چاپ کردن این صفحه

فاطمه سادات اشرفی زاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم

جایگاه فرهنگ بومی در کتاب های درسی و برنامه های مدارس

جایگاه ادبیات عامیانه و فرهنگ بومی در کتاب های درسی و برنامه های مدارس  فرهنگ عامیانه که از آن به فولکلور ( folklor )  یاد می کنیم . مجموعه ای از آداب و رسوم ، بازی ها  و ادبیّات شفاهی اقوام مختلف است که نشانه های بومی در آنها دیده می شود . ادبیّات شفاهی (  ادبیات عامیانه ) از قرن ها پیش در قالب ، ترانه ، قصّه ، ضرب المثل  و لالایی  بین مردم رواج داشته است که به طور شفاهی نسل به نسل منتقل  شده اند . چون این آثار از ذهن توده مردم برمی خاست ، به ادبیّات عامه شهرت دارند .

در هر سرزمین بنا به شرایط اقلیمی ، وضعیت معیشتی و باورهای مردم ، فرهنگ بومی ویژه ای شکل می گرفت . قصه هایی که  سینه به سینه روایت می شد و ترانه هایی که  مردم در شالیزارها  ، کوچ عشایر ، کنار دارِ قالی و در آیین های خود زمزمه می کردند ، افکار و آرزوهای  مردمی را نشان می دهد که احساسات خود را  با زبانی  ساده و بی پیرایه بیان کرده اند . این آثار بخشی از میراث فرهنگی ملّت هاست که خاستگاه و خالقان اصلی آنها ناشناخته هستند .  

درکشور پهناور ایران به دلیل وجود اقوام گوناگون و تنوّع فرهنگ ها و گویش ها ، حوزه فرهنگ و ادبیّات بومی ، غنی است .

 با تحلیل ادبیات شفاهی اقوام می توان درباره  شاخصه های فرهنگی و اجتماعی آنها اطّلاعاتی کسب کرد .

معرفی فرهنگ بومی به نوجوانان و ایجاد فضایی مناسب جهت پژوهش در این زمینه ، هدفی ارزشمند است که می تواند از مدرسه آغاز شود . آموزش و پرورش  ، دانشگاه ها ، میراث فرهنگی و گردشگری ، کتابخانه های عمومی و مراکز فرهنگی در شناسایی این آثار  به جوانان می توانند نقش مؤثری داشته باشند .

کتاب های درسی رکن مهمی از نظام آموزشی را تشکیل می دهند . محتوای این کتاب ها در دانش افزایی و هدایت دانش آموزان به رشته تحصیلی تاثیرگذارست .

 

فرهنگ بومی در کتاب های  ابتدایی

در کتاب های ( خوانداری ) و  ( نوشتاری )  مقطع ابتدایی  یک یا دو « درس آزاد » بدون متن  وجود دارد که دانش آموزان با راهنمایی آموزگار خود مطالبی شامل یک متن و سؤالات درک مفهوم تهیه می کنند و در آن صفحات می نویسند . دروس آزاد در فصل های ( ایران عزیز ) ، ( هنر و ادب ) ، ( نام آوران ) ، ( آداب زندگی ) و ( فرهنگ بومی ) آمده است . دانش آموزان متنی  متناسب با محتوای فصل تهیه  و  از  آن متن ، سوالات درک مفهوم ، نگارشی و املایی استخراج می کنند . بدین ترتیب دانش آموزان با راهنمایی آموزگار خود  در تالیف یک درس از کتاب ، مشارکت می کنند .

این بخش  فرصت خوبی است تا دانش آموزان در زمینه آثار باستانی ، شخصیت های برجسته میهنی ، ادبیات بومی و تاریخ و جغرافیای زادگاه خود  اطّلاعاتی کسب کنند . شیوه های متنوعی در تدریس « درس آزاد »  وجود دارد . در سال های اول  و دوم ابتدایی ، جمله سازی  و پس از آن بند نویسی ، متناسب با محتوای فصل کتاب ، روش مناسبی است . جمله هایی که دانش آموزان ساخته اند ، آموزگار بر تابلو می نویسد و با مشارکت بچه ها از جمله های مرتبط تعدادی انتخاب می شوند و  دانش آموزان با آن جمله ها برای هر موضوع یک بند می نویسند .

در سال های بالاتر دانش آموزان می توانند حکایت ها  ، لالایی ها ، اشعار  یا  ضرب المثل های شفاهی را از بزرگان خانواده جمع آوری کنند و به نگارش در بیاورند و یا یک مکان تاریخی شهر خود را  با راهنمایی آموزگار معرفی کنند . این کار به تقویت نگارش دانش آموزان نیز کمک می کند .

گاه آموزگار یک متن درس آزاد را  آماده می کند و شیوه طرح پرسش های درک مفهوم  را به شکل خلاصه به دانش آموزان آموزش می دهد تا آنها در انجام کار  مهارتی کسب کنند . سپس  از دانش آموزان می خواهد یک فعالیت مشابه آنچه در کلاس مشاهده کردند ، به طور انفرادی یا گروهی انجام دهند .

بدیهی است از دانش آموز مقطع ابتدایی انتظار کار پژوهشی در حد دبیرستان نداریم . دانش آموز در تهیه  قصه ، شعر محلی ، آداب و رسوم  یا معرفی یک شخصیت به همکاری والدین یا آموزگار نیاز دارد اما  اگر خود نوجوان در جمع آوری اطلاعات از طریق جست و جوی اینترنتی ، مراجعه به کتاب و یا پرسش از دیگران نقشی داشته باشد ، یادگیری بهتر صورت می گیرد . دانش آموزی که با شنیدن یک قصه عامیانه  یا آداب و رسوم از زبان مادربزرگ ، آن را  به شکل مکتوب ، بازنویسی می کند ، یک تجربه عملی کسب می کند که تاثیرش از رونویسی های تکراری به مراتب ، بیشتر است .

اگر این بازنویسی ها ،کاستی هایی هم داشته باشد با راهنمایی آموزگار ، تصحیح  می شوند . آنچه اهمیت دارد تلاش دانش آموز است که در یک فعالیت عملی مشارکت کند . « کوشش بیهوده  به از خفتگی »

در بعضی مدارس این درس با شیوه سنتی جزوه نویسی اجرا می شود .بدین ترتیب که آموزگار یک متن آماده شده  همراه تمرینات درک مفهومی و پاسخ های آن را در  اختیار دانش آموزان قرار می دهند تا  یک متن  واحد  و  پرسش های آن را در صفحه درس آزاد  به طور یکسان بنویسند .

در این شیوه دانش آموزان در جمع آوری اطّلاعات هیچ مشارکتی ندارند  و تفکّر و خلاقیّت آنان  به کار گرفته نمی شود . هدف از  درس آزاد ،  تنها ثبت یک متن یکسان و املا  و سوالات درک مفهومی یکسان نیست . در بعضی کلاس ها دانش آموزان در حد توان خود ، اطّلاعاتی جمع آوری می کنند ولی در نهایت فقط متنی را که آموزگار آماده کرده است ، در کتاب های خود باید ثبت  کنند  و گاه حتی فرصت بررسی کار بچه ها هم  در کلاس فراهم  نمی شود .

در این مواقع ، دانش آموزانی که یک متن و سوالات آن را جمع آوری کرده و دل خوش کرده اند ، تا با تایید معلم آن را  در صفحه کتاب خود ثبت کنند ، تلاش خود را بیهوده می پندارند و دلسرد می شوند .

اغلب آموزگاران و دانش آموزان به شیوه  جزوه نویسی  و یک دست نویسی عادت کرده اند . ظاهرا آموزگاران برای سهولت در تدریس ، ترجیح می دهند یک متن واحد با پرسش ها و پاسخ های یکسان به دانش آموزان ارائه دهند .

سال هاست به این شیوه عادت کرده ایم  و  از هر تغییری که وقت بیشتری را بگیرد ، استقبال نمی کنیم !

                ده بار از این راه بدین خانه برفتید            یک بار  از این خانه بر این بام برآیید

 

تدریس امری پویا  و تنوع پذیرست . با ابتکار عمل  می توان شیوه های جدید را  - لااقل در تدریس یک درس -  تجربه کرد . گاه  اجرای روش های جدید ، تجربه های سودمندی را به ما می دهد که به بهبود شرایط تدریس کمک می کند .

عواملی چون حجم زیاد کتاب های درسی ، تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس ها و کمبود امکانات  آموزشی در مدارس ، فرصت ابتکار را از معلم سلب کرده است . اغلب ما نگران تمام کردن کتاب و برگزاری آزمون ها  هستیم .

از طرفی مدیریت کلاس ، زمانی که چندین موضوع  برای درس آزاد ، ارائه  شود ، دشوار تر از زمانی است که یک موضوع واحد ارائه می گردد . با همه اینها می شود « چشم ها را شست و جور دیگر دید » اگر در  تدریس « درس  آزاد » به جای یک متن واحد ، چند متن  با تمرینات متنوع در کلاس مطرح شود ، دانش آموزان به جای این که در باره یک موضوع اطّلاعاتی کسب کنند ، با چند موضوع  و  سوالات درک مفهومی بیشتری آشنا می شوند . وقتی دانش آموزان در گروه  های سه چهار نفره ، در باره یک موضوع تحقیق و مطالبی را  آماده کنند ، نوعی همفکری و مشارکت ایجاد می شود  و هر گروه می تواند اطّلاعاتی در باره موضوع گروه دیگر کسب کند .

بدیهی است انجام این تکالیف در یک جلسه ممکن نیست و این درس نسبت به سایر دروس ، زمان بیشتری را طلب می کند ، از این رو  می توان برای انجام  آن دو سه هفته فرصت داد و در این فاصله درس های دیگر را  تدریس کرد . اجرای چنین برنامه هایی ، به ابتکار آموزگار و مدیریت زمان نیز بستگی دارد . 

درس آزاد  موقعیتی برای رشد خلاقیّت دانش آموزان  فراهم کرده است تا در حد توان خود مطالبی را در باره موضوعات ملی و بومی تهیه کنند حال که برنامه درسی چنین فرصتی را در اختیار نوجوانان  قرار داده است ، این فرصت را از آنان نگیریم .

جایگاه ادبیات عامیانه و فرهنگ بومی در کتاب های درسی و برنامه های مدارس

فرهنگ بومی در  کتاب های  متوسطه اوّل

در دوره متوسطه اول  درس آزاد در  کتاب فارسی ، فصل ادبیّات بومی  آمده است و  تعلیقات آن شامل « خودارزیابی ، دانش زبانی ، فعالیت نوشتاری ، حکایت و روان خوانی »  می باشد . با توجه به این که دانش آموزان این مقطع  تجربه درس آزاد را  از دوره ابتدایی کسب کرده اند ، برای فعالیت پژوهشی ، توانایی بیشتری دارند و  به صورت انفرادی یا گروهی می توانند علاوه بر فرهنگ بومی ،  در زمینه یک اثر تاریخی ، وضعیت جغرافیایی ، جاذبه گردشگری ، صنایع دستی و سوغات محلی نیز  مطالبی را جمع آوری کنند . در این دوره  با کمک دبیر ،  ابتدا  طرح اولیه ای  برای انجام تحقیق ، به دانش آموزان ارائه می شود تا شیوه و مراحل اجرای کار تعیین گردد . ابتکار معلمان در راهنمایی دانش آموزان  به استفاده صحیح از  این فرصت ،  نقش مهمی در ارائه درس آزاد و دانش افزایی نوجوانان دارد . هر چند که امکانات مدارس نیز در کیفیت اجرای این برنامه مؤثر است . در این مقطع  گروه های دانش آموزی  در باره یک موضوع  با استفاده از کتاب های مرجع ، مصاحبه با صاحبان حرفه های سنتی و جمع آوری اشعار  و قصه های بومی اطّلاعاتی جمع آوری می کنند و به صورت مکتوب یا به صورت فایل الکترونیکی ارائه می دهند . در بعضی مدارس ، دانش آموزان  با الهام از محتوای این درس ،  نمایشگاهی از صنایع دستی ، پوشاک و غذاهای محلی نیز  برپا  می کنند . این فعالیت علاوه  بر تجربه کار جمعی ، به دانش افزایی آنها  نیز کمک می کند .

کتاب های متوسطه دوم در حال حاضر ، درس آزاد ندارند باید دید سال آینده برای اولین دوره متوسطه دوم  ، درس آزاد  پیش بینی شده است یا خیر ؟

 

فرهنگ بومی در برنامه های پرورشی مدارس

معاونین پرورشی ، مجری برنامه های فرهنگی و هنری در مدارس هستند . برنامه هایی چون مسابقات قرآن و معارف  و مسابقات فرهنگی (  اجرای  سرود ، نشریه الکترونیک ، نمایش ، کتابخوانی و برنامه هایی به مناسبت اعیاد مذهبی ) بخشی از برنامه های  مدارس هستند که بر اساس  بخشنامه های معاونت پرورشی  اجرا  می شوند .

در میان این برنامه ها ، موضوعات مربوط به فرهنگ بومی جای چندانی ندارند . حوزه معاونت پرورشی ، با اختیاراتی که در اجرای برنامه های فرهنگی – هنری دارد ، می تواند برنامه هایی را با محوریت فرهنگ و جغرافیای بومی برگزار کند .

هر چند حجم برنامه های سفارشی  این حوزه ، آن قدر زیاد است که فرصت اجرای برنامه های ابتکاری را از معاونین پرورشی گرفته است . گاه فرصت اجرای تمام بخشنامه های پرورشی هم  برایشان مقدور نیست . در هر صورت به قصد تنوع در برنامه های فرهنگی مدارس ، می توان زمینه توجه به مسائل بومی را  فراهم کرد .

برگزاری جلسات شعرخوانی ( محلی و فارسی )  ، اجرای سرودهای محلی ، مسابقاتی در قالب عکس و فیلم ، پژوهش در حوزه میراث فرهنگی ، تاریخ و جفرافیای بومی ، بازدید از موزه ها و  اماکن تاریخی ، تشویق نوجوانان به معرفی جاذبه های گردشگری و صنایع دستی ، موجب ترغیب آنها به حوزه فرهنگ بومی می شود .

در انجام این فعالیت ها ، مشورت  با دبیران تاریخ ، جغرافیا و ادبیات می تواند مفید باشد . همچنین مناسبت هایی چون هفته پژوهش ، هفته کتاب ، روز جهانی گردشگری  و.... فرصت های مناسبی هستند که برنامه هایی با محوریت فرهنگ و جغرافیای بومی  برگزار کنیم .

بسیاری از  جوانان ما از تاریخ  و پیشینه فرهنگی زادگاه خود اطّلاع چندانی ندارند ؛ شعر و موسیقی آن را نمی شناسند و با هنرهای بومی سرزمین خود بیگانه اند . این نقصان ، ریشه در کودکی و نوجوانی دارد که زمینه شناخت وآگاهی برای آنها فراهم نشده است .

برای آگاهی از تمدن و فرهنگ ایران زمین ، نیازمند آشنایی  با میراث فرهنگی و ادبیّات بومی کشور خود هستیم . این آثار ، بخشی از تاریخ شفاهی مردم  این دیار هستند که از آنها  صدای لالایی ها ، شور وطن دوستی و آزادگی موج می زند . نغمه دل انگیز سازهای اقوام همراه با  ترانه هایی که از دل برمی خاستند ، احساسات بی آلایش مردمی را نشان می دهند که اگر تلخکامی ها داشته و مرارت ها کشیده اند ، ناامید نگشتند و به  وطن خود عشق می ورزیدند .

مردمی که  آرش وار  حریم میهن  را پاسداری کردند و در ترانه ها و قصه های خود ، آرزوی نیک خواهی را  به تصویر کشیده اند . حفظ این آثار ، ارج نهادن به تلاش مردمانی است که احساسات خود را  نسبت به این سرزمین  و آبادانی آن بیان کرده اند .

اگر چه   بی پیرایه گفته اند اما  چون سخن از دل برخاسته است ، لاجرم بر دل می نشیند .     

یکشنبه, 16 اسفند 1394 19:34 خوانده شده: 99146 دفعه

در همین زمینه بخوانید: