چاپ کردن این صفحه

« ناترازی عقل ، اخلاق و مسئولیت پذیری در جامعه کلنگی ایران ! »

جاده ها و اتومبیل ها و .... در ایران همه غیر استاندارد و ناایمن هستند جز آدم هایش !

علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

« تنها امیدی که در جهان سوم وجود دارد، امید به بدتر نشدن است.

ما در برکه خودفریبی و خود سوزی اسیر شدیم . جلادان ما از خودمان هستند » .

***

در هفته اخیر فرصتی شد تا چند روزی را از شهر آلوده و غیر قابل تحمل شده « تهران » فاصله بگیرم و اندکی را دور از هیاهوهای ساختگی و بیمارکننده سپری کنم .

رفتار رانندگان ایرانی در جاده ها به وضوح و شفافیت بالا از بسیاری مسائل و چالش ها پرده بر می دارد . خلاف کردن در همه اقشار و طبقات اجتماعی و اقتصادی به یک امر مرسوم و مسری تبدیل شده و « نوع و شیوه ی رانندگی » ارتباط معناداری با طبقه اقتصادی و رفاه اجتماعی جامعه ندارد .

با وجود گذشت بیش از چهار دهه و نیز تبلیغات فراوان هنوز برخی و شاید بسیاری از جاده های پرتردد در ایران اتوبان نیستند و به صورت « دوطرفه » هستند .

در این مسیر چند هزار کیلومتری حتی یک مورد ندیدم که راننده ای برای سبقت از خودروی دیگر در جاده راهنما بزند .

با وجود خطرات بسیار در سر پیچ ها ؛ بسیاری از رانندگان بدون توجه به علایم هشدار دهنده به راحتی و بدون ترس با سرعت بالا سبقت می گرفتند .

مشخص نیست این همه اعتماد به نفس بالا هنگام انجام تخلفات از کجا و چگونه به این رانندگان القاء شده است ؟

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

مقایسه این موقعیت ها به فرض با شرایط پیش آمده در دوران کرونا و آن همه وسواس و حساسیت افراد جامعه در مورد یک بیماری از ترس ابتلاء و مرگ و میر احتمالی کاملا جای تامل و البته تاسف دارد .

مرگ ، مرگ است چه با بیماری باشد و یا با تصادفات و یا هر چیز دیگر .

کته ی قابل تامل این بود که این گونه از رانندگان غالبا در سنین میان سالی بودند و این نوع رانندگی خطرناک و پر ریسک را در حضور « خانواده » انجام می دادند .

در اتوبان ها که در برخی نقاط « دوربین ثبت تخلفات » نصب شده است رانندگان به محض رویت این دوربین ها سرعت خود را کم می کردند و همین که دوربین را پشت سر می گذاشتند همان سرعت بالای پیشین را تکرار می کردند .

در انجام این گونه تخلفات همه گونه مدل اتومبیل مشارکت داشتند . از پراید و تیبا و سمند گرفته تا اتومبیل های گران قیمت چند میلیاردی .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

این نکته  می تواند نشان دهنده ی این مساله باشد که خلاف کردن در همه اقشار و طبقات اجتماعی و اقتصادی به یک امر مرسوم و مسری تبدیل شده و « نوع و شیوه ی رانندگی » ارتباط معناداری با طبقه اقتصادی و رفاه اجتماعی جامعه ندارد . آنان که بر شیپور این توهم بی انتهاء می دمند خود کاتالیزورهای فروپاشی نهایی هستند .

این گزاره از آن جهت مطرح می شود که مدل اتومبیل می تواند تا حد قابل توجهی پایگاه اقتصادی و اجتماعی را نشان دهد و به طور طبیعی انتظار می رود کسانی که اتومبیل های گران تری را سوار می شوند از فرهنگ رانندگی بالاتری برخوردار باشند اما مشاهدات چنین فرضیات و یا گزاره های ذهنی را تایید نمی کند .

بدون تردید یکی از فاکتورهای مهم برای سنجش میزان فرهنگ عمومی همین نحوه ی رانندگی ایرانیان است که به نظر می رسد در این زمینه نمره قابل قبولی نمی گیرند .

در واقع ؛ رانندگان ایرانی چیزی به نام « حقوق شهروندی » و یا « احترام به حقوق مدنی و اساسی دیگران » را  در جغرافیای فکری و ذهنی خویش به رسمیت نمی شناسند و رانندگی آنان نشان از فرهنگ منحط استبداد و انحصار طلبی آنان دارد .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

این وضعیت بد در همراهی با فقدان نظارت و ابزارهای قانونی موثر و مهم تر از آن « نظارت عمومی » تشدید و بدتر می شود و بی قانونی و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران به یک نرم و یا هنجار غالب تبدیل می شود .

استدلال و توجیه تعداد قابل توجهی از همین رانندگان در این زمینه ها قابل توجه است .

آن ها مقصر اصلی در میزان تصادفات و مرگ و میرها و جراحات و ... را که کم تر در جهان قرینه ای دارد به حساب غیراستاندارد بودن جاده ها و یا ناایمن بودن خودروها و چیزهایی از این دست می گذارند .

شکی نیست که در این کشور جاده و اتومبیل هم مثل چیزهای دیگرش است اما درست نیست که برای اصلاح بنیادین یک ناهنجاری فراگیر و کشنده آدرس های غلط داده شود .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

این وضعیت مانند تجویز مسکن برای بیماری است که مبتلا به مرض صعب العلاج شده باشد .

اما نکته ی مهم در این میان که کاملا و به عمد مغفول مانده است مساله « بهداشت روان » است .

راننده ای که به کرات تخلف می کند و به حقوق شهروندی دیگران می خندد دچار اختلالات روانی است .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

اما چرا مجوز رانندگی برای این افراد بیمار صادر می شود ؟ جز آن که نتیجه بگیریم مسئولان و مقامات تصمیم گیر هم مانند خود این ها باشند و جان انسان ها برای آنان ارزشی نداشته باشد ؟

دو سال پیش در یادداشتی نوشتم : ( این جا )

« سوال من این است وقتی راننده ای از نظر مراجع ذی صلاح « پر خطر » شناسایی می شود ؛ چرا به او اجازه  رانندگی می دهند ؟

چرا او را محروم نمی کنند ؟

آیا این موضوع به لحاظ حقوقی خودش نوعی مشارکت و معاونت در تخلفات نیست ؟

چرا برای صدور گواهی نامه رانندگی در کشوری که بنا بر آمار رسمی مراجع ذی ربط حدود ۶۰ درصد مردم دارای افسردگی، اضطراب، وسواس و یکی از اختلالات روانی هستند ( این جا ) ؛ تست غربال گری روانی انجام نمی شود ؟

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

چرا مقامات و تصمیم گیرندگان و صاحبان و شریکان قدرت در این مسائل « حساس » نیستند و از کنار آن به راحتی عبور می کنند ؟

چرا مثل کشورهای غربی و توسعه یافته که این مقامات آن ها را  هر روزه در تریبون ها لعن و نفرین می کنند و آن ها را مسبب بدبختی ملت ایران معرفی می کنند در حالی که دغدغه آن حاکمان آرامش و آسایش مردمانش هست ؛ برای هر فرد شناسنامه اجتماعی (  Social credit  ) صادر نمی کنند تا حساب اجتماعی هر فردی شفاف باشد و به خاطر کسب امتیازات منفی و یا پر خطر از مزایا و حقوق اجتماعی محروم شوند ؟

چگونه است که دادگاه های جمهوری اسلامی ایران فرد و یا افرادی را فقط به خاطر کنش گری و مطالبه گری و نوشتن از حقوق شهروندی و اساسی شان محروم می کنند اما کسی را به خاطر رانندگی پر خطر و بازی کردن با جان دیگر انسان ها محروم نمی کنند  ؟

بخشودگی گاه و بیگاه جرائم معوقه تخلفات رانندگی به مناسبت جشن ها و مناسبت های ملی و دینی از طرف پلیسی که مدعی است کیفیت خودروها در تصادفات و تلفات نقش تعیین کننده دارد چه توجیه منطقی و عقلانی دارد ؟

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

کجای دنیا یک فرد متخلف و متجاوز به حقوق دیگران را می بخشند بدون آن که تغییری در رفتار آن فرد مشکل دار حاصل شده باشد ؟ » .

از آن زمان تاکنون وضعیت تغییری نکرده و رو به سوی وخامت گذاشته است .

واقعیت آن است که جامعه ی ایرانی در کلیت خود به شدت دچار « خوشیفتگی مزمن » است و نقد و نقادی را بر نمی تابد .

تا این هژمونی در جامعه فرهنگ غالب و پیش رونده باشد ؛ نباید انتظار بهبود را داشت .

آنان که بر شیپور این توهم بی انتهاء می دمند خود کاتالیزورهای فروپاشی نهایی هستند .

دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد جاده ها و اتومبیل های غیر استاندارد و ناایمن و عامل انسانی

چهارشنبه, 14 آذر 1403 15:21
2: 2024-12-04 11:51:02
3: چهارشنبه, 14 آذر 1403 11:51
خوانده شده: 645 دفعه

در همین زمینه بخوانید: