ظاهراً در سرزمین ما «مهارتهای زندگی» از همان درِ ورودی وزارتخانه آغاز میشود؛ جایی که پیش از آن که دانشآموز کلاس اول بفهمد حریم خصوصی چیست و احترام به دیگری چگونه معنا پیدا میکند، ابتدا باید تمرین عملی حریم خصوصی خبرنگار را پشت گیت بازرسی تجربه کند. نه در کلاس، نه در کتاب، بلکه در میدان عمل؛ جایی که هر کیف، هر کوله و هر نگاه ممکن است مورد سنجش و تفتیش قرار گیرد.
اگر جرأت داشته باشی و فاصله میان شعار «تفکر انتقادی» و واقعیت تفتیش کیف را یادآوری کنی، هیچ پاسخ رسمی دریافت نمیکنی و مستقیماً به بخش «درس سکوت» فرستاده میشوی؛ جایی که یاد میگیری حتی وقتی شواهد آشکار تضاد را نشان میدهند، باید لب فرو ببندی. گویا در برنامه درسی جدید، مهارت «سکوت حرفهای» برای خبرنگاران از همه مهارتها کاربردیتر تشخیص داده شده است؛ مهارتی که جای خود را در کنار خواندن و نوشتن، و حتی بیش از آنها، در سرنوشت حرفهای انسانها تثبیت کرده است.
و چه تلخ است این تضاد:
در کلاسها از دانشآموزان خواسته میشود پرسش گر باشند و تفکر انتقادی داشته باشند، اما در همان حیاط مدرسه، در همان ورودی، پرسش گری عملی خطرناک محسوب میشود. جایی که تمرین مهارت زندگی یعنی «یادگیری سکوت» و «تسلیم بیچون و چرا».

جایی که حقوق اولیه انسانی، مثل حریم خصوصی، نه موضوع درس است و نه نظریه، بلکه چیزی است که هر روز زیر پا گذاشته میشود.
اینجاست که هنر واقعی زندگی، نه در کلاس درس، بلکه در میان گیتهای بازرسی و دستورات غیررسمی آموزش داده میشود؛ مهارتی که هیچ کتابی آن را نمیآموزد و هیچ معلمی از آن دفاع نمیکند، جز اینکه به تو یادآوری کند:
برای بقا، باید سکوت پیشه کنی.

و در پایان، شاید تلخترین درس این باشد:
مهارت زندگی در سرزمینی که آزادی، پرسش گری و احترام هر روز محدود میشود، چیزی جز تحمل و سکوت نیست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
