نقش روابطعمومیها در سیاستزدگی آموزش و پرورش، هم میتواند تسریعکننده این آسیب باشد و هم بازدارنده و اصلاحگر. در یک نهاد عظیم با میلیونها ذی نفع (دانشآموز، معلم، والدین، کارکنان)، روابطعمومی نه فقط یک واحد تشریفاتی، بلکه «ویترین تصمیمات و فرهنگ سازمانی» است.
بررسی نقش روابط عمومیها :
1- نقش منفی یا تسریعکننده سیاستزدگی (روابطعمومی به مثابه بلندگوی جناحها)
زمانی که روابط عمومی در خدمت جناحهای سیاسی قرار میگیرد، به ابزاری قدرتمند برای نفوذ سیاست به مدرسه و کلاس درس تبدیل میشود:
انتخابی عمل کردن در انتشار اخبار:
برجستهسازی دستاوردهای مدیران سیاسی و پنهانسازی انتقادات و کاستیهای آموزشی. مثلاً به جای پوشش مشکل کمبود معلم در یک منطقه محروم، روی افتتاح یک نماد حزبی در مدرسه تمرکز میکند.
تولید محتوای جهتدار در کانالهای رسمی:
انتشار مطالب، پوسترها یا کلیپهایی که مستقیم یا غیرمستقیم از یک جریان سیاسی خاص حمایت میکند و به اسم «تربیتی» در اختیار مدارس قرار میدهد.
دعوت گزینشی از افراد تأثیرگذار:
دعوت از سخنرانان و چهرهها برای مراسم مدارس صرفاً بر اساس گرایش سیاسی، نه تخصص تربیتی. این کار، فضای مدرسه را شبیه به یک اردوی حزبی میکند.
پنهانکاری و شفافیت زدایی:
برای جلوگیری از افشای تصمیمات غیرکارشناسی یا تخصیصهای ناعادلانه بودجه (که ریشه سیاسی دارد)، از انتشار اطلاعات شفاف خودداری میکند.

2- نقش مثبت یا بازدارنده (روابط عمومی به مثابه دژ مستحکم در برابر سیاست زدگی)
یک روابط عمومی حرفهای و مستقل میتواند سپری در برابر نفوذ سیاست باشد:
تقویت شفافیت و پاسخ گویی:
انتشار علنی صورت جلسات شورای آموزش و پرورش، معیارهای جابهجایی مدیران، فرایند تخصیص بودجه مدارس و نتایج ارزشیابیهای کیفی. شفافیت، قویترین زهر برای سیاستزدگی است.
مستند کردن عملکرد بر اساس شاخصهای آموزشی، نه سیاسی:
تولید گزارشهایی که پیشرفت دانشآموزان در مهارتهای علمی، پژوهشی و اخلاقی را نشان میدهد، نه تعداد برنامههایی که با حضور یک مقام سیاسی برگزار شده.
مدیریت حرفهای فضای مجازی:
ایجاد کانالهای متعدد برای شنیدن صدای معلمان و والدین (بدون فیلتر سیاسی) و بازخورد دادن به آنها. روابط عمومی میتواند نظرسنجیهایی درباره نیازهای واقعی آموزشی طراحی کند و نتایج را بیطرفانه منتشر کند.

تولید محتوای تربیتی غیرایدئولوژیک و علمی:
تمرکز بر موضوعاتی مثل سلامت روان، مهارتهای زندگی، روشهای تدریس خلاق، و توسعه حرفهای معلمان. این کار، محتوای سیاسی را حاشیهای میکند.
ایجاد گفتمان «مدرسه برای همه»:
تأکید بر این پیام که مدرسه متعلق به همه مردم با هر سلیقه سیاسی است و باید فضایی امن و فارغ از مناقشات حزبی باشد. این کار، توقعات سیاسی را از مدیران مدرسه کاهش میدهد.
و اما یک روابط عمومی خوب در این نهاد عظیم، سپهرزبانی (ناطق) رسمی وزارتخانه نیست؛ بلکه پل ارتباطی دوطرفه، دیدهبان عدالت آموزشی، و رسانهای است که «سیاست» را در معنای واقعی آن یعنی «تدبیر امور جامعه» دنبال میکند، نه «سیاستزدگی» یعنی حزبی و جناحی شدن.
راهکار اجرایی عملی:
تشکیل «کمیته اخلاق ارتباطات» در روابط عمومی آموزش و پرورش با حضور معلمان، والدین، متخصصان رسانه و روانشناسان تا هر محتوای منتشر شده قبل از پخش، از نظر بیطرفی و دوری از جهتگیری سیاسی بررسی شود.
مصادیق عینی نقش روابطعمومی در سیاستزدگی آموزش و پرورش، این موارد بر اساس تجربیات واقعی بنده و اکثریت همکاران در نظام آموزشی ایران و مشابه آن در سایر کشورها است:
1. پوشش اخبار کنکور و سنجش تحصیلی
مصادیق سیاستزدگی:
برجستهسازی رتبههای برتر مرتبط با مدارس خاص:
روابط عمومی استانها فقط موفقیت دانشآموزان مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی یا شاهد (که وابستگی ساختاری به نهادهای خاص دارند) را پوشش میدهد، در حالی که دانشآموزان موفق مدارس عادی مناطق محروم نادیده گرفته میشوند.
نامگذاری سیاسی رتبهها:
انتشار خبر با تیتر «رتبههای برتر کنکور در دیدار با مسئول ارشد استان/کشور» به جای تمرکز بر تلاش علمی دانشآموز.
پنهانسازی آمار شفاف:
عدم انتشار گزارش تفکیکی موفقیت مدارس دولتی عادی در برابر مدارس غیرانتفاعی وابسته به نهادهای سیاسی و نظامی.
نمونه فرضی: روابطعمومی استان تهران در یکی از سال های گذشته ، فقط تصاویر دیدار رتبههای برتر با استاندار (که جایگاه سیاسی دارد) را منتشر میکند، اما گزارشی از علت موفقیت یک دانشآموز منطقه ۱۸ (منطقه محروم) که با حداقل امکانات رتبه آورده، تولید نمیکند.

2- توزیع تجهیزات و امکانات آموزشی
مصادیق عینی ؛ مراسم نمادین در مدارس خاص: دوربین روابط عمومی فقط زمانی به مدرسه میرود که یک مقام ارشد سیاسی (وزیر، استاندار، نماینده مجلس) اهدای تجهیزات را انجام دهد. این مدارس غالباً در مناطق برخوردار و نزدیک به مرکز استان انتخاب میشوند.
قابسازی سیاسی:
در تولید محتوا، اهدای چند تخته وایتبرد به یک مدرسه، «تحول بزرگ آموزشی» نامیده میشود، در حالی که صدها مدرسه کپسول آتشنشانی و وسایل گرمایشی استاندارد ندارند.
اختصاص بودجه بر اساس روابط:
روابطعمومی سکوت میکند و آمار دقیقی از توزیع سرانه مدارس بر اساس شاخص محرومیت منتشر نمیکند، تا مدیران سیاسی بتوانند بودجه را به مناطق همسو با خود اختصاص دهند.

3- برنامههای صبحگاه و مناسبتهای مدارس
مثالی واقعی و قابل لمس: برنامه صبحگاه یک مدرسه دخترانه در استان البرز (پاییز یکی از سال ها):
- اجرای سرودی با مضمون حمایت صریح از یک جناح خاص سیاسی (نه یک ارزش ملی مثل ایثار یا علمآموزی)
- حضور سخنران از دفتر یک حزب سیاسی (با لباس و نشانهای حزبی) و اما یک روابط عمومی خوب در این نهاد عظیم، سپهرزبانی (ناطق) رسمی وزارتخانه نیست؛ بلکه پل ارتباطی دوطرفه، دیدهبان عدالت آموزشی، و رسانهای است که «سیاست» را در معنای واقعی آن یعنی «تدبیر امور جامعه» دنبال میکند، نه «سیاستزدگی» یعنی حزبی و جناحی شدن.
- پخش کلیپ تولیدی روابطعمومی استان که موفقیتهای یک دولت خاص را به اسم «دستاوردهای نظام آموزشی» معرفی میکند
نقش روابط عمومی:
این محتوا به عنوان «بسته فرهنگی-تربیتی» در اختیار همه مدارس استان قرار میگیرد و معلمان ناچار به اجرای آن هستند. هر انتقادی، «عدم همراهی با نظام» تعبیر میشود.
4- گزینش و جابهجایی مدیران مدارس
سیاه نمایی مثلاً در یک استان فرضی (خوزستان در یکی از سال های گذشته): روابطعمومی اداره کل آموزش و پرورش استان، انتصاب یک مدیر جدید برای یک مدرسه حاشیهنشین را به عنوان «مدیر انقلابی و جهادی» معرفی میکند، اما از سوابق علمی و مدیریتی او چیزی نمیگوید. در مقابل، جابهجایی یک مدیر باتجربه به دلیل «هماهنگ نبودن با سیاستهای جدید»، با یک خبر ساده و بدون توضیح انجام میشود، تا کسی متوجه سیاسی بودن تصمیم نشود.

5- پوشش اعتراضات و مشکلات
مصداق کلیدی: در جریان مطالبه خواهی به حق معلمان در سال های گذشته ، روابط عمومی آموزش و پرورش در شبکههای اجتماعی رسمی مطلقاً سکوت میکند یا خبر کوتاهی با عنوان «برخی تجمعات غیرمجاز» منتشر میکند.
در فضای داخلی (اداره کل) ؛ به کارکنان دستور میدهد در فضای مجازی «اخبار غیررسمی» را دنبال نکنند.
تولید محتوای جانبی ؛ همزمان، گزارش «برگزاری جشن بزرگ میلاد امام رضا(ع) در مدارس» را با کیفیت بالا و در حجم زیاد منتشر میکند تا توجهات را منحرف کند.
6- کتب درسی و محتوای آموزشی
هر چند محتوای کتب درسی توسط سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی تدوین میشود، اما بخش ترویج و تبلیغ روابط عمومی نقش دارد:
- تولید کلیپهای تبلیغاتی برای کتابهایی که برخی کارشناسان به «ایدئولوژیک بودن بیش از حد» آنها نقد دارند.
- دعوت نکردن از اساتید منتقد در برنامههای رونمایی کتاب.
- انتشار نظر مثبت برخی چهرههای سیاسی درباره کتاب (و سکوت در برابر نقدهای تخصصی).
جمعبندی و پیشنهاد نهایی:
این مصادیق نشان میدهد روابط عمومی میتواند به جای «رسانه هوشمند نهاد آموزش»، به «بلندگوی انتخابی قدرت» تبدیل شود ؛

برای اصلاح:
* ایجاد رصدخانه محتوای غیرسیاسی در هر استان با مشارکت معلمان و والدین.
* الزام قانونی به انتشار گزارش سالانه شفافیت شامل: تعداد مدارس تحت پوشش رسانهای، معیار انتخاب نمونهها، و بودجه صرفشده برای هر نوع محتوا.
* دورههای اخلاق رسانهای برای تمام کارکنان روابط عمومی با آزمون عملی.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
