چاپ کردن این صفحه

علیرضا جدایی - مدیر کل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

تدبير و اميد و سرمايه اجتماعي معلمان

jodayeesp اول: دولت يازدهم در طول ١٧ ماه از فعاليت خود ٩ بار كارت زرد از مجلس نهم دريافت كرده است. اين تعداد كارت‌هاي زرد و فراواني پرسش‌ها و سوالات از وزرا در شرايطي است كه همين نمايندگان در طول چهار سال دولت محمود احمدي‌نژاد تنها ٨ بار كارت زرد به عملكرد مديران او داده بودند. از ميان وزيران دكتر حسن روحاني اگر وزير صنعت، معدن و تجارت و وزير آموزش و پرورش يك بار ديگر مورد سوال و پرسش نمايندگان مجلس قرار بگيرند و نتوانند آنها را قانع كنند سه كارته شده و بستر مناسب براي استيضاح آنها فراهم مي‌شود. آگاهان به امور مجلس مي‌گويند نبايد از نقش پررنگ پشت پرده و علني منتقدان دولت در تعدد سوال‌ها و تكرار كارت‌هاي زرد به سادگي گذشت، هر چه هست انسان به اميد زنده است و منتقدان دولت علاوه بر دلواپسي‌هاي تعريف شده‌اي كه دارند در صفحه سياسي و رقابت‌هاي آن براي خود اميدهايي نيز دارند.
دوم: توجه ويژه دولت به حوزه سلامت و اعتبار بالايي كه براي تحول در امر سلامت و بهداشت در نظر گرفته شده موجب شده است كه وزارت بهداشت و درمان دوران پوست اندازي خود را شروع كند، اين پوست‌اندازي و برخي توجه‌ها به حقوق معيشتي بخشي از بدنه دولت موجب كم توجهي به عيال وارترين وزارتخانه يعني آموزش و پرورش شده است، از طرفي معلمان و فرهنگيان اين پرسش را از وزير آموزش و پرورش مي‌پرسند كه چگونه است وزير جامعه پزشكان و پرستاران از خوان نعمت بودجه دولت مي‌تواند بر‌خوردار شود اما وزير معلمان همچنان تماشاگر توزيع نامناسب بودجه شده و تنها معلمان را به «همراهي» با تدابير دولت و «صبوري» در برابر مشكلات و «اعتماد» به برنامه‌هايش دعوت مي‌كند؟

آنها بي‌خبر از سعي و تلاش وزير در ميان همتايانش در هيات دولت و طرح مشكلات جامعه فرهنگيان، مي‌گويند وزير بايد «صداي معلمان» باشد، شايد معلم‌ها هم مصاحبه‌ها و هياهوي گفت‌وگوهاي تبليغاتي و هيجاني برخي وزراي آموزش و پرورش را «صداي معلم بودن وزير» مي‌دانند! روحيه‌اي كه متاسفانه يا خوشبختانه علي‌اصغر فاني در سلوك و روش مديريت خويش به آن اعتقادي ندارد.
سوم: اين انتظارات معلمان به خوبي از نگاه تيزبين نمايندگان منتقد دولت پنهان نمانده است و آنها هم با توجه به شنيدن گلايه‌هاي معلمان از تصور تبعيض دولت بين عائله خود با يك سياست ظريف و دقيق، پيكان انتقاد با دولت را به نام «معلم» و به كام مطامع سياسي خود متوجه وزير و دولت تدبير و اميد كرده تا منتقدان دولت با بياني احساسي و معلم پسند در صحن علني از علي اصغر فاني به عنوان نماينده دولت بپرسند: چرا دولت در بودجه پيشنهادي ٩٤ براي ارتقاي سطح حقوق و مزاياي فرهنگيان پيشنهادي افزون‌تر از ساير وزارتخانه‌هاي دولتي اعلام نكرده است؟!
چهارم: آنچه گفته شد شمه‌اي از فضاي حاكم بر مجلس، دولت و معلمان بود. واقعيت آن است كه مشكلات و تنگناهاي وزارت آموزش و پرورش پيش از آنكه به وزير فعلي برگردد به دولت و مجلس نيز بر‌مي‌گردد .کارن خانلري عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مي‌گويد: «من دغدغه دوستاني كه بحث سوال از وزير را مطرح كردند درك مي‌كنم، اما مشكلاتي مانند بحث استخدام معلمان و مربيان و انباشته شدن مطالبات، حاصل سوء مديريت وزير نيست بلكه نتيجه مشكلات اقتصادي كلان كشور و مساله بودجه است. فاني به تنهايي نمي‌تواند دغدغه‌هاي مجلس را پاسخگو باشد، هم نمايندگان هم دولت به خوبي اين واقعيت را مي‌دانند.»
بررسي فضاي حاكم بر مدارس نشان مي‌دهد معلم‌ها علاوه بر پرسش‌هايي كه از فاني دارند، از مجلس و نمايندگان هم مي‌پرسند. سوال و استفاده از اهرم‌هاي نظارتي يكي از حقوق نمايندگان است اما اين بزرگواران كه چشمان خود را به نتايج ويرانگر تصميمات‌شان در خصوص ورود فوج فوج نيروي انساني به آموزش و پرورش طي هشت سال گذشته بسته‌ بودند، آيا فراموش كرده‌اند بخش اعظمي از سنگيني بار آموزش و پرورش و مشكلات اين وزارتخانه به سوء‌مديريت در هشت سال گذشته مرتبط است كه در زمان نمايندگي همين بزرگواران صورت گرفته است و اين در حالي است كه آنها طي اين سال‌ها حتي يك سوال در راستاي حقوق نظارتي خود از وزير آموزش و پرورش وقت نداشته‌اند!
پنجم: معلم‌ها در فضايي كه همه‌چيز آن سياسي شده است به درك سياسي خوبي رسيده‌اند، آنها وقتي آن سكوت سنگين و ديده فروبستن به تبديل شدن آموزش و پرورش به نهادي شتاب‌زده، بي‌برنامه و باري به هر جهت را در كنار اين گريبان دري و هياهو و غوغا قرار مي‌دهند؛حتي اگر دل خوشي از تصور تدبير تبعيض آلود حسن روحاني و مديريت وزير خود نداشته باشند . . .

آن قدر در فضاي سياست زده كشور، به پختگي رسيده‌اند كه مي‌دانند اين كارت‌‌ها و سيل سوالات و برخورد با وزيران دولت و دل‌نگراني‌هايي از اين جنس قبل از آنكه براي گشودن گرهي از گره‌هاي زندگي معلمان باشد پوششي براي بهانه‌هاي سياسي برخي نمايندگان و استفاده ظريفانه از ظرفيت‌هاي آموزش و پرورش و مرجعيت معلمان در شرايط سخت و نفس گير انتخابات است. 

كلام آخر اينكه: از منظر روان شناسي اجتماعي مي‌توان اذعان كرد كه مردم ما، بسيار كم صبرند و خيلي سريع تصميمات خود را تغيير مي‌دهند و طبيعتا فرهنگيان نيز از اين ويژگي مستثني نيستند. معلم‌ها در هشت سال گذشته «دل زدگي» را تجربه كرده‌اند در انتخابات ٢٤ خرداد ٩٢ به يك باره حماسه‌آفرينان يكه تاز عرصه اجتماعي و سياسي كشور شدند و پس از انتخابات نيز دل سپرده فضاي «نشاط و اميد» شدند. معلمان اين روزها، دوران «ارزيابي و نظاره‌گري» خود را سپري مي‌كنند و با سپري شدن برگريزان پاييز و زمستان بدون باران با آمدن بهار، وارد فصل كنش گري مي‌شوند و اگر ارزيابي آنان از عملكرد دولت و شرايط موجود مثبت باشد كنش آنان نيز مثبت و اگر ارزيابي آنان منفي باشد كنش گري منفي با دولت خواهند داشت و طبيعي است كه گروه‌ها و جناح‌هاي سياسي مخالف دولت، فرصت‌طلبان طماع كنشگري منفي معلمان خواهند بود و آن را غنيمت خواهند شمرد.

در اين شرايط به نظر مي‌رسد دولت يازدهم لازم است با ادبيات و گفتماني روشن و عملكردي شفاف خود را به جامعه معلمان بباوراند و به آنها نشان دهد كه به تعهدات خود پاي بند است و اعتماد معلمان را به عنوان عالي‌ترين سرمايه نمادين اجتماعي پاس مي‌دارد، تنها با اين رويكرد است كه مي‌توان مجال فرصت‌طلبي را از موج سواران بزنگاه انتخابات ستاند.

پرتال وزارت آموزش و پرورش

 

پنج شنبه, 16 بهمن 1393 20:22 خوانده شده: 3855 دفعه

در همین زمینه بخوانید: