چاپ کردن این صفحه

«با آن قانون و با این آیین نامه و با این فرهنگ سازمانی نهادینه شده در مدرسه و ستاد هیچ گاه مفهوم " معلم حرفه ای " در ایران شکل نخواهد گرفت »

وقتی در مورد رتبه بندی معلمان هنوز سوراخ دعا را گم کرده و قصد آموختن هم ندارند !

علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم

نقد و تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد قانون رتبه بندی معلمان و آیین نامه اجرایی و روزمرگی نظام آموزشی

گندم را دزدیده بودند . صدای اعتراض ‌ها بلند شد ...

نان بین مردم پخش کردند اعتراض‌ها خاموش شد!

‏این جماعت فقط به دنبال سیر کردن شکم خود هستند نه گرفتن حق ‌شان !

 برتولت برشت

 

حد عالی و غایی هوش اداری وزارت آموزش و پرورش و ستاد نشینان مستقر و کهنه ی آن در ماجرای رتبه بندی معلمان مشخص شد .

این که یک ضرورت خوب  ، منطقی و لازم را طوری اجرا کردند که بسیاری از معلمان وقتی نام رتبه بندی را می شنوند بی اختیار تنفر و ناامیدی فکر و ذهن آنان را از عملکرد عاملان این طرح لبریز می کند .

چه کسانی در قالب « هیات های ممیزی » معلمان را رتبه بندی کردند ؟

اصلا این هیات ها در آموزش و پرورش وجود خارجی و ملموس دارند ؟

اگر این هیات ها قانونی هستند پس چرا دفتر کار مشخص و یا معینی در ادارات آموزش و پرورش ندارند تا معلمی که فرضا نسبت به عملکرد آنان اعتراضی دارد مستقیم مراجعه کرده و با آنان گفت و گو کند ؟

اعلام شده معلمانی که نسبت به کارنامه ی صادره اعتراض دارند دوباره به پنل کاربری مراجعه و دوباره مستندات را بارگذاری کنند .

اما قرار است کدام مرجع شفاف ، شناسنامه دار و پاسخ گو این اعتراضات را و در کدام ظرف زمانی مورد پژوهش و رسیدگی قرار دهد ؟

نقد و تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد قانون رتبه بندی معلمان و آیین نامه اجرایی و روزمرگی نظام آموزشی

در گفت و گویی که با رضوان حکیم زاده در مورد فرایند رتبه بندی در دانشگاه داشتم به دو مورد مهم اشاره شد.

یکی آن که مبدا رتبه بندی از جایی شروع می شود که آن فرد عضو هیات علمی در آن تدریس می کند و « گروه آموزشی دانشکده » که رئیس آن توسط همان اساتید انتخاب می شود بخش اعظم ارزیابی و سنجش صلاحیت های حرفه ای را انجام می دهد و البته معمولا این نظر تخصصی در مراجع بالاتر تخصصی مورد تایید قرار می گیرد .

و نکته مهم دیگر این که فرآیند رتبه بندی در  دانشگاه کاملا شفاف و تعریف شده و البته پاسخ گو است و فرد داوطلب رتبه بندی غالبا از نتیجه نهایی کار رضایت دارد . وجود نهادهای مستقل و منتخب معلمان مانند « گروه های آموزشی و سازمان نظام معلمی » می تواند شان و جایگاه معلمان را در ابتدا در درون دستگاهی که در آن کار می کنند تعریف و ارتقا دهد و در صورت تاسیس مفهوم « معلم حرفه ای » و الزامات آن که اکنون در نظام آموزشی ایران چنین جایگاهی کاملا بی مسماست شاهد تغییر نگرش و دیدگاه جامعه و نهادهای بیرونی نسبت به آن باشیم .

زمانی که قانون رتبه بندی معلمان تصویب شد ؛ « صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت های متعدد و کارشناسی خود بر این نکته اصرار کرد که در این قانون و نیز آیین نامه ای که بعدا برایش ساختند ، « زیر ساختی » برای اجرا و پردازش تعبیه نشده است .

حتی از اصطلاح هیات های ممیزی من درآوردی استفاده شد .

نکته ی قابل تامل این است که این « صدا » نه در بالا و نه در پایین شنیده نشد .

وزارت آموزش و پرورش ( ستاد نشینان ) و سایر نهادهای هم عرض و فوقانی به شدت تمایل دارند که همه چیز در دست خودشان باشد و نمی خواهند که احیانا نهادی مستقل و مدنی این اقتدار را کم رنگ کند .

بدنه ی آموزش و پرورش ( کف نشینان ) هم مطابق معمول و به دلایل مختلف که مهم ترین آن فقدان حس و تربیت مطالبه گری و کنش گری هدف مند و مستمر است حوصله ، توان و یا شهامت وارد شدن به چنین اموری را ندارند و دوست دارند که همه چیز به صورت آماده در اختیار آنان قرار گیرد .

وقتی می گویم اجرای رتبه بندی معلمان زیر ساخت ندارد اشاره به همان نهاد ارزیاب حرفه ای و پاسخ گو است .

« صدای معلم » در گزارشی به تاریخ 11 بهمن 1398 با عنوان « سرانجام و پس از گذشت 4 سال ؛ شیوه نامه ی اجرایی " آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی " ابلاغ گردید » نوشت : ( این جا )

« سرانجام و پس از گذشت حدود 4 سال از مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش به شماره 914 و تاریخ   29 / 4 / 1394  با عنوان « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » که به تایید ریاست جمهوری اسلامی و رئیس شورای عالی آموزش و پرورش رسیده است ؛ « محسن حاجی میرزایی » وزیر آموزش و پرورش شیوه نامه ی اجرایی این مصوبه را به ادارات کل آموزش‌ و پرورش استان‌ها ابلاغ کرد.

... همچنین مشارکت در تدوین برنامه‌های آموزشی مدارس، مشارکت در استانداردسازی تجهیزات آموزشی، بررسی و تحلیل سوالات و نتایج امتحانات، ترویج فرهنگ خودارزیابی در بین گروه‌های آموزشی، تربیتی و معلمان مدارس، تجزیه و تحلیل عملکرد تحصیلی و تربیتی دانش‌آموزان، نظارت بر عملکرد حرفه‌ای و تخصصی معلمان و مشارکت در فعالیت‌های مرتبط با پیشرفت‌ تحصیلی دانش‌آموزان از دیگر وظایف اعضای گروه‌های آموزشی و تربیتی است.

حرکت از انتصابی بودن سرگروه های آموزشی و غیرپاسخ گو بودن به روش های انتخابی و ارجاع به افکار عمومی گامی است مهم .

« صدای معلم » بارها و در گزارش های متعدد خود و نیز نشست های رسانه ای با وزرای آموزش و پرورش پیشین از عدم اجرای آیین نامه گروه های آموزشی - تربیتی و نیز فقدان شیوه نامه برای اجرای آن انتقاد کرده بود .

و اما پرسش مهم « صدای معلم » در مورد این شیوه نامه آن است که همچنان نقش گروه های آموزشی در کارگروه های ممیزی رتبه بندی معلمان در سطح مناطق ، ادارات کل و ستاد تعریف نشده باقی مانده است .

نقد و تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد قانون رتبه بندی معلمان و آیین نامه اجرایی و روزمرگی نظام آموزشی

همچنین در این شیوه نامه و نیز آیین نامه گروه های آموزشی - تربیتی هیچ گونه اشاره ای به « سازمان نظام معلمی »  و نقش آن به عنوان یک « ارزیاب مهم » نشده است و این یکی از اشکالات مهم و راهبردی آن است .

از آن زمان تاکنون چه تغییری در وضعیت موجود و روزمرگی آن حاصل شده است ؟

آیا اجرای بی کم و کاست « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » مطالبه ی معلمان و کنش گران این حوزره بوده است ؟

آیا معلمان وزارت آموزش و پرورش را مورد عتاب و خطاب  جدی قرار داده اند که چرا این آیین نامه ی مهم توسط همان مرجع صادر کننده « لوث » شده و چرا معلمان به بازی گرفته نمی شوند ؟

بسیاری از معلمان فقط « کلاس درس » خود را می شناسند و حوصله مطالعه و پی گیری چنین اموری را ندارند و برای این کم کاری هم به انواع توجیهات و بهانه متوسل می شوند .

با « نهاد سازی » و « فعالیت تشکیلاتی » معمولا بیگانه اند و فکر می کنند بدون « تحرک اجتماعی » همه چیز در جای خود قرار می گیرد و معجزه ای در وضعیت فلاکت بار آنان رخ می دهد.

نقد و تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد قانون رتبه بندی معلمان و آیین نامه اجرایی و روزمرگی نظام آموزشی

این تفکر پخته خوری و بی تحرکی همراه با چاشنی « تقدیر گرایی و تقلیل گرایی » موجب شده تا به تدریج از صحنه ی تاثیرگذاری بر معادلات اجتماعی و سیاسی حذف شوند و حتی در درون وزارت آموزش و پرورش و جایگاه های قانونی و تاثیرگذار مانند شورای عالی آموزش و پرورش ، شوراهای آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی ، صندوق ذخیره فرهنگیان و اخیرا در همین گروه های آموزشی هم کسی آن ها را به بازی نگیرد و آنان را حساب نکند .

طرفه آن که در رتبه بندی معلمان که باید این امر توسط معلمان خبره و کارکشته و البته منتخب معلمان صورت گیرد توسط هیات های ممیزی نامرئی و فاقد رتبه مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرند . با « نهاد سازی » و « فعالیت تشکیلاتی » معمولا بیگانه اند و فکر می کنند بدون « تحرک اجتماعی » همه چیز در جای خود قرار می گیرد و معجزه ای در وضعیت فلاکت بار آنان رخ می دهد.

چرا نباید کارگروه های تخصصی و حرفه ای معلمان سنجه ها و آیتم ها را خودشان و بر اساس شرایط و مقتضیات کلاس و نظام آموزشی تدوین نکنند و افرادی این فاکتورها را نوشته و نهایی کنند که سر رشته ای از آموزش نداشته و حتی یک ساعت هم در کلاس تدریس نکرده اند ؟

حداکثر کنش اکثریت معلمان هم در حوزه احقاق حقوق و منافع شخصی و فرضا با شکایت به مراجعی مانند دیوان عدالت اداری تعریف می شود بدون آن بخواهند به دنبال ساختن سیستم و یا اصلاح ساز و کارهای آن باشند .

برخی معلمان هم که فکر می کنند در حوزه سیاست زرنگ هستند در مناسک حکومتی مانند انتخابات خود را به جریان های سیاسی آویزان می کنند تا به قول معروف ، گلیم شان را آب بیرون بکشند و در حوزه ی اداری و ستادی به نان و نوایی برسند .

 متاسفانه ؛ این واقعیت امروز آموزش و پرورش ایران است .

نقد و تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد قانون رتبه بندی معلمان و آیین نامه اجرایی و روزمرگی نظام آموزشی

 اما اگر واقعا این سیستم از قبل پایه ریزی شده بود و معلمان در یک فرآیند شفاف و علمی قابل سنجش و دارای بارخورد ارزیابی می شدند آیا باز هم معلمی می توانست جعل سند کرده و با « تقلب » رتبه ی غیر واقعی بگیرد ؟ و بقیه که این کار را نکرده اند احساس کنند که کلاهی بر سرشان رفته و از قافله عقب مانده اند ؟

البته این به آن معنا نیست استادی که فرضا در دانشگاه رتبه « استاد تمامی » را اخذ می کند بدون نقص بوده و کارش عالی ( Perfect ) است . آیا اجرای بی کم و کاست « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » مطالبه ی معلمان و کنش گران این حوزره بوده است ؟

در همین مورد سرپرست وزارت آموزش و پرورش با وجود رزومه ی سنگین و نیز دارا بودن رتبه ی استاد تمامی کافی است که به سطح و محتوای سخنان بدون روتوش ایشان مراجعه نمایید تا متوجه ایراد کار شوید .

مثلا رضا مراد صحرایی سرپرست وزارت آموزش‌ و پرورش در دیدار با فرماندهان بسیج فرهنگیان چنین می گوید : ( این جا )

« همه بخش‌های جامعه باید برشان معلم تمرکز کنند و برای ارتقا آن تلاش نمایند، زیرا معلمی‌ شان پیامبران است و افرایش شأن معلم حال معلم و جامعه را خوب خواهد کرد . »

نقد و تحلیل علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در مورد قانون رتبه بندی معلمان و آیین نامه اجرایی و روزمرگی نظام آموزشی

و یا حرف هایی که ایشان در جمع دانشجو معلمان هرمزگان ایراد کرده است . ( این جا )

با این حال وجود نهادهای مستقل و منتخب معلمان مانند « گروه های آموزشی و سازمان نظام معلمی » می تواند شان و جایگاه معلمان را در ابتدا در درون دستگاهی که در آن کار می کنند تعریف و ارتقا دهد و در صورت تاسیس مفهوم « معلم حرفه ای » و الزامات آن که اکنون در نظام آموزشی ایران چنین جایگاهی کاملا بی مسماست شاهد تغییر نگرش و دیدگاه جامعه و نهادهای بیرونی نسبت به آن باشیم .

یکشنبه, 27 فروردين 1402 22:02 خوانده شده: 459 دفعه

در همین زمینه بخوانید: