
واقعا اراده ای سخت از سوی هسته سخت قدرت برای نهادسازی واقعی و مدنی در جهت تشکیل جامعه مدنی وجود دارد و آنان « جامعه توده ای » را بر « جامعه مدنی » مرجح می دانند .
در بحث جذب و ترییت معلمان قبلا و به فرض برای داوطلبانی که از طریق ماده 28 به استخدام آموزش و پرورش در می آمدند ، دوره های بازآموزی یک ساله می گذاشتند و در آخر ؛ « آزمون اصلح » برگزار می کردند .
به تدریج کم رنگ شد و الان هم طرف آزمون می دهد و پس از مصاحبه و گزینش مستقیم سر از کلاس در می آورد !
موضوع بعد ؛ تحقیر شدگی در جامعه معلمان است .
در این جا لازم است به عنوان نمونه ؛ اشاره ای به مراسم تقدیر از بازنشستگان در آموزش و پرورش منطقه 9 تهران داشته باشم . ( این جا )

در این مراسم مدیر خانم آموزش و پرورش منطقه 9 کلی از شهردار منطقه تعریف کرد و پس از آن رئیس امور مساجد هم سخنرانی کرد .
اما نه از معلمان نمونه ، نه برگزیدگان اقدام پژوهی و نه مهم تر از هم بازنشسته که اصطلاحا « پیش کسوت » نامیده می شوند ، صحبتی کرد .
ابتدا از مدیران مدارس منطقه 9 تهران با اهدای لوح تقدیر و کارت هدیه تقدیر شد .
سپس از معلمان نمونه تقدیر گردید .
بعد از آن از مسئولان اداره آموزش و پرورش منطقه 9 تهران تقدیر و تشکر به عمل آمد .
پس از آن از برگزیدگان اقدام پژوهی در سطح منطقه و استان تقدیر به عمل آمد .
و سرانجام نوبت به تقدیر از معلمان بازنشسته رسید که جمعیت آنان کم تر از 20 نفر بود .
( گزارش کامل این مراسم در صدای معلم منتشر شده است )

برای من دو پرسش مهم پیش آمد :
معلمی که در پژوهش رتبه گرفته و به اصطلاح برگزیده شده چرا به روند نشست اعتراض نکرد ؟ مگر نه این که عصاره و روح پژوهش ، پرسش گری است .
معلمانی که یک عمر موی خود را در تعلیم و تربیت سپید کرده اند ؛ چرا در برابر این « تحقیر » سکوت کردند ؟
چه خوشمان بیاید ؛ چه خوشمان نیاید ؛ باید قبول کرد که معلمان « تحقیر شدگی » را پذیرفته ، درونی و تئوریزه کرده اند .
و تا پذیرش این تحقیر در جامعه ی ما ادامه و امتداد دارد ، گشایشی در وضعیت آن صورت نخواهد گرفت و وضعیت به سوی بدتر شدن پیش خواهد رفت .
موضوع سوم به معیشت معلمان بر می گردد .

لازم است اشاره ای به پیام رئیس جمهور پزشکیان به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم داشته باشیم .
« بدون توجه به معیشت و منزلت معلمان، عدالت آموزشی محقق نخواهد شد .
بهبود شرایط معلمان از ارکان اساسی پیشرفت کشور در دولت چهاردهم است » .
پیش از پایان سال 1404 و درست در آخرین روزها ، خبر دارید که حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه ها ( وزارت علوم ) را 75 درصد افزایش دادند .
20 درصد هم سنواتی در سال جدید شامل حل آنان شد .
یعنی این دسته از کارمندان دولت هم از مزایای قانون خاص خودشان بهره مندند و هم از قانون عام که همان قانون مدیریت خدمات کشوری باشد .
به قول آن مثل که می گوید هم از توبره می خورد و هم از آخور .
اما چرا این کار را کردند ؟
چون خودشان و بسیاری از دولت مردان و نمایندگان مجلس و اصطلاحا مسئولان در این افزایش ها ، « ذی نفع » بودند .
علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش خودش عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان است . معاون ایشان علی فرهادی هم عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی است .
فرهادی در نشست خبری حتی به پرسش من در این باره هم پاسخ نداد و توپ را به زمین دیگران حواله کرد .
پس از سال ها کش و قوس و آمد و رفت و انتظار ؛ یک چیزی درست کردند به نام رتبه بندی .

سر و ته آن را زدند .
هر کسی هر مدرک و یا کاغذی را بی آن که راستی آزمایی شود فرستاد و برایش رتبه زدند .
حساب و کتابی نبود .
اصلا معیاری وجود نداشت .
یکی با 30 سال سابقه و کلی مدارک شده رتبه 3 . یکی هم با نصف آن شد رتبه ی 4 .
این مسئولان فکر می کردند که با اجرای رتبه بندی ؛ آموزش و پرورش و وضعیت آن تغییر خواهد کرد .
کدام تغییر ایجاد شد ؟
کدام کیفیت بخشی ایجاد شد ؟
آیا تغییری در معیشت معلمان ایجاد شد ؟
متاسفانه کلیت جامعه معلمان این وضعیت و این تحقیر را پذیرفت .

این گونه نمی شود در جامعه اعتماد و انسجام ایجاد کرد .
اعتماد با شعار درست نمی شود .
و موضوع چهارم و آخر بر می گردد به تعطیلی مدارس .
به عنوان یک معلم و روزنامه نگارهنوز توجیه نیستم وقتی جنگ نیست و شرایط آتش بس برقرار است ، مدارس چرا باید تعطیل باشند ؟
در این وضعیت مشوش ؛ بیشتر مدارس عادی دولتی و مدارس مناطق محروم آسیب دیده و می بینند .

بیشتر ترک تحصیل ، افت تحصیلی ، اختلالات رفتاری و روانی و آسیب های اجتماعی متعلق به دانش آموزان این نوع مدارس است که تمکن مالی ندارند .
این ها را نمی بینند ؟
این ها متاسفانه از دوران کرونا ؛ درس نگرفتند و همان مسیر غلط را دوباره تکرار کردند .
متاسفانه قاطبه جامعه معلمان و ذی نفعان آموزش و پرورش هم با وجود غر زدن های زیاد و ایفای نقش های طلبکاری و روشنفکری با این تصمیم ها همراهی کردند .
از ابتدا هم معلوم بود که این وضعیت به بن بست خواهد رسید .
الان هم دعوا سر این است که امتحانات حضوری باشند و یا آنلاین .
و یا سر کنکور و تاثیر معدل و وضعیت امتحانات نهایی دعواست .
برای من اساسا قابل هضم و درک نیست که چرا نباید در روز معلم نباید معلمان و دانش آموزان در مدرسه حاضر باشند و حراست به مدیران بگوید که حق تشکیل جلسه و دعوت از معلمان را ندارند .
با این دست فرمان و با این سیاست گذاری ها و تصمیم گیری ها و با این مدیرانی که داریم و سر کار هستند و مهم تر از همه با این وضعیت مطالبه گری و پرسش گری در بدنه ؛ بعید می دانم به جایی برسیم .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
