سی روز گذشت و کسی نپرسید چه شد، آنان که بر طبل « تعطیلی مدارس » می کوبیدند نپرسیدند چگونه 30 روز گذشت! آیا قتل عام شد؟ آیا اوضاع بدتر شد؟
15 شهریور روزی بود که کسی نمی دانست چگونه باید درهای مدرسه را گشود چون تصمیم قطعی گشودن درهای مدرسه چند روز قبل تر ، توسط وزارت مورد نظر انجام گرفت. یک حرکت عجیب و ناپخته و فوری توسط یک وزارت عریض و طویل و پرخرج و کم بازده.
یکی می گفت نه نمی شود می خواهند مردم را به کشتن بدهند و یکی می گفت نه نمی شود که مدارس تعطیل شوند! به هر صورت کم کم اختیارات بیشتری به خود مدارس و والدین سپردند که تصمیم با خود شما هست.
من به عنوان یکی از معلم ها در یکی از مداس ابتدایی ایران در یکی از روستاهای ایران، نیز مانند معلم های دیگر، سال تحصیلی را شروع کردم. تجربه جدیدی بود، حتی خود مدیر و کادر اجرایی نمی دانستند چه باید بکنند. می خواستند خود را عالم به آنچه مجهول است نشان دهند اما آنچه عیان بود سردرگمی بود.
وقتی این وضع را دیدم و همین طور معلم های دیگر این چنین، متوجه شدیم که باید خودمان روند کار خود را مشخص کرده و تلاش کنیم.
در دو هفته اول نتوانستم نظم آموزشی خوبی برقرار کنم چون دانش آموزان و والدین پس از گفته های مسئولان بی مسئول، سردرگم شده بودند. اکثریت والدین می خواستند فرزند خود را به مدرسه بفرستند. مخصوصا در روستای محل کار من، رغبت والدین به کلاس حضوری بسیار بود. اما سردرگمی از همان ابتدا بین دانش آموزان و والدین مشهود بود.
به هر صورت در دو هفته اول با وجود کش و قوس های حضوری و مجازی کردن دانش آموزان سرانجام با تماس با والدین سردرگم، مشخص گردید که چگونه می خواهند فرزندشان، درس خود را ادامه دهد. بسیاری، آموزش مجازی را می خواستند اما امکانات و توان آن را نداشتند و با تجربه ای که در سال قبل پیدا کرده بودند تا جایی که امکان داشت می خواستند آموزش حضوری را پیگیر باشند.
پس از دو هفته و ثبات اوضاع، بیشتر والدین فرزندان خود را مدرسه می فرستادند و با وجود اینکه اکثریت در برنامه ناشاد عضو بودند اما در عین حال، آن را در این شرایط باز هم آمدن به مدرسه را ترجیح می دادند.
از کلاس 25 نفری من، سه نفر تا کنون وضعیت قطعی خود را مشخص نکرده اند و خبری از آنها نیست که دلایلی مانند فقر یا مشکلات زندگی بانی این وضعیت آنها می باشد و از این میان 4 نفر به طور کامل از طریق مجازی پیگیر درس خود شده اند و در نهایت 18 نفر در دو گروه در روزهای زوج و فرد در مدرسه حاضر می شوند و ساعتی هم در کلاس مجازی حضور پیدا می کنند ( آموزش تلفیقی حضوری – مجازی ). 14 نفر در حال حاضر در فضای مجازی هستند. تقریبا با توجه به روند کنونی تمام دانش آموزان حضوری کلاس، دسترسی به فضای مجازی هم خواهند داشت.
از نظر ساعت آموزش و تدریس، از شنبه تا چهارشنبه تا ساعت یازده و ربع در مدرسه حضوری کار می شود و حدود یک تا دو ساعت در فضای مجازی پیگیری دروس انجام می شود. در حال حاضر باز هم به دلیل سردرگمی ها و نبود برنامه و فکر، بسیاری از دانش آموزان فکر می کنند که اگر حضوری آمدند در مجازی نباید پیگیر درس ها باشند، به شکلی این روند کار برایشان نامانوس هست و قابل هضم نیست و نیاز به زمان دارد.
تا کنون از نظر بیماری در مدرسه 130 نفری ما هیچ گونه اتفاقی نیفتاده است، بیشترین مشکلات در این وضعیت کار با ماسک، در طول چند ساعت می باشد، به عبارتی ، نبود ماسک های مناسب باعث کمبود اکسیژن و ایجاد خستگی برای معلم و دانش آموز می شود و با این وضعیت احتمال بروز مشکلات تنفسی و یا مرتبط با بیماری های تنفسی در آینده وجود دارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید