چاپ کردن این صفحه

« صندوق ذخیره فرهنگیان نباید به عرصه رقابت برای کسب موقعیت تبدیل شود؛ بلکه باید عرصه‌ای برای دفاع از حقوق و منافع صاحبان سرمایه باشد »

صندوق ذخیره فرهنگیان ؛ منافع فرهنگیان و مساله " مطالبه مشترک " ؟!

سیدهادی عظیمی/ عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

۱. وقتی بنیان‌گذاران صندوق ذخیره فرهنگیان در سال ۱۳۷۴ تصمیم گرفتند نهادی برای کمک به تأمین معیشت معلمان ایجاد کنند، احتمالاً تصور نمی‌کردند که این صندوق در طول زمان به مجموعه‌ای بزرگ با فعالیت‌های اقتصادی گسترده تبدیل شود.

فلسفه اولیه صندوق، مشارکت ماهانه فرهنگیان و دولت برای ایجاد پشتوانه‌ای مالی برای اعضا بود؛ اما امروز، پس از گذشت چند دهه، پرسش مهم‌تری پیش روی ما قرار دارد:

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان همچنان به اندازه کافی برای فرهنگیان منفعت ایجاد می‌کند؟

۲.در سال‌های گذشته، گروه‌های مختلفی برای احقاق حقوق فرهنگیان در صندوق ذخیره فعالیت کرده‌اند و در فضای مجازی نیز جریان‌های مختلفی درباره آینده صندوق شکل گرفته است. در دوره وزارت سیدمحمد بطحایی، برای نخستین‌بار امکان انتخاب نمایندگان اعضای صندوق در هیأت امنا فراهم شد. این انتخابات با استقبال محدودی روبه‌رو شد و پس از آن نیز تلاش‌هایی برای افزایش تعداد نمایندگان منتخب فرهنگیان در هیأت امنا صورت گرفت که به نتیجه نرسید.

در کنار مسئله نمایندگی، مالکیت صندوق نیز همواره محل اختلاف بوده است. بخشی از کنشگران معتقدند صندوق متعلق به فرهنگیان است و اعضا باید به‌عنوان صاحبان سرمایه از حقوق مالکانه برخوردار باشند. در مقابل، دیدگاه‌هایی وجود دارند که صندوق را نهادی سرمایه‌گذاری با ساختار عمومی غیردولتی می‌دانند.

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

اما به نظر می‌رسد در این میان، یک سؤال اساسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است:

صرف‌نظر از اینکه مالکیت صندوق چگونه تعریف شود و چه کسانی آن را اداره کنند، این صندوق چه منفعتی برای فرهنگیان ایجاد می‌کند؟

۳. مسئله اصلی؛ صندوق برای فرهنگیان یا فرهنگیان برای صندوق؟

به نظر می‌رسد بخش مهمی از مباحث موجود درباره صندوق بر این موضوع متمرکز است که چه کسی باید اختیار صندوق را در دست داشته باشد. عده‌ای بر افزایش نمایندگان فرهنگیان تأکید دارند، برخی بر مالکیت کامل اعضا و برخی نیز بر انحلال صندوق و تقسیم سرمایه براساس ارزش مالکانه تأکید می‌کنند. این تغییر پرسش ؛ می‌تواند آغاز یک گفت‌وگوی جدید درباره صندوق ذخیره فرهنگیان باشد؛ گفت‌وگویی که در آن نه «صندوق» هدف، بلکه فرهنگیان و منافع آنان هدف نهایی باشند.

این مباحث مهم‌اند، اما نباید ما را از سؤال اصلی دور کنند.

هدف از ایجاد صندوق، خود صندوق نبوده است؛ هدف، تأمین منافع اعضای آن بوده است.

بنابراین هر مدل مالکیت، اساسنامه، ساختار مدیریتی یا ترکیب هیأت امنا باید با یک معیار روشن ارزیابی شود:

آیا این مدل می‌تواند منافع فرهنگیان را افزایش دهد یا خیر؟

۴.  ممکن است فرهنگیان از نظر حقوقی مالک یا ذی‌نفع صندوق باشند، اما اگر از سرمایه خود بازدهی مناسب دریافت نکنند، اطلاعات کافی درباره عملکرد آن نداشته باشند و امکان نظارت و مشارکت مؤثر در تصمیم‌گیری‌ها برایشان فراهم نباشد، صرف مالکیت به‌تنهایی مسئله را حل نخواهد کرد.

از این منظر باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت:

مالکیت، حکمرانی و منفعت.

۵. مالکیت مشخص می‌کند سرمایه متعلق به چه کسی است؛ حکمرانی مشخص می‌کند این سرمایه چگونه اداره می‌شود؛ و منفعت نشان می‌دهد در نهایت چه چیزی نصیب صاحب سرمایه می‌شود. مسئله صندوق زمانی حل خواهد شد که این سه در کنار یکدیگر قرار گیرند.

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

۶. آیا افزایش نمایندگان فرهنگیان کافی است؟

حضور نمایندگان منتخب فرهنگیان در ساختار تصمیم‌گیری صندوق می‌تواند گامی مثبت باشد؛ اما پرسش این است که نمایندگی چه زمانی به نمایندگی واقعی تبدیل می‌شود؟

افزایش تعداد نمایندگان، بدون برخورداری از اختیار واقعی، دسترسی به اطلاعات، امکان نظارت و سازوکار پاسخ گویی، الزاماً به افزایش منافع اعضا منجر نمی‌شود.

بنابراین سؤال اصلی نباید فقط این باشد که : «چند نماینده فرهنگیان در هیأت امنا حضور داشته باشند؟» بلکه باید پرسید:

این نمایندگان چه اختیاراتی دارند؟ چگونه انتخاب می‌شوند؟ به چه کسی پاسخ گو هستند؟ چگونه عملکرد آنان ارزیابی می‌شود و اعضای صندوق چگونه می‌توانند بر آنان نظارت کنند؟و این روش  چه تاثیری بر  منافع  فرهنگیان  دارد؟

اگر این مسائل حل نشوند، ممکن است تغییر تعداد نمایندگان، بدون تغییر در نظام حکمرانی، تأثیر چندانی بر وضعیت فرهنگیان نداشته باشد.

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

۷. مالکیت به‌تنهایی کافی نیست

یکی از مطالبات مهم بخشی از کنش گران، به رسمیت شناختن مالکیت فرهنگیان بر صندوق است. این مطالبه از منظر حقوق اعضا اهمیت دارد؛ اما حتی پذیرش مالکیت فرهنگیان نیز پایان بحث نیست.

تجربه بنگاه‌داری در اقتصاد ایران نشان داده است که مالکیت عمومی یا گسترده، بدون نظام شفاف و پاسخ گو برای اداره بنگاه، الزاماً به کارآمدی منجر نمی‌شود. وقتی بنگاه داری دولتی در ایران  تجربه ای شکست خورده است ، چرا باید صندوقی با این گستره موفق بشود؟

اگر فرهنگیان مالک صندوق باشند، اما تصمیمات اصلی توسط گروه محدودی گرفته شود، اطلاعات مالی به‌صورت شفاف در اختیار اعضا قرار نگیرد، مدیران پاسخ گو نباشند و تعارض منافع کنترل نشود ؛ چه تفاوتی با شرایط امروز وجود دارد؟

در نهایت باید بتوانیم با معیارهای روشن پاسخ دهیم که صندوق چه منافعی برای اعضای خود ایجاد کرده است ؟

این منافع می‌تواند شامل حفظ و افزایش ارزش واقعی سرمایه اعضا، بازدهی مناسب سرمایه‌گذاری‌ها، برخورداری عادلانه اعضا از منافع صندوق، شفافیت اطلاعات مالی، امکان نظارت و مشارکت در تصمیم‌گیری و ایجاد پشتوانه‌ای مؤثر برای دوران اشتغال و  بازنشستگی باشد.

اگر صندوق بتواند حداقل بخشی از مشکلاتی مثل بیمه خدمات درمانی و تکمیلی معلمان را حل کند ؛ گام  مثبتی برای معیشت معلمان برداشته شده است.

بنابراین سؤال مهم این نیست که فقط چه میزان سرمایه در صندوق وجود دارد یا چه تعداد شرکت زیرمجموعه آن فعالیت می‌کنند ؛ پرسش مهم‌تر این است که این سرمایه و این فعالیت اقتصادی تا چه اندازه به منفعت ملموس و عادلانه برای فرهنگیان تبدیل می‌شود؟

اگر صندوق فعالیت اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد، اما اعضای آن نتوانند رابطه روشنی میان سرمایه خود و منافعی که دریافت می‌کنند مشاهده کنند، طبیعی است که اعتماد آنان کاهش پیدا کند.

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

۸. آیا انحلال صندوق راه‌حل است؟

برخی از کنش گران، در مقابل اصلاح ساختار موجود، از انحلال صندوق و تقسیم سرمایه میان اعضا براساس ارزش مالکانه سخن می‌گویند.

این دیدگاه نیز نیازمند بررسی جدی است. انحلال یک نهاد اقتصادی بزرگ، صرفاً با تقسیم دارایی‌های آن پایان نمی‌یابد و باید نحوه  تقسیم سرمایه و پیامدهای آن نیز بررسی شود.

از سوی دیگر، دفاع از ادامه فعالیت صندوق نیز نباید صرفاً به دلیل وجود آن باشد.

مسئله باید این باشد که کدام گزینه بیشترین منفعت را برای فرهنگیان ایجاد می‌کند؟

ادامه فعالیت صندوق، اصلاح ساختار آن یا انحلال و تعیین تکلیف دارایی‌ها، هر سه باید بر اساس همین معیار مورد ارزیابی قرار گیرند، نه بر اساس منافع گروه‌های مدیریتی، سیاسی یا تشکیلاتی.

۹. مسئله پنهان؛ تعارض منافع

یکی از موضوعاتی که در بحث‌های مربوط به صندوق کمتر مورد توجه قرار گرفته، مسئله تعارض منافع است.

هر ساختار اقتصادی بزرگی با خطر شکل‌گیری منافع خاص پیرامون خود مواجه است. بنابراین باید پرسید چه کسانی مدیران را انتخاب می‌کنند، مدیران چگونه ارزیابی می‌شوند، قراردادهای مهم چگونه منعقد می‌شوند و چه سازوکاری برای جلوگیری از استفاده شخصی یا گروهی از منابع صندوق وجود دارد.

کنش گری درباره صندوق زمانی می‌تواند اعتماد فرهنگیان را افزایش دهد که از هرگونه تعارض منافع احتمالی فاصله بگیرد و منافع عمومی اعضا را بر منافع افراد و گروه‌ها مقدم بداند.

صندوق ذخیره فرهنگیان نباید به عرصه رقابت برای کسب موقعیت تبدیل شود؛ بلکه باید عرصه‌ای برای دفاع از حقوق و منافع صاحبان سرمایه باشد.

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

۱۰. ضرورت گفت‌وگو بر سر منافع مشترک

امروز جریان‌ها و گروه‌های مختلفی درباره صندوق ذخیره فرهنگیان فعالیت می‌کنند، اما اختلاف دیدگاه میان آنان مانع شکل‌گیری یک مطالبه مشترک می‌شود.ممکن است درباره مالکیت، تعداد نمایندگان، ساختار حقوقی یا حتی آینده صندوق اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ اما می‌توان بر سر یک اصل مشترک توافق کرد:

هر تصمیمی درباره صندوق باید در نهایت به افزایش منافع فرهنگیان منجر شود.اگر چنین توافقی شکل بگیرد، اختلاف درباره ابزارها قابل مدیریت خواهد بود. می‌توان درباره مالکیت گفت‌وگو کرد، درباره نمایندگی بحث کرد، درباره اصلاح اساسنامه مذاکره کرد و حتی درباره انحلال یا ادامه فعالیت صندوق بررسی کارشناسی انجام داد.اما اگر «منافع فرهنگیان» به نقطه مشترک تبدیل نشود، ممکن است کنش گری‌های متعدد، به جای ایجاد تغییر، صرفاً به بازتولید اختلافات موجود منجر شود.

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

۱۱. صندوق برای چه کسی است؟

در نهایت مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان را نباید فقط به یک دعوای حقوقی درباره مالکیت یا یک اختلاف مدیریتی درباره ترکیب هیأت امنا تقلیل داد.

پرسش بنیادی‌تر این است:

صندوق برای چه کسی و برای چه هدفی وجود دارد؟

اگر پاسخ این باشد که صندوق برای فرهنگیان ایجاد شده است، آن گاه همه چیز باید با همین معیار سنجیده شود: ساختار مالکیت، نحوه انتخاب مدیران، ترکیب هیأت امنا، عملکرد شرکت‌های زیرمجموعه، میزان شفافیت، نظام نظارت و در نهایت میزان منفعتی که به اعضا می‌رسد.به همین دلیل، به جای آن که صرفاً بپرسیم «چه کسی صندوق را اداره کند؟» باید بپرسیم: صندوق چگونه باید اداره شود تا منافع فرهنگیان تأمین شود و بودن و نبودن آن چه تاثیری برای منافع فرهنگیان  خواهد داشت ؟

این تغییر پرسش ؛ می‌تواند آغاز یک گفت‌وگوی جدید درباره صندوق ذخیره فرهنگیان باشد؛ گفت‌وگویی که در آن نه «صندوق» هدف، بلکه فرهنگیان و منافع آنان هدف نهایی باشند.

صندوق ذخیره فرهنگیان زمانی معنا دارد که ذخیره‌ای برای آینده فرهنگیان باشد، نه نهادی که فرهنگیان صرفاً در آن ذخیره‌ای داشته باشند.

منافع فرهنگیان بر انحلال یا ادامه فعالیت صندوق یا مسئله مالکیت آن یا تعداد نمایندگان معلمان در هیأت امنا اولویت  دارد .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

آیا صندوق ذخیره فرهنگیان برای تامین منافع فرهنگیان کار می کند و چرا مطالبه مشترک حاصل نمی شود

یکشنبه, 01 شهریور 1405 16:39 خوانده شده: 27 دفعه

در همین زمینه بخوانید: