
ما از بس شیفته شعر و شعاریم ؛ در سال دو نوبت مقام معلم را گرامی می داریم. یکی « روز جهانی معلم » که در روزهای آغاز سال تحصیلی واقع شده و دیگر « روز ملی معلم » که در اواخر سال تحصیلی قرار دارد.
خوشبختانه ایران یکی از حاضرین در جلسه تصویب روز جهانی معلم ( سال 1966) بوده است. جلسه ای که اتفاقا در آن نماینده امریکا حضور نداشت و لذا این روز قاعدتا نباید صبغه و سابقه استکباری داشته باشد.با این همه هنوز دست اندرکاران امر، هر ساله در آستانه ی این روز سکوت معنی داری پیشه می کنند. اگرچه اجازه ثبت و ضبط آن در تقویم رسمی داده شده اما هر سال از کوچک ترین اشاره و نشانه ای در باب گرامی داشت آن تغافل می شود.
این همه اما در حالیست که همه چیز در دنیا به سرعت برق و باد ، در حال تغییر است و تن دادن به فرایند جهانی شدن ، تنها گزینه ناگزیر ماست. حضور در دهکده ی جهانی ، به دعوت استکبار جهانی نیست که بشود درباره ی آن توهم توطئه داشت .
روز جهانی معلم، فرصت خوبی برای شروع تمرین مدارا و گفت و گوی تمدن هاست که دست برقضا ، مبدع و منادی آن، ایران بوده است.

در دنیا بیش از پنجاه میلیون معلم وجود دارد. برای استفاده ی شایسته و بایسته از این نیروی انسانی عظیم، باید تدابیری اساسی اندیشید. معلمان، شایسته ترین افراد جامعه اند و اتفاقا پاشنه آشیل معلمی نیز شایستگی است .
شواهدی وجود دارند که در بسیاری کشورها، حقوق معلمان از حقوق مشاغل مشابه معلمی، کمتر است. پیامد این وضع، افت کیفی معلمان، فقدان معلمان ماهر به دلیل جذب شدن در سایر مشاغل و بی علاقگی عمومی در خلاقیت ورزی معلمان است به طوری که چند شغلی بودن و ترویج تدریس خصوصی، عادت معمول معلمان در بسیاری کشورها گردیده است.
هنوز مانده تا معلمان چنان که باید و شاید قدر ببینند و بر صدر نشینند.
در این راستا، شعار امسال روز جهانی معلم که شصت سال از تصویب و ترویج این روز می گذرد، تامل برانگیز است؛
« شصت سال ایستادگی در کنار معلمان برای حمایت از حرفه معلمی، ارتقای جایگاه معلمان و بازآفرینی فرداهایمان.»

معلمان، شایسته ترین افراد جامعه اند و اتفاقا پاشنه آشیل معلمی نیز شایستگی است . این که هر آدم خوبی، معلم است، این که معلم بودن كارساده اي نيست و كار همه كس هم نيست. چراکه معلمی، مثل هیچ یک از حرفه هایی که می شناسیم نیست.
معلمی، فعالیت در جبهه ی روابط انسانی است. فضایی که در آن به آسانی سوء تفاهم پیش می آید. افراد خیلی سریع ناراحت می شوند یا او را ناراحت می سازند .
معلم ، ضمن اداره ی کلاس باید از فراگیران ارزشیابی بگیرد ، سر و صدای بچه ها را تحمل کند ، آنها را دعوت به سکوت کند ، به همه مهر بورزد ، با یکی می خندد ، به دیگری اخم کند ، به پرسش های بی موقع پاسخ گوید ، از یادگیری تک تک بچه ها اطمینان حاصل کند، در دعوای بچه ها فورا حضور پیدا کند و آن ها را آشتی دهد ، تنبیه کند ، تشویق کند ، اندرز دهد و البته در همه این احوال ؛ مواظب رفتار ، گفتار و ظاهر خود باشد .
درد سرهای یک معلم به چهار دیواری کلاس درس و یک زمان خاص محدود نمی شود . یک معلم باید مترصد رو به رو شدن با ارزیابی های گاه و بی گاه مسئولین اداری و همین طور مواظب سلوک و ظاهر خود در بیرون مدرسه باشد که نکند نقش الگویی اش خدشه دار شود. اما تمام این شایستگی هم به یمن سعی معلم حاصل نمی شود. زمینه شایسته بودنش نیز باید فراهم شود. به این منظور باید شایستگان بر سر امور بایستند.
به جای «مهره» ها، «مدیر» ها باید معلمان را مدیریت کنند و با پرهیز از زیاد حرف زدن و نگاه سیاسی و ایدئولوژیک داشتن ، به نفس آموزش بیندیشند و در پی معلمان فعال و بی ریایی بگردند که برای رتبه بندی و معرفی خود، مستند سازی و بارگذاری مدارک را بلد نیستند.

معلمانی هوشیار و بیدار که سخنگویان فکری و فرهنگی جامعه خویش اند. معلمانی که جهانی بیندیشند و منطقه ای عمل کنند. معلمانی که نه فقط آزاد، که آزاده باشند. معلمانی که غم نان، امان شان را نگیرد و تکرار اعتراض ها و پی گیری های صنفی، آرامش شان را برهم نزند.
معلمانی که در بزنگاه های انتخاباتی، نگذارند شانه هایشان، نردبان بالانشینی برخی بشود، معلمانی که فراتر فکر کنند و به تیر و طعنه ی چپ و راست، رانده نشوند.
معلمانی که وقتی قول علاقه به دانش آموزان را می دهند، درست در اول مهر با اعلام استعفا، بچه ها را رها نکنند .
معلمانی که به باور بعضی ها، زیادی نباشند حتی اگر که خیلی زیاد باشند.
معلمانی که اجازه ندهند يكي ديگر در درون شان بنشيند و بينديشد.
معلمانی که از شوق آموزش ، دردمند و خردمند باشند اما نیازمند و دربند، نگردند .
و نقطه، سرخط!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
