گروه گزارش/
این روزها زیاد سخن از « حکمرانی خوب » به میان می آید اما به نظر می رسد مسئولان و مقامات آن هم در « حوزه آموزش » یا تعریف دقیق این عبارت را نمی دانند و یا می دانند و به لوازم و مقتضیات آن پای بند نیستند .
به عنوان مثال ؛ « سیدمجتبی هاشمی » مديركل ارزيابی و عملكرد و پاسخ گويی به شكايات وزارت آموزش و پرورش در نشست مجازی رؤسای ادارات ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات با تعريف حكمراني خوب چنین اظهار می دارد :
« حکمرانی خوب، مدیریت منابع یک کشور برای رسیدن به اهداف تعیین شده و ارزشهای متعالی جامعه است.
وی با بیان برخی ویژگیهای حکمرانی خوب نظیر شفافیت فرآیندها؛ پاسخ گویی دستگاههای اجرایی در قبال فعالیتهای خود؛ مشارکت فعال مردم در امور اجتماعی و سیاسی و نیز برابری همه افراد در برابر قانون افزود: توسعه و تقویت نظارت قوی و مستمر نقش موثری در استقرار حکمرانی خوب در آموزش و پرورش کشور دارد. لذا ارزیابی مستمر فعالیتها و برنامهها باید به صورت فرآیندی و پیوسته مورد توجه معاونتها و مراکز در ستاد بوده و در استانها نیز ادارات ارزیابی عملکرد باید نسبت به این موضوع با دقت اهتمام داشته باشند »
در خصوص ویژگیهای اساسی حکمرانی خوب، کمیسیون حقوقی سازمان ملل، طی قطعنامه شماره (6/2000) این ویژگیها را بدین شرح بر می شمارد : ( این جا ):
شفافیت (Transparency)، مسؤولیت (Responsibility)، پاسخ گویی(Accountability)، مشارکت (participation) ، حاکمیت قانون (THE Rule of LOW) و انعطاف پذیری (Resposiveness) .
همچنین در قطعنامه بعدی کمیسیون مذکور (قطعنامه شماره 72/2000) ضمن تاکید بر ویژگیهای بیان شده، حکمرانی خوب را به معنای مشارکت بیشتر به همراه پاسخ گویی افزون تر معرفی نموده است . »
اما نکته ی مهم و قابل تامل آن است که ؛
کاربرد جدید این واژه فقط شامل بازیگران و نهادهای دولت نمیشود؛ بلکه شامل سه نهاد حکومت، جامعه مدنی و بخش خصوصی میشود. از این روی اصطلاح مذکور حکمرانی دولت را در برمیگیرد. اما با درگیر کردن بخش خصوصی و جامعه مدنی از آن فراتر میرود .( 1 )
بر اساس این تعریف علمی و جهانی ؛ نخستین پرسش « صدای معلم » از آقای هاشمی و سایر مقامات و مسئولان آن است که آنان تا چه میزان در جهت توانمند سازی نهادهای مدنی و بخش خصوصی حرکت کرده اند ؟
میزان پاسخ گویی و مسئولیت پذیری اداره ی كل ارزيابی و عملكرد و پاسخگويی به شكايات وزارت آموزش و پرورش در برابر افکار عمومی و ذی نفعان آن چقدر بوده است ؟
تعاریف و نسخه هایی که وزیر آموزش و پرورش و سایر مقامات تحت مدیریت ایشان برای جامعه ی ایران و ذی نفعان آن می پیچند تا چه حد در کاهش « نارضایتی فراگیر معلمان » تاثیر داشته است ؟ و آیا توانسته است بر « سرمایه اجتماعی و اعتماد » آنان به ستاد وزارتخانه بیفزاید ؟
به عنوان مثال ؛
عملکرداداره كل ارزيابی و عملكرد و پاسخ گويی به شكايات وزارت آموزش و پرورش حداقل در یک سال اخیر در موضوعات و موارد زیر چگونه بوده است : تعاریف و نسخه هایی که وزیر آموزش و پرورش و سایر مقامات تحت مدیریت ایشان برای جامعه ی ایران و ذی نفعان آن می پیچند تا چه حد در کاهش « نارضایتی فراگیر معلمان » تاثیر داشته است ؟ و آیا توانسته است بر « سرمایه اجتماعی و اعتماد » آنان به ستاد وزارتخانه بیفزاید ؟
- چالش های ثبت نام
- وضعیت هدایت تحصیلی و این که به موقع صورت می گیرد ؟
- وضعیت سامانه ی ثبت حقوق و بیمه ی معلمان غیردولتی و پس گرفتن آن و یا آن که اجبارا تایید کردن سامانه بدون پرداخت حتی یک روز بیمه و حداقل حقوق دریافتی به معلمان غیردولتی توسط مدیران ؟
- وضعیت شهریه های گزاف در مدارس دولتی و غیردولتی
-رسیدگی به وضعیت اعزام معلمان به خارج از کشور و بررسی عملکرد مرکز بین الملل وزارت آموزش و پرورش در این مورد
و...
( آیا واحد شما به نامه ی خانم لیلا مرادپور که به تازگی در « صدای معلم » منتشر شد پاسخ گو بوده و یا اصلا نیازی برای پاسخ دادن در خود می بیند ؟ ) ( این جا )
پرسش « صدای معلم » از آقای هاشمی آن است که آیا نهاد تحت مدیریت ایشان واقعا در جهت تحقق وظایف تعریف شده برای این نهاد نظارتی و کنترل حرکت می کند و پرسش مهم تر این که چرا معلمان ترجیح می دهند به جای طرح شکایت در این اداره و واحدهای تابعه آن بیشتر از مجاری خارج از حوزه ی آموزش و پرورش پی گیر حقوق و مطالبات قانونی و ضایع شده ی خویش باشند ؟
( 1 )
حکمرانی خوب، بنیان توسعه، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، شماره انتشارات 17، سال 1383ع ص 194.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید