گروه گزارش/

علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش در نشست بررسی همکاری های دو جانبه میان وزارت آموزش و پرورش و بانک ملی گفته است : ( این جا )
« آموزش و پرورش با داشتن ۷۵۰ منطقه آموزشی و پرورشی بستر مناسبی برای فعالیت و ارائه خدمات گسترده به معلمان، دانش آموزان و خانواده هاست » . به نظر می رسد بداهه گویی و ایراد حرف های بی پشتوانه که حتی ممکن است یک کودک دبستانی را بخنداند ؛ به یک رویه و فرهنگ غالب در میان مسئولان و مقامات تبدیل شده است .
وی با اشاره به گستردگی، اثربخشی و اهمیت فعالیت های آموزش و پرورش، افزود: این وزارتخانه پهن پیکرترین دستگاه اجرایی کشور است که بیش از یک میلیون معلم، حدود ۱۶ میلیون دانشآموز و ۳۰ میلیون خانواده و اولیا را در بر میگیرد و دارای ۱۲۳ هزار مدرسه است و خدمات ارائه شده از سوی بانک ملی به این قشر فرهیخته، قابل تحسین و شایسته تقدیر است .
این مجموعه شبکه عظیم رسانهای و آموزشی بوده و می تواند در کوتاهترین زمان ممکن، پل ارتباطی مهمی بین جامعه باشد و با برخورداری از شبکه آموزشی دانش آموز « شاد » ، فرصت ارزشمندی برای توسعه سرمایه اجتماعی ایجاد کرده است که بانک ملی می تواند ضمن مشارکت در توسعه زیرساخت های آن از خدمات این پلتفرم همه گیر بهره مند گردد .

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به تفاهم نامه همکاری های دوجانبه ای که به زودی با حضور وزیر اقتصاد و دارایی منعقد خواهد شد، خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش بزرگترین دستگاه تربیت منابع انسانی است که نیروی انسانی ماهر سایر دستگاهها را تربیت میکند و هر میزان به این مجموعه توجه گردد، ثمرات و فواید آن به کل کشور باز خواهد گشت .
سرمایه اصلی خانوادهها سرمایه گذاری دانشی بر فرزندانشان است و برای موفقیت آنان از هیچ تلاشی فروگذاری نخواهد کرد و خوشبختانه امروز آموزش و پرورش، به عنوان اولویت اول دولت مورد توجه است.
وزیر آموزش و پرورش، نقش بانک ملی را نیز برجسته دانست و گفت: بانک ملی بزرگ ترین شبکه بانکی دولتی کشور است که مخاطبان زیادی دارد و توانسته است با عملکرد خوب، اعتماد عمومی را نسبت به خود بالا ببرد.

به گفته وی، همکاری ما در ساخت و توسعه مدارس بزرگ مقیاس با نام بانک ملی، میتواند سرمایه اجتماعی موجود را توسعه داده و نام این بانک را برجسته تر نماید » .
آن چه بیشتر موجب حیرت و تعجب است آن که وزیر آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان در این نشست بر توسعه نگاه کلان و راهبردی به آموزش و پرورش و بهره مندی از تمامی ظرفیتها برای ارتقای سواد رسانهای و فرهنگ اجتماعی دانشآموزان تأکید کرده است.
مشخص نیست چه ارتباط معناداری میان بانک ملی و ارتقای سواد رسانهای و فرهنگ اجتماعی دانشآموزان از نظر وزیر آموزش و پرورش وجود دارد ؟
آقای کاظمی چگونه می تواند اثبات کند که « شاد » فرصت ارزشمندی برای توسعه سرمایه اجتماعی ایجاد کرده است ؟ و این در حالی است که در نشست خبری پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ، رئیس این پژوهشگاه در پاسخ به پرسش مدیر صدای معلم عنوان کرد ( این جا )

« تقریبا می توانم بگویم در آموزش و پرورش تصمیم کلانی گرفته نمی شود مگر آن که پژوهشگاه پیوست پژوهشی آن را آماده می کند » .
آیا وزیر آموزش و پرورش می تواند توضیح دهد :
این شبکه ی شاد تا چه میزان توانسته حتی خلاء آموزش ناشی از تعطیلی مدارس را جبران کند چه برسد به آن که بخواهد سرمایه اجتماعی را ایجاد و یا ارتقاء بخشد ؟
در مورد عملکرد بانک ملی این پرسش مطرح می شود :
آیا این بانک به عنوان « بانک عامل » فرهنگیان شاغل تا چه میزان توانسته رضایت آنان را جلب کند ؟ و اساسا چه تفاوتی میان این بانک با سایر بانک های مستقر دارد ؟
در این زمینه ؛ « صدای معلم » در گزارشی به تاریخ شنبه 28 خرداد 1395 با عنوان : « تغییر " بانک عامل فرهنگیان " در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد » نوشت : ( این جا )

« اخیرا فاطمه سعیدی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت و گو با رسانه ها پیشنهاد تغییر بانک عامل فرهنگیان را داده است.
ایشان گفته است :
«بودجه آموزش و پرورش در سال جاری، بیش از 30 هزار میلیارد تومان است که البته مبلغ قابل توجهی است. از این مبلغ، بیش از 28 هزار میلیارد آن، مربوط به حقوق و دستمزد معلمان است که از طریق بانک ملی پرداخت می شود و البته بانک ملی، در قبال این مبلغ زیاد، خدماتی ارائه نمی دهد. ... "
به اذعان فرهنگیان و معلمان ؛ با وجود آن که پرداخت حقوق بر عهده بانک ملی ایران است و رقم مورد اشاره مبلغ قابل توجهی را تشکیل می دهد اما متاسفانه خدمات این بانک به فرهنگیان رضایت بخش نیست .
« صدای معلم » در جهت توجه به یکی مطالبات معیشتی معلمان از وزارت آموزش و پرورش انتظار دارد تا این مهم در دستور کار قرار گرفته و هر بانکی ( از جمله بانک ملی ایران ) که در قبال این گردش بزرگ مالی خدمات بهتر و بیشتری را ارائه می دهد به عنوان بانک عامل فرهنگیان منظور گردد » .

اما پرسشی که علیرضا کاظمی باید به آن پاسخ بدهد این است که آیا عملکرد علیرضا کاظمی در مدت 18 ماه تصدی وزارت آموزش و پرورش در دولت مسعود پزشکیان چقدر در افزایش سرمایه اجتماعی در آموزش و پرورش و در میان معلمان موثر بوده است ؟
آیا اساسا معلمان از عملکرد ایشان رضایت دارند ؟ آیا اعتماد عمومی افزایش پیدا کرده است ؟
به نظر می رسد بداهه گویی و ایراد حرف های بی پشتوانه که حتی ممکن است یک کودک دبستانی را بخنداند ؛ به یک رویه و فرهنگ غالب در میان مسئولان و مقامات تبدیل شده است .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
