چاپ کردن این صفحه

« در عمر 180 ساله روزنامه نگاری، روزنامه ها کودک ماندند چون مجالی برای بلوغ شان پیش نیامد »

نگاهی به تاریخ اسف انگیز " روزنامه نگاری " در ایران

علی مرادی مراغه ای

نگاهی به تاریخ اسف انگیز و تلخ روزنامه نگاری در ایران و در صدای معلم

از زمانی که روزنامه در ایران متولد شده همیشه بچه مانده چرا که کمتر برهه ای بوده که شمشیرِ داموکلسِ توقیف، بالای سرشان نبوده باشد و تاریخ روزنامه نگاری در این کهن دیار، همواره مصداق « یاد آر ز شمع مرده، یاد آر» بوده...

ده ها روزنامه می توان برشمرد که عمرشان به اندازه کوتاه ترین عمر موجود در کره زمین یعنی «حشره ی یک روزه» داشته اند چرا که تنها یک شماره منتشر شده و سپس توقیف شده اند!

اولین روزنامه ای که عمر یک روزه داشت « لاپاتری» (وطن) بود که به مدیریت «بارون دو نرمان» در ایران در زمان ناصرالدین شاه به صورت دو زبانه منتشر شد و تنها یک شماره دوام آورد چنان خشم ناصرالدین شاه را برانگیخت که تمام شماره های آن را جمع و محو کردند (پایان نامه سیده صدیقه قویدل...ص55).

مادام کارلا سفرنامه نویس ایتالیایی که آن زمان در ایران بوده در خاطراتش می نویسد:

« از این روزنامه فارسی و فرانسه که نامش لاپاتری بوده فقط یک شماره منتشر شد که تولد و مرگش هر دو در همین یک روز اتفاق افتاد . (مادام کارلاسرنا، سفرنامه ...ص195)

پسرش ظل السلطان، خاطره جالبی نقل می کند : هنگامی که ناصرالدین شاه مشغول سوزاندن شماره های جمع آوری شده روزنامه بود ظل السلطان می گوید : «هزارها شماره دیگر این روزنامه در دست مردم باقی است و می خوانند و نابودی این شماره در آنها اثری نمی کند» .

نگاهی به تاریخ اسف انگیز و تلخ روزنامه نگاری در ایران و در صدای معلم

ناصرالدین شاه در پاسخ می گوید:

« می دانم ولی می خواهم غضب خود را فروبنشانم...»(محیط طباطبایی،تاریخ تحلیلی مطبوعات...ص49)

در همین زمان اداره سانسور تاسیس و اعتمادالسلطنه رئیس آن می گردد که علاوه بر توقیف نوشتجات، حکم به فلک کردن نویسندگان نیز می داد . هنگامی که ناجی قزوینی اشعاری هزلی چاپ کرد ، اعتمادالسلطنه دستور داد تمام نسخه ها سوزانده شود و دستور داد چاپچی مدرسه دارالفنون را به خاطر جزوه ای به چوپ و فلک ببندند...

اما عجب در اینست که خودِ کتاب سانسورچی یعنی اعتمادالسطنه نیز سانسور شد ؛ اینجا تنها موردی بوده که چاقو حتی به دسته خودش نیز رحم نکرده!

اعتمادالسطنه با گلایه می نویسد : «زحمت کشیدم کتاب مادام بواری را ترجمه نمودم که متنبه شوند و بدانند انقراض سلطنت به چه خواهد بود، به خلاف نتیجه بخشید از آن گذشته، به ترجمه مفصل سلطنت لویی چهاردهم برآمدم ولی دستور رسید آنها را جمع کنم» (روزنامه خاطرات اعتمادالسطنه...ص 1189)

با آمدن مشروطیت در 1285ش. تنها یک سال، مجالی برای تنفس روزنامه ها پیش آمد اما با به توپ بستن مجلس، محمدعلی شاه همه را توقیف کرد و در اعلامیه ای، مطبوعات را « سرمنشاء فساد» دانست.

میرزاجهانگیرخان به عنوان اولین شهید قافله روزنامه نگاران، قبل از اینکه در باغ شاه به فجیع ترین شکلش کشته شود در صوراسرافیل خطاب به محمدعلی شاه و سانسورچی ها نوشته بود:

«خداوند متعال با آن همه قدرت فائقه اش، دو فرشته بر انسان مامور نکرده تا مراقبش باشند و او را از ارتکاب به گناه و اشتباه باز دارند چه برسد به شما شیاطین...!»

اما دوران رضاشاه اسف انگیزترین دوران تاریخ روزنامه نگاری بود . شهربانی مو از ماست بیرون میکشید و این زمان، چوب، فلک و زندان و کشتن نیز بر توقیف مطبوعات اضافه شد.

هنوز رضاخان بود و رضاشاه نشده بود که با مشت، دندان فلسفی مدیر روزنامه حیات جاوید را شکست! هاشم خان محیط، مدیر روزنامه وطن را قزاقانش به شدت مضروب و حبس کردند (سانسور... خسروی...ص158)

نگاهی به تاریخ اسف انگیز و تلخ روزنامه نگاری در ایران و در صدای معلم

صبا مدیر روزنامه ایران را تنها به جرم نوشتن لطیفه ای در مورد ایل زعفرانلو دستگیر و در میدان مشق، فلک کردند چون ایل زعفرانلو از رضاشاه در جنگ با کلنل پسیان حمایت کرده بودند! و میرزاده عشقی شاعر و مدیر روزنامه قرن بیستم به خاطر مقالاتش در خون خویش غلطید...

فرصت پرداختن به دوره های بعدی نیست اما فقط به این اکتفا می کنم که در دوران پهلوی دوم در اسفند1341بزرگ ترین توقیف مطبوعات تاریخ ایران تا آن زمان رخ داد و 71 نشریه در این سال توقیف شدند.

با انقلاب، برای مدت کوتاهی عرصه برای رشد روزنامه ها پیش آمد اما در طول سال های 58، 59 و 60 در عرض سه سال، 175نشریه توقیف و سه نشریه تعطیل شدند...(حسین زاده، کیهان،1364،ص29)

در عمر 180 ساله روزنامه نگاری، روزنامه ها کودک ماندند چون مجالی برای بلوغ شان پیش نیامد چرا که همیشه نگاه حکومت ها به مطبوعات، نگاه پدرسالارانه و از بالا به پایین بوده و در دوران های بسیاری کوتاه یعنی نقل و انتقال قدرت نیز خودِ روزنامه نگاران بیشتر راه هتاکی و فحاشی را رفته اند تا نقد علمی و شکستن بت های ذهنی مردم...

نگاهی به تاریخ اسف انگیز و تلخ روزنامه نگاری در ایران و در صدای معلم

تصویری روزنامه ایران ما در تهران را آورده ام که به خاطر درج خبری در مورد ظهور فرقه دموکرات با عنوان«انقلاب در تبریز » در مرداد1324 توقیف شده :

نگاهی به تاریخ اسف انگیز و تلخ روزنامه نگاری در ایران و در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به تاریخ اسف انگیز و تلخ روزنامه نگاری در ایران و در صدای معلم

پنج شنبه, 23 بهمن 1404 15:43 خوانده شده: 24 دفعه

در همین زمینه بخوانید: