
شنبه 9 اسفند بر اساس دعوتی که مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش از رسانه ها به عمل آورده بود ؛ در « سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک » واقع در خیابان طالقانی ، خیابان سرپرست جنوبی حاضر شدم .
حوالی ساعت 45 / 9 بود که صدای انفجار مهیبی در نزدیکی این محل به گوش رسید .
من و خبرنگار ایسنا در سالن بودیم که مجری نشست اعلام کرد که حراست وزارت آموزش و پرورش نشست را لغو کرده است .
از سالن که بیرون آمدم خیابان ها شلوغ شده و در عرض چند دقیقه ترافیک به اوج خود رسید .
متعاقب آن ، همه مدارس و دانشگاه ها هم تعطیل شدند .
تاکنون چنین صحنه هایی را ندیده بودم .
می شود گفت مردم و وسایل نقلیه از سر و کول هم بالا می رفتند .
هر کسی دنبال آن بود که به گونه ای خود را از مهلکه نجات دهد .
حتی زمانی که از آن محل دور شدم اما رفتارهای مردم همه نشان از ترس ، استیصال و تهاجم داشت .
« قانون » و رفتارهای ترافیکی درست کاملا رنگ باخته بود . دیگران را به سرکوب مخالفان متهم می کنند اما در رسانه ی خودشان حاضر نیستند کوچک ترین صدای منتقد و یا مخالفی را بازتاب دهند .
هر کسی هر طوری دوست داشت رانندگی می کرد .
کسی به کس دیگر احترام نمی گذاشت .
اثری از پلیس و مامور هم نبود .
هرج و مرج و رفتارهای زامبی گونه کاملا در معابر و خیابان ها مستولی شده و هویدا بود .
چند سال پیش زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد ؛ رسانه ها تصاویر و فیلم هایی را از مردم اوکراین نشان می دادند که با نهایت آرامش و احترام به قانون در حال ترک شهر بودند اما اثری از دستپاچگی و بی قانونی مشاهده نمی شد .
هر کسی وظیفه ی خود و حریمش را آموخته بود .

آن زمان که من این ها را گزارش می کردم و می نوشتم خیلی ها به من انتقاد می کردند که تو در حال « خود تحقیری » هستی و بی جهت دارید از رفتارهای شهروندان ممالک دیگر تعریف و تمجید می کنی و...
اما مشاهده صحنه های دیروز بر من ثابت کرد که آن چه در مورد این جامعه و مردم فکر می کردم ؛ کاملا درست و منطبق با واقعیت بود .

مشخص نیست نهادهایی مانند خانواده ، مدرسه ، رسانه و حکومت در این بیش از 4 دهه به کودکان چه چیزی را آموخته اند ؟
و این جامعه واقعا حامل و واجد کدامین « مهارت های زندگی و شهروندی » است ؟
چرا و به فرض در سایر کشورها مانند اوکراین ، غزه و ... حتی در شرایط سخت و جنگی ؛ « مدرسه » تعطیل نمی شود و به کار خود ادامه می دهد اما این جا و با کوچک ترین بهانه ای ، مدارس مثل آب خوردن تعطیل می شوند .

در این میان ؛
خبر آمد که دبستانی در شهرستان میناب مورد حمله قرار گرفته و دانش آموزان زیادی به همراه کادر آموزشی و اولیای دانشآموزان کشته و مجروح شده اند .

حمله به مراکز آموزشی و سایر جاهای غیر نظامی با هر توجیهی کاملا محکوم و غیر قابل قبول است .
البته از رژیمی که هزاران نفر غیر نظامی را در غزه کشته و بابت آن هیچ گونه عذرخواهی هم نکرده است تکرار چنین وقایع تلخی چندان دور از انتظار هم نیست .
گویی چیزهایی مانند حقوق بشر و دموکراسی و ارزش های آن فقط در کشور خودشان مصداق دارد ( شاید ) ؛ و بر اساس چیزی که آن ها « حفظ منافع ملی » خودشان می خوانند و اجرا می کنند ؛ هر کنش و اقدامی مشروع و روا بوده و لابد هدف وسیله را توجیه می کند .
در ضعف کارکردی و فقدان مرجعیت رسانه ای در داخل ایران ؛ رسانه هایی مانند « ایران اینترنشنال » یکه تاز میدان می شوند .

با وجود انتشار خبر حمله به دبستان در میناب و از بین رفتن آن همه دانش آموز ، این رسانه ی مجهول الهویه حتی این خبر را در رسانه ی خویش زیر نویس نکرده بود و دائما از هدف قرار گرفتن امارات و برج خلیفه و سایر کشورهای عربی می گفت ....
این نشان می دهد که چنین رسانه هایی بویی از انسانیت و آزادگی نبرده و به ساده ترین اصول خبر رسانی و اخلاق حرفه ای در رسانه هم پای بند نیستند .
رسانه هایی که به عنوان مثال ؛ دائما از رفتار مستبدانه و غیر پاسخ گو بودن جمهوری اسلامی ایران سخن می گویند اما به هیچ وجه حاضر نیستند در مورد بودجه اداره این تلویزیون و هزینه های بالای آن شفاف سازی کنند .
دیگران را به سرکوب مخالفان متهم می کنند اما در رسانه ی خودشان حاضر نیستند کوچک ترین صدای منتقد و یا مخالفی را بازتاب دهند .
این ها قرار است برای ما در آینده « دموکراسی و آزادی » را به ارمغان بیاورند .
زمانی که نگارش این یادداشت به پایان رسید ؛
خبر آمد که آقای خامنه ای رهبر انقلاب در حمله دیروز جان باخته اند .
ضمن محکوم کردن این اقدام غیر انسانی ؛
اما تروریسم ، تروریسم است .
هر کسی و هر مقامی آن را انجام دهد ، کنشی وحشیانه و ضد انسانی را مرتکب شده است و هیچ گونه توجیهی در این موارد قابل پذیرش نیست .