چکیده
گسترش فن آوریهای ارتباطی در دهه اخیر، نظام آموزش و پرورش را با تحولات گستردهای روبهرو کرده است. تلفنهای هوشمند، به عنوان ابزارهایی چندمنظوره، وارد فضای آموزشی مدارس شدند و شیوه یاددهی و یادگیری را دگرگون ساختند. هم زمان، با آغاز آموزش مجازی در دوران شیوع کرونا، شبکه اجتماعی «شاد» به عنوان سامانه رسمی آموزش از راه دور در مدارس کشور معرفی شد. گرچه استفاده از این فن آوریها توانست در شرایط بحرانی، روند آموزش را حفظ کند و ارتباط میان معلم و دانشآموز را ادامه دهد، اما در عمل، چالشها و آسیبهای متعددی را نیز به همراه داشت.
بررسیهای میدانی و پژوهش های انجام شده نشان میدهد که آسیبهای شناختی، روانی، فرهنگی و تربیتی ناشی از این ابزارها در نظام آموزش و پرورش، بیش از مزایای آن بوده است.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و توصیفی، به بررسی تأثیرات ورود گوشی هوشمند و شبکه اجتماعی شاد بر فرایند آموزش، روابط انسانی و فرهنگ مدرسه میپردازد و با تحلیل سه مقطع تحصیلی (ابتدایی، متوسطه اول و دوم)، پیامدهای منفی و راهکارهای پیشنهادی برای استفاده هدف مند و سالم از فناوری در محیطهای آموزشی را مطرح میکند.
کلیدواژهها: آموزش مجازی، گوشی هوشمند، شبکه شاد، نظام آموزش و پرورش، آسیبهای آموزشی، فن آوری دیجیتال
English Abstract Title: The Harms and Consequences of Introducing Smartphones and the “SHAD” Educational Network into the Educational System Abstract: The rapid expansion of digital technologies has deeply influenced the educational system and transformed traditional teaching and learning processes. During the COVID-19 pandemic, the Ministry of Education introduced the “SHAD” social network as the main platform for virtual schooling, relying primarily on smartphones for student access. While this initiative prevented a complete disruption of learning, it simultaneously created numerous educational, psychological, social, and cultural challenges. The findings of this analytical study show that dependence on smartphones and the SHAD network led to a decline in learning quality, reduced student engagement, weakened teacher–student relationships, and diminished the moral and cultural functions of schools. Although online education offered temporary advantages such as continued learning and improved digital literacy, the damages — including distraction, anxiety, social isolation, and unequal access — were significantly greater than its benefits. The study concludes that integrating technology into the educational system requires long-term planning, teacher training, and cultural adaptation to ensure that digital tools serve the true goals of education rather than undermine them. Keywords: Virtual learning, smartphone, SHAD network, educational system, learning challenges, digital education
مقدمه
تحولات فن آورانه در دهههای اخیر، عرصههای مختلف زندگی انسان را دچار دگرگونی کرده است و آموزش نیز از این تغییرات مستثنا نبوده است. نظام آموزش و پرورش که رسالت اصلی آن تربیت و آموزش نسل آینده است، در سالهای اخیر با پدیدهای نو به نام «آموزش مجازی» روبهرو شد. شیوع ویروس کرونا در سال ۱۳۹۸ موجب شد مدارس بهطور ناگهانی تعطیل شوند و آموزش رسمی کشور در وضعیتی بیسابقه قرار گیرد.
در واکنش به این بحران، وزارت آموزش و پرورش با هدف استمرار آموزش، شبکه اجتماعی «شاد» را به عنوان بستر رسمی آموزش مجازی معرفی کرد. بدین ترتیب، میلیونها دانشآموز برای نخستین بار تجربه آموزش غیرحضوری از طریق تلفن همراه را آغاز کردند (وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۹).
در نگاه نخست، این اقدام به عنوان گامی مهم در جهت هوشمندسازی مدارس تلقی میشد، اما بهتدریج روشن شد که استفاده گسترده از گوشیهای هوشمند و پلتفرم شاد، مشکلات و آسیبهایی را در زمینههای آموزشی، روانی و فرهنگی به همراه دارد. کاهش تمرکز، افت یادگیری، اعتیاد به فضای مجازی، سردرگمی خانوادهها، و تضعیف ارتباط چهرهبهچهره میان معلم و دانشآموز، تنها بخشی از پیامدهای این تحول بودند (اکبری، ۱۴۰۱).
بیان مسئله و ضرورت پژوهش در دهه گذشته، استفاده از فن آوریهای نوین در آموزش، بهویژه در قالب تلفنهای همراه هوشمند، گسترش یافته است. در حالی که کشورهای توسعه یافته، با طراحی زیرساختها و آموزش مهارتهای سواد رسانهای، توانستهاند از مزایای فن آوری برای تقویت آموزش استفاده کنند، در نظام آموزش و پرورش ما این فرایند بیشتر به شکل اضطراری و بدون آمادگی فرهنگی و فنی اجرا شد.

برنامه شاد بهعنوان نخستین تجربه گسترده آموزش مجازی در مدارس، هم نقاط قوت داشت و هم ضعفهای عمیق. از یک سو، امکان ارتباط مستمر میان معلمان و دانشآموزان را فراهم کرد و از توقف کامل آموزش جلوگیری نمود؛ از سوی دیگر، به دلیل نبود طراحی آموزشی استاندارد، ضعف زیرساختها، ناآشنایی کاربران، و وابستگی به گوشیهای هوشمند، به بستری برای شکلگیری مشکلات متعدد آموزشی و روانی تبدیل شد (موسوی و همکاران، ۱۴۰۲).
با توجه به نقش کلیدی آموزش در تربیت نسل آینده، بررسی علمی و فرهنگی تأثیر ورود این فن آوریها به مدارس امری ضروری است. پرسش اصلی این است که:
ورود گوشی هوشمند و شبکه شاد به نظام آموزش و پرورش چه پیامدهایی برای یادگیری، روابط انسانی و فرهنگ آموزشی داشته است؟
این پژوهش تلاش میکند نشان دهد که چرا و چگونه آسیبهای ناشی از استفاده بیرویه از این ابزارها بر مزایای احتمالی آن پیشی گرفتهاند.
در بخش دوم، به موضوع مزایا و فرصتهای فن آوری در آموزش و سپس آسیبهای آموزشی و شناختی میپردازیم تا بهتدریج مقاله به بخشهای روانی، فرهنگی و تحلیلی شاد برسد.

بخش اول شامل دو قسمت است:
1- مزایا و فرصتهای فن آوری و شبکه شاد در نظام آموزش و پرورش
2- آسیبهای آموزشی و شناختی ناشی از استفاده از گوشی هوشمند و آموزش مجازی

بخش دوم:
مزایا و فرصتهای فن آوری در آموزش و پرورش :
ورود فن آوری های نوین به نظام آموزش و پرورش، در نگاه نخست، فرصتهایی تازه برای یاددهی و یادگیری ایجاد کرد. استفاده از گوشیهای هوشمند و پلتفرم شاد، بهویژه در دوران بحران کرونا، سبب شد فرایند آموزش بهطور کامل متوقف نشود.
در این بخش، مهمترین مزایای مشاهده شده بررسی میشود :
1- تداوم آموزش در شرایط بحرانی در زمان تعطیلی مدارس به علت همهگیری کرونا : آموزش مجازی تنها راه حفظ ارتباط میان معلم و دانشآموز بود. شبکه شاد این امکان را فراهم کرد که آموزش از خانه ادامه یابد و وقفهای جدی در تحصیل دانشآموزان ایجاد نشود. طبق گزارش وزارت آموزش و پرورش (۱۴۰۰)، بیش از ۱۲ میلیون دانشآموز از طریق این بستر به یادگیری ادامه دادند. این موضوع از گسست آموزشی جلوگیری کرد و مانع از افت شدید تحصیلی در دوران بحرانی شد.
2- دسترسی گسترده به منابع آموزشی : یکی از جنبههای مثبت فن آوری در آموزش، امکان دسترسی سریع به منابع و محتوای متنوع است. دانشآموزان میتوانستند در هر ساعت از شبانهروز، به ویدیوهای آموزشی، فایلهای صوتی، و جزوات معلمان دسترسی داشته باشند. این دسترسی آزاد، برای بسیاری از دانشآموزان مناطق دورافتاده و کمبرخوردار، تجربهای تازه و ارزشمند بود (یوسفی، ۱۴۰۰)
3- قویت مهارتهای دیجیتال و خودآموزی استفاده از گوشیهای هوشمند در فرایند آموزش، موجب شد دانشآموزان و حتی معلمان، مهارتهای فن آوری و رسانهای خود را تقویت کنند. بسیاری از معلمان برای نخستینبار توانستند از ابزارهای چندرسانهای، تولید ویدیوهای آموزشی، و کار با فایلهای الکترونیکی استفاده کنند. از سوی دیگر، دانشآموزان در مدیریت زمان، ارسال تکلیف و استفاده از ابزارهای آنلاین، تا حدی خود اتکا شدند .
4- گسترش ارتباط آموزشی میان خانه و مدرسه : آموزش مجازی باعث شد خانوادهها بیش از گذشته در جریان فعالیتهای درسی فرزندان خود قرار بگیرند. بسیاری از والدین، بهویژه در دوره ابتدایی با حضور فعالتر در کنار فرزندان، در فرآیند یادگیری آنان نقش حمایتی پیدا کردند (مرادی، ۱۴۰۱).
با وجود تمام این مزایا، بررسیها نشان میدهند که دوام و اثر بخشی این دستاوردها محدود بوده و چالشهای متعدد، مزایای یاد شده را تحت الشعاع قرار داده است.

آسیبهای آموزشی و شناختی :
هر چند آموزش مجازی با هدف تسهیل یادگیری و استمرار آموزش اجرا شد، اما استفاده مداوم از گوشی هوشمند و حضور طولانیمدت در فضای شاد، پیامدهای منفی گستردهای بر کیفیت یادگیری و رشد شناختی دانشآموزان گذاشت :
1- کاهش تمرکز و افت کیفیت یادگیری :
مهمترین آسیب مشاهده شده در مدارس، افت تمرکز دانشآموزان بود. گوشی هوشمند وسیلهای چندکاره است و هم زمان امکان دسترسی به بازیها، شبکههای اجتماعی و محتوای سرگرمکننده را فراهم میکند. در چنین محیطی، دانشآموز بهسختی میتواند تمرکز خود را بر محتوای درسی حفظ کند.
پژوهش نصیری (۱۴۰۱) نشان میدهد بیش از ۷۰ درصد دانشآموزان هنگام استفاده از برنامه شاد، در معرض پیامها و اعلانهای دیگر اپلیکیشنها قرار داشتند و همین امر باعث حواسپرتی مکرر در کلاس میشد.
2- یادگیری سطحی و وابستگی به منابع آماده در فضای مجازی :
بسیاری از دانشآموزان به جای تلاش برای درک مفاهیم، به جستوجوی پاسخهای آماده در اینترنت یا گروههای درسی روی میآورند. این روند سبب شد یادگیری به شکل حافظه محور و کوتاهمدت درآید. در برنامه شاد نیز نبود ساختار آموزشی دقیق، سبب شد دانشآموزان بیشتر به دریافت و ارسال تکلیف محدود شوند و ارتباط فعال با معلم کاهش یابد (احمدی، ۱۴۰۲)
3- ضعف در ارزیابی و بازخورد آموزشی :
یکی از ارکان آموزش مؤثر، بازخورد مستمر معلم به دانشآموز است. در آموزش مجازی، بهویژه در برنامه شاد، معلمان به دلیل حجم بالای دانشآموزان، زمان محدود و امکانات فنی ناکافی، قادر به ارائه بازخورد دقیق نبودند. در نتیجه، فرایند یادگیری پیوسته و اصلاحگرانه که در کلاس حضوری برقرار است، در فضای مجازی کم رنگ شد (حسینی، ۱۴۰۰)
4- تأثیر منفی بر مهارتهای تفکر و حل مسئله :
یادگیری مؤثر نیازمند تعامل زنده، پرسش و گفت وگوست. در شاد، به دلیل محدودیت تعامل زنده، بسیاری از دانشآموزان تنها شنونده و گیرنده محتوا بودند . در نتیجه، فرصت برای تفکر انتقادی، خلاقیت و مهارت حل مسئله کاهش یافت.
پژوهش موسوی و همکاران (۱۴۰۲) نشان میدهد که پس از دو سال آموزش مجازی، سطح توانایی تحلیل و استدلال منطقی در دانشآموزان مقطع متوسطه تا ۳۰ درصد کاهش یافته است.

5- تفاوت آسیبها در مقاطع تحصیلی مختلف در دوره ابتدایی :
نبود تعامل چهره به چهره با معلم و بازیهای آموزشی حضوری باعث افت علاقه به درس و اضطراب یادگیری شد. در متوسطه اول، ضعف در برنامهریزی درسی و ناتوانی در تمرکز طولانیمدت، موجب افت نمرات شد. در متوسطه دوم، به ویژه در سالهای کنکور، وابستگی به گوشی و شبکههای مجازی تمرکز دانشآموزان را به شدت کاهش داد.
آسیبهای روانی، اجتماعی و فرهنگی ورود گوشیهای هوشمند و گسترش آموزش مجازی در قالب برنامه شاد، تنها پیامد آموزشی نداشت، بلکه به مرور آثار عمیقی بر سلامت روانی، اجتماعی و فرهنگی دانشآموزان گذاشت:
1. افزایش اضطراب و استرس در میان دانشآموزان و والدین : پژوهش کاظمی (۱۴۰۱) نشان میدهد که حدود ۳۵٪ از دانشآموزان مناطق محروم، به دلیل ضعف زیرساخت، از شرکت منظم در کلاسهای شاد بازماندند.
آموزش مجازی در ظاهر ساده بود، اما در واقع، فشار روانی زیادی را به دانشآموزان و خانوادهها تحمیل کرد. بسیاری از والدین برای نخستین بار ناچار بودند نقش معلم را در خانه ایفا کنند و هم زمان با چالشهای اقتصادی و محدودیتهای فنی رو به رو بودند. دانشآموزان، بهویژه در مقطع ابتدایی، با ناتوانی در مدیریت زمان و درک مفاهیم از طریق صفحهنمایش، دچار اضطراب آموزشی و دلزدگی از درس شدند (صفری، ۱۴۰۱)
2. انزوا و کاهش مهارتهای ارتباطی در مدرسه حضوری :
تعامل اجتماعی یکی از مهمترین بخشهای رشد شخصیتی است. اما در آموزش مجازی بهویژه از طریق گوشی، این تعامل به حداقل رسید. دانشآموزان زمان زیادی را در خانه و در سکوت مجازی سپری کردند.
نتیجه، افزایش احساس تنهایی، انزوا و افت مهارتهای ارتباطی بود.
پژوهش رحیمی (۱۴۰۲) نشان میدهد که بیش از نیمی از دانشآموزان مقطع متوسطه پس از دوران آموزش مجازی، در برقراری ارتباط گروهی دچار مشکل بودهاند.
3. وابستگی و اعتیاد به فضای مجازی : بررسیهای میدانی و پژوهش های انجام شده نشان میدهد که آسیبهای شناختی، روانی، فرهنگی و تربیتی ناشی از این ابزارها در نظام آموزش و پرورش، بیش از مزایای آن بوده است.
یکی از جدیترین آسیبها، افزایش زمان استفاده از تلفن همراه بود. آموزش در بستر شاد باعث شد گوشی هوشمند از ابزار آموزشی به وسیلهای دائمی برای سرگرمی، بازی و حضور در شبکههای اجتماعی تبدیل شود.
بر اساس تحقیق رضایی و همکاران (۱۴۰۲)، میانگین زمان استفاده از گوشی در میان دانشآموزان در دوران آموزش مجازی از ۲ ساعت به بیش از ۷ ساعت در روز افزایش یافت. این وابستگی در بسیاری از موارد به اعتیاد رفتاری و افت عملکرد تحصیلی انجامید.
4. کم رنگ شدن ارزشهای فرهنگی و اخلاقی مدرسه :
مدرسه نه تنها محل آموزش علمی، بلکه بستر انتقال ارزشهای فرهنگی و تربیتی است. در فضای مجازی، این بعد مهم تربیت به شدت آسیب دید. نبود نظارت مؤثر، زبان غیر رسمی در گفت و گوها و انتشار محتوای نامتناسب در گروههای دانشآموزی، باعث تضعیف انضباط، احترام و هنجارهای اخلاقی در میان دانشآموزان شد (میرزایی، ۱۴۰۱)
به گفته یکی از مدیران مدارس در پژوهش کیفی داوری (۱۴۰۲): « شاد آموزش را ادامه داد، اما تربیت را از ما گرفت ».
5. دوگانگی فرهنگی میان خانه و مدرسه مجازی :
آموزش از طریق گوشی باعث شد مرز میان فضای خانه و فضای آموزشی از بین برود. دانشآموز در محیط شخصی خود، با همان لباس و حال و هوا در کلاس حاضر میشد و این امر سبب شد شأن و جدیت فضای مدرسه کاهش یابد. در نتیجه، نظم آموزشی و حرمت فضای درس در ذهن بسیاری از دانشآموزان تضعیف شد؛ به ویژه در مقاطع ابتدایی که شکلگیری الگوهای رفتاری پایه اهمیت زیادی دارد .

بررسی نقاط ضعف شبکه اجتماعی شاد در نظام آموزش و پرورش :
اگرچه برنامه شاد برای پاسخ به نیاز فوری آموزش مجازی طراحی شد، اما به دلیل اجرای شتابزده و نبود زیرساختهای مناسب، ضعفهای قابل توجهی داشت که در هر مقطع تحصیلی به شکل خاصی نمود یافت:
1- مقطع ابتدایی
در مقطع ابتدایی، آموزش حضوری نقش کلیدی در رشد عاطفی و مهارتهای پایه دارد. در شبکه شاد، دانشآموزان خردسال با مشکلات زیر مواجه بودند: ناتوانی در تمرکز بر محتوای دیجیتال به دلیل سن پایین. نبود بازیهای آموزشی جذاب و محتوای متناسب با کودک. نیاز مداوم به کمک والدین در ورود و استفاده از برنامه. عدم ارتباط عاطفی کافی با معلم که یکی از ارکان اصلی یادگیری در این سن است. نتیجه آن شد که بسیاری از دانشآموزان پایه اول و دوم ابتدایی، در خواندن و نوشتن دچار تأخیر مهارتی شدند (نظامی، ۱۴۰۲).
2. مقطع متوسطه اول
در این مقطع، ضعفهای فنی و ساختاری شاد بیشتر نمود پیدا کرد. ارسال و دریافت تکالیف گاه با اختلال یا قطع ارتباط مواجه بود. نداشتن ابزارهای تعاملی مثل تخته مجازی و آزمونهای هوشمند، انگیزه یادگیری را کاهش داد. بسیاری از دانشآموزان، بهجای حضور واقعی در کلاس، تنها فایلها را دانلود میکردند و از شرکت فعال خودداری داشتند. نظارت آموزشی بر عملکرد دانشآموزان بسیار ضعیف بود، زیرا معلم امکان ارزیابی چهره به چهره یا حضور فیزیکی نداشت.
3. مقطع متوسطه دوم
در این دوره، دانشآموزان با حجم بالای مطالب و فشار کنکور رو به رو هستند. شاد در این سطح نتوانست ابزار کارآمدی برای آموزش تعمیقی و تحلیلی باشد. نبود امکانات لازم برای تدریس تعاملی (مانند کلاس زنده با تخته دیجیتال). ضعف در ذخیرهسازی و جستوجوی محتوای درسی. وابستگی کامل به اینترنت پرسرعت که برای بسیاری از مناطق وجود نداشت. پایین بودن کیفیت صدا و تصویر در کلاسهای زنده و نارضایتی دانشآموزان. در نتیجه، بیشتر دانشآموزان متوسطه دوم ترجیح دادند از اپلیکیشنهای غیررسمی یا پلتفرمهای آموزشی خصوصی استفاده کنند، که این امر خود موجب نابرابری آموزشی شد (کریمی، ۱۴۰۱).
چالشهای مدیریتی و فنی شبکه شاد :

برنامه شاد در حالی وارد نظام آموزش و پرورش شد که زیرساختهای لازم برای پشتیبانی از میلیونها کاربر هم زمان وجود نداشت. این ناهماهنگی میان تصمیمگیری و اجرا، مشکلات متعددی ایجاد کرد:
1. ضعف زیرساخت فنی و دسترسی نابرابر
یکی از اصلیترین مشکلات، نبود اینترنت پرسرعت و تجهیزات مناسب در بسیاری از مناطق بود. در مناطق روستایی و کم برخوردار، بسیاری از دانشآموزان یا گوشی هوشمند نداشتند یا از تلفن مشترک والدین استفاده میکردند. این مسئله به نابرابری آموزشی منجر شد. پژوهش کاظمی (۱۴۰۱) نشان میدهد که حدود ۳۵٪ از دانشآموزان مناطق محروم، به دلیل ضعف زیرساخت، از شرکت منظم در کلاسهای شاد بازماندند.
2. نبود آموزش کافی برای معلمان
بسیاری از معلمان بهویژه در نسلهای میان سال، تجربه و مهارت کار با ابزارهای دیجیتال را نداشتند. نبود دورههای آموزشی رسمی و پشتیبانی فنی موجب شد بخشی از ظرفیت انسانی آموزش و پرورش بهدرستی بهکار گرفته نشود. در موارد متعدد، معلمان ناچار بودند با آزمون و خطا کار کنند و همین موضوع باعث افت کیفیت تدریس شد.
3. مشکلات مدیریتی و نظارتی نظارت بر عملکرد آموزشی در فضای مجازی دشوار است. در مدارس مجازی، مدیران نمیتوانستند مانند مدارس حضوری بر حضور و مشارکت دانشآموزان و معلمان کنترل مستقیم داشته باشند. همچنین، نبود نظام ارزیابی منسجم برای عملکرد مدارس در فضای مجازی باعث شد کیفیت آموزش در مناطق مختلف بهطور چشمگیری متفاوت باشد (سعیدی، ۱۴۰۲)
4. عدم یکپارچگی میان محتوای آموزشی و ابزار فن آوری :
برنامه شاد از نظر فنی بیشتر یک پیامرسان آموزشی بود تا یک پلتفرم یادگیری هوشمند. نبود امکاناتی مانند بانک سؤال، سامانه آزمون آنلاین، سیستم ارزشیابی پیشرفته و محتوای چندرسانهای منطبق با سن و پایه تحصیلی، باعث شد کارایی آن نسبت به سامانههای آموزشی بینالمللی بسیار پایینتر باشد.

پیامدهای تربیتی و اخلاقی در آموزش و پرورش :
نظام آموزش و پرورش تنها مأمور به آموزش مفاهیم علمی نیست، بلکه تربیت اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی دانشآموزان نیز در مرکز مأموریت آن قرار دارد. ورود فن آوری بدون برنامهریزی فرهنگی، به تدریج این مأموریت را تضعیف کرد:
1- کم رنگ شدن نقش معلم به عنوان الگوی رفتاری در فضای مجازی : ارتباط عاطفی میان معلم و شاگرد کاهش یافت و دانشآموزان کمتر تحت تأثیر رفتار، گفتار و منش معلم قرار گرفتند. در نتیجه، جنبهی تربیتی آموزش تضعیف شد و نقش معلم به انتقالدهندهی فایل و پیام محدود گردید (قادری، ۱۴۰۲)
2- کاهش حس مسئولیتپذیری و نظم شخصی در کلاسهای حضوری : حضور فیزیکی، لباس مرتب، رعایت نوبت و انضباط محیطی به شکل طبیعی آموزش داده میشود. در آموزش مجازی، این عناصر از بین رفت و دانشآموزان بدون آمادگی و گاه بدون جدیت در کلاس حاضر میشدند. این امر در بلندمدت بر شکلگیری شخصیت و حس مسئولیتپذیری تأثیر منفی گذاشت.
3- چالشهای اخلاقی در فضای مجازی : نبود کنترل کافی در گروههای کلاسی، انتشار محتوای نامناسب و رفتارهای غیراخلاقی در برخی محیطهای آموزشی مجازی، از جمله نگرانیهای جدی بود. به دلیل نبود آموزش سواد رسانهای، بسیاری از دانشآموزان توانایی تشخیص محتوای مفید از آسیبزا را نداشتند. این مسئله، ضرورت تربیت دیجیتال و آموزش مهارتهای ارتباط مسئولانه در فضای مجازی را برجسته میکند (حسینی، ۱۴۰۱ ) .

راهکارها و پیشنهادهای اصلاحی برای کاهش آسیبها و استفاده هدفمند از فن آوری در آموزش و پرورش، مجموعهای از اقدامات کوتاهمدت و بلندمدت ضروری است:
۱. آموزش و توانمندسازی معلمان
اجرای کارگاههای مهارتی برای آموزش روش تدریس مجازی، تولید محتوای چندرسانهای و کار با ابزارهای تعاملی، باید به یکی از سیاستهای اصلی آموزش و پرورش تبدیل شود. معلم آگاه به فناوری میتواند از شاد به شکلی مؤثرتر استفاده کند.
۲. طراحی نسخه هوشمندتر و کاربر پسند از شاد
توسعه نسخهای جدید از شاد با امکانات زیر پیشنهاد میشود، کلاس زنده با تخته دیجیتال و امکان پرسش و پاسخ زنده ، سامانه آزمون و ارزشیابی پیشرفته ، بخش ویژه محتوای تربیتی و فرهنگی و امکان حضور اولیا در روند یادگیری دانشآموز
۳. گسترش عدالت آموزشی وزارت آموزش و پرورش
باید دسترسی برابر به ابزار و اینترنت را برای مناطق محروم فراهم کند. بدون این زیرساخت، آموزش مجازی عملاً به نا برابری آموزشی دامن میزند.
۴. تقویت بعد تربیتی و فرهنگی
در کنار آموزش دروس، باید محتواهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی متناسب با سن دانشآموز در پلتفرم گنجانده شود تا نقش تربیتی مدرسه مجازی احیا شود.
۵. آموزش سواد رسانهای به دانشآموزان و والدین
ایجاد مهارت تشخیص، تفکر انتقادی و رفتار مسئولانه در فضای مجازی از طریق کارگاهها و واحدهای درسی ویژه، ضروری است تا آسیبهای فرهنگی و روانی کاهش یابد.
نتیجهگیری:
تحلیل انجام شده نشان میدهد که ورود گوشیهای هوشمند و برنامه شاد به نظام آموزش و پرورش، گرچه در دوران بحرانی کرونا ضرورتی انکار ناپذیر بود، اما به دلیل اجرای شتابزده، ضعف زیرساختها و نبود برنامهریزی فرهنگی، پیامدهای منفی آن بیش از مزایای کوتاه مدتش بوده است.آسیبهای آموزشی، روانی، فرهنگی و اخلاقی ناشی از وابستگی بیش از حد به ۱.، باعث شده بخش مهمی از اهداف تربیتی مدارس دچار اختلال شود.
بنابراین، آینده آموزش دیجیتال در کشور، نیازمند بازنگری عمیق در سیاستها، بازطراحی سامانههای آموزشی و آموزش مهارتهای رسانهای به معلمان و دانشآموزان است.
تجربه شاد نشان داد که ۱. میتواند در خدمت آموزش باشد، اما اگر بدون فرهنگ سازی و نظارت به کار رود، به عاملی برای افت کیفیت یادگیری و تضعیف تربیت تبدیل میشود.
نظام آموزش و پرورش باید مسیر آینده را بر پایهی تلفیق هوشمندانهی آموزش حضوری و مجازی بنا کند تا از ظرفیت فن آوری در جهت رشد واقعی نسل آینده بهره گیرد.
منابع :
- تأثیر آموزش مجازی بر تمرکز و یادگیری دانشآموزان. مجله پژوهشهای تربیتی .............................. اکبری، س. (۱۴۰۱)
- تحلیل محتوای آموزشی شبکه شاد. فصلنامه آموزش نوین ................................................................... احمدی، ن. (۱۴۰۲)
- بررسی میزان استفاده از تلفن همراه در میان دانشآموزان در دوران کرونا. پژوهش در تعلیم و تربیت ......... رضایی، ف. و همکاران. (۱۴۰۲)
- پیامدهای آموزش مجازی بر یادگیری شناختی در مدارس متوسطه. مجله مطالعات آموزش ............................... موسوی، ح. و همکاران. (۱۴۰۲)
- تأثیر آموزش آنلاین بر روابط اجتماعی دانشآموزان. پژوهش فرهنگی آموزش و پرورش ................................. رحیمی، م. (۱۴۰۲)
- گزارش عملکرد سامانه شاد. تهران: دفتر فن آوری اطلاعات. ............................................................................... وزارت آموزش و پرورش. (۱۴۰۰)
- نقش مدرسه مجازی در تضعیف ارزشهای فرهنگی. مجله فرهنگی تربیتی رشد. ............................................... میرزایی، ش. (۱۴۰۱)
- چالشهای فنی سامانه شاد در مناطق محروم. گزارش پژوهشی سازمان آموزش و پرورش .................................. کاظمی، ج. (۱۴۰۱)
- تغییر نقش معلم در دوران آموزش مجازی. فصلنامه تعلیم و تربیت معاصر ........................................................ قادری، م. (۱۴۰۲)
- اضطراب یادگیری در آموزش مجازی. نشریه روانشناسی تربیتی ................................................................... صفری، ز. (۱۴۰۱)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
