وزارت آموزش و پروش در آستانهی سال تحصیلی جدید، چارهای جز بازگشایی حضوری مدارس در خود نمیدید؛ از آن روی که در چارچوبها و نظامات حاکم بر وزارتخانهها اصولاً ضوابط و روابطی حاکم است که بیشتر ترجیحشان بر آن است که تصمیمات کوتاهمدت و روزمره را جانشین بلندمدتاندیشی یا قانعکردن افکار عمومی کنند. بدیهی است که خیل عظیم والدین در یک نگاه کوتاهمدت، تعطیلی بلندمدت مدارس را برنتابند؛ مگر آن که اولاً از صحت تحصیل مجازی فرزند خود مطمئن شوند و ثانیاً بر رجحان تعطیلی در برابر خطر بالقوهی کرونا قانع گردند.
آموزش و پرورش ما هنوز نتوانسته در «صحت آموزش مجازی»، کارنامهای قانعکننده ارائه کند؛ نیز مجموعهی مدیریت تصمیمگیر در مقولهی کرونا به دلیل ناهماهنگی و چندصدایی، هنوز قادر به اقناع مردم بر یک سبْک رفتار نیست؛ چرا که همین چند روز پیش سه صدای متفاوت در رسانهها پیچید:
▪️استاندار تهران از کارمندانی که تا کنون دورکاری میکردند، خواست به کار حضوری خود بازگردند؛
▪️انجمن پزشکان متخصص کودک، نامهی هشدار در مورد ابتلای کودکان نوشت و فرمانده ستاد مدیریت کرونای تهران، از موج سوم کرونا بیم داد؛
▪️رییس جمهور به هزار دلیل گفتنی و یا نگفتنی اصرار بر عادیسازی فعالیتها دارد.
به نظر من با این اعلام آموزش و پرورش مبنی بر اختیاری بودن حضور در مدارس باید منصفانه برخورد کرد. این وزارت در شرایط موجود، دیگر چه باید میکرد؟
زمانی که اقلیتی از دانشآموزان و مدارس از زیرساختهای آموزش مجازی برخوردارند و اکثریتی فاقد آن، باید فضای مدرسهها را به نفع کمتر برخورداران خلوت کرد و نه تعطیل. در این صورت توپ ملاحظات پیشگیرانهی بهداشتی زیر پای کسانی است که باید با تصمیمات منسجم و یکپارچه، همهی دیگر حوزههای اجتماعی را در میزان حداکثری مصون از انتقال ویروس کنند.
آیا در حال حاضر این تصمیمات و این صداها با خودشان هماهنگ عمل میکنند؟!
از میانهی مردادماه تقریباً تمام مدارس در اغلب کشورهای اروپایی و نقاطی از امریکا و سراسر کانادا سال تحصیلی جدید را به صورت حضوری کلید زدند. در همهی آن نقاط همچنان حضور نحس کرونا سایهگستر است و اما مدیریتهای یکصدا و اقدامات احتیاطی، سایهای گستردهتر دارند.
داستان برگزاری کنکوری که گذشت و استرسی که شبانهروز بر چندصدهزار دانشآموز و پدر و مادر وارد آمد، چیزی نبود جز نتیجهی چندصدایی و ناهماهنگی و عدم اقناع مردم چشمانتظار.
نمیدانم چرا «چندصدایی» در جامعهی ما معمولاً هنگام تصمیمات مهم و فوری و نیازمند هماهنگی شایعتر است تا زمانهای ضرورتهای «چندصدایی»!
روزنامه اطلاعات