آموزش و پرورش و اهمیت آن برای جامعه به منزله قلب تپنده ی پیکر جامعه است و کارآمدی آن به کارآمدی جامعه و کشور منجر می گردد . آدام اسمیت ، اقتصاد دان معروف کلاسیک در مورد نقش و اهمیت آموزش و پرورش چنین می گوید : انسانها با آموزش به سرمایه مبدل می شوند و جامعه می تواند از توان تولید آنها به صورت بهتری بهره مند شود .
همگان خوب می دانند که ریل توسعه از ایستگاه آموزش و پرورش آغاز می شود و این نهاد بزرگترین نهاد مدنی محسوب می شود . آموزش و پرورش در عین حال هم سرمایه ملی است و هم سرمایه ی ملی را بازتولید می کند .
در باب اهمیت و نقش آموزش و پرورش می توان مثنوی هفتاد من نگاشت اما در آستانه تشکیل دولت چهاردهم ، آنچه باید توسط کنشگران و دلسوزان جامعه و کشور مدنظر قرار بگیرد ، نوع نگاه و نگرشی است که در آینده بر بزرگترین و پرجمعیت ترین خانواده ی ایران اسلامی حاکم می گردد .
پرسش اصلی آن است که اگر ساختارها در آموزش و پرورش تعیین شده و حتی بودجه ی آن نیز در حد حقوق پرسنل مشخص شده است ؛ پس نقش وزیر در این وزارتخانه چگونه و تا چه حدی راهگشا و هدایت کننده است ؟
با نگاهی به چهره ها و شخصیت هایی که برای به دست گرفتن سکان وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد شده اند ؛ ضمن احترام برای همه ی آنها ، آقای سید جواد حسینی چهره ای برتر و باتجربه است که در یک فرایند عادی و معمولی مناصب و پست های مختلفی را از معلمی و معاونت مدارس تا معاونت وزارت و سرپرستی آن عهده دار بوده اند .
معجزه ی مدیران موفق در همین عادی بودن و معمولی بودن آنهاست .
سکاندار وزارت آموزش و پرورش باید که از معلمی و به قول معروف : از گچ تخته سیاه خوردن آغاز کرده باشد .
آقای حسینی علاوه بر اینکه تجربه عملی دارند ، دانش آموخته ی جامعه شناسی می باشند . بنابراین دارای دیدگاه جامعه شناسی بوده و همین مورد باعث ادراک بهتر مسایل پرجمعیت ترین جامعه ی ایران و مهارت ادراکی وی برای تحلیل ، تفسیر و تصمیم گیری ها در سطح کلان و ملی می شود .
وزیر آموزش و پرورش هم باید یک تئوری پرداز باشد و هم بر تئوری ها و مکاتب تعلیم و تربیت تسلط داشته باشد و هم در میدان عمل مدیری توانا و هدایت کننده باشد به طوری که بتواند در عمل از خرد جمعی همه ی اندیشمندان حوزه ی تعلیم و تربیت بهره ببرد و در برقراری ارتباط با انجمن های علمی و تشکل های صنفی و مدافع حقوق فرهنگیان و رسانه ها بویژه رسانه های نقاد ، تعامل داشته باشد .
آقای حسینی با نگرشی فرهنگی به نهاد انسان ساز آموزش و پرورش اعتقاد دارند که با نگاه امنیتی نمی توان و نمی شود دردها و آسیب های آموزش و پرورش را حل و فصل نمود و در همین جهت بودند که در دوران سرپرستی وزارت آموزش و پرورش طی نامه ای از همه ی اعضای ستاد و مدیران میانی آموزش و پرورش خواستند که شکایات خود را از رسانه ها و اهالی رسانه پس گرفته و با آنها همکاری و تعامل نمایند .
آقای حسینی در فرایند توجه و تمرکز بر برنامه محوری برای اجرای عدالت آموزشی و تقویت منزلت و معیشت فرهنگیان کاندیدای سکانداری بر وزارت آموزش و پرورش هستند و به خوبی با دردها و آسیب های وزارت آشنایی دارند و می توانند به عنوان درمانگر و طبیبی حاذق ، نسخه های علمی و استانداردی را برای آموزش و پرورش تجویز و اجرایی نمایند .
آقای حسینی به گفتمان دولت چهاردهم ایمان و اعتقاد قلبی دارند و این مولفه ای مهم برای وزیر شدن در وزارت آموزش و پرورش و سایر وزارتخانه ها است زیرا که گفتمان دولت چهاردهم مبتنی بر کار کارشناسی و علمی بوده و بر توسعه و پیشرفت با محوریت نیروی انسانی تاکید دارد ، اما در عین اعتقاد به گفتمان و راهبردهای دولت با رویکردی جامع و کلی به آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد ملی می نگرد و بر حق و حقوق همه ی فرهنگیان و دانش آموزان از یک طرف و تکلیف آنها از سوی دیگر به عنوان دوکفه ی میزان تاکید دارند .
آقای حسینی به استفاده حداکثری از همه ی نخبگان و اندیشمندان در وزارتخانه ی آموزش و پرورش اعتقاد دارند و حذف و نفی بر دایره ی گفتمانی فرهنگ را نمی پسندند و حوزه ی فرهنگ را فراتر و پیشروتر از حوزه ی سیاست و سیاست زدگی می دانند و بنابراین حرمت همه ی فرهنگیان و منتقدان دلسوز را پاس داشته ، تقدم و الویت و ثقیل بودن فرهنگ را بر سیاست زدگی و جناح زدگی در این وزارتخانه ی انسان ساز نهادینه خواهند کرد .
گرچه ساختار نقش تعیین کنندگی در وزارت آموزش و پرورش دارد اما یک کارگزار جامعه شناس و با تجربه و برنامه محور می تواند با دوری از خوانش هژمونیک و آنتا گونیستی در آموزش و پرورش ، نقش ماندگاری در منعطف نمودن ساختار و برجسته نمودن نیروی انسانی به عنوان سوژه ی موثر گام های ماندگاری بردارد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید