با تقدیم احترام و تقدیر از تمامی کوشاوران نستوه وطنم
امروز جنگ؛ پوشاننده هر نوع کاستی و ضعف و ناکارآمدی گردیده است. اقتصاد ایران دیروز و قبل از جنگ نیز سالم و رشدیافته نبود. مفاسد اقتصادی ریز و درشت معلق از کیفر و مجازات در برابر قانون، تاخت و تاخت تا خون ملت را به شیشه کرد و برخی از آنان شرایط گِل آلودی جنگ را برای فرار خود و غارت بیت المال مساعد یافتند. آخرین رفتنی که خیلی زود حرارت آن خاموش و فراموش شد همان ماجرای 15 فرد معتمد نظام بود که عنوان تراستی های فراری را با خود یدک کشیدند و در ناکجا آبادی که در سایه خلاهای نظارتی در رفتند دیوارهای اعتماد را فرو نشاندند. شرایط تحریم ایران را به چنین جریانی مجبور ساخت تا واردات و صادرات جریان داشته باشد اما دریغ و درد از اعتماد به خودی ها!
باید گفت:
«از مهمترین انگیزههای اقتصادی تراستیها، سود ناشی از رسوب منابع در حسابهایشان است. هر چه انتقال پول بیشتر به تأخیر بیفتد امکان بهرهبرداری از این منابع نیز بیشتر میشود. اعلام تشکیل 59 پرونده قضایی برای مدیران شرکتهای تراستی، صدور قرار جلب دادرسی در 43 پرونده و پیگیری اعلان قرمز اینترپل برای 15تراستی فراری با میلیاردها دلار، ابعاد تازهای از مخاطرات شبکه انتقال غیررسمی درآمدهای نفتی ایران را آشکار کرده است.» (1)
نمی دانم برای اقتصاد کشور در و پیکری باقی مانده است که رسانه ها با مشاهده یک آمار غیرموجه، در پی موجه جلوه دادن سیمای هزار تکه شده اقتصاد ایران هستند؟ در ادامه مطلب درخواهید یافت که دیگر خواستن، توانستن نیست!
در خبری به ظاهر گویای کیمیای سعادت ایرانیان، چنین آمده است:
«مقایسه آمارهای سال 2024 نشان میدهد ایرانیها به طور متوسط هفته ای 46.3 ساعت کار میکنند؛ رقمی که ایران را در میان 170 کشور جهان در رتبه دهم قرار داده و افسانه کم کاری ایرانیها را رد میکند.» (2)

خبری مسرّت آمیز، امیدوارکننده و اطمینان بخش اما نمی دانم چرا واقعیت اجازه نمی دهد تا ما ایرانی ها نفسی به آسودگی بکشیم. در واقع تلاش برای رد افسانه کم کاری ایرانی ها، خود افسانه ای بیش نیست.
برای اثبات این نگرش سه فرضیه قابل طرح است:
فرضیه اول: نام هیچ کشور پیشرفته ای از پنج قاره جهان در این لیست آورده نشده است. پس ساعات کاری زیاد در طول یک هفته به تنهایی نشانگر پیشرفت اقتصادی نیست.
فرضیه دوم: باید بپذیریم که زیاد کار کردن این کشورها، مزیت شمرده نمی شود و در بهبود شرایط زندگی آنان مؤثر نیست و فاکتوری مثبت ارزیابی نمی شود.
فرضیه سوم: اگر به نام ده کشور اینفوگرافیک درج شده در متن نگاه کنید، نام کشورها از توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته آغاز و به کشورهای در حال توسعه رسیده است. یعنی: بوتان، سودان، کنگو، امارات، اردن، لیبریا، پاکستان، قطر،لبنان، ایران، ترکیه، عربستان و بحرین.

هر چند این آمار به شرایط قبل از جنگ ایران و سال 2024 مربوط است، اما اثرات مخرب از دست دادن موقعیت شغلی طی دوران کرونا و پس از آن و همچنین واقعیتی به نام نرخ بیکاری، گواه این واقعیت است که تمامی جمعیت فعال کشور مشغول به کار نیستند.
امروز بیشتر کارخانه ها و کارگاه های ریز و درشت تولیدی تعطیل گشته اند از جمله: کارخانه های ارج، آزمایش، داروگر، پارس الکتریک، تولی پرس (پودر شوینده)، آدامس خروس نشان (3) و رکود اقتصادی به علاوه قطعی برق و گاز مراکز تولیدی، برخی از کارخانه هایی را که سه شیفت کار می کردند یک شیفته کرده است، مثلا کارخانه تولید نوشابه فقط یک شیفت تولید دارد. (4) . در دولت روحانی 1000 کارخانه تعطیل شده است. (5)

چنین رخداد تلخی، فاجعه اقتصادی شمرده می شود. یعنی کاهش سطح تولید و صادرات غیرنفتی و افزایش واردات. یعنی به جای ارزآوری و تقویت پشتوانه پول، روز به روز از میزان آن کاسته و ارزش ریال نیز سیر نزولی یافته است. یعنی دامن زدن به رکود اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری. یعنی کوچک شدن سفره های مردم. کارگران بیکاری که خبر مهاجرت آنان بعد از پزشکان و پرستاران شنیده شد! یعنی دولت ها یکی پس از دیگری مجبور به افزایش حقوق و دستمزد مشاغل گوناگون می شوند تا از ریل فزاینده و رو به جلوی تورم جا نمانند. اما تاکنون نتوانسته اند از آن سبقت بگیرند یا بدان برسند، چون سرعت تورم و گرانی و کم ارزش شدن ریال ایران بسیار بسیار بیشتر از تلاش دولت ها بوده است.

بیشتر کار کردن در ایران یا چندین کشور دیگر، گویای داشتن رفاه اجتماعی و زندگی بهتر مردم در آن ها نیست. هنر آن است که با ساعات کم فعالیت اقتصادی و مدیریت بهینه عوامل تولید یعنی « زمین، کار، سرمایه » و عامل جدید دیگری که به مقتضای زمان بدان اضافه شده است یعنی «کارآفرینی »؛ قدرت پیشرفت و افزایش بهره وری داشته باشید. آسایش و آرامش فقط با کار کردن زیاد فراهم نمی شود. باید زندگی کرد و از آن لذت برد و برای تحقق این مهم خانواده ها نیازمند اوقات فراغت درخور هستند.
با مراجعه به آمار و ارقامی که گویای میزان ساعات کار هفتگی در کشورهای پیشرفته است می توان سه فرضیه ذکر شده در بالا را تأیید کرد:

«میانگین کوتاهترین هفته کاری به ترتیب برای کشورهای هلند 32.2 ، اتریش 33.6 و آلمان 34 ساعت به ثبت رسیده است. آمارها نشان می دهد در سال 2023 افراد شاغلی که شغل ثابت و 20 تا 64 سال سن دارند در اتحادیه اروپا به صورت میانگین 36.1 ساعت در هفته کار کردهاند.
بر اساس این گزارش، میانگین طولانیترین هفتههای کاری به ترتیب متعلق به کشورهای یونان 39.8 ، رومانی 39.5 ، لهستان 39.3 و بلغارستان 39 ساعت است. یعنی ساعات زیاد فعالیت اقتصادی این کشورها اولا از کشورهای توسعه نیافته کمتر است.
ثانیا بر اساس دادهها، طولانیترین هفته های کاری برای مشاغل سختی است که مقتضای انجام آن زمان بیشتر است. در سال 2023 به ترتیب برای مشاغل کشاورزی، جنگل داری و ماهی گیری 41.5 ، معدن 39.1 و ساخت و ساز ساختمانی 38.9 ساعت به ثبت رسیده است. در مقابل کوتاهترین هفتههای کاری در مشاغل ثابت مربوط به مدیران و کارفرمایان 26.7 ، آموزش 31.9 ، هنر و سرگرمی 33 ساعت بوده است.» (6)

برقراری تعادل بین کار و زندگی دغدغه بسیاری از کشورهاست. برخی از کشورها، در طول هفته پنج روز و برخی بیشتر فعالیت می کنند. از سال 2022 تعدادی از کشورها و صنایع در پی آن هستند تا تعداد روزهای کاری را به چهار روز در هفته برسانند. زیرا کاهش طول متوسط هفته کاری به شهروندان کمک میکند تا در برقراری تعادل بین کار و زندگی، کاهش سطح استرس و افزایش میزان شادی در زندگی و جامعه موفق تر عمل کنند.
اگر تهران در نظر برخی به دلیل پایتخت و در ظاهر مرفه بودن، نمی بایست در لیست پرکارترین استان ها معرفی می شد، باید اذعان داشت که مهاجرپذیری بی رویه، کنترل یا تحدید نشده و رشد شتابان شهرنشینی باعث شده است تا ساعات کاری در تهران بیشتر گردد و آن را در رتبه چهارم پرکارترین شهرها قرار دهد. بزرگ و بزرگ تر شدن روزافزون تهران به عنوان یک کلان شهر مهاجرپذیر از دهه 50 به بعد، باعث شده است تا فاصله بین محل زندگی و محل کار شاغلان، بیشتر گردد لذا زمان مفید برای انجام کار و داشتن بهره وری مناسب از دست رفته است. در ایران کمترین سهم شاغلان با ساعات کار کمتر مربوط به چهار استان خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، سمنان و کرمان است.

باید پرسید : آیا میزان ساعات کاری حاصل از شغل دوم و سوم که مربوط به کشورهای توسعه نیافته است، نیز در این آمار دخیل بوده است یا خیر؟ بیشتر بودن ساعات کاری در کشورهای توسعه نیافته گویای حقیقت دیگری نیز هست و آن پایین بودن یا نامکفی بودن درآمدهاست. بیشتر این کشورها با تورم تثبیت شده ای دست و پنجه نرم می کنند که روز به روز از کیفیت و کمیت زندگی مردم آن می کاهد. وقتی هزینه ها یا مخارج زندگی بیشتر از درآمدهاست شما مجبور به اضافه کاری یا چندشغلی هستید تا تأمین شوید. متأسفانه اغلب این مشاغل غیرمفید و کاذب شمرده می شوند و چون درآمد حاصل از این مشاغل در درآمد ملی کشور محاسبه نمی شود، در نتیجه این کشورها از رفاه اجتماعی محروم هستند.
چرا ما ایرانی ها در بیشتر شاخص های نامناسب رتبه قابل توجه و چشم گیری داریم ؟

بار دیگر تکرار می کنم اعتقاد به رد افسانه کمکاری ایرانیها با کسب رتبه دهم در کار زیاد هفتگی از بین 178 کشور، خود افسانه ای بیش نیست. سخت و بیشتر کار کردن هنری ارزنده نیست. چون انسان و انسانیت در لا به لای پیچش آن قربانی می شود.( چارلی چاپلین در فیلم عصر جدید) تصور کردند با تعطیلی دو روز در هفته، کرامت خانواده حفظ خواهد شد. اما دریغ و افسوس که:
- کرامت خانواده با کار استاندارد، ثابت، مفید و ارزنده تضمین می شود نه با کار سخت یا تعطیلی دو روز در هفته.
- کرامت خانواده با بی احتیاجی به سرگردانی در لابلای مشاغل کاذب تضمین می شود نه چند شغلی.
- کرامت خانواده با داشتن درآمد عادلانه و مکفی تضمین می شود نه با فاصله نجومی مابین حقوق های مشاغل گوناگون یا داشتن درآمد زیر خط فقری.
- کرامت خانواده با مسدود سازی مفاسد اقتصادی و عدم دخالت مستقیم دولت در اقتصاد، تضمین می شود نه هموار سازی رانت خوارها و تراستی ها که به جای اعتمادسپاری به اعتمادگریزی تبدیل می شوند.
بنا به گزارش ایرنا از بانک مرکزی؛ رشد اقتصادی کشور در سال 1404منفی 0.7 درصد بوده و تنها بخش نفت و خدمات رشد مثبت اقتصادی را تجربه کرده اند. با توجه به جنگ 12 روزه و شورش و اعتراض دی ماه و همچنین آغاز جنگی دیگر از نهم اسفند ماه همین سال که هنوز ادامه دارد، یقین آن دو بخش نیز تاکنون از رشد منفی برخوردار شده اند.

به عنوان مثال معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران بیان داشته است:
«ارزش تجارت غیرنفتی ایران در چهار ماه نخست 1405 در پی جنگ و اختلال در مسیرهای حمل و نقل دریایی، 30 درصد کاهش یافته است.» (7)
و یا رییس کمیسیون حمل و نقل اتاق تهران « از توقف نزدیک به 17 هزار کانتینر ایرانی در بندر کراچی و توقف 3 هزار کامیون در مرز ریمدان خبر داد.» (8)
و چندین و چند خبر اسفبار دیگر از اوضاع اقتصادی ایران که نمی تواند دال بر پرکاری ایرانیان حداقل طی دو سال اخیر باشد که جنگ فرسایشی و عواقب آن اوضاع را روز به روز بدتر می سازد.
در شرایطی که من و شما هر یک به طور طبیعی در پیچ و تاب ردیف کردن زندگی خود و خواسته های خانواده هستیم و با امیدواری غیرمتّقن برای آغاز مهر ماه و بازگشایی مدارس آماده می شویم، جنگ اثرات تخریبی خود را بر تمامی بخش های اقتصادی و اجتماعی گذاشته است و می گذارد.
شاید اگر مسئولان در بیان واقعیت های پنهان و دادن اطلاعات و آمار درست، شفاف تر عمل کنند و به مردم اعتماد ورزند، ما نیز بتوانیم مسئولیت های خود را شناخته و نسبت بدان حساسیّت بیشتری نشان دهیم.
بنا به گفته رییس جمهور در یک اعتراف صمیمی و صادقانه:
«گرانیهای فعلی طبیعی است. قبلا محصولات وارداتی با کشتی وارد میشد، اما اکنون از کلی مسیر عبور میکند. درآمد ما کم شده زیرا قبلا نفت میفروختیم و اکنون نمیتوانیم بفروشیم. از کارخانههایی که زدند و خراب کردهاند هم نه تنها نمیتوانیم مالیات بگیریم، بلکه باید به آنها پول هم بدهیم که چرخ اقتصادی بچرخد. معضل ما چندین برابر شده و از آن طرف درآمدها کاهش پیدا کرده است. ما منابع داریم، اما چطور باید آنها را به فعلیت برسانیم؛ این فعلیت مهم است...» (9)
می توان با خاک سپاری وجدان خطاشویی کرد یا به پنهان سازی واقعیت ها دل سپرد، می توان داده ها و اطلاعات آماری را آنچنان درهم تنید که حاصل آن جز عوام فریبی و سردرگمی نیست، می توان با مثبت گویی دل ها را آرام ساخت اما مثبت اندیشی را در لا به لای دروغ های بسیار به فراموشی سپرد.
مهم این است که مرا به عنوان یک انسان زنده در خاک ایران ببینید و صداقت داشته باشید. مهم این است که به شعور و وجود منِ ایرانی احترام بگذارید و از قلب حقایق پرهیز کنید.
چگونه افسانه کم کاری و حتی متقلب بودن ایرانی ها را رد نمایم وقتی داغ خبر زیر، شرمگینم می سازد:
« اداره ملی استاندارد افغانستان اعلام کرد از ورود 139 تن کالای وارداتی از ایران، شامل مصالح ساختمانی و فرش، در مرز «شیخ ابونصر فراهی» به دلیل عدم انطباق با معیارهای کیفی جلوگیری کرده و آنها را بازگردانده است.»(10)
چه بلایی بر سر تولیدات ایران آمده است که فرش ایرانی نیز گندیده است؟!
منابع استفاده شده :
1) اقتصادنیوز؛ فرار 15 تراستی و خروج میلیاردها دلار از منابع کشور، 4 مرداد 1405.
2) خبرگزاری خبرآنلاین، ایرانیها جزو ۱۰ کشور پرکار جهان شدند/ شاغلان ایرانیها در هفته چند ساعت کار میکنند؟
24 مرداد 1405.
3) فردای اقتصاد؛ داستان برندهای ایرانی که تعطیل شدند، 10 خرداد 1402.
4) کیهان؛ رکود اقتصادی کارخانههای 3 شیفت را یک شیفت کرده است، 11 خرداد 1395.
5) جهان نیوز؛ در دولت روحانی 1000 کارخانه تعطیل شد، 18 خرداد 1400.
6) سایت خبری- تحلیلی عصر ایران؛ اروپاییها چند ساعت در هفته کار میکنند؟ 12 خرداد 1403.
7) ایران وایر؛ کاهش ارزش تجارت غیرنفتی ایران در چهار ماه نخست سال، 24 مرداد 1405.
8) خبرگزاری تسنیم؛ رسوب هزاران کانتینر ایرانی در کراچی و...، 28 مرداد 1405
9) پایگاه خبری - تحلیلی انتخاب؛ 24 مرداد 1405.
10) سایت طلا؛ افغانستان 139 تن کالای ایرانی را با ادعای بیکیفیتی برگرداند! 4 شهریور 1405.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید