روزنامه مردم نو زنجان گزارش اذیت و آزار جنسی یک دختر دانش آموز 9 ساله روستایی توسط معلمش را منتشر کرده است. خانواده ندا در دفتر روزنامه ، نامه پزشکی قانونی ، تاییدیه معتمدین محل و شورای روستای قره محمد را به خانم حمیده بلوری خبرنگار مردم نو نشان می دهند.
روز بعد خبرنگار کفش و کلاه می کند و به محل حادثه می رود : روستای قرهمحمد نزدیک زرینهرود نرسیده به پاسگاه توزلو. او با ندا دانش آموز 9 ساله و خانواده اش به گفت و گو می نشیند.
مادر کودک میگوید: «ندا مدتها بود که تمایلی به رفتن به مدرسه نداشت، هر روز صبح به بهانهای از رفتن به مدرسه طفره میرفت و من او را با کتک روانه مدرسه میکردم. ای لعنت بر...»
به گفته مادر، ندا مدتها توسط این شخص تحت آزار و اذیت جسمی و روانی بوده، اما از ترس تهدیدها و آبروریزیهای احتمالی لب به سخن نمیگشوده است. اما سرانجام موضوع را به مادر می گوید.
خانواده ماجرا را به رئیس پاسگاه منطقه اطلاع میدهند و قاضی زرینهرود در جریان قرار میگیرد و ندا به پزشکی قانونی فرستاده میشود. پس از استعلام پزشکی قانونی دستور بازداشت «ی-ن» صادر میشود.
مادر می گوید : (ی-ن) به قید ضمانت آزاد شده و دوباره به روستا بازگشته. او جلوی خانه ما رژه میرود و ما را مسخره میکند. دیگر خسته شدهایم. ندا انگشتنمای اهالی منطقه شده است. نمیدانیم چه بکنیم. هر کجا میرویم حرف این ماجراست، اما کسی پاسخ گو نیست...
اداره آموزش و پرورش محل می گوید: "حراست آموزشوپرورش پیگیری کرده و مشخص شده که فرد خاطی از کار معلق شده و در بازداشت است."
اما ساعاتی بعد، از روستای قرهمحمد تماس میگیرند و میگویند که «ی-ن» در روستا پرسه میزند و خانواده را به مبارزه میطلبد!
شاید نتوان بر اساس این گزارش در مورد این حادثه قضاوت قطعی کرد.این موضوعی است که باید دادگاه و نهادهای بازرسی و هیات رسیدگی به شکایات آموزش و پرورش در مورد آن تصمیم بگیرند.اما ما به عنوان معلم ، مربی ، مدیر ، مادر و پدر باید باید این پدیده را نشناسیم و نحوه برخورد درست با آن را بیاموزیم.
در قضیه کودک آزاری به این دلیل که معمولا یک طرف ماجرا کودک و طرف دیگر یک فرد بزرگسال است که با قصد و نیت قبلی عمل می کند در بسیاری از موارد ماجرا مکتوم می ماند و قربانیان لب به سخن نمی گشایند . حتی اگر قضیه فاش شود اثبات حقوقی کودک آزاری بسیار دشوار است.
نکته دیگر این است که قوانین محکم و ویژه ای در حمایت از حقوق کودکان به عنوان قشر آسیب پذیر جامعه نداریم.
پدیده کودک آزاری و به خصوص آزار جنسی کودکان در همه جوامع رواج دارد، با این حال نحوه برخورد با افراد کودک آزار در جوامع مختلف متفاوت است.
خانواده ها باید به این پدیده حساس شوند و آموزش و پرورش اولا با مجرمان برخورد قاطع بکند و مجرمان را از محیط مدرسه و تماس با کودکان دور کند و ثانیا برای بالا بردن آگاهی دانش آموزان برنامه های آموزشی ویژه ای اجرا کند و ثالثا سیستم نظارتی و بازرسی در مدارس را تقویت کند.
پدوفیلیا (pedophilia) یا بچه بازی،نوعی بیماری یا عادت جنسی است که علامت آشکار آن ابراز علاقه شدید به کودکان است. این ناهنجاری در همه جوامع وجود دارد. شخص پدوفایل ممکن است از هر قشری و هر سنی باشد، اما اکثر پدوفیل ها مرد هستند زیرا پدوفیلیا با نوعی قدرت نمایی همراه است.
اکثر قربانیان لمسی پدوفایل ها (۶۰ درصد) پسر هستند. برخی پدوفایلها با کودک رابطه جنسی برقرار می کنند، اما عده ای دیگر از طریق ملاعبه و ملامسه و حتی شوخی های کلامی ارضا می شوند.
محیط های خانوادگی و شبانه روزی های کودکان و مدارس و مکان های ورزشی مورد استفاده کودکان مناسب ترین مکان برای افراد پدوفایل است.
در بهار 93 ناظم یک دبستان در غرب تهران به اتهام آزارجنسی 6 کودک بازداشت شد.سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران در این خصوص گفت: “در پرونده گزینش و استخدام ناظم خاطی نکته مبهم و سوء سابقه ای وجود نداشت”
هر چند شناخت افراد پدوفایل کار آسانی نیست. اما تمرکز گزینش روی مسایل اعتقادی و سیاسی امکان عبور افراد منحرف از فیلتر گزینش را با ظاهرسازی فراهم کرده است.
نکته تاسف بار این است که مدیران آموزش و پرورش هنوز عمق مساله را نفهمیده اند و بدون بررسی جوانب مساله و نگاه آسیب شناسانه به این اتفاق ، به آن به عنوان یک اتفاق منفرد و استثنایی نگاه می کنند.
برخی مدیران آموزش و پرورش در این قضیه قربانیان را هم که کودکان ۸ تا ۱۱ ساله بوده اند، تا حدی مقصر دانستند ، مظفر الوندی مشاور وزیر دادگستری است معتقد بود: “گرایش ها دو طرفه بوده و باید زمینه این این گرایشها را از بین برد.”
این نگاه ظالمانه است زیرا یک طرف ماجرا یک ناظم 35 ساله و دارای قدرت (اتوریته ) بوده و سمت دیگر تعدادی کودک نابالغ که علاوه بر ترس به ناظم مدرسه اعتماد داشته اند و چه بسا مفهوم عمل او را درک نمی کرده اند.
وجود یک پدوفایل در یک مدرسه یا خوابگاه کودکان و حتی داخل یک فامیل تمام کودکان زیر ۱۳ سال را در معرض آسیب قرار می دهد.
تلخ ترین بخش ماجرا اظهارات سخنگوی آموزش و پرورش تهران بود که وعده تخریب “مکان وقوع حادثه” و تبدیل آن به سالن اجتماعات را داد.
مکان های مدرسه شامل کلاس های درس، دفتر مدیر، دفتر معلمان، دفتر معاون، نمازخانه، آزمایشگاه، کارگاه و انبار و سرویس بهداشتی و حیاط است.
مدرسه دخمه و تاریک خانه ندارد که تخریب شود. اگر هم واقعا در مدارس چنین مکان هایی وجود دارد وزیر آموزش و پرورش باید به اداره نوسازی مدارس دستور دهد که در همه مدارس این مکان های مشکوک تخریب شوند.
آموزش و پرورش باید پروتکلی برای رفتار معلمان و ناظم و مدیر و مربی پرورشی در مدرسه تدوین و بر اجرای آن نظارت کند.
این پروتکل باید حداقل شامل موارد زیر باشد:
1- ممنوعیت خلوت کردن معلم /مدیر /ناظم / سرایدار /مربی با یک دانش آموز در یک مکان دربسته.
2- ممنوعیت بوسیدن، بغل کردن، نشستن در نیمکت دانش آموز. ممنوعیت دست کشیدن به سر و صورت و گردن دانش آموزان
3- ممنوعیت گفتن جوک و متلک جنسی در کلاس
4- کنترل شدید مربیان شبانه روزی های روستایی و نصب دوربین و بازدیدهای سرزده و مصاحبه با دانش آموزان این مراکز
5- موظف کردن عوامل اجرایی و معلمان به گزارش رفتارهای مشکوک همکاران.
ابراز محبت به کودکان و نوازش دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی و شوخی با آنها حتما نشانه پدوفایل بودن معلم یا مربی و… نیست. بسیارند معلمانی که دانش آموزان را مانند فرزندان خود دوست می دارند و به آنها صادقانه محبت می کنند.
اما عادی شدن چنین رفتارهایی، فرصتی طلایی در اختیار فرد پدوفایل قرار می دهد. او با استفاده از این مقدمات به ظاهر عادی هدف شوم خود را دنبال می کند.
ممنوعیت این گونه تماس ها و رفتارها فرصت را از افراد پدوفایل که در هر قشر و گروه اجتماعی به صورت بالقوه وجود دارند می گیرد و زمینه را برای رفتارهای هدف مند آنها از بین می برد.
آموزش به کودکان بر خلاف تصور بسیار ساده است و نیاز به استفاده از کلمات جنسی ندارد.
به کودک یاد بدهیم که هیچ کس حق ندارد نواحی حساس بدن او را لمس کند و کودک در چنین شرایطی باید فریاد بزند.
محاکمه و اخراج پدوفایل ها از مشاغل آموزشی و زندان های طویل المدت برای آنها، در برخی کشورها امری عادی است و اخبار این جنایت ها در اختیار رسانه ها قرار می گیرد. در برخی کشورها پدوفایل ها بعد از زندان هم کنترل می شوند .
معلمان و مدیران و ناظم های شرافت مند باید در مدرسه رفتارهای مشکوک را گزارش کنند و در مقابل آزار جنسی یا تنبیه بدنی دانش آموزان به بهانه همبستگی شغلی سکوت نکنند.
انجمن های صنفی و سیاسی و فرهنگی وابسته به معلمان و انجمن های حنایت از حقوق کودک با صدور بیانیه و برگزاری کنفرانس و نوشتن مقاله، آگاهی خانواده ها و معلمان را بالا ببرند و به پدوفایل ها بفهمانند که هیچ کس از عمل آنها حمایت نمی کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید