
« سیمین غانم » از جمله خوانندگانی است که او را دیر شناختم ولی از هنگامی که شناختم در جست و جوی صدایش بودهام و راهی برای دیدار و گفت و گو درباره زندگی و کارنامه هنریش.
در دو سه سال اخیر از هر طریق یا واسطهای که می شد تلاش کردم تا فرصت گفت و گویی فراهم شود که به نتیجهای نرسید و به ناچار این نوشتار را بدون این که فرصت دیدار و گفت و گو با او دست دهد مینویسم.
سیمین غانم به تاریخ ۲۲ فروردین سال ۱۳۲۵ خورشیدی در شهر تنکابن (شهسوار) از پدری تهرانی و مادری اهل ساری زاده شد. اشتغال پدر در اداره دارایی و انتقال از تهران به تنکابن باعث شد که سیمین غانم در تنکابن چشم به جهان بگشاید. تا هشت سالگی در این شهر سکونت داشتند تا اینکه مجدد به شهر تهران منتقل شدند. از کودکی میل به آوازخوانی (که میراث خانوادگی اش بود) داشت و در محافل و مجالس خانوادگی یا باغ و بستان میخواند.
آوازخوانی در مدرسه:
نخستین بار صدای آواز سیمین غانم در خارج از جمع خانواده و خویشاوندان در مدرسه و جشنهای مدرسه بود که شنیده شد. در دبیرستان رضاشاه بود که در مسابقات هنری آموزشگاههای کشور در شهر رضاییه شرکت کرد و در رشته آواز در میان ۹۸ نفر شرکتکننده موفق به کسب رتبه اول مسابقات شد.
پس از آن و به سال ۱۳۴۵ در هنرستان عالی موسیقی آموزش دید.

از مدرسه تا تلویزیون ملی ایران:
دختری که خانواده با تصمیم خوانندگی او مخالف بودند و زمینه را برای فعالیت هنری او مساعد نمیدیدند، تصمیم خود را گرفته بود. برای تحقق آنچه که برای آینده خود و ظهور و بروز استعداد ذاتی خویش برگزیده بود، ساز و کاری خانوادهپسند یافت. ازدواج با فردی که هم همدم او باشد و هم یار و همراه و پشتیبانش. از این رو باید تصمیم مهمی برخلاف رویه معمول زمانه میگرفت و آن اینکه خود به خواستگاری مرد خود رود.
سیمین غانم تصمیم خود را علیرغم آن که از خانوادهای با معیارهای معمول و سنتی محسوب میشد عملی کرد و بدینگونه بزرگترین مانع راه آینده خود را برطرف کرد و بعدها ترانه شورانگیز و ماندگار « مرد من » را چنان اجرا کرد که برای همیشه در یادها و خاطره موسیقی ایرانیان به یادگار ماند.
سال ۱۳۴۷ بود که در مسابقه آواز تلویزیون ملی ایران شرکت کرد و با حضور بیش از دوهزار شرکتکننده، در فهرست ۱۵ نفره لیست نهایی انتخاب شد. برای تکمیل و ارتقای فهم و دانش موسیقیایی خود دوره ردیفهای موسیقی سنتی را نزد استاد محمود کریمی طی میکند و به مدت دو سال نیز آموزش نتخوانی و سلفژ را زیر نظر استاد مرتضی حنانه میگذراند.
گفته شده به مناسبت جشن ۱۷ دی سیمین غانم برنامهای اجرا میکند که در آن جشن اشرف پهلوی هم حضور داشت و صدای تحسینبرانگیز سیمین غانم باعث میشود تا او را به تلویزیون ملی ایران معرفی کند.

سیمین غانم در تلوزیون ملی:
گرچه سیمین غانم از ترانه موج خروشان به عنوان نخستین ترانه اجرا شدهاش در تلوزیون یاد میکند ولی در منابع مختلف، نخستین اجرای سیمین غانم از قاب تلوزیون را متعلق به ترانهای با نام « به یاد توام » میدانند که در مهرماه سال ۱۳۴۷ اجرا شده است .
در آبان ۱۳۴۷ به مناسبت زادروز محمدرضاشاه پهلوی پادشاه ایران ترانهای با نام « فرخنده آبان » را با کلامی از شهین حنانه و آهنگ سازی ایرج طاهری اجرا میکند.
سومین اجرای غانم در تلویزیون ملی ترانه « خدایا چرا » است با سرودهای از حسین شاهزیدی و آهنگسازی عباس زندی.
سیمین غانم از تلوزیون ملی تا جشن هنر شیراز:
اجراهای متعدد غانم به همراه دیگر پذیرفتهشدگان کلاس آواز تلویزیون ملی چون هوشمند عقیلی، سیما مافیها، ژاله فرحزادی، سوگل ( پروین روزبانفر ) و همکاری با آهنگسازان و ترانهسرایان نامداری چون عباس زندی، شاملو کاربند، محمود رحمانیپور، حسین یوسفزمانی، شهین حنانه، هما میرافشار، علیرضا طبایی و... بیش از پیش موجب شهرت و اعتبار او شد.
در همان عنفوان جوانی بود که سیمین را به اجرای برنامه در معتبرترین و مشهورترین جشنواره ملی و بینالمللی ایران یعنی جشن هنر شیراز دعوت کردند و او سه بار در این جشن فاخر و پراعتبار با گروهی همچون گروه استاد جلیل شهناز و با شرکت اعضایی چون استاد علیاصغر بهاری و استاد حسین تهرانی آواز خواند.

خوانندگی در برنامه گل های رادیو ملی:
از سال ۱۳۵۱ فصل جدید دیگری در زندگی هنری سیمین غانم گشوده میشود و آن اجرای برنامه در برنامه دورانساز، پر ارج و فاخر « گل ها » و گل های تازه میباشد. برنامهای که به تایید صاحبنظران، عصر طلایی هنر موسیقی و آواز ایران را رقم زد.
سیمین غانم را به سبب الگوبرداری و گاه شباهت صدایش به دلکش خواننده پرآوازه ایران همانند کردهاند ولی همان طور که او خود میگوید در خواندن تحت تاثیر بانو دلکش بوده است و از او آموخته است اما در خوانندگی طریق منحصر به خودش را نیز یافته است و از همین روست که علاوه بر سبک سنتی آواز رو به سبک پاپ هم میآورد و زمان، اثبات کرد که غانم به شایستگی گام در این راه گذاشته است و ترانههایش امضای خاص او را دارند.
میان سال های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ ترانههای اسیر دل، پرنده، قلک چشات، همنفس، جاده برفی، لانه مور، گل گلدون من، چه صبوره دل من، نقطه پایان غم، ابر پاییز، ارمغان بهار، انتظار، سکوت آینه، صدایم کن، مرا رها کن، پرواز ، آمد بهار، بیقرار، چه بخواهی چه نخواهی، با تو خوشم و... را اجرا کرد و آثار خاطرهسازی خلق کرد که برخی از آنها جزو پرفروشترین و محبوبترین ترانه ها در هنگام انتشار و حتی تا به امروز بوده است.
به طور نمونه ترانه « قلک چشات» در نوروز ۱۳۵۲ که سروده سعید دبیری همراه با آهنگ سازی و تنظیم فریبرز لاچینی بود و در شوی جمعهبازار فریدون فروغی اجرا شد، شهرت بیسابقهای برای سیمین غانم به ارمغان آورد.
دیگر ترانه مشهور و فاخر غانم، ترانه « از تو تنها شدم یا گل گلدون من » با کلامی از فرهاد شیبانی و آهنگ سازی و تنظیم فریدون شهبازیان است که در زمستان سال ۱۳۵۲ ضبط شد و در خرداد ۱۳۵۴ در شوی حمید میرمطهری پخش شد.
و اما دیگر ترانه ماندگار سیمین غانم ترانه « مرد من » با سرودهای از ایرج جنتی عطایی و با آهنگسازی و تنظیم بابک بیات است که در نوروز ۱۳۵۵ منتشر شد.
همچنین سیمین غانم دخترخاله تورج شعبان خانی آهنگ ساز ایرانی است و ترانههای لانهمور، چه صبوره دل من و نقطه پایان غم را با هم کار کردهاند.
جایگاه صدا و آواز سیمین غانم در موسیقی ایران:
فرهاد شیبانی ترانهسرا و از همکاران سیمین غانم میگوید: « سیمین علاوه بر توانایی و لطافت صدا، شخصیت شایسته احترام دارد. سیمین، اهل درد است و از آن دست هنرمندانی است که هیچگاه، هنر را وجه المصالحه زندگیاش قرار نداده است.
استاد علی تجویدی معتقد است: « سیمین غانم دارای صدایی شفاف و درخشان و از جهت وسعت صدا، قادر به اجرای آهنگهای ایرانی میباشد. وسعت صدای ایشان برای اجرای نتهای بالاتر از «دو » بین خط سوم و چهارم و « ر» روی خط چهارم با کلید « سل» مقدوراتی را در اختیار آهنگ ساز میگذارد » .
همایون خرم قدرت صدای غانم را از ویژگیهای صدای او میداند و حدود صدای ایشان را « اتاندو » با کلید «سل» و از نت «سل » زیر خط حامل تا نت « ر » روی خط چهارم حامل ذکر میکند، یعنی یک صدای آلتوی کامل.
فریدون شهبازیان آهنگ ساز ترانه گل گلدون من در توصیف صدای سیمین غانم میگوید: « صدای خانم غانم میان خوانندگان زن منحصر به فرد و پرقدرت است و با آنکه از نظر شکل، اندکی شبیه صدای خانم دلکش است، اما طنین آن بیشتر، جذابتر و دلنشینتر از صدای دلکش است » .
بابک بیات آهنگ ساز ترانه مرد من بدین باور است که صدای خانم غانم بسیار خاص و قدرتی عجیب دارد. شخصیت خانم غانم یک شخصیت متفاوت بوده و او آهنگهای سنگین را انتخاب و اجرا میکرد و به همین علت است که کمتر اجرا داشته است. صدای او یک صدای آلتوی کامل و واقعی است و فریادهای او زمان اجرا، گاه در عین دلخراشی، دلنشین است » .
غالب صاحبنظران صدای غانم را پرحجم، رسا و قدرتمند توصیف کردهاند.
مثلث خانه، مدرسه و جامعه:
چگونه سیمین غانم به چنین جایگاهی در عرصه هنر و موسیقی ایرانی رسید؟
اگرچه خانواده غانم به ویژه مادرش با فعالیت هنری او موافق نبودند اما در تربیت و شکلگیری شخصیت متین و خودساخته او نقش مهمی ایفا کردند و غانم با پذیرفتن تعهد و شرایط والدین خود گام در وادی موسیقی گذاشت.
از سوی دیگر سیمین غانم به صفت فردی، شخصیتی آرام، صبور، محجوب با درونمایههای عرفانی و دینی و حتی سنتی و غیر سیاسی میباشد که در عین حال روح خود را به روی تجربههای جدید گشوده نگاه داشت و جسارت انتخاب کردن و بر آنچه که شکوفاندن استعداد خود بود پایفشاری کرد و از اینروست که هم دوستدار اشعار فریدون مشیری است، هم فروغ فرخزاد، هم گوشسپار صدای عبدالوهاب شهیدی است هم عباس مهرپویا. هم اشعار کلاسیک شاعران ایرانی را ارج مینهد، هم اشعار شاعران شعر نو را.
آن هنگام که سیمین غانم تصمیم به حضور در عرصه هنر خوانندگی میگیرد، این مدرسه و سپس هنرستان عالی موسیقی است که از تصمیم و اراده او حمایت میکند و زمینه را برای شکوفایی استعدادش فراهم میسازد.
این بستر برای او در جامعه آن روز ایران از طریق رادیو تلوزیون ملی و جشن هنر شیراز امتداد و استمرار مییابد و ضامن و پشتیبان خواسته و نبوغ هنری او میشود و بدینسان زنی در عرصه هنر آواز ایران ظهور میکند که در کنار دیگر زنان خواننده این دیار، افتخار و نمادی از توانمندی و شایستگی زن ایرانی میشود.
هر نسلی تجربه « خود ویژهای » از زندگی دارد و در عین حال بینیاز از تجربهگیری نیست و اینجاست که دختران ایرانی به شناختن و آموختن از دختران نسلهای پیش از خود در مقام زن ایرانی کنش گر، چه در جایگاه اجتماعی و چه در جایگاه خانوادگی که انتخابگر سرنوشت خویش شدند، نیازمند هستند تا از آن تجربهها و آزمودهها بهره گیرند.
این خوشهچینی از تجارب پیشینیان نه تقلید است و نه اجبار بلکه بر حکم خرد و غریزه آدمی است تا با اراده انتخاب گر خود و با کاستن از هزینههای زیستن در عمر کوتاه خود، کیفیت زندگی را ارتقا بخشد.

خوانندهای که در ایران ماند:
سرنوشت اغلب هنرمندان ایران پس از سال ۵۷ یا اخراج از کار بود، یا بازنشستگی اجباری، یا خانهنشینی، یا مهاجرت اجباری و دوری از وطن و البته گاه توام با بازجویی و حبس و مصادره اموال و فقر و دقمرگ شدن.
سیمین غانم و همنسلانش نیز از خوانندگی و فعالیت محروم و ممنوع الصدا و ممنوع التصویر شدند.
سیمین غانم علیرغم چنین شرایط هنرستیزی تصمیم به ماندن در ایران گرفت و در ایران ماند. بیرون ماندن از ایران را چونان ماهی میداند که خارج از آب افتاده است.
پس از دو دهه ممنوعیت، سیمین غانم در سال ۱۳۷۸ نخستین کنسرت خود را در سینما صحرا که آن هم صرفا مختص زنان بود اجرا کرد. کنسرت و کنسرتهایی که به گفته فرهاد شیبانی « ترانهاش متعلق به من است و من خانم سیمین را به محل کنسرت میرسانم ولی خودم نمیتوانم ترانهای که سرودم گوش کنم! »
سیمین غانم تبلوری از روحیه شکیبا، صبور، پایدار و جست و جو گر و مهرورز ایرانی است. او روحیه سیاسی به مفهوم خاصی ندارد ولی هرگز تسلیم و منفعل نشد. ماند و کوشید و ساخت آن گونه که در توانش بود و حتی از نقش مادریاش غافل نبود و آرزو میکند که مادر همه بچههایی باشد که از مادر محرومند.
سال ۲۰۲۲ ریمیکسی از ترانه سیب سیمین غانم توسط گروه اودزا به نام پشت خورشید منتشر شد که در بازی فیفا ۲۳ و در تیتراژ آغازین کنفرانس جهانی توسعهدهندگان اپل در سال ۲۰۲۲ استفاده شد.
اگرچه در شهریور سال ۱۳۹۲ از سیمین غانم در جشنواره موسیقی تقدیر به عمل آمد ولی در بهمن سال ۱۴۰۳ در واکنش به تقدیم موسیقی جشنواره فجر به ایشان، آن را رد کرد و خواستار رفع محدودیت از زنان هنرمند ایران شد.
او در پیام صوتی خود اعلام کرد جایزهاش را از مردم ایران گرفته است.
تازهترین اجرای سیمین غانم پس از بیش از چهار دهه، خوانندگی در کنسرت هزاردستان در شهر پاریس و فرانکفورت و بدون محدودیتهای جنسیتی در خرداد و تیر ۱۴۰۵ بود.
کارنامه هنری سیمین غانم میراثی معنوی از کوشندگی زنی است که به چارچوبهای متعین تحمیلی تن در نداد و خویش را ساخت آن گونه که میخواست و در این ساختن و شکوفایی و بالندگی، حریم خانواده را نیز پاس داشت و حضور و بروز در خانه و اجتماع را فراتر از قواعد سنت و خواستههای روز، خود تعیین کرد.
نسل سیمین غانم و مانند او پس از دوره مشروطه پیشگام تحول و توسعه و عاملیت و حضور زنان در هنر، فرهنگ و اقتصاد هنر و فرهنگ و دیگر عرصهها بودند و با همه رنج و حرمان و تهدید و تنگناها همچنان بر حقوق خود که حقوق نوع انسان است پای میفشرند و نسل امروز را یاریگر و همراه هستند.
** در این نوشتار از کتاب " گل گلدون من " به کوشش اشرف باقری و نسرین صفوی، گفتگوهای ویدئویی سیمین غانم و صفحات مجازی بهره بردهام.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
