
مراسم صبحگاهی در مدارس ابتدایی غیرانتفاعی گونه ای دیگر است ؛ حتی در برخی مدارس به سوی مراسم با سطح پایین ، زننده و مغایر با ارزش های انسانی به ویژه معلمی گرایش دارد اما در مدارس ابتدایی دولتی داستان دیگری در جریان است.
در اکثر این مدارس ؛ مراسم صبحگاهی سالهاست که با همان شکل آشنا یعنی صفهای منظم نظامی ، فرمان « از جلو نظام » برگزار میشود. ایستادن طولانی و بیحرکت، و بعد ده تا پانزده دقیقه نصیحت از زبان مدیر یا ناظم. بچهها خستهاند، پاهایشان بیحس میشود، و اگر کوچکترین حرکتی بکنند تذکر میشنوند. این تصویر آنقدر تکراری شده که کمتر کسی دربارهاش تردید میکند. اما وقتی از زاویه رشد کودک نگاه کنیم، این شیوه بیشتر شبیه یک عادت شرطی شده به سبک شرطی کلاسیک و یا کنش گر باقیمانده است تا روش تربیتی هوشمندانه.

کودکان شش تا دوازده ساله هنوز بدن و ذهن شان برای ایستادن طولانی و گوش دادن منفعل طراحی نشده. دامنه توجه شان کوتاه است و حرکت برایشان نه حواسپرتی، بلکه راهی برای تنظیم انرژی و تمرکز است. وقتی آنان را مجبور میکنیم دهها دقیقه بیحرکت بایستند و بعد در همان حال خسته به سخنرانی گوش دهند، عملاً خلاف جهت رشد طبیعیشان حرکت کردهایم. پژوهشهایی که به رابطه حرکت و عملکرد شناختی پرداختهاند، بارها نشان دادهاند که بیحرکتی طولانی در این سن توجه را کاهش میدهد و آمادگی یادگیری را پایین میآورد. باید بپذیریم که روش فعلی مراسم صیحگاهی در اکثریت مدارس دولتی با نیازها و ظرفیتهای کودکان ابتدایی همخوانی ندارد.
جالب اینجاست که همان نظم ظاهری که مراسم به دنبالش است، اغلب با روشهای فعالتر و کوتاهتر بهتر حاصل میشود.
سبک اقتدارگرایانه این مراسم هم مسالهساز است. فرمان دادن، صف کردن نظامی و واکنش تند به حرکات طبیعی؛ و انجام آن ها توسط دانش آموزان بیشتر بر ترس از تذکر تکیه دارد تا درونیکردن ارزشها.
مطالعات مربوط به سبکهای تربیتی نشان میدهد که کنترل سختگیرانه بیرونی معمولاً انگیزه درونی را تضعیف میکند و گاهی اضطراب یا مقاومت پنهان ایجاد میکند. دانش آموز یاد میگیرد که اطاعت ظاهری مهم است، نه اینکه چرا باید منظم باشد یا چرا احترام ارزش دارد در صورتی که ارزشهای اخلاقی وقتی بهتر جذب میشوند که دانش آموز در آنها مشارکت کند، نه اینکه فقط شنونده باشد.

نتیجه این نوع برگزاری مراسم صبحگاهی ، اغلب خستگی جسمی، کسالت ذهنی و تداعی ناخوشایند از شروع روز است. زمانی که میتوانست صرف یک فعالیت کوتاه حرکتی شاد و انرژی بخش، یک داستان تعاملی یا حتی چند دقیقه گفتوگوی ساده شود، صرف حفظ ظاهر نظم میشود. حتی اگر چند جملهای از نصیحتها در ذهن بعضی بچهها بماند، هزینه آن در مقایسه با افت انرژی و کاهش حس تعلق، بالا به نظر میرسد.
از این رو مراسم صبحگاهی سنتی در مدارس ابتدایی ایران، با وجود نیت تربیتی، به دلیل ناسازگاری با نیازهای رشدی کودکان، بیشتر به ابزاری برای کنترل ظاهری تبدیل شده تا بستر واقعی تربیت و پرورش.
تغییر به سمت مراسم کوتاه، حرکتی و مشارکتی نه تنها نظم و ارزشها را حفظ میکند، بلکه حس تعلق و انگیزه درونی را نیز تقویت مینماید. مدارس میتوانند با اجرای تدریجی این تغییرات و ارزیابی بازخورد دانشآموزان و معلمان، فضای آغاز روز را از منبع خستگی به منبع انرژی و ارتباط تبدیل کنند.جایگزینهای مؤثر باید کوتاه (۸ تا ۱۰ دقیقه)، فعال، مشارکتی و انرژیبخش باشند.

ساختار پیشنهادی برای دوره ابتدایی می تواند به صورت زیر باشد:
- جمع شدن سریع و غیرنظامی در گروههای کلاسی با فاصله راحت (۱–۲ دقیقه).
- فعالیت حرکتی کوتاه و هماهنگ مانند حرکات کششی، دستزدن ریتمیک یا بازیهای تقلیدی ساده (۲–۳ دقیقه).
- بخش تعاملی کوتاه شامل داستان خیلی کوتاه، نمایش دانشآموزی یا پرسش و پاسخ ساده درباره یک ارزش اخلاقی (۳–۴ دقیقه).
- پایان مثبت با تشویق جمعی و حرکت پرانرژی به سمت کلاس (۱ دقیقه).
این ساختار نظم را از طریق فعالیت گروهی حفظ میکند، ارزشها را از مسیر تجربه منتقل میسازد و حس تعلق را با دادن نقش واقعی به دانشآموزان تقویت میکند. پژوهشها درباره شروعهای فعال روز و « استراحتهای مغزی » نشان میدهند که چنین رویکردهایی توجه، خلق مثبت و آمادگی یادگیری را بهبود میبخشند.
تغییر این عادت قدیمی آسان نیست، چون به سنت گره خورده و اجرایش ساده به نظر نمیرسد. اما اگر هدف واقعی « تربیت » باشد نه فقط « کنترل لحظهای »، باید بپذیریم که روش فعلی مراسم صیحگاهی در اکثریت مدارس دولتی با نیازها و ظرفیتهای کودکان ابتدایی همخوانی ندارد.
شروع روز میتواند انرژیبخش باشد، نه خستهکننده. و ارزشها را میتوان طوری منتقل کرد که کودک احساس کند بخشی از آنهاست، نه مخاطب همیشگی نصیحت.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
