، در مجموع ۶۳۰ نفر در سراسر کشور بر اثر حوادث و اتفاقات مربوط به چهارشنبه آخر سال مجروح شدند .
وی افزود: از این تعداد ۱۲۹ نفر در بیمارستان بستری هستند، ۴۸۴ نفر مرخص شدند و ۱۸ نفر در محل خدمات درمانی دریافت کردند .
رییس اورژانس کشور ادامه داد: متاسفانه مجروحیت ۳۰ نفر به قطع عضو انجام شد. همچنین ۱۴۹ نفر از ناحیه چشم دچار آسیب شدند .
میعادفر گفت که ۱۴۰ نفر دچار سوختگی هایی با درجات مختلف شدند که همگی تحت درمان قرار دارند .
وی افزود: بررسی ها نشام می دهد در استان آذربایجان غربی ۱۰۸ نفر، در استان اردبیل ۹۴ نفر و در استان کرمانشاه ۷۸ نفر مصدوم شده اند .
رییس سازمان اورژانس کشور ادامه داد: خوشبختانه امسال تاکنون هیچ کس بر اثر حوادث چهارشنبه سوری جان خود را از دست نداده است » .
پس از خواندن این خبر مانده ام که به این جماعت چه بگویم ؟ و آنان را چگونه خطاب کنم ؟

یک فرد ناقص العقل و به قول فیلسوف ایرانی ، عبدالکریم سروش که او را « پیر کودک » می نامد و به واقع شایسته خصال اوست در میانه ی جنگ و تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران ، برای « پاسداشت سنت ها و آیین های اصیل ایرانی » ، فراخوان می دهد که به خیابان ها بیایید و این سنت های ایرانی را زنده نگاه دارید و قس علیهذا .
جالب است که این فرد حسرت السلطنه در سال های پیشین احتمالا فراموش کرده بود که چنین فراخوان هایی بدهد و اکنون در میانه ی جنگ و کشتار ، به ناگاه به فکر ایران و پاسداشت سنت های اصیل باستانی افتاده است .
همان « رضا پهلوی » که حتی از بیان یک ابراز تسلیت ساده به مناسبت جان باختن ده ها دانش آموز در واقعه ی تلخ مدرسه ی میناب امتناع کرد اما به ایرانی ها یادآوری می کند که سنت های اصیل ایرانی را پاس بدارید .

گویی این فرد هنوز روح و ماهیت این سنت های ایرانی را درک نکرده است .
آن جا که سعدی می گوید :
« بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی » .
مدت زمان مدیدی نیست که از جان باختن 170 دانش آموز و معلم در مدرسه ی میناب نمی گذرد اما یکی از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ، رقص و پایکوبی برخی ایرانی های داخل کشور را نشان می دهد که در حال پاسداشت سنت اصیل چهارشنبه سوری البته در فهم و خیال و دنیای حقیر و چندش آور خویش هستند .

( این را هم باید داخل پرانتز آورد که پس از کشته شدن جمع زیادی از هم وطنان ایرانی ما در اعتراضات 18 و 19 دی ماه همین گونه کنش های ضد عقلانی و انسانی متاسفانه توسط حکومت جمهوری اسلامی به مناسبت اعیاد مذهبی و از طریق به صدا درآوردن توپ جنگی و برنامه های شاد انجام شد )
در کجا آورده شده و کدام خردمند اصیل ایرانی گفته است که پاسداشت سنت هایی مانند چهارشنبه سوری حتما و الزاما باید با ایجاد حریق و ترس و دلهره در دیگران از طریق ایجاد انفجارهای مهیب و ترسناک باشد ؟
وقتی می گوییم :« دموکراسی از نان شب واجب تر است » ؛ برخی و شاید بسیاری با چهره ای حق به جانب آن را مورد تمسخر و مضحکه قرار داده و عنوان می کنند که این چیزها برای ما آب و نان نمی شود وغیره .
در حالی که جوهر و روح دموکراسی همان است که سعدی و بسیاری از شاعران و فیلسوفان و ادبای ما در مکتوبات خویش آورده و بر آن تاکید کرده اند .
روح احترام به قانون و حقوق دیگران .

« خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است »
در شرایط و اوضاعی که میزان تاب آوری بسیاری کاهش یافته و دچار « صدا هراسی » شده اند و البته امری طبیعی است اما افرادی را در همین جامعه می بینید که صدای اگزوز اتومبیل و یا موتورسیکلت خود را تغییر داده و یا با بلند کردن صدای ضبط ماشین و... روح و روان دیگران را خراش می دهند .
بی تردید ؛
پیش از هر گونه طرح و فکر برای تغییر حکومت و ساختار و... اول از همه باید فکری اساسی برای خودمان و ساختار مستبدانه وجودی خویش کنیم که از هر چیزی واجب تر و اولی تر است .
آری
چاره ی درد ما ، دموکراسی است .
نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم .