چاپ کردن این صفحه

« بازسازی هر خرابه ای امیدبخش و ضروری است اما خرابه های برجا مانده از آموزش مغفول را چگونه جبران خواهیم ساخت؟ »

بلاتکلیفی پشت کنکوری ها در وضعیت آتش بس جنگ و بی برنامگی و بی شهامتی وزارت آموزش و پرورش ؟!

مینو امامی

نگاهی به بلاتکلیفی دانش آموزان پشت کنکوری در وضعیت آتش بس جنگ و بی برنامگی و بی شهامتی وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم  چرا کسی به فکر سرانجام سرنوشت حدود یک میلیون دانش آموز، حال کمتر و یا بیشتر از این تعداد جمعیت نیست؟

خانواده هایی که طی دوازده سال تحصیل و حتی قبل تر از آن از دوره مهدکودک و پیش دبستانی، برای امروز فرزندان خود برنامه ریزی یا رؤیاپردازی کرده اند، بلاتکلیف هستند. تنها مسیر موفقیت که توسط خود آموزش و پرورش براین جامعه آماری دیکته شده است و شاخ و برگ آن را چنان جذاب و دوست داشتنی نموده که هر خانواده و دانش آموز هوس و هیجان ورود به آن را دارد. همان دانش آموزانی که در بازه زمانی بسیار قبل تر از آماده شدن برای کنکور، با جادوی تست خوانی و تست زنی آشنا شده اند. تا جایی که مافیای کنکور و آموزشگاه هایی با اسامی و کارکرد بامسمّا برای این هدف گذاری عامدانه یا عالمانه پدید آمد و همانند ویروسی خطرناک کل پیکر آموزش و پرورش و حتی آموزش عالی را دربرگرفت.

در نهایت طی چند دهه سیاست گذاری بسته و کور، همّ و غم بیشتر والدین، کسب مهارت تست خوانی و تست زنی فرزندان خود شد.

 مادری از من در دبیرستان نمونه دولتی یاری می خواست که تا در کلاس درس با دانش آموزان صحبت کنم. چون فرزندش مرتب استحمام نمی کرد، با خانواده غذا نمی خورد، دائما در استرس شدیدی به سر می برد و ناخن هایش را جویده و دچار وسواس شدید و عدم اطمینان از کافی یا ناکافی بودن میزان یادگیری خود شده بود. یعنی دائما نگران بود که با مطالعه و تلاش خود در این حد آیا می تواند در رشته پزشکی یا دندان پزشکی فلان کلان شهر قبول شود یا خیر؟ 

راهی که توسط دست های نامریی به آنان القا و تا سر حد مسخ شدگی پیش برده بودند. آری آنان الینه شده بودند. تا آن جا که موجب فراموش کردن روح زندگی و زیبایی های آن می شد. تا آن جا که قدرت اراده و اختیار از فرد سلب و او را تابعی کور از سیاست جاری می کرد.  

 دو جنگ اخیر، صدمات جبران ناپذیری بر پیکر آموزش در کشور وارد آورده است. بخشی از آن مربوط به مسایل روانی دانش آموزان خصوصا پشت کنکوری ها مربوط می شود که تظاهرات مخرب آن در آینده برای خود این افراد و جامعه، نمایان خواهد شد و بخشی دیگر از صدمات بر کمیت و کیفیت آموزش در هر دو وزارتخانه مربوط است. هر چند جنگ در هر شرایطی، تحمیلی یا غیرتحمیلی، اثرات مخرب خود را بر روی تمامی بخش های یک جامعه می گذارد و برخورداری از نتایج منفی آن اجتناب ناپذیر است، اما بی برنامگی یا انتظار بی نتیجه برای تعیین تکلیف نهایی آموزش و کنکور، پدیده ای جدید و جبران ناپذیر است.

 باید بیندیشیم دانش آموزانی را که به اصطلاح « پشت کنکور» نامیده می شوند چگونه از برزخ بلاتکلیفی برهانیم؟ والدین و خود دانش آموزان با نومیدی ظلمانی اما در تمنّای کورسویی از نور ضعیف، در انتظار خبری خوش جهت تعیین تکلیف خویش هستند.

نگاهی به بلاتکلیفی دانش آموزان پشت کنکوری در وضعیت آتش بس جنگ و بی برنامگی و بی شهامتی وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

در حالت کلی، بلاتکلیفی برای همه ایرانی ها در همه بخش ها در جریان است. بیشتر ما بسیاری از کارهای خود را متوقف کرده ایم و به جز انتظار، نمی دانیم باید چه کنیم. قدر مسلم هر یک از تصمیمات معلّق در شرایط جنگی، برای زندگی یک فرد تعیین کننده و حائز اهمیت ویژه است اما بیشتراین افراد بزرگسال هستند و طی چند دهه از عمر خود، جهت یابی های لازم را برای ادامه زندگی ترسیم کرده اند. ولیک هنوز دو دهه از زندگی دانش آموزان پشت کنکوری سپری نشده که دچار این سردرگمی شدید گردیده اند. تا حدی که  بزرگترهای مسئول و غیرمسئول نیز قادر به نسخه پیچی منطقی و عقلانی برای گره گشایی آن نیستند.                       

 چرا پیچیدن نسخه در شرایط بحرانی برای ما ایرانی ها تا این حد دشوار است؟ شاید به دلیل غیبت چندین علت و علت العلل.

از جمله :

- غیبت روش اکتشافی در امر آموزش

- غیبت تفکر انتقادی در امر آموزش

- غیبت خلاقیت و آزمون و خطا در امر آموزش

- غیبت مفهوم علم و دانش به معنای واقعی در امر آموزش

- غیبت محتوای بدون جهت گیری سیاسی در امر آموزش

- غیبت استقلال مالی و اقتصادی برای سرمایه گذاری در امر آموزش

- غیبت استقلال فکری و عملی وزارت آموزش و پرورش

- غیبت استاندارد جذب و استخدام معلم

- غیبت درک درست از اهمیت، هدف، معنا و مفهوم «تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان »

 آری، ما ایرانی ها اراده و دانش فنی لازم برای بازسازی خرابی های جنگی را حتی در جریان آن داریم اما وقتی نوبت به تعیین تکلیف امر آموزش در مدارس و دانشگاه می رسد همه توانایی های ما قفل یا بایکوت می شود.

ما دانش فنی باز کردن این قفل سرنوشت ساز را نداریم.

نگاهی به بلاتکلیفی دانش آموزان پشت کنکوری در وضعیت آتش بس جنگ و بی برنامگی و بی شهامتی وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

درخت صد ساله آموزش و پرورش ایران دچار آفت زدگی شدیدی شده است و دیگر لازم نیست دشمن در پی ترور دانشمندان برآید. چون راهکار خشکاندن ریشه را در غزه، لبنان، یمن، افغانستان، سوریه، عراق و متأسفانه ایران به خوبی یافته است. ظاهرا قرار نیست کشورهای عقب مانده یا در حال توسعه فرصت پیشتازی به سوی توسعه یافتگی را داشته باشند. در آسیا و آفریقا و حتی آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی با بهانه های مختلف، در پی آتش افروزی هستند تا آنان در باتلاق ناتوانی و نومیدی غرق شوند و مبادا روزنه های نور و امید را بیابند. آنان منابع طبیعی و غیر طبیعی این کشورها را با بهانه های واهی تصرف می کنند تا توانمندی خود را به جای انجام تجارت و بازرگانی، با غارت بیفزایند. چون تجارت و بازرگانی با این کشورها، باعث افزایش توان اقتصادی آنان می شود و اگر اقتصاد کشوری شکوفا شود یقین آموزش و بهداشت آن جامعه نیز بارورتر می گردد. یعنی شکل جدیدی برای استعمار و استثمار کشورهایی که از نظرآنان لیاقت زندگی با شرایط  درخور انسانی را ندارند. یعنی مردمان این کشورهای عقب مانده شایسته برخورداری از رفاه و آسایش اجتماعی و تعالی فرهنگی نیستند.

 همین طرز تفکر پس از انقلاب صنعتی در کشور انگلستان رواج داشت. گروهی در مجالس رسمی این کشور نگران وضعیت ظاهری افراد فقیر در گوشه و کنار شهرهای بزرگ انگلستان بودند که باعث می شدند شهر کریه المنظر به نظر آید. پس مطرح می ساختند که با کمک نقدی می توان شرایط زندگی آنان را بهبود بخشید. اما اَشراف و ثروتمندان مخالف این طرح بودند و بیان می داشتند که با این کمک دولت، فقرا و بینوایان متوقع و پررو شده و برای استمرار موقعیت ممتاز آنان خطرات و تهدیداتی جدّی بوجود خواهند آورد.   

 بازسازی هر خرابه ای امیدبخش و ضروری است اما خرابه های برجا مانده از آموزش مغفول را چگونه جبران خواهیم ساخت؟

نگاهی به بلاتکلیفی دانش آموزان پشت کنکوری در وضعیت آتش بس جنگ و بی برنامگی و بی شهامتی وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

یافتن پاسخ برای ضرورت میدان داری کودک چند روزه نسبت به غفلت از آموزش کودکان و نوجوانان و تعیین تکلیف کنکور برای دانش آموزان سال آخر، سخت یا ناباورانه است. دغدغه مندی دولت برای تعیین تکلیف آموزش خفته کافی نیست. جامعه آموزشی انتظار صلابت تصمیم گیری از آنان دارد. انتظار فرجی معقول و جامعه پسند.

امروز خانواده ها مجبور هستند با جمع اعضا در میادین مقاومت علیه جنگ افروزی حاضر شوند و علیرغم هشدار روان شناسان برای دور نگه داشتن کودکان زیر ده سال از مسایل و سخنان مربوط به جنگ، همه هستند. اما با سپری شدن هر روز یک روز از امیدواری دانش آموزان برای به اتمام رساندن این سال تحصیلی، کسر می شود. با امید به شنیدن خبر خوش بازگشایی مدارس و دانشگاه ها در فردا یا فرداهای دیگر، در چشم به هم زدنی خرداد نیز تمام شد.

تابوی تحصیل در تابستان هم فرصت اتمام آن را ناممکن می سازد.  

نگاهی به بلاتکلیفی دانش آموزان پشت کنکوری در وضعیت آتش بس جنگ و بی برنامگی و بی شهامتی وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

 تا دیروز دانش آموزانی که بسیار کوشیده بودند اما از رشته مورد علاقه و دانشگاه مد نظر خود قبول نشده بودند یا برخی  که در کل از ورود به دانشگاه درهر رشته ای بازمانده بودند، دست به خودکشی می زدند و یا دچار افسردگی شدید تا حد محرومیت خود از هر نوع خوشی وجریان طبیعی زندگی می کردند. و امروز که این سیر از اساس و آغاز حرکت، فلج گردیده است چه تأثیراتی بر سلامتی روحی - روانی و عقلانی پشت کنکوری ها خواهد گذاشت؟! هر چند که خود این واژه بار منفی دارد و اثرات خوشایندی در ذهن دیپلمه ها نمی گذارد.

 اگر کنکور برای ادامه زندگی و کسب مهارت و دانش فنی و یا محترم و با شخصیت شمردن افراد در این جامعه تنها مسیر حیاتی است، پس دولت، سازمان ها و وزرای مربوطه فقط به ثبت نام در این ماه اکتفا نکنند و قدری با قاطعیت سخن بگویند تا قابل اعتمادتر باشند. قاطع، روشن و شفاف تصمیم بگیرید پایان تحصیل این عزیزان و دیگر کلاس های مدارس و دانشگاه، دقیقا چه تاریخی است؟

چرا از حجم کتب درسی نمی کاهید همان کاری که برای ما در اوایل انقلاب کردید و یک سال تحصیلی را در عرض سه ماه به پایان رساندیم؟ شرایط بحرانی به تصمیمات متناسب با بحران نیاز دارد. اصرار حتمی برای به پایان رساندن کتب درسی برای چیست؟ نمایشی از مقرّراتی بودن بیش از حد وزیر است؟ یا محافظه کاری حساب گرایانه از عواقب چنین تصمیمی در محافل و مجامع گوناگون است؟

باور کنید فصل ها یا بخش های باقی مانده از حجم کتب درسی را اگر حذف کنید هیچ دکتر مهندسی بیسواد نخواهد شد. تا همان جایی که خوانده اند امتحان بدهند و مابقی اردیبهشت ماه را فرصت مطالعه بدهید. و در همان خرداد ماه مرسوم برای اخذ امتحانات، برنامه ریزی کنید. حداقل دانش آموزان میادین مقاومت و اتحاد را رها کنند و در منزل نشسته درس های خوانده شده را مطالعه کنند. انتظار معجزه برای اتمام حجم باقی مانده در زمان از دست رفته، دور ازباور است.  

 به عنوان فردی که طی دو سال تعطیلی دانشگاه ها جهت انقلاب فرهنگی یعنی پاک سازی دانشگاه ها، بعد از اخذ دیپلم فرصت شرکت در کنکور سراسری را از دست داده ام ( سال 1360 تا 1362) و بعدا با مشکلات تغییر متون درسی مواجه بوده ام، آژیر هشدار برای تولد بحران های جدیدتر را در جامعه به صدا در می آورم.

باور کنید فردا بسیار دیر است. همین امروز همّت تصمیم گیری داشته باشید.

مسئول محترم!

با جنگ و بی جنگ، در قبال تعطیلی هایی که به سنتی نامبارک در میدان آموزش تبدیل شده اند باید چه کرد؟ 

 بازنگری و بازبینی در باورها و برداشت های موجود شاید شما را به دروازه نجات رهنمون سازد. وقتی با ساز و کار موجود قصد ادامه مسیر را دارید و قادر به تصمیم گیری درست نیستید، نشان می دهد که زمان ایجاد تغییر فرا رسیده است. جنگ ها پیامدهای منفی یا پس گرایی و مثبت یا هم گرایی را با هم دارند. سیاستی موجه است که قادر به عبور از بحران ها نیز باشد.

12 اردیبهشت و به روایتی روز معلم است. لطفا ما را و روز ما را پاس ندارید که از معلمی ما فقط تصویری دست نیافتنی در شبکه شاد برای دانش آموزان باقی مانده است. مغز استخوان معلمی که با تعامل اجتماعی چهره به چهره و رو درروی، مستحکم می شد در سایه بسیاری از ناراستی ها و بالاخص تعطیلی های ناموجه، دچار پوکی گردیده و احتمال شکستگی در هر لحظه دور از حقیقت نیست.

روز معلم زمانی برای ما واقعیتی خوشایند خواهد بود که بر پایه ارزش های واقعی و حقیقی استوار باشد نه شعارهای حباب گونه. می گویید معلمی شغل انبیاست، استغفرالله من که پیغمبر نیستم. یا هر معلمی که معلم واقعی نیست. بدون تعارف و با داشتن جسارت داوری درست در مورد خود، اعتراف کنیم که معلم هستیم یا مبصر کلاس.

 منِ معلم به کلاس درس تعلّق دارم و حق اجتماعی و شغلی من، تدریس به دانش آموزان طی یک رابطه حضوری است نه مجازی و دروغین.

روز معلم واقعی، زمانی است که برای معلم ارزش قائل شوید و از بیش از دو میلیون معلم بازنشسته و شاغل بپرسید در شرایط کنونی چه تصمیمی موجه ترو مؤثرتر است؟

آموزش و پرورش بدون معلم را در همین بحران ها تجربه کردید پس ارج نهی شایسته و بایسته معلمان خود را دریابید. مدارس و دانشگاه ها را از مرگ مغزی رهایی دهید.


  ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یکشنبه, 13 ارديبهشت 1405 16:08 خوانده شده: 470 دفعه

در همین زمینه بخوانید: