1- با روی کار آمدن دولت جناب آقای خاتمی و ایجاد فضای باز سیاسی و اجتماعی، و رونق اقتصادی، جامعه فرهنگی کشور فرصت را برای طرح و پی گیری مطالبات صنفی و حرفه ای خود مناسب دیده، با اخذ مجوز از وزارت کشور، به تأسیس تشکل های صنفی پرداخته و به طور بی سابقه ای در سرتاسر کشور شروع به فعالیت کردند. با اینکه دولت وقت تمام تلاش خود را برای پرداخت مطالبات انباشته شده معلمان انجام داده و آنها را به صفر رساند و به منظور جبران عقب افتادگی حقوق و مزایای معلمان سالانه بیش از میزان تورم حقوق آنها را افزایش می داد، کانون های صنفی با چراغ سبز مجلس هفتم و فعالیت نمایندگانی چون آقای حاج بابایی، مدام بیانیه صادر کرده و نهایتاً کار را به تحصن در مدارس و تجمع وقت و بی وقت در مقابل وزارتخانه، ادارات آموزش و پرورش و استانداری ها کشاندند. اما وقتی در مقابل مجلس تجمع کردند به شدت با واکنش نیرو های امنیتی و انتظامی مواجه شده و حتی معلمان زن نیز از برخورد خشن آنان در امان نماندند.
2- با روی کار آمدن دولت اصول گرا، فضای باز سیاسی هر روز بسته تر از روز قبل، و نهایتاً به اعلام غیر قانونی بودن و لغو مجوز تشکل های صنفی معلمان و برخورد امنیتی و قضایی و اداری با اعضای آن ها ختم شد. طوری که بسیاری در دادگاه ها محاکمه و با محکومیت های سنگین مواجه شدند و بسیاری دیگر نیز از سوی مدیران اصولگرای ادارات آموزش و پرورش به هیأت های رسیدگی به تخلفات اداری معرفی و مجازات شدند. بدنه ی فرهنگیان هرگز نتوانستند از نمایندگان خود در تشکل های صنفی حمایت کنند و تمام حرکت های اعتراضی متوقف شد. این در حالی بود که پیش از روی کار آمدن دولت دکتر اصولگرا، معلمان مدام نمایندگان خود در کانون های صنفی را تحت فشار قرار می دادند تا در مقابل دولت اصلاحات دست به اقدامات تندتری بزند.
3- در دولت های نهم و دهم با وجود درآمد های افسانه ای نفتی، نه تنها توجه ویژه ای به مطالبات فرهنگیان نشد بلکه با وجود اینکه هر دو قوه مجریه و مقننه در اختیار جریان فکری محافظه کار موسوم به اصولگرا بود، برنامه های اصلاحی دولت جناب آقای خاتمی برای ارتقاء وضعیت معیشتی معلمان، از جمله لایحه مدیریت خدمات کشوری و افزایش حقوق سالانه بیشتر از میزان تورم، همگی عقیم مانده و از حیز انتفاع ساقط شدند. میزان افزایش سالانه حقوق معلمان کمتر از میزان تورم و در برخی سال ها در حد 5 درصد بود اما در طول تمام این سال ها هیچ اعتراض خودجوش یا سازمان یافته ای از جانب معلمان صورت نگرفت.
4- در جریان اعتراضات معلمان در زمان روی کار بودن دولت جناب آقای خاتمی، نمایندگان اصولگرا از جمله آقایان حداد عادل و حاجی بابایی خود را حامی معلمان معرفی می کردند. آقای حاجی بابایی در جلسات تشکل های صنفی و تجمع های اعتراضی معلمان سخنرانی می کرد. وی پس از حضور در هیأت رئیسه مجلس و نیز منصوب شدن به عنوان وزیر آموزش و پرورش ، از تشکل های صنفی معلمان فاصله گرفته، برای حمایت از تشکل های صنفی معلمان اقدامی نکرد و برای آزادی معلمان زندانی و جلوگیری از برخوردهای غیر قانونی با معلمان معترض هیچ گامی بر نداشت.
5- اینک و به دنبال 8 سال سخت گیری اصولگرایان در حق تشکل ها و فعالان صنفی معلمان، و با روی کار آمدن دولتی با رویکرد اصلاح طلبانه، باز زمزمه ی اعتراض معلمان و برگزاری تجمع و تحصن از سوی آنان به گوش می رسد. پیامک ها و ایمیل ها رد و بدل شده و همگان را به همراهی فرا می خوانند. جالب توجه است که پیش از این اگر چنین پیامک هایی ارسال می شد بلافاصله از طریق حراست ها ی ادارات و نهاد های امنیتی تحت پیگرد قرار می گرفت. اصولگرایان که تمام قد در مقابل دولت جناب آقای دکتر روحانی صف آرایی کرده اند بعید نیست مصلحت جویانه در تنور اعتراضات فرهنگیان و دیگر اقشار جامعه دمیده و به این وسیله بخواهند عرصه را بر دولت او تنگ کنند؛ تاکتیکی که یک بار در زمان ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی آن را آزموده و نتیجه گرفته اند.
6- با توجه به مشکلات اقتصادی به ارث رسیده از دولت قبل، پا برجا بودن مسأله ی تحریم ها، در جریان بودن مذاکرات حساس دولت با قدرت های بزرگ جهانی و کارشکنی های پیدا و پنهان جریان های افراطی در این باره، نیز کاهش شدید قیمت های جهانی نفت ، طرح مطالبات معیشتی از سوی معلمان در این برهه زمانی نه تنها معقول و منطقی به نظر نمی رسد بلکه وجدان عمومی جامعه آن را محکوم کرده و خودخواهانه تلقی خواهد کرد چرا که مشکلات اقتصادی گریبان گیر تمام اقشار جامعه است و مردم از معلمان انتظار دارند در چنین شرایطی به جای طرح توقعات ناممکن و دور از دسترس، دولت را در اجرای سیاست ها و برنامه هایش برای خارج کردن کشور از وضعیت بحرانی کنونی همراهی نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید