
ابیانه، این یادگار ارزشمند تاریخ و فرهنگ ایران، امروز با پرسشی جدی درباره آینده خود روبهروست:
آیا در کنار ثبت و نگارش گذشته پرافتخار آن، برای تداوم زندگی در این روستا نیز بهاندازه کافی اندیشیدهایم؟
بر اساس آمارهای منتشرشده از سرشماری عمومی نفوس و مسکن، جمعیت ابیانه در سال ۱۳۹۰ حدود ۲۹۴ نفر و در سال ۱۳۹۵ حدود ۳۰۱ نفر ثبت شده است. این ارقام، جمعیت ثبتشده در سرشماری را نشان میدهند و لزوماً بیانگر شمار ساکنان دائمی روستا نیستند.
امروز، برآورد محلی از تعداد افرادی که بهطور دائمی در ابیانه زندگی میکنند، حدود ۱۲۰ نفر است؛ حتی اگر ۳۰ نفر دیگر را نیز به این تعداد اضافه کنیم، جمعیت ساکن دائمی به حدود ۱۵۰ نفر خواهد رسید. این برآورد، در صورت تأیید با آمار دقیق و بهروز، نشاندهنده ضرورت توجه جدی به آینده سکونت در ابیانه است.
نگرانی فقط تعداد جمعیت نیست؛ ساختار سنی ساکنان نیز اهمیت فراوانی دارد. بخش قابلتوجهی از اهالی را سالمندان تشکیل میدهند و با درگذشت هر یک از آنان، بخشی از خاطرات، تجربهها، گویش، آداب و رسوم و حافظه زنده این سرزمین از میان ما میرود.
اگر نسل جوان نتواند در زادگاه خود زندگی و آیندهای بسازد، انتقال طبیعی این میراث فرهنگی نیز دشوارتر خواهد شد.
یکی از نشانههای نگرانکننده، تعطیلی تنها دبستان ابیانه در سه سال گذشته است. مدرسه، تنها یک ساختمان آموزشی نیست؛ نشانه حضور کودکان، خانوادهها و امید به آینده است. وقتی صدای دانشآموزان از مدرسهای تاریخی خاموش میشود، باید درباره شرایط زندگی و آینده جمعیتی روستا نیز تأمل کرد.

جوانان برای ماندن در زادگاه خود به شغل، درآمد، مسکن، آموزش، خدمات ضروری و امکان تشکیل خانواده نیاز دارند. علاقه به وطن و دلبستگی به خانههای پدری ارزشمند است، اما بدون فراهم بودن شرایط واقعی زندگی، نمیتوان انتظار داشت که نسل جوان در روستا بماند یا به آن بازگردد.در چنین شرایطی، اندیشه نگارش تاریخ ابیانه، اگر با هدف حفظ هویت و انتقال میراث گذشتگان دنبال شود، اقدامی ارزشمند است. اما تاریخنگاری بهتنهایی نمیتواند جای خالی کودکان، جوانان و خانوادهها را پر کند.
پرسش اساسی این است: در کنار ثبت تاریخ ابیانه، برای زنده ماندن آن چه برنامهای داریم؟ آیا بهتر نیست همزمان با ثبت خاطرات و اسناد گذشته، برای بازگشت زندگی به خانههای خالی، فراهم شدن امکان تحصیل کودکان، ایجاد فرصتهای شغلی و ماندگاری نسل جوان نیز چارهاندیشی کنیم؟
ابیانه تنها مجموعهای از بناهای تاریخی و کوچههای زیبا نیست؛ ارزش واقعی آن در پیوند میان معماری، فرهنگ، زبان، سنتها و مردمانی است که در آن زندگی کردهاند و میکنند. حفظ ساختمانها ضروری است، اما حفظ امکان زندگی در کنار آنها نیز اهمیت اساسی دارد.از این رو، ضروری است وضعیت جمعیت دائمی ابیانه بهصورت دقیق بررسی شود، علل تعطیلی مدرسه مورد توجه قرار گیرد و نیازهای واقعی زندگی در روستا شناسایی شود.

همچنین میتوان با مشارکت اهالی و علاقهمندان، راهکارهایی عملی برای اشتغال جوانان، حمایت از خانوادهها، احیای خانههای قابل سکونت و انتقال فرهنگ بومی به نسل آینده تدوین کرد.در کنار همه این اقدامات، ثبت تاریخ شفاهی ابیانه و گردآوری خاطرات سالمندان نیز اهمیت فوری دارد؛ زیرا هر روز ممکن است فرصتی برای ثبت بخشی از این میراث تکرارنشدنی از دست برود.
این سخنان نه برای نادیده گرفتن تلاشهای فرهنگی، بلکه برای یادآوری یک ضرورت است: گذشته ابیانه ارزش ثبت شدن دارد و آینده آن ارزش نجات یافتن.
بیایید پیش از آنکه خانههای بیشتری خالی شوند، پیش از آنکه مدرسه همچنان از حضور کودکان بیبهره بماند و پیش از آن که شمار ساکنان دائمی باز هم کاهش یابد، درباره سرنوشت این روستای تاریخی گفتوگو کنیم و از خود بپرسیم هر یک از ما چه سهمی در حفظ زندگی در ابیانه داریم.
ابیانه را فقط برای دیدن حفظ نکنیم؛ برای زندگی کردن نیز زنده نگه داریم.
تاریخ ابیانه را بنویسیم، خاطراتش را ثبت کنیم و میراثش را پاس بداریم؛ اما فراموش نکنیم که بهترین راه برای زنده نگه داشتن تاریخ یک سرزمین، فراهم کردن امکان زندگی برای نسلهای آینده آن است.
@viuna_abyaneh
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
