وقایع تاسف بار و مخرب و عجیب چند روز اخیر در کشور ، روح و روان دلسوزان وطن را عمیقا خراشید و وطن پرستان را گرفتار بغضی پنهان کرد که یارای گفتنش را ندارند و گویی همه در یک حالت سرخوردگی و غم و عصبانیت با خود کلنجار می روند . در واقع شرایط به طور ناخواسته به گونه ای رقم خورد که به قول عارف قزوینی :
دل زدست غم مَفَر ندارد........ دیده غیر اشک تر ندارد (1)
واقعا چرا خشونتی حساب شده ، عریان و افسار گسیخته با تلفات انسانی زیاد و خسارات هنگفت اقتصادی و اجتماعی ، چاشنی اعتراضات به ظاهر صنفی ی شد که هیچ کس فکر نمی کرد کار به اینجا بکشد ؟
اعتراضاتی که کاملا مشروع و در ذیل حقوق تعریف شده شهروندی بود . واکنشی طبیعی به مشکلات فزاینده و پر شتاب اقتصادی بود که در هر کشوری می تواند بدون این همه حاشیه اتفاق بیفتد.
بدیهی ست که اعتراضات صنفی و مدنی از ابتدایی ترین حقوق شناخته شده در جوامع امروزی ست و در قانون اساسی کشور ما هم تصریح و هم تضمین شده است. بنابراین این اعتراضات که در آغاز از طرف مسئولین هم به رسمیت شناخته شد ، فی نفسه محل ایراد و اشکال نیست و نبود ؛ اما چرا این اعتراضات در یک دگردیسی عجیب ناگهان تغییر ماهیت داد و تبدیل به اغتشاش شد ؛ اغتشاشی که همچون گردبادی ویران گر سراسر کشور را در نوردید و منجر به حوادث هولناک و حیرت انگیز و تقریبا غیر قابل جبرانی شد و همه را غافل گیر کرد تا جایی که در فاصله دو سه روز بنا به آمار رسمی بنیاد شهید جان های عزیز بیش از سه هزار نفر از هم وطنان را گرفت و خانواده های بسیاری را سوگوار کرد. خانواده هایی که شاید بسیاری از آنان در بی خبری از فرا رسیدن این روزها با وجود فشارهای کمر شکن اقتصادی و معیشتی کم کم به استقبال مناسبت ها و اعیاد مذهبی ماه قمری شعبان می رفتند و در آستانه نوروز خود را آماده برپایی مراسم ازدواج دختران و پسران جوان خود و یا بستگان و نزدیکان شان می کردند ولی شوربختانه در عرض چند روز همه آمال و آرزوهایشان زیر آوار اغتشاشات خشن و کور ویرانگر مدفون شد. و غمگنانه آن که در این کارزار پلشت و هیجان زده که با هدایت دشمنان زیرک و شاید کم تجربگی دوستان ناآگاه صورت گرفت؛ خیلی از هموطنان در دامی افتادند که نباید می افتادند و شد آنچه که دیدیم و شنیدیم!

ایرانیان به دست ایرانیان کشته و مجروح و مضروب شدند و متاسفانه در اکثر مناطق درگیری های شهری هر دو طرف مقابله هموطن بودند (دعوایی خانوادگی با چاشنی خشونت هیجانی) (2) ؛ از پرسنل نیروی انتظامی و امنیتی بگیرید تا مردم عادی و جوانان و نوجوانانی که هر کدام به علتی و با انگیزه ای ناخواسته رو در روی هم قرار گرفتند و به قول شاعر خوش قریحه حامد عسکری : « هر کجا می نگرم مجلس سهراب کشی ست!! » (3) .... و شد آنچه امروز با آن رو به رو هستیم.
بگذریم آنچه در این چند روز بر کشور گذشت . اگر به درستی ریشه یابی و تحلیل نشود می تواند در دوره دیگر و شاید با ابعاد مخرب تری نمایان شود.
در این که دشمنان این مرز وبوم از عوامل اصلی این وقایع هستند جای هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد و همه جریانات سیاسی و نحله های فکری و دانشگاهی کشور در این خصوص متفق القول هستند اما اینکه چرا دشمنان و عوامل داخلی شان به راحتی می توانند فقط در عرض دو سه روز یک کشور بزرگ و مستقل با تشکیلات منظم و دایرِ نظامی و امنیتی را این چنین در گیر کنند و خسارات جانی و مالی غیر قابل تصوری بر آن تحمیل کنند جای تامل بسیار بسیار جدی دارد.
شما اگر چند تخم مرغ را زیر مرغ مادر بگذارید فقط تخم مرغ هایی تبدیل به جوجه می شوند که مستعد باشند ؛ به زبان دیگر اگر چه تخم مرغ ها برای جوجه شدن از لحاظ محاطی نیاز به دمای بدن مرغ در مدت معینی دارند (محرک خارجی) اما این کافی نیست و از لحاظ محیطی در درون تخم مرغ هم می باید شرایط مناسب برای خلق جوجه فراهم باشد.

می خواهم بگویم که تمرکز ِصرف بر دشمنان خارجی و دست های آشکار آنها بدون توجه به زمینه های مزمن نارضایتی های اجتماعی داخلی می تواند گمراه کننده باشد. لذا در کنار شناسایی و خنثی کردن عوامل دشمن می باید به دنبال دست های پنهان زمینه ساز شرایطی گشت که خواسته و یا ناخواسته در طول سالیان جاده صاف کن دشمن شده اند . واقعا چرا خشونتی حساب شده ، عریان و افسار گسیخته با تلفات انسانی زیاد و خسارات هنگفت اقتصادی و اجتماعی ، چاشنی اعتراضات به ظاهر صنفی ی شد که هیچ کس فکر نمی کرد کار به اینجا بکشد ؟
باید بدنبال خشت هایی بود که از ابتدا در بدنه مدیریت اجرایی و تقنینی و آموزشی کشور کج گذاشته شده اند و زمینه های پیدایش شکاف طبقاتی و نومیدی نسل جوان را فراهم کرده اند.
اگر می بینید جوانی کم تجربه تحت تاثیر یک به اصطلاح لیدر اغتشاشات ؛ اموال عمومی و مدرسه متعلق به خود و هم وطنش را به آتش می کشد علت آن است که نظام فشل آموزشی نتوانسته و یا نخواسته حس تعلق به وطن را در او ایجاد کند ؛ تا او هم خود را یکی از هشتاد میلیون مالک مشاع مدرسه و بانک و اتوبوس و تاسیسات عمومی کشورش بداند .

اگر این تفکر در جوانان و نوجوانان نهادینه می شد و در ضمیر ناخودآگاه آنان حک می شد ؛ جوان و یا نوجوان اگر هم در تظاهرات مدنی شرکت می کرد صف خود را از خرابکاران جدا می کرد و حتی در مواقع تخریب اموال عمومی خود به عاملی بازدارنده تبدیل می شد نه کمک کننده!
در مورد سایر عوامل و زمینه های اجتماعی بروز اعتراضات اخیر نیز می توان به موارد متعددی اشاره کرد.
عامل مهم ؛ فشار اقتصادی بر قشر بزرگی از جامعه در کنار نبود فرصت های برابر برای جوانان در عرصه های تحصیلی و استخدامی از عوامل مهم دیگر هستند که بحثی جداگانه و کارشناسی می طلبد . در عین حال یک گزاره قطعی است و آن این که که تا وقتی این زخم های پنهان و آشکار اجتماعی ریشه ای درمان نشوند هموار مگس هایی خواهند بود که روی زخم ها بنشیند .
(1) برگرفته از شعر معروف عارف قزوینی با عنوان « گریه کن» که در سوگ کشته شدن کلنل محمد تقی سروده شده و زنده یاد قمر ملوک وزیری با لحنی حزین آن را بصورت ترانه اجرا کرده است.
(2) می گویند علف هیجان گیاهی ست بی ریشه ولی با رشد آنی و محصول فراوان اما مهلک و زهرآگین
(3) منبع سایت عصر ایران کد1136140مورخ 8.11.404
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
