چاپ کردن این صفحه

در سپهر تعلیم و تربیت مان ؛ شاهد استیلاى «سخنوری» ، «نمایش­» و «ساده­ سازی افراطی» بر «سواد» ، «دانایی» و «جدیت» هستیم

آموزش؛ نمایش یا دیالوگ؟

محمد امین چهاردولی و سعید قپانوری

گروه رسانه/

آن چه در زیر می آید ؛ گفت و گوی محمد امین چهاردولی، دکترای جامعه شناسی و دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند با همکار ایشان سعید قپانوری، کارشناس زبان و ادبیات فارسی، دبیر آموزش و پرورش منطقه نهاوند می باشد که برای « صدای معلم » ارسال کرده اند .

نگاهی به جایگاه تفکر سقراطی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم و آموزش نمایش یا دیالوگ

- چهاردولی:

سقراط هدف آموزش را «کشف حقیقت» و «پرورش خود» اعلام نمود و در مقابل سوفسطائیان، تربیت «سخنوران ماهر» برای «اقناع دیگران» و «موفقیت در اجتماع» را هدف آموزش می­ دانستند. از همان روزگار نگاه ابزاری به آموزش، با سخنوری گره خورده بود. آن چنان که سوفوکلس در نمایش­ های سه­ گانه افسانه­ های تبای چنین می­ نگارد:

« هرگز ندیده­ ام که مرد شریفی، زبان آور نیز باشد! »

اما حال، در سپهر تعلیم و تربیت مان ؛ شاهد استیلاى «سخنوری» ، «نمایش­» و «ساده­ سازی افراطی» بر «سواد» ، «دانایی» و «جدیت» هستیم. این وارونگی ارزش‌ها، که از جامعه به مدرسه و کلاس درس راه یافته، سبب شده است که « معلم - سخنور» به نماد موفقیت بدل گردد، حال آن که « معلم - دانشمند» در حاشیه به حیاتی خاموش ادامه دهد.

بسیاری از معلمان با سوادِ ژرف اما کم‌صدا و بی هیاهو قربانی نمایشِ پرسروصدا اما سطحی دیگران می‌شوند. این فرآیند، نه تنها شأن معلمان اصیل را خدشه‌دار می‌سازد، بلکه دانش‌آموزان را نیز به بازیگرانی در این صحنه نمایش تبدیل می‌کند که در طلب صورت‌های زیبای معرفت، از ذات آن محروم می‌مانند.

نگاهی به جایگاه تفکر سقراطی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم و آموزش نمایش یا دیالوگ

-قپانوری:

مقوله آموزش، ترکیبات بی­ حد چندانی از امور بی­ درون و با­درون باخود یدک می­ کشد. متولیان این مهم نیز از این نگاه، در این دو هسته مرکزی قرار می­ گیرند.

داستایوفسکی در کتاب یادداشت­ های زیر زمینی می­ گوید: انسان پیش رو همیشه در تناقض زندگی می­ کند. دقیقا به واژه تناقض اگر لحاظی ویژه شود، می ­توان گفت: افراد درون­ دار به نوعی از همان صورت­ های دانایی یا «اپیستمه» که فوکو بر آن تاکید داشت برخورداند و می­ توان گفت این محتمل پابرجاست؛ که بیرون آن­ها چه به لحاظ لحن و چه به لحاظ فنون القایی، چندان کششی برای مخاطب نداشته باشد.

همیشه این بی درون بودن که تناقض پیش رو و اپیستمه را در روان شخص تثبیت می­ کند در آموزش، جایی به وسعت پس رفت در همه چیز خالی کرده است. بیرون می ­تواند اقناعات گذرا در آموزش ایجاد کند ، اما نمی­ تواند قدرت شیوع نقض در دانایی را شعله ور کند. تناقض به این معنی که مدام از تک بعدی بودن در خرد­ورزی به پیش روری در صورت­ های دانای در گذار باشیم. و نقد از درون را در آموزش جایگزین حامل­های بیرونی کنیم.

ارمغان تهی انگاری و شخصیت­ های بی­ درون، شکاف ­های عمیق در صورت ­های دانایی است که می­ تواند آموزش را در ایستایی به روزمرگی دچار کند. گاه زبان چنان بی ­عمق می­شود که اندیشه در کلام حافظ به «تایید نظر» تبدیل می­ شود و زبان ­آوری از تاثیر کاملا خالی می­ شود:

« مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش / کاو به تایید نظر حل معما می ­کرد » .

- چهاردولی:

نگاهی به جایگاه تفکر سقراطی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم و آموزش نمایش یا دیالوگ  خیلی هم خوب، چه زیبا گفتید که دانایی واقعی، همیشه با پرسش‌گری، تردید و تضاد درونی همراه است. سقراط دانایی و حکمت خود را مدیون نادانی خویش می‌دانست. او معتقد بود كه گفت‌وگو محصول توجه آدمي به اين نكته است كه نمی‌داند.

سقراط هیچ‌گاه مدعی دانایی نشد و فقط ادعا می‌کرد راهی می‌شناسد که افراد می‌توانند با طی آن به دانایی برسند. همين معرفت، يعني علم به جهل، محركي می‌شد تا شخص در گفت‌وگو با ديگران معرفت خويش را پرورش دهد.

 در دیالوگ طرفین با اشراف بر جهل خود و سپس با میل به دانایی و دانستن، با درک مشترک و دوست داشتن یکدیگر و اعتقاد به نیاز به همدیگر، صریح و بدون تظاهر به‌صورت همدلانه از روی دانایی به فهم و شناخت مفاهیم جهان دست می‌زنند.

 دیالوگ، منجر به یک فهم صحیح و آگاهی جان‌بخش می‌شود و راهی است برای نظم بخشیدن به شناخت پاره پاره شده بشر و دوری از خرد کردن اندیشه آدمی نسبت به پدیده‌های هستی.

امروزه شاهد سیطره‌ی یک «عقلانیت ابزاری» بر نظام آموزشی هستیم که در آن، دانش نه به عنوان ارزشی برای کشف حقیقت، بلکه صرفاً به عنوان ابزاری برای موفقیت (در رقابتی مانند کنکور) تعریف می‌شود. این نگاه، خاستگاه پدیده‌هایی مانند موسسات کنکوری است که علم را به بسته‌های تستی و تکنیک‌های سریع تقلیل می‌دهند و دانش‌آموزان و خانواده‌ها را به مصرف‌کنندگان این چرخه تبدیل می‌کنند.

در این فضا، «سخنوری» و «فن بیان» به عنوان ابزاری برای نمایش، اقناع و حتی فریب تبدیل شده ­اند؛ جایی که یک معلم پرشور و بانمک، اما کم‌مایه، می‌تواند موفق‌تر از یک معلم ژرف‌نگر اما بی‌حاشیه ظاهر شود. به صورت مکرر در کتاب­ ها، ویدیوها و محتواهای کنکوری شاهد اشتباهات فاحش و غیر علمی به عنوان روش ­های کنکوری هستیم. تکنیک بر عمق، و نمایش بر اصالت چیره شده ، حقیقت و دانایی قربانی این نبرد ابزاری می‌شود.

اهمیت فنون و مهارت‌های معلمی که شامل تسهیل انتقال مفاهیم است بر کسی پوشیده نیست، هرچند بر این نکته تأکید دارم که معلمِ ماهر، نه یک سخنور، بلکه یک «هم‌سفر دانایی» است. او زبان خود را از ایهام و پیچیدگی‌های غیرضروری می‌زداید، اما این ساده‌سازی هرگز به قیمت تحریف حقیقت یا ساده‌انگاری افراطی تمام نمی‌شود. هدف نهایی او، ایجاد فضایی برای دیالوگ است؛ گفت‌وگویی که در آن، هم معلم و هم دانش‌آموز، با اشراف بر محدودیت‌های دانایی خویش، در مسیر کشف حقیقت گام می‌گذارند. در این مسیر، معلم از فنون خود نه برای اقناع و نمایش، بلکه برای برانگیختن پرسش، پرورش اندیشه و هموار کردن راه «فهم مشترک» بهره می‌گیرد. این دیالوگ، که خاستگاهش عشق به دانستن و فروتنی در برابر ژرفای دانش است، به دنبال تحت تاثیر گذاشتن و پیروزی بر دیگری نیست، بلکه در جست‌وجوی کشف حقیقتی است که حتی خود معلم را نیز در مسیری دگرگون‌ساز قرار می‌دهد.

نگاهی به جایگاه تفکر سقراطی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم و آموزش نمایش یا دیالوگ

-قپانوری:

آلبر کامو می­ گوید: «انسان سرنوشت انسان است» درست در نقطه­ ای ایستاده­ ایم که تصویرهای کلامی و گرافیک نوشتن در تلفیقی به سامان جهت­ گیری اندیشه را از ما ساطع می­ کند. انسان سازنده­ ی کدام تشعشع فکری می­ تواند باشد، که منجر به ساخت دیگری باشد؟ دانایی شرط لازم است، اما کدام دانایی؟ همیشه باید سر گفتار و سرنوشته ای از جنس دیرین و امروز، به همراه زیست تجربی ما، البته نه همه آن پیام­ آور این حامل بزرگ دانایی باشد. اینجا تحولی بزرگ قرار است اتفاق بیفتد و آن محول دانش آموز است. این پروسه باید در گفتار صورت پذیرد.  گفتاری که می ­شکند و ویران می­ کند تا ساختاری تازه از دل شکستن­ ها بیرون بیاورد. امروزه شاهد سیطره‌ی یک «عقلانیت ابزاری» بر نظام آموزشی هستیم که در آن، دانش نه به عنوان ارزشی برای کشف حقیقت، بلکه صرفاً به عنوان ابزاری برای موفقیت (در رقابتی مانند کنکور) تعریف می‌شود.

بدعت این آورده، باید از مشربی بجوشد که بتواند ارجاعات بیرونی را پاک کند و به نوعی درون ارجاعی از خود دعوت کند. بیرون، می­ تواند هرآنچه غیر از دانش و توان­مندی باشد که چیزی جز علیل کردن تفکر و اندیشه نمی­ تواند باشد. سخنوری، شاید همه چیز از بیرون در چنته دارد و سبب می شود که این بیرون گریزی­ ها ما را از آموزشی سخیف دور نکند و به تعبیری لمپن پروری شیوع پیدا کند. در مقابل رفتن به درون آموزنده را با یافته­ هایی که به نوعی از توانایی­ های شخصی او که برآمده از مطالعات و دانش تحلیلی می­ باشد مواجه می­ سازد.

حکمت سینه گشایش در آموزش را در بستری از دانایی به پیش می­ برد و هرکسی را از زندان درون رها می­ کند، شعار رخت می­ بندد و شعور در تمامی امور ته نشین می­ شود.

الیوت شاعر انگلیسی می­ گوید: «ما به کلید می­ اندیشیم، هرکسی درب زندان می­ بندد، خود به کلید می­ اندیشد».

نگاهی به جایگاه تفکر سقراطی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم و آموزش نمایش یا دیالوگ

-چهاردولی:

سپاسگزارم استاد عزیز .

پس در آخر تمام گفتگوی­مان را چنین جمع­ بندی می­ کنم:

در سپهر تعلیم و تربیت، تقابل دیرپای دو انگاره همچنان تداوم دارد: از یک سو، حکمت سقراطی که غایت آموزش را در کشف حقیقت از رهگذر دیالوگ و خودآگاهی مبتنی بر معرفت به جهل خویش تعریف می­ کند، و از دیگر سو، پارادایم سوفسطایی که آموزش را به فن اقناع و سخنوری تقلیل می­ دهد تا موفقیت اجتماعی را بر پرورش اندیشه مقدم بدارد.

این منازعه در عصر حاضر به سیطره عقلانیت ابزاری و نمایش انجامیده، جایی که صورت بر معنا، تکنیک بر عمق، و سخنوریِ تهی از ژرفای اندیشگی بر تفکر نقادانه چیره گشته است.

در این وارونگی ارزش‌ها، معلم - سخنور به نماد موفقیت بدل می‌شود و معلم - اندیشمند به حاشیه رانده می‌شود، حال آن که حقیقت آموزشی در گرو دیالوگی است که در آن معلم و شاگرد، با اشراف بر محدودیت‌های دانایی خویش، به مثابه هم‌سفرانی در مسیر کشف حقیقت گام برمی‌دارند.

این مسیر، که با پرسش گری و نقد درونی پیوندی ناگسستنی دارد، در تقابل با ساده‌سازی افراطی و صورت بندی‌های زودگذر، می‌کوشد تا از آموزش، فرآیندی زنده و توانش‌بخش برای مواجهه با پیچیدگی‌های هستی بسازد.

پایان گفت و شنود /


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به جایگاه تفکر سقراطی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم و آموزش نمایش یا دیالوگ

جمعه, 18 ارديبهشت 1405 15:17 خوانده شده: 31 دفعه

در همین زمینه بخوانید: