گروه گزارش/

این روزها ، مقامات و مسئولان وزارت آموزش و پرورش به جای برگزاری نشست خبری و پاسخ گویی به خبرنگاران ، به یادداشت نویس رسانه ها تبدیل شده اند .
رویکردی که مشخص نیست از کدامین اصل از پروتکل های رسانه ای علمی و « سواد رسانه » اقتباس گردیده است :
* « سرپرست مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش و پرورش در خبرگزاری ایرنا نوشت:
معلم؛ معمار سرمایه انسانی و ستون پایداری اجتماعی ( این جا )
* معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش در خبرگزاری ایرنا نوشت:
معلم، معمار روح و اندیشه جامعه در مکتب رهبر شهید ( این جا )
* مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در روزنامه جمله نوشت:
مقام معلم، به اندازه تمام فرداهای یک ملت است ( این جا )
* رئیس باشگاه دانشپژوهان جوان در فرهیختگان نوشت:
خیزش علمی، جهاد امروز نخبگان ( این جا )
* معاون آموزش متوسطه در روزنامه جام جم نوشت:
پیامآوران ایستادگی و امید ( این جا )
* نماینده وزیر و مدیرکل دفتر هماهنگی هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری در روزنامه آرمان امروز نوشت:
دیده بیدار فرهنگی، در صدر اولویتهای ملی ( این جا )
* رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور در روزنامه جام جم نوشت:
به مناسبت روز معلم و در سوگ شهدای مدرسه میناب ( این جا )

***
مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در روزنامه جمله نوشت:
مقام معلم، به اندازه تمام فرداهای یک ملت است

به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، علی صادقی؛ مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم در روزنامه جمله، نوشت:
در جایگاه مدیرعامل مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، موسسهای که به عنوان یک نهاد اقتصادی در خدمت ارتقای توان مالی فرهنگیان معزز کشورم فعال است، بارها این سؤال برایم تکرار شده است که جایگاه و ارزش واقعی یک معلم چقدر است؟
امروز، پس از خدمت در کنار دلسوزترین و زحمتکشترین قشر این سرزمین و دیدن تعهد، رشادت، دلیری و ایمان آنها از نزدیک، به جوابی عمیق رسیدهام: ارزش معلم به اندازه تمام فرداهای یک کشور است.
در روزهایی، که آسمان کشور عزیزمان از غبار توطئههای آمریکا و رژیم صهیونیستی تیره شده بود، نبرد پرافتخار ایران سربلند، صحنههایی از ایثار را رقم زد که بیشباهت به رشادتهای مکتب عاشورا نیست.
در این میان، اما جای خالی معلمانی که تا دیروز بر خاکریزهای علم و ایمان ایستاده بودند و اکنون در میان ما نیستند، بیشتر حس میشود؛ معلمانی که کلاس درسشان با سنگر جهاد و تخته سیاهشان با پرچم سرخ مقاومت عوض شد.
موسسه ای که در طول عمر 31 ساله خود میانه ای با پاسخ گویی و شفافیت نداشته و فقط یک نشست خبری با رسانه ها داشته است . حمله وحشیانه و جنایتکارانه آمریکای متجاوز و رژیم غاصب صهیونیستی در همان روز اول به شهادت جمعی از معلمان فرهیخته و دانشآموزان معصوم و بی گناه مدرسه میناب، انجامید؛ واقعهای که جهان را در بهت و حیرت و ایران اسلامی را در ماتم و اندوه این سوگ عظیم فرو برد. ددمنشی دشمنان ایران در مدت چهل روز ادامه داشت و معلمان و دانشآموزان بیشتری را از ما گرفت.
آنچه در میناب رخ داد، دل هر آزادهای را به درد میآورد اما همزمان شعلههای انتقام از رژیمهای کودککش را در دل هر ایرانی روشنتر ساخت. این وقایع، سند روشن جنایت و تجاوزگری وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی و زیرپا گذاشتن تمامی موازین جهانی حقوق بشری است؛ زیرا به شهادت معلمان و دانشآموزان بیگناهی انجامیده است که به هیچ شیوهای قابل توجیه نیست.
اجازه بدهید صریح بگویم؛ آنچه امروز از شهدای معلم در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران میبینیم، تکرار همان حماسهای است که همیشه در این سرزمین جاری بوده است؛ معلمانی که سالها به تربیت نسلی از حماسهسازان ایران اسلامی برای مقابله علیه جبهههای شر میپرداختند، امروز خود به نمادی از حماسه و مقاومت تبدیل شدهاند. در واقع معلم شهید چونان ریشهای مستحکم، درخت تناور دانایی، مقاوت و رشادت را تا ابد تامین میکند.
من به عنوان کسی که در کنار معلمان زحمتکش خدمت کردهام، شاهد بودهام که یک معلم چگونه با تکیه بر اخلاق و دانش، نسلی را در برابر هجمههای فرهنگی و نظامی دشمنان واکسینه میکند. امروز، دشمنان ایران میدانند که اگر معلمی بر سر کلاس نرود، شاید یک کلاس خالی بماند؛ اما اگر معلمی به شهادت برسد، هزاران کلاس درس مقاومت در گوشهگوشه این کشور تشکیل خواهد شد.
شهدای معلم ما در این جنگ نابرابر، نشان دادند که هنوز هم «قلم» میتواند از «شمشیر» برندهتر باشد، آن هم وقتی صاحب قلم، خود بر خاکریز حضور یابد. نامشان برای همیشه بر تارک تاریخ آموزش و پرورش ایران خواهد درخشید و روحشان در کنار رهبر شهیدمان، قرین رحمت الهی است: معلمانی که قبل از اینکه شهید شوند، الگو بودند و بعد از شهادت نیز الگوی ماندگار باقی میمانند. شهدای معلم به ما آموختند که تعلیم و تربیت، در خونریزترین صحنههای تاریخ هم متوقف نمیشود.
در مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، ما علاوه بر انجام مسئولیت همیشگی خود در زمینه ارتقای وضعیت اقتصادی معلمان ایران اسلامی، وظیفه خود میدانیم که در حد توان، بخشی از دین خود را به معلمان شهید ادا کنیم.
تجلیل از مقام معلمان شهید، تنها قطرهای از اقیانوس ارادت ماست. اما مهمتر از همه، ما به تمام همکاران فرهنگی خود میگوییم: راه شما، راه انبیاست.
در پایان، از تمامی فرهنگیان عزیز میخواهم که با حفظ روحیه امید و مقاومت، به رسالت خطیر خود ادامه دهند. چرا که پیروزی نهایی از آن ملتی است که معلمانش، حتی در آستانه شهادت، مشغول نوشتن فردایی روشن برای کودکان این سرزمین هستند.
یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد » .
پس از گذشت بیش از 30 سال از فعالیت « صندوق ذخیره فرهنگیان » می توان به جد و با صراحت کامل این پرسش اساسی و راهبردی را از مسئولان آموزش و پرورش و نظام مطرح کرد که واقعا خروجی این موسسه اقتصادی برای آموزش و پرورش و معلمان عضو چه بوده است و آیا همان فرهنگیانی که مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان از آنان تعریف و تمجید می کند ؛ از رویکرد و عملکرد این صندوق رضایت دارند ؟

موسسه ای که هنوز اندر خم دعوای میان خصوصی بودن و یا عمومی غیردولتی است و مشخص نیست این مساله و استمرار آن قرار است چه مشکلی را از معیشت رو به زوال معلمان عضو بگشاید ؟
موسسه ای که پس از گذشت بیش از یک سال ، مسئولان حتی اراده ای برای اجرای کامل اساسنامه قانونی (1403/12/15) ندارند و همه چیز در وعده و شعار خلاصه شده است . ( این جا )
قبلا نوشتیم و هشدار دادیم : ( این جا )
« حاصل و جمع جبری این نوع مدیریت غیرعلمی و نمایشی فقط به شکل گیری انواع فساد و اختلاس و پرداخت حقوق های نجومی و غیرمتعارف به مدیران در این صندوق انجامیده بی آن که توجه کنند که فرهنگیان عضو از وضعیت موجود به شدت ناراضی بوده و مسئولان هم بدون توجه به مطالبات و هشدارهای اعضای کنش گر همچنان مسیر خود را طی می کنند .

معلمانی که در حال حاضر و با این شرایط پیش آمده کاسه چه کنم چه کنم در دست گرفته و صدای آنان به جایی نمی رسد .
« صدای معلم » به کرات و در گزارش های متعدد کارشناسی خود به لزوم پرداخت « حقوق مالکانه » فرهنگیان عضو تاکید کرده اما متاسفانه در بر همان پاشنه ی پیشین می چرخد .

موسسه ای که در طول عمر 31 ساله خود میانه ای با پاسخ گویی و شفافیت نداشته و فقط یک نشست خبری با رسانه ها داشته است .
با وجود آن که فرهنگیان عضو سهامداران و مالکان اصلی این صندوق هستند ؛ اما عملکرد غلط ، مبهم و غیرعلمی مسئولان موجب شده که کم تر تعلقی به این موسسه داشته باشند .
مدیر عامل این صندوق و هیات امنای آن باید بدانند که تاریخ مصرف شعارهای زیبا و تکراری گذشته و تنها با صداقت و عمل به گفته ها و تحقق مطالبات قانونی معلمان است که می توان در آن از « امید و مقاومت » سخن گفت .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
