خودت بودن در دنیایی که مدام در تلاش است از تو چیز دیگری بسازد بزرگترین موفقیت است. (سقراط)
اصالت فرد یا اصالت جمع ؟
به کدام یک معتقدید یا باید به کدام خط مشی پای بند بود؟
یقین اعتقاد به یکی و غفلت از دیگری، به نا به سامانی خواهد انجامید. می توان با پرداختن به هر دو خط فکری، به طور هم زمان و توأم اهداف فردی را در جهت روح جمعی تنظیم کرد. از یک سو، افکار و تصمیم گیری های هیچ فردی مطلقا مستقل نیست و تابع شرایط اجتماعی است و از دیگر سو افراد اختیار و اراده دارند و عوامل اجتماعی و برنامه های آن را در جهت تحقق اهداف خود تعقیب می کنند .
انسان در هر گروه سنی علاوه بر ویژگی های ذاتی که همیشه نیاز به تقویت و توجه دارد، یک سری ویژگی های اکتسابی نیز دارد که طی جریان جامعه پذیری و درونی شدن ارزش ها توسط والدین و معلمان و در مسیر آموزش کسب می کند. شیوه تربیت کودک در خانواده و در گذشته توأم با برانگیختن احساس گناه و ترساندن از عواقب برخی از امور بود. این حس با نوع آموزش و قوانین مدرسه تکمیل می شد و بیشتر افراد تا رسیدن به سن بزرگسالی، خویشتن داری یا مهار نفس و خودکنترلی را فرا می گرفت. حدود بهره مندی هر فرد از این توانایی برحسب ویژگی های شخصیتی، متفاوت بود.
این نوع تربیت با تغییر شکل خانواده از گسترده به هسته ای و افزایش تعداد خانواده های تک فرزندی رنگ باخت. همان کودکانی که شکننده هستند و آستانه تحملِ شدایدِ روزگار از جمله حجم سنگین تذکرات و نصایح والدین را ندارند و سخت گیری را فشار نامتعارف بر دوش خود می شمارند. در واقع بالای چشم هیچ تنها فرزند خانواده ای، ابرویی وجود ندارد. یکی از دلایل نازپروری تک فرزندان، ترس والدین از احتمال وقوع حادثه ناخوشایند یا مرگ فرزند بود که میزان توجه آنان را نسبت به او بیشتر می کرد. کودک وقتی فقط یکی است ترس از دست دادن او برای والدین بیشتر و احتمال جایگزینی با فرزندان دیگر صفر است.
بدین طریق احساس گناه، تحریک وجدان یا ضرورت خودکنترلی نیز از بین رفت یا بسیار کم رنگ شد. شکاف نسل اگر قبلا مابین مادربزرگ ها و پدربزرگ ها با نوه ها بود، اکنون مابین پدرها و مادرها با تک فرزندان ایجاد شده بود. دیگر دو نسل با فاصله نسبتا کم، زبان یکدیگر را نمی فهمیدند و نسل جدید چنین نام گذاری گردید:
- نسل z (1997 تا اوایل 2012)
- آلفا (اوایل 2012 تا اوایل 2024)
- بتا (اوایل 2025 تا اوایل 2039)
که لابد با رواج هوش مصنوعی در دنیای فعلی و صدالبته در ترکیب با دیگر موارد رشد و توسعه، نسل 2040 به بعد نیز چیزی شبیه به موجودات فضایی خواهند بود! عصر ناشناخته هایی که در آن زمان فاصله ها را بیشتر خواهد کرد.
امروز به دلیل ناتوانی خود در نبرد با تأثیر پذیری کودکان خود از فضای مجازی و دنیای دیجیتال و با شرکت در یک جنگ جهانی به دنبال وضع قانون ممنوعیت استفاده آنان هستیم. فردا که هوش مصنوعی یا تکنولوژی دیگری با تسلط بر هوش و ذهن بشر، یکّه تاز میدان خواهد بود و مبارزات سیاسی و جنگ های معمول اثربخشی خود را از دست خواهد داد، با کدام ساز و کار یا ابزار فیزیکی و شیمیایی به مقابله مثل خواهیم پرداخت؟ آنجا که هیچ مرز مشخص و قابل تمیزی مابین واقعیت، حقیقت و دروغ و شبیه سازی وجود نخواهد داشت و نظریه مُثُل افلاطونی این بار در قالب اطلاعات برآمده از تکنولوژی و فن آوری به انفجاری وحشتناک شبیه فاجعه اتمی چرنوبیل خواهد انجامید.

در چند سال اخیر؛ خالقان علم و تکنولوژی برای پاک کردن خطای خود از زیاده روی در این عرصه، به قانون ممنوعیت استفاده از فضای مجازی در مدارس و حتی در خانواده و جامعه تَمسّک جسته اند. آنان با سخت گیری در وضع جرائم نقدی، به شبکه های اجتماعی فشار وارد می آورند که نوجوانان زیر 16 را رها سازید و برای آنان محتوای اختصاصی تولید نکنید. ظاهرا این جوامع علیرغم تبعیت از روش تفکر، آموزش و تربیت انتقادی برای کودکان در مدارس، از تحریک عنصر خودکنترلی یا مهارنفس، غافلند. در حالی که این توانایی بیشتر برازنده آن هاست تا ما. چون به نظر می رسد نسل امروز در جامعه ما برخلاف اسلاف خود، دیگر از تأثیرات دین یا مذهب، برانگیخته نمی شوند. هر دو جامعه تسلیم اثر جادویی فضای مجازی گردیده اند.
برای نسل ما ، تلویزیون جعبه سیاه جادویی نامیده می شد و برای نسل حاضر فضای مجازی و دیجیتال؛ شگفت انگیز، سحرآمیز و جاذب است.
یکی از مهم ترین علل جذابیت دنیای مجازی برای کاربران در هر گروه سنی خصوصا نوجوانان و جوانان، پنهان ماندن هویت افراد است. اصولا تک تیراندازهای قهار، هویتی پنهان دارند که رمز پیش تازی و موفقیت آنان است و با لو رفتن قدرت خود را از دست می دهند. بی همتا بودن یا انحصاری بودن یک ویژگی، به فرد احساس قدرت و برتری می دهد. وقتی همه چیز را به طور سرّی و توسط نیروهای امنیتی با نگاه امنیتی پی گیری کنیم، علل، عوامل و منابع غفلت و سهل انگاری یا زیاده روی در تربیت کودکان پنهان خواهد ماند.
علت دیگر نبودن مرزی برای استفاده نامحدود کاربران است. در این فضا؛ بزرگترها یا برنامه خاصی به کنترل، هدایت، نصیحت و نظارت بر انتخاب و عمل کودکان و نوجوانان نمی پردازند. یک فرد با مسئولیت خود به چرخش در این دنیا می پردازد و دل خواسته ها یا آرمان های خود را در آن جست و جو می کند. عده ای فقط به خود آسیب می رسانند و گروهی دیگر با بدجنسی، غیرخود را هدف قرار می دهند و با آبرو، حیثیت و عزت آنان بازی می کنند. سهم خویشتن داری یا خودکنترلی و مهارنفس در این سیر، به میزان اراده فرد و عمق مسئولیت او در قبال دیگران بستگی دارد. آسیب های اجتماعی و جسمی از جمله جرائم سایبری یا چاقی و دیابت حاصل همین مسئولیت فردی است. رتبه چاقی ایران در جهان دهم است و هر روز این آمار رو به تزاید است.
مجهول بودن اهمیت خویشتن داری؛ در اغتشاشات اخیر نیز مشهود است. وقتی از کشته شدن بیش از 200 دانش آموز در حوادث خونین دی ماه 1404 سخن گفته می شود و خود را به عنوان یک هموطن و معلم، سوگوار این غم بزرگ می نامیم باید به سهم غفلت نظام آموزشی و خانواده به عنوان بنیان اصلی ایجاد و پرورش ویژگی های اکتسابی در این نوجوانان نیز فکر کنیم.
آیا ما تلاش کرده بودیم یا امروز تلاش می کنیم تا این افراد به شرایط خودکنترلی رفتار یا تصمیم خود برسند؟ اصلا چنین قابلیتی جزو شخصیت خود ما هست که انتظار آموزش و انتقال آن را به کودکانی که فرزند یا دانش آموز شمرده می شوند، داریم؟ یا خود ما نیز با غفلت از عواقب هر امری، تسلیم هیجانات فکری و نفسانی می شویم؟ هیجان نفسانی فقط شهوت نیست، بلکه شامل برانگیختگی حس بازدارندگی از انجام عملی است که آدمی را از انسانیت دور می سازد.

لابد در ویدئوهای گوناگون شما نیز عکس زنان و مردان بالغ اسلحه، خنجر، چاقو و سنگ و آجر به دست را دیدید؟ اغتشاش آلوده به رفتار خشن غیرانسانی، هرگز در معنای اعتراض افراد خردمند با شعور نیست. پس ما نیز همانند آن نوجوان و جوان از خویشتن داری محروم و نسبت به آن جاهل بوده و هستیم. لذا شایسته نیست خود را انسانی با کمال و آنان را با احساسات خام و حتی پوچ معرفی کنیم.
و غفلت برخی به طور خاص از اهمیت مفهوم خویشتن داری در شرایط دو جنگ در سال 1404 بود و در ادامه نیز هست. فروش وطن برای یک مشت دلار یا یورو و یا وعده اسکان در موقعیت جغرافیایی دلخواه برای فرد خائن. هر چند در خصوص فقر مطلق حاکم در جامعه و عواقب مهارنشدنی و غیر قابل کنترل آن در جامعه و بر روی افراد فقیر، از سوی اقتصاددانان و جامعه شناسان به کرّات هشدار داده شد، اما همانند حباب نادیده تلقی شد که فعلا با پرداخت یارانه های متعدد یا انواع وام ها و کالابرگ می توان فقر را بی خاصیت کرد. خواسته های سیری ناپذیر عده ای، آنان را در حد کشتار هموطنان خود با اسلحه سرد یا گرم گسیل داد. دادن آدرس دقیق پایگاه های امنیتی یا مناطق حسّاس اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دشمن فقط برای یک مشت پولی که رؤیای آن را فقط در خواب می دید. وقتی عزت نفس در وجود فرد توسط آموزش تعبیه نشده است و مسئولیت ایجاد و تقویت حس کنترل نفس یا خویشتن داری در افراد توسط متولیان تعلیم و تربیت و خودِ فرد، وجود ندارد، طبیعی است که جمعی در گرداب خیانت به وطن و هموطن عمل کنند.
وقتی دشمن در گوش این افراد وزوز می کرد ما نفهمیدیم که فاجعه بزرگی در راه است. ابتدا را شُل گرفتیم و کنترل انتها با تاوان خون انسان های بی گناه پرداخته شد. بعضی مسائل جاری در فضای مجازی اگر پیشتر کنترل یا تدقیق نظر مسئولان امنیتی قرار می گرفت، شاید امروز به این رویارویی نمی رسیدیم.

کانال های امنیتی به جای کنترل فیزیکی شرایط رفتاری نوجوانان و جوانان و ایجاد تنش بیشتر از جمله برخورد با وضعیت ظاهری تیپ و پوشش، بهتر بود و هست به طور عمیق در مأموریت های حرفه ای مجهز به فن آوری اطلاعات و دانش، به پیشگیری بپردازند.
با شکافتن مفهوم خویشتن داری، می توان تشخیص داد در زندگی فردی و اجتماعی خود، تا چه میزان متوجه ماهیت و اهمیت این ویژگی هستیم و چگونه ما را یاری می رساند.
« باید قبول کرد که هر رفتاری لزوما با وضع قانون، کنترل یا اصلاح نمی شود. پس بهتر است با خویشتن داری به عنوان یک مکانیسم درونی، مانع عملی شدن هر فکر و عمل زیان آوری شویم. می توانیم به کمک مهارتِ مهار نفس؛ خواسته ها، احساسات، هیجانات، حرکات و رفتارهای خود را کنترل کرده و با واقعیتهای محیط پیرامون خود هماهنگ شویم.
« عاقبت اندیشی » مهم ترین « نتیجه » مهار نفس یا خویشتن داری است. مهارتی که با یادگیری اصول و تمرین کردن ممکن می گردد.
عامل مهم و مؤثر در بروز خویشتن داری یا خود کنترلی، « اراده » است. مهار نفس یا همان خود کنترلی یکی از ویژگی های بارز و مهم افرادی است که هوش هیجانی (EQ) بالایی دارند که موجب تقویت اعتماد به نفس و مهارت همدلی می شود. از سوی دیگر هر چه عزت نفس بیشتری داشته باشید، معمولا راحتتر میتوانید خود را کنترل کنید.» (1)
ویژگی قابل ستایش در تکمیل خویشتن داری؛ همان عزت نفس است که ترکیبی از اعتماد به نفس، احساس امنیت، هویت، حس تعلّق خاطر، احساس شایستگی و توانایی دفاع از حقوق و خواسته های خود است.
در واکاوی هر عنصر از عزت نفس، به حدود مسئولیت خود در آموزش و ضرورت انتقال هر یک به شخصیت فردی و اجتماعی کودکان واقف می شویم. اگر اغتشاش، هموطن کشی، سوزندان افراد، اموال عمومی، منازل و مغازه ها را وندالیسم سیاسی بنامیم و هر یک از آنان را با بی بهرگی از شش ویژگی عزت نفس به علاوه دو ایراد تربیتی یعنی نداشتن توانایی خودکنترلی در قبال عواقب تصمیم و نداشتن اراده جهت اجرای آن، معرّفی کنیم، می رسیم به ناکافی بودن تک سبب بینی در مجرم تلقی کردن افراد خائن یا خاطی.

آمار افرادی که عاقبت اندیشی، خودکنترلی، اراده، عزت نفس و هوش هیجانی بالایی در جامعه دارند چند درصد است؟ تا با اتکا بدان، بازماندن از تعلیم و تربیت کودکان و فرزندان خود را ادامه دهیم و با افزایش غفلت ها، در از بین بردن قراردادهای اجتماعی بکوشیم؟!
معتقدم که اگر قرار است به آسیب شناسی یک جریان هنجارشکن بپردازیم تا الگوی مشخصی در واکاوی علل و نتایج آن به دست بیاوریم باید که روان شناسان و جامعه شناسان با ابزارهای علمی خاص، به مصاحبه و تحلیل نتایج آن بپردازند. وقتی همه چیز را به طور سرّی و توسط نیروهای امنیتی با نگاه امنیتی پی گیری کنیم، علل، عوامل و منابع غفلت و سهل انگاری یا زیاده روی در تربیت کودکان پنهان خواهد ماند.
بدون شناخت و آگاهی از شرایط سن، جنس، سواد، شغل، سطح تحصیلات خاطیان و پایگاه اجتماعی که هر یک و خانواده آنان بدان تعلق دارد، نمی توانیم درمانگر باشیم و تضمینی برای عدم تکرار تمامی تلخ کامی ها وجود نخواهد داشت.
باید بیندیشیم که چرا عده ای وسوسه شده و خلاف مسیر باد حرکت کرده اند اما عده ای دیگر علیرغم برخورداری از هیجانات طبیعی نوجوانی و جوانی، با خودتنظیمی، خودکنترلی و مهار نفس مسیر پرهیز از خطا را برگزیده است؟ اگر ریشه های این تفاوت را استخراج نکنیم فردا نیز امن نخواهد بود.

بهتر است بگوییم پدیده جاهلیت، مربوط به عصر حجر و قبل از آن نبوده است بلکه جاهلیت زمانی شروع شد که بشر کتاب خواندن را فراموش کرد. ظرفیت ها و توانایی های خود را نادیده گرفت و همه چیز را خارج از درون خود جست و جو کرد. هویت گمشده ای که توسط خود فرد با تأثیر پذیری از جهش علمی، صورت گرفت تا حدی که نمی خواهد باور کند که سررشته هیچ تصمیمی دیگر در اختیار او نیست. او تبدیل به رباتی گردیده است که در میدان جنگ، احتمال نابودی خود را تخمین می زند. اما علیرغم همه این باورها، پا در این میدان می گذارد. نه به دلیل شجاعت قابل تحسین، بلکه به دلیل بی ارادگی و مسخ شدگی افکار و اعمال خود.
همه ما در مجموعِ رفتار روزانه خود، گاه خودکنترلی و مهار نفس را نادیده می گیریم و یا توان آن را از دست می دهیم. ایستادن و فکر کردن خود نوعی خودکنترلی است که مانع از انجام هر نوع خطایی می شود.
ایجاد مهارت خویشتن داری و خودکنترلی در کودکان نیازمند تمرین و تکرار بسیار است و یادگیری مهارت های اکتسابی بدون آموزش غیرممکن است.
خویشتن داری؛ تحریک احساس گناه در فرد نیست، بلکه تقویت توانایی نظارت، هدایت و کنترل افکار و عقاید شخص در مواجه با پیشامدهای معمول و غیر قابل تخمین است.
1) سواد زندگی؛ خویشتن داری چیست؟ چگونه خویشتن دار باشیم؟ ، 7 ژانویه 2025.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید