0- ورود به سخن
برای محک زدن عیار و سنجه دولت سیزدهم که با کلیدواژه «عدالت» به طور عام و «عدالت آموزشی» به طور اخص شروع به کار کرده حذف سهمیه های غیرعادلانه کنکور که خواب و خوراک را از بی سهمیه ها گرفته است و به نوعی در سیستم آموزشی کشور نهادینه شده می تواند استارت خوبی برای نشان دادن عدالت آموزشی و در راستای زدودن و یا حداقل کم رنگ کردن تبعیض آموزشی در سال آتی باشد.
«اجرای عدالت» که این روزها تکیه کلام و لقلقه زبان مسئولین جدیدالانتصاب و جدیدالانتخاب شده با حذف سهمیه های کنکور در همه مقاطع می تواند در حیطه آموزش شکل عملی به خود بگیرد.
شاید هنوز هم دیر نباشد که ایمان بیاوریم به آغاز واقعی فصل عدالت آموزشی و کنکور را مساوی قسمت کنیم و سهم همه را بدهیم و دست از پاداش دادن و هزینه کردن از دانشگاه که دروازه ورود به توسعه نام گرفته برای آنهایی که به زعم ما خدمات دلخواه ما را به نحو احسن انجام می دهند برداریم و دید خود به ورود به دانشگاه به عنوان جایزه برای قهرمانان و دیه و جبران خسارت برای قربانیان و بازماندگان بلایای بشری و طبیعی و حتی اعطای سهمیه شاهد یا ایثارگر برای ورود به دانشگاه و تحصیلات تکمیلی به بازماندگان سوانح ساخت بشر که به طور مستقیم یا غیرمستقیم نتیجه بی کفایتی و سوء مدیریت مدیران و مسئولین حکومت است یا حتی هزینه کردن از دانشگاه برای آرام کردن و بستن دهان قربانیان و بازماندگان اعتراضات مدنی یا معترضان به این بی کفایتی ها عوض کنیم و آن را برای آنهایی که شایستگی اش را دارند رزرو کنیم و حداکثر تلاشمان این باشد که بهترین ها در دانشگاه ها تحصیل و تحقیق کنند تا اندکی به شایسته سالاری و گردش نخبگان و کند کردن سرعت کوچ آنها کمک کنیم و به بالا نگه داشتن استاندار علمی کشور که تنها در دهان ها و در حد شعار و صدا مانده نزدیک شویم که این، هم به مصلحت کشور است، هم عین عدالت آموزشی است و هم به حفظ و بالا بردن شان و مقام و احترام سهمیه داران مخصوصا خانواده شهدا، آزادگان، ایثارگران و خادمان واقعی کشور کمک خواهد کرد.
انتظار می رفت و انتظار به جایی هم بود که در نطق وزرای پیشنهادی در صحن مجلس خاصه وزیران پیشنهادی آموزش و پرورش، علوم تحقیقات و فناوری و بهداشت و درمان و آموزش پزشکی حداقل اشاره مختصری به معضل سهمیه ها در کنکور که پاشنه آشیل (چشم اسفندیار) این آزمون است شود و درباره روش های هرس کردن علف های هرز کنکور از جمله سهمیه ها بحث شود. اما این اتفاق نیفتاد. کسی از وزرا و نمایندگان درباره جراحی روی این دمل چرکین و درآوردن این دندان فاسد بر پیکره کنکور یا ترمیم و اصلاح آن سخنی به میان نیاورد و همه خود را به آن راه زدند و انگار نه انگار که سرنوشت نزدیک به یک و نیم میلیون نفر از جمعیت کشور برایشان محلی از اعراب دارد. اما حتی بچه دبیرستانی ها هم متوجه شدند که هر جا پای منافع شخصی «آنها» در میان باشد و پا روی دمشان گذاشته شود به سرعت عکس العمل نشان می دهند و شاخک هایشان به سرعت تکان می خورد و منافع کشور و ملت برایشان کمترین اهمیت را پیدا می کند. پس موردی نداشت که به مساله ای بپردازند که با منافع آنها اصطکاک و تضاد داشت و با علایق آنها در تعارض بود و دل کندن و از دست دادنش بسی برایشان گران و سخت است. آنها دوست نداشتند دست روی این جای حساس گذاشته شود و این نعمت نظام داده را از دست بدهند و حاضر نیستند به خاطر کشور و مردم اندکی از منافع و خواسته های غیرمعمول و غیرمعقول خود کوتاه بیایند.
همچنین نطق های نمایندگان و وزرا در جلسات بررسی صلاحیت وزیران کابینه سیزدهم که بیشتر با کلی گویی و شعاری و تعریف و تمجیدهای غیرقابل تفسیر و حرف های غیر تخصصی همراه بود «عیب و هنر نهفته» و نیت آنها را تا حد زیادی هویدا کرد. لذا به نظر نمی رسد دولت جدید مایل باشد کاری در این زمینه انجام دهد و با ریسک کردن روی این مسئله سهامداران خود را دلخور کند. حتی می توان انتظار داشت که در صدد تقویت چندباره سهمیه ها بیایند.
شاید یکی از این نشانه های این امر را باید در انتصاب امیرحسین قاضی زاده هاشمی نماینده سابق مشهد و کلات به سمت ریاست سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران جست و جو کرد. قاضی زاده در مقابل مخالفان استعفایش از نمایندگی مجلس و قبول ریاست بنیاد شهید گفت: «قوانین ایثارگری نیاز به پالایش دارد، برخی از قوانین باید تکمیل شوند. جامعه هدف ما ۱۲ میلیون نفر است اما امروز کمتر از ۳ میلیون نفر خدمات دریافت می کنند، جانبازان زیر ۲۵ درصد و رزمندگان نیز سهمی از این خدمات ندارند.»
او همچنین گفت: «بعد از گذشت ۴۰ سال از عمر انقلاب، خانواده شهدا و ایثارگران باید تاج افتخار ما باشند نه آنکه از مسائل حداقلی آنها صحبت کنیم، در گام نخست رویکرد سازمان باید تغییر اساسی کند و این سازمان باید یک نهاد حقوقی شود نباید مستقیما در مسائل درگیر باشد بلکه باید پشتیبان قوی ایثارگران برای احیای حقوق آنها باشد. در هر نهادی و دستگاهی که ایثارگران به مشکل خوردند یک وکیل قوی از سازمان باید به یاری آنها برود. در گام بعدی این سازمان باید به یک نهاد راهبردی تبدیل شود یعنی سازمانی که مرجعیت سازی می کند باید یک شجره برای فرزندان شهدا و نسل شهدا ایجاد شود، یک فرزند شهید به خود افتخار کند و جامعه به احترام او بایستد.»
بدون اینکه به جزئیات، نوع و نحوه اعمال سهمیه های ناعادلانه بپردازیم تنها به یک تناقض و پارادوکس آشکار در آزمون کنکور اشاره می شود: از یک طرف سهمیه مناطق (پنج گانه یا سه گانه) که سابقه طولانی در کنکور دارد فلسفه اش بر می گردد به فاصله و تفاوت هایی که در امکانات آموزشی و توزیع نابرابر آنها در مناطق کشور وجود دارد و کم کردن این فاصله از طریق تقسیم مناطق کشور به چند منطقه آموزشی و از طرف دیگر گنجاندن سهمیه هایی مانند سهمیه ایثارگران که با هیچ علت علمی و آکادمیک قابل توجیه نیست و با عدالت آموزشی در تضاد است. اگر در زمانی به عللی مانند «اضطرار جنگ»، «برهه حساس کنونی» یا «مبارزه با دشمنان» موفق به توجیه افکار عمومی می شدند اما در حال حاضر بهانه قابل قبول و قانع کننده ای برای ادامه آن ندارند.
شوربختانه به جای زدن بال و پر این پدیده منفی و متوقف ساختن آن گروه ها و منابع قدرت هر از چندی به آن بال و پر می دهند. زمانی کار را به جایی رساندند که در دانشگاه آزاد از سهمیه ای به نام «سهمیه بسیج فعال» رونمایی کردند و گروهی داوطلب را مشغول جور کردن کارت و کد بسیجی فعال کردند. دور از انتظار نیست که اگر چاره ای بنیادی و اساسی برای این بی آبرویی علمی اندیشیده نشود در آینده ای نزدیک سهمیه های دیگری (مثلا سهمیه مداحان که قدرتشان در سال های اخیر رو به فزونی گذاشته، سهمیه قاریان، سهمیه هیئت عزاداران، سهمیه حوزویان، سهمیه حجاب داران برتر، سهمیه مدافعان حرم و ... ) هم توسط گروه های قدرت به سهمیه های فعلی اضافه شود. اما این روند و راه کج ممکن است به ناکجاآباد ختم و سر از خرابه های شام درآورد.
شاید هم این روندی طبیعی و نهادینه شده برای دولت ها مخصوصا در منطقه ای مانند خاورمیانه باشد که به آدم هایشان به زعم خود برای مستحکم کردن پایه های قدرت امتیازاتی بدهند تا از آنها قدردانی و آنها را به ادامه راه تشویق کنند. اما راه های دیگری به غیر از فروش علم وجود دارد. مضافا قانع کردن افکار عمومی برای ادامه سهمیه و حتی امتیازات ویژه دیگر با گذشت زمان سخت تر شده است.
در یادداشتی که در پیش رو دارید به دو موضوع پرداخته می شود: سهمیه های کنکور و فساد در این آزمون.
1- سهمیههای کنکور
خبرگزاری ایلنا در 28 آذر 1398 خبر زیر را با تیتر «ادمین کانال سهمیهها در تبریز دستگیر شد» مخابره کرد:
رئیس پلیس فتا آذربایجان شرقی اظهار کرد: «ادمین کانال سهمیهها که به قصد توهین به پزشکان و زیر سوال بردن آنها تشکیل شده بود، دستگیر شد.» وی افزود: «فرد دستگیر شده در کانال خود اقدام به انتشار مطالبی کذب در خصوص پزشکان و برخی از شهروندان میکرد و حتی به برخی از پیشکسوتان هشت سال دفاع مقدس نیز اهانت میکرد.» رئیس پلیس فتای استان خاطرنشان کرد: «این فرد با تلاشهای شبانه روزی، پیچیده و فنی پلیس فتا دستگیر و به مراجع قضایی تحویل داده شد.» وی متذکر شد: «اگر افرادی شکایتی از این فرد دارند، میتوانند به مراجع قضایی مراجعه کنند.»
اما این کانال تلگرامی بعد از بلاک شدن، محتوا و مطالبش به کانال تلگرامی دیگری با نام Sahmiehaa | سهمیهها منتقل شده است. ادمین کانال جدید که نزدیک به 100 عضو دارد در پست اول خود قید کرده است: «مطالب کانال سهمیه ها را کپی کرده و اینجا گذاشتیم تا زحمات این عزیزان به مرور زمان از دست نرود.»
حالا برای کنجکاوی هم که شده نگاهی بیندازیم به محتویات و پست های کانال جدید یعنی پست هایی که از کانال قدیمی و بلاک شده کپی شده است. بیشتر پست ها شرح مختصری است از نام و مشخصات پزشکان و متخصصانی از سراسر کشور خاصه پزشکان تبریز و نیز چگونگی راهیابی و قبولی آنها با احتساب سهمیه هایی مانند سهمیه جانبازان و ایثارگران و خانواده شهدا یا تسهیلات برای فرزندان اساتید هیئت علمی در دانشگاه های کشور. به ادعای گردانندگان این کانال اشخاص ذکر شده در کانال با رانت و سهمیه و راه های میانبر و بعضا غیرقانونی مدارج ترقی را پیموده و در دانشگاه ها و موسسات مهم با حقوق های بالا مشغول ارائه خدمات به خلق هستند. در مواردی تصاویر و کارنامه های کنکور این پزشکان و متخصصان هم در این کانال پست شده است.
اما نکته مهم این است که به زعم مدیران این کانال که مطالب خود را مستند و قابل دفاع می دانند حتی اگر 20 تا 30 درصد مطالب پست شده در این کانال سندیت و اعتبار داشته باشد آن را باید فاجعه ای تکان دهنده برای نظام آموزش عالی و آزمون ورودی آن یعنی کنکور تلقی کرد.
شاید بد نباشد چند تا از این پست ها را مرور کنیم:
"-------- فرزند شهید
پدر او نظامی بود و با اتومبیل شخصی در جاده اهواز تصادف کرد و شهید لقب گرفت!
او اهل ----------- در استان ------------ است که با سهمیه شاهد در پزشکی تهران پذیرانده شد.
از طرح معاف گشت و با پر کردن گزینه حضور در امتحان رزیدنسی، وارد تخصص جراحیعمومی تبریز گردید. طرح دوران تخصص را به لطف سهمیه به عنوان رئیس بیمارستان ----------- طی کرد.
پس از چندین مرتبه شرکت در امتحان، بالاخره وارد دوره فوق تخصصی جراحیپلاستیک در تهران گردید و اکنون به عنوان پزشک ضریب کا به عضویت هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در آمده است."
"----------
او در رشته دامپزشکی قبول شد؛ سپس با سهمیه هیئت علمی مادرش در گروه زنان اصفهان، به پزشکی یزد و سپس به پزشکی اصفهان منتقل شد. نطق های نمایندگان و وزرا در جلسات بررسی صلاحیت وزیران کابینه سیزدهم که بیشتر با کلی گویی و شعاری و تعریف و تمجیدهای غیرقابل تفسیر و حرف های غیر تخصصی همراه بود «عیب و هنر نهفته» و نیت آنها را تا حد زیادی هویدا کرد.
وی اکنون با سهمیه مناطق محروم، رزیدنت قلب در بیمارستان ---------- تهران است."
"این دو برادر/خواهر با سهمیه جانبازی پدرشان به ترتیب در سالهای ۹۳ و ۹۸ وارد دانشکده پزشکی ------ شدند. این دو در حال مشاوره دادن برای دانشآموزان هستند و رتبه حدود ۴۰۰۰۰ خود را رتبهای در حدود ۱۰۰ اعلام میکنند!"
"او که در رشته دامپزشکی پذیرفته شده بود، با سهمیه عضویت هیئت علمی پدرش، وارد رشته داروسازی تبریز گردید. وی پس از مردودیهای مکرر فارغالتحصیل شد و عازم خارج از کشور است."
"او فرزند جانباز بالای ۷۰ درصد است؛ بنابراین رتبه ۶۰۰۰۰ برای پذیرشش در پزشکی زاهدان در سال ۸۹ کفایت میکرد. بلافاصله پس از قبولی با توجه به سکونتش به پزشکی اهواز انتقال یافت."
اما در قبال این کانال تلگرامی کانال های دیگری مانند کانال سهمیه کنکور (۲۵درصدی-۵درصدی-شهدا) هستند که به زعم خود برای توجیه و دفاع از این حق مشروع و قانونی و مقابله با تحرکات ضدسهمیه ای فعالیت دارند و در خصوص راه های ادامه و تقویت بیشتر این رانت علمی بحث می کنند. آنها اعضای خود را تشویق می کنند که از این حق به اصطلاح «مسلم» خود دست برندارند. نگاهی هم به چند پست این کانال: نه مشاوران کنکور قادر به دادن اطلاعات شفاف و دقیق در این مورد هستند و نه سازمان سنجش از استقلال کافی برای مشخص کردن موضعی شفاف و ارائه راهکار در این موضوع است .
"امشب همه عزیزان جهت طوفان پیامکی آماده باشن و با هماهنگی هم متن های مربوط به مصوبه اصلاح سهمیه ها را به نمایندگان فقط و فقط از طریق پیامک(SMS) به اطلاع نمایندگان خواهیم رساند!"
"حضور همه ی عزیزان الزامی می باشد و این آخرین فرصت می باشد دوستان."
"سلام نماینده گرامی لطفا با رای مثبت دادن به طرح اصلاح سهمیه ایثارگران ، راه را برای ورود ایثارگران با صلاحیت علمی بیشتر به دانشگاه هموار سایت ، به امید پیشرفت علمی هر چه بیشتر ایران اسلامی."
در مستند «من سهمیه ای نیستم» (1391) ساخته علیرضا کاظمیان این سوال مهم که چرا باید دانشجویی با رتبه دو رقمی کنکور (سهمیه آزاد) با دانشجوی رتبه چهار یا پنج رقمی در کنکور که با استفاده از اعمال سهمیه به رتبهاش به دانشگاه راه یافته در یک کلاس و حتی یک ردیف بنشینند بیجواب گذاشته میشود. طرفداران سهمیه ها در این مستند از پس ارائه دلیلی قانع کننده برای توجیه این بیعدالتی آموزشی و دوپینگ علمی و ادامه سهمیه بازی و رونق بازار سهمیه بر نمیآیند. همین طور سوالاتی که متوارد به ذهن بیننده متبادر میشود. سوالاتی از قبیل:
- آیا جانبازی پدر یا مادر یا از دست دادن یک عضو بدن یا خانواده یا قهرمان ورزشی بودن یا قربانی سیل، زلزله، آتش سوزی، کشتی غرق شده و سقوط هواپیما می تواند مجوز و پاسپورت ورود ما به دانشگاه باشد؟
- آیا صرف هیئت علمی دانشگاه بودن والدین حقی برای ما ایجاد می کند که رشته و شهر خود را تغییر و ارتقا دهیم؟
- آیا امتیاز ورود به دانشگاه می تواند مرهمی برای تسکین دردها و زخم و نوعی خدمت رسانی در نظر گرفته شود؟
- آیا پژوهش های میدانی و تئوریک ارتباطی بین شایستگی ها، پیش نیازها، مهارت ها و اطلاعات ضروری برای ورود به دانشگاه و شرکت در جنگ های منطقه و فرزند شهید، جانباز یا هیئت علمی بودن یافته است؟
- آیا در طول این سالهای اعمال سهمیه پژوهشی در این خصوص که سهمیه نقشی در پیشرفت کشور و توسعه بهتر تخصص ها، مهارت ها و عدالت اجتماعی ایفا کرده انجام گرفته است؟
- آیا سهمیه ها باعث همدلی در جامعه می گردد یا برعکس به انشقاق و ناهمگونی و چندگونگی گروه ها و طبقات اجتماعی منجر میشود؟
- آیا سهمیهها را می توان با سیستم آموزش فراگیر (Inclusive) که در آن با قرار دادن همه دانشآموزان دادن از جمله دانشآموزان با معلولیتها و نقصهای مادرزادی/اکتسابی با دانش آموزان عادی در یک کلاس واحد برای دادن فرصتهای برابر به آنها توجیه کرد؟
- آیا دادن سهمیه به شیوه نظام آموزشی کشور ما نرم و در همه جای جهان مرسوم است و در همه مناطق جهان برای قهرمانان ملی و جنگ از دانشگاه هزینه و برای آنها در بهترین دانشگاهها جا رزرو میشود یا این شیوه فقط منحصر به ایران است؟
- آیا والدین شرکتکنندگان غیرسهمیهای قادرند جوابی قانع کننده در خصوص ادامه سهمیهها به فرزندان خود که شاهد استفاده همسایههای خود از سهمیه هستند بدهند و آنها را قانع کنند؟
- آیا از طریق سهمیهها آنان که میدانند با آنان که نمیدانند برابر میشوند و آنهایی که «علم سماوات ناخوانده اند» میتوانند به یاران و همتایان خود (غیرسهمیه ای ها) برسند و سطح خود را با آنها یکی کنند؟
- آیا راههای دیگری به غیر از هزینه کردن از دانشگاه برای سهمیهها وجود ندارد؟
- آیا با اختصاص سهمیهها تغییراتی در ذهن و بافت مغز و علم و دانش سهمیهدار به وقوع می پیوندد؟
- آیا اربابان سهمیه که گلوم وار (Gollum) سالهاست مسحور قدرت حلقه سهمیه شده اند قادر خواهند بود حلقه سهمیه را برای همیشه در گدازه های کوه محشر (Doom) انداخته و آن را برای همیشه ذوب و از بین ببرند تا اندکی آرامش را به آزمون کنکور برگردانده و به دور نگه داشتن علم از سیاست و رانتخواری کمک کنند؟
- آیا وزرا و وکلای ملت قادر خواهند بود که «اول خود، بعد ملت» را معکوس و به «اول منفعت همه، بعد خود» تغییر دهند؟
- آیا دولتمردان و حاکمان هنوز متوجه نشدهاند که ادامه سهمیه بازی با تولید علم که این قدر روی آن مانور داده می شود و نیز با سند چشمانداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ همخوانی ندارد؟
- آیا امکان آن وجود دارد که ژنرال ها، کهنه سربازها، وکلا، مدیران و مسئولین به خاطر توسعه کشور اندکی از خواستهها و زیادهخواهی خود که به آن عادت کردهاند کوتاه بیایند و این رانت و ویژه را برای همیشه حذف و تمام شده تلقی کنند؟
- همان طور که «تقوا معیار و ملاک برتری انسانهاست» آیا سیاستگذاران قادرند «علم و شایستگیهای علمی معیار و ملاک ورود به دانشگاه است» را معنی کنند؟
- آیا برقراری سهمیهها مفهوم شهروند درجه یک و دو را تداعی نمی کند؟
- آیا بهتر نیست به جای پایین آوردن استانداردهای علمی کشور بنیه علمی سهمیهدارها را تقویت کنیم تا آنها هم همراه همتایان خود و همرنگ جماعت از خط شروع همراه با دیگران مسابقه خود را شروع کنند؟
- آیا این مسیر درستی است که برای راضی نگه داشتن قربانیان سوانحی که نتیجه سوءمدیریت و بیکفایتی ماست یا برای لاپوشانی و حتی آرام کردن معترضین به فجایع از دانشگاه برای آنها هزینه کنیم و سهمیه جانبازی و شهدا به آنها اعطا کنیم؟
- آیا صرف این که پدر و مادر شما یا خودتان خدماتی برای کشور کردهاید میتواند دستاویزی محکم برای پاداش دادن به شما از طریق رزرو یک صندلی در دانشگاه باشد؟
- آیا ما مجاز هستیم که از طریق وضع سهمیه جداگانه و راه انداختن یک بیزینس به نام سهمیه در ماراتن ورود به دانشگاه به سهمیهداران کلید نیترو یا بوستر وصل کنیم یا داروهای نیروزا و غیرمجاز به آنها بدهیم و آنها را برای شرکت در المپیاد کنکور دوپینگ کنیم یا با هلیکوپتر آنها را دهها کیلومتر جلوتر از خط شروع پیاده کنیم تا از آنجا مسابقه خود را شروع کنند؟
- آیا ادامه این روند کمکی به توسعه و عدالت آموزشی میکند و ما قادر به اقناع افکار عمومی برای ادامه روند سهمیه ها هستیم؟
- آیا دانش آموزان بی سهمیه می توانند با این رانت ویژه کنار بیایند و داستان «تو حاضری یک انگشت کوچک دستت را بدهی؟» می تواند آنها را توجیه کنند؟
- آیا این از انصاف دور نیست که ما به آپاراچیک های خود از دانشگاه پاداش بدهیم یا صرف اینکه پدر من هیئت علمی است با رتبه ده هزار بیایم در کلاس رتبه های هزار و دو هزار بنشینم؟
- آیا نسخه ها جدید و به روز شده بازی سهمیه همچنان ارائه خواهد شد یا این که این بازی دیگر خسته کننده شده و کنار گذاشته خواهد شد؟
- آیا ارادهای برای حذف این بیعدالتی آشکار وجود دارد یا نقص سیستم ایمنی آموزش عالی ادامه خواهد یافت؟
- آیا مراکز پژوهشی مخصوصا پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و پژوهشکده های تابعه اجازه ورود به این حوزه را داشته و مطالعات آنها جدی گرفته می شود؟
- آیا سیاست گذاران و بالانشینان نگرانی از این ندارند که ادامه این بازی و پافشاری بر آن ممکن است موجبات نزدیک شدن گردبادهای سهمگین از نوع «صد سال تنهایی» را فراهم و به تنش های بیشتر دامن بزند؟
- آیا حذف سهمیهها به نگه داشتن شان و مقام رزمندگان، جانبازان، شهدا و آزادگان و افزایش احترام و قرب و ارج آنها در جامعه کمکی خواهد کرد؟
- آیا عدم استفاده داوطلبانه گروهی از سهمیهداران از سهمیه خود و چشم پوشی از این حق ناحق و رانتی و ملحق شدن به گروه بیسهمیهها خود دلیل محکمی برای محکوم کردن این پدیده مذموم نیست؟
- آیا مخالفان سهمیه ها فرصتی برای عرض اندام پیدا خواهند کرد یا گروههای قدرت و عوامل آنها در ارگانها و سازمانها اجازه نخواهند داد که سهمیه ها از پیکره کنکور زدوده شود؟
- آیا هنگام استفاده از سهمیه اتفاق خاصی می افتد و به روال سری فیلمهای علمی-تخیلی مانند ماتریکس دانش و اطلاعات زمینهای در ذهن فرد سهمیهای بارگذاری میشود تا با افراد دیگر هم سطح شوند.
با وجودی که حتی معدودی از گروه سهمیهداران و سهمیهسازان اعتقادی به فلسفه وجودی و ادامه حیات سهمیههای کنکور ندارند و اذعان به ناعادلانه و زائد بودن آن دارند اما با منافع کلانی که سهمیهها نصیبشان میکند حاضر به کوتاه آمدن و دل کندن از این ثروت بادآورده نیستند به طوری که سهمیه دارانی هستند که با شجاعت از این امتیاز چشم پوشی کرده و برای اثبات توانایی خود و جلوگیری از خوردن استیگما و برچسب «سهمیه ای» در دانشگاه و کمپس (Campus) عطای آن را به لقایش می بخشند و بدون استفاده و چشم داشت از آن در آزمون شرکت می کنند. صدای اعتراض این گروه از سهمیه داران که از سهمیه چشم پوشی می کنند باید بلندتر از دیگران شنیده شود. این می تواند تلنگر و کورسوی امیدی برای نزدیک شدن به عدالت آموزشی باشد. در همین راستا سنت حسنهای به وجود آمده که هر سال از این گروه که با وجود داشتن سهمیه، با جسارت بدون استفاده از سهمیه خود در آزمون شرکت و موفق به کسب رتبههای برتر می شوند تمجید و تقدیر می شود.
برای مثال مراسم امسال در 16 دی 1399 با حضور منصور غلامی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری وقت برای تجلیل از برگزیدگان شاهد و ایثارگر حائز رتبه زیر ۱۰۰ در کنکور سراسری بدون استفاده از سهمیه برگزار شد. اگرچه غلامی به جای اظهار امیدواری به حذف سهمیه ها و تاکید و سفارش به برچیدن سهمیه ها آب پاکی را روی دست بی سهمیه ها ریخت و با سخنانی نه چندان خوشایند که از یک آکادمیک بعید می نمود بدون ارائه دلیلی، بر حق بودن سهمیه ها تاکید کرد:
«نباید درباره استفاده از سهمیه کنکور سراسری برای خانواده های شاهد و ایثارگر، شائبهای مبنی بر غیر حق بودن این سهمیه ها ایجاد شود. این سهمیه ها علیرغم اینکه در حال برخی تغییرات هستند اما نباید آن ها را غیر حق بدانیم.»
شاید بر زبان آوردن این چنین سخنانی توسط دیگران مخصوصا ذی نفعان قابل قبول و توجیه پذیر باشد اما ایراد اظهاراتی از این نوع توسط کسی که عنوان وزیر علوم، تحقیقات و فناوری را یدک می کشد بسی ناگوار و غیر قابل قبول بود. شاید حالا بهتر می شود درباره این وزیر که همراه با اعتراض گروهی از دانشجویان به انتخابش به عنوان وزیر علوم به مجلس برای اخذ رای اعتماد معرفی شده بود قضاوت کرد. اما شاید به غلامی حق بدهیم که برای ادامه حیات و نگه داشتن هوای بالایی ها و آنهایی که قدرت و سکان واقعی در دست آنهاست و او را بر سر وزارت آورده بودند این سخنان را بر زبان بیاورد یا شاید خود او هم در این حلقه بوده و فارغ از این ماجرا نیست و سهمی دارد و سهمیهای.
به دنبال اعتراض دانشجویان به سهمیه ها، در سال 1398 لایحه ای سه صفحهای با عنوان «لایحه توزیع عادلانه فرصت ها و امکانات تحصیلی در آموزش عالی» ظاهرا برای ساماندهی و نه حذف سهمیه ها توسط وزیران علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت وقت (منصور غلامی-سعید نمکی) به دولت ارائه شد که تا به امروز مسکوت و کاری برای آن انجام نشده است. به نظر می رسد این لایحه که اقدامی در خصوص آن انجام نگرفته ظاهرا برای خالی نماندن عریضه و آرام کردن دانشجویان معترض بوده است. از طرفی ارائه دهندگان این لایحه وزیرانی بودند که کارنامه درخشانی در به انجام رساندن لوایحی از این دست نداشتند.
همچنین سهمیه هیئت علمی یا به عبارت دقیق تر «پساسهمیه یا پست سهمیهای» تحت عنوان «تسهیلات برای فرزندان اعضای هیأت علمی» دارد که با وجود رای دیوان عدالت اداری به ابطال آن همچنان به حیات خود ادامه می دهد و کار چندانی در مورد آن انجام نشده و در اجرا معطل مانده است. این نوع سهمیه که به آن «سهمیه آقازاده ها» هم گفته می شود و کمتر به آن پرداخته شده است بعد از آزمون موتورش به کار می افتد و قدرت مانور زیادی در انتقال یک دانشجوی هیئتی (داری والد/ین هیئت علمی دانشگاه) از یک دانشگاه درجه 2 به درجه 1 یا حتی تغییر رشته او ایفا می کند. برای مثال قادر است یک دانشجوی دامپزشکی در دانشگاهی درجه 2 در دورترین شهر را که که والد یا والدینش جزو هیئت علمی دانشگاه اصفهان است به این دانشگاه منتقل و را به جای رشته قبلی خود در کلاس درس دانشجویان پزشکی بنشاند.
سوال بنیادی این است که با تمام اقدامات، تلاش ها و اعتراضات و طومارنویسی ها و صدای رسانهها و شرکتکنندگان و با وجود دلایل متقن چرا اراده و خواست جدی برای حذف سهمیهها و رانت های علمی از کنکور وجود نداشته و اقدامات انجام گرفته بیشتر قطرهچکانی و نمایشی بوده و حذف و ساماندهی آن هر سال به سال بعد موکول می شود ؟ آیا دولتمردان و حاکمان هنوز متوجه نشدهاند که ادامه سهمیه بازی با تولید علم که این قدر روی آن مانور داده می شود و نیز با سند چشمانداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ همخوانی ندارد؟
یک دلیل که همگان اذعان دارند مانع برداشتن قدم های بلند برای حذف سهمیه ها ذکر می شود و زدودن این رانت را به این سادگی امکان پذیر نخواهد ساخت این است که آنهایی که باید در این خصوص کاری بکنند خود در این مسئله ذینفع (Stakeholders) بوده و مانعی برای انجام هر نوع اقدامی بر علیه آن به حساب می آیند. برای مثال یک پای ابطال «دستورالعمل اجرایی تسهیلات فرزندان اعضای هیات علمی » خود وزارت عفت است. پرواضح است که این وزارتخانه تمایلی به دست دادن این امتیاز نشان ندهد چرا که خود در تصویب آن نقش داشته و به عبارت بهتر «حسابی به خود رسیده اند» و رانت ویژه برای خود وضع کرده اند. از طرفی بعضی از نمایندگان مجلس با مدارکی که از طریق سهمیه و ویژه خواری کسب کرده اند پاتوق و راندوو اصلیاشان دانشگاه است و عنوان هیئت علمی را یدک میکشند. به محض اینکه برای دوره بعد رای نمیآورند یا به عللی از چشم نظام میافتند یا نمایندگی ملت جذابیت خود را برای آنها از دست می دهد تنها مسیری که می شناسند مسیر دانشگاه و قاطی هیئت علمی شدن در یک دانشگاه است. لذا به نوعی با اساتید دانشگاه که خود جزوی از مجموعه آنها هستند هم داستان بوده و دوستی دیرینه دارند. شاید این بتواند تفاوت فاحش حقوق اساتید دانشگاه با معلمان را هم به نوعی توجیه کند.
این نکته قابل ذکر است که آموزش و پرورشی ها هم از این قافله عقب نمانده و با تاسیس دانشگاه هایی با نام «دانشگاه فرهنگیان» و مراکزی تحت عنوان «پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و پژوهشکده های تابعه آن » از این خوان نعمت گسترده بی نصیب نمانده و از مزایای هیئت علمی و رانت ها مترتب و مربوطه بهره ها و سودها می برند. همچنین حضور فرماندهان نظامی و رزمندگان دوران جنگ در کابینه دولت جدید و مجلس که خود و خانواده هایشان از سهمیه ها استفاده می کنند به سادگی حاضر به دست دادن این امتیاز ویژه نیستند و آن را حق خود می دانند و شاید قدمی در این خصوص برندارند چرا که کشور را وامدار خود تلقی می کنند که این موضوع هم به نوبه خود وضعیت سهمیه ها را بغرنج تر می کند.
همان طور که اشاره شد اگرچه همه بیسهمیهها و حتی گروهی از سهمیهداران اذعان دارند که سهمیهها از همه بنای اولیه سنتی نامیمون و برنامهای نامعقول و بدون پشتوانه علمی و تنها هل دادن آنهایی بود که شایستگی و توانایی علمی ورود به دانشگاه را نداشتند بود اما در حال حاضر اقدامی عملی برای حداقل ساماندهی آن انجام نمی گیرد. با توجه به قدرت و نفوذی که سهمیهداران و طرفداران آنها در شبکه قدرت دارند اراده و خواست جدی برای حذف و ابطال سهمیه ها و لغو سهمیگی هنوز در کشور وجود ندارد. به این علت است که مشاوران و مدیران هم قدرت مخالفت با سهمیه ها را ندارند و حتی در جلسات عمومی، مشاوران کنکور با آگاهی از این موضوع قدرت و جرات ورود و پرداختن به بحث سهمیهها را ندارند. آنها می توانند ساعتها درباره روش های مطالعه و نوع سوپ و تعداد جوهای آن برای کنکوری ها داد سخن بدهند یا رتبه ها را تحلیل و تجزیه کنند اما هنوز قدرت و جرات ورود و پرداختن به سهمیه ها را پیدا نکرده و از توضیح درباره آنها طفره می روند و تنها به گفتن جملاتی مانند «سهمیه ها حق است.» بسنده می کنند. آنها با تاکید بر حق بودن سهمیه ها و ترس از دست دادن و درافتادن با گروه ها و عوامل قدرت سهمیه دارها موقعیت خود را به خطر نمی اندازند. به نظر می رسد هنوز آوردن نام و بحث درباره سهمیه ها در محافل و جلسات شبیه آوردن اسم «لرد ولدمورت» در داستان هری پاتر آرام و یواشکی و توام با ترس است.
در این نوشته قصد پرداختن به جزئیات و نحوه محاسبه سهمیه ها را نداریم چرا که نه مشاوران کنکور قادر به دادن اطلاعات شفاف و دقیق در این مورد هستند و نه سازمان سنجش از استقلال کافی برای مشخص کردن موضعی شفاف و ارائه راهکار در این موضوع است. همان طور که بیشتر سازمانها تحت نفوذ و قدرت عوامل سهمیهدارهاست سازمان سنجش هم از این قاعده مستثنی نیست. به این علت است که محتاطانه و با وانمود کردن این که مسئله نهادینه شده و جاافتاده کجدار و مریز جلو می رود و تمایلی برای ورود به بحث سهمیهها نشان نمیدهد. آیا سهمیه ها باعث همدلی در جامعه می گردد یا برعکس به انشقاق و ناهمگونی و چندگونگی گروه ها و طبقات اجتماعی منجر میشود؟
2- فساد در کنکور
در آزمون کنکور 1400 وجود رتبههای غیرعادی توجه زیادی را به خود جلب کرد، شایعه یا ادعای لو رفتن سوالات و سوال فروشی یا ترتیب دادن گروههای تستزنی دروس کنکور همزمان با آزمون کنکور در اتاقهای دربسته خصوصی یا اتاقهای هتلها حقیقت تلخی را بیان نمود: سازمان سنجش هم از فساد و تقلب در امان نمانده است. ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش با تایید لو رفتن سوالات حین برگزاری آزمون در 15 تیر 1400 گفت:«اصولا با قاطعیت میتوان گفت که قبل از برگزاری آزمون هیچگونه سوالی لو نرفت اما در گروه ریاضی یک داوطلب بعد از شروع امتحان موفق شد از سوالات عکسبرداری و به یکی از کانالها ارسال کند که در همان روز این کانال و افراد مرتبط با آن توسط وزارت اطلاعات شناسایی و دستگیر شدند. یک مورد نیز روز جمعه ۱۱ تیر در گروه تجربی و در زمان برگزاری کنکور علوم تجربی داشتیم که یک عکس از صفحه دروس عمومی این گروه حدود ساعت ۹:۳۰ صبح منتشر شد که این عکس توسط یک داوطلب با تلفن همراه از سر جلسه منتشر شده بود.»
عقب ماندن این سازمان از تکنولوژی های روز مانند استفاده شرکت کنندگان از هدفون های سیم کارت دار یا نامرئی و دوربین های میکرو و انگشترها و ساعت های هوشمند و نیز ضعف در اجرای آزمون و نفوذ عوامل قدرت و تطمیع عوامل اجرا در آن می تواند اعتبار این آزمون را تا حدی زیادی زیر سوال ببرد و حتی با توجه به حساسیت بالای این آزمون می تواند به ناآرامی های اجتماعی منجر شود یا به بهانه ای برای اعتراضات گسترده تبدیل شود چرا که جامعه آماری گسترده ای را در کشور دربر می گیرد.
همچنین ادامه سهمیه ها خود زمینه را برای فساد بیشتر و باز شدن مغازه هایی برای خرید و فروش یا ارتقای سهمیه فراهم می کند. به سخن دیگر ممکن است با کانکشن هایی که دارند به تولید سهمیه مصنوعی بپردازند.
و بالاخره در خاتمه اشاره مختصری به پدیده ای به نام «صندلی فروشی» می شود. چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم بیرون هر از چندی اخبار ناگواری از فروش صندلی دانشگاه ها به گوش می خورد و به ما گوشزد می کند که همه چیز را حتی علم و مدرک را هم می شود با پول خرید. اگر چاره ای اساسی برای این پدیده اندیشیده شود آموزش را به چیزی توخالی تبدیل خواهد کرد.
حاصل این مقاله دو سخن بیش نیست:
یک اینکه ادامه سهمیه ها به صلاح کشور و نظام نیست و این بازی ناجوانمردانه (Foul Play) تا ابد نمی تواند ادامه یابد و ضرورت دارد که هر چه زودتر برداشته شود.
و سخن دوم اینکه معیارهای ایدئولوژیک برای گزینشهای شغلی و حرفهای فلسفه خود را از دست داده و باید جمع شده و شایسته سالاری، تخصصگرایی و مهارت-محوری جایگزین آن شود. این دو قدمیهایی هستند کوچک اما خود می تواند آغاز خوبی برای دولت سیزدهم باشد و بیشک تکه کوچکی از چینی شکسته اعتماد مردم به دولت را بند خواهد زد.
واژه نامه (Glossary)
سهمیه: نوعی امتیاز ویژه به افرادی خاص است که با اعمال آن در آزمون ورودی دانشگاه رتبههای آنها به طور چشمگیری بهبود مییابد به طوری که می توانند با سهولت وارد دانشگاه دلخواه خود شوند.
سهمیهبازار: بیزنسی که متقاضیان در آن سهمیهها به طور غیرقانونی خریدوفروش می شود.
سهمیهباز: فردی سهمیهدار که تلاش دارد امتیاز سهمیه خود مثلا ماههای حضور در جبهه یا اسارت یا جانبازی خود را با روشهایی بالا ببرد تا قادر باشد حداکثر استفاده از سهمیه خود را برای ورود خود یا اعضای خانواده به دانشگاه ببرد.
سهمیهساز: به کسی گفته می شود که سهمیهای ندارد اما با روشهای غیرقانونی و با استفاده از نفوذ و کانکشن های خود برای می تواند برای خود یا دیگران سهمیهای دست و پا کند.
سهمیهسازی: به فرآیندی گفته میشود که در آن برای فردی که سهمیهای ندارد از طریق رشوه و نفوذ در ارگانها سهمیه درست می کنند تا با اعمال آن به دانشگاه راه یابد.
سهمیگی: سیستمی که در آن برای ورود افرادی خاص به دانشگاه تسهیلات و ساپورت ارائه می شود.
سهمیه اعضای هیئت علمی: سهمیه ای است خاص فرزندان اعضای هیئت علمی دانشگاه ها که بعد از آزمون اعمال میشود. از طریق این نوع سهمیه فرزندان اعضای هیئت علمی دانشگاهها میتوانند از یک دانشگاه به یک دانشگاه دیگر منتقل یا رشته خود را در یک گرایش تغییر دهند.
سهمیه آقازادهها: نام دیگر سهمیه اعضای هیئت علمی است .
سهمیهدار: به کسی گفته میشود که دارای یکی از سهمیه های کنکور باشد.
بیسهمیه: به فردی گفته می شود که سهمیه ای ندارد و در یکی سهمیههای مناطق در آزمون شرکت می کند. سهمیه آزاد نام دیگر آن است.
پساسهمیه: نام دیگر سهمیه اعضای هیئت علمی است. به این علت به این نام خوانده می شود که بعد از آزمون می تواند اعمال شود. پستسهمیه نام دیگر این نوع سهمیه است.
سهمیهای: به دانشجویی گفته می شود که با سهمیه قبول شده است. برای نشان دادن ناراحتی و عدم رضایت استفاده می شود.
پزشک سهمیهای: پزشکی که با استفاده از سهمیه به دانشگاه راه یافته و تحصیلات خود را به اتمام رسانده است. بیشتر برای نشان دادن ناراحتی و عدم رضایت به کار میرود.
دکتر سهمیهای: کسی که با استفاده از سهمیه در برنامه مقطع تحصیلات دکتری قبول شده و مدرک دکتری (PhD) خود را اخذ کرده است.
دانشجوی سهمیهای: دانشجویی که در بین همکلاسان خود از سهمیه استفاده کرده و وارد دانشگاه شده است. برای نشاندار کردن و عدم رضایت به کار می رود. ممکن است به شوخی یا جدی برای دانشجویانی به کار رود که از نظر تحصیلی ضعیف و نمرات آنها نسبت به دیگران در سطح پایینی قرار دارند.
دوپینگ علمی: کنایه از استفاده از سهمیه یا امتیازات ویژه دیگر برای ورود به دانشگاه با احذ مدرک.
رانت علمی: استفاده از امتیازات ویژه و خاص برای وردود به دانشگاه یا اخذ مدرک با سواستفاده از موقعیت و پست.
صندلی فروشی: پدیدهای غیرقانونی که در آن بدون اینکه آزمونی اجرا شود در قبال اخذ مبلغی پول جا برای فرد موردنظر در یک دانشگاه خرید و رزرو می شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید