چاپ کردن این صفحه

«اولویت باید آموزش مهارت های زندگی و شهروندی به دانش آموزان باشد نه فصل رو کم کنی !»

مدیران ، ناظمان و معلمین قیچی به دست مراقب باشند ! " مدارس شیشه ای " در راهند !

علی پورسلیمان/ مدیر صدای معلم

انتقاد از کوتاه کردن موی دانش آموزان در مدرسه توسط مدیران و ناظمان و معلمان و کارکرد موبایل در نظارت عمومی

پیش از آن که ویروس کوچک کرونا زندگی همه در ابعاد و شئون مختلف را تحت تاثیر و حتا تهدید قرار دهد و در حوزه آموزش ، مدارس را مدیریت کند کم تر کسی فکر می کرد روزی برسد که قبح و ممنوعیت ورود موبایل و یا تبلت به مدارس شکسته شود .

هنوز یادمان نرفته است که در بسیاری از مدارس پیش از کرونا ، اگر در کیف دانش آموزی موبایل یافت می شد با آن دانش آموز مانند " مجرمان و خطاکاران حرفه ای " برخورد می کردند و چه بسا ممکن بود عواقب زیان باری برای دانش آموز حامل موبایل به همراه داشته باشد .

انتقاد از کوتاه کردن موی دانش آموزان در مدرسه توسط مدیران و ناظمان و معلمان و کارکرد موبایل در نظارت عمومی

اما در کنار مشکلات ، چالش ها و بحران های ریز و درشتی که این ویروس برای نظام آموزشی ما به ارمغان آورد و مهم ترین عارضه آن ، تعطیلی مدارس و لوث شدن آموزش خاصه در نظام آموزشی ایران بود اما همان گونه که ذکر شد ، موبایل از خط قرمز خودخوانده بسیاری از عوامل اجرایی مدارس رها شد .

انتقاد از کوتاه کردن موی دانش آموزان در مدرسه توسط مدیران و ناظمان و معلمان و کارکرد موبایل در نظارت عمومی

( طبق گزاره های آماری و پژوهشی و آن چیزی که توسط یونسکو منتشر شده، بیانگر آن است که در بازه زمانی پاندمی جهانی کرونا ویروس؛ فقط ۷.۳٪ از جمعیت آماری؛ گزینه تعطیلی بلند مدت آموزش حضوری مدارس را ، اولین گزینه ی انتخابی خود در برابر والدین و دانش آموزان قرار داده اند و در این میان یکی از بیشترین آمار روز های تعطیلی آموزش حضوری متعلق به کشور ما می باشد .  این جا )

در روزهای گذشته ، قیچی کردن موی دانش آموزان در حیاط یک مدرسه توسط ناظم ( معاون ) آن مورد توجه بسیاری قرار گرفت .

هر چند این گونه رفتارها ممکن است به کرات در سایر مدارس و محیط های آموزشی تکرار شوند اما این بار به مدد تکنولوژی عصر ارتباطات از تاریک خانه مدرسه و کلاس به بیرون درز کرد و بخشی از واقعیت های نظام آموزشی ما را نمایان ساخت .

انتقاد از کوتاه کردن موی دانش آموزان در مدرسه توسط مدیران و ناظمان و معلمان و کارکرد موبایل در نظارت عمومی

شاید برای نخستین بار یک تشکل صنفی ( کانون صنفی معلمان تهران ) که اکثرا به داشتن مواضع پوپولیستی متصف است اما این بار در برابر عملکرد فرد خاطی موضع گرفت . کاش به جای تولید مدرسه پادگانی که ساخته ی دست خود ما معلمان است و البته ساختار آن را تشدید می کند کمی « تفکر انتقادی » را اول خود می آموختیم و تمرین می کردیم و با رفتار خود الگوی دیگران می شدیم .

این تشکل صنفی در پایان بیانیه ی خود چنین می نویسد :

« کانون صنفی معلمان ایران ( تهران) ضمن محکومیت مجدد رفتارهای غیر فرهنگی با دانش آموزان و به ویژه رفتار غیر انسانی اخیر ، خواستار برخورد جدی با فرد خاطی شده و یادآوری می کند که مشکل اصلی بروز چنین حوادثی در ساختار معیوب آموزشی ایران است و بدون تحول در چنین ساختاری، متاسفانه در آینده همچنان شاهد تکرار موارد مشابه خواهیم بود . »

هر چه فکر کردم متوجه ارتباط منطقی میان ساختار نظام آموزشی با عملکرد سلیقه ای یک ناظم مدرسه نشدم . هر چند قاطبه ایرانی ها عادت کرده اند در این موارد بدون قبول مسئولیت های فردی و تکالیف شهروندی سریعا بار همه خطاها و اشتباهات را به « ساختار » پاسکاری کنند بدون آن به این نکته اساسی تامل و تفکر کنند که ساختار محصول و نتیجه نوع و جنس ارتباطات ، کنش ها و تعاملات میان افراد یک جامعه است که در مناسبت های گوناگون یکدیگر را هم پوشانی کرده و خود را بازتولید می کنند .

نرم ها ، هنجارها و باید و نبایدها توسط افراد جامعه تحت پوشش « فرهنگ » ساخته و پرداخته می شوند و اگر قرار باشد تغییری در ساختار حاصل آید ، پیش از همه باید این فرهنگ و مواد تشکیل دهنده و قوام بخش آن مورد بازخوانی دقیق و جدی قرار گیرد .

سال هاست که موضوع « تنبیه » در مدارس در اشکال مختلف آن مورد توجه و بحث بوده است .

این که یک فرد فرهنگی در انظار عمومی ، موی دانش آموزان را با قیچی می برد و آن را حواله سطل زباله می کند قرار است چه پیامی برای آن دانش آموز و تغییر رفتار و نگرش او و سایرین  داشته باشد جز این که این کنش که مرادف با تحقیر شخصیت آن دانش آموز است به صورت یک « عقده » در روان آن فرد و تا پایان عمر ذخیره شده و به انحا مختلف و در جاهای دیگر ، « عقده گشایی » خواهد شد .

بسیاری اوقات که در محیط مدارس دقت کرده ام  و در رفتارهای دانش آموزان که فکر کرده ام به یقین رسیده ام که بسیاری از این دانش آموزان با مهارت های زندگی آشنا نیستند و قواعد و حقوق شهروندی را نمی دانند چه بسا خانواده های این دانش آموزان هم وضعیت بهتری نسبت به « تولیدات » و « آورده های » خود نداشته باشند .

انتقاد از کوتاه کردن موی دانش آموزان در مدرسه توسط مدیران و ناظمان و معلمان و کارکرد موبایل در نظارت عمومی

- بسیاری اوقات حیاط مدرسه مملو از زباله است و با آن که سطل زباله در نقاط مختلف آن تعبیه شده است اما دانش آموز نمی داند و یاد نگرفته است که جای زباله در درون سطل زباله است نه داخل باغچه ، آبخوری ، دستشویی و...

- بسیاری از دانش آموزان سلام کردن ، عذرخواهی و تشکر کردن را بلد نیستند .

- بسیاری از آن ها هنوز روش و طریقه راه رفتن را نمی دانند . این که در پیاده رو باید از سمت راست حرکت کنند نه هر جهت که می خواهند . در خیابان و در امتداد آن نباید راه بروند . به عنوان عابر پیاده مانند سایرین باید به قوانین ترافیکی و مقررات راهنمایی و رانندگی احترام بگذارند . حتمن پشت چراغ قرمز توقف کنند . حتمن از محل های خط کشی شده حرکت کنند .

انتقاد از کوتاه کردن موی دانش آموزان در مدرسه توسط مدیران و ناظمان و معلمان و کارکرد موبایل در نظارت عمومی

- هنوز نمی دانند که در معابر عمومی نباید ترشحات بینی و دهان خود را رها کنند .

- هنوز نمی دانند که با طبیعت چگونه باید برخورد کنند . نباید هر جا که برسند آتش بر پا کنند . آلودگی صوتی ایجاد کنند و مزاحم روان و آرامش دیگران شوند . بسیاری از این دانش آموزان با مهارت های زندگی آشنا نیستند و قواعد و حقوق شهروندی را نمی دانند چه بسا خانواده های این دانش آموزان هم وضعیت بهتری نسبت به « تولیدات » و « آورده های » خود نداشته باشند .

- هنوز یاد نگرفته اند که در صف چگونه بایستند و نوبت را رعایت کنند و زرنگ بازی درنیاورند .

- هنوز نمی دانند و یاد نگرفته اند که سبقت گرفتن برای گرفتن نمره به هر قیمتی صحیح و اخلاقی نیست و هدف وسیله را توجیه نمی کند .

این را می شود به وضوح در نوع رانندگی ایرانیان هم مشاهده کرد .

- هنوز « مفهوم گروه » و کارکردهای آن را نمی دانند و این که موفقیت های گروهی بهتر و پایدارتر از درخشش های شخصی است . چون همیشه منافع فردی بر مصالح جمعی غالب است ، به تبع آن مفهوم « منافع ملی » را درک نمی کنند و هر فردی سعی می کند به هر قیمتی به اصطلاح گلیم خود را از آب بیرون بکشد و نتیجه اش همین جنگلی می شود که شاهدش هستیم .

انتقاد از کوتاه کردن موی دانش آموزان در مدرسه توسط مدیران و ناظمان و معلمان و کارکرد موبایل در نظارت عمومی

- هنوز مفهوم « حریم شخصی » را نمی دانند و یاد نگرفته اند که نباید در موضوعات شخصی دیگران سرک بکشند و فضولی کنند . در عوض در مورد مشکلات دیگران و وضعیت خود و مدرسه حساس باشند و خود را به بی تفاوتی و ندیدن و نشنیدن نزنند .

و هنوز نمی دانند و یاد نگرفته اند و نمی فهمند که باید به عقاید و نظرات دیگران احترام گذاشت و با شیوه « نقد » و « گفت و گو » با مخالفان و منتقدان برخورد کرد نه با حذف و ترور و تحقیر و تهدید .

و در یک کلام ؛

کاش به جای تولید مدرسه پادگانی که ساخته ی دست خود ما معلمان است و البته ساختار آن را تشدید می کند کمی « تفکر انتقادی » را اول خود می آموختیم و تمرین می کردیم و با رفتار خود الگوی دیگران می شدیم .

***

( احترام به قانون، حتی در زمان جنگ!

صبر، خونسردی و قانون‌ مداری این شهروند اوکراینی در کی‌یف خلوت و جنگ‌زده برای سبز شدن چراغ عابر پیاده... )

شنبه, 27 فروردين 1401 11:44 خوانده شده: 1456 دفعه

در همین زمینه بخوانید: